رفتن به مطلب

h.h

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    150
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط h.h

  1. اینم اختراع تازه ازغدیه؟ فلسفه سیاه! از هرچیزی سردر نمیارن میشه پوچ وبی هویت. جواب هرچیزی رو نتونن بدن لاطائلات بارش میکنن وشگفت اینکه شستشوی مغزی انگار بیماری جدید وجدی علاقمندانشونه شریعتی وهدایت؟ اصلا اینا باهم قابل قیاس هستند؟هدایت تنها کسیه که تو دنیا خودکشی کرده؟زندگی خودش بوده دوست داشته تمومش کنه نه خدا ونه هیچ بنده ای نتونست جلوش رو بگیره نکنه اینم فلسفه سفید هست که به پوچی تسلسلی این منتقدان با دیدن این همه دروغ وفریب اعتقاد داشته باشیم؟شریعتی خائن ترین کسیه که در صدسال اخیر تاریخ ایران ظاهر شده ومسئول بدبختی چندین نسل مخصوصا نسل همزمانی که با دروغها ویاوه هاش فریبشون داد هست اگر به چیزی اعتقاد داشته که مطمئنم نداشته باید الان عذابشو بچشه فرق ادما بعد سی چهل سال بخوبی معلومه یکی میشه نماد ادبیات وحقایق مطرح شدش میشه منبع بحث وروشنگری یکی هم میشه سوژه جوک واس ام اس که بدترشم لیاقتشه خوبه سارتر این واژه یاس فلسفی رو ابداع کرد وگرنه معلوم نبود باید از کی دزدی میکرد این دکتر قلابی وقتی تو واقعیت ومجاز اعتقادات منسوخ وپوچ تازی گریبانگیر هرفعل وفکری باشه افسردگی و دیدن حقایق کمترین اتفاق ممکنه ولی انگار یه سری ادمای بی درد و اقازاده پیه این چیزا به تنشون نخورده براهمین فلسفه بافی های بی پایان با داستانهای هزارساله دارن
  2. h.h

    دانلود جزوه مبانی مدیریت

    دانلود جزوه مبانی مدیریت اصول و مبانی مديريت Management Principles Principles_of_Management.ppt
  3. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    ادامه دانلود اسلایدهای اموزشی درس سیستم عامل Chapter05.PPT Chapter06.PPT Chapter07.PPT Chapter08.ppt
  4. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    اسلایدهای آموزشی درس سیستم عامل Operating Systems سیستم‌عامل دو کار عمده انجام می‌دهد: در نگرش پایین به بالا، منابع منطقی (مانند فایل‌ها) و منابع فیزیکی (مانند دستگاه‌های سخت‌افزاری) رایانه را مدیریت و کنترل می‌کند. در نگرش بالا به پایین، وظیفه سیستم‌عامل این است که یک ماشین توسعه یافته (Extended Machine) یا ماشین مجازی (Virtual Machine) را به کاربران ارائه کند تا آنها بتوانند آسان تر برنامه نویسی نمایند و درگیر پیچیدگی‌های سخت‌افزاری رایانه نشوند. فصل اول : نگاهی کلی به سخت افزار کامپیوتر فصل دوم : نگاهی کلی به سیستم عامل فصل سوم : شرح و کنترل فرایند فصل چهارم : چند پردازشی متقارن و ریزهسته ها فصل پنجم : همزمانی انحصار متقابل و همگام سازی فصل ششم : همزمانی و بن بست و گرسنگی فصل هفتم : مدیریت حافظه فصل هشتم : حافظه مجازی Chapter01.PPt Chapter02.PPT Chapter03.PPT Chapter04.PPT
  5. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    دانلود جزوه درسی واموزشی درس سیستم عامل به صورت تایپ شده در 70 صفحه OS.PDF
  6. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    جزوه درسی سیستم عامل دکتر حسین پدرام از دانشگاه صنعتی امیر کبیر این جزوه مناسب برای شرکت در کنکور کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر میباشد. عنوان کتاب: جزوه سیستم عامل دکتر پدرام دانشگاه امیرکبیر به زبان فارسی زبان کتاب: فارسی تعداد صفحه: 134 حجم فایل: 72 مگابایت لینک مستقیم ببرای دریافت فایل اینجا کلیک کنید. (لینک مستقیم) پسورد فایل: www.aghazeh.com لینک کمکی: ببرای دریافت فایل اینجا کلیک کنید. (سرور دوم )
  7. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    جزوه آموزشی سیستم عامل ۲ و کارگاه سیستم عامل در فرهنگ رایانه سیستم عامل نرم‌افزاری است که مدیریت منابع رایانه را به عهده گرفته و بستری را فراهم می‌سازد که نرم افزار کاربردی اجرا شده و از خدمات آن استفاده کنند. سیستم عامل خدماتی به برنامه‌های کاربردی و کاربر ارائه می‌دهد. برنامه‌های کاربردی یا از طریق واسط‌های برنامه نویسی کاربردی (Application User Interface-APIs) و یا از طرق فراخوانی های سیستم (system call) به این خدمات دسترسی دارند. با فراخوانی این واسط ها، برنامه‌های کاربردی می‌توانند سرویسی را از سیستم عامل درخواست کنند، پارامتر ها را انتقال دهند، و پاسخ عملیات را دریافت کنند. ممکن است کاربران با بعضی انواع واسط کاربری نرم افزار مثل واسط خط فرمان (Command Line Interface-CLI) یا یک واسط کاربری گرافیکی (Graphical User Interface-GUI) با سیستم عامل تعامل کنند. این جزوه شامل سرفصل درس سیستم عامل ۲ به همراه جزوه درس کارگاه سیستم عامل میباشد sys-jzv-kargah.pdf
  8. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    جزوه تایپ شده در 115 صفحه به صورت PDF برای دانلود جزوه درس سیستم عامل به لینک زیر مراجعه کنید دانلود
  9. h.h

    دانلود جزوه سیستم عامل

    دانلود جزوه سیستم عامل چند جزوه خوب سیستم عامل برای دانلود
  10. برای پورتهای pptp روی vpn هم این تنظیمات کار میکنن یا به کل پورتها از کار افتادن؟
  11. این کار که تموم بشه میریم سراغ هزارویک کاری که حتی فرصت فکر کردن به استراحت هم بهمون نمیدن چه جنونی داریم برای از کار انداختن خودمون
  12. h.h

