رفتن به مطلب

FrnzT

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2134
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط FrnzT

  1. من هم مشکل داشتم. معلوم نیست چرا بعضی از سایتها رو که باز میکنیم سرعت اینترنت یک دفعه کم میشه. گاهی شده که تو یه سایت با سرعت بالا دارم حرکت میکنم ولی یه سایت مشکل دار رو که باز میکنم کل سرعت خراب میشه. حتی سایتهایی هم که مشکل نداشتن کند میشن. قبل اینکه مهندسان ف.ی.ل.ت.ر بشه همین مشکل رو پیدا کرده بود.:45645:
  2. ممنون جاوید عزیز از این مجموعۀ کاملی که فراهم کردی. انشالله که خداوند روح همۀ هنرمندان و درگذشتگان رو قرین رحمت کنه.
  3. قربونت راحله جان هر چی که اون روزای اول عید به ذهنت رسیده بود رو بزن زودتر بفرست تا دیر نشده بهت بگم اگه جاییش احتیاج به درست شدن داشت درستش کنی
  4. تست‌هاي استاندارد براي ارزيابي كاغذهاي پشت چسبدار چسبندگي پشت چسبدار، مسأله اين است! براي رسيدن به يك زبان مشترك لازم است مفاهيم اوليه از قبيل چسبندگي، چسب‌هاي حساس به فشار، انواع و تقسيم‌بندي چسب‌ها به درستي تعريف شود تا در بحث‌هاي بعدي و هنگام استفاده از دستورالعمل‌ها دچار اشتباه نشويم. چسبندگي: طبق تعريف، چسبندگي عبارتست از حالتي كه دو سطح از دو جسم (كه چسبنده‌ ناميده مي‌شوند) توسط نيروهاي فصل مشترك از نوع نيروهاي والانسي يا ارتباط مكانيكي يا تركيبي از آن‌ها، به هم متصل شوند. در هنگام چسبندگي، چسب بايد بتواند سطح را به اندازه كافي مرطوب كند تا پيوند بين دو سطح به طور كامل برقرار شود. چسب‌هاي حساس به فشار: اين چسب‌ها در ليبل‌هاي پشت چسبدار مورد استفاده قرار مي‌گيرند و به اندازه كافي توانايي خيس كردن دو سطح را دارا هستند و به صورت جامد هم‌چسبي لازم را دارند. اين دسته از چسب‌ها داراي مواد ويسكوالاستيك هستند تا با اندكي فشار بتوانند سطح مقابل را مرطوب‌ سازند و در عين حال هم‌چسبي كافي براي استحكام متوسطي را فراهم آورند تا با حذف فشار خارجي دو سطح از يكديگر جدا نشوند. كيفيت چسب: در عمل، كيفيت يك ليبل خود چسب به ارتباط بين دو عامل چسبندگي Adhesion (نيروي چسبندگي بين سطح مورد نظر و لايه چسب) و هم‌چسبيCohesion (نيروي چسبندگي بين مولكول‌هاي چسب) بستگي دارد. اگر چه آنچه بيشتر مورد توجه است عامل چسبندگي است ولي برخي از مشكلات نيز در اثر عدم تعادل بين عامل هم‌چسبي و كاربرد ليبل به وجود مي‌آيد. به عنوان مثال اگر بخواهيم فيلم‌هاي محافظتي داشته باشيم بايد چسب به كار رفته چسبندگي كم ولي هم‌چسبي بالا داشته باشد و يا در نوار چسب‌هاي بسته بندي هم چسبندگي بالا و نيز هم‌چسبي بالا هر دو مورد نياز است. در ليبل‌هاي خود چسب دايمي چسبندگي بالا مورد نياز است تا بتواند به هر سطحي به راحتي بچسبد ولي هم چسبي بايد به اندازه‌اي باشد كه در هنگام برش ليبل با تيغ اثري از چسب بر روي تيغ، نماند. نمودار (1) ارتباط بين اين دو عامل را در كاربردهاي مختلف نمايش مي‌دهد. انـواع چــسب در لـيـبــل‌هـاي خودچسب: سه نوع چسب از نظر بسپارش و اعمال چسب براي توليد ليبل‌هاي خودچسب به كار مي‌رود: 1- به وسيله تبخير حلال 2- به وسيله تكنيك ذوب (Hot Melt) 3- به وسيله فعل و انفعالات شيميايي بدون حلال (چسب‌هاي دو جزيي يا UV) انـواع چـسـب از نـظـر قـدرت چسبندگي: چسب‌ها از نظر استحكام و قدرت چسبندگي به سطوح به دو دسته اصلي دايمي Permanent و قابل برداشتن (قابل كندن) Removable تقسيم مي‌شوند. 1- چسب دايمي Permanent : الف) دايمي چند منظوره (General Purpose Permanent): اين دسته از ليبل‌ها به راحتي از روي سطح جدا نمي‌شوند مگر اين‌كه با حلال و يا خراشيدن، آن‌ها را از بين ببريم. اين دسته از چسب‌ها براي انواع مختلفي از سطوح مانند كارتن، مقوا، كاغذ و سطوح پلاستيكي به كار مي‌روند ولي براي هر كاربردي توصيه نمي‌شوند. اين نوع چسب‌ها در محدوده دماي 0 تا 80 درجه سانتيگراد كاربرد دارند. ب) دايمي فوق‌العاده (Extra Permanent): در مواقعي كه چسب‌هاي دايمي عادي چسبندگي لازم را ندارند و به چسب‌هاي قوي تر نياز باشد به كار مي‌روند. اين چسب‌ها چسبندگي اوليه (initial tack) بالايي دارند و قدرت چسبندگي آنها براي سطوح لاستيكي مانند تايرها، باطري‌ها و سطوح چوبي و الوار بسيار مناسب است. ج) مـحـدوده حـرارتي وسيـع(wide temperature): اين چسب‌ها در محدوده حرارتي زير صفر درجه و بالاي 80 درجه سانتي‌گراد كاربرد دارند. و بعد از گذشت 24 ساعت به چسبندگي دائمي مي‌رسند. د) دارويي (Pharmaceutical): اين چسب‌ها از نوع دايمي با چسبندگي اوليه بسيار بالا براي سطوح شيشه‌اي و پلاستيكي مانند سرم‌ها و ويال (Vial) طراحي شده اند كه در اثر مرور زمان به هيج وجه از روي ظرف جدا نمي‌شوند. 2- چـــسـب‌هــاي قــابــل بـرداشـتـن Removable: الف) چــنـد مــنـظوره (General Purpose Removoble): اين چسب‌ها بدون اين‌كه اثري به جا گذارند از روي سطوح برداشته مي‌شوند. بسته به درجه چسبندگي، اين چسب‌ها مي‌توانند به سطحي كه چسبيده‌اند (مانند سطوح چوبي) آسيب برسانند. اين چسب‌ها در شرايط آب و هوايي خاص يا پس از گذشت مدت زمان خاصي مي‌توانند حالت دايمي پيدا كنند. ب) قـابـــل جــابـجــايــي(Ultra-removable Repositionable): اين دسته از چسب‌ها اين امكان را دارند كه به راحتي بتوان آن‌ها را از يك سطح برداشت و به سطح ديگر يا جاي ديگري چسباند بدون آنكه خراب شوند يا اثري از خود به جاي گذارند. اين ليبل‌ها را مي‌توان بارها و بارها كند و جا به جا كرد بدون آنكه خراب شوند. اين ليبل‌ها معمولا براي روي شيشه، كريستال و چيني به كار مي‌روند و با گذشت زمان چسبندگي آن افزايش نيافته و حالت دايمي پيدا نمي‌كنند. ج) منجمد كننده (Freezer): اين ليبل‌ها در دماي معمولي قابل جابجايي هستند ولي در دماي زير صفر به سختي جدا مي‌شوند. د) نساجي(Textile): اين چسب‌ها به راحتي از روي الياف جدا مي‌شوند. اگر براي مدت زيادي روي الياف بمانند ممكن است اثر داغي روي سطح بگذارند. اين چسب‌ها نبايد روي سطوح مخملي، خز، جير، چرم يا پلاستيك به كار روند، زيرا ممكن است به اين سطوح آسيب برساند. تست قبل از كاربرد ضروري است. البته ممكن است توليدكنندگان مختلف نام‌گذاري ديگري براي اقسام چسب داشته باشند يا براي كاربردهاي خاص چسب‌هاي ديگري استفاده شود. چه چسبي براي چه كاري؟ چسب مورد استفاده بايد با كاربرد ليبل و شرايط محيطي ليبل مطابقت داشته باشد. براي سفارش ليبل خودچسب موارد زير را بايد مد نظر داشت و در موقع سفارش ليبل، آن‌ها را اعلام نمود: - مشخصات سطحي كه ليبل قرار است بر روي آن نصب شود. مانند بافت، شكل و ماده‌اي كه سطح از آن تشكيل شده‌است. - شرايط بستر ظرف در هنگام چسبيدن ليبل مانند دما، رطوبت، چربي و كثيفي سطح. - شرايط آب و هوايي كه ليبل در طول مدت مصرف در آن شرايط قرار مي‌گيرد. مانند رطوبت، حداكثر و حداقل دما و آب و هوا (شرايط اقليمي) - جنس بستر چاپي يا سطح ليبل - نحوه الصاق ليبل به سطح ظرف - مدت زماني كه ليبل روي ظرف بايد بماند (طول عمر چسب) - مدت زمان لازم براي جابجايي ليبل قبل از رسيدن به حالت چسبندگي دايمي - استانداردهاي تست چسبندگي تا اينجا با اطلاعات كلي در مورد چسب و چسبندگي در ليبل‌هاي پشت چسبدار (خودچسب) آشنا شديم. ولي هنوز راه‌حلي را براي رسيدن به شرايط مطلوب و استاندارد چسبندگي ارايه نكرده‌ايم. همانگونه كه در بين مطالب اشاره شد، ليبل‌هاي خودچسب داراي دو فاكتور ظاهري در چسبندگي هستند: چسبندگي اوليه و چسبندگي نهايي (final tack). چسبندگي اوليه در هنگام تماس به سطح ظاهر مي‌شود و پس ازگذشت چند ده دقيقه يا ساعت چسبندگي به حداكثر خود مي‌رسد (جسبندگي نهايي). براي سنجش ميزان چسبندگي اوليه و نهايي، روش‌هاي استانداردي وجود دارد كه برخي از آن‌ها به وسايل اندازه‌گيري آزمايشگاهي دقيق نياز دارد ولي برخي از آن‌ها را مي‌توان با روش‌هاي ساده‌تري كه در چاپخانه‌ها قابل استفاده است، به كار برد. سطوح استاندارد براي تست هر ليبل ممكن است در عمل به سطوح مختلفي بچسبد. اين سطوح در استاندارد ASTM - LC به صورت زير طبقه بندي شده است كه بسته به نوع سطحي كه بايد ليبل روي آن بچسبد از يكي از سطوح زير استفاده مي‌شود. PM-1 : پلي پروپيلن PM-2 : پلي استر PM-3: پلي استايرن 4 - PM : ا HDPE 5 - PM : ا PVC M M-1 : استيل M M-2 : آلومينيوم خش دار آزمون استاندارد ASTM D2860-90 براي قدرت چسبندگي اين روش قدرت چسبندگي ليبل خود چسب را در زاويه 90 درجه مورد آزمون قرار مي‌دهد. براي انجام تست يك قطعه از ليبل خود چسب را به اندازه 1 اينچ در 5‌/‌2 اينچ برش مي‌زنيم و با يك نورد لاستيكي استاندارد 3M مدل P.A.-1 بر روي سطح PM-1 مي‌چسبانيم. P.A.-1 ابزاري است براي چسباندن سطوح خودچسب كه با فشار استاندارد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در صورت عدم دسترسي به اين ابزار، مي‌توان از نوردهاي معمولي (رولرهاي دستي) با وزن مشخص مثلاً 250 گرم كه بدون فشار اضافي توانايي الصاق ليبل را داشته باشد، استفاده كرد. بعد از آن براي مدت 7 روز در شرايط استاندارد 25 درجه سانتي‌گراد و رطوبت نسبي 50 % ليبل را نگهداري مي‌كنيم. پس از اين مدت در انتهاي آزاد ليبل خودچسب، وزنه 200 گرمي آويزان كرده و پس از 10 دقيقه شرايط را كنترل مي‌كنيم. در اين حالت اگر ميزان كنده شدن (جابجايي) ليبل زير 10 ميليمتر باشد، چسبندگي ليبل مورد قبول است و در غير اين صورت قابل قبول نيست. اين آزمون روي سه نمونه تكرار مي‌شود. آزمون تست ASTM D2860 - 90 اصلاح شده براي قدرت چسبندگي پس از كهنه شدن (Aging) بعد از اين‌كه ليبل آزمون قبلي را پشت سرگذاشت بايد مطمئن شويم كه ليبل در شرايط عادي و با گذشت زمان و در طول مدت عمر خود هنوز از قدرت چسبندگي لازم برخوردار است و از روي ظرف جدا نمي شود. براي انجام اين تست درست مانند قبل يك قطعه 1 اينچ در 5‌/‌2 اينچ را برش مي‌زنيم و با نورد استاندارد 3M مدل P.A.-1 بر روي سطح PM-1 مي‌چسبانيم. بعد ليبل چسبيده شده را در شرايط 80 درجه سانتي‌گراد و رطوبت نسبي 50% به مدت 28 روز نگه مي‌داريم. در پايان مدت كهنگي، نمونه را به مدت 24 ساعت در شرايط استاندارد 25 درجه سانتي‌گراد و رطوبت نسبي 50% نگهداري كرده و در پايان اين مدت تست كنده شدن 90 درجه را مانند روش قبل اجرا مي‌كنيم. اگر در پايان اين مدت ميزان كنده شدن ليبل (جابجايي) كمتر از 10 ميليمتر باشد چسبندگي قابل قبول است. در غير اين صورت چسبندگي قابل قبول نيست. اين تست بايد روي سه نمونه تكرار شود. آزمون خم برداشتن (Curling) لـبـه لـيـبــل از روي ظــرف يا باز شدن آن ليبل‌ها نبايد هيچ نشانه‌اي از خم برداشتن لبه، بازشدگي، چروك شدن يا شيره دادن (Oozing) چسب در لبه‌ها داشته باشند. براي انجام اين تست سه نمونه در ابعاد 25‌/‌1 اينچ در 25‌/‌1 اينچ برش مي‌زنيم. و آن را روي يكي از سطوح استاندارد LC بوسيله رول استاندارد 3m مدل P.A.