-
تعداد ارسال ها
964 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط hamid_hisystem
-
:w14::w14::4uboxsmiley::w14::w14: تولدت مبارک حمیدجان
-
یک نفـــر دور کند ایـــن خودیِ جانی را این دل ـ این قاتلِ بالفطرهی پنهانی ـ را امشب این سوخته، دلباختهی او شده است او کـــه با رقــصِ خود آتش زده مهمانــی را کاش این سایهی افسردهی تنها ببرد، دلِ آن دختـــر ِ افسونگر افغــانـــی را که بگوید: بنشین، حرف بزن، شور بپاش سخت کوتاه کن این جمعهی طولانی را همه منهـــای تــو تلخاند، به اندازهی چای بده آن خندهی چون قند ـ که میدانی ـ را سر بگردان و به این سمت بچرخان ابرو این طرف پرت کن آن چاقــوی زنجانی را تو بیـــا با دو سه خلخالِ عراقی در پا تو به پایان برسان سبکِ خراسانی را شمسِ من باش و به اشعارم از این لحظه بتاب کـــه بگیــــرم لقب ِ مولــــوی ِ ثانـــی را چه غریب است و عجیب است که با هم داری، چهـــرهی مشهدی و لهجــــهی تهرانــــی را! تو بخوان شعر! بخوان شعر! دوچندان بکند، خواندنت لذّتِ شبهای غــزلخوانــــی را
-
این روسری آشفته یک موی بلند است آشفتگی موی تو دیــــــوانه کننده ست بالقوّه سپید است زن اما زنِ این شعر موزون و مخیّل شده و قافیه مند است در فوج مدلهای مدرنیته هنــــــــــــوز او ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است پرواز تماشـــــــــــــایی موهای رهایش تصویر رها کردن یک دسته پرنده ست دل غرق نگاهیست کــــه مابین دو پلکش یه قهوه ای ِ سوخته ی ِ خیره کننده ست با اخم به تشخیص پزشکان سرطان زاست خندیدن او عامل بیماری قند است تصویر دلش با کمک چشم مسلح انگار که سنگی تهِ شیئیِ شکننده است شاید به صنوبــــــــر نرسد قامتش امـــــــا نسبت به میانگینِ همین دوره بلند است ماه است و بعید است که خورشید نداند میزان حضور و حذرش چند به چند است
-
با نگاهت اجتماع کافری تشکیل شد هیئتی از فرقه های دلبری تشکیل شد مردم از خانه برای دیدنت بیرون زدند سازمان رسمی گردشگری تشکیل شد ماده گرگ چشمهایت آنقدر کشته گرفت در مسیرت دادگاه کیفری تشکیل شد آنقدر مردان بیچاره گرفتارت شدند مجمع لغو طلاق محضری تشکیل شد عاشقیدن جوری از زیبایی ات معنا گرفت که گروه جعل های مصدری تشکیل شد با تو زیبایی شناسی در هنر تغییر کرد مکتب امپرسیون روسری تشکیل شد آمدی از خانه بیرون باز دعوا شد سرت اخم کردی دسته های شرخری تشکیل شد عده ای می خواستند از جنس تو صحبت کنند انجمن های زبان زرگری تشکیل شد سیب سرخم ! شاخه ات افتاد در دست شغال باز هم دنیایی از دیو و پری تشکیل شد... علی صفری
-
بگذار قیامت بکنم چند دقیقه با بغض نگاهت بکنم چند دقیقه یک عمر به پای تو نشستم گله ای نیست بگذار شکایت بکنم چند دقیقه بنشین که شکایت کنم از باعث این عشق با چشم تو صحبت بکنم چند دقیقه می گفت پدر گریه نباید بکند مرد سخت است رعایت بکنم چند دقیقه رسم است که خنجر بزند دوست به پشتم بگذار رفاقت بکنم چند دقیقه صدبار به پای تو بیفتم دم رفتن احساس لیاقت بکنم چند دقیقه وقتی بروی آخر دنیاست برایم بگذار قیامت بکنم چند دقیقه علی صفری
-
تاپیک رسیدگی به سوالات و درخواست ها
hamid_hisystem پاسخی برای گـنـجـشـک ارسال کرد در موضوع : مهندسی شهرسازی
البته بستگی به موضوع کار داره ولی قیمتش همین حدوده 400 تا 350 -
تاپیک رسیدگی به سوالات و درخواست ها
hamid_hisystem پاسخی برای گـنـجـشـک ارسال کرد در موضوع : مهندسی شهرسازی
من دو سه نفر رو میشناسم فکر کنم قیمتش نصف ارشد باشه قیمت فصل ها بستگی به موضوع و سختی کارت فصل به فصل بهت میگن -
╬♥╬ کلوپ هواداران پرسپولیس (شیاطین سرخ آسیا) ╬♥╬
hamid_hisystem پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : فوتبال و فوتسال
قرار بود جای تراکتور مس کرمان شرکت کنه که ترسیدن جام شش تایی ها بشه -
