رفتن به مطلب

Shiva-M

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2105
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Shiva-M

  1. هنگامی‌که فیلم ˝داستان عامه‌پسند˝ ساخته کوئنتین تارانتینو، فیلمساز، بازیگر و تهیه‌کننده شناخته شده سینما در سال 1994 میلادی در فستیوال بین‌المللی فیلم کن فرانسه به نمایش درآمد و توانست نخل طلا کن را از آن خود کند، کمتر کسی می‌توانست باور کند که این کارگردان که در آن زمان ۳۰ ساله بود، بیست سال بعد، به یکی از حرفه‌ای‌ترین و کاربلدترین فیلمسازان سینمای تبدیل شود.کوئنتین تارانتینو، که امسال ۵۰ ساله شده بهترین نمونه‌ یک سینماگر غریزی و خودساخته است. او هنر سینما را نه در کلاس دانشگاه‌ و به صورت آکادمیک بلکه در سالن‌های سینما فراگرفته است. این سینماگر شناخته شده از تئوری‌های سینمایی چیز زیادی نمی‌داند، اما به خوبی یاد گرفته که به همه چیز با دوربینی درونی نگاه کند و همه چیز را به زبان سینمایی برگرداند. بنابراین گزارش، تارانتینو در روز ۲۷ ماه مارس سال ۱۹۶۳ میلادی در شهر نکسویل در ایالات تنسی آمریکا به دنیا آمد. کوئنتین به درس و مشق علاقه زیادی نداشت و به زور به مدرسه می‌رفت. با سایر دانش‌آموزان جوش نمی‌خورد و در رؤیاها و عوالم خودش سیر می‌کرد. او در نوجوانی دنیای فیلم و نمایش را کشف کرد و خیلی زود این دنیای تازه کشف شده تمام ذهن و روح او را تسخیر کرد. چند سال بعد در یک مغازه‌ کرایه و فروش نوارهای ویدیو کار پیدا کرد که در آن همه جور فیلم از سراسر جهان پیدا می‌شد. اینجا معبد او شد. این همان بهشتی بود که درست برای او خلق شده بود. تارانتینوی جوان مانند گرسنه‌ای حریص در دنیای فیلم‌ها غوطه خورد. شب و روز فیلم می‌دید. آشنایان او گفته‌اند؛ که تمام فیلم‌های آن مغازه را دیده بود و می‌توانست درباره هر فیلمی ساعت‌ها حرف بزند. او هم فیلم‌های سنگین بسیار هنرمندانه دیده بود و هم فیلم‌های بازاری و عامیانه. هر دو را به یک اندازه دوست داشت، تنها اصلی که برایش مهم بود این بود که فیلم باید جذاب و سرگرم‌کننده باشد، نه ملال‌انگیز و خسته‌کننده. تارانتینو و ورود به عرصه سینما تارانتینو عشقی جز فیلم دیدن نداشت و از کودکی می‌دانست که هیچ چیز جز کار در سینما نمی‌تواند او را راضی کند. هنوز بسیار جوان بود که به نوشتن فیلمنامه پرداخت و در این زمینه ذوق و استعداد فراوانی نشان داد. برخی از فیلمنامه‌های او توسط سینماگرانی مانند الیور استون به فیلم برگشته است. در کنار سناریونویسی در چند فیلم و سریال بازی کرد. بازیگری یکی از علایق جدی او است و تا امروز معمولا در فیلم‌های خود و دیگران نقش‌هایی کوچک به عهده می‌گیرد. به نوشته دویچه‌وله، فیلم "سگ‌های انباری" محصول ۱۹۹۲ میلادی، نخستین فیلم سینمایی کامل تارانتینو، نویدبخش کارگردانی جسور و باذوق بود که از تجربه و نوآوری ترس ندارد. تارانتینو با این فیلم جنایی نشان داد که می‌تواند با بودجه‌ای اندک، هنرپیشه‌هایی گمنام و لوکیشن‌های محدود، فیلمی جذاب و نفس‌گیر بسازد. این فیلم در فستیوال ساندنس با استقبال زیادی روبرو شد و راه تارانتینو را در