-
تعداد ارسال ها
529 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Architect
-
تصمیم گرفتم همستر بگیرم من که تابجال حیون خونگی نداشتم به نظرم حیون خونگی دردسره منم که زیاد خونه نیستم برسم از گشنگی میمیرن :d اما مریم سنجاب چه دردسری داره؟
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
نه برای یکیه که مثل خواهرم می مونه
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
نه سپیده ما رو چه به این کارها من به این زودی ها دم به تله نمیدم برنامه ها دارم واسه خودم
- 7850 پاسخ
-
- 1
-
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
خوب موش هستن دیگه به همبن دلیل زادو ولدشون زیاده حالا برم ببینم که کدومشون قشنگ تره اونو میگیرم
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
ممنون علی فقط میای یه سلام میدی و میری نه طرف دختره میدونم خوشش میاد و نمی خورتش اخه همستر یک نوع موشه ولی از نظر جذاب تر بودن قبول دارم که از سنجاب بهتره
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
به سلام داداش علی چطوری عزیز؟
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
مریم الان داشتم تو اینترنت سرچ میکردم برای همستر می خوام برای یه نفر یکی بگیرم به نظر تو سنجاب بهتره یا همستر؟
- 7850 پاسخ
-
- 1
-
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
من همین جا منو اتیش سوزوندن؟
- 7850 پاسخ
-
- 1
-
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
ضوابط طراحی مکان های فرهنگی
Architect پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : ضوابط و مطالعات معماری
استانداردها و ضوابط طراحي سينما سالن انتظار سينما : طبق استانداردها و ضوابط طراحي سينما مصوب سازمان مديريت و برنامهريز كشور حداقل ميزان سطح اشتغال سالن انتظار سينما به ازاي هر نفر 35/0 متر مربع و حداقل حجم سرانه سالنهاي سينما 5/1 متر مربع ميباشد.تعداد صندليهاي سالن به ازاي هر 100 نفر، 10 صندلي ميباشد. در صورت داشتن اختلاف سطح سالن با بيرون حداكثر شيب راهرو ورودي 8 درصد و عرض آن حداقل2/1 متر باشد. حداقل عرض ورودي سالن انتظار به ازاي هر 100 نفر 56 سانتيمتر ميباشد. ورودي سينما: به دليل كار كردن سينما با مجتمع فرهنگي، ورودي با ورودي مجتمع يكي است و فقط يك در براي ورود به سالن انتظار منظور گرديده است. گيشة بليطفروشي : گيشه در سينما بايد در مكاني باشد كه ديد كافي بر فضاي خارج سينما داشته باشد و در جايي باشد كه صف مربوط به آن فراهم گردد مردم در معبر عمومي و همچنين مانع ورود و خروج مردم از سينما نباشد. در گيشه بهتر است به درون سالن انتظار باز گردد ولي اين در طوري نباشد كه با باز شدن آن درون گيشه مشخص گردد و سطح آن به ازاي هر نفر حداقل 3 متر مربع ميباشد. راهروهاي سالن نمايش : عرض راهروهاي سالن را بر حسب تعداد جمعيت كه از آن تخليه ميشوند محاسبه ميشود ولي نه به اين صورت كه اين عرض متغير باشد. و اينگونه در نظر ميگيريم كه از تعداد جمعيت هر رديف كه در دو طرف آن راهرو ميباشد 60 درصد آن از هر راهرو تخليه ميگردند. اگر عرض در خروجي سالن نمايش از عرض راهرو منتهي به آن بيشتر باشد بايد حداقل فضايي برابر عرض خروجي جلوي در ورودي داشته باشد. حداكثر شيب مجاز در راهروهاي سالن نمايش 8 درصد ميباشد و اگر شيب بيشتر باشد بايد از پله در راهرو استفاده گردد كه ارتفاع و عمق موثر پله بايد طبق استانداردها باشد. پلهها و يا نقطه شروع شيب راهروهاي سالن نمايش براي آگاهي تماشاگران بايد با چراغ مخصوص روشن گردند. مصالح كف راهروها بايد از مصالح غير لغزنده و غير اشتعال باشند. صندلي تماشاگران : استانداردهاي صندلي تماشاگران در جداول ضميمه آورده شده است. جنس و مصالح به كار رفته در صندليهاي سالن نمايش بايد مقاوم، قابل شستشو، غير قابل اشتعال باشد و از نظر آكوستيكي، مقدار صدائي كه آنها جذب ميكنند نبايد به وجود و يا عدم وجود تماشاچي در آنها وابسته باشد. چيدن صندليهاي سالن نمايش مانند چيدمان صندليهاي آمفيتئاتر ميباشد. وروديها و خروجيهاي سالن نمايش سينما : وروديها و خروجيهاي سالن نمايش سينما بايد به گونهاي باشند كه در معرض ديد باشند و از ورود سروصدا به داخل و خارج سالن جلوگيري كنند. حداقل تعداد در خروجي سالن نمايش 2 عدد ميباشد و فقط در موارد خاص مانند گنجايش سالن كمتر از 100 ميتواند 1 عدد باشد. لازم به ذكر است كه براي خروج از سالن نمايش بهتر از كه درهاي سالن نمايش به طرف بيرون باز گردند و براي ورود به طرف داخل باز گردند. حداقل فاصله دو در خروجي 5 متر ميباشد و نبايد از درهاي يك لنگه استفاده نمود و بايد از درهاي دو لنگه استفاده گردد. درهاي سالن نمايش نبايد قفل داشته باشند و بهتر است داراي ثابتكنندههاي فشاري باشند كه با يك فشار روي آنها، در ثابت گردد. سرويسهاي بهداشتي سينما : طراحي و اجراي ساختماني قسمتهاي مختلف داخل سرويسهاي بهداشتي بايد به گونهاي باشد كه شستشو و گندزدائي مستمر تمامي ديوارها و كفهاي سرويس ميس گردد. اتاق پروژكتور و ملحقات آن : اتاق پروژكتور شامل حداقل 2 عدد پروژكتور به ابعاد 100×60 سانتيمتر، ميزهاي برگردان و بازبيني فيلم به ابعاد 80×120 سانتيمتر واتاق تقويتكنندههاي صدا ميباشد. دستگاههايي مانند ركتي ناير، تابلوي اصلي برق اتاق پروژكتور، و مسيرهاي نور سالنو قفسههاي فلزي مخصوص نگهداري فيلم در فضاهاي مستقل قرار دارند. اتاقك كوچكي جهت نگهداري باطريهاي مخصوص روشنايي ايمني سينما و سرويس بهداشتي در جنب اتاق پروژكتور قرار دارند. ابعاد اتاق پروژكتور با توجه به ابعاد پروژكتورها، فواصل آنها از هم و از ديوارهاي جانبي، و ميزهاي برگردان و بازبيني فيلم و دستگاههاي تقويت صدا در نظر گرفته ميشود. ديوارها و كف اتاق پروژكتور بايد قابليت 2 ساعت مقاومت در مقابل آتشسوزي را داشته باشند. مصالح به كار رفته در اتاق پروژكتور جهت نازككاري و آكوستيك نبايد قابل احتراق باشند كف اتاق پروژكتور براي انتقال كابلهاي برق و صدا بايد دو جداره بوده و كفپوش آن در مقابل برق عايق باشد. وجود شير يا كبسول آتشنشاني در نزديك اتاق پروژكتور نيز توصيه ميگردد. پرده نمايش فيلم : نوع پرده سينما با توجه به ابعاد سالن، قدرت پروژكتور، بهره روشنايي پرده و ميزان روشنايي مطلوب پرده انتخاب ميشود. اندازه پرده با توجه به عرض سالن نمايش در قسمت جلوي آن، ارتفاع سالن، عمق سالن و در نظر گرفتن فضائي در دو طرف پرده براي رفت و آمد به پشت پرده و جمع شدن پرده محافظ تعيين ميشود. پرده نمايش بهتر است داراي انحناء باشد: بخصوص در سالنهاي عريض، اين انحناء كماني از دايره به مركز لنز پروژكتور و به طول فاصله لنز پروژكتور از مركز پرده ميباشد. اسكلت نصب پرده نمايش بايد بزرگتر از پرده باشد (30 سانتيمتر) تا نصب پرده آسانتر گردد و اسكلت از ديوار پشت پرده بايد به اندازهاي كه براي نصب بلندگوها مورد نياز است (90 سانتيمتر) فاصله داشته باشد. و بايد اشاره نمود كه بهتر است دريچههاي هواكش و خروجي هوا يا حتي ورود هوا، پشت پرده تعبيه نگردد و اصولا سيستمهاي تاسيساتي و تهويه هوا به گونهاي باشند كه هوا در پشت پرده چرخش نداشته باشد. -
ضوابط طراحی مکان های فرهنگی
Architect پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : ضوابط و مطالعات معماری
گالريها ساختار عمومي گالريها : فضاي نمايشگاه بخش مهمي در اين مجموعه به شمار ميرود كه خصوصيات آن بر مجموعه تاثير ميگذارد. تجربه فرد از فضاي سه بعدي نمايشگاه نتيجه يك ادراك سريع است. اين ادراك در محيطي با ساختار روشن، آسانتر و با خستگي كمتر به دست ميآيد تا در فضائي كه تركيب ضعيف و ناخوانايي دارد. نمايشگاه نوع خاصي از فضا است كه در آن علاوه بر رابطه انسان – فضا يك رابطه پيچيده بين فضا و شيء وجود دارد. در قسمتهايي از نمايشگاه كه داراي مجموعههاي نمايشي ثابت است. معماري را مي توان تا حد امكان با اشياء تطبيق داد ولي در قسمتهاي قابل انعطاف، اين امر فقط از طريق تزئينات و تمهيدات فراوان عملي است. ترتيب قرارگيري اشياء : ترتيب اشياء نمايشي به بازديدكنندگان و خصوصيات اشياء نمايش بستگي دارد. رابطه بازديدكننده و شيء نمايشي به شرح زير است: 1- هر چه نسبت بازديدكنندگان به اشياء نمايشي كمتر باشد. امكان تمركز و اينكه هر بازديدكننده بتواند آزادانه با شي نمايشي ارتباط برقرار كند، بيشتر ميشود. 2- در يك بازديد گروهي تماس نزديك با شيء نمايشي بدون ايجاد زحمت براي ساير اعضا گروه ممكن نيست. بازديدكنندگان بايد به ترتيبي گرداگرد شيء نمايشي قرار بگيرند كه همگي فاصلهشان تا آن مساوي باشد. نورپردازي گالريها : الف) نورپردازي طبيعي (نور روز): به دلايل اقتصادي، فيزيولوژيكي و تنوع، اين نوع نورپردازي هنوز بهترين وسيله روشنايي است و اگر مسائل حفاظتي اشياء اجازه دهد ارجحيت، نور روز است. جهت نور ممكن است از بالا (عمودي) يا از پهلو (افقي) باشد. مدتهاست كه ارزش نورپردازي از بالا در طراحي موزههاي استفاده ميشود كه امتيازات آن عبارتند از:الف- نورپردازي از بالا روشي است راحتتر و ثابتتر در نورپردازي و كمتر در معرض موانع جنبي در داخل و خارج از بنا مانند ساختمانهاي ديگر و درختان قرار ميگيرد.