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب! دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری پیل ماه و سال را پهلو نمی کردم تُهی با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری هر کتاب تازه ای کز ناز داری، خود بخوان من حریفی کهنه ام، درسم روان است ای پری از شماتت کم کن و تیغی فرود آر و برو آمدی وقتی که حُر بی بازوان است ای پری شاخساران را حمایت می کند برگ و نوا چون کند شاخی که بی برگ و نوان است ای پری روح سُهراب جوان از آسمانها هم گذشت نوشدارویش هنوز از پی دوان است ای پری جای شکرش باقی اَر واپَس بچرخد دوکِ عمر با که دیگر آنهمه تاب و توان است ای پری یاد ایّامی که دلها بود لبریزِ امید آن اَوان هم عمر بود، این هم اوان است ای پری با نواهای جرس گاهی به فریادم برس کاین از راه افتاده هم از کاروان است ای پری گر به یاقوت روان، دیگر نیاری لب زدن باز شعر دلنشین، قوتِ روان است ای پری گو جهانِ تن جهنّم شو، جهان ما دل است کو بهشت ارغنون و ارغوان است ای پری کام درویشان نداده خدمت پیران، چه سود پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری
- 82 پاسخ
-
- 1
-
-
دکتر ولی نژاد متخصص مغز و اعصاب پزشک معالج حبیبی گفت: این اسطوره مازنی83 ساله براثر سکته مغزی در بیمارستان بابل کلینیک بستری است و حال عمومی او رضایت بخش است . به گزارش واحد مرکزی خبر، امامعلی حبیبی کشتی گیر پر افتخار مازنی با کسب نشان طلا در المپیک 1956 ملبورن لقب ببر مازندران را به خود اختصاص داد و سال 1962 با به گردن آویختن نشان طلای رقابتهای جهانی تولیدو، برای همیشه از دایره طلایی خداحافظی کرد و به مربیگری پرداخت . او هم اکنون در باغ شخصی خود در روستای زیبا و سرسبز سوخته کلای قائمشهر زندگی می کند .
- 1 پاسخ
-
- 6
-
-
╬♥╬ کلوپ هواداران پرسپولیس (شیاطین سرخ آسیا) ╬♥╬
hamid_hisystem پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : فوتبال و فوتسال
شعر جلیل صفربیگی اندر احوالات استقلالی ها ......................... شیش تایی مان کرد خدا روز ازل وقتی به خود آمدیم سوراخ شدیم :ws28: -
شریک معروفم که همیشه سوتی میده چند روز پیش میگفت حمید ما روسیه رو میتونستیم ببریم اگه اینا این شماره سیزده موزورلا رو نداشتن منظورش موزرسکی بود
- 2547 پاسخ
-
- 17
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
شبنمي بودم ز دريا غرقه در دريا شدم :icon_gol::icon_gol: کمند صید بهرامی بیافکن جام جم بردار ...
- 194 پاسخ
-
- 2
-
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
ممنون فاطمه خانوم تو همین چند روزی حتما شروع میکنم- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
بچه ها یکم استقبالشون کم بود وگرنه من همچنان آمادگی ادامه این بحث رو دارم اگه بچه ها بخوان- 65 پاسخ
-
- 3
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
آره خوبه ولی غرض بیان موضوع به این صورت رو هم توی توضیحات گفتم خواستم آموزشی و یادگیری برای بیان موضوعات به صورت دو تیتره باشه وگرنه درسته میتونیم یکیش هم بکنیم- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
آفرین دختر خوب- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
نه منتظرم شما موضوعتون رو انتخاب کنین- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
ببخشید منظورتون رو متوجه نشدم یکم توضیح بدین- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
-
تولدتون مبارک نسیم خانوم :icon_gol::icon_gol::icon_gol:
-
درخواست پايان نامه با موضوع تاثيرات تبديل روستا به شهر
hamid_hisystem پاسخی برای ~MARYAM~ ارسال کرد در موضوع : نرم افزارها، دانلودها و درخواست ها
برات یه پایان نامه ایمیل کردم تحت عنوان :تبدیل روستا به شهر و نقش آن در توسعه روستایی ، مورد مطالعه استان فارس امیدوارم به دردت بخوره- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