-1 مي‌چسبانيم. سپس نمونه‌ها را در شرايط كهنگي 80 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 50% به مدت 28 روز نگهداري مي‌نماييم. در پايان اين مدت ليبل‌ها با ابزار مشاهده مورد آزمون قرار مي‌گيرند و نبايد هيچ نشانه‌اي از خم‌شدگي، چروكيدگي، بازشدن يا شيره دادن در آن مشاهده شود. در غير اين‌صورت چسب و ليبل از كيفيت لازم برخوردار نيستند. مقاومت در برابر عوامل شيميايي به روش غوطه وري در بسياري از مواقع در اثر نشت مواد شيميايي يا شوينده، ليبل از روي ظرف كنده مي‌شود. براي تست قدرت چسبندگي ليبل در اثر تماس با مواد شيميايي به روش غوطه‌وري با ادغام روش تست استاندارد ASTM D2860‌‌‌‌ -90 با روش تست استاندارد FM17 روش تست زير پيشنهاد مي‌شود. البته اين روش مي‌تواند با توجه به امكانات آزمون در محيط چاپخانه تغيير كند. براي انجام اين تست سه نمونه در ابعاد 1 اينچ در 5‌/‌2 اينچ آماده مي‌كنيم. با رول 3M مدل P.A.-1 نمونه را به يك سطح شيشه‌اي مسطح مي‌چسبانيم. سپس در دماي 25 درجه سانتي‌گراد و رطوبت نسبي 50% ، نمونه چسبيده شده را در محلول مورد نظر به مدت 24 ساعت به صورت كامل غوطه ور مي‌كنيم. بعد از مدت مذكور نمونه را از محلول درآورده و پس از آب‌كشي، آن را با استفاده از دستمال و كاغذ خشك كن رطوبت‌گيري مي‌كنيم، به صورتي كه سطح ليبل و نمونه داراي هيچ رطوبتي نباشد. پس از يك ساعت، روش تست ASTM D2860‌‌‌‌ -90 را مانند آنچه در ابتدا گفته شد اجرا مي‌كنيم. نمونه دوم را پس از خشك شدن و بعد از مدت 24 ساعت در دماي 25 درجه سانتي‌گراد و رطوبت نسبي 50% مورد آزمون با روش ASTM D2860‌‌‌‌ -90 قرار مي‌دهيم. در تمام نمونه‌هاي به دست آمده در صورتي كه ميزان كنده شدن ليبل كمتر از 10 ميلي متر باشد نمونه مورد قبول با مقاومت چسبندگي خوب است و اگر تا 15 ميليمتر باشد نمونه داراي مقاومت چسبندگي متوسط و مقدار كنده شدن بيش از آن داراي مقاومت چسبندگي كم مي‌باشد. اندازه‌گيري چسبندگي اوليه با روش سطح شيب‌دار اين روش اندازه‌گيري بيشتر براي نوارچسب به كار مي‌رود، ولي براي اندازه‌گيري چسبندگي اوليه ليبل‌هاي خودچسب نيز مي‌توان از آن استفاده كرد. در اين روش ليبل را از نقطه معيني از سطح شيب‌دار چسبانده و از محل مشخصي، روي سطح شيب‌دار ساچمه (گوي استيل) را بر روي آن حركت مي‌دهند. گوي با استفاده از نيروي ثقل و جرمي خود روي سطح شيب دار حركت مي‌كند. در اثر نيروي چسبندگي بين چسب و گوي بعد از طي مسير مشخصي، گوي روي چسب مي‌چسبد و از حركت باز مي‌ماند. مسافتي كه گوي طي مي‌نمايد نشان دهنده قدرت چسبندگي است. هرچه مسير كوتاه‌تر باشد قدرت چسبندگي بيشتر است. از اين روش مي‌توان براي مقايسه چسبندگي اوليه بين چند نوع ليبل مختلف به راحتي استفاده نمود. روش‌هاي استاندارد ديگر: البته روش‌هاي استاندارد ديگري براي ليبل‌ها وجود دارد كه نياز به دستگاه‌هاي اندازه گيري دقيق دارند و در بسياري از چاپخانه‌ها در ايران قابل اجرا نيستند. اين روش‌ها توسط FINAT تهيه شده و در مجموعه‌اي به نام FINAT Test Methods for self adhesive materials ارايه شده است. در زير به صورت خلاصه روش‌هاي استاندارد مربوط به آزمون‌هاي چسبندگي معرفي شده‌اند: FTM1: اندازه گيري نيروي كنده شدن چسب در زاويه 180 درجه و با سرعت 300 ميليمتر در دقيقه FTM2: اندازه گيري نيروي كنده شدن چسب در زاويه 90 درجه و با سرعت 300 ميليمتر در دقيقه FTM3: تست جداشدن از زيره سيليكون در سرعت پايين FTM4: تست جداشدن از زيره سيليكون در سرعت بالا FTM9: تست قدرت چسبندگي به روش حلقه FTM12: اندازه‌گيري گرماژ لايه چسب FTM16: مقاومت چسب در برابر عوامل شيميايي به روش نقطه‌اي FTM17: مقاومت چسب در برابر عوامل شيميايي به روش غوطه‌وري نتيجه گيري براي ارزيابي چسبندگي كاغذهاي پشت چسبدار، روش‌هاي معيني بر اساس استانداردهاي بين المللي و يا روش‌هاي تست ملي آمريكا و اروپا، تدوين شده است. ولي به هر حال مي‌توان از آن به عنوان پايه‌اي براي رسيدن به يك استاندارد بومي و محلي استفاده كرد. اين استانداردها هرچه باشند بايستي بين توليد كننده و مصرف كننده به عنوان يك روش، مورد توافق قرار گيرد تا بتوان به كيفيت مطلوب دست يافت. سفارش دهنده در هنگام سفارش بايد تمام شرايط مصرف و آزمون‌هاي مورد نظر خود را به توليد كننده بازگو كند و در نظر داشته باشد كه توليد كننده ايراني با توجه به محدوديت‌ها شايد نتواند از روش‌هاي خاص او استفاده كند. پس روشي كه براي كنترل به كار خواهيم برد بايد در توان هر دو طرف مساله باشد. برخي از روش‌ها ممكن است ابتكاري و به صورت تجربي بدست آمده باشد و مورد استفاده قرار گيرد يا تركيبي از روش‌هاي استاندارد ديگر باشد. نكته آخر اين‌كه بايد در قبول يا رد نتايج بدست آمده در نظر داشت، ميزان سخت گيري و يا به عبارت ديگر بازه قابل قبول باشد. در شروع بهتر است اين بازه از محدوده‌اي با تلرانس‌هاي قابل قبول (بزرگتر از استانداردهاي جهاني) در نظر گرفته شود و در ادامه با بدست آوردن تجربه بيشتر، اين تلرانس‌ها كمتر و نتايج به صورت سختگيرانه‌تر مورد بررسي قرار گيرد. منبع: iranprint
  5. پديده‌ای از صنعت كوتينگ و لمينيت با بهره‌گيري از فن‌آوري كوتينگ و لمينيت نوعي فيلم نازك متشكل از چند لايه پليمري تشكيل مي‌شود كه مي‌تواند خواص گوناگون، (از جمله ضدگلوله بودن) را دارا باشد. كه هر كدام از لايه‌هاي فيلم، با هدف ايجاد خاصيتي معين طراحي شده و در قالب يك محصول با ضخامت متوسط يك دهم ميلي‌متر عرضه مي‌شود. محصول داراي نوع ساختماني، اتومبيلي، امنيتي و دكوري بوده كه در هر كدام از اين انواع به منظور ايجاد خواص ويژه، يك يا چند لايه از فيلم تقويت مي‌شود. به هنگام فرايند نصب فيلم از سمت محيط داخلي ساختمان يا اتومبيل به شيشه چسبانده مي‌شوند. بخش عمده‌اي از تأثير فيلم در نمونه‌هاي ضد آفتاب (Solar film) مربوط به كنترلي است كه بر عبور اشعه خورشيد اعمال مي‌كند و در نمونه امنيتي (Security Film) تأثير فيلم در مقاومتي است كه به شيشه در برابر ضربات سنگين مي‌دهد. در اين جا به يكي از نمونه‌هاي اين‌گونه فيلم‌ها كه از نوع امنيتي است مي‌پردازيم. زمينه تكنولوژي توليد فيلم‌هاي امنيتي (security film) براي نصب بر شيشه تقريباً از سال 1970 مهيا شده است. اين تكنولوژي تاكنون محصولات زيادي را به بازارهاي جهاني ارايه داده است. ارزشمندترين اين محصولات، براي ايمن‌سازي، فيلم‌هاي مخصوص پيشگيري از خطرات موج انفجار و گلوله است. نحوه توليد به اين صورت است كه توسط ماشين‌هاي كوتينگ مواد پليمري خاص را بر روي فيلم‌هاي پلي‌استر منتقل مي‌كنند و لايه‌هاي مختلف فيلم پس از لمينيت (چسباندن) با يكديگر در قالب يك فيلم چندلايه ارايه مي‌شود. به طوري كه تفكيك اين لايه‌ها در عمل امكان‌پذير نيست. سپس با چسباندن آن بر روي شيشه مشكلات و معايب شيشه برطرف مي‌شود. استفاده از فيلم‌هاي امنيتي (security film) يكي از جديدترين دستاوردهاي تكنولوژي براي مقاوم ساختن شيشه در برابر موج انفجار و گلوله به شمار مي‌رود. فيلم‌هاي امنيتي كه در برابر موج انفجار و گلوله مقاوم هستند از دو قسمت تشكيل شده‌اند كه يك لايه در داخل و يك لايه از خارج به شيشه خام 10 ميلي‌متري چسبانده مي‌شود. ويژگي‌هاي لايه بيروني و لايه‌اي كه از داخل به شيشه چسبانده مي‌شود، به شرح ذيل است: 1- لايه امنيتي: فيلمي كه ضخامت آن 175 ميكرون و يا بيشتر است (حداكثر ضخامت فيلم‌ها 375 ميكرون است). اين ضخامت و حالت الاستيك مواد به كار رفته در اين فيلم‌ها باعث مي‌شود كه شيشه در صورت شكسته شدن بر اثر موج انفجار، رفتار الاستيك از خود نشان دهد يعني در اين حالت اگر از يك سيستم مهار جانبي مناسب نيز استفاده شده باشد، شيشه به كمك فيلمي كه بيشتر از داخل ساختمان نصب مي‌شود، فقط به صورت ارتجاعي كمي از قاب خارج شده دوباره به جاي خود بازمي‌گردد و اجازه پرتاب شدن به شيشه‌ها را نمي‌دهد. 2- لايه ايمني: اين فيلم‌ها به طور معمول در حدود 100 ميكرون ضخامت دارند و از بيرون به شيشه چسبانده و باعث مقاومت در برابر خردشدگي مي‌شوند. مشخصات لايه‌هاي فيلم‌هاي امنيتي سطح ضد خش (S/R): ‌لايه سطحي محصول است و در مقابل مواد و لوازم پاك‌كننده رايج، مقاوم و ضد خش است. اين سطح به وسيله مونومرهاي ويژه‌اي با تابش اشعه UV پخت و پليمريزه مي‌شود و در نتيجه از استحكام سطحي بالايي برخوردار است. فيلم شفاف: از جنس پلي‌استر تقويت شده با خواص فيزيكي مكانيكي بالايي است. در بيشتر موارد ضخامت اين لايه بين 50 تا 175 ميكرون است. چسب بين لايه‌ها: براي چسباندن لايه‌هاي مختلف، بين آنها قرار مي‌گيرد كه هر دو لايه نفوذ كرده و هيچ‌گونه اختلالي در شفافيت به وجود نمي‌آورند. بر اساس ضخامت نهايي مطلوب به طور متناوب از لايه شفاف و سپس لايه چسب استفاده مي‌شود. لايه چسب اتصال به شيشه: اين چسب‌ها علاوه بر تأمين استحكام بالاي پيوند ميان فيلم و شيشه، حاوي مواد جاذب اشعه فرابنفش (UV absorbers) نيز هست. وجود اين مواد باعث مي‌شود از ورود اشعه فرابنفش نور خورشيد تا 99% جلوگيري به عمل آيد و در نتيجه از تخريب اجزاي فيلم جلوگيري شده و تجهيزات و لوازم داخل ساختمان نيز از صدمات اشعه فرابنفش در امان باشند. اين لايه چسب با ايجاد پيوند مكانيكي با شيشه و همچنين نفوذ در آن، باعث مي‌شود در زمان انفجار، در صورت شكستن شيشه قطعات آن پرتاب نشود و قدرت چسبندگي بالاي آن از جدا شدن قطعات شيشه از يكديگر جلوگيري كند. در ضمن هيچ‌كدام از چسب‌ها كوچك‌ترين اختلالي در شفافيت به وجود نمي‌آورند. لايه آستر: داراي سطح سيليكوني است و به علت خاصيت نچسب بودن كمك مي‌كند قبل از شروع فرآيند نصب، جداسازي آستر به راحتي صورت گيرد. لايه فلزي اندود: اين بخش حساس‌ترين قسمت فيلم در فرآيند توليد و در نتيجه ارزشمندترين بخش از نظر فن‌آوري به شمار مي‌رود. در حقيقت از مدت‌ها قبل ثابت شده بود كه فلزات سنگين مانند نقره، آلياژ نيكل و كروم و طلا مي‌توانند اشعه حرارت‌زاي خورشيد (مادون قرمز) را دفع كنند، اما موانع فني زيادي بر سر راه فلز اندود كردن پوشش‌هاي پليمري وجود داشت براي حل اين مشكل تحقيقات وسيعي انجام شد و در نتيجه اكنون به وسيله دو روش Metallizing (تحت خلا) و Sputtering (به وسيله پلاسما) فيلم‌هاي پليمري به شكل كنترل شده‌اي فلزاندود مي‌شوند. منشأ خاصيت دفع حرارت خورشيد در فيلم‌ها همين لايه است. مواد و محصولات به كار گرفته شده در اين تكنولوژي براي مقاوم‌سازي و به روزسازي شيشه‌ها به مراكز مختلف ارايه مي‌شوند. امتيازات اين فن‌آوري، حاصل آخرين تحقيقات موسسات علمي جهان بوده و در ايران به عنوان پديده‌اي نو قابل ارايه است. همان‌طور كه قبلاً نيز توضيح داده شد به جز مقاومت در برابر موج انفجاري داراي مقاومت در برابر گلوله و تركش نيز هستند. به كارگيري فيلم‌هاي امنيتي به شرط دقت كافي در انجام فرايند نصب آنها، در مراكز تحقيقاتي و صنعتي كه در معرض وقوع موج انفجار قرار دارند و همچنين مراكز نظامي باعث افزايش قابل توجه درجه ايمني مي‌شود و اين مراكز با در نظر گرفتن درجه ايمني مطلوب خود مي‌توانند از ضخامت‌هاي مختلف فيلم‌ها و همچنين تجهيزات جانبي آنها بهره‌مند شوند، هر چند كه استفاده از آنها منحصر به موارد امنيتي نبوده و چه بسا در آينده به عنوان يك راهكار ايمني، كاربردهاي زيادي در عرصه‌هاي مختلف زندگي پيدا كند. منبع: iranprint