ب- نوري كه از بالا به تصاوير يا ساير اشياء به نمايش گذارده ميتابد، قابل تنظيم است و تامين نور كافي و يكنواخت آن ديدي بسيار مناسب با حداقل بازتاب يا انحراف به وجود ميآورد. ج- امكان به نمايش گذاشتن اشياء بيشتري را در فضاي نمايشگاه امكانپذير ميسازد. د- با توجه به حذف پنجرهها و كاهش راههاي ارتباطي، فضاي نمايشگاه از امنيت بيشتري برخوردار شده و تمهيدات امنيتي نيز كاهش مييابد. ب) نورپردازي جانبي )افقي( : اينگونه نورپردازي از طريق پنجرهها و نورگيرهاي معمولي به اشكال و ابعاد مختلف و در مكانهاي مناسب در ديوارها انجام ميشود. پنجرهها و نورگيرها معمولا يا در ارتفاعي كه بازديدكننده قادر به ديدن محوطه بيرون باشد و يا در ارتفاعي بالاتر نصب ميشود. ديوارهايي كه پنجرهها با ارتفاع معمولي بر روي آنها نصب شده، غالبا بدون استفاده هستند و علاوه بر آن اشياء نمايشي كه بر روي ديوار مقابل اين پنجرهها نصب شدهاند نيز به خاطر وجود نور از مقابل داراي انعكاس هستند كه مانع ديد كامل و روشن ميگردد. با اين وجود، اينگونه پنجرهها براي اشيايي كه روي ديگر ديوارها و در زاويهاي درست نسبت به منبع نور قرار دارند، نور مناسب و دلپذير به وجود ميآورند. ج) نورپردازي مصنوعي : ملاحظات تكنيكي و مشكلات نگهداري مربوط به استفاده از نور مصنوعي از جمله عواملموثر بر كاهش كاربرد نور مصنوعي در فضاهاي نمايشگاهي بوده است. نور مصنوعي از منابع نقطهاي يا خطي تأمين ميگردد و از اين رو چون سطوح تعديل كننده شدت آن با نور فضا قابل مقايسه نيست، لذا دستيابي به شرايط مشابه نور روز نيز تا ميزان محدودي امكانپذير است. حركت و دسترسي گالريها : حركت و دسترسي قسمتي از امر ارائه و نمايش اشياء و عامل مهمي در سازماندهي فضائي نمايشگاه است. زيرا بطور نظري هيچ فضائي در منطقه نمايش اشياء منحصرا به رفت و آمد اختصاص نداشته و هيچ راهرو يا راهپلهاي نبايد حركت سيال در اين منطقه را محدود كند. دستيابي به اين شرايط با اجتناب از مسائل روز امكانپذير است. الف- اجتناب از محدوديتهاي با وقفهب- اجتناب از اختلاف سطوح زيا تنظيم شرايط محيطي : رطوبت، دما و نور باعث فرسايش اشياء ميگردند، دماي 15 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 60% براي اكثر نمايشگاههاي مناسب ميباشد. رطوبت نسبي نبايد كم و زياد گردد و اين مساله با اشياء نمايشي ارتباط مستقيم دارد ولي در كل رطوبت نسبي 50% تا 65% توصيه ميگردد. تهويه مطبوع : پيشرفتهاي فني در امر خلق يك محيط مصنوعي، اكنون به مرحلهاي رسيده است كه امكان تامين مصنوعي شرايط جوي را به طور كامل فراهم ساخته است. در اين شرايط ثبات، انعطافپذيري و نظم را ميتوان در چهارجوب فضايي نمايشگاه تأمين نمود. از جمله ديوارهاي خارجي ميتوانند كاملا بسته بوده و به خوبي عايق شوند و در صورت وجود اشعههاي نامطلوب نور، ميتوان آنها را دقيقتر از نور روز بررسي و درمان كرد. آكوستيك : كنترل و طراحي آكوستيك بايد هماهنگ با ساير جنبههاي طراحي ساختمان نمايشگاهانجام شود. براي به حداقل رساندن نوفهاي كه ناشي از نواحي و وسايل پر سروصدا و شلوغ است، موقعيت ساختمان را بايد در محلي ساكت و آرام پيشبيني نمود. در صورتي كه يك منبع نوفه جهتدار در نزديكي ساختمان قرار گرفته باشد، ميتوان از عملكردهاي مقاومتر به عنوان مانع استفاده كرد و عملكردها حساستر را در فاصله بيشتري از منبع نوفه قرار داد. هماهنگي اصول آكوستيكي با خصوصيات معماري از يكسو مربوط به سبك معماري و سازماندهي فضايي آن ميباشد و از سوي ديگر نيازمند توجه به خصوصيات مربوط به طراحي فني ساختمان نمايشگاه قرار ميگيرد. حريق : مقابله با حريق شامل مسئوليت حفظ متعلقات و حفاظت از بازديدكنندگان ميباشد. بديهي است نخستين اقدامات مقابله با آتش بايد با شناخت محل، خصوصيات مصالح ساختماني، مراقبتهاي لازم در بناهاي مجاور، انتخاب مصالح ساختمان مقاوم و پيشگيري لازم انجام پذيرد. بهتر است از به كار بردن هر گونه ماده قابل اشتعال به منظور تزئين و پوشاندن ديوارها خودداري شود. دقت بسيار بايد به كار برد تا از اتصالات برق در سيستمهاي الكتريكي خودداري شود. آمفي تئاتر ساختار عمومي فضاهاي نمايشي : ساختار عمومي فضاهاي نمايشي ميبايد بر اساس سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي (مانند كارگاههاي توليد نمايش و فضاي كارمندان) استوار گردد. و نحوه دسترسي به مجموعه فضاي نمايشي و تردد در فضاهاي داخلي ان با توجه به حريم محدوده فضايي بخشهاي مختلف آن انجام گيرد. ساختار فضايي اينگونه ساختمانها را با توجه به اصول هدايت كننده فوق ميتوان به دو عرصه بيروني و دروني تقسيم نمود.الف) عرصه بيروني فضاي نمايشي: اين عرصه به طور كلي در ارتباط مستقيم با تماشاگران استب) عرصه دروني فضاي نمايشي:اين عرصه شامل كليه فضاهايي است كه مربوط به امور نمايشي و اداري ميشوند و از اين رو با كاركنان و بازيگران ارتباط مستقيم دارند. شكل و انواع مختلف صحنه نمايش : الف-تئاترهاي داراي صحنه ايواني كه اينگونه تئاترها امكان نمايش فيلم را نيز دارند. ب-تئاترهاي داراي صحنه ميداني كه صحنه از هر سو با تماشاچيان احاطه شده در اينگونه تئاترها حداكثر عمق ميدان تماشاگران حداكثر 6 تا 7 رديف است و در صورتي كه جايگاه در يك سطح باشد. حداكثر تماشاگر از 300 الي 400 نفر بيشتر نخواهد بود. ج - تئاترهاي داراي صحنه هلالي يا صحنه آزاد جلو آمده. در اين تئاترها صحنه به قلب جايگاه تماشاگران مشيده شده و وروديها معمولا در پشت صحنه و يا در داخل جايگاه تماشاگران قرار دارند.د- نوع ديگر از تئاتر كه تركيبي از موارد بالاست در دوران معاصر مورد توجه طراحان بوده است. اين نوع تئاتر با برخورداري از يك صحنه انعطافپذير براي تبديل به شكلهاي مختلف از خصوصيتي مستقل برخوردار است. صحنه در اينگونه تئاترها ميتواند با جابجايي صندليها و قسمتهايي از كف به صورت ايواني – ميداني و هلالي ظاهر شود به اينگونه صحنهها چندشكلي ميگويند. شيب سالن نمايش : در نمايشات تئاتري زنده معمولا از فاصله 12 متري، حالتهاي احساسي صورت بازيگران قابل رؤيت نيست و حركت آنها نيز از فاصله بيشتر از 20 متر نيز به خوبي ديده نميشود.براي تأمين ديد بهتر تماشاگران لازم است تا كف جايگاه شيب ملايمي داشته و يا به صورت پلهاي طراحي شود. ميزان شيب در طبقه همكف جايگاه براي حفظ امنيت تماشاگران و سهولت رفت و آمد افراد معللو كه با صندلي چرخدار حركت ميكنند، حداكثر 10% است و شيبهاي بيشتر بصورت پلهاي بايد طراحي شوند كه حداكثر آن 35% است. صندلي تماشاچيان : ابعاد صندلي تماشاچيان طبق استانداردها حداقل عرض 45 سانتيمتر را بايد داشته باشد و فاصله پشت تا پشت صندليها حداقل 90 سانتيمتر و تا 1/1متر نيز ميتواند باشد.حداكثر فاصلة هر صندلي از در خروجي نبايد از 15 متر بيشتر باشد و حداكثر فاصلة هر صندلي از راهرو جانبي 450 سانتيمتر باشد. و تعداد مجاز صندليها در هر رديف به ازاي هر راهرو 7 صندلي ميباشد بهترين چيدمان صندليها بصورت قوسي و اختصاص ندادن بهترين نقاط ديد(مركز) به راهرو ميباشد. اتاق رختكن (تنفسبازيگران) : اين اتاق محل استراحت، رختكن و گريم بازيگران ميباشد. در فضاهاي نمايش كوچك يك اتاق 20 متر مربعي براي اين منظور كافي است ولي در فضاهاي نمايش بزرگتر يك سالن غذاخوري يا آشپزخانه و محل استراحت جداگانهاي نياز است. از اين مكان يك اتاق پرو لباس، سرويس بهداشتي و آينة قدي,كمدوسايل, و ميز گريم براي گريم بازيگران قرار دارد. اتاق سخنراني : در هنگام برگزاري جلسات سخنراني در سالن نياز به يك اتاق جهت ميهمانان سخنران وجود دارد. كه قبل و بعد و بين سخنراني از سخنران پذيرايي گردد. در اين فضا كه مساحت آن 30 متر مربع ميباشد سرويسهاي زنانه و مردانه، محل نشستن و استراحت و ساير وسايل مانند كمد رختكن و … وجود دارد. نورپردازي صحنه : نحوه تابيدن منابع نوراني در بالاي صحنه و پلهاي صحنه و پلهاي روشنايي در بالاي جايگاه تماشاگران قرار دارند، معمولا تحت زاويهاي بين 55 درجه تا 40 درجه است. بطوريكه تمام صحنه را از جلو تا عقب آن توسط يكي از عناصر نوراني و يا ساير آنها، پوشش داده شود. با افزايش ارتفاع منابع نور ميتوان دامنه پوشش آنها را نيز افزايش داد. اكوستيك : اكوستيك در هر فضاي نمايشي قادر است تا انواع برنامههاي نمايشي را تحت تاثير قرار دهد و از آنجا كه ايجاد تغييرات اساسي در وضعيت اكوستيك سالنهاي نمايش بسيار دشوار است، از اينرو لازم است تا از ابتدا تصميمات لازم درباره خصوصيات اكوستيكي سالنهاي نمايش گرفته شود.فضاهاي نمايشي بايد در برابر كليه نوفههاي خارجي ناشي از صداي هواپيما، ترافيك و همهمه افراد در سالن انتظار، عايق باشند و دستگاههاي مكانيكي به گونهاي طراحي شده باشند كه سطح نوفهاي كه در داخل سالن نمايش ايجاد ميشود از يك حد خاص تجاوز نكند. براي برنامههاي نمايشي زنده، در صورتيكه حداكثر تعداد تماشاگران 200 نفر باشد لزومي به استفاده از دستگاههاي تقويت صدا نيست و در صورت كاهش فاصله متوسط بين تماشاگران و بازيگران استفاده از تمهيدات اكوستيكي براي نمايشنامههاي معمولي براي نمايشنامههاي معمولي رضايتبخش ميباشد. ميزان شيب جايگاه همانقدر كه براي ديد تماشاگران اهميت دارد، براي شنيدن هم مهم است زيرا صدا در هنگام عبور از جايگاه به علت خاصيت جاذب بودن بدن تماشاگران ضعيف ميشود، از اينرو با استفاده از بازتابندههاي سقفي، بايد حداقل شيب لازم را كه مانع ديد تماشاگران نشود براي جايگاه در نظر گرفت. ايمني از حريق : بروز نمايش در فضاهاي نمايشي و خسارات و تلفات ناشي از آن اغلب از عدم دقت در انتخاب و ساخت مواد بكار رفته در ساختمان و تجهيزات آن و رعايت ساير پيشبينيهاي لازم براي جلوگيري از توسعه آتش و بخصوص ايجاد دود ميباشد. به طور كلي بايد در اسكلت ساختمان حداقل دو ساعت در مقابل آتش مقاومت داشته باشد و از مواد قابل اشتعال در ساخت دكورها و براي پوشاندن ديوارها و سقف استفاده نشود و مواد جاذب صدا و ساير تجهيزات اكوستيكي نيز تا حد مطلوبي در مقابل آتش مقاومت داشته باشد. در تئاترها معمولا صحنه نمايش مهمترين عامل ايجاد آتش و دود است. براي مقابله با حريق بر روي صحنه ميبايست آتش را درون چهار ديوار برج صحنه محبوس كرد و با استفاده از جريان قوي هوا به سمت بالا كه توسط دودكش اتوماتيك در بالاي برج صحنه ايجاد ميشود، حرارت و دود را از تماشاگران دور نگاه داشت.نقشه و تجهيزات مربوط به پشت صحنه نيز بايد به گونهاي طراحي شده باشد كه از آتشسوزي جلوگيري كند و در صورت بروز حريق در صحنه مانع گسترش آن به پشت صحنه شود. تجهيزات اطفاء حريق در فضاهاي نمايشي شامل كشفكنندههاي دود و حرارت، شلنگهاي قرقرهاي، كپسولهاي گاز كربنيك و كپسولهاي پودري هستند. صحنه تئاتر هم در عين حال بايد به سيستم آبپاش در بالاي صحنه و بالاي پرده ايمني نيز مجهز بوده و در آن شير آب و سطل شن نيز پيشبيني شود. اغلب لوازم اطفاء حريق در راهروها قرار ميگيرند و اگر وجودشان در اين از قبل در نظر گرفته نشده باشد، ميتوانند به موانع خطرناكي تبديل شوند و از اينرو بايد محلهاي خاصي را براي آنها پيشبيني نمود. -
ضوابط طراحی مکان های فرهنگی
Architect پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : ضوابط و مطالعات معماری