    نیچه ابرمرد تنها

    نقد نیست انگاری نیچه و مسأله قدرت تفکر نیست­انگار (Nihilism) - آرمان متولد در قرن نوزدهم - چنین وانمود می­کند که با علم واقعیات سر و کار دارد. این نحله­ی فکری اعتقاد دارد که تمامی باورها و اعتقادات بشری انعکاس ارزشهای ذهنی فردی است بنابراین نمی­تواند انعکاس واقعیت باشد. آنچه این مکتب بیان­گر آن است سقوط امر حسی در جهان بیرونی در جدایی از امر «مجهول» فراحسی است. از اینروست که نیست­انگاری با تمامی مفاهیم و ساختارهای جهان مدرن بجز سکولاریسم (Secularism) مشکل دارد و آنان را به چالش می­کشد. البته اینها همه صرفاً ادعاست. بزرگترین نقطه ضعف نیست­انگاری همان درجا زدن در ردیف سکولاریسم منحط مدرنیته­ی غربی است. این تفکر بیش از هر متفکری وامدار اندیشه­های نیچه (Nietzsche) و پس از او هایدگر (Heidegger) است. نیچهنخستین فرد از حلقه تفکر پسامدرن است که در قالب تفکر نیست­انگار بحران انحطاط در غرب مدرن را متذکر می­شود. وی سراسر تاریخ فلسفه­ی غرب را تاریخ نیست­انگاری خطاب می­کند و با عبارت «خدا مرده است» در صدد اثبات مرگ امر فراحسی در متافیزیک بر می­آید. به باور او متافیزیک غربی در پایان راه خود قرار دارد و دیگر قادر به درک مفاهیم نوین بشری نیست. چرا که مفاهیم نوین بشری برآمده از جهانِ فاقد امر فراحسی است. چنین تحلیلی نشان می­دهد که چرا نیچه همچون دیگر فلاسفه، اخلاقیات را برآمده از متافیزیک نمی­داند و بالعکس به اصطلاح فلسفه اولی خویش را محیط بر اخلاقیات بنیان می­گذارد. اگرچه او ادعا می­کند از نیست­انگاری گذر کرده است اما در حقیقت در قالب نوینی از نیست­انگاری به ظن خود به انتقاد از مدرنیته مشغول می­گردد.[1] هایدگر نیز چنین نظری نسبت به نیچه دارد که علی­رغم نقادی متافیزیکِ نیست­انگار خود متعلق به نحله­ی تفکر نیست­انگار است و بس. اما نیست­انگاری چیست؟ نیچه می­گوید، موقعیتی که بشر از مرکزیت و محوریت منحوس به جانب مجهول می­چرخد و خود امری ناشناخته می­گردد و آنگاه سفر در جهت شناخت خویش و جهان پیرامون آغاز می­کند. در عوض هایدگر می­گوید، نیست­انگاری فرآیندی است که بشر در طی آن متوجه می­گردد نهایت و وجود در حقیقت یک چیز هستند: جهان تنها نهایت است و وجود، همین. بنا بر نظر متقدمین این مکتب بویژه نیچه، نیست‌انگاری عبارت از حرکت بنیادین در سیر تاریخ غرب است. جریان ژرفی است که صرفاً می‌تواند گرفتاریهای بشری و رنج­های جهانی را در خود داشته باشد. همچنین حرکتی است تاریخی از سوی اقوام صاحب اقتدار دوران نوین. اما نیست‌انگاری صرفاً عبارت از دست‌آورد ملتی خاص نیست. آن مللی که خود را ظاهراً از طرح نیست‌انگاری به دور می‌دانند، چه بسا در بسط آن بیش از دیگران دست داشته‌اند - تنها خود نمی­دانند. ارزشهای تفکر نیست­انگار بیش از هر چیز ادعای برابری با یکدیگر دارند چرا که در جهان واقعیات، ارزشهاْ خودْ فارغ از تحلیل محتوایی و برآورد ارزشی هستند. در جهانی که هیچ اصول ارزشی پایدار نیست و به قول نیچه خدایی بر پهنه­ی گیتی نتوان متصور بود[2] اخلاقیات پیشینی بیش از هر چیز به مخاطره می­افتند و طبیعت حقوقی­شان مشخص می­گردد. ارزشها برابر می­گردند و دیگر محتوای آنها مطلق نیست. به گمانم بزرگترین انتقاد نیست­انگاری از مدرنیته مقامی است که برای وجود در نظر گرفته است: جانبی و در حاشیه. در دوران حاکمیت علم و تکنولوژی که مدرنیته مسبب آن است «وجود» ماهیتی لرزان و ناتوان و در حاشیه اجتماع می­یابد؛ تعجبی ندارد که وجود به تدریج منزوی می­گردد. انسان به آرامی مبدل به هیچ می­گردد و هیچ، اندک اندک به همه چیز مبدل می­شود. خواستگاه نیست­انگاری در جهانی است که آنرا پسامدرنیته (Post-Modernity) خطاب می­کند و به نوعی وامدار تفکر باستان تا به عصر مدرنیته است. نیست­انگاری به هیچ وجه سر سازگاری با مدرنیته ندارد. در سیاست این تمایز به چه قسم است؟ توده­وار شدن امر سیاسی، بی­ریشگی اصول اخلاقی و بی­طرفی عامه­گرایانه به نفع هیچ چیز بر علیه همه­چیز (یعنی سکولاریسم) از ابتدایی­ترین تأثیرات مخرب تفکر نیست­انگار بر جهان سیاست­های ملی است. بطورکلی حیات معطوف به قدرت است و جمیع اراده­ها میل به قدرت دارند. همین مفهوم نیست­انگاری نیچه را عیان می­سازد که با دستور، امر و فرمان حس قرابت دارد. ارزش­ها آنوقتْ فرمانِ اراده­ی انسانی است در میل به قدرت. اراده­ی قدرت نیز به قدرت مطلق تمایل دارد. لذا اصل بر پذیرش قدرت است و تمکین در مقابل ارزش­هایی که می­آفریند. ارزشهای نیست­انگار در بهترین حالت ممکن انسانیت را از غایت به وسیله نازل می­کند و احترام به آنرا که می­بایست زیربنای هر قاعده اخلاقی باشد نفی کرده، بجای انسان قدرت را ارزش­آفرین می­شناسد. از اینرو نیست­انگاری که با نیچه در قرن نوزدهم متولد شد زمینه­ساز پدید آمدن حکومتهای تمامیت­خواه و شدیداً در طلب انحصار اقتدار گردید. جهنمی که آن حکومتها در قرن بیستم آفریدند اکنون بر کسی مخفی نیست. ﻓﺮدرﯾﺶ ﻧﯿﭽﻪ همه را ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﮐﺮد. او ﺟهان آﯾﻨﺪه ﺧﻮﯾﺶ را در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ آن ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد (ﺗﻔﮑﺮ ﻧﯿﺴﺖاﻧﮕﺎر) ﻣﯽدﯾﺪ و ﺑﺮای ﻓﺮار از آن ﻓﻠﺴﻔﻪورزی ﮐﺮد. پی­نوشت­ها [1]. ر. ک: «من نخستین نیست­انگار تمام عیار اروپا هستم.» (اراده معطوف به قدرت) [2]. بی­خدایی نیچه با بی­خدایی سنتی اعصار باستان و بی­خدایی مدرن فویرباخ (Feuerbach) تفاوت اساسی دارد. بی­خدایی نیچه، چنانچه خود معتقد بود، پیامدهای خطرناک اخلاقی در پی دارد و معتقدم صرفاً بحران بشری ایجاد می­کند و وانهادگی انسان در تعریف عام را در پی دارد؛ مگر اخلاقیات انسانها دگرگون شوند.
  13. h.h

    نیچه ابرمرد تنها

    زن در تفکر نیچه نیچه فیلسوف غریبی است. من متاسف میشم وقتی دربحث ها، خانم ها به جای پاسخ منطقی فورا میگن : این کنش محصول تحمیل ساختار اجتماع بر زن است! مطمئنا خودم هم گاهی این حرف رو به زبون آوردم! اما آیا انتظار اجتماع عامل تمام رفتارها و حتی اندیشه های زنان هست? خانم ها باید فاعل باشن نه اینکه همیشه منفعل فرض بشن و گناه اشتباهاتشون رو به گردن اجتماع بندازن! اما ... آنچه نیچه درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان! چرا که زنان و مردان دست کم در دیدن سراب در کویر و حرکت ظاهری خورشید هیچ تفاوتی میانشان نیست تا کدام یک بهتر عمل کند و عاقبت به خیر شود! لطفا بی طرفانه بخونید! زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبوده است- هنر بزرگ او دروغگویی و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی است. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم. مایی که کارو بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیرِ دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید فراسوی نیک و بد-نیچه الف- نیچه فیلسوف غریبی است. اغلب علاقمندان به فلسفه، دیر یا زود، کم یا زیاد، برای مدتی طولانی یا کوتاه بالاخره زمانی دچارش میشوند. برخی تا پایان دچار نیچه می مانند و برخی تاب نمی آورند و رهایش میکنند و یا جذب اندیشه ای دیگر میشوند. مردمان عادی نیچه را بیشتر به واسطه سخنان زن بیزارانه اش می شناسند. آثار نیچه پر از گزین گویه های آشکارا زن ستیزانه ای است که برای هر خواننده و شنونده مردی دلچسب است و فقط خدا میداند برخی اساتید و دانشجویان مرد فلسفه چه لذتی میبرند از نقل آنها و تماشای قیافه دختران! و البته زمانیکه ما راوی باشیم چه اهمیتی دارد اگر خود نیچه گفته باشد: آنچه او درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان از سوی دیگر سبک تند و تیز، دراماتیک و اغلب طنزآلود نیچه خواندن آثارش را برای زنان دشوار میکند، چرا که باید زحمت زیادی به خرج بدهند تا ارجاعات صریح و تحقیر آمیز او را درباره خود نادیده بگیرند. ب- زن در تفکر نیچه نوشته خانم نوشین شاهنده، کتاب ارزشمندی است که به بررسی موضوع مناقشه برانگیز زن در اندیشه های نیچه پرداخته است و فکر میکنم کماکان تنها کتاب تالیفی در این حوزه و حوزه های نزدیک به آن باشد. کتاب در سه بخش مجزا ابتدا به طور موجز و مختصر به معرفی مبانی تفکر نیچه می پردازد. در بخش دوم به بحث پر اهمیت طبقه بندی هایی که از زن در فلسفه نیچه انجام شده پرداخته و دو روی سکه زن در اندیشه نیچه را تحت عنوان «نیچه زن ستیز» و «نیچه زن ستا» مورد مطالعه قرار می دهد. در نهایت، در بخش سوم رابطه اندیشه های نیچه و فمینیسم معاصر بررسی میشود. ج- گرچه نیچه ندرتاً زن را، همچون حقیقت، هنر، زندگی و خرد ستایش میکند اما بطور کلی زن در اندیشه های او طبیعتاً پست و اخلاقاً منحرف و گمراه معرفی میشود. اندیشه های او در این زمینه را بیش از هرچیز تحت تاثیر عواملی چون شرایط جسمی و روحی خود او، تجربیات شخصی اش، سنت فلسفی گذشته، عقاید زمانه اش و اندیشمندانی نظیر ماکیاول و شوپنهاور دانسته اند. «زنان در دنیای نیچه خودشان سرنوشتشان را نمیسازند، آنها فقط دنیایی را که در آن جایگاهشان از پیش تعیین شده است؛ زینت می دهند یا آلوده می سازند». نیچه فقط ایفای نقش هایی را برای زن طبیعی می داند که از نظر کارکرد زیست شناختی مناسب اوست. او مرد را عمق و زن را سطح می داند. زن هایی که حتی خود نیز نوع زن را خوار می شمارند:« هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی دیگر را با انصاف شمرده است؟ و مگر نه آن است که تا کنون این زنان بوده اند که زن را بیش از همه سرزنش کرده اند- نه ما؟» نیچه نسبت به جنبش های زنان بسیار بد گمان است و معتقد است اینگونه میخواهند از زن افسون زدایی کنند! او زنانی را که در طلب کار مردانه روشنگری هستند مورد تمسخر قرار میدهد : میتوانیم به حق بدگمان باشیم که آیا به راستی زن درباره خویش خواهان روشنگری است- و روشنگری تواند خواست؟…اگر زنی با این کار در طلب زیور تازه ای برای خود نباشد د-با این وصف، نیچه ای که اینگونه به زن ستیزی و کینه توزی شهره است چرا علاقه و توجه فمینیست ها را به سوی خود جلب کرده است؟ فمینست ها اگرچه سوزش آتش تند انتقادات نیچه و تاثیر آن را تحمل کرده اند لکن از این آتش گرمای فراوانی هم بدست آوره اند به عنوان مثال انتقادات نیچه از تاریخ فلسفه در بسیاری از اصول بنیادینش با انتقادات فمینیست ها همسو است از آن مهمتر چشم اندازگرایی نیچه است که بر مبنای آن تمام حقایق چشم اندازی هستند و هر حقیقتی از چشم اندازی خاص حاصل میشود و بدون داشتن چشم انداز، داشتن هیچ حقیقتی ممکن نیست همچنین نظر نیچه در ارتباط با دخالت گرایش های فردی و گروهی در ایجاد ارزش ها، زیر سوال بردن عقل، فرهنگ، حقیقت وخیر. نقد او بر دوآلیسم فرهنگ غربی ، آرمان زهد، قدرت نامیدن و…به نظریه پردازی فمینیستی غنا بخشیده است برای مطالعه بیشتر شاهنده، نوشین.(1382). زن در تفکر نیچه.
  14. h.h