  6. سازگاري‌ مركب‌ها‌ و‌ ورني‌ها در‌ چاپ‌ بسته‌بندي‌ و‌ برچسب‌ وقتي‌ بخواهيم‌ به‌ حداكثر‌ براقيت‌ دست‌ پيدا‌ كنيم،‌ سه‌ راه‌ داريم: 1-‌‌UV روي UV‌‌: چاپ‌ يك‌ لايه‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ يووي‌ حداكثر‌ براقيت‌ را‌ به‌ ما‌ مي‌دهد.‌ نكته‌ مهم‌ انتخاب‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ تحويل‌ دوتايي‌ داشته‌ باشد.‌ بدين‌ ترتيب‌ يك‌ لايه‌ ورني‌ قبل‌ از‌ عبور‌ از‌ خشك‌كن‌ يووي‌ وقت‌ كافي‌ دارد‌ تا‌ يك‌ دست‌ و‌ طراز‌ شود‌ و‌ براقيت‌ بالايي‌ را‌ تامين‌ كند.‌ در‌ انتخاب‌ ماشين‌هايي‌ كه‌ مركب‌ و‌ ورني‌ يووي‌ را‌ چاپ‌ مي‌كنند‌ بايد‌ به‌ خاطر‌ داشت‌ كه‌ چاپ‌ مركب‌ معمولي‌ با‌ اين‌ دستگاه‌ها‌ غيرممكن‌ است. 2-‌ ورني‌ روي‌ ورني:‌ هرگاه‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌هاي‌ معمولي‌‌ خيس‌ چاپ‌ شود،‌ مركب،‌ بخش‌ زيادي‌ از‌ ورني‌ را‌ به‌ خود‌ مي‌كشد‌ و‌ جذب‌ مي‌كند‌ و‌ در‌ نتيجه‌ براقيت‌ به‌ طور‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ افت‌ مي‌كند.‌ دستگاه‌هاي‌ ورني‌زني‌ دو‌ مرحله‌اي‌ براي‌ اين‌ طراحي‌ شده‌اند‌ كه‌ ابتدا‌ يك‌ لايه‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ روي‌ مركب‌ افست‌ زده‌ شود‌ تا‌ بدين‌ طريق‌ منافذ‌ لايه‌ مركب‌ بسته‌ شود‌ و‌ سپس‌ لايه‌ ورني‌ يووي‌ اعمال‌ شود.‌ اين‌ ماشين‌ها‌ براي‌ هر‌ مرحله‌ از‌ ورني‌ يك‌ خشك‌كن‌ مجزا‌ دارند.‌‌IR) براي‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ و‌‌UV براي‌ ورني‌ نهايي)‌ كه‌ اندازه‌ و‌ قيمت‌ ماشين‌ را‌ افزايش‌ مي‌دهد. تنوع‌ ورني‌زني‌ با‌ اين‌ روش‌ بالاتر‌ است‌ و‌ حتي‌ مي‌توان‌ انواع‌ روش‌هاي‌ ورني‌زني‌ مات‌ و‌ براق‌ را‌ انجام‌ داد.‌ بعضي‌ از‌ ماشين‌هاي‌ با‌ دو‌ برج‌ ورني‌زني،‌ يك‌ واحد‌ اضافي‌ چاپ‌ فلكسو‌ هم‌ دارند‌ كه‌ قبل‌ از‌ رنگ‌ اول‌ افست‌ قرار‌ مي‌گيرد.‌ اين‌ واحد‌ فلكسو‌ يك‌ لايه‌ زير‌ كار‌ سفيد‌ پشت‌ پوش‌ را‌ چاپ‌ مي‌كند. 3-‌ ورني‌‌UV روي‌ مركب‌ هيبريد:‌ ماشين‌هاي‌ هيبريد‌ برخلاف‌ ماشين‌هاي‌ يووي،‌ بهترين‌ خصوصيات‌ دو‌ روش‌ قبل‌ را‌ يكجا‌ و‌ با‌ هم‌ دارند.‌ تنوع‌ توليد‌ با‌ ماشين‌ها‌ و‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ مشابه‌ روش‌ دوم‌ يعني‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ ورني‌ پايه‌ آب‌ است.‌ و‌ برخلاف‌ روش‌ اول‌ يعني‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ يووي‌ محصولات‌ چاپي‌ متنوع‌تري‌ را‌ پاسخگوست.‌ كار‌ كردن‌ با‌ اين‌ ماشين‌ها‌ براي‌ ماشين‌چي‌ آسان‌تر‌ از‌ كار‌ كردن‌ روي‌ ماشين‌هاي‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ يووي‌ است.‌ لذا‌ اين‌ روش‌ انتخاب‌ بهتري‌ براي‌ تازه‌واردان‌ به‌ بازار‌ ورني‌زني‌ محسوب‌ مي‌شود.‌ از‌ طرف‌ ديگر‌ براقيتي‌ كه‌ از‌ چاپ‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ هيبريد‌ به‌ دست‌ مي‌آيد‌ به‌ مراتب‌ از‌ دو‌ لايه‌ ورني‌ (آبي‌ و‌ يووي)‌ بالاتر‌ است‌ و‌ در‌ حد‌ براقيت‌ حاصل‌ از‌ ورني‌ يووي‌ روي‌ مركب‌ يووي‌ است.‌ به‌ همين‌ اندازه‌ زيبايي‌ حاصل‌ از‌ تضاد‌ ورني‌ مات‌ و‌ براق‌ در‌ اين‌ روش‌ بسيار‌ استثنايي‌ است.‌ ماشين‌هاي‌ هيبريد‌ تحت‌ شرايط‌ مناسبي‌ مي‌توانند‌ با‌ الكل‌ بسيار‌ كم‌ يا‌ بدون‌ الكل‌ كار‌ كنند،‌ كه‌ اين‌ امر‌ آنها‌ را‌ از‌ لحاظ‌ زيست‌محيطي‌ نيز‌ از‌ رقباي‌ خود‌ متمايز‌ مي‌سازد،‌ زيرا‌ از‌ لحاظ‌ زيست‌محيطي‌ عواملي‌ مانند‌ توليد‌ گاز‌ ازن،‌ لزوم‌ استفاده‌ از‌ شوينده‌ها‌ و‌ پاك‌كننده‌هاي‌ قوي‌ و‌ خورنده‌ و‌ بالاخره‌ پراكنده‌ شدن‌ و‌ گرد‌ شدن‌ مركب‌ يووي‌ همگي‌ از‌ نقاط‌ ضعف‌ مركب‌ يووي‌ محسوب‌ مي‌شوند. همچنين‌ مصرف‌ بالاي‌ انرژي‌ در‌ ماشين‌هاي‌ ورني‌ زني‌ پيوسته‌ با دو برج ورني زن ‌ نيز‌ از‌ نظر‌ حفاظت‌ از‌ محيط‌ زيست‌ يك‌ نكته‌ منفي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.‌ لازم‌ به‌ ذكر‌ است‌ كه‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ برخلاف‌ مركب‌هاي‌ يووي‌ رشد‌ نقطه‌ زيادي‌ ندارند‌ و‌ ويژگي‌هاي‌ تركيب‌ رنگ‌ آنها‌ مشابه‌ مركب‌هاي‌ معمولي‌ افست‌ است.‌ به‌ همين‌ دليل‌ عمليات‌ پيش‌ از‌ چاپ‌ آنها‌ براي‌ متخصصان‌ پيش‌ از‌ چاپ‌ به‌ مراتب‌ آسان‌تر‌ از‌ مركب‌هاي‌ يووي‌ مي‌باشد.‌ شايد‌ به‌ جرات‌ بتوان‌ گفت‌ كه‌ هيچ‌ مركبي‌ وجود‌ ندارد‌ كه‌ براي‌ تمام‌ انواع‌ سطوح‌ چاپ‌شونده‌ مناسب‌ باشد.‌ همچنين‌ مركب‌ها‌ و‌ ورني‌هايي‌ كه‌ با‌ روش‌هاي‌ متفاوت‌ خشك‌ مي‌شوند،‌ نمي‌توانند‌ در‌ پروسه‌ چاپ‌ و‌ عمليات‌ تكميلي‌ يكسان‌ تركيب‌ شوند،‌ مگر‌ اين‌كه‌ با‌ هم‌ و‌ يا‌ با‌ سطوح‌ چاپ‌شونده‌ سازگار‌ باشند. ‌ اهميت‌ چسبيدن‌ مركب‌ به‌ سطح‌ چاپ‌شونده‌ بدون‌ شك‌ درجه‌ چسبندگي‌ مركب‌ به‌ سطح‌ چاپ‌شونده‌ يك‌ اصل‌ تعيين‌كننده‌ در‌ كيفيت‌ چاپ‌ است.‌ اغلب‌ اين‌ باور‌ وجود‌ دارد‌ كه‌ ورني‌زني‌ روي‌ مركب‌ موجب‌ بهبود‌ چسبندگي‌ مركب‌ مي‌شود‌ اما‌ اين‌ باور‌ غلط‌ است.‌ ورني‌ صرفا‌ به‌ لايه‌هاي‌ مركب‌ مي‌چسبد‌ و‌ اگر‌ مركب‌ به‌ طور‌ محكم‌ به‌ كاغذ‌ نچسبيده‌ باشد،‌ هر‌ دوي‌ آنها‌ (هم‌ مركب‌ و‌ هم‌ ورني)‌ از‌ سطح‌ كار‌ جدا‌ مي‌شوند.‌ انتخاب‌ مركب‌ها‌ در‌ درجه‌ اول‌ بر‌ طبق‌ سازگاري‌ آنها‌ با‌ ويژگي‌هاي‌ فيزيكي‌ و‌ شيميايي‌ سطح‌ چاپ‌ شونده‌ مي‌باشد،‌ مانند‌ قابليت‌ جذب،‌ رطوبت‌پذيري‌ (كشش‌ سطحي،‌ زيري)‌ و‌ مقاومت‌ آنها‌ نسبت‌ به‌ اشعه‌‌IR و‌‌UV . ويژگي‌هايي‌ مانند‌ رنگ‌ و‌ بو،‌ از‌ درجه‌ دوم‌ اهميت‌ برخوردار‌ هستند. انتخاب‌ لمينيت‌ يا‌ ورني‌ بايد‌ با‌ توجه‌ به‌ سطح‌ چاپ‌شونده‌ و‌ مركب‌ مورد‌ استفاده‌ صورت‌ گيرد.‌ چسبندگي‌ ورني‌ به‌ مركب‌ بايد‌ در‌ هر‌ دو‌ حالت‌ مركب‌ يعني‌ خيس‌ و‌ تازه‌ چاپ‌ شده‌ يا‌ كاملا‌ خشك‌ در‌ حد‌ مطلوب‌ باشد.‌ اگر‌ قرار‌ باشد‌ كارهاي‌ چاپي‌ تحت‌ عمليات‌ تكميلي‌ بيشتر‌ (مثل‌ طلاكوبي‌ و‌ خط‌زني)‌ قرار‌ گيرند،‌ كنترل‌ اين‌ امر‌ كه‌ لايه‌هاي‌ ورني‌ اين‌ اجازه‌ را‌ مي‌دهند‌ يا‌ نه‌ ضروري‌ است. يكي‌ از‌ غالب‌ترين‌ روش‌هايي‌ كه‌ جهت‌ بهبود‌ چسبندگي‌ مركب‌ روي‌ كاغذهاي‌ ليبل‌ يا‌ كارتن‌ پذيرفته‌ شده‌ است،‌ استفاده‌ از‌ سفيد‌ مات‌ يا‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ قبل‌ از‌ پروسه‌ چاپ‌ است.‌ هر‌ دو‌ نوع‌ پوشش‌ به‌ طور‌ عمده‌ در‌ ايجاد‌ جلوه‌هاي‌ بصري‌ ويژه‌ و‌ يك‌ آستر‌ ايده‌آل‌ براي‌ چاپ‌ رنگ‌ها‌ استفاده‌ مي‌شوند. ‌ ورني‌هاي‌ روغني‌ و‌ ورني‌هاي ‌‌UV در‌ توليدات‌ هيبريد ورني‌هاي‌ روغني‌ با‌ جلوه‌هاي‌ متنوعي‌ از‌ براقيت،‌ ماتي‌ و‌ فرمولاسيون‌ ساختار‌ يافته‌ و‌ نسبتا‌ ساده‌ موجود‌ مي‌باشند.‌ ورني‌هاي‌ روغني‌ با‌ مركب‌هاي‌ استاندارد،‌ غير‌ مقاوم‌ به‌ قليا‌ و‌ چيزهايي‌ شبيه‌ مركب‌ هيبريد‌ سازگارند.‌ به‌ لحاظ‌ اين‌كه‌ ورني‌هاي‌ روغني‌ عموما‌ با‌ يك‌ سري‌ از‌ مركب‌هاي‌ ويژه‌ سازگاري‌ دارند‌ بهترين‌ راهكار‌ در‌ استفاده‌ از‌ آنها‌ پيروي‌ از‌ توصيه‌هاي‌ توليدكنندگان‌ است.‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ روغني‌ به‌ لحاظ‌ رنگ‌ ذاتي،‌ گرايش‌ به‌ زردي‌ در‌ اثر‌ گذشت‌ زمان،‌ و‌ زمان‌ خشك‌ شدن‌ طولاني‌ و‌ نياز‌ به‌ پودرپاشي‌ و‌ نازكي‌ لايه‌ها‌ در‌ مقايسه‌ با‌ ورني‌هاي‌ جديدتر،‌ رفته‌رفته‌ محبوبيت‌ خود‌ را‌ از‌ دست‌ داده‌اند. مركب‌هاي‌ هيبريد‌ مي‌توانند‌ به‌ ورني‌هاي‌ روغني‌ معمولي‌ جاني‌ تازه‌ بدهند-‌ گرچه‌ اين‌ كاربرد‌ جديد‌ از‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ و‌ ورني‌ روغني‌ معمولي‌ صرفا‌ به‌ يك‌ جلوه‌ متضاد‌ ماتي‌ و‌ براقي‌ منحصر‌ شده‌ است-‌ بدين‌ ترتيب‌ كه‌ در‌ ابتدا‌ سطح‌ را‌ با‌ مركب‌ هيبريد‌ چاپ‌ مي‌كنند،‌ سپس‌ در‌ مناطق‌ غيرچاپ‌ شده‌ ورني‌ روغني‌ مي‌زنند‌ و‌ بلافاصله‌ پس‌ از‌ آن‌ (در‌ همان‌ خط)‌ سراسر‌ سطح‌ را‌ با‌ ورني‌UV ،‌ ورني‌زني‌ مي‌كنند.‌ ورني‌‌UV كه‌ روي‌ ورني‌ روغني‌ تر‌ قرار‌ گرفته‌ به‌ داخل‌ آن‌ نفوذ‌ مي‌كند‌ و‌ براقيت‌ خود‌ را‌ از‌ دست‌ مي‌دهد،‌ (اين‌ كاهش‌ ناگهاني‌ براقيت‌ ورني‌ بالايي‌ توسط‌ جذب‌ سطح‌ زيرين‌ كه‌ مي‌تواند‌ سطح‌ كاغذ،‌ مركب‌ يا‌ ورني‌ روغني‌ باشد‌ را‌‌draw ‌back گويند.)‌ بنابراين‌ تنها‌ جاهايي‌ كه‌ ورني‌ روغني‌ ندارد‌ كاملا‌ براق‌ مي‌ماند. حتي‌ نتايج‌ جالب‌تري‌ مي‌تواند‌ با‌ به‌كارگيري‌ يك‌ ورني‌ روغني‌ با‌ كشش‌ سطحي‌ متفاوت‌ -‌ با‌ ورني‌‌UV به‌ دست‌ آيد.‌ اگر‌ كشش‌ سطحي‌ ورني‌ روغني‌ بسيار‌ بالا‌ باشد‌ ورني‌‌UV روي‌ آن‌ دانه‌دانه‌ مي‌شود.‌ برعكس‌ اگر‌ كشش‌ سطحي‌ ورني‌ روغني‌ را‌ به‌ ميزان‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ پايين‌تر‌ انتخاب‌ كنيم‌ ورني‌‌UV مات‌تر‌ مي‌شود،‌ گرچه‌ از‌ لحاظ‌ ماتي‌ نتايج‌ به‌ استاندارد‌‌UV مات‌ نزديك‌ نمي‌شود.‌ ‌ ورني‌هاي‌ روغني‌ و‌ پايه‌ آبي‌ وقتي‌ ورني‌ پايه‌ روغني‌ به‌ همراه‌ يك‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ استفاده‌ مي‌شود،‌ كشش‌ بين‌ دو‌ سطح‌ نقشي‌ مشابه‌ بازي‌ مي‌كند‌ كه‌ موجب‌ پس‌ زدن‌ مي‌شود.‌ اين‌ پديده‌ هنگامي‌ رخ‌ مي‌دهد‌ كه‌ يك‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ حرارتي‌ براق‌ را‌ روي‌ ورني‌ روغني‌ مات‌ مي‌زنيم.‌ ورني‌ بسيار‌ براق‌ در‌ محدوده‌هاي‌ ورني‌ مات‌ پس‌زده‌ مي‌شود‌ و‌ ماتي‌ زيرين‌ نمايان‌ مي‌شود.