ضوابط و معیارهای طراحی فرهنگسرا - بخش 1 بخش های مختلف فرهنگسرا(بعضی الزامی و بعضی وابسته به نظر طراح دارد.) 1- لابی اصلی و زیر مجموعه های آن شامل : فضای انتظار و نشیمن فروش اغذیه محل نگهداری کودکان عناصر خدمات عمومی مانند باجه های تلفن و اینترنت عناصر دسترسی عمودی مانند رمپ .پله وآسانسور - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 2- غرفه های فروش محصولات فرهنگی و هنری - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 3- سایت اداری شامل : اتاق کنفرانس اتاق ریاست دفاتر کار بایگانی آبدارخانه سرویس های بهداشتی محل انتظار ارباب رجوع و منشی - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 4- آمفی تاتر و سینما - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 5- کتابخانه - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 6- گالری نمایش آثار هنری - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 7- کلاس های و آتلیه های آموزشی شامل : نقاشی معماری عکاسی مجسمه سازی لابراتوار زبان و ... . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 8- واحد سمعی بصری و سایت رایانه - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - 9- رستوران یا کافی شاپ كتابخانه ميزان فضاهاي كتابخانه : عوامل مؤثر بر تخصيص ميزان فضاهاي كتابخانه عبارتند از حجم مواد ومتون وبخصوص كتابها، ميزان سطح كه در كتابخانه اشغال ميكنندو ميزان جمعيت كتابخانه كه از طريق ميزان گردش كتابها در سال تعيين ميگردد. فضاي مورد مياز براي محاسبه زيربناي يك كتابخانه طبق فرمولي بنام VSC استاندارد IFLA به دست ميآيد. (110 / تعداد كتابها) + (مقدار محلهاي نشستن + 72/3) + (430 / گردش كتابها) مثلا براي جا دادن 110 كتاب يك متر مربع در نظر گرفته ميشود. محل نشستن يك خواننده 72/3 متراست. ابعاد و استانداردهاي پيشخوان و برگه دان : حداكثر ارتفاع قفسههاي فهرست معمولا به اندازه ارتفاع 6 كشو است و در هر كشو نيز در حدود 100 كارت جاي ميگيرد. فهرست معمولا در ارتباط مستقيم با ميز امانت و ميز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعهاي از كتابهاي مرجع عمومي يا موارد استفاده همگاني نيز قرار ميگيرند. از اين رو محل قرارگيري فهرستها معمولا فضايي باز است كه در نزديك ورودي قرار دارد و بوسيله رديفهايي از قفسههاي فهرستها و پيشخوان بررسي و جستجو كشوها تشكيل شده است. وسعت چنين محلي براي 4 رديف قفسههاي دو طرفه در حدود 12 متر مربع برآورد ميشود. استاندارد ابعاد قفسه ها - عمق قفسهها: در اغلب كتابخانهها حداقل 90% كتابها داراي عرضي كمتر از 230 ميليمتر هستند و عملا ميتوان قفسههاي با عمق 230-200 ميليمتر را استاندارد كرد. در صورت بكارگيري قفسههاي دو طرفه با عمق 450 ميليمتر حتي صرفهحويي بيشتري در فضا به عمل ميآيد. چنانچه نگهداري كتابهايي با ابعاد كمي بزرگتر مورد نظر باشد عمق 490 ميليمتر جوابگوست. طبق يك قاعده تجربي در يك كتابخانه 80% قفسهها 200 ميليمتري، 15% آنها 250 ميليمتري و 5% باقيمانده 30 ميليمتر هستند. طول قفسهها:طول استاندارد سالها برابر 1940 ميليمتر بوده است. زيرا كه پذيرفته شده بود كه چشم خواننده توانايي دربرگرفتن بيش از اين اندازه در يك نگاه ندارد. مطالعات بعدي اندازه بزرگتر تا 2220- ميليمتر را نيز تاييد كرد. ارتفاع قفسهها:ارتفاع كتابها بر فاصله ميان طبقات و در نتيجه تعداد طبقات تاثير ميگذارد. در اكثر كتابخانهها حداقل 90% كتابها را ميتوان در طبقات مركز تا مركز 280 ميليمتر جاي داد. به اين ترتيب 7 طبقه و يك پاخور 150 ميليمتري مجموعا ارتفاع 2120 ميليمتر را براي قفسهها به وجود ميآورند كه بالاترين قفسه در ارتفاع 1830 ميليمتري با دسترسي آسان قرار ميگيرد. در مورد معلولين ارتفاع مناسب و دسترسي 1370 ميليمتر براي زنان و 1500 ميليمتر براي مردان است. پايينترين طبقه در ارتفاع 300 ميليمتري است و چهار طبقه 280 ميليمتري (300 ميليمتري) به درون آن ميباشد. استاندارد ميزها:ميزها از جمله مهمترين وسائل فضاهاي مطالعه هستند. ميزهاي يك نفره: رقم قابل قبول براي اين ميزها 900×600 ميليمتر ميباشد. اين رقم گاهي براي راحتي بيشتر خواننده تا يك متر نيز افزايش مييابد. اگر چه جذابيت بيشتري دارند ولي جاي زيادي اشغال ميكنند. ميزهاي 2 نفره:ميزهاي 2 نفرهاي كه از هم جدا نشدهاند ظاهرا براي خوانندگاني كه روبروي هم قرار ميگيرند جذابيت چنداني ندارند ولي در صورت قرارگيري در يك سمت ابعاد پيشنهادي 900×120 ميليمتر ميباشد. ميزهاي طولاني:ميزهاي طولاني قابليبت جاي دادن 4 تا 12 نفر را دارند. ميزهاي 4 نفره از بروز شلوغي جلوگيري كرده و در عين حال نحوه قرارگيري آنها جذاب و انعطافپذير نيز ميباشند. عرض آنها نبايد از 1200 ميليمتر كمتر باشد. فضاي جانبي ميان خوانندگان نيز لازم است حداقل 900 ميليمتر باشد. بين ميزهاي موازي بايد حداقل 1800 ميليمتر فاصله پيشبيني شود. در عين حال نبايد در انتهاي اين ميزها محلي را براي نشستن در نظر گرفت. نورپردازي : نورپردازي بايد فضائي راحت براي مطالعه را به وجود آورد. موجب خيرگي و خستگي نشود، ميزان گرما را افزايش ندهد و به جلوه ساختمان بيفزايد، جهت برآوردن موارد ذكر شده دو نوع نور وجود دارد: نور مصنوعي و نور طبيعي. نور پروژه هم از نور طبيعي و هم از نور مصنوعي سقفي استفاده شده است. روشنایی توصیه شده: اتاقهاي مطالعه (روزنامه و مجلات( 200 ميزهاي مطالعه (كتابخانههاي اماني( 400 ميزهاي مطالعه (كتابخانههاي مرجع( 600 پيشخوانها 600 مخزان بسته 100 صحافي 600 فهرستبندي طبقهبندي و اتاقهاي مخزن 400 آكوستيك : هيچ استاندارد مشخصي در مورد آكوستيك كتابخانه وجود ندارد اما اغلب حد تراز صداهاي داخلي را 50 دسيبل (dB) تعيين ميكنند. تهويه مطبوع : به منظور ايجاد بهترين شرايط براي نگهداري مواد و فنون فضا بايد عاري از هر گونه گرد و غبار اعم از گاز، مايع و اسيد باشد و دما و رطوبت تحت كنترل باشد، چنين شرايطي تنها با نصب دستگاه كامل تهويه مطبوع امكانپذير است. -
ضوابط و مطالعات طراحی هتل
Architect پاسخی برای Architect ارسال کرد در موضوع : ضوابط و مطالعات معماری
سالنهاي جشن و اتاقهاي چند منظوره: نورهاي رويايي سخنرانيها و كنفرانسهاي اداري، وقايع اجتماعي، جشنهاي محلي و نمايشهاي لباس، همگي وقايعي هستند كه در نظر گرفتن تمهيدات لازم براي آنها در هتل ارزش افزوده و درآمد سرشاري را براي صاحبان آن هتل فراهم ميكند. رشد چشمگير اين گونه روابط اقتصادي در كنار پيشرفت تكنولوژي باعث شده كه فضاهاي انعطافپذير و جذاب به خصوص در بخش طراحي نور خلق شود. پيش از اين، براي ساليان سال آويختن چند لوستر و چراغهاي ديواري قابل تنظيم براي سالنها كافي به نظر ميرسيد. بعد از آن پروژكتورها براي نورپردازي صحنه به ميان آمدند و… پيچيدهترين قسمت سالنهاي چند منظوره بخش جشنها است كه علاوه بر قابليت انعطافپذيري از المانهاي تزييني خاصي نيز بهره ميبرد و طيف وسيعي از انواع نورپردازي را ميطلبد. انواع فروافكنها، نورهاي حجمي، ديواري، نورهاي كاربردي، چلچراغها و فراافكنها، نورهاي صحنه نمايش، فيبرهاي نوري و… در اين دستهبندي ميگنجند. طبعاً سقف شلوغترين قسمت است؛ چرا كه علاوه بر نورهاي مستقيم، تاسيسات هم در آن قرار ميگيرد. نور كاتد سرد براي نورهاي حجمي كه اكثراً به صورت دو يا سه رنگ قابل تعويض در كنار هم به كار ميروند، مناسب است. انتخاب چلچراغها بايد كاملاً به دقت و متناسب با ابعاد و نور لازم فضا صورت گيرد. اين گونه چلچراغها امروزه اكثراً با نورهاي متحرك، ليزري و ديجيتال تعويض شدهاند. ميزها و روميزيها ميتوانند با نقاط نور ولتاژ پايين شاخص شوند. اين نورهاي چندگانه نيز طوري طراحي ميشوند كه براي مراسم مختلف قابل تغيير رنگ و شدت باشند. سقفهاي كاذب منحني، برشها و قالبهاي توررفته و برجسته در سقف و استفاده از آينهها كمك ميكنند كه نورهاي متمركز و خطي به طور مخفي به كار برده شوند. به كمك نورپردازي ميتوان يك فضاي بزرگ را به جزيرههاي نوراني مجزا تقسيم كرد؛ به طوري كه يك فضاي نوراني بخش تجمع را تشكيل ميدهد و جداكنندهها به جاي پارتيشن و ديوار، فضاهاي منفي و تاريك است. در هر قسمت بايد لامپهاي راهنما وجود داشته باشد تا بتوان تازه واردان را با روشن و خاموش كردن آنها به آن ناحيه راهنمايي كرد. اين فضا بايد مكاني خيالانگيز باشد كه مراجعان را جلب كند و چنان خاطرهسازي كند كه شوق ديگران را براي استفاده از آن افزون كند. انواع اشياء موجود در اين فضا ميتواند با نورپردازي از محيط حذف يا بر آن افزود شوند، هنگامي كه يك فضاي آرام ويژهي غذاخوري لازم است، فضا با يك نور ملايم محيطي گرم و اشياء كاملاً نورپردازي شده به فضايي جامع و پر جزييات تبديل ميشود و همان فضا با نورهاي متغير نقطهاي و پر تحرك و رنگي، محيطي پر جنب و جوش فراهم ميكند كه در آن اشياء و مجسمههاي تزييني در تاريكي گم ميشوند. در قسمت صحنه و سكوي نمايش علاوه بر نورپردازي جدارهها و محيط. توجه به نورپردازي كف يا قراردادن حسگرهايي كه با راه رفتن بر روي كف باعث روشن و خاموش شدن لامپها ميشوند، لازم است. همچنين خوب است در اين بخش تمهيدي براي نورهاي آويخته از سقف يا نهفته در آن كه ميتوانند به طور خودكار بلند و كوتاه شوند، انديشيد. *****هاي مختلف و نورهاي ليزري نيز از ديگر ابزاري هستند كه جديداً در نورپردازي فضاهاي نمايشي مطرح شدهاند. اتاقهاي ملاقات: ايستگاههايي تجاري در تمام هتلهاي كوچك و بزرگ چنين مكانهايي ميتوانند نقش كليدي در كسب درآمد براي هتل داشته باشند. اين اتاقها نيز اكثراً به منظور تمركز و استفاده از پروژكتور در جاهاي تاريك هتل واقع ميشوند و نورپردازي نقش مهمي در بالا بردن راندمان جلسات ايفا ميكند. آنچه در اين مكانها در درجهي اول اهميت قرار دارد، آسايش و موارد كاربردي فضا براي كساني است كه چه بسا تا 8 يا 10 ساعت در يك جا بنشينند. در اينجا نور محيطي فراگير و گرم با نورهاي متمركز و قابل كنترل دستي براي هر شخص و نورهاي قابل تنظيم براي ديدن صفحههاي نوراني مانند فيلم يا پروژكتور يا صفحات غير نوراني مانند نوشتار و عكسهاي چاپ شده لازم است. ممكن است ما اين نيازها را با طراحي دو يا چند سطح مختلف نور برآورده سازيم تا شركتكنندگان در جلسه كه ممكن است براي زمان طولاني روي مدارك مختلف تمركز كنند به كمك تنوع نوري خسته نشوند. منابع نوري لزوماً در سقف قرار نميگيرند و ميتوانند به صورت صفحات عمودي