    نیچه ابرمرد تنها

    ما و خطر نیچه پیتر چایلدز و جان لچت او را فیلسوفی مدرن می داند. لارنس کهون در مجموعه ارزشمند «از مدرنیسم تا پست مدرنیسم» آرای او را در قالب دوره پیشامدرن طبقه بندی کرده است در حالی که به نظر او «نیچه فیلسوفی است که بیش از همه بر پست مدرنیسم تاثیر گذاشته است»(۱). دیوید لایون او را فیلسوفی پست مدرن می داند که «پیش از آنکه پسامدرنی در کار باشد پست مدرن بود» (۲) و جیانی واتیمو فیلسوف برجسته ایتالیایی نیز که در بخش پایانی کتاب پایان مدرنیته خود، در مقاله «نیهیلیسم و پست مدرن در فلسفه» به بررسی آرای نیچه می پردازد، به همین سیاق او را بانی پست مدرنیسم معرفی می کند.(۳) نیچه به همان اندازه که نبوغ معطوف به جنونش فرجامی تراژیک را برای زندگی اش رقم زد، به همان اندازه نیز جریان و تاثیر اندیشه اش در دوران حیاتش ناامید کننده و نامنصفانه بوده است. البته از این جهت شاید نتوان عصر حیات نیچه را مقصر دانست؛ چرا که نیچه دوران حیات خود را ناتوان از درک اندیشه های خود می دانسته است و از این جهت خود را فیلسوفی نابهنگام با تاملاتی نابهنگام معرفی کرده است. «چنین گفت زرتشت»، شاهکار بی بدیل خود را کتابی برای همه کس و هیچ کس دانست. مجموعه ای که پس از مرگش در قالب کتاب «خواست قدرت» منتشر شد را سیاست دو قرن آینده خوانده است و در مقدمه «دجال» کتاب را از آن آیندگان دانسته است. «این کتاب از آن چندی بیش نیست. شاید هیچ یک از آنان هنوز حتی به دنیا نیامده باشند. احتمالا آنان خوانندگانی هستند که زرتشت مرا در می یابند. چگونه مجاز بودم خودم را به کسانی محدود کنم که امروز برایشان گوش های شنوایی وجود دارد؟ فقط پس فردا از آن من است. زندگی بعضی کسان پس از مرگشان آغاز می شود.»(۴) پس آیا اکنون و بیش از یک قرن پس از مرگ او زمان درک آثارش فرا رسیده است؟ تاریخ اندیشه مغرب زمین در قرن بیستم پاسخ این پرسش را داده است. تاثیری که افکار نیچه بر بزرگ ترین فیلسوفان دوران معاصر بر جای گذاشته نشان دهنده اقبال و فهم اندیشه های او در قرن بیستم بوده است. نقد و تفسیر آرای وی نیز همواره در دهه های گذشته در کانون توجه اصحاب اندیشه بوده است. از این رو، پیش بینی این نابغه از توجه قرن های آینده به وی کاملا صحیح بوده است. اما این پیش بینی در مورد کشوری همانند ایران نیز می توانسته تعمیم پذیر بوده باشد؟ برای فرهنگ و جامعه ای که خارج از متن تولید و نقد اندیشه قرار دارد و از این حیث فرهنگی حاشیه ای به حساب می آید، آگراندیسمان روی این اندیشمند، آیا می تواند «طبیعی» و نشانگر هم زمانی اجتناب ناپذیر توجه جهانیان به این متفکر باشد؟ در حالی که بن مایه ها و زیر بناهای اساسی و کلاسیک جهان اندیشه غرب هنوز در ایران مورد توجه قرار نگرفته است و بسیاری از متون و منابع کلاسیک و جریان ساز تفکر مغرب زمین هنوز ترجمه نشده است و بسیاری از فیلسوفان برجسته غربی برای ایرانیان هنوز ناشناخته هستند، اقبال گسترده ترجمه و معرفی آثار وی می تواند محل تامل و اندیشه قرار گیرد. نیچه تنها فیلسوفی است که تقریبا تمام آثار وی در ایران ترجمه و منتشر شده است؛ جریانی که با ترجمه بخشی از چنین گفت زرتشت در دهه ۴۰ آغاز شد و در سال های اخیر به اوج رسید. با این شرایط سوال مهمی که مطرح می شود، این است که راز توجه به این متفکر در ایران امروز چیست؟ در حالی که جامعه ایران با بحران مطالعه روبروست و تیراژ کتاب در آن در حد فاجعه است چه اتفاقی می افتد که چنین گفت زرتشت به چاپ بیست و پنجم می رسد و با سرعتی تصاعدی به فروش می رسد به گونه ای که تنها در طی دو سال گذشته پنج بار در تیراژهای بالا در مقیاس نشر ایرانی تجدید چاپ می شود، تبارشناسی اخلاق به چاپ پنجم می رسد و آثار دیگر او نیز حکایتی مشابه پیدا می کنند. در جامعه ای که هنوز افلاطون و ارسطو و هگل و کانت و شوپنهاور به خوبی درک و خوانده نشده اند، به یک باره ظهور فیلسوف ساختارشکنی چون نیچه که به تعبیر داریوش شایگان «غول ویرانگر همیشگی» است می تواند پر حادثه و مساله ساز باشد. در فضایی که فیلسوفان غیر سیاسی غرب نیز گاه محمل سوء استفاده های نظریه پردازان هموطن برای کاربست افکار سیاسی خود می شوند، نیچه به عنوان اندیشمندی که «همه چیز» را به دست تیغ تیز نقد خود می سپارد و شالوده اندیشه های پایدار جهان را به باد استهزا می گیرد و اندیشمندان نامی عالم را به زهر نیشخند ملامت می کند می تواند محل تامل و توجه قرار گیرد. از این منظر است که شاید عزت الله فولادوند باور دارد که «در خطه اندیشه گام نهادن به قلمرو نیچه کاری پر خطر است».(۵) اکنون چه بخواهیم و چه نخواهیم به نظر می رسد که جامعه ایرانی پای در خطه این خطر نهاده است و نیچه اکنون نقل محافل فلسفی است. آنچه که این نوشتار قصد بر آن دارد ارائه تصویری کوچک از ابعاد فاجعه آمیز این خطر است. در این میان دو مفهوم از گستره فراخ اندیشه نیچه انتخاب شده است تا خطر نگاه نیچه ای از منظر این دو مفهوم برای جامعه امروزی ایران آشکار شود. عقلانیت و دموکراسی دو مفهومی است که در کالبد اندیشه نیچه بسیار به آنها پرداخته شده است. در مفهومی که جامعه ایران امروز نیز عمیقا نیازمند توجه و تجربه آنهاست؛ تجربه ای که می تواند با تاسی از افکار آوانگارد نیچه سرنوشتی متفاوت پیدا کند. بسیاری از فلاسفه و جامعه شناسان معاصر که جامعه ایران موضوع مورد مطالعه شان است بر این باور متفق القولند که جامعه کنونی ایران دوران گذار را تجربه می کند؛ گذار و حرکت از پارادایم سنت به پارادایم مدرنیته. اجتناب ناپذیر بودن این حرکت در جهان معاصر تقریبا بر کسی پوشیده نیست؛ چراکه در جهانی که به تعبیر زیگموند باومن، «مدرنیته در شرف تبدیل به نخستین تمدن جهانی در تاریخ است... که با ورود آن، جهان به دو بخش مدرن و بقیه عالم تجزیه شد»(۶)، گریزی از تجربه مدرنیته متصور نیست؛ اما آن چیزی که مدرنیته می نامیم و ناگزیر از تجربه آن هستیم، چیست؟ مدرنیته، مفهومی ساده و تک بعدی نیست که بتوان آن را به سادگی تعریف و تأویل کرد. مدرنیته مفهومی است پیچیده با اشکال مختلف. انقلاب تکنولوژیک و صنعتی شدن فزاینده، عرفی شدن و تفکیک امر قدسی از حوزه حیات اجتماعی، روشنگری و انسان محوری، جایگزینی معرفت علمی به جای آگاهی های متافیزیکی و شکل حکومت دموکراتیک در ایده سیاسی جدید، وجوه مختلف مدرنیته است. تعمیم هر یک از این وجوه به کل مدرنیته مبدأ تاریخی و ماهیتی متفاوت برای مدرنیته به دست خواهد داد. با وجود تمام این تفاوت و تمایزها باز می توان عنصری مشترک در بطن تمامی این وجوه پیدا کرد. عقلانیت(rationalism) و باورمندی به خرد انسانی، محوریت غالب بر تمام وجوه مدرنیته است که در هر یک از این وجوه و اشکال، به شکلی متفاوت ظهور کرده است. نیچه، بی پروا عقل را که در قاموس مدرنیته تنها ابزار شناخت حقیقت است به مسلخ می برد و حاصل شناخت عقلی را چیزی جز فریب و چاپلوسی و افسونگری نمی داند؛ بنابراین طبیعی است که متفکری چون آندره مالرو «عظمت او را در قدرت خرد ستیزی اش» درک و دریافت کند. البته درست است که چنین نقد رادیکال و ویرانگری در زمان خود نیچه درک و هضم نشد اما قرن بیستم قرن حضور و ظهور این نقد مخرب بود. «از ۱۸۸۶ تا امروز نقادی فلسفی از مدرنیته در سایه اندیشه نیچه پیش رفته است. پیشتر رویکرد مدرنیته از خود انتقاد داشت، گاه تا مرز انکار هر چیزی پیش می رفت و توان ها و ناتوانی های خرد آدمی را به بحث می گذاشت، اما پس از نیچه، سنجش و نقادی از راهی تازه رفت. به گونه ای رادیکال از بنیان خردباوری پرسید و آن را منکر شد. از پایان مدرنیته و رسیدن روزگار پسامدرن سخن به میان آورد و در پرسش از روزگار نو، باری دیگر، به شیوه ای دیگر به بامداد زرتشت اندیشید.»(۷) تفاوت و تمایزی که نقد نیچه از عقلانیت مدرن نسبت به دیگر منتقدان برجسته مدرنیته به خصوص مارکس و فروید دارد، حمله او به اساس عقلانیت است. مارکس و فروید منتقد «محصولات» عقل مدرن هستند، نه خود عقل مدرن که در قالب های سرمایه داری و اسارت و تنهایی انسان ظهور کرده است. آنان مشروعیت عقلانیت مدرن را باور دارند و بدیل خود در مقابل این برساخته های مدرن را نیز بر پایه خرد اومانیستی بنا می کنند. اما «نیچه در صف جلو متفکران ضد روشنگری با نقد فراگیر عقل این ادعای روشنگری که مدعی تحقق شکل های عقلانی زندگی فردی و اجتماعی است، رد کرد. به گمان او عقل نمی تواند جای نیروی یگانگی بخش سنت و دین را بگیرد و میان انگیزه ها و نیت های متضاد افراد هماهنگی ایجاد کند. عقل به راستی نقابی است بر چهره خواست قدرت. خواست قدرت در لباس عقل، توهم هایی مانند نظریه های علمی و ارزش های جهانگیر اخلاقی را پدید می آورد. نیچه به جای اینکه برای غلبه کردن بر نارسایی های برداشت مدرن از عقل، امکان رهایی بشر را در دل اسارت مدرن نشان دهد، همه پیش انگاره های اندیشه روشنگری از جمله مفاهیم رهایی و عدالت را مردود شمرد. به گمان او تنها راه نجات از اسارت مدرنیسم همانا شکستن طلسم مدرنیسم و رد اساس پروژه عقلی کردن جامعه است.»(۸) از آنجا که در اندیشه نیچه، هنر مفهومی متعالی و ارزشمند است و از جهتی تنها مفر انسان دردمند به حساب می آید، بررسی چیستی و ماهیت هنر در افکار او و کشف جایگاه عقلانیت در پیکره مفهوم هنر در شناخت آرای وی می تواند نقشی تعیین کننده داشته باشد. «زایش تراژدی از روح موسیقی» افکار نیچه در باب هنر را بیان می کند. نیچه در این اثر خود موسیقی را به عنوان هنری برین و متعالی که الهام بخش خلق تراژدی است مورد توجه قرار می دهد. از نظر او تراژدی که در عصر یونان باستان بر دیگر اشکال هنری و ادبی غلبه داشت، تجلی عالی ترین جنبه های انسانی است. نیچه در طبقه بندی منحصر به فرد خود از اقسام هنری از اسطوره های یونان باستان وام می گیرد. آپولون و دیونیزوس دو فرزند زئوس، خدای المپ، از دو مادر متفاوت هستند. «نیچه در زایش تراژدی از آپولون برای ترسیم و ارائه نمادین مفاهیمی چون هماهنگی، توازن، نظم، قانون گرایی، صورت کامل، وضوح، روشنی، تفرد و از اسطوره دیونیزوس نیز برای نشان دادن نیروهای حیاتی مفرط، پویایی، سرزندگی، تغییر و تحول، آفرینش و انهدام، تحرک، جنبش، ریتم، نشئگی و یگانگی استفاده می کند.»(۹) هر چند نیچه به درستی اعتقاد دارد که هنر، و حتی تراژدی، آمیزه ای از عناصر آپولونی و دیونیزوسی هستند اما در مقام گزینش، هنر دیونیزوسی و به تبع آن غریزه را ارجح بر عقلانیت می داند. بنابراین وقتی نیچه تراژدی را ستایش می کند و موسیقی را منشاء آن معرفی می کند که دارای روحی دیونیزوسی است و دیونیزوس را به عنوان مظهر غیر عقلانیت و غریزه در نظر می گیرد، خرد ستیزی او در ساحت هنر نیز آشکار می شود. تخریب همه جانبه ای که نیچه از سقراط و افلاطون، به خاطر رویکرد آنان به عقلانیت و استدلال عقلانی کرده است، یکی از بنیادی ترین مصادیق خرد ستیزی در شالوده فکری اوست. همانطور که در بحث هنر، نیچه جانب غریزه را می گیرد و عقل را منحوس می شمارد، در نقادی ویرانگرش به سقراط نیز ابداع دیالکتیک و جدل منطقی او را که مبنای عقلانی دارد بهانه تخریبش قرار می دهد و افلاطون را نیز به خاطر عدم تکفیر عقل، گناهکار می شمارد و از همین منظر در عصر نوین، دکارت را نیز مورد هجمه قرار می دهد. نیچه تأکید می کند که نه تنها عقلانیت توان رهایی و آزادی انسان را ندارد بلکه راهی و ابزاری است برای نابودی و بیماری انسان. پیام و آموزه نهایی نیچه این است: طرد عقل و آزادی غریزه.نیچه این خرد ستیز شهرآشوب می تواند محبوب و دوای درد باشد. تخریب هر آنچه از گذشته می آید بسان پروژه فکری «غروب بت ها» و رها کردن بشر در خلسه ای معطوف به نیهیلیسم و آرامش، برای شهروند ایرانی می تواند جذاب و رویایی باشد. اما به نظر می رسد این بار نیز سوءتفاهمی عظیم در حال رقم خوردن است. همان طور که از تمثیل های مولانا و حافظ و عطار، می توان اجتماع گریزی را به جای شهود و ادراک و معرفت غالب بر آثار این بزرگان استخراج کرد، عقل ستیزی نیچه ای نیز می تواند به بی مسئولیتی و ولنگاری اجتماعی تعبیر شود. صحبت بر سر اسارت در صورت است که در تفکر حافظ و مولانا و نیچه نقابی است بر سیرت و معنا. عقل ستیزی نیچه ریشه در پیش بینی وی از ظهور نیهیلیسم دارد که سرنوشت محتوم مدرنیته است و در اندیشه او با «مرگ خدا» آغاز می شود. اومانیسم و خرد محوری انسان مدرن که از دید نیچه با سقراط آغاز می شود، در نهایت به مرگ خدا و نیهیلیسم می انجامد و از این منظر است که سقراط چنین در نظر وی مجرم و نابخشودنی است. در تفکر نیچه هر ارزشی که تنها از خرد انسان برخیزد ناگزیر به نیهیلیسم خواهد انجامید. اما نیهیلیسم در نظر نیچه به دو بخش تقسیم می شود: نیهیلیسم منفعل و نیهیلیسم فعال. برای ما بسیار حیاتی است که با ویژگی های نیهیلیسم منفعل آشنا شویم. «این نیهیلیسم تطابق ارزش و غایت را نابود می کند، نیروی ایمان به تدریج سست می شود، ارزش هایی که دیگر هیچ سازگاری با غایت ندارند به جان هم می افتند و جنگ ارزش ها می آغازد. به عبارت دیگر، هر آنچه تسلی می دهد، آرامش ظاهری می بخشد و گنگ می کند، وارد میدان می شود. نیهیلیسم منفعل سرپیچی از هر کوششی در جهت نظام بخشیدن به حیات و استغراق هر چه بیشتر در سرگرمی های تهی و پناه بردن به اشتغالات حرفه ای است، به نحوی که دیگر هیچ آرمانی جز کوشش مذبوحانه برای صیانت نفس نماند و غایت حیات در آرمان های تهی و فرومایه زندگی خوب و سعادت ظاهری خلاصه شود. این برداشت به ظاهر بی ضرر از زندگی، بی گمان زندگی است که به بطالت تنزل یافته است.»