‌ حرارت‌ دادن‌ لايه‌ ورني‌ دوم‌ به‌ صورت‌ جداگانه‌ باعث‌ روان‌ شدن‌ و‌ كاهش‌ ويسكوزيته‌ آن‌ مي‌شود‌ و‌ راحت‌تر‌ مي‌توان‌ آن‌ را‌ روي‌ سطح‌ چاپ‌ كرد. اين‌ مشكل‌ توسط‌ شركت ‌graphic ‌ ‌senolitتا‌ حدودي‌ با‌ ورني‌هاي‌ مخصوصشان‌ كه‌ به‌‌Twin-offect معروف‌ است،‌ بدون‌ نياز‌ به‌ گرم‌ كردن‌ برطرف‌ شده‌ است.‌ هر‌ چند‌ از‌ آنجا‌ كه‌ يك‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ نمي‌تواند‌ با‌ براقيتي‌ معادل‌ يك‌ ورني‌‌UV عمل‌ كند،‌ اين‌ تضاد‌ ماتي‌ و‌ براقي‌ ناشي‌ از‌ ورني‌ روغني‌ مات‌ و‌ ورني‌ آبي‌ براق‌ نمي‌تواند‌ با‌ يك‌ ورني‌ هيبريد‌ قياس‌ شود‌ و‌ هيبريد‌ مطمئن‌ترين‌ و‌ بهترين‌ انتخاب‌ براي‌ انواع‌ متنوع‌ براقيت‌ چاپ‌ روي‌ يك‌ سطح‌ پايه‌ معمولي‌ است. ورني‌ پايه‌ آبي‌ با‌ و‌ بدون‌ ورني‌U V ‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ متداول‌ترين‌ انتخاب‌ در‌ ورني‌زني‌ در‌ خط‌ چاپ‌ هستند.‌ بيش‌ از‌ 90‌ درصد‌ از‌ محتواي‌ آب‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي،‌ هنگامي‌ كه‌ در‌ معرض‌ تابش‌ اشعه‌‌IR و‌ هواي‌ داغ‌ قرار‌ مي‌گيرند‌ در‌ كسري‌ از‌ ثانيه‌ تبخير‌ مي‌شود.‌ وقتي‌ كه‌ آب‌ تبخير‌ شود،‌ آكريلات‌هاي‌ يك‌ دست‌ توزيع‌ شده‌ بلافاصله‌ در‌ فيلم‌ سخت‌ مي‌شوند‌ به‌ همين‌ خاطر‌ است‌ كه‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ هر‌ روز‌ بيشتر‌ از‌ گذشته‌ به‌ عنوان‌ يك‌ وسيله‌ كه‌ موجب‌ اتمام‌ سريع‌تر‌ كار‌ چاپ‌ مي‌شود،‌ مورد‌ استفاده‌ قرار‌ مي‌گيرند.‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ با‌ تعداد‌ زيادي‌ از‌ مركب‌ها‌ سازگارند،‌ ته‌رنگ‌ زرد‌ نداشته‌ و‌ نيازي‌ به‌ پودرپاشي‌ ندارند.‌ در‌ تركيب‌ با‌ مركب‌هاي‌‌UV ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ حتي‌ مي‌توانند‌ به‌ عنوان‌ ورني‌ روي‌ كار‌ و‌ جهت‌ ايجاد‌ جلوه‌هاي‌ خاص‌ سودمند‌ باشند.‌ به‌ علاوه‌ يك‌ نوع‌ از‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ كه‌‌Blister ناميده‌ مي‌شود‌ مي‌تواند‌ جهت‌ چسبيدن‌ فيلم‌ به‌ سطح‌ چاپ‌شونده‌ استفاده‌ شود‌ (غالبا‌ كارتن‌ يا‌ مقواهاي‌ سخت‌ و‌ ضخيم). در‌ يك‌ ماشين‌ چاپ‌ مجهز‌ به‌ ورني‌زن‌ دو‌ مرحله‌اي‌ چاپ‌ به‌كارگيري‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مانع‌ بين‌ مركب‌ اكسيدشونده‌ خيس‌ و‌ ورني‌‌UV براي‌ خنثي‌ كردن‌ افت‌ براقيت‌ ناشي‌ از‌ جذب‌ ورني‌ ضروري‌ است‌ كه‌ همچنين‌ موجب‌ بهبود‌ يافتن‌ براقيت‌ ورني‌‌UV نيز‌ مي‌شود.‌ بعضي‌ اوقات‌ به‌ مقدار‌ اندكي‌ از‌ پودر‌ نياز‌ است‌ اما‌ اغلب‌ اين‌ روش‌ حتي‌ از‌ پودر‌ نيز‌ بي‌نياز‌ خواهد‌ بود.‌ با‌ همه‌ اين‌ اوصاف،‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ و‌ پايه‌ آبي،‌ تنها‌ بايد‌ زماني‌ با‌ هم‌ مصرف‌ شوند‌ كه‌ سازگاري‌ آنها‌ توسط‌ توليدكننده‌ها‌ تاييد‌ شده‌ باشد.‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پيشنهاد‌ مي‌توان‌ به‌ جاي‌ ورني‌‌UV آخر‌ كار،‌ يك‌ ورني‌ پايه‌ آبي‌ اضافي‌ يا‌ يك‌ لايه‌ لمينيت‌ كه‌ كيفيت‌ آن‌ توسط‌ آستر‌ ورني‌‌ پايه‌ آبي‌ بهبود‌ يافته،‌ اعمال‌ كرد. ورني‌‌UV روي‌ مركب‌‌UV و ‌ مركب‌ هيبريد ‌ ورني‌‌UV از‌ براقيت‌ بالايي‌ برخوردار‌ است‌ و‌ حتي‌ اين‌ براقيت‌ روي‌ مركب‌‌UV و‌ هيبريد‌ بيشتر‌ نيز‌ مي‌شود.‌ سختي‌ و‌ صافي‌ ورني‌‌UV در‌ حدي‌ است‌ كه‌ سبب‌ نوعي‌ از‌ چسبندگي‌ ورق‌ها‌ به‌ همديگر‌ مي‌شود‌ كه‌ در‌ اصطلاح‌ شيشه‌اي‌ شدن‌ ناميده‌ مي‌شود. ‌ ورني‌ها‌ و‌ مركب‌هاي‌ يووي‌ فورا‌ سخت‌ مي‌شوند‌ بنابراين‌ كارهاي‌ چاپي‌ مي‌توانند‌ بدون‌ تاخير‌ به‌ اتمام‌ برسند‌ حتي‌ اگر‌ لايه‌هاي‌ زيرين‌ مركب‌ به‌ طور‌ عمقي‌ (مثل‌ مركب‌هاي‌ هيبريد)‌ و‌ به‌ طور‌ كامل‌ خشك‌ نشده‌ باشند.‌ وقتي‌ كه‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ خشك‌ مي‌شوند‌ معمولا‌ تمايلي‌ به‌ آلوده‌ كردن‌ و‌ تماس‌ با‌ محتويات‌ بسته،‌ يا‌ پاك‌ شدن‌ ندارند‌ و‌ نسبت‌ به‌ گرما‌ و‌ مواد‌ شيميايي‌ و‌ قلياها‌ مقاوم‌ هستند.‌ آنچه‌ حايز‌ اهميت‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ فقط‌ با‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ و‌ يووي‌ سازگار‌ نيستند‌ وبا‌ فرمول‌هاي‌ مناسب‌ دايكات‌ و‌ چسب‌زني‌ نيز‌ موجود‌ مي‌باشند.‌ يكي‌ ديگر‌ از‌ مزاياي‌ برجسته‌ مركب‌ها‌ و‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ اين‌ است‌ كه‌ مي‌توانند‌ روي‌ سطوح‌ چاپ‌شونده‌ غير‌ جاذب‌ مانند‌ فيلم‌هاي‌ پلاستيك‌ و‌ فلزي‌ به‌ كار‌ گرفته‌ شوند.‌ اما‌ يكي‌ از‌ معروف‌ترين‌ كاربردهاي‌ آن‌ براي‌ چاپ‌ كارتن‌هاي‌ تاشو‌ است.‌ جايي‌ كه‌ نبودن‌ لكه‌ و‌ بوي‌ بد‌ ضروري‌ است.‌ از‌ آنجايي‌ كه‌ ورني‌ها‌ و‌ مركب‌هاي‌UV ،‌ شامل‌ هيچ‌ حلالي‌ نيست،‌ موجب‌ ايجاد‌ لكه‌ نمي‌شوند‌ و‌ با‌ خشك‌ شدن‌ درست‌ تقريبا‌ بدون‌ بو‌ هستند.‌ ميزان‌ چسبندگي‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ به‌ كاغذ،‌ كارتن‌ و‌ مقواهاي‌ ضخيم‌ با‌ مركب‌هاي‌ استاندارد‌ معمولي‌ برابري‌ مي‌كند‌ و‌ براي‌ سطوحي‌ از‌ اين‌ دست‌ جانشين‌ مناسبي‌ براي‌ مركب‌هاي‌ يووي‌ هستند‌ كه‌ به‌ طور‌ ذاتي‌ داراي‌ محدوديت‌هايي‌ در‌ سهولت‌ كاربرد‌ هستند.‌ همچنين‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ مي‌توانند‌ قبل‌ از‌ ورني‌ يووي‌ چاپ‌ شوند‌ در‌ حالي‌ كه‌ مركب‌هاي‌ استاندارد‌ روغني‌ از‌ قبل‌ نياز‌ به‌ آسترزني‌ دارند‌ و‌ به‌ خاطر‌ اين‌كه‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ مثل‌ مركب‌هاي‌ يووي‌ قبلا‌ در‌ يك‌ خشك‌كن‌ يووي‌ متوسط‌ سخت‌ مي‌شوند،‌ ورني‌ يووي‌ نهايي‌ هيچ‌ مشكل‌ چسبندگي‌ ايجاد‌ نخواهد‌ كرد. ‌ انتخاب‌ مركب‌ هيبريد‌ مناسب‌ ‌ بهترين‌ اقدام‌ هنگام‌ انتخاب‌ نوع‌ مركب‌ هيبريد‌ پيروي‌ از‌ توصيه‌هاي‌ توليدكننده‌ ماشين‌ چاپ‌ مي‌باشد.‌ اين‌ راهكار‌ تنها‌ جهت‌ اطمينان‌ از‌ چاپ‌ پاكيزه،‌ شست‌وشوي‌ راحت‌ و‌ ...‌ نخواهد‌ بود،‌ بلكه‌ به‌ منظور‌ سازگاري‌ با‌ نوردها‌ و‌ لاستيك‌هاي‌ چاپ‌ مي‌باشد.‌ سازندگان‌ اطمينان‌ مي‌دهند‌ كه‌ مركب‌ها‌ شامل‌ هيچ‌ كندكننده‌اي‌ نمي‌باشند‌ و‌ به‌ لاستيك‌ها‌ آسيب‌ نمي‌رسانند.‌ بدين‌سان‌ نياز‌ به‌ مواد‌ افزودني‌ و‌ خطرهاي‌ ذاتي‌ آن‌ رفع‌ مي‌شود.‌ همچنين‌ يك‌ چاپ‌ خوب‌ به‌ اندازه‌گيري‌ صحيح‌ افزودني‌هاي‌ محلول‌ آب‌ نيز‌ بستگي‌ دارد.‌ اسپري‌ كردن‌ پودر‌ به‌ طور‌ معمول‌ ضروري‌ نيست،‌ اما‌ بهتر‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر‌ پودر‌ استفاده‌ مي‌شود،‌ بسيار‌ ريز‌ باشد‌ تا‌ نقصي‌ در‌ ورني‌ ايجاد‌ نكند.‌ سطوح‌ چاپ‌شونده‌ شامل‌ كاغذهاي‌ كوت‌ شده،‌ كارتن‌ و‌ مقوا‌ با‌ جذب‌ پايين‌ مي‌باشد.‌ اجناس‌ با‌ وزن‌ 120‌ گرم‌ بر‌ متر‌ مربع‌ يا‌ بيشتر‌ بايد‌ جهت‌ تا‌ شدن‌ خط‌ تا‌ بخورند‌ و‌ بايد‌ مطمئن‌ شد‌ كه‌ راه‌ آنها‌ موازي‌ خط‌ تا‌ است.‌ سطوح‌ چاپ‌شونده‌ بايد‌ حداقل‌ 12‌ ساعت‌ قبل‌ از‌ چاپ‌ در‌ اتاق‌ چاپ‌ قرار‌ بگيرند‌ تا‌ به‌ شرايط‌ چاپ‌ خو‌ بگيرند. ‌ انتخاب‌ ورني‌‌UV مناسب‌ ‌ سرعت‌ خشك‌ شدن،‌ چسبندگي‌ ورني‌ به‌ مركب‌ و‌ عمليات‌ بعدي‌ نظير‌ چسب‌زني‌ يا‌ طلاكوبي‌ روي‌ ورني‌‌UV همگي‌ بستگي‌ به‌ فرمول‌ ورني‌‌UV دارد.‌ واكنش‌پذيري‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ بر‌ اساس‌ اين‌كه‌ آيا‌ براي‌ طلاكوبي‌ يا‌ چسباندن‌ استفاده‌ مي‌شوند،‌ متفاوت‌ است.‌ نكته‌ حايز‌ اهميت‌ اين‌ است‌ كه‌ ورني‌‌UV مناسب‌ براي‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ از‌ انواع‌ ديگري‌ كه‌ مخصوص‌ دستگاه‌هاي‌ ورني‌زني‌ دو‌ مرحله‌اي‌ و‌ يا‌ ورني‌زني‌ ساده‌‌UV است،‌ متفاوت‌ مي‌باشد.‌ چسبندگي‌ ورني‌ يووي‌ به‌ مركب،‌ بستگي‌ به‌ اين‌ دارد‌ كه‌ مركبي‌ شامل‌ مواد‌ لغزنده‌ كننده‌ سطح ‌ مثل‌ سيليكون‌ يا‌ موم‌ نباشد.‌ زيرا‌ ممكن‌ است‌ كشش‌ سطحي‌ مركب‌ را‌ تا‌ حدي‌ كاهش‌ دهد‌ كه‌ ورني‌ نتواند‌ راحت‌ روي‌ آن‌ پخش‌ شود.‌ با‌ اين‌ اوصاف‌ مركب‌هاي‌ هيبريد‌ بدون‌ آب‌ از‌ يك‌ طرف‌ براي‌ توليدكنندگان‌ و‌ از‌ طرفي‌ ديگر‌ براي‌ كاربران‌ هيبريد‌ چالش‌ ايجاد‌ مي‌كنند.‌‌KBA در‌ آوريل‌ 2005‌ اعلام‌ كرده‌ كه‌ براي‌ مسايلي‌ از‌ اين‌ دست‌ راه‌حل‌هايي‌ ارايه‌ كرده‌ است.‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ بايد‌ شامل‌ حداقل‌ ممكن‌ سيليكون‌ باشند.‌ سيليكون،‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ معمولي‌ را‌ بيشتر‌ به‌ چسب‌ مقاوم‌ مي‌سازد.‌ همان‌طور‌ كه‌ آزمايشات‌ چسبندگي‌ توسط‌ نوار‌ چسب‌ هم‌ نشان‌ مي‌دهند،‌ اما‌ از‌ طرف‌ ديگر‌ براقيت‌ هم‌ با‌ حذف‌ سيليكون‌‌ كاهش‌ مي‌يابد،‌ چون‌ عمل‌ تر‌ كردن‌ سطح‌ و‌ گسترده‌ شدن‌ ورني‌‌UV به‌ طور‌ منفي‌ تحت‌ تاثير‌ قرار‌ مي‌گيرد.‌ لذا‌ فرمولاسيون‌ ورني‌هاي‌‌UV مخصوص‌ چسب‌ بايد‌ بدون‌ سيليكون‌ باشد. اپراتور‌ بايد‌ اين‌ نوع‌ ورني‌ را‌ در‌ اولويت‌ كار‌ خود‌ قرار‌ دهد.‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ جدا‌ كردن‌ محدوده‌ چسب‌ در‌ فرم‌هاي‌ ورني‌ و‌ ورني‌‌ نزدن‌ آن‌ نواحي‌ هميشه‌ بهتر‌ از‌ اين‌ است‌ كه‌ بخواهيم‌ روي‌ نواحي‌ ورني‌دار‌ را‌ چسب‌ بزنيم. قابل‌ ذكر‌ است‌ هنگامي‌ كه‌ دو‌ سمت‌ كاغذها‌ ورني‌ خورده،‌ اضافه‌ كردن‌ مقدار‌ كمي‌ سيليكون‌ مفيد‌ فايده‌ است.‌ مي‌توان‌ با‌ اضافه‌ كردن‌ مقداري‌ پودر‌ يا‌ پوشش‌ جزئي‌ مناسب‌ از‌ اين‌ اتفاق‌ جلوگيري‌ كرد.‌ برش‌ لبه‌هاي‌ سفيد‌ و‌ اضافي‌ كاغذ‌ قبل‌ از‌ سرد‌ شدن‌ كاغذهاي‌ ورني‌ خورده‌ و‌ قبل‌ از‌ خروج‌ كامل‌ هواي‌ بين‌ ورق‌ها‌ نيز‌ به‌ جلوگيري‌ از‌ چسبندگي‌ آنها‌ كمك‌ مي‌كند.‌ استفاده‌ از‌ يك‌ ورني‌ نامناسب‌ مي‌تواند‌ موجب‌ شل‌ شدن‌ لايه‌هاي‌ مركب‌ شود.‌ براي‌ جلوگيري‌ از‌ بروز‌ چنين‌ حوادث‌ نامطلوبي‌ پيروي‌ از‌ توصيه‌هاي‌ توليدكنندگان‌ وقتي‌ كه‌ از‌ تركيب‌ جديدي‌ از‌ مركب‌ و‌ ورني‌ استفاده‌ مي‌كنيم‌ ضروي‌ است. ‌ بيشتر‌ توليدكندگان‌ ورني‌ تمايل‌ به‌ كنترل‌ كردن‌ سازگاري‌ يك‌ ورني‌ با‌ يك‌ مركب‌ تعيين‌ شده‌ دارند‌ آنها‌ با‌ انجام‌ دادن‌ يك‌ سري‌ آزمايش‌ها‌ و‌ در‌ صورت‌ ضرورت‌ اصلاح‌ كردن‌ ورني‌ها،‌ به‌ نتايج‌ بهتري‌ مي‌رسند.‌ ويسكوزيته‌ بايد‌ حدود‌ 70‌ ثانيه‌ (با‌ كاپ‌‌DIN ) باشد‌ و‌ مي‌تواند‌ با‌ استفاده‌ از‌ سيستم‌ كنترل‌ گرمايي‌ با‌ گرم‌ كردن‌ ورني‌ كاهش‌ پيدا‌ كند. كوترهاي‌ آنيلوكسي‌ غلتك‌هاي‌ آنيلوكس‌ و‌ فرم‌هاي‌ كوت‌كننده‌ ورني‌زن‌ آنيلوكس:‌ سال‌‌هاست‌ كه‌ كوترهاي‌ دو‌ غلطكي‌ جاي‌ خود‌ را‌ به‌ آنيلوكس‌هاي‌ با‌ تيغه‌ دكتر‌ بليد‌ داده‌اند.