نور يا نورهاي ديواري طراحي شوند و همراه با نورهاي تنگستن در نظر گرفته شوند كه فقط هنگام صرف غذا در محل روشن ميشوند. امكانات رفاهي و ورزشي : آنچه در دههي 80 به صورت محدود به عنوان امكانات جانبي هتلها مطرح شد، امروزه بخش اعظم خدمات آن را شامل ميشود. امكاناتي شامل طيف وسيعي از فعاليتها و خدمات بدنسازي و سلامت بخشي در قالب استخر شنا، سونا، سالن بدنسازي، اتاق بخار، حوضچههاي آب سرد، ماساژ و سالنهاي زيبايي كه حوضهي وسيعي از طراحي نور را در برميگيرند. اكثر اين محيطها به نوعي نورپردازي نياز دارند كه حضور سقف را كمرنگ كرده، وسعت بيشتري القاء كند. براي اين كار ممكن است همراه نور ملايم محيطي كه به طيف خورشيد نزديك است، نورهاي خطي به صورت باند سرتاسري در محل اتصال ديوار به سقف به كار برده شود و نورهايي براي روشن كردن تمام سطح ديوارها طراحي شوند و نورهاي متمركزي با ولتاژ كم براي تمركز بر نقاط ويژهاي از فضا يا تابلوها در نظر گرفته شود. در ضمن طراحي بايد توجه كرد كه نور چنان باشد كه روي مانيتورهاي دستگاهها بازتاب نداشته باشد. ابزارها و دستگاههاي فلزي از جمله نكات مثبت اين فضاها هستند كه با بازتاب نور بر آنها درخشش و برق خاصي ايجاد ميشود. در سالن بدنسازي به نور محيطي قوي نياز نيست. نور محو زمينه براي شاخص كردن هر يك از دستگاهها لازم است و بقيه نورها ميتوانند نمايشي باشند. پس ما ميتوانيم بر قطعاتي از دستگاهها تاكيد كنيم و نورهاي زمينهاي رنگي يا پروژكتوري ايجاد كنيم. در استخرها كه ديد در آنها چندان حياتي نيست، نورپردازي بيشتر حسي و كمتر منطقي است. در اين جا خود استخر را ميتوان به عنوان سطح اصلي بازتاب نور در نظر گرفت. نورپردازي سقف بايد چنان باشد كه انعكاس زيادي روي آب نداشته باشد ولي استفاده از سقفهاي كاذب منحني و نقش آفريني روي سقف كه در هنگام استفاده از استخر روي سقف و در هنگام عدم استفاده از آب در داخل استخر قابل رويت است ميتواند كارساز باشد. در اين جا نوع حبابهاي نوري كه در زير آب و در محيط مرطوب به كار ميرود، مهم است. در اتاقهاي سلامت بخشي دو نكتهي اساسي در نورپردازي نوع منابع نوري و نحوهي استقرار آنها وجود دارد. هالوژن تنگستن انتخاب مناسبي براي نمايش خوب پوست بدن است و اين براي افرادي كه تلاش ميكنند شادابتر و جوانتر به نظر برسند، مهم است. علاوه بر اين، در اين اتاقها اكثر افراد چشم به سقف ميدوزند پس نقشآفريني در سقف و اجتناب از نور زننده در آن، لازم است ضمن آنكه بهتر است نور اصلي مكان با استفاده از صفحات نوراني در ديوارها تامين شود. در اينجا همچنين يك سيستم كنترل نور لازم است تا بتوان با استفاده از آن فضايي شاد در صبح، و فضاي ملايم و آرام در عصر پديد آورد. اگر فضايي براي بيش از يك منظور طراحي شده باشد، بايد نور با توجه به نوع فعاليت تند يا ملايمي كه در آن صورت ميگيرد قابل تغيير باشد. در كل ممكن است نورها را به دستههاي نور محيطي براي اتاقهاي مانيتوردار، نورهاي موضعي براي اتاق دستگاهها، نورهاي رنگي براي قهوهنوشان، نورهاي نقش و نگار آفرين ملايم براي استخر، نورهاي متغير براي فضاهاي چند منظوره و نورهاي محيطي و نقطهاي چندگانه براي فضاهاي سلامت بخشي و تمركز تقسيم كرد. نماي بيروني: تبليغ شهري ممكن است برخي فكر كنند كه نورپردازي نماي ساختمان و روشن نگه داشتن آن در تمام طول شب به صرفه نيست، اما واقعيت اين است كه تاثير نمايش چهرهي هتل در شب به خصوص با يك نورپردازي متغير بسيار جذابتر و سودآورتر از نماي ساختمان هتل در روز است. عدم نورپردازي يا يك طراحي نور بد، ميتواند تمام تلاشها و سرمايهگذاري در داخل هتل را زير سوال ببرد. نورپردازي فكر شدهي بيرون هتل حضور آن را به صورت موثري اعلام ميكند و تصوير آن را به شكل دعوتكننده و خوشايندي در اذهان تقويت ميكند و ساختمان را به يك نشانهي شهري تبديل ميكند. نورپردازي البته كاربردي هم هست. در هنگام شب ناحيهي ورود و راه نزديك شدن به هتل را بايد كاملاً مشخص كرد. ناظر بايد بتواند از فاصلهي دور حدود هتل و راه رسيدن به آن را در شهر بيابد و در فاصلهي نزديك و مقياس خرد و ورودي هتل بايد خوشامدگو و راهنما باشد. امكانات نويني كه براي منظرسازي و نورپردازي به بازار آمده است، دست طراحان را براي نورپردازي باز كرده است. علاوه بر نماي عمودي هتل، طراحي فضاي سبز اطراف در روز و شب لازم است. انواع نورپردازي در مقياس وسيع با پروژكتورها و ليزرها و نورپردازي در مقياس وسيع در لابهلاي چمن و سنگريزهها مد نظر است. علاوه بر نمايش نورهاي مختلف و جاذبههاي درخشنده ايجاد احساس عميق نيز از تمهيدات مفيدي است كه در نورپردازي نماي ساختمان ميتوان به كار برد. با نوراني كردن حدود و تاريك گذاشتن سطوح يكنواختي از جداره ميتوان خلاء را در شب تداعي كرد و كلاً طرح هتل را دگرگون ساخت و تصوري را كه مردم از روز به ياد دارند به بازي گرفت و احساسي شاعرانه و معلق به بيننده القا كرد. پاركينگ : طراحي پاركنيگ خودروها و راههاي دسترسي از آن به داخل هتل بايد مورد توجه قرار گيرد. نميتوان يك ورودي شاهانه براي جلوي هتل طراحي كرد و راه ارتباطي پاركينگ به هتل را راهرويي تاريك، باريك و مخوف گذاشت. داخل پاركينگ را ميتوان با نور محيطي محو روشن كرد و با نورهاي خطي رنگي تقسيمات را مشخص كرد. علايم بايد نوراني، رنگي و متغير باشند. يك تقرب موثر لزوماً گران يا محتاج به تكنولوژي پيشرفتهاي نيست. جعبههاي نوري رنگي و تاكيد فلورسنتهاي خطي و فشردهي گرمتر براي تعريف محدودهي عابر پياده ميتواند راهحلي ارزان و موثر باشد. قسمت انتظار آسانسورها ميتواند با جدارههايي منقوش يا ساده از آجر شيشهاي جدا شود و با نورهاي زمينه رنگي مشخص شود. در كل از توانايي نورهاي رنگي و متغير ميتوان براي تبديل پاركينگ از يك فضاي صرف كاربردي به فضايي جذاب و داراي جلوهي بصري استفاده كرد. تمهيدات و پيشنهادات ارايه شده در اين مجموعه براي طراحي فضاهاي مختلف يك هتل با نور در كنار نگهداري و استفاده از منابع بهينه نوري علاوه بر آنكه ميتواند در طراحي ابتدا به ساكن يك مجموعه اقامتي مورد توجه قرار گيرد مي تواند راهحل مناسبي نيز براي بازسازي، بازآفريني و تحول فضاهاي بسياري از هتلهاي ساخته شده و قديمي باشد بيآنكه هزينه زيادي نسبت به ساخت و سازهاي مجدد در برداشته باشد. و البته تشخيص طراحي و چگونگي بازآفريني اين فضاها به صورتي بهتر و سودمند بر عهده معماران خلاق و آگاه است. منبع -
طراحي با نور: در هتل و زيرمجموعههاي آن ايجاد كاربري 24 ساعته، چند گانگي فعاليتها و پيچيدگي فضاهايي كه ممكن است همزمان چندين نقش را داشته باشند در طراحي هتلها تمهيداتي را ميطلبد كه يكي از مهمترين آنها نورپردازي است. در تلاقي معماري و طراحي داخلي، نورپردازي جايگاه ويژهاي دارد كه گسترهي وسيعي از نيازها را پوشش ميدهد. اين نور است كه به ميهمانان خوشامد ميگويد و به آنها احساس آرامش ميدهد، گاهي نمودار تصاوير است، گاهي مشخص كنندهي موقعيتها، گاهي هم حريمها را از هم تفكيك ميكند و اختلاف كاربريها را مشخص ميكند. ضمن آنكه به ميهمانان كمك ميكند تا در فضايي ناشناخته سير كنند و به كشف و شهود بپردازند. هر بخش از فضاي يك مهمان خانه يا هتل، ويژگي منحصر به فردي دارد كه با توجه به آن ميبايست نورپردازي خاصي صورت گيرد تا معرف آن مشخصه باشد. در ادامه به تعريف اين بخشها و چگونگي طراحي آنها با نور ميپردازيم. هال ورودي: تنظيم چشمانداز هتل هال ورودي جايي است كه ميهمانها در آن جا ثبت هويت ميشوند و در عين حال هتل هم براي آنها ثبت هويت ميشود! تصوري كه شخص از بيرون ساختمان به دست آورده، در بدو گذر از درهاي ورودي در اين نقطه تقويت يا دگرگون ميشود. اين محل بايد براي همهي مهمانان بالقوه و بالفعل جذاب و پذيرا باشد. بايد گرم، راحت، صميمي و در برگيرنده باشد. چگونگي ادراك فضاي داخلي وابستگي زيادي به مقطع زماني دارد. نورپردازي مناسب در فضايي ثابت چنان تنظيم ميشود كه اين فضا براي مسافري كه صبح هنگام هتل را به مقصد فرودگاه ترك ميكند و تازه واردي كه نيمهشب وارد ميشود، به يك اندازه خوشايند باشد. صبح هنگام بايد همه چيز پرانرژي و تازه به نظر آيد؛ اما هنگام شب، پس از يك روز فعال، محيطي راحت و مطلوب است كه در عين حال خوابآور نباشد. براي اين فضا مناسب است كه در زمينهاي از نور محيطي، نورهاي متمركز نقطهاي طراحي شود كه در عين ايجاد يك بافت بصري در جهتيابي به ميهمانان كمك كند. با كمك نورپردازي ديد را به سمت اشياء مورد نظر و بخشهاي طراحي شده هدايت ميكنيم. چشم، ناخودآگاه به سمتي توجه ميكند كه نورانيتر است و در آن ناحيه معطوف به لبهها و كنجها ميشود پس بيشتر تاكيد را ميتوان بر طراحي نورهاي خطي و مشخص كننده لبهها گذاشت. در زمينهاي از نورهاي محيطي ميتوان قسمت پذيرش را با شدت نور متفاوت يا رنگ متفاوت چنان طراحي كرد كه در فضاي هال ورودي بيشترين نظر را جلب كند. پذيرش :قسمت پذيرش دو نقش كاربردي و دكوراتيو توامان دارد. نورپردازي در سطح كاربردي بايد چند منظور را تامين كند. نورهاي رو به پايين كه بالاي ميز كار قرار ميگيرند به مشتري كمك ميكنند كه فرمها را مطالعه كند و بداند در حال امضاء و قبول چه مواردي است! در پشت ميز كار همچنين نورپردازي براي كارهاي نوشتاري و خواندني كاركنان لازم است. مسلماً در اين حالات مواد و مصالح به كار گرفته شده نبايد چنان باشند كه نور را به چشم باز بتابانند يا در موارد استفاده از كامپيوتر بازتابي روي صفحهي مانيتور ايجاد كنند. فضاي اين قسمت بايد پذيرا و خوشايند باشد و در آن از نورهاي گرم و صفحات نوراني در زمينهي عمودي استفاده شود. نورهاي سقفي به كمك نورهاي ميز و ديگر نورهاي محيطي بايد چنان تعديل شوند كه چهرههاي مراجعان و كاركنان ملايم و زيباتر جلوه كند و مخوف و هراسانگيز به نظر نرسد. در بيشتر هتلها ميز پذيرش اولين عنصر مورد توجه است كه ممكن است با جهت رو به پايين يا بالا نورپردازي شود. در طراحي و عرضهي مصالحي كه در طرح به كار ميرود، فيبرهاي نوري با نورافشاني رو به بالا در كف يا توام با كاتود سرد، بر حالت نمادين مجموعه تاثير بسزايي ميگذارد. يك نقطه نظر طراحانه اين است كه براي قسمت پذيرش گوشهاي بيافرينيم چون صحنهي نمايشي خاموش با پيشخوان نوراني و گلها يا مجسمههايي شاخص يا هر چيز سادهي ديگري كه