(۱۰) در نزد نیچه انسان ها دو دسته اند: «بس بسیاران» که مالامال ترس، دروغ، ریا، تنبلی و کسالت هستند و انسان های والا که پایبند غریزه، جسور، شاد، محکم، انتقامجو و خواهان سروری اند. از نظر نیچه، اخلاق مسیحیت اخلاقی است از آنِ این بس بسیاران و برای خوار شمردن انسان های والا. از نظر او اخلاق مسیحیت اخلاقی است میان مایه و پست که برای بس بسیاران یا آنچه که وی گله می نامد، در پی حرمت و جایگاه است و این اخلاق هدف غایی اش خرد کردن والاتباری و بزرگ منشی است. با حاکمیت اخلاق مسیحی است که ارزش های اخلاقی به سود فرو مایگان تغییر ماهیت می دهند. از آن جا که در تفکر نیچه عدالت مفهومی متفاوت با اخلاق مسیحیت دارد و او عمیقا معتقد است که «آدمیان برابر نیستند، عدالت چنین می گوید و آنان را حق آن نیست که همان را بخواهند که من می خواهم»،(۱۱) بنابراین برابر شدن همه انسان ها (بس بسیاران و والاتباران) در درون سیستم های دموکراتیک خیانتی است بزرگ به انسان والا. یکی دیگر از انتقادهای بنیادین نیچه به دموکراسی، برابر بودن زن و مرد است. از آن جا که در تفکر نیچه، زنان موجوداتی ضعیف و دارای «غریزه نقش دوم» هستند، بنابراین، شایسته برابری با مردان نیستند و چون سیستم های دموکراتیک این دو را در یک جایگاه قرار می دهد، بنابراین سزاوار سرزنش و سرنگونی است. به این ترتیب نیچه هر آنچه را که صورتی از گرایش های دموکراتیک دارد، خوار و پست و مخالف انسان والا می داند و خود از آن برائت می جوید. نیچه دموکراسی را از اساس نفی و طرد می کند و به جای آن سیستم آریستوکراتیک (مهانسالار) را بر می گزیند که از نظر وی محیطی برای سرکشیدن و پیشرفت سروران و والاتباران است؛ سیستمی که اساسا ضد دموکراتیک و مبتنی بر تفاوت میان انسان های والا و بس بسیاران است. در این جا اشاره به موردی جالب و تامل برانگیز که در جامعه آمریکا بر سر اندیشه سیاسی نیچه رخ داده است، می تواند واقعیت اندیشه او را بیشتر روشن سازد. این مثال از آن جهت می تواند برای جامعه ایران در خور توجه باشد که سوءتفاهم در مورد اندیشمندان و اندیشه هایشان همواره امری متداول در بین متفکرین ایرانی بوده است. جنگ و جدل لفظی که بر سر اندیشه هایدگر و پوپر در چند سال گذشته در محافل فکری ایران بر پا بوده است و سوءتفاهم ها و سوءبرداشت هایی که از ایده ها و نظریات این فیلسوفان طرح و استنباط شده است، نشان داده است که جامعه ایرانی و حتی نخبگان فلسفی آن عمیقا مستعد بدفهمی و سوءتفاهم هستند. ریچارد رورتی، فیلسوف برجسته نوپراگماتیست آمریکایی، مقاله ای با عنوان «و نیچه به آمریکا آمد» می نویسد و در آن به نقد برداشت آلن بلوم از تئوریسین های معروف هوادار لئواشتراوس، که در کتاب معروفش«پایان ذهن آمریکایی» نیچه را «خطرناک ترین خطرها که تهدید کننده دموکراسی آمریکاست»(۱۲) معرفی می کند، می پردازد. ریچارد رورتی در این مقاله این ادعای بلوم را باطل می شمارد و آن را رد می کند؛ اما با این حال واقعیت این است که تفکری که بر آمریکا و به نوعی بر جهان سلطه دارد، نه سیاست های منبعث از ایده های رورتی، که سلطه خویی های نشأت گرفته از اندیشه های نومحافظه کارانه فیلسوفی چون لئو اشتراوس و هواداری از آن چون آلن بلوم که با نوع تفسیر خود نیچه را فیلسوفی ضد دمکرات می داند است. بنابراین با در نظر گرفتن تمامی این نشانه ها و شاخص ها به نظر می رسد اندیشه نیچه، چه برآمده از متن آثارش و چه از نظر گاه منتقدان و مفسرانش در حوزه اندیشه سیاسی، نمی تواند برای جهان واقعی ثمره ای مفید و منصفانه بر جای بگذارد؛ خصوصا اگر این اندیشه ها در بستری نامناسب و پرآشوب چون فضای فکری و فلسفی ایران طرح و تأویل شود. در این جا مناسب است که به نظر داریوش شایگان رجوع کنیم:«فیلسوفی که بیش از همه بر من اثر گذاشته و همواره تحسینش کرده ام نیچه است. من هنگامی که بسیار جوان بودم به خواندن آثار نیچه پرداختم. از آن پس نیز هرازگاه آنها را از نو خوانده ام و هر بار احساس کرده ام که به کشف لایه های تازه ای از عقاید وی دست یافته ام. گویی که خزانه ژرف بینی های سرشار این متفکر پایان ناپذیر است.(۱۳) اما وی بر نکته ای استادانه و ظریف، انگشت گذاشته است که درک آن برای ایران امروز، می تواند سرنوشت ساز باشد.« به نظر من فلسفه کانت برای ما از نظر ذهنی و روانی بسیار «بهداشتی تر» و سالم تر از فلسفه دیگر فیلسوفان متافیزیکی غرب است... تفکر کانتی خطوط مرزی و مناطقی را نشان می دهد که بدون داشتن قطب نما یا نقشه نباید خطر ورود به آنها را بر خود هموار کرد وگرنه خطر فرو رفتن در شن زارهای بیابان اوهام در کمین است.»(۱۴) بنا به دلایلی که گفته شد بی تردید نیچه خطرناک ترین این فیلسوفان متافیزیک غرب برای ایران است و از این نظر ،غیر بهداشتی ترین ایده ها را برای جامعه ایرانی به همراه دارد. پی نوشت ها: ۱ کهون، لارنس، از مدرنیسم تا پست مدرنیسم، ویراسته فارسی: عبدالکریم رشیدیان، نشر نی ، چاپ چهارم ص ۲۰ ۲ لایون، دیوید، پسامدرنیته، ترجمه محسن حکیمی، انتشارات آشیان ، چاپ اول ص ۲۲ ۳ شایگان، داریوش، افسون زدگی جدید: هویت چل تکه و تفکر سیار، ترجمه فاطمه ولیانی، انتشارات فرزان روز، چاپ اول ص ۲۷۵ ۴ نیچه، فریدریش، دجال، ترجمه عبدالعلی دستغیب، نشر پرسش، چاپ اول ص ۲۷ ۵ نیچه، ص ۱۷ ۶ مدرنیته و مدرنیسم(مجموعه مقالات) ترجمه و تدوین: حسینعلی نوذری، مقاله :مدرنیته چیست؟ انتشارات نقش جهان، چاپ دوم ص ۳۰ ۷ نیچه در قرن بیستم(مجموعه مقالات)ترجمه عیسی سلیمانی، نشر نگیما، چاپ اول ص ۳۰۲ ۸ مدرنیته و اندیشه انتقادی، ص ۳ ۹ گذار از مدرنیته ص ۲۶ ۱۰ مدرنیته و مدرنیسم ص ۴۴ ۱۱ شایگان، داریوش ، آسیا در برابر غرب، انتشارات امیر کبیر چاپ چهارم ص ۲۲ ۱۲ چنین گفت زرتشت ص ۱۴۱ ۱۳ نیچه در قرن بیستم ص ۲۵۷ ۱۴ زیر آسمانهای جهان، گفتگوی داریوش شایگان با رامین جهانبگلو، ترجمه نازی عظیما، انتشارات فرزان روز، چاپ سوم ص ۱۴۵
  15. فایل فلشی رو که درپست اول برای مشاهده معرفی شده رو میتونید از فایل پیوست دانلود کنید. فلش اموزشی نحوه تولید سیمان پرتلند-مراحل تولید سیمان به زبان ساده portland(www.noandishaan.com).rar
  16. لینک های دانلود از کار افتادن انگار یا سرور دانلودشون مشکل داره فعلا اینارو پیدا کردم دانلود کنید ولذت ببرید "امیدوارم از این کتابها نهایت استفاده رو ببرین چونکه بسیار کمیاب هستند" 1.دانلود کتاب جهان بزرگ و انسان 2.دانلود کتاب موریانه 3.دانلود کتاب بعد چهارم 4.دانلود کتاب خدا وهستی 5. دانلود کتاب گنجینه ناچیز
  17. h.h