سینمای این کشور هموار کرد و به او فرصت داد که با دست باز به سراغ فیلم بعدی برود. "داستان عامه‌پسند" و شهرت جهانی تارانتینو هنگامی‌که فیلم "داستان عامه‌پسند" در سال ۱۹۹۴میلادی در فستیوال فیلم کن فرانسه به نمایش در آمد، تمام نگاه‌ها آکنده از تحسین و اعجاب بود. در پایان رقابتی فشرده، مهمترین فستیوال‌ سینمایی جهان، جایزه بزرگ نخل طلایی خود را به سینماگری 30 ساله تقدیم کرد که کمتر کسی نام او را شنیده بود، اما برای همه به خوبی روشن بود که نام او به زودی بر سر زبان‌ها خواهد افتاد. فیلم "داستان عامه‌پسند" (Pulp Fiction) اثری مدرن است. سبک روایت آن پرپیچ و خم است، اما تماشاگر را گیج نمی‌کند. داستان‌های موازی با مهارت به هم گره می‌خورند، شخصیت‌های دلچسب، طنز شیرین و فضاسازی طبیعی که جامعه امروز را با تمام تناقضات و آشوب‌هایش به بهترین شکلی معرفی می‌کند. فیلم تارانتینو در فستیوال فیلم کن با رقبای بسیار نیرومندی روبرو بود. برخی از منتقدان به فیلمساز جوان ایراد گرفتند که سینمای او سینمایی التقاطی است. در کارهای او اصالت هنری اندک و الگوهای کلیشه‌ای زیاد است. در واقع تارانتینو هم در همان فیلم و هم در کارهای بعدی نشان داد که چندان در قید اصالت نیست، اما به خوبی می‌تواند از قراردادها و کلیشه‌های آشنا در قالب سینمایی تازه و دلنشین استفاده کند. خلق 5 فیلم ماندگار طی سال‌های 1997- 2012 فیلم بعدی تارانتینو به نام "جکی براون" یک داستان پیچیده و پرماجرای پلیسی است که با ظرافت و تمرکزی خیره‌کننده به فیلم برگشته است. فیلم را می‌توان در ژانر فیلم نوار دانست، بی‌آنکه از فضای تیره و افسرده‌ آن سینما نشانی داشته باشد. اینجا طنز نیرومند تارانتینو در کار است که به ویژه در گفت‌وگوهای فشرده نمود بارزتری پیدا می کند. تارانتینو فیلم جنایی و پرماجرای "بیل را بکش" را در دو قسمت در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ میلادی عرضه کرد. در اینجا مهارت او در هدایت بازیگران و روایت داستان‌های موازی همچنان چشمگیر است، اما برای بسیاری از منتقدان، این فیلم از طنز و ظرافت کارهای پیشین تارانتینو دور شده است. فیلم "حرامزاده‌های لعنتی" محصول سال ۲۰۰۹ میلادی، نوعی شوخی سینمایی با درونمایه‌های جدی سیاسی است. فیلم داستانی خیالی را در زمینه‌ تاریخ رایش سوم روایت می‌کند. به گفته تارانتینو با فیلم او، سینما بر رژیم آلمان نازی پیروز می‌شود. تارانتینو در فیلم "جانگوی رها شده" به عنوان تازه‌ترین اثر سینمایی خود که در سال 2012 به روی پرده رفت، از قالب وسترین برای بیان درونمایه‌ای تاریخی بهره برده است. فیلم داستانی گیرا از درد و رنج بردگان سیاه آمریکا را در نیمه دوم قرن نوزدهم روایت می‌کند. تارانتینو گفته است که ژانر نه چندان خوشنام وسترن اسپاگتی را بیش از وسترن‌های روشنفکرانه دوست دارد و آخرین فیلم او نیز بیشتر یادآور کارهای سرجو لئونه است تا فیلم‌های جان فورد. تارانتینوی 50 ساله تاکنون هشت فیلم به یادماندنی را از خود به یادگار گذاشته و فیلم‌های بعدی او مطمئنا بر قطر این کارنامه هنری و غنی می‌افزاید. منبع: هنرآنلاین
  2. Shiva-M