خیلی این شعر مهدی سهیلی رو دوست دارم طولانی ولی خیلی قشنگه غروبی بود و صحرا یی غم آلود به رخسار افق، دردی نهانی به کوه و دشت خورشید جهانتاب همی پاشید گردی زعفرانی نصیب ابر میشد رنگ زردی در آغوش سپهر لاجوردی درون سینه ی دریای آرام نمایان بود نقش روی خورشید بسان خرمن زر، چهره ی مهر میان آب دریا میدرخشید کلاغی روی دریا بال میزد جوانی، نی در آن احوال میزد زمِین در ماتم هجران خورشید چو مصروعی دمادم جان بسر بود تو گویی جان او بر لب رسیده که همچو دردمندی محتضر بود ز برّ و بحر و دشت و جنگل و کوه همه بودند غرق درد و اندوه زمین گویی به گوش شمس میگفت - که : دور از روی تو خاموش و سردم مرو ، ای گرمی جان من از تو بمان تا روز و شب دورت بگردم مکن عزم سفر ، آرام من باش تو بخت روشنی بر بام من باش ولی مهر درخشان نرم نرمک - ز پیش دیده در مغرب فرو رفت تو گویی نو عروس نامرادی - به زیر خاک با صد آرزو رفت زمین هم در عزای روی خورشید به تن از شب، لباس سوگ پوشید پس از چندی ز پشت کوه خاور - جمال نقره فام ماه ، سر زد فلک با دست ماه عالم افروز در و دیوار را رنگی دگر زد ربود از دیده بینندگان خواب که دارد عالمی دامان مهتاب در آن دم بر فراز تخته سنگی - که بر پیشانی ساحل عیان بود سر مهپاره ی خورشید رویی - بدامان جوانی خسته جان بود جوان در ماهتاب بوسه انگیز همی زد بوسه بر چشمی هوس ریز نگاه آندو ، با هم راز میگفت نگاه ، عاشقانرا صد زبان است بود پوشیده از چشم من و تو هر آن رازی که بر عاشق عیان است (( تو مو می بینی و او پیچش مو )) (( تو ابرو ، او اشارت های ابرو )) جوانک زلف دختر را به نرمی به انگشت نوازش تاب میداد پریرو گریه میکرد از سر شوق به نرگس های چشمش آب میداد میان گریه گاهی خنده میکرد لبش کار مه تابنده میکرد جوان در زیر لب با خویش میگفت: - مه من ، دلربا شیرین دهانست (( میان ماه من تا ماه گردون )) (( تفاوت از زمین تا آسمان است )) قمر ، این زلف عطرآگین ندارد قد موزون ، لب شیرین ندارد لبش چون مادری گم کرده فرزند - بروی چهره ی جانانه میگشت تو گویی در میان بوستانی - بروی برگ گل ، پروانه میگشت گل یک بوسه از شیرین دهانی - بود شیرین تر از جان جهانی پریرو تا برد دل را ز عاشق - به نگام نیازش ناز میکرد خمار آلوده نرگس را به صد ناز - گهی می بست و گاهی باز میکرد دلارامی که رمز عشق داند گهی جان می دهد گه میستاند جوان ، آهی کشید و گفت : ای گل - (( چه خوش باشد که بعد از انتظاری...)) کلامش را برید و گفت آن ماه : - (( به امیدی رسد امیدواری )) جوان گفتا که : من امیدوارم پری گفت : امشب امّیدت بر آرم هزاران راز دل گفتند با هم که گوش باد هم نشید آن را بلی ، راز دل آشفته دلها نخواهد بار منّت از زبان را به چشم یکدگر تا خیره بودند - هزاران گفته از هم میشنودند جوان با چشم گریان ، گاهگاهی - بچین موج دریا خیره میشد غم و شوق و امید و نا امیدی - بجان دردمندش چیره میشد زمانی از ته دل ، ناله ها داشت حکایت ها نهانی با خدا داشت گهی عاشق ز سوز سینه ی خویش - به روی یار ، گرد آه می ریخت گهی با قطره های روشن اشک - ستاره بر رخ ان ماه می ریخت ز اشک و آه ، طوفانی بپا بود خدای عشق آنجا (( ناخدا )) بود پریرو ، موی عطر افشان خود را - پریشان در مسیر باد می کرد ز هم پاشید بنیاد جوان را که در عاشق کشی بیداد می کرد ورق میزد کتاب دلبری را که تا خواند فصول آخری را جوان ، آهسته و آرام آرام سرش بر سینه ی معشوق خم شد فروغ از دیده ی او رخت بر بست صدای ناله اش یکباره کم شد ز شوق خود به پای یار جان داد به جانان بهتر از جان کی توان داد؟ در آن حالت بروی عاشق زار - نسیمی نرم نرمک باد می زد زمرگ عاشقی هجران کشیده - خروشان موج دریا ، داد می زد پریرو با نگاهی حیرت آمیز - پریشان بود با حالی غم انگیز در آن دم ناله ی صحرا نوردی - به کوه و دشت پیچید از ره دور که او با سوز دل این شعر میخواند - به آهنگ (( نوا )) اما به صد سوز خوش آن دلدادهای کاین بخت دارد که پیش روی جانان جان سپارد
-
این شکایت نامه نامهربانی های توست آنچه دیدم از جدایی ها جدا خواهم نوشت :icon_gol::icon_gol: خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است :icon_gol::icon_gol: ترکمنچایی که من با چشم هایت بسته ام بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نیست
-
این چکیده را اصلاح کنید(موضوع حاشیه نشینی)
hamid_hisystem پاسخی برای hamid_hisystem ارسال کرد در موضوع : میزگرد شهرسازی | گفتگوهای تخصصی شهرسازی
با نظرت موافقم البته حاشیه که بولد کردم اشتباه تایپی بود بجای مناطق حاشیه نشین بیارم آن مناطق چطوره ؟- 65 پاسخ
-
- 2
-
-
- مناطق حاشیه نشین
- وضعیت اجتماعی; اجتماعی; فرهنگی
- (و 3 مورد دیگر)