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    به جز نسخه 2002 نسخه دیگه ای هم داره مگه این فیلم؟ لینک معرفی اون یکی قسمت رو میزارید لطفا؟
  18. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت دهم -------- فایلها هدف کلی آشنایی با انواع فایل و توابع مربوط به آنها هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار مي‌رود پس از خواندن این فصل، 1. فایل را تعریف کند و انواع آن را بشناسد. 2. تفاوت فایلهای متنی و باینری و کاربرد هر یک را بداند. 3. با نحوة ذخیره و بازیابی داده‌ها آشنا شود. 4. با بازکردن فایل و اطلاعاتی که همزمان با بازشدن فایل مشخص مي‌شود آشنایی یابد. 5. فایل ورودی، خروجی، و ورودی-خروجی را بشناسد. 6. با توابع fopen و fclose آشنایی یابد. 7. توابع putc و getc را بشناسد. 8. کاربرد توابع getw و putw را بداند. 9. کاربرد توابع fget و fputs را بداند. 10. نقش فایل را به عنوان وسیله‌ای هم ورودی و هم خروجی بداند و تابع rewind را بشناسد. 11. با کاربرد تابع ferror آشنایی بیابد. 12. با کاربرد تابع remove آشنایی بیابد. 13. توابع fscanf و fprintf را بشناسد. 14. توابع fwrite و fread را بشناسد. 15. با کاربرد تابع fseek آشنایی بیابد. 16. دستگاههای ورودی - خروجی استاندارد را بشناسد. مقدمه متغيرهاي معمولي، آرايه‌ها و ساختمانها همگي در حافظه RAM قرار دارند. لذا پس از خاموش شدن كامپيوتر يا خروج از برنامه داده‌هايي كه در آنها ذخيره شده‌اند از بين مي‌روند و براي استفادة مجدد بايد دوباره آنها را وارد کرد كه قطعاً اين كار مقرون به صرفه نيست، زيرا نه‌تنها مستلزم صرف وقت زيادي است، بلكه حوصلة انجام كار را نيز از برنامه‌نويس سلب مي‌کند. براي رفع اين مشكل از نوعي ساختمان دادة ديگر به نام فايل استفاده می‌شود. اين نوع ساختمان داده روي حافظة جانبي مثل ديسك، نوار و جزآن تشكيل مي‌گردد. چون اطلاعات موجود در روي حافظة جانبي با قطع جريان برق، قطع اجراي برنامه يا دلايلي از اين قبيل از بين نمي‌روند، به دفعات زيادي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. هر فايل شامل مجموعه‌اي از داده‌هاي مرتبط به هم است، مانند داده‌هاي مربوط به كلية دانشجويان دانشگاه. داده‌هاي مربوط به هر يك از اجزاي فايل ركورد نام دارد. برای مثال، در دانشگاهی داده‌هاي مربوط به هر دانشجو تشكيل يك ركورد را مي‌دهند، لذا مي‌توان گفت كه هر فايل مجموعه‌اي از چند ركورد است. اگر باز هم دقيق‌تر به فايل دانشجويان دانشگاه بپردازیم ، مشاهده مي‌کنیم كه هر دانشجو ممكن است چند قلم داده داشته باشد، مثل نام دانشجو، تعداد واحدهايي كه گذرانده، نمرة هر درس و جز آن. به هريك از اجزاي يك ركورد فيلد گویند. لذا مي‌توان گفت كه هر ركورد مجموعه‌اي از چند فيلد است. در زبان C فايل داده ممکن است هر دستگاهي مثل صفحة نمايش، صفحه كليد، چاپگر، ترمينال، ديسك، نوار و جز آن باشد. داده‌ها ممكن است به چهار روش در فايل ذخيره و سپس بازيابي شوند: - داده‌ها كاراكتر به كاراكتر در فايل نوشته و سپس كاراكتر به كاراكتر از فايل خوانده شوند. - داده‌ها به صورت رشته‌اي از كاراكترها در فايل نوشته شوند و سپس به صورت رشته‌اي از كاراكترها در دسترس قرار گيرند. - داده‌ها در حين نوشتن بر روي فايل با فرمت خاصي نوشته و سپس با همان فرمت خوانده شوند. - داده‌ها به شكل ساختمان (ركورد) روي فايل نوشته و سپس به صورت ساختمان از فايل خوانده شوند. براي هريك از موارد فوق توابع خاصي در زبان C منظور شده‌اند كه در اين فصل بررسي می‌کنیم. انواع فايل داده‌ها ممكن است در فايل به‌ دو صورت متنی و باینری وجود داشته باشند. اين دو روش ذخيره‌ شدن داده‌ها در موارد زير با يكديگر تفاوت دارند. - تعيين انتهاي خط؛ - تعيين انتهاي فايل؛ - نحوة ذخيره شدن اعداد روي ديسك. در فايل متنی اعداد به صورت رشته‌اي از كاراكترها ذخيره مي‌شوند، ولي در فايل باينري اعداد با همان صورتي كه در حافظه قرار مي‌گيرند روي ديسك ذخيره مي‌شوند. برای مثال، در فايل متنی عدد 526، سه بايت را اشغال مي‌كند، زيرا هر رقم آن به صورت كاراكتر در نظر گرفته مي‌شود، ولي در فايل باينري اين عدد در 2 بايت ذخيره مي‌گردد (چون عدد 526 عدد صحيح است و اعداد صحيح در حافظة کامپيوتر در دو بايت ذخيره مي‌شوند). در فايل متنی، كاراكتري كه پايان خط را مشخص مي‌كند، در حين ذخيره‌ شدن روي ديسك بايد به كاراكترهاي CR/LF، line feed، carriage تبديل شود و در حين خوانده شدن عكس اين عمل بايد صورت گيرد؛ يعني كاراكترهاي CR/LF بايد به كاراكتر تعيين‌كنندة پايان خط تبديل شوند. بديهي است كه ‌اين تبديلها مستلزم صرف وقت است،‌ لذا دسترسي به اطلاعات موجود در فايلهاي متنی كندتر از فايلهاي باينري است. اختلاف ديگر فايلهاي متنی و باينري در تشخيص انتهاي فايل است. در هر دو روش ذخيرة فايلها، طول فايل را سيستم نگهداري مي‌کند و انتهاي فايل با توجه به ‌اين طول مشخص مي‌گردد. در حالت متنی كاراكتر 1A (در مبناي 16) يا 26 (در مبناي 10) مشخص‌كنندة انتهاي فايل است (كليد z + Ctrl). در حين خواندن داده‌ها از روي فايل متنی، وقتي كنترل به ‌اين كاراكتر رسيد بيانگر اين است كه داده‌هاي موجود در فايل تمام شده‌اند. در فايل باينري ممكن است عدد 1A (در مبناي 16) يا 26 (در مبناي 10) جزئي از اطلاعات باشند و بيانگر انتهاي فايل نباشند. لذا نحوه تشخيص انتهاي فايل در فايل باينري با فايل متنی متفاوت است. از نظر نحوه ذخيره و بازيابي داده‌ها در فايل دو روش وجود دارد: - سازمان فايل ترتيبي - سازمان فايل تصادفي. ch10.doc
  19. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت نهم ----------- نوعهاي تعريف شده هدف کلی آشنایی با ساختار، typedef، اجتماع، و شمارش به منظور استفاده از مجموعه‌ای از داده‌هایی که ویژگیهای یکسان ندارند. هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار می‌رود پس از خواندن این فصل، 1. با ساختار در نوع داده‌ای با صفات مختلف و تفاوت آن با رکورد آشنا شود. 2. با متداول‌ترین کاربرد ساختار، یعنی آرایه‌ای از ساختارها آشنایی بیابد. 3. نحوه پردازش در ساختار را بشناسد. 4. نحوه انتقال ساختار به تابع را بشناسد. 5. شکل کلی و کاربرد دستور typedef و مزیت آن را بر ساختار درک کند. 6. ساختار داده‌ها و اشاره‌گرها را بشناسد. 7. متغیر اشاره‌گر در عضو ساختار را بشناسد. 8. با اجتماع در نوع داده‌ای با صفات مختلف آشنا شود. 9. با شمارشی در نوع داده‌ای با صفات مختلف آشنا شود. مقدمه اغلب در كاربردهاي مختلف برنامه نويسي، با مجموعه‌اي از داده‌ها كه ويژگيهاي يكسان ندارند مواجهیم و در اين حالت، آرايه‌ها قابل استفاده نيستند. در زبان C این مشکل رفع شده است و اجازه مي‌دهد كه كاربر چند نوع داده‌ با توجه به نياز خود ايجاد کند كه عبارت‌اند از: الف) ساختار. عبارت است از دسته‌بندي متغيرهايي با صفات مختلف تحت يك نام. ب) typedef. نام جديدي براي نوع (type) موجود ايجاد مي‌كند. ج) اجتماع. با آن مي‌توان قسمتي از حافظه را براي استقرار دو يا چندين نوع متفاوت از داده‌ها تعريف كرد. د) شمارشي. فهرستی از نشانه‌ها يا سمبولهاست كه مي‌توان با مقادير صحيح شمارشي 1، 2، 3 و... به آنها مراجعه كرد. ساختار ساختار مجموعه‌اي از متغيرهاست كه با يك نام به آنها مراجعه مي‌شود. در واقع ساختار داده جديدي است که هر عنصر آن از نوع داده متفاوت است. اين شيوه وسيلة ساده‌اي براي يكپارچه ساختن مجموعه‌اي از داده‌ها يا اطلاعات مربوط به هم در اختيار برنامه نويس قرار مي‌دهد. برای مثال فرض كنيد كه از هر دانشجویي شمارة دانشجويي، نام و نمره امتحاني وي با فرمت زير مورد نياز باشد. ch9.doc
  20. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت هشتم ------------- اشاره‌گرها هدف کلی آشنایی با کاربردهاي متعدد اشاره‌گرها در زبان C هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار می‌رود پس از مطالعه این فصل، 1. با تعریف و کاربردهای اشاره‌گرها آشنا شود. 2. با نحوه معرفی اشاره‌گرها در برنامه آشنا شود. 3. کاربرد اپراتور یکانی & و عملگر * را بشناسد. 4. با نحوه آدرس‌دهی داده‌ها آشنا شود. 5. نحوة مقداردهی اولیه به اشاره‌گرها را بداند. 6. کاربرد اشاره‌گر تهی را بشناسد. 7. با سه عملیات انتساب، محاسبه و مقایسه بر روی اشاره‌گرها آشنا شود. 8. نحوه گذردادن آرگومانها با آدرس و با مرجع را بداند. 9. با کاربرد انتقال دوطرفه اطلاعات در اشاره‌گرها آشنا شود. 10. رابطة بین اشاره‌گرها و آرایه‌های تک‌بعدی و دوبعدی را بداند. 11. با تعریف آرایه به صورت قراردادی آشنا شود. 12. با نحوه انتقال آرایه به تابع آشنا شود. 13. نحوه تعریف آرایه‌ای از اشاره‌گرها را بداند. 14. مفهوم اشاره‌گر به اشاره‌گر با بشناسد. 