    نقد فیلم موتورهای مقدس Holy Motors

    بنظر میرسه که فیلم خودش روایتگر یک فیلم هست، فقط ما مشخصا دوربینی رو نمیبینیم، چندیدن بار دنیس لوانت در فیلم کشته میشه ولی مجددا پا میشه و ادامه ی داستان رو میبینیم.
  3. Shiva-M

    نقد فیلم موتورهای مقدس Holy Motors

    دقیقا این ازون فیلماس که تو زمان خودش زیاد مورد اقبال واقع نمیشه چندین سال بعد آیندگان ازون بعنوان شاهکار یاد میکنن خوش بحال ما که لذت بردیم
  4. Shiva-M

    نقد فیلم موتورهای مقدس Holy Motors

    اگه اشتباه نکنم در جشنواره ها مورد بیمهری واقع شد خیلی ندیدم بش توجه بشه یا جایی نامزد بشه. البته این چیزی از شایستگی های فیلم کم نمیکنه
  5. Shiva-M

    نقد فیلم موتورهای مقدس Holy Motors

    موتورهای مقدس یکی از عجیبترین فیلمهاییه که تا بحال دیدم. این رو میشه از همون شروع فیلم که به اون صورت اون سگ در سینما راه میره فهمید، میخکوب میکنه بیننده رو. روند فیلم به گونه ای هست که هر آن شما با یه غافلگیری جدید مواجه میشید. فضای خاص فیلم هم بسیار خوب دراومده. با اینکه فیلم بشدت خاص و عجیب غریبیه اما ریتم فیلم و تعلیقایی که داره کاملا بیننده رو مجذوب میکنه و باعث شده که اصلا خسته کننده نباشه فیلم. کارگردانی و بازی دنیس لوانت هم در اوج خودش هست. اساسا این فیلم به گونه ای هست که هرکسی 1 جور میفهمه فیلم رو. سخت میشه گفت کارگردان چی رو میخواد برسونه. من خودم کامل نتونستم این فیلم رو درک کنم، ولی حداقل چیزی که این فیلم برای من داشت این بود که منو چند روزی بفکر فرو برد . فوق العاده ترین صحنه ی فیلم برای من سکانس پایانی بود. جاییکه اسکار در پایان روز به خونه ش میره و میبینیم که همسر و فرزندش در انتظارشن....خانواده ای که انسان نیستند....بینظیر بود اون سکانس... بینظیر. کلام آخر اینکه این فیلم در عین اینکه بسیار پیچیده و عمیقه ، خیلی ساده و راست حرفش رو میزنه. کارگردان بدون ادعا پیش میبره فیلم رو و همینه که اون رو به فیلمی فراموش نشدنی تبدیل کرده. مسلما این فیلم کسانی که برای سرگرمی فیلم میبینند رو ناامید میکنه، اما من دیدنش رو به کسانی که دغدغه ی سینما دارند بشدت توصیه میکنم.
  6. فیلم رو بصورت پکیج عوض میکنن 1 فیلمنامه ی جدیده انگار :icon_pf (34):
  7. have the gut = جرأت داشتن
  8. Not to mention = علاوه بر اینکه
  9. I had no idea = اصلا نمیدونستم ?do u have any idea = اصلا میدونی؟
  10. tell me about it = همینو بگو
  11. just in case = فقط محض احتیاط
  12. I'm just saying= همینجوری میگم، کلا میگم.
  13. u rock= تو محشری
  14. give me your word= قول شرف بده، قول مردونه بده
  15. scared the hell out of me = خیلی ترسیدم، مثل چی ترسیدم
  16. like father like daughter = پدر و دختر عین همن!
  17. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    اون که بله، صد در صد همینظوره انقدر بحث شده درباره ی این فیلم که... بهمین دلیل ترجیح دادم فقط از جنبه ی ساختار فیلم 1 کوچولو بگم دربارش که دیگه تکرار مکررات نشود
  18. no big deal= قضیه مهمی نیس، چیزی نیست
  19. for good= برای همیشه
  20. 9 / 9.5 دیگه خونه پرشه
  21. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    آرگو فارغ از جهت گیریای سیاسی یه فیلم خیلی خیلی معمولیه بدور از ایرانی بودن و موضوعش فقط به عنوان 1 فیلم اگه بش نگاه کنید، چاله چوله هاش خیلی تو ذوق میزنه
  22. once in a blue moon= تقریبا هیچوقت
  23. out of the blue = ناگهان
  24. Shiva-M

    نوشته های ماندگار...

    افسوس اگر انسان روزي همپايه کساني شود که دوستشان دارد ، اگر به آن سعادت پر فروغي که آرزو مي کند نائل شود ، خواهد ديد که آن هم سرابي بيش نيست... ژان کريستف/رومن رولان
  25. منم 25 خرداد 67 هستم. در اینکه پرچم ما خردادیا همیشه بالاس که هیچ شکی نیس :ws50: خردادی بودن نعمتیه که نصیب هر کس مــــی نشود :a030:
×
×
  • اضافه کردن...