‌ اين‌ تكنولوژي‌ كه‌ از‌ دستگاه‌هاي‌ فلكسو‌ گرفته‌ شده‌ براي‌ اعمال‌ ورني‌هاي‌ آبي‌ و‌ بسيار‌ روان‌‌UV مناسب‌اند‌ و‌ حتي‌ مي‌توان‌ با‌ آن‌ ورني‌هاي‌ حاوي‌ پيگمنت‌هاي‌ درشت‌ ذره‌ را‌ نيز‌ اعمال‌ كرد. غلتك‌ آنيلوكس:‌ ضخامت‌ لايه‌ ورني‌ اعمال‌ شده‌ روي‌ كار‌ به‌ طور‌ مستقيم‌ با‌ ميزان‌ برداشت‌ ورني‌ توسط‌ غلتك‌ آنيلوكس‌ در‌ ارتباط‌ است.‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ اين‌ مقدار‌ برداشت‌ فقط‌ كافي‌ است‌ از‌ تميز‌ بودن‌ آنيلوكس‌ از‌ بقاياي‌ ورني‌‌ قبلي‌ اطمينان‌ حاصل‌ كرد.‌ مقدار‌ برداشت‌ به‌ نوع‌ ترام‌ آنيلوكس‌ بستگي‌ دارد.‌ مثلا‌ شركت‌ پراكسير‌ سرفيس‌ تكنولوژي‌ (سازنده‌ غلطك‌هاي‌ ورني‌زن‌ ‌(KBA ترام‌هاي‌ معمول‌ شش‌ ضلعي‌ را‌ فقط‌ براي‌ ورني‌هايي‌ با‌ پيگمنت‌ متاليك‌ مناسب‌ مي‌داند.‌ اين‌ شركت‌ براي‌ ساير‌ ورني‌هاي‌‌UV و‌ پايه‌ آبي‌ از‌ يك‌ ساختار‌ بازتري‌ در‌ ترام‌ها‌ استفاده‌ مي‌كند‌ تا‌ بدين‌ ترتيب‌ كف‌ كردن‌ و‌ جوش‌ زدن‌ ورني‌ها‌ به‌ حداقل‌ برسد.‌ در‌ اين‌ شركت‌ غلتك‌هاي‌ متداول‌ حكاكي‌ شده‌ به‌ صورت‌ حلزوني‌ توسط‌ تكنولوژي‌ جديدتري‌ جايگزين‌ شده‌اند‌ كه‌ به‌ آن‌‌ART يا‌ تكنولوژي‌ آنيلوكس‌ معكوس‌‌(Anilox ‌Reverse ‌Technology) مي‌گويند.‌ در‌ اين‌ روش‌ با‌ ترام‌ نگاتيو،‌ به‌ جاي‌ وجود‌ حفره‌ها،‌ اين‌ قله‌هاي‌ ترام‌ هستند‌ كه‌ مجموعا‌ شبكه‌اي‌ را‌ تشكيل‌ مي‌دهند‌ و‌ ورني‌ در‌ كانال‌هاي‌ گود‌ اين‌ شبكه‌ قرار‌ مي‌گيرد.‌ براي‌ كارهايي‌ با‌ براقيت‌ بسيار‌ بالا‌ بايد‌‌ART با‌‌TIF يا‌ لايه‌ نازكي‌ مركب‌ تلفيق‌ شود.در جدول‌ شماره يك‌ كارايي‌ غلتك‌ آنيلوكس‌ را‌ براي‌ ماشين‌هاي‌ ورني‌زن‌ پايه‌ آبي‌ (حالت‌ معمولي)‌ يا‌ ‌UV (حالت‌ هيبريد)‌ نشان‌ مي‌دهد. پليت‌هاي‌ ورني‌زن‌ ‌ براي‌ كارهاي‌ بسيار‌ عالي‌ استفاده‌ از‌ يك‌ پليت‌ پليمري‌ فلكسو‌ كه‌ معمولا‌ در‌ مراكز‌ پيش‌ از‌ چاپ‌ ساخته‌ مي‌شود‌ ارزش‌ اقتصادي‌ دارد‌ ولي‌ براي‌ ساير‌ كارها‌ استفاده‌ از‌ يك‌ فرم‌ ورني‌ زن‌ مقرون‌ به‌ صرفه‌ و‌ كافي‌ است.‌ اين‌ فرم‌ مي‌تواند‌ يك‌ پليت‌ پليمري‌ ترام‌دار،‌ (كه‌ به‌ صورت‌ دستي‌ يا‌ با‌ پلاتر‌ ‌CAD ترام‌دار‌ شده)‌ يا‌ يك‌ لاستيك‌ كوتينگ‌ باشد.‌ لاستيك‌ كوتينگ‌ معمولا‌ براي‌ كارهاي‌ تنپلات‌ به‌ كار‌ مي‌رود‌ و‌ مي‌تواند‌ براي‌ چندكار‌ روي‌ دستگاه‌ چاپ‌ باشد‌.‌ گاهي‌ اوقات‌ براي‌ كارهاي‌ خاص‌ ورني‌زني‌ لكه‌اي‌ مناطق‌ بدون‌ ورني‌ را‌ توسط‌ تيغ‌ از‌ لاستيك‌ مي‌برند‌ و‌ فقط‌ مناطق‌ مورد‌ نظر‌ براي‌ ورني‌ به‌ جا‌ مي‌ماند.‌ اين‌ لاستيك‌ها‌ شبيه‌ لاستيك‌‌ چاپ‌ هستند. منبع: iranprint
  7. آشنايي با توسعه فن‌آوري‌هاي چاپ يووي در ماشين‌هاي ورقي افست UV ماشين‌ها، مركب‌ها و خشك‌كن‌ها چاپ UV نسبت به چاپ افست معمولي به همان نسبت كه گرانتر است مزاياي فراوانتري دارد. ورود به چاپ UV در درجه اول يك تصميم استراتژيك است كه براي شخص اين امكان را فراهم مي‌كند كه به قسمت‌هاي جديدي از بازار و خريداران دسترسي داشته باشد. در بخش بسته‌بندي - كه قسمت عمده‌اي از اين بازار محسوب مي‌شود- كساني كه حاضر به پرداخت بهاي اضافي جهت قابليت‌هاي چاپ UV و افكت‌هاي حاصل از آن باشند، مشتري بالقوه به شمار مي‌روند. نقش ارزش افزوده چاپ يووي با افزايش تنوع محصولات چاپي و با استفاده از طراحي‌هاي گوناگون بر روي سطوح چاپي مختلف (نظير افكت‌هاي گوناگون و چاپ متاليك و چاپ بر روي انواع فويل‌ها و پلاستيك‌ها و همچنين انواع پوشش‌هاي مات و براق) در پايان كار، مشخص مي‌شود. به اين ترتيب مي‌توان گفت كه افست ورقي UV با چاپ بر روي طيف وسيعي از سطوح و جنس‌هاي مختلف، از ارزش افزوده قابل توجهي برخوردار مي‌شود. انواع مركب و روش خشك شدن آنها چگونگي خشك شدن مركب در انواع روش‌هاي چاپي، از اهميت بسزايي برخوردار است. در چاپ افست معمولي با مركب‌هاي رايج، خشك شدن مركب از طريق اكسيداسيون آن و در مجاورت هواي محيط اتفاق مي‌افتد كه اين به ماهيت مركب و فرمولاسيون آن بستگي دارد. در اين روش از چاپ، مركب‌ها بسته به نوع مركب و سطح چاپ شونده و شرايط محيط، مدت زماني را جهت خشك‌شدن نياز دارند. از يك سو مي‌توان به مركب‌هايي اشاره كرد كه با قرار گرفتن در معرض اشعه مادون قرمز (Infra-‌Red) عمل خشك شدنشان اندكي تسريع مي‌شود. البته مركب‌هاي پايه آب و همچنين پوشش‌هاي ورني پايه آب در اين روش مورد استفاده قرار مي‌گيرند. بايد توجه داشت كه اين مركب‌ها در حالت عادي نيز بعد از گذشت زمان معيني خشك مي‌شوند اما گاهي بنا به نياز - اغلب به خاطر حجم زياد مركب بر روي سطح چاپ شونده - اپراتورها از لامپ‌هاي IR جهت تسريع خشك‌شدن و جلوگيري از پشت زدن كار استفاده مي‌كنند. اين نكته لازم به ذكر است كه چاپكاران گاهي بر اين باورند كه از هر مركبي مي‌توان جهت چاپ با سيستم خشك كن IR استفاده كرد، در صورتي كه اگر مركب، پايه آب (Water Base) نباشد، نه تنها به خشك شدن آن كمك نمي‌كند بلكه نتيجه عكس حاصل خواهد شد. نسل ديگري از مركب‌ها كه چندين سال پيش روانه بازار شده و به صورت تجاري عرضه مي‌شوند، مركب‌هاي UV هستند كه توسط لامپ‌هاي UV خشك مي‌شوند. مركب UV چيست؟ فرمولاسيون اين مركب‌ها به نحوي است كه تنها با تابش اشعه ماورا بنفش (UV) خشك مي‌شوند. در واقع تابش اشعه UV باعث ايجاد واكنش‌هايي در پيوندهاي سطحي مركب شده و عمل خشك شدن به سرعت انجام مي‌شود. بزرگترين چالش در اين روش چاپ، بالانس بين آب و مركب است، زيرا كه اين محدوده بسيار باريك است و مركب UV بسيار گران‌تر از مركب معمولي چاپ است و براي يك راندمان بالا و سودآوري مناسب، شما نياز به دانش فني و تجربه فراوان داريد. شناخت واكنش‌هاي مختلف مركب نسبت به تابش اشعه، مقادير مختلف جذب اشعه نسبت به رنگ‌هاي گوناگون و انواع مختلف مركب‌ها، مركب سفيد، رنگ‌هاي تفكيكي، ترانسپارنت و... نياز به تخصص و تجربه دارد. براي مثال رنگ‌هاي تفكيكي زرد (Y)، ماژنتا (M) و سايان © زودتر و با انرژي كمتري خشك مي‌شوند، در مقابل رنگ مشكي (K)، سفيد و نقره‌اي انرژي بيشتري جهت خشك شدن نياز دارند. مركب‌هاي UV مقدار قابل توجهي انرژي جهت شروع واكنش براي انجام عمل خشك شدن نياز دارند ولي بر خلاف خشك‌كن‌هاي IR (مادون قرمز) يا خشك‌كن‌هاي گازي در ماشين‌هاي Web، گرما عامل خشك شدن مركب نيست. در سيستم UV اين آغازگر واكنش شيميايي است كه باعث پليمريزه شدن مركب و شكل گرفتن سريع پيوندهاي سطحي در سرتاسر قشر مركب و در نتيجه خشك شدن آن مي‌شود. انرژي نوراني مربوط به طول موج اشعه UV بايد به طور يكنواخت و ثابت و در طول پروسه چاپ به سطح چاپ شونده منتقل شود. انواع مركب UV دو نوع سيستم مركب UV وجود دارد كه هر دو مي‌توانند در ماشين‌هاي مختص UV و يا در ماشين‌هاي دو منظوره استفاده شوند. Classic UV Ink : نوع تكامل يافته و قابل پيش‌بيني بوده كه از سال 1970 به‌طور پيوسته توسط چاپخانه‌داران مصرف مي‌شود. اين مركب‌ها چه همراه پوشش و چه بدون استفاده از پوشش‌هاي ورني قابل استفاده هستند و همچنين بر روي طيف وسيعي از سطوح و جنس‌هاي متفاوت قابل چاپ هستند. ماشين چاپ نيز به‌طور اختصاصي جهت چاپ UV ساخته شده است كه از مواد اوليه مشخص جهت كارآيي و راندمان بهينه در توليد آن استفاده مي‌شود. :(hybrid) Non Classic1UV اين مركب‌ها دوگانه‌اند. البته بايستي با يك پوشش ورني UV در حين چاپ استفاده شوند. اين مركب‌ها در بعضي موارد مي‌توانند با نوردهاي افست معمولي نيز استفاده شوند ولي بعضي از انواع مركب نيز نياز به لاستيك و نوردهاي مخصوص (Combi) دارند. خشك كن‌هاي UV يا هواي گرم/‌‌ IR نيز در انتهاي ماشين و پس از آخرين واحد چاپ مورد نياز است. البته گاهي بسته به پوشش مركب و سرعت ماشين، استفاده از خشك‌كن‌هاي بين برج‌هاي ماشين چاپ نيز ضروري به نظر مي‌رسد. انواع ماشين‌هاي چاپ UV ماشين‌هاي چاپ UV به طور اختصاصي فقط براي چاپ UV طراحي و ساخته مي‌شوند، يا دو منظوره هستند كه براي چاپ افست UV يا چاپ افست معمولي قابل استفاده باشند. در ماشين‌هايي كه فقط چاپ UV انجام مي‌دهند، زماني صرف شستن ماشين براي تعويض مركب نمي‌شود، زيرا مركب UV در معرض هوا روي نوردها خشك نمي‌شود و انجام يك پروسه (يعني چاپ با مركب UV) راندمان توليد را بالا مي‌برد. البته در اين نوع چاپ، هزينه مركب و مواد اوليه بالاتر از مركب معمولي است. در ماشين‌هاي هيبريد كه هر دو نوع سيستم استفاده مي‌شود يعني هم مركب‌هاي معمولي (پايه روغني) و هم مركب‌هاي UV، نوردها هر بار براي كارهاي مختلف بايد تنظيم شوند و براي تعويض مركب‌ها به‌طور كامل شسته شوند كه اين تعويض‌ها علاوه بر زمان زيادي كه صرف آن مي‌شود، كاري دشوار است. اين نوع ماشين‌ها براي انواع چاپ تجاري و بسته‌بندي و بر روي تمام سطوح، قابل استفاده و مطلوب هستند. با توجه به جديد بودن اين نوع ماشين، جا دارد توضيحات بيشتري در اين‌باره ارايه شود. سيستم هيبريد سيستم چاپ افست به روش UV با رونق گرفتن مركب‌هاي هيبريد و بهسازي سيستم‌هاي پوشش ورني مي‌روند كه جاي خود را در سيستم افست ورقي بازتر كنند. پيش از اين، چاپ UV به چاپكاران جسور و پر تلاش و با تجربه محول مي‌شد كه با مشكلات فراوان و صرف زمان و انرژي بسيار و كسب تجارب ارزشمند تا حدودي به نتيجه دلخواه نايل مي‌شدند ولي امروزه اين فرايند يعني پروسه چاپ UV، تا حدود زيادي با اتوماسيون همراه شده و مراحل مختلف آن قابل پيش‌بيني شده است. بسياري از چاپكاران افست ورقي اولين تجربه‌شان را در زمينه چاپ UV در قالب واحد پوشش UV فلكسو در انتهاي ماشين چاپ تجربه كرده‌اند. ولي با ورود مركب‌هاي UV هيبريد، چاپ UV شهرت بيشتري يافت. نسل اول مركب‌هاي يووي هيبريد، مخلوطي از مركب‌هاي معمولي و اجزاي UV بودند (به همين دليل به آن «هيبريد» به معناي دوگانه يا مختلط گفته شد) كه حاوي آغازگرهاي نوري (Photo initiators) به عنوان عنصر اصلي جهت خشك شدن مركب در اثر تابش اشعه يووي بودند. امروزه آخرين نسل از مركب‌هاي يووي هيبريد با درجه خلوص بالا توليد مي‌شود كه در آن ديگر اثري از اجزاي تشكيل دهنده مركب‌هاي معمولي وجود ندارد. اگرچه امروزه واژه «هيبريد» همچنان براي اين مركب‌ها استفاده مي‌شود اما اين مربوط به سازگاري اين مركب‌ها با نوردها و داروهاي استفاده شده براي مركب‌هاي معمولي است و ربطي به اجزاي تشكيل دهنده مركب ندارد. اين نتيجه تكامل مواد اوليه تشكيل‌دهنده مركب‌ها است، به همان نسبت كه در تهيه پليت‌ها، لاستيك‌هاي چاپ، نوردها و مواد شوينده بهبودي حاصل شده، در اين مواد نيز ارتقاي كيفيت به چشم مي‌خورد. تعداد زيادي از چاپكاران بعد از مشاهده مزاياي فراوان چاپ با مركب هيبريد، ديگر سراغ چاپ با مركب‌هاي معمولي نرفته‌اند. سيستم چاپ UV علاوه بر درخشندگي و براقيت