15. نحوه ارسال اشاره‌گرها به آرگومان به توابع را بداند. مقدمه در اغلب زبانهاي برنامه‌‌نويسي قديمي، مانند فورترن و کوبول، مفهومي به نام اشاره‌گر وجود ندارد. اما يكي از ويژگيهاي بارز زبان C، كاربرد متعدد اشاره‌گرها و انجام عمليات محاسباتي روي آنهاست. اشاره‌گر متغيري است كه آدرس متغير ديگري را در خود نگه مي‌دارد؛ يعني به آدرس متغير ديگر اشاره مي‌كند. به عبارت ديگر مقدار آن، آدرس يك خانه از حافظه است. اشاره‌‌گر روش غيرمستقيم دسترسي به داده‌‌هاست و كاربردهاي زيادي در C دارد كه از آن جمله مي‌توان موارد زير را عنوان كرد. - انتقال آدرس متغيرها به تابع فرعي - برگرداندن چندين مقدار از تابع فرعي - دستيابي به عناصر آرايه‌ها - تشكيل ساختارهاي پيچيده‌تر مانند فهرستهاي پيوندي، درختها و نمودارها - عمل تخصيص‌ حافظه به صورت پويا. نحوه معرفی اشاره‌گر براي استفاده از اشاره‌‌گر در برنامه، ابتدا بايد اشاره‌‌گر تعريف شود. روش كلي تعريف متغيري از نوع اشاره‌گر به صورت زير است. data-type * ptvar ; كه در آن ptvar نام متغير مورد نظر و data-type نوع متغيري است كه آدرس آن در متغير اشاره‌گر ptvar قرار می‌گيرد. نماد `*´ نيز اپراتور اشاره‌گر است. متغيرهاي اشاره‌‌گر ممکن است به متغيرهاي عددي، کاراکتري، آرايه‌‌ها، توابع، ساختارها يا ديگر متغيرهاي اشاره‌‌گر اشاره کند. در حالت كلي هر نوع داده ذخيره شده در حافظة كامپيوتر يك يا چند بايت متوالي از خانه‌هاي حافظه را اشغال مي‌كند. در صورتي مي‌توان به داده دسترسي داشت كه آدرس اولين خانه يا اولين بايت آن را در حافظه بدانيم. آدرس محل متغير a در حافظه با عبارت &a تعيين مي‌گردد كه در آن & اپراتور يكاني يا تك‌اپراندي است و اپراتور آدرس ناميده مي‌شود و آدرس اپراند يا عملوند خود را به دست مي‌دهد. حال فرض كنيد كه متغير a از نوع int و متغير pa نيز متغير اشاره‌گر باشد و به صورت زير توصيف كرده باشيم. int *pa ; در اين صورت با دستور جايگذاري pa = &a ; آدرس متغير a به اشاره‌گر pa نسبت داده می‌شود. pa را اشاره‌گر a می‌نامند، زيرا به محلي از حافظه اشاره مي‌كند كه مقدار متغير a در آن ذخيره شده است. به هرحال به‌خاطر بسپاريد كه pa مقدار a را معرفي نمي‌كند، بلكه آدرس a را معرفي مي‌کند و به همين لحاظ آن را متغير اشاره‌گر نامند. شكل 8ـ1 رابطه بين pa و a را نشان مي‌دهد. ch8.doc
  21. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت هفتم ------------ آرايه‌ها هدف کلی آشنایی با قابلیتهای متعدد آرایه‌ها هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار می‌رود، پس از خواندن این فصل، 1. با مفهوم آرایه آشنا شود. 2. بردار و ماتریس را بشناسد. 3. نحوه تعریف آرایه‌های یک‌بعدی را بیان کند. 4. کلاس حافظه در آرایه‌ها و نحوه مقداردهی اولیه آنها را بشناسد. 5. چگونگی تعریف آرایه‌های چندبعدی را بداند. 6. با نحوه انتقال آرایه به تابع آشنا شود. 7. با رشته‌ها، ثابت رشته‌ای،‌ و متغیر رشته‌ای آشنایی پیدا کند. 8. هدف از به کاربردن آرایه‌ها در مرتب‌سازی و روشهای آن را بداند. 9. انواع رشته‌های جستجو را نام ببرد. 10. با توابع کتابخانه‌ای strcpy، strcat، strlen، strcmp، و strcmoi آشنا شود. مقدمه آرايه مجموعه عناصري است كه ويژگيها و صفات يكسانی دارند. به عبارت ديگر آرايه فضاي پيوسته‌ای از حافظة اصلي كامپيوتر است كه مي‌تواند چندين مقدار را در خود جاي دهد. همة عناصر يك آرايه از يك نوع‌اند و با انديس مشخص مي‌شوند. از نظر رياضي معمولاً آرايه‌هاي يك‌بعدي را بردار و آرايه‌هاي دوبعدي را ماتريس نامند. همچنين به طريق مشابه مي‌توان آرايه‌هاي چندبعدي را تعريف كرد. تعريف آرايه‌ها در زبان C، آرايه‌‌ها به شکل متغيرهاي معمولي تعريف مي‌شوند با اين تفاوت که نام آرايه بايد با مشخصه اندازه همراه باشد. آرایه یک‌بعدی آرايه يك‌ بعدي به صورت زير تعريف مي‌شود. type array-name [array-size] ; كه در آن array-name نام آرايه است كه از قانون نامگذاري متغيرها پيروي مي‌كند، array-size بزرگي و يا تعداد عناصر آرايه است و type نيز نوع عناصر آن را مشخص مي‌كند. براي مثال اگر آراية a داراي 7 عنصر از نوع int باشد، به‌اين صورت معرفي مي‌شود. int a[7] ; و خانه‌هاي اختصاص داده شده به آن به صورت متوالي و به شكل زير خواهد بود. ch7.doc
  22. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت ششم ----------- توابع و کلاس حافظه هدف کلی آشنایی با توابع، پارامترهای خط فرمان، آرگومانهای argc و argv و حافظه‌های C هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار مي‌رود پس از مطالعه این فصل، 1. تابع و انواع آن را تعریف کند. 2. مزایای تعریف تابع فرعی را بیان کند. 3. عناصر تشکیل‌دهندة هر تابع را بشناسد. 4. کاربرد دستور return را بیان کند. 5. نحوة فراخوانی تابع را بشناسد. 6. روش انتقال آرایه به تابع را بیان کند. 7. روشهای تعریف پارامتری که اشاره‌گر آرایه دریافت مي‌کند بیان کند. 8. توابع بازگشتی یا خودگردی را بشناسد. 9. پارامترهای خط فرمان را بشناسد. 10. آرگومانهای argc و argv را بشناسد. 11. تفاوت فراخوانی توابع در C و پاسکال را بیان کند. 12. متغیرهای محلی یا خصوصی و متغیرهای عمومی را بشناسد. 13. کلاس حافظه و کاربرد هریک را شرح دهد. مقدمه در حالت كلي و بدون توجه به زبان برنامه‌نویسی خاص، برنامة مورد نظر براي پياده‌سازي هر پیمانه یا ماژول را زيربرنامه گويند. در زبان پاسكال به آنها تابع يا رويه گویند. پيمانه يا ماژول را در زبان C تابع نامند؛ يعني براي پياده‌سازي هر ماژول مي‌توان يك تابع نوشت. تابع قطعه برنامه‌اي کامل است که کار معيني انجام مي‌دهد و موجب جلوگيري از برنامه‌‌نويسي تکراري در بين برنامه‌‌ها مي‌شود. گفتیم هر برنامه در زبان C، مجموعه‌اي از يك يا چندين تابع است كه يكي و فقط يكي از آنها تابع اصلي یا main است و بقيه تابع فرعي‌اند. توابع به دو گروه دسته‌بندي مي‌شوند. يك سري توابع از پيش تعريف شده‌اند و آنها را توابع كتابخانه‌اي نامند. كتابخانه استاندارد C، مجموعه‌اي غني از اين گونه توابع دارد كه محاسبات رياضي، انجام عمليات روي نوشته‌ها و كاراكترها، انجام عمليات ورودي و خروجي، انجام عمليات در زمينه‌هاي گرافيكي و جز آن را به عهده دارند كه متداول‌ترين آنها را بررسي می‌کنیم. توربو C و همين طور گونه‌هاي ديگر C، از اين لحاظ كتابخانه‌هاي گسترده‌تري دارند كه آنها را نيز به اختصار بررسي می‌کنیم. وجود اين ‌گونه توابع از پيش‌ تعريف شده كار برنامه‌نويسان را ساده‌تر می‌کند و توانمندي آنها را براي نوشتن برنامه‌هاي كارآمد بالا مي‌برد. گروه ديگر از توابع فرعي را برنامه‌نويس تعريف مي‌کند. C، مشابه ساير زبانهاي برنامه‌نویسي، اجازه مي‌دهد كه برنامه‌نويس، برحسب سليقه خود، زيربرنامه‌هايي را به عنوان تابع فرعي طراحي كند و آنها را برحسب نياز در برنامه يا تابع اصلي و يا ساير توابع فراخواند. اين شيوه، به برنامه‌نویس امكان مي‌دهد كه برنامه‌ای بزرگ را به صورت ماژول‌‌شده طراحي کند؛ يعني كار يا پروژة مورد نظر را به قسمتهاي كوچك‌تري تجزيه کند، براي هر قسمت يك تابع بنويسد و آنها را به كمك تابع اصلي به يكديگر پيوند دهد و برحسب لزوم آنها را فراخواند. طراحي برنامه به صورت پيمانه‌اي يا ماژول‌‌شده، يعني به صورت مجموعه‌اي از توابع، مزايايي دارد كه مهم‌ترين آنها عبارت‌اند از: ـ امکان استفاده مجدد از تابع ـ ساده ‌شدن كنترل و خطايابي ـ امکان انجام تغييرات در برنامه و اصلاح آن ـ امكان همكاري برنامه‌نويسان متعدد در نوشتن يك برنامه. در اين فصل ايجاد و کاربرد توابع را بررسي می‌کنیم. نحوه تعريف تابع چنانکه گفتیم هر برنامه C‌ از يك يا چندين تابع تشكيل مي‌گردد كه فقط يكي از آنها تابع اصلي است. به طور كلي هر تابع شامل عناصر زير است: ch6.doc
  23. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت پنجم ------------ دستورهای كنترلي هدف کلی آشنایی با مهم‌ترین دستورهای کنترلی در زبان C و کاربرد آنها هدفهای رفتاری از دانشجو انتظار مي‌رود پس از خواند این فصل، 1. با کاربرد دستورهای کنترلی آشنا شود. 2. شکل کلی و کاربرد دستور while را بداند. 3. شکل کلی و کاربرد دستور while‌do- را بداند و تفاوت آن را با while بیان کند. 4. شکل کلی و کاربرد دستور for را بداند. 5. شکل کلی و کاربرد دستور عملگر کاما را بداند. 6. شکل کلی و کاربرد دستورهای ‌if و if-else را بداند. 7. شکل کلی و کاربرد دستور switch را بداند. 8. شکل کلی و کاربرد دستور break را بداند. 9. شکل کلی و کاربرد دستور continue را بداند. 10. شکل کلی و کاربرد دستور goto را بداند. 11. شکل کلی و کاربرد تابع exit را بداند. مقدمه يکي از امکانات زبانهاي برنامه‌نویسی جدید، استفاده از دستورها و ساختارهاي كنترلي است و در نتيجه ‌اين امكان را فراهم مي‌‌سازند كه قطعه‌ای از برنامه تا موقعي كه شرط ويژه‌اي برقرار است چندين بار اجرا شود. زبان برنامه‌‌نويسي C داراي قلمرو گسترده‌اي از اين نوع ساختارهاست. در حالت عادي دستورهاي هر برنامه به طور متوالي اجرا مي‌شود. اما اگر نياز باشد كه دستور يا مجموعه‌اي از دستورها در صورت وجود يا عدم وجود شرط يا شرايط خاصي اجرا گردند بايد شيوة ديگري به کار برد. ساختارهاي كنترلي دستورهايي‌اند كه چنين زمينه‌اي را در برنامه‌نويسي فراهم مي‌كنند. مهم‌ترين دستورهاي كنترلي عبارت‌اند از do _ while و while _ forکه ساختارهاي حلقه‌هاي تكرار را تشکیل می‌دهند و دستورهاي switch و if که دستورهاي شرطي يا ساختارهاي تصميم‌گيري‌اند و بالاخره دستورهاي goto , ،continue ،break ، و exit. حال به دو مفهوم درست يا true و نادرست يا false توجه کنيد. اغلب دستورهاي كنترلي برنامه در زبان C بر نتيجة وجود شرط تكيه مي‌كند تا برحسب برقراري آن شرط عملي انجام گيرد يا انجام نگيرد. درواقع نتيجة آزمايش اين شرط مقدار درست يا نادرست است. اغلب زبانهاي كامپيوتري مقاديري را به عنوان ارزش درستي يا نادرستي مشخص مي‌كنند (مثلاً 1 براي درست و 1- براي نادرست)، اما در زبان C هر مقدار غيرصفر (مثبت يا منفي) درست يا true (يعني شرط مورد نظر برقرار است) و مقدار صفر نيز نادرست يا false تلقي مي‌گردد. در اين فصل، مهم‌ترين دستورها و ساختارهاي كنترلي زبان C را بررسي مي‌کنیم. دستور while اين دستور يكي از دستورهاي كنترلي زبان C است كه براي انجام عمليات تکراري به کار مي‌رود. با استفاده از اين دستور، حلقه تا موقعي كه شرط معيني برقرار باشد اجرا مي‌گردد. شکل كلي اين دستور به صورت زير است. ch5.doc
  24. h.h