جلب نظر كند و توجه مراجعان را به طور نامحسوس به خود جلب كند. راهروها: نور راهنماي گذر راهروها از آن دسته فضاهاي ارتباطي هستند كه اغلب توجه كمي به طراحي آنها ميشود. هر قدر هم كه در طراحي معماري اين قسمتها سهلانگاري شده باشد يك طراح داخلي با نورپردازي مناسب ميتواند اين بخشهاي مرده را احياء كند. در هر هتلي حتي اگر هدف نهايي فقط اجارهدادن اتاقها باشد بالاخره لازم است كه مسير رسيدن به اين اتاقها جذاب و جالب توجه باشند. از آنجا كه معمولاً راهروها در نقاطي از ساختمان قرار دارند كه از نور روز بينصيب است، بايد تمام مدت شبانهروز نورپردازي شوند؛ پس در اينجا هم جنبههاي زيباييشناسي و كاربردي مورد نظر است هم صرف انرژي. معمولاً وجود يك سيستم كنترل در راهروها ضروري است تا بدين ترتيب ميزان نور مورد نياز برحسب ساعات مختلف روز خود به خود تنظيم شود. بديهي است كه هيچ كس نور خيرهكننده و تند را در ساعت 3 صبح يا يك نور بيرمق و فضاي تاريك هم زمان با آغاز روز را نميپذيرد. خلق ديدهاي متنوع نيز بهانهي خوبي است براي عوض كردن منابع نورپردازي در طول روز نورپردازي موضعي يا زمينهاي تابلوها و شمارهها و به كارگيري نورهاي كفي فراافكن در امتداد جدارههاي راهروها ميتواند متناوباً صحنههاي نمايشي متنوعي ايجاد كند. به طور كلي نورهاي خطي، ممتد و قابل تعقيب از جمله تمهيداتي هستند كه براي مسيرهاي گذر مناسب به نظر ميرسند. به منظور صرفهجويي در مصرف انرژي در نورپردازيهايي كه ممكن است در راهروها شبانه روز فعال باشد cfl يا لامپهاي فلورسنت فشرده توصيه ميشود. در بعضي از هتلها فضاي ارتباطي با كيفيتي رعبآور طراحي شده و به هدر ميرود؛ به نحوي كه ساكنين هتل مايلند بيتامل سريعاً از آن عبور كنند. روش نورپردازي صرفاً سقفي، بيشتر به ايجاد سايهها ميپردازد تا نورپردازي، و چون سناريويي براي طراحي نور ندارد، بيهيچ مزيتي تشخيص چهرهها و اماكن را دچار اختلال و ابهام ميكند. در كنار اين نوع نورپردازي، بهتر است كه جدارههاي عمودي نيز نوراني شود تا حس تهديد شدن و ترس از فضاي بسته را كاهش دهد. اگر راهرو طولاني باشد (كه در بيشتر موارد چنين است) لازم است كه اين فاصله در نقاطي شكسته شود و اين كار ميتواند به كمك تعريف واحههايي از نور حجمي صورت گيرد. در هرجايي كه لازم باشد ميتوان نور خطي را كه دنبالكنندهي مسير است با نورپردازي يك شي تزييني، درهاي عبور، لوسترهاي آويز يا ديواري قطع كرد و يك ايست بصري در ريتم ايجاد كرد. رستوران و نوشگاه : هرچند به جهت صرفهجويي انرژي و نگهداري لازم به نظر ميرسد كه در همهي قسمتهاي يك هتل لامپها و منابع نوري مشابه به كار گرفته شود تا هزينهها كاهش يابد و راندمان عملي بالا رود، اما ضرري كه يكنواختي و كسالت بار بودن فضاها در دفع مراجعان ايجاد ميكند بسيار قابل توجه است. بررسي انواع هتلها ثابت ميكند كه فضاي رستوران و قهوهخانهها بهتر است كاملاً متفاوت و با نورپردازي ويژه طراحي شود و حتي ورودي مجزا و فضاي روانشناختي متفاوتي براي آنها خلق شود. در بسياري از كشورهاي جنوب آسيا كه مكانهاي غذاخوري در كنار هتل تعريف ميشوند و كمتر به رستوراني مجزا برميخوريم، به صورت عرف رستوران با هويتي مستقل طراحي ميشود و زيرمجموعهاي از امكانات اقامتگاه به حساب نميآيد. مهمترين عامل در تجربهي خوردن و آشاميدن، طبيعت اجتماعي آن است. موضوع اصلي نورپردازي اين فضاها آن است كه مردم چگونه به نظر رسند و چه احساسي داشته باشند. چهرهها بايد آرام و گرم به نظر رسند، پس بايد نورپردازي تعديل شدهاي از سمت بالا و طرفين كه از پديد آمدن سايههاي تيز و تيره جلوگيري ميكند صورت گيرد. نور بايد فضايي ملايم خلق كند و بدين منظور با در نظر گرفتن ميزان نور روز در هر ساعت يك سيستم كنترل هوشمند نور كه فضاهاي صبحانه، ناهار و شام را به درستي نورپردازي كند، ضروري مينمايد. نورپردازي بايد فضاي بصري را برانگيزاند. با توجه به نوع غذايي كه در هر رستوران سرو ميشود ميتوان نورپردازي را چنان تعريف كرد كه مدت زماني كه مشتري ميتواند در محل بماند، تعيين شود. مثلاً در رستورانهاي غذاي سريع يا آماده ممكن است ضمن بهرهگيري از مصالح سرد و فلزي- انعكاسي از نورهاي تند و رنگي بهره گرفته شود كه ماندن مشتري را در زمان طولاني ميسر نسازد چون در اين گونه مكانها غذا بايد سريع آماده و خورده شود و جاي تامل و نشستن طولاني نيست. اما در رستورانهاي مجلل كه قابليت صرف غذا براي مدت طولاني در ضمن بحث و استراحت وجود دارد تمهيدات فراواني ميتوان انديشيد كه ماندگاري مشتري را در فضا بيشتر كند. علاوه بر نورپردازي گرم محيطي با كمك لايههاي مختلفي از نور، ممكن است اشياي خاصي از جمله مجسمهها و دستههاي گل را مورد تاكيد قرار دارد، بخشهاي مختلفي از ديوار را نوراني كرد و قسمتهاي انتزاعي متفاوتي بر آن آفريد، نور را به صورت پوشيده در پشت ميزها و مبلمان طراحي كرد و نورهايي در سطح پايين، نورپردازي لبهها و زمينهي اشياء شيشهاي، ميلههاي كاتد سرد و فيبرهاي نوري به كار گرفت تا فضا را تا حد امكان مجسمهوار، جذاب و سه بعدي تعريف كرد. فضاهاي پذيرايي بهترين مكانها براي ارايه تكنيكهاي نمايشي مانند نورافكنهاي متغير چند رنگ و رقص نور است. حتي در طرحهاي داخلي رسمي نيز پروژكتورهاي نور رنگي يا آبشاري ميتوانند به عنوان عناصر پوياي تزييني به كار روند و سردي يك محيط بزرگ را به طرز موثري كاهش دهند. اتاقها : در حالي كه نحوهي پرداختن به فرمول طراحي هتلهاي بينالمللي هر روز در حال تغيير و بررسي است، فضايي كه چندان تغيير نكرده است و همچنان به صورت سنتي طراحي ميشود، اتاقهاي آن است. شايد دليل مهم اين امر، محافظه كار بودن صاحبان اين هتلها باشد كه ميترسند مشترياني كه براي استراحت و آرامش به اين اقامتگاهها مراجعه ميكنند با فضايي غيره منتظره و غير متعارف مواجه شوند. طرح رنگهاي يكنواخت و تلاش براي ايجاد حس تعليق با به كار بردن ميزهاي سنتي و لامپهاي استاندارد از جمله عواملي است كه كماكان در اتاقهاي اقامتگاههاي مختلف به چشم ميخورد. ضمن آنكه بودجه، مانع ديگري براي تغيير طرح اتاقهاست. فرضاً افزودن يك لامپ سقفي در بخش ورودي اتاق به معناي 300 چراغ اضافي در كل مجموعه است. به هر صورت چون اتاق پر اهميتترين فضا در طول اقامت اشخاص است بايد در طراحي و نورپردازي مورد بازنگري كامل قرار گيرد. نورپردازي اتاقها در واقع سختترين بخش طراحي نور است، چون معمولاً نور سه يا چهار وظيفهي همزمان بر عهده دارد و هر منبع نوري حيطهي درخششي دارد كه نبايد با ديگر محدودهها تداخل كند. به تدريج نظر هتلداران به اين امر مهم جلب شده است كه كمبودهاي نورپردازي اتاقها و در نظر نگرفتن چگونگي آن در روند طراحي ميتواند مشكلساز باشد. اخيراً نورهاي شبانهاي طراحي شدهاند كه با تامين حداقل نور مورد نياز، رفت و آمد شبانه بدون ايجاد مزاحمت را براي هم اتاقيها آسان كرده است. نورهاي مطالعه طوري طراحي شدهاند كه با داشتن محدودهي كاملاً قابل كنترل براي خواندن كتاب يا كار با كامپيوتر دستي بدون سلب آسايش ديگران مورد استفاده قرار مي گيرند. فيبرهاي نوري كه منبع نوري قابل لمس و كنترل راحتي فراهم ميآورند و در مصرف انرژي صرفهجويي ميكنند با نور كاملاً متمركزي كه به وجود ميآورند جايگزين لامپهاي كم ولتاژ هالوژن شدهاند كه داراي نقطهي انتشار بسيار داغي هستند و هرچند كه گرانترند ولي در طول زمان مقرون به صرفه هستند. در كنار اين موارد كاربردي، با طراحي بصري و نورپردازي مواجه ميشويم كه مثلاً در هتل سن مارتين لين توسط فيليپ استارك صورت گرفته است. هر چند كه ممكن است ساده به نظر رسد، ولي حتي اين حركت ساده هم براي بسياري از هتلداران خارج از عرف و بسيار پيشرو تلقي ميشود: در اتاقهاي اقامت به كمك سيستم نورپردازي تعاملي اين امكان به مهمان داده ميشود كه با تغيير رنگ نورپردازي، فضاي اتاق را به كلي دگرگون كند. چنين كنترلهايي تاثير بسيار مثبتي بر اشخاص گذاشته و باعث جلب توجه آنها ميشود. با استفاده از اين سيستم ميهمانها ميتوانند بر حسب روحيه و نياز شخصي، نور رنگي خاصي را در فضا داشته باشند كه كليدهاي معمولي چنين امكاني را نميدهند. اين نور رنگي در واقع طراح اصلي داخل فضاي اتاق در شب است كه با هر فركانسي منظري نوين ميآفريند. يكي از نكات كليدي كه حتي در يك اتاق سنتي هم به نظر ميرسد اين است كه كليدها در كجا قرار گيرند. اغلب زماني طول ميكشد تا بدانيد كليدها كجا قرار دارند و هركدام چه بخشي از اتاق را روشن ميكنند و اكثراً هم قرارگيري اين كليدها منطق مشخصي را دنبال نميكند. خيلي جاها ناچار ميشويد در حالي كه چراغ روميزي بسيار داغ است دست خود را داخل كلاهك آن كنيد و در اطراف به دنبال كليد آن بگرديد! اينها همه روشهاي اشتباهي است كه بايد بازنگري شوند. هدف در اينجا آسايش و تامين نيازهاي مردم است كه هرچند همهي هتلهاي زنجيرهاي وعدهي آن را ميدهند، اما هنوز به طور كامل برآورده نشده است. حمام: آبتني در نور تا مدتها طراحان به نورپردازي اين بخش اصلاً فكر نميكردند؛ اما اكنون ميدانيم كه ميتوان اين بخش را چنان طراحي كرد كه جالبترين نقطه براي مسافران باشد. منابع نوري كم ولتاژ بهترين انتخاب براي اين فضا هستند؛ چون باعث ميشوند فضاي يك حمام جذابتر به نظر رسد، برق خاصي به آن ميدهد كه يك طراحي قديمي هرگز به آن نميداد. بدون ترديد در اين فضا آيينه نقطهي اصلي تمركز است. براي توليد يك نتيجهي مطلوب بدون ايجاد سايههاي تند در پس اشياء، بهترين راه اين است كه آئينه از پهلو نوردهي شود تا نور ملايمي چهره را روشن كند. نور بايد حتماً گرم باشد. توام با اين نور نورهاي فروافكني نيز با دقت تعبيه ميشود كه نبايد درست بالاي سر باشند تا سايههاي نامطلوب بر چهره بيافرينند يا طوري قرار گيرند كه انعكاس آنها از آيينه به صورت برگردد. خوب است بالاي دوش هم چراغ سقفي داشته باشيم كه بدون آن دوش يك سوراخ سياه به نظر ميرسد. كليدهاي روشنايي در حمام نيز بايد قابل كنترل شدت باشند. در هتل سن مارتين لين در لندن به اين مساله نيز فكر شده است؛ به طوري كه يك كليد كنترل شدت ساده دو آويز سقفي را روي دستشويي كنترل ميكند. اولي زماني به كار ميرود كه شخص رو به روي آينه در حال آرايش يا اصلاح است و يك نور شديد نياز دارد و ديگري يك نور محيطي براي روشن نگه داشتن فضاي حمام است.