فوق‌العاده از يك طرف امكان چاپ بر روي مواد مختلفي نظير فيلم‌هاي پلي‌مري نازك تا ورق‌هاي فلزي ضخيم را به شما مي‌دهد و از طرف ديگر امكان جابجايي، برش و دايكات ورق‌هاي قسمت تحويل ماشين چاپ را بلافاصله بعد از چاپ فراهم مي‌سازد كه اين ويژگي ميزان خروجي ماشين را افزايش مي‌دهد زيرا ديگر زماني جهت خشك شدن كار صرف نخواهد شد. جلد مجلاتي كه با اين سيستم چاپ شده‌اند نيز در مقابل سايش مقاوم‌تر خواهند بود. خلاصه كلام كه چاپ UV ورق‌‌هاي با دوام‌تري تحويل خواهد داد. لامپ‌هاي UV و انرژي گرمايي آنها يكي از چالش‌هاي اصلي چاپ UV، كنترل و مهاركردن انرژي حرارتي است كه در اثر كار لامپ‌هاي UV به وجود مي‌آيد. در «لامپ‌هاي UV كوارتز» رايج، وقتي برق در مدار جريان مي‌يابد، جيوه به پلاسما تبديل مي‌شود كه در نتيجه پلاسما اشعه UV از خود ساطع مي‌كند. مركب‌هاي UV نياز به دوز شديدي از انرژي UV دارند كه در نتيجه پليمريزه شده و واكنش شيميايي كه سبب سخت‌شدن مركب مايع مي‌شود در كسري از ثانيه اتفاق افتد. لامپ‌هاي كوارتز قبل از حركت ماشين و شروع چاپ نياز به زماني جهت گرم شدن دارند. فعال كردن لامپ و زمان شروع چاپ بايد با هم هماهنگ شود، اما لامپ‌ها در زماني كه ماشين بر روي چاپ نيست نبايد فعال باشند. به همين خاطر توليدكنندگان سيستم‌هاي UV انواع مختلفي از روش‌ها را جهت تنظيم خودكار روشن و خاموش شدن آن با شروع و پايان چاپ ابداع كرده‌اند. همچنين لامپ‌هاي كوارتز مقداري گاز ازن توليد مي‌كنند كه وارد محيط مي‌شود. (Diode ابـــداع LED *Light Emitting Diode نقطه عطف پژوهش‌ها در ارتباط با سيستم يووي به شمار مي‌رود. استفاده لامپ‌هاي LED در پرينترهاي Ink jet و پرينترهاي عريض به عنوان خشك‌كن رايج است. نكته قابل توجه راجع به اين لامپ‌ها انرژي بسيار كمي است كه در عمل مصرف مي‌كنند . اين مقدار 70 درصد كمتر از لامپ‌هاي معمولي است. اين لامپ‌ها هيچ گرمايي توليد نكرده و گاز ازن نيز متصاعد نمي‌كنند. نكته جالب توجه در مورد اين لامپ‌ها اين است كه به سرعت روشن مي‌شوند و نياز به زماني براي گرم شدن ندارند. تعدادي از توليدكنندگان سيستم‌هاي چاپ UV در حال پژوهش براي توليد لامپ‌هاي LED-UV هستند. كمپاني Ryobi به زودي اين لامپ‌ها را به صورت تجاري به بازار عرضه خواهد كرد. در اين پروژه كمپاني مركب‌سازي Toyo نيز در زمينه توليد مركب‌هاي اختصاصي جهت لامپ‌هاي LED-UV، كمپاني Ryobi را همراهي خواهد كرد. Ryobi در اين سيستم از لامپ‌هاي LED 365 نانومتر ساخت شركت پاناسونيك استفاده مي‌كند. يك لامپ UV حدود 1000 ساعت عمر مفيد دارد در صورتي‌كه لامپ LED تقريباً 12 برابر آن يعني 12000 ساعت كار خواهد كرد. در حالت عادي هر سيستم UV، براي هر لامپ 28 كيلووات برق در 400 ولت مصرف مي‌كند در صورتي كه هر LED تنها 7 كيلو وات در 200 ولت مصرف دارد و اين بدان معناست كه LED 70 درصد برق كمتري مصرف مي‌كند. ايرادي كه هم اكنون به لامپ‌هاي LED-UV وارد است، اين است كه اين لامپ‌ها فقط يك طول موج UV توليد مي‌كنند كه به‌طور معمول 395 يا 365 نانومتر است و مركبي با فرمولاسيون خاص مي‌طلبند كه با اين طيف نوري هماهنگ باشد. نكته‌اي كه هنوز در صحت آن ترديد وجود دارد اين است كه آيا LED-UV مي‌تواند انرژي مورد نياز جهت خشك كردن مركب سفيد و ورني UV را نيز تأمين ‌كند يا خير؟ مقابله با گرماي UV به خاطر انرژي زيادي كه در خلال تابش اشعه UV منتقل مي‌شود، حرارت زيادي به وجود مي‌آيد كه بايد آن را از بين برد. اگر اين حرارت كه در زمان چاپ به وجود مي‌آيد به وسيله يك سيستم خنك‌كننده از بين نرود، سطح چاپ شونده را به حدي گرم مي‌كند كه در هنگام تماس، دست را مي‌سوزاند. يكي از راه‌هاي مقابله با اين حرارت، استفاده از سيستم آب سرد است كه هم ماشين چاپ و هم اطاقك مربوط به لامپ UV را خنك مي‌كند. دريچه گردان خودكاري كه بر روي لامپ UV تعبيه شده است، در زماني كه ماشين از حركت مي‌ايستد با بسته شدن، سطوح چاپ شونده را در مقابل حرارت ناشي از لامپ UV حفظ مي‌كند. جهت كاهش هرچه بيشتر انتقال حرارت به ماشين چاپ، غلاف بيروني پوشاننده لامپ UV به‌طور كامل با آب سردي كه در آن جريان دارد، خنك مي‌شود. رفلكتورها بخش مهمي از سيستم UV را تشكيل مي‌دهند. لامپ‌هاي UV كوارتز بين 45 تا 50 درصد از انرژي UV را به سطح چاپ شونده منتقل مي‌كنند، در صورتي كه رفلكتورهايي كه لامپ UV را احاطه كرده‌اند مابقي انرژي UV را به سطح چاپ شونده هدايت مي‌كنند. كمپاني‌‌هاي مختلف، روش‌هاي متعددي را جهت كنترل گرماي ناشي از لامپ‌هاي يووي به كار مي‌برند. PRI (Printing Research Inc) براي خنك كردن سيستم UV از سيستم آب سرد استفاده مي‌كند. رفلكتورها در بسياري از سيستم‌هايي كه توسط جريان هوا خنك مي‌شوند، (مانند Nordson-IST-Gragix-GEW-Eltosh) توسط مواد چندرنگي پوشيده شده‌اند كه براي انتقال بهينه انرژي UV به ورق‌هاي چاپي و همچنين جذب انرژي حرارتي مادون قرمز توليد شده، عمل مي‌كنند. برخي سيستم‌هاي خاص UV نظير سيستم Cool Cure متعلق به كمپاني IST براي چاپ و بسته‌بندي محصولاتي كه به طور مستقيم با مواد غذايي در ارتباط هستند يا براي موادي مثل پلاستيك‌ها، مايلار (پلي‌استر نازك و محكمي كه در ساختن نوار صوتي كاربرد دارد) و فويل كه تحمل گرماي ناشي از سيستم UV معمولي را ندارند، طراحي شده‌اند. با جايگزيني نيتروژن به جاي اكسيژن، راندمان كار در پروسه خشك‌شدن مركب به خوبي بالا مي‌رود و انرژي كمتري مورد نياز است و گرماي انتقال يافته به ورق چاپي به حداقل مي‌رسد. GEW بر اين مدعاست كه تمام سيستم‌هاي UV اين كمپاني قابليت ارتقا جهت كاركردن با نيتروژن را دارند. كمپاني التوش (Eltosh) با سيستم جديدش به نام Twin Ray UV IF فقط با استفاده از رفلكتور UV و 2 فرستنده و 2 لامپ كوچك در يونيت UV، گرما را بيش از 50 درصد كاهش داده است. با اين 2 لامپ كه 300 وات بر اينچ انرژي توليد مي‌كند اين امكان فراهم مي‌آيد كه سطوح چاپي حساس به حرارت، بدون كوچكترين تغيير شكلي و بي‌نياز از هيچ سيستم خنك كننده‌اي، با آخرين سرعت چاپ شوند. مدل P3 UV به عنوان نسل سوم از سيستم‌هاي UV كمپاني AMS شكل خاصي از حالت لامپ‌ها را به شكل بشقابي دوتايي به نمايش گذاشته است كه پرتوهاي نوري را به نحوي پخش مي‌كند كه بيشترين تأثير را با كمترين مصرف انرژي دارند. ميزان اشعه اين لامپ‌ها 400 وات بر اينچ مي‌باشد كه چاپكاران اغلب با قدرت 300 وات بر اينچ به نتيجه دلخواه خود مي‌رسند. P3 UV طوري طراحي شده است كه 40 درصد كمتر برق مصرف مي‌كند و دريچه‌هاي آن به نحوي طراحي شده‌اند كه در برخورد با درجه حرارت بالا و بخار ناشي از پروسه تابش اشعه، فلزات و اجزاي داخلي آن از خوردگي ناشي از بخار آب مصون مي‌ماند. كمپاني Nordson به جاي استفاده از 3 لامپ UV با قدرت 400 وات از 2 لامپ با قدرت 600 وات استفاده كرده است كه اين تغيير، انرژي بيشتري را به سطح چاپي منتقل مي‌كند و خشك شدن مركب به‌ويژه در تنپلات‌ها به صورت عميق‌تر و با دوام‌تري صورت مي‌گيرد. در ضمن هزينه‌ها هم پايين‌تر مي‌آيد يعني مصرف‌كننده هزينه خريد و نگهداري براي 2 لامپ را مي‌پردازد نه 3 لامپ. PRI آخرين تكنولوژي خود را با نام Zone UV Curing System عرضه كرده است. در اين سيستم به جاي آب از هواي سرد براي خنك كردن استفاده مي‌شود. در اين سيستم 8 عدد لامپ 10 اينچي به صورت خطي به كار گرفته شده‌اند كه در اين حالت در طول مدت چاپ بنا به نياز، نوع و ابعاد كار، اپراتور تعداد مشخصي از لامپ‌ها را به دلخواه روشن مي‌كند و لازم نيست كه همه لامپ‌ها در طول مدت چاپ روشن باشد. اين شيوه مقدار زيادي صرفه‌جويي در هزينه به همراه دارد. كمپاني‌هايي نظير Grafix و IST در سيستم‌هاي خود روشي را به كار گرفته‌اند كه در هنگام استفاده نكردن از لامپ و در هنگام خوابيدن ماشين، لامپ به حالت Stand by قرار مي‌گيرد. در اين حالت برون داد آن به كمترين مقدار ممكن مي‌رسد كه با اين روش ديگر نيازي به خاموش كردن لامپ و صرف انرژي فراوان براي گرم كردن مجدد آن نيست. كمپاني GEW سيستم جديدش به نام Ebrick را به نحوي طراحي كرده كه از امواج (Square-Wave) سود جسته است و در آن، انرژي UV بيشتري از لامپ دريافت مي‌كند. در حالي‌كه انرژي ورودي به لامپ از انواع لامپ‌هاي UV معمولي كمتر است، 30درصد انرژي كمتر مصرف شده و 20 درصد اشعه UV بيشتر (با همان ميزان ورودي) توليد مي‌كند. بهسازي و اصلاح در طراحي واحدهاي خشك كن يووي به چاپكاران كمك كرده كه پروسه چاپ را هم با راندمان انرژي بالا و هم با اپراتوري آسان به انجام رسانند. منبع: iranprint
  8. ثبات رنگ و مقاومت مركب‌هاي چاپ و ورني‌هاي يووي در برابر عوامل آب و هوايي‌ پايداری ليبل در آب و هوای متفاوت ليبل‌هايي‌‌ كه‌‌ در‌‌ محيط‌‌ بيرون‌‌ هستند‌‌ تحت‌‌ تاثير‌‌ عوامل‌‌ جوي‌‌ مختلفي‌‌ همچون‌‌ اشعه‌‌ خورشيد،‌‌ باد،‌‌ باران‌‌ و‌‌ برف‌‌ قرار‌‌ دارند.‌‌ علاوه‌‌ بر‌‌ اين‌‌‌ كيفيت‌‌ سطح‌‌ چاپ‌‌ در‌‌ ميزان‌‌ مقاومت‌‌ مهم‌‌ است.‌‌ به‌‌ عبارت‌‌ ديگر‌‌ كاغذ‌‌ به‌‌ نسبت‌‌ لايه‌‌ فيلم‌‌ يا‌‌ سطوح‌‌ فلزي،‌‌ طول‌‌ عمر‌‌ كمتري‌ دارد. مقاومت‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوايي‌‌ چيست؟ عدم‌‌ چسبندگي‌‌ مركب‌‌ و‌‌ ورني‌ها،‌‌ مشكلي‌‌ است‌‌ كه‌‌ اغلب‌‌ در‌‌ چاپ‌‌ روي‌‌ سطوح‌‌ غيرجاذب‌‌ ديده‌‌ مي‌شود.‌‌ چسبندگي‌‌ كافي،‌‌ اولين‌‌ شرط‌‌ ضروري‌‌ براي‌‌ هر‌‌ گونه‌‌ مقاومتي‌‌ محسوب‌‌ مي‌شود.‌‌ موسسه‌‌ آلماني‌‌ براي‌‌ تعيين‌‌ استاندارد‌‌(DIN) ،‌‌ مقاومت‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوايي‌‌ يا‌‌ مقاومت‌‌ جوي‌‌ را‌‌ اين‌گونه‌‌ تعريف‌‌ مي‌كند: «مقاومت‌‌ جوي،‌‌ پايداري‌‌ روكشي‌‌ را‌‌ در‌‌ اثر‌‌ تماس‌‌ با‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوا‌‌ در‌‌ مكان‌‌ مشخص‌‌ و‌‌ در‌‌ مدت‌‌ زمان‌‌ مشخص،‌‌ شامل‌‌ مي‌شود‌‌ و‌‌ نيز‌‌ مي‌توان‌‌ عوامل‌‌ مختلف-‌‌ ولي‌‌ قابل‌‌ اندازه‌گيري-‌‌ را‌‌ براي‌‌ آن‌‌ نام‌‌ برد.‌‌ ‌‌ مانند‌‌ تغييرات‌‌ رنگ،‌‌ تغييرات‌‌ ته‌‌ رنگ،‌‌ گچي‌‌ و‌‌ پوسته‌‌ پوسته‌‌ شدن،‌‌ تاول‌‌ زدن‌‌ و‌‌ خوردگي‌‌ سطح.‌‌ اين‌‌ تغييرات‌‌ كه‌‌ با‌‌ استانداردهاي‌‌ مختلفي‌‌ بررسي‌‌ و‌‌ بيان‌‌ مي‌شوند،‌‌ در‌‌ استانداردهاي‌‌ مختلف‌‌ لحاظ‌‌ مي‌شود.‌‌ با‌‌ اين‌‌ حال‌‌ استاندارد‌‌‌‌DIN فقط‌‌ مربوط‌‌ به‌‌ نساجي‌‌ و‌‌ روكش‌هاي‌‌ مربوط‌‌ به‌‌ آن‌‌ است‌‌ و‌‌ براي‌‌ سطوح‌‌ چاپي‌‌ وضع‌‌ نشده‌‌ است.