    برنامه نویسی ++C

    قسمت چهارم ------------- عبارت، دستور، عملگر هدف کلی آشنایی با عبارتها، دستورهای ساده و ساخت‌یافته، و عملگرهای مختلف هدفهای رفتاری انتظار می‌رود پس از خواندن این فصل دانشجو بتواند، 1. مفهوم عبارت را تعریف کند. 2. عبارتهای محاسباتی، قیاسی، و منطقی را بشناسد. 3. مفهوم دستور را تعریف کند. 4. انواع دستورهای ساده را بشناسد. 5. انواع دستورهای ساخت‌یافته را بشناسد. 6. مفهوم عملگر را تعریف کند. 7. عملگرهای محاسباتی را بشناسد. 8. عملگرهای انتساب را بشناسد. 9. عملگرهای یکانی را بشناسد. 10. چند عملگر تک‌عملوندی را نام ببرد. 11. عملگرهای رابطه‌ای (مقایسه‌ای) را بشناسد. 12. عملگر منطقی را بشناسد. 13. عملگر شرطی را بشناسد. 14. عملگر کاما را بشناسد. 15. عملگرهای حافظه را بشناسد. عبارت در زبان برنامه‌نويسي، عبارت مجموعه‌اي معني‌دار از داده‌ها (مقادير عددي و متغيرها) است كه با استفاده از نشانه‌‌ها يا عملگرهاي محاسباتي، قياسي و منطقي با يكديگر تركيب شده‌اند. در زبان C عبارات را به‌ شکل زير دسته‌بندي می‌کنند. عبارت محاسباتي تركيبي از مقادير ثابت، متغيرهاي صحيح و اعشاري با استفاده از مجموعه عملگرهاي محاسباتي است كه با قاعدة خاصي تشكيل مي‌شود، مانند مثالهاي زير. 1. a * x + b 2. (a + b) / c در مثال اول مقدار a در مقدار x ضرب و نتيجه با مقدار b جمع مي‌شود. در مثال دوم ابتدا مقدار b با مقدار a جمع و سپس بر مقدار c تقسيم مي‌شود. مثال 4ـ1 جدول 4ـ1 نمونه‌‌هايي از عبارات محاسباتي را نشان می‌دهد. ch4.doc
×
×
  • اضافه کردن...