رفتن به مطلب

sahar 91

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1040
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sahar 91

  1. sahar 91

    فصل من

    سلام پاییز من چه زیبا شدی امروز وقتی برگاتو بهم هدیه میدادی تا همنوا با موسیقی باران روحمو طراوت بده ممنونم که بازم صدام زدی گفتی ...آهای فلانی... من اومدما...حواستو جمع کن فصل یادآوریه
  2. sahar 91

    فصل من

    می خوام بعضی از عادت ها و خصلت هامو تغییر بدم می خوام یه خصوصیاتی رو توی خودم تقویت کنم؛ مثل صبر و توکل باشد که پیروزی نزدیک شود.
  3. یه وقتایی باید یه حرفایی رو زد ...حتی اگه بدونی الان ناراحت میشه یه وقتایی واسه بهتر شدن اوضاع یه "خرده" ناراحتی میشه تلنگر اما دقت کنید یه خرده تون نشه یه دریای پر تلاطم که دیگه با هیچ ساحلی آروم نمیشه
  4. sahar 91

    به جهنم!!!!!!!!!!

    به نظرم نظرشون با نظرم یکی نبوده...به درک باز باید با پیگیری خودم، برم رو اعصابشون...بازم به درک (جدیدا اعصاب ندارما...این حرفا چیه آخه)
  5. اثر کردن رژیمم ...
  6. sahar 91

    تقدیم به خودم

    توی جزیره ای که فکر میکنی تنهایی باید بسازیش و با تنهاییت باید بسازی فقط خودتی که می تونی به خودت بگی "درکت می کنم"
  7. sahar 91

    فصل من

    ... (نشد که باشه...عذرخواهی بابت تشکری که زده شده)
  8. امروز همه چی خوب بود آسمان خوب...هوا خوب حال من خوب...وضع تو خوب
  9. sahar 91

    فصل من

    دختر است و تمام غرور دخترانه اش که تو ناخواسته موجب شدی جبهه بگیرد حواست باشد حرفهایت ممکن است گاهی دلی بیازارد یا گاهی غروری را دلش که بشکند شاید بتواند ببخشد ولی غرورش که جریحه دار شود ... وای به آن روزت...
  10. به بعضی ها باید بگی انقدر لاف نزن که یعنی میشه بهت تکیه کرد و بهت امیدی داشت...باید بهشون بگی برو بابا تو دیوارم نداری که بشه روش یادگاری نوشت چه برسه به ...
  11. این افکار همچین خودشونو چسبوندن به مغز من که نمی تونم حتی بنویسمشون چرا باید یه حرف ناراحت کننده انقدر توی ذهن من جولون بده باید باید یه راهی واسش پیدا کنم...زندگی من وجوه دیگه ای هم داره که باید با تمرکز به اونا بپردازم.
  12. sahar 91

    فصل من

    می خوام استعفا بدم ...از قوی بودن...خدایا قبول میکنی؟ از این همه سخت بودن و ادای آدمای محکمو درآوردن خسته شدم قبول دارم برای بودن باید ایستاد... ولی تو هم قبول کن که تحمل منم اندازه ای داره یه وقتایی که میبینی و نمی تونی حرفی بزنی میریزی تو خودت و آخرش میشه یه اعصاب داغون و یه زبون تند و تیز که اونجایی که نباید و در برابر بی تقصیر ترین آدما، نمی تونی غلافش کنی اون آدم مثلا عاقلی که برگشتی گفتی "هر کسی را بهر کاری ساختند"...این حرف درسته ولی خواهشا تاثیر عوامل مزخرف محیطی رو هم از قلم ننداز...یا تاثیر آدمایی که بخاطر افکار پوچشون جلوی پیشرفت بقیه رو میگیرن از سر و کله زدن با این آدمای سطحی خسته شدم...میخوام تو عمق درک و حس غرق شم...دلم یه دریا پر از احساس میخواد...
  13. زندگی شده که یه وقتایی غافلگیرم کنه از اون نوع خوبش که همش دوست داری بهش فکر کنی و تو پوست خودت نگنجی توی این هفته منتظر یه غافلگیری معرکه هستم از اونی که من منتظرشم، بهترش میشه غافلگیری
  14. sahar 91