-
سلام سپیده خوبی؟ مریم فکر کردی هر کی اینجا نیست خوابه ؟ من که همیشه شش صبح بیدارم
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
-
میام یادت میندازم اره در حال تایپ بودم و نصیحت فرناز
-
میگم فرناز تو که امتحان نداری خوب بگرد یه معمای خوب پیدا کن یکهفته روش فکر کنیم(البته برای بعد امتحانها):icon_pf (34): دوتا پنج تایی رو وزن می کنیم گروه سبک تر رو جدا می کنیم از اون پنج تایی دو تا گروه دوتایی جدا می کنیم اگه مساوی بودن که اون یکدونه باقیمونده همون پوکه هست اما اگه مساوی نبودن گروه کم وزن تر رو جدا می کنیم و اون دو تا رو هم وزن می کنیم
-
یکی از بی نظیرترین عکسهای تاریخ
Architect پاسخی برای Ali.Akbar ارسال کرد در موضوع : بایگانی آتلیه عکاسی
علی جان چه نکته ای بینظریش می کنه؟ تصویر صورت رو میگی؟ دستکاری نشده؟ -
Hello everyone. I'm kamyar.I'm 21 years old i'm from tehran and studying architect I don't have sister or brother & I live alone I love art in all its forms & i like being around nature & I really love travelling and seeing different places and especially I would like to know about other cultures :ws3:if I could I would travel all around the world
- 51 پاسخ
-
- 4
-
-
در آمريكا معماري به نام سيمون هنلي وجود دارد كه در طراحي و ساخت پاركينگ خودرو تخصص دارد. در كشور آمريكا جاي پارك ماشين از مشكلات و دشواريهاي جدي است، به همين دليل رشتههاي تخصصي در اين حوزه وجود دارد. هنلي اخيرا در كتابي به نام معماري پاركينگ خودرو، چند پاركينگ برتر با بهترين طراحي در جهان را معرفي كرده است. اولين اين سازههاي پاركينگي يك ساختمان 11 طبقه است كه در سال 1995 در شيكاگو ساخته شده. اين ساختمان سيماني درون خود صدها قطعه فلز جاي داده كه در نقش ديوارهاي اصلي اين سازه به كار گرفته شدهاند. سازه پاركينگي برتر ديگر باز هم در شيكاگو قرار دارد، اما اين يكي در سال 1962 ساخته شده است. اين پاركينگ عجيب كه در ظاهر و نگاه اول نميتوان فهميد كه يك پاركينگ است، به شكل بلال ساخته شده است. اين ساختمان 60 طبقه دارد و براي طي هر طبقه از آن، ماشينها بايد يك كيلومتر راه بروند. سازه بعدي كه پاركينگ برتر دنيا شناخته شده در آلمان قرار دارد و كار ساخت آن از سال 1986 شروع و در سال 1992 تمام شده است. اين پاركينگ البته فضاي بسيار زيادي براي جا دادن ماشينها در خود ندارد، اما طراحي زيباي آن اين ساختمان را به سازهاي منحصر به فرد در كلن تبديل كرده است. سازه برتر بعدي در شهر لندن قرار دارد و به سال 1970 بازميگردد. اين سازه عظيم در درون خود فضاي بسيار زيادي دارد كه البته تيره و تار است. ليون فرانسه مركز يكي ديگر از پاركينگهاي برتر دنياست كه در سال 1994 ساخته شده است. اهميت ويژه اين سازه آن است كه به صورت يك استوانه ساخته شده و هيچ نوري در درون آن وجود ندارد. سازه برتر بعدي در شهر هيلبرون در شمال آلمان ساخته شده كه شاهكاري از تركيب نور و ساختار و تهويه و گردنه براي پيچيدن ماشينهاست. تصوير اين سازه بيشتر به نقاشي تار عنكبوت يا كندوي عسل شبيه است. - پاركينگ 11 طبقه شيكاگو - سازه بلالي شكل در شيكاگو - پاركينگ لندن (1970 م) - سازه استوانهاي در ليون فرانسه -سازه تار عنكبوتي در آلمان
- 2 پاسخ
-
- 6
-
-
هنر ایرانی در زمان قاجار به واسطه ارتباط این دوره با غرب پیشرفت چشم گیری داشته و هنرمندان زیادی در این دوران به اروپا و کشورهای غربی سفر می کنند. به خاطر همین به نوعی قاجاریه را سرآغاز مدرنیته در ایران می دانند. روند این پیشرفت در زمان ناصرالدین شاه سریع تر می شود و هنر ایرانی گام های بلندی در زمان این شاه قاجار بر می دارد. اساسا به چه نوع معماریی، معماری دوره قاجار گفته می شود.؟ معماری دوره قاجار، با توجه به خود معماران و شاید کارفرماها در شهرهای مختلف و بر اساس اقلیم آن شهرها متفاوت است. مثل تمام دوران ها، در مناطق بیابانی و کویری به یک شکل بوده، و در مناطق کوهستانی به شکل دیگر. غرب و شرق و شمال و جنوب از لحاظ معماری با هم متفاوت بودند، هر چند مربوط به یک دوره باشند. این یک قاعده است و ما وقتی بناها را با هم مقایسه می کنیم بیشتر متوجه این تفاوت ها می شویم. به عنوان مثال مصالح یکی از موارد تاثیر گذار در معماری هر منطقه بوده است. مثلا در مناطق کویری بر اساس مصالحی که آن منطقه دارد از «کاه گل»استفاده شده است، و وقتی به شهرستانک می روید بناها و مصالح متفاوت می شود. و یا در تهران به خاطر این که پایتخت هم بوده نه تنها مصالح تغییر می کرده، که از بهترین معماران نیز استفاده می شده است. معماری دوره قاجار در کنار تاثیرپذیریی که از معماری دوره اسلامی داشته، یک سری ابتکاراتی هم به خرج داده است. مثلا در دوره قاجار برای پوشش بام، نیاز به یک سری ابتکاراتی داشتند و با توجه به دهانه ساختمان و مصالحی که داشتند این ابتکارات را به خرج می دادند. در دوره قاجار اگر توجه کنید متوجه می شوید که بیشتر از پوشش شیروانی استفاده شده است تا بتوانند دهانه های بزرگ را هم پوشش بدهند. مثلا در مجموعه کاخ گلستان، «سفره خانه» را داریم که دهانه آن 16 متر است. معماری آن زمان تا آن موقع چنین دهانه وسیعی نداشته است و فلز هم موجود نبود تا از آن طریق این دهانه پوشش داده بشود. اما وقتی به عقب بر می گردیم، به زمان معماری اسلامی و حتی قبل تر، می بینیم که پوشش ها را به شکل گنبد در می آوردند. برای این کار ضلع های دهانه را آن قدر زیاد می کردند، مثلا اگر چهار ضلعی بود، هشت ضلعی می کردند یا هشت را شانزده تا به دایره نزدیک بشود و بتوانند گنبد را روی آن سوار کنند. آن چه که از شکل شمس العماره می توان تشخیص داد این است که معماری آن کمی از معماری اسلامی فاصله گرفته و تا حدودی از معماری غربی تاثیر پذیرفته. و البته این به جا هم بوده زیرا در زمان ناصرالدین شاه این تاثیرپذیری وجود داشته است. تاثیراتی که در آن دوران (قاجار) از معماری اروپا و غرب گرفته شد، تاثیراتی در فرم معماری است و در روش کار و ساخت بنا تاثیری نگذاشته است. ناصرالدین شاه در سفری که به اروپا داشته است با مشاهده ساختمان های بلند و بعدها عکس های آنها علاقه مند می شود که یک بنایی مثل آن ساختمان ها بسازد. اما در این میان نکته جالب توجه این است که معمار ایرانی دانش اروپایی ها را نداشته است، و این دانش را خودش به وجود می آورد که چگونه می تواند ساختمان به این مرتفعی به وجود بیاورد آن هم با توجه به مصالحی که ما در ایران داشتیم و این که چگونه می توان با مصالح سنتی مان پنج طبقه ساختمان را روی هم بنا کنند. اما این کار را یک معمار ایرانی انجام داد به نام «محمد کاشی»، و به هیچ وجه از مهندس و معمار اروپایی استفاده نشد. آن زمان، زمانی بود که تازه فلز وارد ایران شده بود و بنا بر گفته های دیگران شمس العماره اولین بنایی بود که در آن از فلز استفاده شده است. باقی خانه ها از «توفان» و چوب و کاه گل استفاده می کردند. از آن جایی که ما در ایران تا آن زمان بنایی به این بلندی نداشته ایم در شمس العماره برای سوار کردن طبقات از شیروانی استفاده کرده اند. که صرفا برای تفکیک طبقات استفاده شده است. نکته جالب این معماری در همین است. برای نگهداری ساختمان از «خرپا» استفاده کرده اند و بعد بالای آن خرپا را سطح مسطح گذاشتند که طبقه بالایی را روی آن بنا کنند. این از نکات بسیار بسیار جالب معماری شمس العماره است در واقع آن جا از «خرپا» برای برپایی صرفا شیروانی ای که بارش باران و برف را هدایت کند استفاده نشده است و از این طریق می خواستند فشاری که از بالا هدایت می شده را به دیوارها منتقل کنند. این خیلی جالب است که در آن زمان به وسیله چند چوب و خرپایی که بنا کرده اند طی محاسباتشان آن را به شکلی قرار داده اند که تا امروز این ساختمانرا برپا نگه داشته است. برای ساخت اتاق های طبقه بالاتر نیز از تکنیک معماری مناره استفاده شده است. شما اگر به مناره های مساجد نگاه کنید متوجه این موضوع می شوید که در ابتدای مناره از قطرها بزرگ استفاده کرده اند و هر چه قدر که بالاتر رفته اند قطر دیوارها کمتر می شود. این به خاطر ایجاد وزن کمتر روی مناره است، چون آنها حساب زلزله را هم می کردند و از این طریق استحکام بنا را بیشتر می کردند. در شمس العماره نیز چنین کاری انجام داده اند، و هر چه قدر ساختمان به طرف بالا می رود جمع تر می شود. یعنی یک سری محاسبات مقاومت در برابر زلزله هم انجام داده اند. باید اعتراف کنم که ما امروز هم در محاسباتمان راجع به این که آنها چگونه فکر می کردند حیران می مانیم. این خیلی عجیب است که چگونه یک بنای پنج طبقه ای مثل شمس العماره را با مصالح سنتی مثل آجر، کاه گل و ساروج بنا کرده اند و تا امروز هیچ چیز نتوانسته آن را تخریب کند. معماری دوران قاجار با معماری دوران زندیه چه تفاوت هایی داشته است؟ معماری دوران زندیه با معماری دوره قاجاریه خیلی بهم نزدیک اند طوری که در دوران قاجار تخت مرمر را که می سازند، «آقا محمدخان» دستور می دهد به شیراز بروند و قصر وکیل را ویران کنند و تمام اجزا و تزیینات آن را به آن جا بیاورند و نصب کنند. ستون ها و درهای خاتمی که در تخت مرمر می بینید مربوط به همان دوران است. در زمان قاجار ما آینه کاری های زیادی می بینیم که در زمان زندیه خیلی کمتر استفاده می شده است. کاشی کاری را که ابتدا در هر دو دوران داشتیم ولی نوع آن فرقی می کرده است. مثلا در زمان قاجار رنگ «زرد» رنگ شاخص کاشی های آن دوره بوده است. یعنی شما با دیدن رنگ زرد در کاشی می فهمید که این کاشی قاجاری است. در حالی که رنگ شاخص کاشی در دوره زندیه «صورتی» است. ولی از لحاظ ظرافت کاشی ها در دوره قاجار، طراحی آنها کمی ضعیف تر می شود. البته مواردی را داریم که خیلی خوب هم کاشی کاری شده اند، مثل مسجد «سپه سالار» که کاشی کاری قاجاری با کیفیت و ظریفی دارد. کاشی کاری هفت رنگ شمس العماره خیلی کیفیت عالی ندارد. ولی حجاری های دوره قاجار بسیار عالی بود و حجارهای قابلی داشتند. البته از قبل هم حجاری در ایران بود، و کسانی بودند که این کار را می کردند، اما در دوره قاجار، به خصوص ناصرالدین شاه هنرمندان بسیار خوبی در بخش حجاری وجود داشتند و خیلی ظریف و عالی کار می کردند. منفکر می کنم برجسته ترین هنرمندان آن زمان که روی ابنیه ها کار می کردند حجارها بودند. در کنار حجارها، هنرمندان خوبی هم بودند که روی چوب خاتم کاری و معرق کاری می کردند. اینها جزو هنرهای بسیار خوب زمان قاجار بود. در کنار آینه کاری گچ بری هم در کاخ شمس العماره استفاده شده است. نقاشی های بسیار خوبی هم از آن زمان به جا مانده است که در زمان قاجار صورت می گرفته و بسیار عالی بودند. آیا نامی از هنرمندان این کارها هم ذکر شده است؟ در این بنا (شمس العماره) تنها نام معمار آمده است، و نام هنرمندان دیگر به ندرت ذکر شده است. در واقع در زمان قاجار به ندرت دیده شده است که نام هنرمندان دیگر روی بنا ذکر شده باشد، مگر این که روی کارشان نامشان ذکر شده و به ثبت رسیده باشد. اما در شمس العماره غیر از چند نمونه معدود نامی از هنرمندان تزیینی کاخ نیامده است. در معماری دوره اسلامی با شکلی از بنای ساختمان به صورت بداهه مواجه هستیم. با توجه به این موضوع که شمس العماره از لحاظ معماری کمی با معماری اسلامی متفاوت است، آیا هنگام ساخت آن نقشه ایی هم طراحی شده بود؟ ناصرالدین شاه سفری به اروپا داشته و در بازگشتش به ایران بنایی را با ارتفاع زیاد درخواست می کند ( همان گونه که در اروپا دیده بود). ولی مشخصه آن را که چگونه و چه شکلی بایدداشته باشد ذکر نمی کند. در کنار این موضوع معماران ما در آن زمان از ابتدا می دانستند که چه چیزی می خواهند بسازند و چیزی را روی کاغذ نمی آوردند. در واقع انتهای کار در ذهنشان بود و شاید در ابتدای کار چهار تا خط هم می کشیدند، اما انتهای کار را می دانستند و آن خط ها هم هیچ گاه نمی توانست حکم نقشه را داشته باشد. معماری آن زمان معماری ای بود که به واسطه روش کار به استاد کار توضیح داده می شد که چگونه عمل کند، نه با نقشه و این قبیل چیزها. شمس چقدر ارتفاع دارد؟ ارتفاع این بنا بدون حساب کلاه فرنگی 25 متر و با کلاه فرنگی 30 متر است. و ما تا آن زمان در تهران چنین بنای بزرگی نداشتیم. در ضمن شمس العماره بلندترین بنای این مجموعه، یعنی کاخ گلستان نیز هست. خصوصا آن زمان که دود و آلودگی نبوده و وقتی داخل کلاه فرنگی می نشستند می توانستند کل تهران را ببینند. در حال حاضر هم وقتی به کلاه فرنگی می روید می توانید همه جار را ببینید. عمارت شمس العماره به چه منظور ساخته شد و اساسا کارکرد آن چه بود؟ فضایی که ما اکنون در مجموعه کاخ گلستان شاهد آن هستیم، بر اساس همان اصطلاح آن زمان که فضای اندرونی و بیرونی گفته می شد، فضای بیرونی است و فضای اندرونی برای خانواده بود و فضای بیرونی برای مهمان. اندرونی که حرم سرا هم شامل آن می شده همان بخشی است که در حال حاضر وزارت دارایی در آن قرار دارد که تخریب شده و چیزی از آن باقی نمانده است. در بیرونی بیشتر مسایل تشریفاتی برای مهمان ها در نظر گرفته شده است. شمس العماره هم به همین منظور ساخته شد و جالب است بدانید در پشت عمارت دری وجود دارد که به خیابان ناصرخسرو منتهی می شد. در واقع، در مجموعه کاخ گلستان بناهای موجود بر اساس یک کارکردی ساخته شده اند. مثلا عمارت بادگیر (که البته قبلا هم در معماری ما وجود داشت) از چندین مناره تشکیل شده است که در قسمتی به واسطه وجود دریچه های ضربدری ما را به داخل ساختمان هدایت می کرده و به نوعی تهویه هوا بوده است. از این عمارت برای روزهای تابستان استفاده می کردند. مثلا تاج گذاری مظفرالدین شاه به خاطر این که در تابستان بوده و در عمارت بادگیر صورت گرفته است. به خاطر همین غیر از تابستان در فصل های دیگر دلیلی نداشته که از آن جا استفاده کنند. اما شمس العماره یک چنین چیزی نداشت. شمس العماره برای تشریفات مهمان ها استفاده می شده و بیشتر از طبقات پایین آن استفاده می کردند. و طبقات بالایی بیشتر به خاطر این ساخته شده بود که می گویند عصرها ناصرالدین شاه از طریق آن به کلاه فرنگی می رفته و در حالی کهبستنی ای می خورده اطراف را هم نگاه می کرده و بیشتر جنبه تفرج گاه داشته تا رفت وآمد. چون رفت و آمد آن هم خیلی سخت است و پله های خیلی مرتفعی دارد که حدود چهل یاچهل و پنج سانت است. البته این هم دلیل داشته با توجه به عرضی که این پله ها دارد باید به پاگردها و پله ها یکسان می اندیشیدند به خاطر همین اگر می خواستند ارتفاع پله ها را کمتر کنند مجبور می شدند که عرض پله ها را زیاد کنند که به آنها جواب نداده است. در شمس العماره برای ورود به تالار اصلی از گوشواره استفاده شده است که مشابه آن را در عمارت خلوت کریم خانی هم می بینیم. چرا در شمس العماره با این که رو به روی عمارت ایوانی ساخته شده باز هم در گوشواره استفاده کردند؟ همان طور که می دانید دو تا گوشواره دارد که در دو طرف بنا قرار دارد و تالار و فضای اصلی وسط این گوشواره های قرار گرفته است. ما مشابه این معماری را در تخت مرم داریم که از دوران زندیه باقی مانده است و این همان تاثیری است که معماری دوره قاجار از زندیه گرفته است. در تخت مرمر یک ایوانی را می بینید که از دو طرف به وسیله گوشواره ها به این ایوان راه دارد. همین شکل معماری را در عمارت بادگیر هم داریم. در واقع سه عمارت با یک شیوه معماری: تخت مرمر یا همان خلوت کریم خانی که برای دوران زندیه است، عمارت بادگیر که فتحعلی شاهی است و شمس العماره که در زمان ناصرالدین شاه ساخته می شود. اما گفتنی است که ابتدا وقتی ناصرالدین شاه این عمارت را می سازد به تبعیت از معماری غربی ورودی اصلی از طریق پله هایی که در مقابل ایوان ساخته شده بودند انجام می گرفته با این که گوشواره ها هم بودند. ولی وقتی از حیاط می آمدید از طریق پله های وسیعی که جلوی ایوان قرار داشته وارد تالار اصلی می شدید. همان زمان با توجه به این که همیشه فرهنگ بر روی معماری ما تاثیر گذاشته است این پله ها را حذف می کنند تا کسی مستقیما وارد فضای اصلی نشود. این مساله در خانه های معمولی هم رعایت می شده است. وقتی وارد این خانه ها می شوید ابتدا یک هشتی وجود دارد، و این هشتی طوری ساخته شده است که وقتی شما وارد آن می شوید نمی توانید داخل ساختمان را ببینید، و حتما باید از داخل هشتی عبور کنید تا داخل را ببینید. در عمارت شمس العماره به جای آن هشتی از این گوشواره ها استفاده شده که همان کارایی را دارد. از آن جایی که عمارت شمس العماره جهت دار است، گوشواره های شمالی و جنوبی دارد، و از یکی از گوشواره ها مسیری دارد که می توانید از طریق آن وارد طبقات بالاتر شوید. این هم دلیل داشته است. زمین شمس العماره مستطیل کامل نیست و یک مقداری قناسی دارد. همین کجی باعث شد تا در آن قسمتی که عرض بیشتر دارد پله ها را بگذارند و از بقیه فضا برای ساختن اتاق ها استفاده کنند. به خاطر همین برای رفتن از این طرف شمس العماره به آن طرف در طبقات بالایی باید از پشت بام ها بگذریم. با توجه به این نکته که شمس العماره بر اساس بعضی از طرح های ساختمان های مرتفع اروپایی ساخته شده، اما از مصالح سنتی در آن استفاده شده است. چرا؟ مصالحی که در ساختن شمس العماره از آن استفاده شده است عبارتند از آجر ، خشت، کاه گل، ساروج و... که ساروج نوعی ملات ترکیبی از گرد آهک خالص _ خاکستر _ ماله بادی و مقدار کمی لویی (گل نی) بوده است و خیلی محکم عمل می کرده و شاید استحکام آن به اندازه سیمان باشد. از آهک در معماری شان خیلی استفاده می کردند، مخصوصا در پی ساختمان ها، چون این شفته آهک باعث استحکام بیشتر ساختمان می شود و هر چه رطوبت به آن بخورد محکم تر می شود. بر خلاف گچ که هر چه رطوبت به آن بخورد زودتر از بین می رود. مثلا ما در حمام هایمان آهک بری داریم و این به خاطر همان رطوبت است که باعث استحکام هر چه بیشتر آهک می شود. از دیگر مصالح استفاده شده چوب است که حتی برای اتصال دیوارها نیز از چوب استفاده می کردند. روی پوشش هایشان از ورق استفاده می کردند که به صورت مس بوده و آن را به وسیله کوبیدن به دست می آوردند. البته جلوتر و در زمان پهلوی از ورق گالوانیزه استفاده می کردند. سوالی که این جا پیش می آید این است که شمس العماره تماما در نمای بیرونی از آجر استفاده شده است. آجر از چه زمانی وارد مصالح ساختمانی ما شده است؟ ساخت آجر به سال های بسیار دور باز می گردد. چادرنشین هایی که در کنار رودها به کار گله داری مشغول بودند می دیدند که در اثر نفوذ آتش گل های کنار آتش پخته شده و در واقع نحوه پیدایش آجر چنین بوده است. هم زمان در ساخت برج بابل خشت زدن و پختن آجر به وسیله بابلی ها ابداع شد و به همین سبب نام آجر که یک واژه بابلی است در اغلب زبان ها به همین نام مشهور گشت؛ سپس توسط کلدانی ها پخت آجر به تکامل رسید. قابل ذکر است که آجرهای اولیه بدون قالب و نظیر بالش ساخته می شدند. بنای «چغازنبیل» مربوط به 1250 سال قبل از میلاد، اسکلت اش از آجر و سنگ و خشت است. به طور کلی صنعت آجرپزی در عهد پیش از هخامنشی در ایران تکامل یافت و در دوره هخامنشی پخت آجرهای لعاب دار معمول گردید. ودر دوره سلجوقی از آجر به عنوان مصالح اصلی برای کلیه بناهایی چون کاروانسراها، آب انبارها، بناهای شاهی، مساجد، برج ها و مقبره ها استفاده می شده است. آجر در دوره ایلخانی برای پوشش طاق ها و گنبد ها استفاده می شده و در دوره های بعدی نیز به عنوان مصالح اصلی در بناهای ایرانی کارکرد داشته که همچنان هم ادامه دارد. با توجه به سطح مسطح شمس العماره چرا در ساختن این عمارت گنبد که از نشانه های معماری اسلامی است حذف شده و دیگر اثری از آن نیست؟ بنا کردن گنبد کار خیلی مشکلی است، و ما امروز کسانی که بتوانند گنبد را بنا کنند نداریم و اگر باشند هم خیلی عده کمی هستند و همه آنها پیر شده اند. به هر حال گنبد زدن یک سری محاسباتی می خواهد که شاید همه ما بتوانیم روی کاغذ بیاوریم، اما اجرای بسیار دشواری دارد. وقتی می خواستند مسجد دانشگاه شریف را بسازند، قصد بنا کردن گنبدی را داشتند که خیلی به شکل بر می خورند. نهایتا رفتند و یک استاد کار آوردند تا بتواند این کار را انجام بدهد. البته در این مجموعه هم گنبد وجود دارد، مثل «تالار سلام» که از این پوشش استفاده شده است ولی کاملا گنبد نیست و روی آن را پوشش شیروانی زده اند. البته شیروانی راحت تر آب را هدایت می کند و نیازی به رسیدگی ندارد. گنبد به لحاظ عایق کردن بسیار دشوار است و با عایق های قیرگونی نمی توان آن را عایق کرد. در پوشش شیروانی دوره قاجار آب از طریق شیروانی ها به راحتی حرکت می کرده و از طریق ناودان هایی ورقی به زمین هدایت می شده است و در جایی که این پوشش ورق را نداشتند، مثل زمان زندیه از فضایی با پوشش سنگی استفاده می کردند. ما می توانیم شمس العماره را آخرین اثر معماری ایرانی و سرآغاز معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم؟ تقریبا البته باید بدانیم که آیا آخرین بنا بوده یا نه. ولی می توانیم آن را سرآغاز معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم. چون قبل از آن عمارت بادگیر را داریم که کاملا یک معماری ایرانی است. ما قبلا در معماری ساختمانهایمان از ستون های سنگی و گچی استفاده می کردیم، ولی در شمس العماره حتی ستون فلزی داریم، و این دقیقا برمی گردد به همان زمانی که فلز وارد معماری اروپایی می شود. در معماری قبل از شمس العماره برای ساختن حفاظ ها از چوب استفاده می کردند، ولی در شمس العماره ریخته گری و چدن استفاده شده است. اینها به ما نشان می دهد که این عمارت به شدت از غرب تاثیر گرفته است. همین ارتفاع دادن به ساختمان یکی دیگر از نشانه های این تاثیرپذیری است. در واقع در زمان قاجار هنر و فرهنگ ایران شروع به تاثیر پذیری از غرب می کند. مثل نقاشان و دیگر هنرمندان ما در آن زمان. مثل کمال الملک که به اروپا می رود و پرسپکتیو را وارد نقاشی ما می کند. شمس العماره هم شروع این تاثیرپذیری است ولی همچنان بر خلاف کاخ ابیض، معماری آن ایرانی است. ساختن این عمارت چقدر به طول انجامیده است؟ معیرالممالک به وسیله معماران و استادکاران آن زمان به مدت دوسال یعنی از سال 1282 ه.ق ساخت این عمارت را شروع کرده و تا سال 1284 ه.ق به طول می انجامد. این بنا حدود 140 سال پیش ساخته شده است. مرمت این کاخ از چه زمانی آغاز شد، و برای مرمت آن چه کارهایی انجام دادند؟ طبق مدارک و تصاویر و عکس هایی که دیده شده و گزارش های مکتوب مرمت این جا تقریبا مربوط به سال 1360 است. البته قبل از این هم یک دوره ای مرمت شده است، ولی نه به آن صورت، در دهه 60 یک سری کار اساسی روی آن انجام می دهند. بخش هایی که داشته تخریب می شده را دوباره بازسازی کردند و در بخش هایی با تیر آن از فرو ریختن دیوارها جلوگیری می کنند. برج ساعت در حال ویرانی بوده که محتویات داخلی اش را فلز می کنند و دوباره دورش را آجر می چینند. آن بخشی که پوشش چوبی داشته را تعویض می کنند و طاق ضربی می کنند. این کارها در سال های 60 تا 65 انجام می گیرد. بخش مرمت این کاخ هم در همان زمان انجام گرفت و بعد از آن کار خاصی روی آن انجام نشد. تا سال 1377 یا 78 که یک سری پله هایی که در زمان پهلوی به بنا اضافه شده بود (مقابل ایوان) حذف کردند. چون اصلا به معماری این بنا هم نمی خورد. بعد از حذف این پله ها طبق همان کاشی هایی که در زمان قاجار بعد از حذف آن پله های ابتدایی روی دیوار کار شده بود آن مقدار کاشی را که در انبار داشتیم نصب کردیم، و بقیه را نیز سفارش دادیم تا به همان شکل برایمان بسازند. منبع
- 1 پاسخ
-
- 6
-
-
طراحی معماری به نیازمند است تا پاسخگوی یک عملکرد مناسب باشد. پلکان وسیله معمول دسترسی در بین طبقات ساختمان است. پلکان را باید طوری ساخت که امکان دسترسی آسان و راحت ساده و ایمنی را توسط پله ها به بالا و پایین فراهم سازد. تعریف پله پلکان یک راه ارتباطی است که دو سطح مختلف را به هم ارتباط می دهد و انسان با انرژی خود آن را طی می کند. در واقع پله تکیه گاهی برای پا هنگام بالا رفتن است. انواع پله 1- فرم پله 2-جنس پله 3-کاربری 1- راه پله مستقیم 2- راه پله با پله های مایل 3- راه پله 4/1 چرخش در بالا 4- راه پله 4/1 چرخش در پایین 5- راه پله 4/1 چرخش در بالا و پایین 6- راه پله 4/1 چرخش در بالا و پایین در جهت مخالف 7- راه پله مستقیم با پاگرد 8- راه پله مستقیم با 4/1 دور چرخش 9- راه پله مستقیم با نیم دور چرخش 10- راه پله پاسگی همراه با چرخش 11- راه پله با ستون پله باز با پاگرد 12- راه پله سلطنتی 13- راه پله با سه پلکان مستقیم و یک پاگرد 14- راه پله با چهار پلکان 15- راه پله قوسی 16- راه پله سبدی با پاگرد 17- راه پله نیم دور چرخش 18- راه پله بیضی 19- راه پله حلزونی یا مارپیچی 20- راه پله هندسی از نظر جنس: 1- پله های چوبی 2- پله های فولادی 3- پله های سنگی 4- پله های بتنی 5- پله های پلکسی 6- پله های چوبی-فلزی از نظر کاربری: در این بخش پله ها از نظر کاربرد در موقعیت مکانی مورد بررسی قرار می گیرند. این مبحث شامل دسته بندی هایی است که در زیر به آن اشاره می کنیم. 2) پله های اداری 3) پله های تجاری 4) پله های فرار 5) پله های مراکز تفریحی 6) پله های بیمارستان 7) پله های هتل 8) پله های شهری 9) پله های مسکونی 10) پله های بیرونی 1) پله های آموزشی اجزاء پله 1- کف پله: به سطح فوقانی پله گفته می شود،یعنی محل گذاشتن کف پا برای بالا رفتن یا پایین آمدن از پله. 2- ارتفاع پله: فاصله عمودی کف های دو پله متوالی را ارتفاع پله می گویند.میزان تغییرات ارتفاع پله به مکان و موقعیت پله بستگی دارد. 3- پیشانی پله: به قطعه عمودی که میان دو کف پله متوالی قرار می گیرد گفته می شود 4-گونه پله: سطـح بغـل پلـه را می گوینـد. 5-عرض پله: به فاصله بین گونه های پله گفته می شود و به مکان و تعداد استفاده کنندگان از پلکان بستگی دارد. 6-لب پلـه: پیش آمدگی کف پله از پیشانی ،لب پله نامیده می شود. وجود آن موحب بزرگ تر شدن کف پلـه می شود. 7-شیار کف پلـه: در کف پله شیار هایی در امتداد عرض پله ایجاد می کنند. این شیار ها از لیز خوردن افراد جلوگیری می کنند. 9- خط مسیر پلـه 8- ردیف یا خیز پلکـان : به مجموعه پله های متوالی بین دو اختلاف سطح ردیف پله گفته می شود. در هر ردیف پله حداقل سه پله متوالی وجود دارد. این خط محل شروع و ختم پله را مشخص می کند. خط مسیر پله در روی پلان و وسط عرض پله ها مشخص می شود . 10-خط شـیب پلـه : این خط ، لبه پله های یک ردیف پله را به یکدیگر وصل می کند. 11-زاویه شـیب پلـه : به زاویه بین شیب پله با افق ، زاویه شیب پله گفته می شود . زاویه شیب پله رابطه مستقیم با ارتفاع پله و رابطه معکوس با کف پله دارد. 12- حجم پلـه : به ضخامت سقف زیر یک ردیف پله گفته می شود. 13-طول پلـه : به طول افقی یک ردیف پله گفته می شود یعنی از لبه اولین پله تا انتها کف آخرین پله در یک شیب . 14- پا گـرد : ایستگاه ما بین پله ها که برای رفع خستگی ساخته می شود به پاگرد پله معروف است و حداقل برابر عرض یک کف پله است. 15- نرده پلـه : وسیله ای است که برای جلوگیری از سقوط اشخاص ، در طرفین ردیف پله ها نصب می شود. 16- دست انداز پلـه : این وسیله بر روی نرده و به موازات خط شیب پله نصب می شود . 17- چشم پلـه : به فاصله بین دو ردیف پله گفته می شود .(یعنی شکاف بین دو بازوی پلکان) سیستم ساختاری : در اینجا پله ها بر حسب جنسیت و پایه و اساس هایی که برای نصب ساختار آنها استفاده می شوند دسته بندی شده اند. الف) موادی که برای ساختار پلکان استفاده می شوند. ب) سیستم نصب و نگهداری پله ها الف) موادی که برای ساختار پلکان استفاده می شود 1) فولاد 2) بتن 3) سنگ 4) چوب 5) پلکسی پله های فولادی: ساختار فولادی متشکلند از شمشیری هایی که از صفحات فولادی فشرده ساخته شده اند. این پله ها سبکتر از انواع دیگر پله هستند و تنظیم مقاومت در برابر آتش برای این پله ها خیلی مهم است. پله های بتنی: شکل معمول پلکان بتن مسلح به صورت پلکان ½ گردش می باشد . در اکثر ساختمان های دو طبقه به عنواع پلکان دسترسی یا فرار استفاده می شود. پله های سنگی: امروزه به خاطر کمبود و قیمت بالای سنگ طبیعی این نوع پله ها از سنگ ریختگی یا بتن ساخته می شوند. پله ها را می توان با همان رویه طبیعی سنگی یا بتنی باقی گذاشت اما معمولا از نوعی پوشش استفاده می شود تا سطح ضد لغزشی به وجود آید. پله های چوبی: پله های چوبی عمر مفید کوتاهی دارند و در برابر آتش سوزی هم مقاومت کمی دارند اما با روشهای کامل سازی می توان تا حد مشخصی آنها را مقاوم کرد. رشته پلکانهای چوبی در واقع پلکان سنتی خانه های دو یا چند طبقه ای هستند که در آنها مسئله مقاومت در برابر آتش سوزی استفاده از پلکان بتنی را ضروری نمی سازد. منبع: وبلاگ اسماعیل محمدی - mohandesi-sakhteman.blogfa.com
-
- 2
-
-
سلام سلام معذرت از همه بچه های شهرساز که خونتون رو گرفتم همش تقصیر این کودک درون بود:icon_pf (34): حالا می تونین به جمع و غیبت هاتون برسین دیگه بحث کل کل رو نمیارم اینور
- 1788 پاسخ
-
- 37
-
-
پیشنهادهای شما دوستان برای پیشرفت انجمن
Architect پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : ارتباط با مدیریت
به نظر من هر تالاری برای بچه های خودش یه سری کلاسهای آموزشی بزاره مثلا برای ما معمارها مثل تری دی مکس و اتوکد یا برای کامپیوتر اموزش اینترنت و شبکه و .. البته تالارهای دیگه رو نمیدونم اما ما تو تالار خودمون آموزش تری دی مکس رو داریم اما چون به صورت فایله یا تاپیک که میزنن پشت سر همه کسی رغبت نمی کنه به این صورت یاد بگیره به نظر من به صورت کلاس باشه بهتره یعنی هر کسی که توی یه نرم افزار ماهره بگه و از بچه هایی که مایلن یاد بگیرن لیست بگیر اگه تعداد قابل توجه بود کلاسشو تشکیل بده و هر هفته یک یا دوجلسه بزاره و از بچه ها رفع اشکال کنه -
درسته حالا معمای بعدی رو خودت طرح کن البته بزار بگم بیان امتیازت رو بدن بعد
-
نه آنچنان هم حا نمیده چه خبر ستاره کم پیدا شدی داری درس می خونی؟
- 7850 پاسخ
-
- معماری
- نبینمتون بیکارااااااااااااااااااااااااااااااااااا
- (و 3 مورد دیگر)