    فصل من

    از هر دست بدی از همون دست میگیری اینو بارها شنیده بودم اما به شکل بسیار واضحی این چند روز لمسش کردم یکی بهم یه کمکی کرد که پلی شد واسه رسیدن به چیز بهتری و جای دیگه من فقط یه پیشنهاد دادم بهش حالا اون پیشنهاد واسه اون اگه خدا بخواد میشه یه سکوی پرتاب اینم میخوام بگم که؛ اونی که بخواد یه کاری بشه از هر طریقی و به هر نحوی شده یه راهی واسش قرار میده.
  15. همیشه دلم می خواست برم سر کاری که دوست دارم و براش زحمت کشیدم این کار و دوست دارم ولی امان از محیط های کاری و آدم های بی خود یعنی بعضی وقتا واقعا ارزش های انسانی انقدر کم رنگ میشه ؟! باور کنید اگه این ها رعایت میشد خیلی از مشکلات بعدی پیش نمیومد به نظر من برای گزینش اول باید گزینه "آیا شما به انسانیت اعتقادی دارید یا خیر" را بگذارند
  16. من یک نظاره گر خاموش...:5c6ipag2mnshmsf5ju3 که دلم میخواد بیام ولی فکر کنم اصلا به نمایشگاه امسال نرسم
  17. sahar 91

    فصل من

    این روزها مدام یه فکر تو ذهنمه...بهتره بگم یه علامت سوال توی ذهنم چرخ میخوره آیا من می تونم رو حرفم بمونم...می تونم هر چی که پیش اومد، تاکید می کنم هر چی، بازم حرفم همونی باشه که روز اول گفتم مشکل من اینه هنوز توی خودشناسی مشکل دارم... هیچ کس از فردا خبر نداره اینو بابام میگه...حرف خوبیه حداقل باهاش آروم شدم که بی خودی غصه اتفاق نیوفتاده رو نخورم این روزها عجیب گیجم...هیچکسم جز خودت نمیتونه از این بلاتکلیفی نجاتم بده...از اولش خودمو سپردم به خودت... الان بهت میگم نمیتونم تصمیمی بگیرم...آره نمی تونم...خودت یه راهی بذار جلو پام
  18. فکر میکنم فردا روز مهمیه...آره دیگه مهمه یه روزی که میتونه سرنوشت ساز باشه و نباشه میتونه بشه یه روز خاطره انگیز یا بشه یه روز معمولی که بعدها دوست نداری خیلی بهش فکر کنی الان فقط می خوام فکر کنم فردا روز قشنگی خواهد شد... چون من تمام تلاشمو میکنم که فردا بهترین روز رو برای خودم رقم بزنم امیدوارم فردا روز زیبایی واسه همتون باشه دوستان...
  19. sahar 91

    سوتی

    دیشب ذهنم خیلی بهم ریخته بود ... داشتم به کارهایی که باید چند روز آینده انجام می دادم فکر می کردم...مخصوصا روی کارای شنبه زوم کرده بودم همون لحظه بابام گفت کی میخوای بری تهران، گفتم فردا صبح زود میرم ...اوه اوه تازه باید زودتر برم نه اینکه اول هفتست خیلی شلوغه اونایی که داشتن میشنیدن قیافه هاشون متعجب شد... و بعدش خیلی هم داشتم با جدیت اینو می گفتم و تو فکر بودم که دیدم خواهرم زده زیر خنده و میگه بابا این خیلی داغونه فردا که چهارشنبه ست تازه اون موقع دلم به حال خودم سوخت :icon_pf (34):...طفلکی من.... راست میگفت ...پاک قاطی کرده بودم
  20. تشکر از برگزاری مسابقه عالی بودن
  21. sahar 91

    اعتراف...

    شرمنده ام کرده ای با مهربانیت این روزها میپرسد قلب از چشمانم نگاه تو چه دارد که تاب و توان از آن میگیرد
  22. ممنون از دعوتتون عالی بودن و بعضیهاشون واقعا هنری
  23. sahar 91

    فصل من

    گاهی بعضی اتفاقا باید بیفته تا بعضی اتفاقای بعدی درک بشه و حتی اتفاقایی رخ بده که باعث بشه اتفاقای پر سوال قبلی معنی پیدا کنه الان میفهمم که لحظه لحظه زندگی پر از درسه هم پیروزیش و هم شکستش اتفاقا شکستا باعث میشن قویتر شی...بدونی تو موقعیت مشابه باید چه فنی پیاده کنی تا کله پا نشی خدایا شکرت...جای همه ی شکایتایی که کردم و تو صبوری کردی شکرت...بخاطر این روزا شکرت...بخاطر یه تصمیم بزرگ یه آدم بزرگ زندگیم شکرت...و باز هم شکرت.
  24. طنین طبیعت جالبه و آهنگ قشنگتری داره...
  25. sahar 91

    امشب

    امشب... حرفامو زدم امشب...ته ذهنمو رو کردم آخه من تو این زمینه بیشتر منطقیم تا خیال باف امشب...الان دیگه مغزم کار نمیکنه
×
×
  • اضافه کردن...