‌‌ بنابراين‌‌ نياز‌‌ به‌‌ استاندارد‌‌ ديگري‌‌ احساس‌‌ مي‌شود.» ‌‌ شرايط‌‌ اقليمي‌‌ تكرارپذير‌‌ نيستند ‌‌ از‌‌ آنجا‌‌ كه‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوا‌‌ بستگي‌‌ به‌‌ موقعيت‌‌ مكاني،‌‌ شرايط‌‌ اقليمي،‌‌ فصول‌‌ مختلف‌‌ و‌‌ تغييرات‌‌ سالانه‌‌ دارد،‌‌ در‌‌ هر‌‌ جايي‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوا‌‌ متفاوت‌‌ خواهد‌‌ بود.‌‌ به‌‌ عبارت‌‌ ديگر‌‌ شرايط‌‌ خاص‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوايي‌‌ به‌‌ دليل‌‌ يكسان‌‌ نبودن‌‌ موارد‌‌ مذكور،‌‌ تكرارپذير‌‌ نيستند.‌‌ بنابراين‌‌ براي‌‌ ايجاد‌‌ محيطي‌‌ متشابه،‌‌ نيازمند‌‌ روش‌هاي‌‌ ساختگي‌‌ و‌‌ ابزارهاي‌‌ سنجش‌‌ آب‌‌ و‌‌ هوا‌‌ هستيم.‌‌ منبع‌‌ نوري‌‌ براي‌‌ اين‌‌ امر،‌‌ هواي‌‌ سرد‌‌ شده‌‌ لامپ‌‌ زنون‌‌ به‌‌ همراه‌‌ دماي‌‌ رنگ‌‌ 5500‌‌ تا‌‌ 6500‌‌ درجه‌‌ كلوين‌‌ است.‌‌ فيلتر‌‌ بايد‌‌ بين‌‌ منبع‌‌ نوري‌‌ و‌‌ نمونه‌‌ چاپي‌‌ كه‌‌ اشعه‌‌ يووي‌‌ را‌‌ كاهش‌‌ مي‌دهد‌‌ قرار‌‌ گيرد.‌‌ درصد‌‌ اشعه‌‌ ماوراي‌‌ قرمز‌‌ كه‌‌ از‌‌ لامپ‌‌ زنون‌‌ ساطع‌‌ مي‌شود،‌‌ با‌‌ فيلتر‌‌ گرم‌‌ كاهش‌‌ مي‌يابد. اين‌‌ آزمايش‌‌ شرايط‌‌ باران‌‌ را‌‌ به‌‌ همراه‌‌ رطوبت‌‌ شبيه‌سازي‌‌ مي‌كند‌‌ كه‌‌ زمان‌‌ اسپري‌‌ كردن‌‌ در‌‌ آن‌‌ بايد‌‌ يك‌‌ دقيقه‌‌ و‌‌ زمان‌‌ خشك‌‌ كردن‌‌ 29‌‌ دقيقه‌‌ باشد.‌‌ در‌‌ طول‌ زمان‌ خشك‌ شدن،‌ دما‌ نبايد‌ از‌ 40‌ درجه‌ سانتي‌گراد‌‌ (104 درجه فارنهايت) بالاتر‌ رود‌ و‌ براي‌ اسپري‌ كردن‌ فقط‌ بايد‌ از‌ آب‌ شيرين‌ استفاده‌ كرد‌ و‌ نبايد‌ آب‌ داراي‌ نمك‌هاي‌ فلزي‌ باشد. ‌ استاندارد‌ آب‌ و‌ هوا استاندارد‌ 53166‌DIN ،‌ ويژگي‌ مراكز‌ آب‌ و‌ هوايي‌ را‌ تعريف‌ كرده‌ است.‌ ميزان‌ مقاومت‌ جوي‌ به‌ شرايط‌ اقليمي‌ و‌ تاثير‌ آن‌ بر‌ نمونه‌هاي‌ چاپ‌ بستگي‌ دارد‌ و‌ آن‌ شرايط‌ اقليمي‌ بايد‌ با‌ تاثيرات‌ مورد‌ نظر‌ در‌ مرحله‌ نهايي‌ تاييد‌ شود.‌ طبق‌ استاندارد‌ 50019‌DIN ،‌ مراكز‌ آب‌ و‌ هوايي‌ بايد‌ بتوانند‌ شرايطي‌ مثل‌ جو‌ معتدل،‌ مرطوب‌ يا‌ شرايط‌ اقليمي‌ كنار‌ دريا‌ را‌ فراهم‌ كنند.‌ علاوه‌ بر‌ آن‌ اطلاعات‌ جوي‌ و‌ تاثيرات‌ محيطي‌ بايد‌ به‌ صورت‌ كمي‌ و‌ كيفي‌ ثبت‌ شود.‌ همچنين‌ استفاده‌ از‌ اطلاعات‌ آب‌ و‌ هوايي‌ نزديك‌ترين‌ ايستگاه‌ هواشناسي‌ توصيه‌ مي‌شود. در‌ مراكز‌ آب‌ و‌ هوايي‌ كه‌ داراي‌ تاثيرات‌ محيطي‌ مخرب‌ و‌ فرساينده‌ هستند،‌ مي‌توان‌ نمونه‌هاي‌ استاندارد‌ جوي‌ را‌ طبق‌ استاندارد‌ 50917‌ ‌DIN تعيين‌ كرد.‌ آب‌ و‌ هوا‌ عمر‌ مركب‌ را‌ مي‌كاهد طول‌ عمر‌ روكش‌ها‌ در‌ محيط‌هاي‌ باز‌ جوي،‌ به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير‌ عوامل‌ جوي‌ همچون‌ تابش‌ خورشيد،‌ دماي‌ هوا،‌ رطوبت‌ و‌ باران‌ قرار‌ مي‌گيرد.‌ در‌ اين‌ بين‌ اشعه‌ خورشيد‌ نقش‌ مهم‌تري‌ دارد‌ و‌ قضاوت‌ صحيح‌ نتايج‌ حاصله،‌ به‌ طور‌ مستقيم‌ با‌ جزييات‌ ميزان‌ تابش‌ اشعه‌ خورشيد‌ در‌ ارتباط‌ است.‌ اندازه‌گيري‌ ساعات‌ تابش‌ با‌ دستگاه‌ نورسنجي‌ اتوگراف،‌ براي‌ محاسبه‌ تاثير‌ تابش،‌ كافي‌ و‌ كاربردي‌ ‌ نيست. با‌ كمك‌ پرتوسنج،‌ اندازه‌گيري‌هاي‌ دقيق‌ بيشتري‌ براي‌ محاسبه‌ تاثير‌ تابش،‌ امكان‌پذير‌ مي‌شود.‌ (براي‌ جزييات‌ بيشتر‌ به‌ استاندارد‌ 53386‌DIN رجوع‌ كنيد.) آسيب‌ ديدگي‌ روكش‌ و‌ سطح‌ (مركب‌ و‌ لايه‌ زيرين)‌ كه‌ به‌ صورت‌ تاول‌زدگي‌ ديده‌ مي‌شود،‌ به‌ طور‌ عمده‌ از‌ رطوبت‌ و‌ واكنش‌هاي‌ شيميايي‌ و‌ فيزيكي‌ عناصر‌ فعال‌ موجود‌ در‌ جو،‌ ناشي‌ مي‌شود.‌ در‌ اين‌ موارد‌ جمع‌آوري‌ آب‌ باران‌ و‌ تعيين‌ مقدار‌‌PH در‌ آن‌ در‌ فاصله‌هاي‌ زماني‌ معين‌ مي‌تواند‌ مفيد‌ واقع‌ شود،‌ اين‌ داده‌ها‌ از‌ مقاومت‌هاي‌ جوي‌ و‌ آب‌ و‌ هوايي،‌ اطلاعات‌ مهمي‌ درباره‌ معيارهاي‌ ارزيابي‌ ليبل‌ها‌ مي‌دهد.‌ يكي‌ از‌ مهم‌ترين‌ عوامل،‌ مدت‌زمان‌ مقاومت‌ ليبل‌ در‌ برابر‌ تاثيرات‌ محيطي‌ همراه‌ با‌ عوامل‌ ديگر‌ است. (براي‌ مثال‌ تاثيرات‌ حاصل‌ از‌ مواد‌ شوينده‌ اتومبيل‌‌ بر‌ ليبل‌هاي‌ روي‌ بدنه‌ يا‌ سپر‌ اتومبيل‌هاي‌ ‌ مسابقه) ‌ تاثيرات‌ مرحله‌ چاپ‌ مهم‌ترين‌ عامل‌ در‌ دوام‌ ليبل‌ها،‌ انتخاب‌ مركب‌ و‌ ورني‌ آنهاست‌ كه‌ بنا‌ به‌ نوع‌ چاپ‌ مورد‌ استفاده‌ قرار‌ مي‌گيرد.‌ از‌ آنجا‌ كه‌ انواع‌ مركب‌هاي‌ مخصوص‌ (مركب‌هاي‌ پايه‌ حلالي،‌ پايه‌ آبي‌ يا‌ يووي)‌ با‌ انواع‌ مختلفي‌ از‌ رزين‌‌ و‌ پيگمنت‌ها،‌ تركيب‌ مي‌شوند،‌ در‌ برابر‌ عوامل‌ رنگ‌بر،‌ دوام‌ و‌ مقاومت‌هاي‌ مختلفي‌ از‌ خود‌ نشان‌ مي‌دهند.‌ پيگمنت‌‌ مورد‌ استفاده‌ مي‌بايست‌ ثبات‌ رنگ‌ زيادي داشته‌ باشد،‌ زيرا‌ در‌ غير‌ اين‌ صورت‌ مقاومت‌ رنگ به‌ سرعت ‌ از‌ بين‌ مي‌رود.‌ پيگمنت‌‌ همچنين‌ بايد نسبت‌ به‌ اسيد،‌ قليا،‌ چربي‌ و‌ عوامل‌ شوينده‌ نيز‌ از‌ خود‌ مقاومت‌ نشان‌ دهد.‌ به‌ طور‌ كلي‌ پيگمنت‌هايي‌ كه‌ در‌ فرمول‌ مركب‌هاي‌ چاپ‌ به‌ كار‌ مي‌روند‌ بايد‌ در‌ برابر‌ عوامل‌ مذكور‌ داراي‌ مقاومت‌ باشند.‌ بايد‌ دقت‌ كرد‌ از‌ آنجا‌ كه‌ رزين‌هايي‌ همچون‌ اكريلات،‌ تركيبي‌ را‌ با‌ پيگمنت‌ توليد‌ مي‌كنند‌ كه‌ تعيين‌كننده‌ ميزان‌ مقاومت‌ نهايي‌ مي‌باشد،‌ لذا‌ مهم‌ترين‌ عامل‌ در‌ مجموعه،‌ همين‌ بايندرها‌ يا‌ رزين‌ها‌ مي‌باشند. ‌ ورني‌هاي‌ محافظ‌ عامل‌ ديگري‌ كه‌ نبايد‌ فراموش‌ شود،‌ ضخامت‌ لايه‌ مركب‌ بر‌ سطح‌ چاپ‌ شونده‌ است.‌ هر‌ چند‌ كه‌ ضخامت‌ لايه‌ مركب‌ به‌ روش‌ چاپ‌ بستگي‌ دارد،‌ ولي‌ لايه‌ نازك‌تر‌ زودتر‌ از‌ بين‌ مي‌رود.‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ چاپ‌ اسكرين‌ ضخيم‌ترين‌ لايه‌ مركب‌ را‌ ايجاد‌ مي‌كند.‌ به‌ طور‌ كلي‌ با‌ افزودن‌ ورني‌ به‌ مركب‌ يا‌ روي‌ آن‌ (به‌ صورت‌ ورني‌زني)‌ مي‌توان‌ به‌ مقاومت‌هاي‌ جوي‌ بالاتري‌ دست‌ يافت. ورني‌ يووي‌ با‌ درجه‌ مقاومت‌ جوي‌ بالا‌ براي‌ اين‌ منظور‌ مناسب‌تر‌ است.‌ امروزه‌ اكثر‌ ورني‌هاي‌ يووي‌ از‌ مواد‌ اوليه‌ به‌ روز‌ تهيه‌ مي‌شود‌ و‌ همانند‌ گذشته‌ زرد‌ رنگ‌ نمي‌شوند‌ و‌ به‌ نسبت‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي،‌ مركب‌ را‌ بهتر‌ حفظ‌ مي‌كنند. در‌ خاتمه‌ بايد‌ گفت‌ كه‌ تمام‌ اين‌ معيارها‌ نمي‌تواند‌ همواره‌ بهترين‌ شرايط‌ را‌ براي‌ مصرف‌كننده‌ در‌ انتخاب‌ بهترين‌ ليبل،‌ فراهم‌ كند!‌ لذا‌ قبل‌ از‌ چاپ‌ ليبل‌ ابتدا‌ بايد‌ به‌ موارد‌ ذيل‌ توجه‌ كرد: -‌ انتخاب‌ روش‌ چاپ‌ (چاپ‌ اسكرين،‌ لترپرس،‌ فلكسوگرافي‌ يا‌ افست) -‌ انتخاب‌ مركب‌ چاپ‌ (مركب‌هاي‌ چاپ‌ اسكرين،‌ مركب‌هاي‌ يووي،‌ مركب‌هاي‌ حرارتي،‌ مركب‌هاي‌ پايه‌ حلال‌ يا‌ بدون‌ حلال‌ و‌ مركب‌هاي‌ افست) -‌ انتخاب‌ سطح‌ چاپ‌ شونده‌ مانند‌ كاغذ،‌ مقوا،‌ فيلم(‌PP ،‌PE ،‌‌PVC ) يا‌ فويل‌هاي‌ آلومينيومي‌ (طلا‌ و‌ نقره) -‌ انتخاب‌ ورني‌ (ورني‌ يووي،‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ حلالي،‌ ورني‌هاي‌ پايه‌ آبي‌ يا‌ ورني‌هاي‌ رايج‌ (اكسيداسيوني)) از‌ جمله‌ مواردي‌ كه‌ در‌ زمان‌ توليد‌ ليبل‌ براي‌ فضاي‌ بيروني‌ بايد‌ مورد‌ توجه‌ قرار‌ گيرد،‌ مكان‌ نصب‌ و‌ استفاده‌ ليبل‌ و‌ ماندگاري‌ و‌ طول‌ عمر‌ آن‌ است‌ كه‌ در‌ رضايت‌مندي‌ مصرف‌كننده‌ نقش‌ بسزايي‌ ايفا‌ مي‌كند. منبع: iranprint
  9. سمت ‌و ‌سوي ‌بسته‌‌هاي ‌آرايشي امروزه ‌مصرف‌كنندگان ‌به ‌دنبال ‌خريد ‌و ‌استفاده ‌از ‌وسايلي ‌هستند ‌كه ‌در ‌عمل، ‌تجربه ‌جديد، ‌و ‌كارآيي ‌بهتري ‌داشته ‌باشند ‌و ‌خيلي ‌بيشتر ‌از ‌گذشته ‌از ‌تكنولوژي‌هاي ‌جديد ‌در ‌اين ‌محصولات ‌استقبال ‌مي‌كنند. توليدكنندگان ‌هم ‌در ‌ارايه ‌محصول ‌جديدتر ‌و ‌مناسب‌تر ‌با ‌قدرت ‌خريد ‌مشتري، ‌با ‌هم ‌رقابت ‌دارند. چگونه ‌تمام ‌اين ‌موضوعات ‌بر ‌بسته‌‌بندي ‌وسايل ‌آرايشي ‌اثر ‌مي‌گذارد؟ ‌اين ‌مساله ‌به ‌بازاريابي ‌و ‌فروش، ‌مربوط ‌مي‌شود ‌و ‌اين ‌امر ‌براي ‌شركت‌ها ‌و ‌كارخانجات ‌موفق، ‌بسيار ‌مهم ‌است. ‌زيرا ‌فقط ‌جايگاه ‌و ‌شهرت ‌مارك‌هاي ‌تجاري، ‌براي ‌موفقيت ‌كافي ‌نيست؛ ‌بلكه ‌مهم‌تر ‌آن ‌است ‌كه ‌چه ‌عواملي ‌آن ‌مارك ‌را ‌از ‌ميدان ‌رقابت ‌دور ‌مي‌كند ‌و ‌آن ‌محصول ‌را ‌از ‌چشم ‌مي‌اندازد. ‌بسته‌بندي ‌و ‌فرمول ‌ساخت ‌بايد ‌بتواند ‌جايگاه ‌و ‌شهرت ‌آن ‌مارك ‌تجاري ‌را ‌نمايش ‌دهد. توليدكنندگان ‌بايد ‌مصرف‌كنندگان ‌نهايي ‌خود ‌را ‌بشناسند ‌و ‌سلايق ‌آنها ‌را ‌در ‌محصولات ‌خود ‌لحاظ ‌كنند، ‌زيرا ‌امروزه ‌مصرف‌كنندگان ‌وسايل ‌آرايشي ‌بسيار ‌دقيق ‌و ‌پرتوقع ‌هستند. ‌زنان ‌در ‌تمام ‌رده‌هاي ‌سني ‌و ‌با ‌پوست‌هاي ‌متفاوت، ‌وسايل ‌آرايشي ‌را ‌به ‌همانگونه ‌و ‌به ‌همان ‌اندازه ‌مي‌خرند ‌كه ‌مشتري‌هاي ‌مشخص ‌اين ‌مارك‌ها ‌مي‌خرند. ‌توليدكنندگان ‌وسايل ‌آرايشي ‌هم ‌به ‌اين ‌تغيير ‌سليقه ‌مشتري‌ها ‌توجه ‌دارند ‌و ‌تلاش ‌مي‌كنند ‌تا ‌محصولات ‌متنوع‌تري ‌را ‌براي ‌تمام ‌سليقه‌ها ‌عرضه ‌كنند ‌و ‌براي ‌اين ‌هدف ‌بايد ‌وارد ‌عرصه‌ رقابت ‌شوند. ميزان ‌معاملات ‌جهاني ‌در ‌بخش ‌وسايل ‌آرايشي، ‌13 ‌ميليون ‌دلار ‌تخمين ‌زده ‌شده ‌است ‌و ‌توليدكنندگان ‌محصولات ‌مدرن‌تر ‌و ‌متنوع‌تري ‌را ‌ارايه ‌مي‌دهند. توليدكنندگان ‌در ‌سال‌هاي ‌اخير، ‌از ‌محصولاتي ‌كه ‌با ‌تيوب ‌سروكار ‌دارند، ‌همانند ‌توليد ‌تيوب‌هاي ‌رشته‌ساز ‌رنگي ‌(مثل ‌تيوب‌هاي ‌خميردندان ‌رنگي) ‌تا ‌محصولات ‌طلاكوب ‌و ‌كارهاي ‌متنوع ‌چاپي ‌را ‌عرضه ‌كردند. امروزه ‌توليدكنندگان ‌محصولاتي ‌را ‌ارايه ‌مي‌دهند ‌كه ‌چندلايه ‌هستند ‌تا ‌با ‌محصولات ‌جديدي ‌همانند ‌زيردست ‌نرم ‌و ‌لطيف، ‌رنگ‌هاي ‌صدفي، ‌‌تيوب‌هاي ‌رشته‌ساز ‌هولوگرافي، ‌تيوب‌هاي ‌تبليغاتي ‌در ‌سايزهاي ‌مختلف، ‌هافتون ‌و ‌مواد ‌آرايشي ‌كه ‌در ‌آنها ‌مواد ‌شيميايي ‌خورنده ‌وجود ‌دارد، ‌متناسب ‌باشند. امروزه ‌در ‌وسايل ‌آرايشي ‌مانند ‌ضد ‌چروك‌هاي ‌چشم ‌و ‌لب، ‌مدادهاي ‌جديدي ‌توليد ‌مي‌شود ‌كه ‌با ‌فشار ‌يك ‌تكمه ‌به ‌راحتي ‌عمل ‌مي‌كند. ‌هر ‌چند ‌حفظ ‌كيفيت ‌بسته‌بندي‌ها ‌بعد ‌از ‌عبور ‌از ‌مراحل ‌مختلف، ‌كار ‌دشواري ‌است، ‌ولي ‌امروزه ‌بسته‌بندي‌هاي ‌شيك ‌و ‌بي‌نقصي ‌در ‌تمام ‌محصولات ‌رايج ‌و ‌متداول ‌شده ‌است. فلزات ‌با ‌هر ‌رنگ ‌يا ‌هر ‌تركيبي، ‌چشم‌انداز ‌مطلوب ‌با ‌كيفيت ‌بالايي ‌را ‌در ‌بسته‌بندي‌ها ‌نتيجه ‌مي‌دهد. ‌حتي ‌نمونه ‌كارها، ‌اشانتيون‌ها ‌و ‌ساشه‌ها ‌كه ‌قبلا ‌در ‌بسته‌بندي‌ ‌فويل ‌يا ‌پلاستيك‌هاي ‌نازك ‌يا ‌تيوب‌هاي ‌شيشه‌اي ‌توليد ‌مي‌شدند، ‌امروزه ‌در ‌بسته‌بندي‌هاي ‌بسيار ‌شيك ‌و ‌در ‌شكل ‌و ‌اندازه‌هاي ‌مختلف ‌عرضه ‌مي‌شود. اين ‌روش‌ها، ‌بهترين ‌و ‌كاربردي‌ترين ‌روش ‌براي ‌بازاريابي ‌شركت‌ها ‌و ‌مارك‌هاي ‌تجاري ‌است. علي ‌رغم ‌پيشرفت‌هاي ‌زياد ‌در ‌تكنولوژي ‌جديد ‌بسته‌بندي، ‌گاهي ‌خواص ‌دو ‌نوع ‌مختلف ‌از ‌بسته‌بندي‌ها ‌در ‌گروه‌هاي ‌مختلف ‌با ‌هم ‌تركيب ‌مي‌شوند ‌تا ‌خواص ‌بي‌نظيري ‌ايجاد ‌شود. ‌مثلا ‌با ‌تركيب ‌بسته‌بندي‌هاي ‌غذايي ‌با ‌بسته‌بندي‌هاي ‌آرايشي ‌در ‌مراحل ‌پس ‌از ‌چاپ، ‌نتايج ‌بسيار ‌خوبي ‌به ‌دست ‌آمد. بسته‌بندي‌ها ‌بايد ‌توسط ‌خود ‌مارك‌هاي ‌تجاري ‌توليد ‌شود. ‌زيرا ‌بسته‌بندي ‌محصولات ‌جايگاه ‌و ‌اعتبار ‌آن ‌شركت ‌را ‌به ‌تصوير ‌مي‌كشد ‌و ‌در ‌بالا ‌رفتن ‌شهرت ‌آن ‌موثر ‌است. در ‌بالا ‌رفتن ‌شهرت ‌تجاري ‌يك ‌برند ‌و ‌توسعه ‌كمپاني، ‌مهم‌ترين ‌عامل ‌قيمت ‌كالاست. ‌ وقتي ‌شركتي ‌مي‌خواهد ‌توزيع ‌كالاي ‌خود ‌را ‌از ‌طريق ‌راه‌هاي ‌متعارف ‌و ‌به ‌صورت ‌خرده‌فروشي ‌شروع ‌كند، ‌قيمت ‌بسته‌بندي ‌در ‌منطقه ‌تعيين ‌و ‌محاسبه ‌مي‌شود. ‌هم ‌اكنون ‌توليدكنندگان ‌در ‌حال ‌رقابت ‌با ‌يكديگر، ‌در ‌عرضه ‌كالاي ‌ارزان‌تر ‌و ‌رقابتي‌تر ‌هستند. ‌اين ‌مساله ‌بيشتر ‌در ‌عمده‌فروشي‌ ‌ديده ‌مي‌شود ‌كه ‌اغلب ‌توليدكنندگان ‌آمريكايي ‌در ‌حال ‌رقابت ‌با ‌خرده‌فروشاني ‌هستند ‌كه ‌به ‌طور ‌مستقيم ‌از ‌بازارهاي ‌ساحلي ‌اجناس ‌خود ‌را ‌مي‌خرند. يكي ‌از ‌امتيازات ‌توليدكنندگان ‌آمريكايي ‌اين ‌است ‌كه ‌مراحل ‌توليد ‌را ‌با ‌بازارهاي ‌ساحلي ‌با ‌هم ‌مرتبط ‌كردند ‌و ‌قراردادهاي ‌مختلفي ‌بين ‌آنها ‌امضا ‌شده ‌است. امروزه ‌در ‌بازاريابي، ‌شركت‌هايي ‌موفق ‌هستند ‌كه ‌با ‌كارشناسان ‌صنعت ‌در ‌ارتباط ‌باشند. ‌يك ‌گروه ‌حرفه‌اي ‌شامل ‌بخش ‌خريد، ‌فروش، ‌تحقيق ‌و ‌توسعه ‌و ‌متخصصان ‌بسته‌بندي ‌است ‌كه ‌از ‌سليقه ‌و ‌نيازهاي ‌مشتري ‌اطلاع ‌دارد ‌و ‌به ‌دنبال ‌تكنولوژي‌هاي ‌جديد ‌است. ‌تمام ‌اين ‌موارد، ‌نكات ‌كليدي ‌براي ‌موفقيت ‌شركت‌هاي ‌تجاري ‌هستند. ‌ جهت‌گيري‌ها ‌در ‌بسته‌بندي ‌وسايل ‌آرايشي ‌ ‌مصرف‌كنندگان ‌وسايل ‌آرايشي ‌از ‌اين ‌وسايل ‌براي ‌زيباتر ‌و ‌بهتر ‌ديده ‌شدن ‌استفاده ‌مي‌كنند. ‌در ‌اين ‌هدف، ‌بسته‌بندي ‌محصولات ‌هم ‌موثر ‌است ‌ولي ‌مي‌توان ‌گفت ‌نكته ‌اصلي ‌محسوب ‌مي‌شود. در ‌توليد ‌وسايل ‌آرايشي، ‌بايد ‌به ‌رنگ ‌و ‌كيفيت ‌آنها ‌بيشتر ‌از ‌زيبايي‌هاي ‌بسته‌بندي ‌آن ‌توجه ‌كرد ‌ولي ‌در ‌عمل ‌نمي‌توان ‌آن ‌را ‌اينگونه ‌فرض ‌كرد ‌و ‌به ‌ظاهر ‌محصول، ‌بيشتر ‌از ‌كيفيت ‌آن ‌اهميت ‌داده ‌مي‌شود. ‌عوامل ‌مختلف ‌كاهش ‌قيمت، ‌ماندگاري ‌بيشتر ‌محصول ‌و ‌دسترسي ‌به ‌مواد ‌جايگزين ‌با ‌كارآيي ‌بالا، ‌از ‌نگراني‌هاي ‌مهم ‌توليدكنندگان ‌است. معاملات ‌وسايل ‌آرايشي ‌در ‌آمريكا ‌8/‌7 ‌ميليون ‌دلار ‌درآمد ‌داشت. ‌ولي ‌ركود ‌اقتصادي ‌همانند ‌ساير ‌بخش‌ها ‌در ‌اين ‌بخش ‌هم ‌اتفاق ‌افتاد. ‌فروش ‌سالانه ‌وسايل ‌آرايشي ‌از ‌سال ‌1997 ‌تا ‌سال ‌2002 ‌به ‌نرخ ‌رشد ‌1/6 ‌رسيده ‌است. ‌ولي ‌تحليل‌گران ‌اقتصادي ‌نرخ ‌رشد ‌را ‌تا ‌سال ‌2007، ‌فقط ‌4/‌1 ‌تخمين ‌زدند. ‌ تكنيك‌هاي ‌بسته‌بندي ‌پلاستيك‌ ‌توليدكنندگان ‌وسايل ‌آرايشي، ‌در ‌برابر ‌اين ‌ركود ‌تصميمات ‌مختلفي ‌گرفتند. ‌از ‌جمله ‌اين ‌تصميمات ‌استفاده ‌از ‌پلاستيك ‌به ‌جاي ‌شيشه ‌بود ‌و ‌اين ‌راه ‌حلي ‌بود ‌كه ‌منافع ‌ديگري ‌نيز ‌به ‌همراه ‌داشت. ‌تغيير ‌در ‌كارآيي ‌و ‌قيمت، ‌حاصل ‌جايگزيني ‌پلاستيك ‌به ‌جاي ‌شيشه ‌بود. ‌ارايه ‌اين ‌راهكار ‌آنچنان ‌موفقيت‌آميز ‌بود ‌كه ‌كاركردي ‌از ‌پلاستيك ‌نشان ‌داد ‌كه ‌هرگز ‌در ‌شيشه ‌ديده ‌نشده ‌بود. پلاستيك ‌يك ‌برتري ‌ديگر ‌نيز ‌نسبت ‌به ‌شيشه ‌دارد: ‌‌رنگ. ‌بدون ‌اغراق ‌بايد ‌گفت ‌گزينه‌هاي ‌مختلف ‌در ‌تمام ‌طيف ‌رنگ‌ها ‌بر ‌پلاستيك ‌پياده ‌و ‌اجرا ‌مي‌شوند. ‌در ‌حالي ‌كه ‌حيطه ‌رنگ‌هاي ‌قابل ‌چاپ ‌بر ‌شيشه ‌بسيار ‌محدودتر ‌است ‌و ‌به ‌طور ‌كلي ‌ظروف ‌شيشه‌اي ‌رنگي ‌به ‌نسبت ‌ظرف‌هاي ‌پلاستيكي ‌بايد ‌در ‌تعداد ‌و ‌تيراژ ‌بالاتري ‌چاپ ‌شوند. در ‌ميان ‌مواد ‌مختلف ‌فقط ‌پلاستيك ‌است ‌كه ‌اين ‌تنوع ‌رنگ‌پذيري ‌را ‌دارد. ‌ولي ‌همچنان ‌بعضي ‌از ‌توليدكنندگان ‌وسايل ‌آرايشي ‌اعتقاد ‌دارند ‌كه ‌هيچ ‌ماده‌اي ‌مثل ‌شيشه، ‌داراي ‌خواصي ‌همچون ‌حفظ ‌عطر ‌و ‌رايحه، ‌نمي‌تواند ‌موثر ‌باشد؛ ‌و ‌همچنين ‌نمي‌توان ‌ظرف‌ها ‌و ‌بطري‌هاي ‌پلاستيكي ‌را ‌مانند ‌مدل‌هاي ‌شيشه‌اي، ‌زيبا ‌توليد ‌كرد. بعضي ‌از ‌كارخانجات ‌به ‌استفاده ‌از ‌پلاستيك ‌به ‌جاي ‌شيشه‌هاي ‌ادكلن، ‌اقدام ‌كردند ‌ولي ‌گويا ‌به ‌نتيجه ‌مطلوب ‌نرسيدند. ‌به ‌طور ‌معمول ‌زيبايي ‌ظرف‌هاي ‌ادكلن ‌از ‌ساير ‌جنبه‌هاي ‌ديگر ‌آن ‌مهم‌تر ‌است ‌و ‌باعث ‌مي‌شود ‌در ‌اين ‌ظرف‌ها، ‌بيشتر ‌از ‌شيشه ‌استفاده ‌شود. ‌از ‌آنجا ‌كه ‌شيشه‌هاي ‌عطر ‌و ‌ادكلن ‌اغلب ‌حمل ‌يا ‌جابه‌جا ‌نمي‌شوند، ‌وزن ‌در ‌آنها ‌اهميت ‌چنداني ‌ندارد. ‌همچنين ‌اغلب ‌در ‌حمام ‌مورد ‌استفاده ‌قرار ‌نمي‌گيرند ‌تا ‌نگران ‌شكستن ‌و ‌خرد ‌شدن ‌آنها ‌باشيم. ‌ ‌پلاستيك‌ ‌و ‌كاهش ‌قيمت‌ها ‌علي‌رغم ‌ويژگي‌هاي ‌شيشه، ‌قيمت ‌ارزان‌تر ‌محصول ‌هم ‌مهم ‌است. ‌حتي ‌مشتري‌هاي ‌عطرهاي ‌گران‌قيمت ‌هم ‌گاهي ‌از ‌اين ‌تغييرات ‌ايجاد ‌شده ‌در ‌ادكلن‌ها ‌به ‌خاطر ‌كاهش ‌قيمت، ‌استقبال ‌مي‌كنند. ‌در ‌مراحل ‌اوليه ‌طراحي ‌بايد ‌دقت ‌كرد ‌كه ‌طرح‌هاي ‌پيچيده ‌كمتر ‌بر ‌روي ‌بطري ‌و ‌وزن ‌كمتر، ‌باعث ‌پايين ‌آمدن ‌قيمت ‌تمام ‌شده ‌محصول ‌مي‌شود. زماني ‌كه ‌شيشه ‌براي ‌ظروف ‌عطر ‌و ‌ادكلن ‌انتخاب ‌شد، ‌از ‌پلاستيك ‌به ‌طور ‌وسيعي ‌براي ‌ساخت ‌درب ‌آنها ‌استفاده ‌شد ‌كه ‌به ‌نسبت ‌درب‌هاي ‌فلزي، ‌بسيار ‌با ‌صرفه‌تر ‌و ‌اقتصادي‌تر ‌هستند. ‌البته ‌پلاستيك ‌بايد ‌داراي ‌خواص ‌مشخص ‌و ‌معيني ‌باشد ‌تا ‌در ‌ظرف‌هاي ‌عطر ‌و ‌ادكلن ‌استفاده ‌شود. ‌استفاده ‌از ‌مواد ‌ارزان‌تر ‌در ‌محافظت ‌از ‌مواد، ‌استراتژي ‌خوبي ‌براي ‌كاهش ‌قيمت ‌تمام ‌شده ‌محصول ‌بود. ‌مثلا ‌مارك ‌تجاري ‌«ماري ‌كي»، ‌از ‌درب‌هايي ‌با ‌پوشش ‌پالاديوم ‌براي ‌درب‌هاي ‌ادكلن‌هاي ‌خود ‌استفاده ‌مي‌كرد. ‌براي ‌كاهش ‌قيمت، ‌شركت ‌ماري ‌كي ‌اخيرا ‌به ‌جاي ‌پالاديوم، ‌از ‌برنز ‌سفيد ‌استفاده ‌مي‌كند. ‌و ‌اين ‌در ‌حالي ‌است ‌كه ‌در ‌نگاه ‌اول، ‌تفاوت ‌بين ‌آن ‌دو ‌اصلا ‌قابل ‌تشخيص ‌نيست. بنا ‌به ‌نظر ‌كارشناسان ‌استفاده ‌از ‌مواد ‌ارزان‌تر ‌به ‌جاي ‌مواد ‌گران‌قيمت‌تر، ‌بسيار ‌موثر ‌بوده ‌و ‌مي‌تواند ‌پايه ‌خوبي ‌براي ‌رشد ‌اقتصادي ‌شود. ‌براي ‌كاهش ‌قيمت، ‌بعضي ‌از ‌كارخانجات ‌محصولات ‌ذخيره ‌شده ‌در ‌انبارهاي ‌خود ‌را ‌به ‌بازار ‌عرضه ‌كردند ‌كه ‌راهكار ‌مناسبي ‌براي ‌حل ‌اين ‌مشكل ‌بود. يكي ‌از ‌مهم‌ترين ‌وظايفي ‌كه ‌از ‌بسته‌بندي‌هاي ‌وسايل ‌آرايشي ‌انتظار ‌مي‌رود، ‌محافظت ‌محتويات ‌آن ‌از ‌فساد ‌و ‌تغيير ‌شيميايي ‌است ‌و ‌البته ‌تغيير ‌قيمت‌ها، ‌نگراني‌هايي ‌را ‌در ‌بخش ‌بسته‌بندي ‌ايجاد ‌كرده ‌است. بسياري ‌از ‌وسايل ‌آرايشي ‌به ‌دليل ‌خواص ‌هيدراته‌اي ‌كه ‌دارند، ‌داراي ‌رطوبت ‌آب ‌بالايي ‌هستند. ‌بسته‌بندي ‌اين ‌دسته ‌از ‌محصولات ‌بايد ‌به ‌گونه‌اي ‌باشد ‌كه ‌از ‌هر ‌گونه ‌تبادل ‌هوايي ‌محيط ‌با ‌محصول، ‌جلوگيري ‌كند. ‌اين ‌نوع ‌بسته‌بندي‌ها ‌براي ‌حفظ ‌كيفيت ‌و ‌سلامت ‌اين ‌وسايل ‌آرايشي ‌امري ‌حياتي ‌محسوب ‌مي‌شود. در ‌گروهي ‌از ‌رژهاي ‌لب ‌به ‌خصوص ‌پايه ‌سيليكوني، ‌بايد ‌رطوبت ‌موجود ‌در ‌آنها ‌حفظ ‌شود. ‌اين ‌خاصيت ‌بايد ‌توسط ‌موادي ‌همچون ‌سيل‌هاي ‌پلي ‌پروپيلن ‌در ‌زير ‌درب ‌محصول،‌ ‌كامل ‌شود. در ‌محصولاتي ‌مثل ‌ريمل ‌بايد ‌از ‌رطوبت ‌موجود ‌در ‌محصول، ‌محافظت ‌كرد. ‌اگر ‌در ‌مرحله ‌توليد ‌بخواهيم ‌رطوبت ‌بيشتري ‌را ‌به ‌محصول ‌اضافه ‌كنيم ‌بايد ‌ديواره ‌ظرف ‌هم، ‌ضخيم‌تر ‌توليد ‌شود. ‌ظروف ‌ريمل‌ها ‌به‌طور ‌معمول ‌به ‌ضخامت ‌35/0 ‌اينچ ‌هستند. ‌در ‌تركيباتي ‌كه ‌آب ‌در ‌آنها ‌مقدار ‌زيادي ‌به ‌كار ‌رفته ‌است ‌بايد ‌از ‌ظرف‌هايي ‌با ‌ضخامت ‌7/0 ‌اينچ ‌استفاده ‌كرد. ‌البته ‌دو ‌برابر ‌شدن ‌ضخامت، ‌سرعت ‌روند ‌توليد ‌را ‌كاهش ‌مي‌دهد ‌و ‌طرح‌ها ‌را ‌محدودتر ‌مي‌كند. به‌طور ‌قطع ‌تناسب ‌و ‌هماهنگي ‌بين ‌زيبايي ‌محصول ‌از ‌يك ‌سو، ‌و ‌كارآمدي ‌آن ‌از ‌سوي ‌ديگر، ‌مورد ‌پسند ‌مشتري ‌واقع ‌مي‌شود ‌و ‌باعث ‌استقبال ‌بيشتر ‌مشتري ‌از ‌اين ‌محصولات ‌مي‌گردد. ‌ بسته‌بندي ‌جهاني ‌ وسايل ‌آرايشي ‌و ‌بهداشتي ‌و ‌عطر ‌و ‌ادكلن ‌جزو ‌محصولاتي ‌هستند ‌كه ‌به‌طور ‌مستقيم ‌با ‌زيبايي ‌و ‌ظاهر ‌افراد ‌در ‌ارتباط ‌هستند. ‌اما ‌با ‌وضع ‌قوانين ‌متعدد ‌و ‌نظارت‌هاي ‌جديد ‌جهاني، ‌بسته‌بندي ‌اين ‌محصولات ‌روز ‌به ‌روز ‌جذابيت ‌خود ‌را ‌از ‌دست ‌مي‌دهد. ‌اين ‌قوانين ‌دست ‌و ‌پاگير ‌باعث ‌نگراني ‌در ‌عرصه ‌بسته‌بندي ‌شده ‌است ‌و ‌طراحان ‌و ‌گرافيست‌ها ‌هم ‌نگران ‌اين ‌موضوعند ‌كه ‌چگونه ‌با ‌اين ‌ضوابط ‌جديد، ‌طرح‌هاي ‌نو ‌و ‌جذاب ‌ارايه ‌دهند. استقبال ‌از ‌وسايل ‌آرايشي ‌و ‌رشد ‌اين ‌صنعت، ‌بخش ‌بسته‌بندي ‌اين ‌محصولات ‌را ‌به ‌سمت ‌يكسان‌سازي ‌و ‌يكپارچه ‌شدن ‌بسته‌بندي‌ها ‌در ‌بازار ‌جهاني ‌سوق ‌مي‌دهد. علي‌رغم ‌اهميت ‌اين ‌موضوع، ‌پيچيده ‌بودن ‌و ‌ابهام ‌اين ‌مطلب ‌را ‌نمي‌توان ‌در ‌نظر ‌گرفت. ‌زيرا ‌حتي ‌كارخانجاتي ‌كه ‌محصولات ‌مشابه ‌هم ‌توليد ‌مي‌كنند، ‌بر ‌تعريف ‌واحد ‌از ‌جهاني‌سازي ‌اتفاق ‌نظر ‌ندارند ‌و ‌هر ‌گروهي ‌اين ‌تعريف ‌را ‌بر ‌مبناي ‌تفسير ‌و ‌ملاك‌هاي ‌خود ‌معنا ‌مي‌كند. اگر ‌توليدكنندگان ‌وسايل ‌آرايشي ‌نيازها ‌و ‌سليقه ‌مشتريان ‌را ‌در ‌سراسر ‌جهان ‌بفهمند، ‌مي‌توانند ‌با ‌همكاري ‌هم ‌يك ‌نوع ‌بسته‌بندي ‌مواد ‌جهاني ‌را ‌ارايه ‌دهند ‌كه ‌براي ‌تمام ‌محصولاتشان ‌در ‌تمام ‌كشورها ‌به ‌يك ‌اندازه ‌جذاب ‌و ‌موثر ‌باشد. عوامل ‌زيادي ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌باعث ‌ايجاد ‌يك ‌زنجيره ‌جهاني ‌در ‌بسته‌بندي ‌مي‌شود. ‌بعضي ‌از ‌اين ‌عوامل ‌به ‌شرايط ‌داخلي ‌يا ‌معيارهاي ‌خود ‌آن ‌كمپاني ‌مربوط ‌مي‌شود. ‌مثلا ‌در ‌موردي ‌كه ‌توليدكنندگان ‌مي‌خواهند ‌در ‌يك ‌كشور ‌خارجي ‌سرمايه‌گذاري ‌و ‌بازاريابي ‌كنند ‌يا ‌در ‌جايي ‌كه ‌خواسته‌ها ‌و ‌نيازهاي ‌جديد ‌در ‌آن ‌كشور ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌در ‌كشور ‌توليدكننده ‌اين ‌نيازها ‌مطرح ‌نيست، ‌ملاك‌هاي ‌تعريف ‌شده ‌در ‌بسته‌بندي ‌جهاني ‌نمي‌تواند ‌پاسخگوي ‌اين ‌نيازهاي ‌جديد ‌باشد. ‌همچنين ‌نيازهاي ‌مختلف ‌ديگري ‌مثل ‌نيازهاي ‌تبليغاتي، ‌حمل ‌و ‌نقل ‌و ‌عوامل ‌مختلف ‌ديگري ‌وجود ‌دارد ‌كه ‌با ‌صرف ‌بسته‌بندي، ‌مرتفع ‌نمي‌شود. جداي ‌از ‌نيازهاي ‌بازاريابي ‌و ‌حمل ‌و ‌نقل، ‌بسته‌بندي ‌لوازم ‌آرايشي ‌و ‌بهداشتي ‌از ‌طرف ‌چند ‌كشور ‌اداره ‌مي‌شود. ‌همسان‌سازي ‌و ‌مشابهت ‌مي‌تواند ‌شروع ‌خوبي ‌باشد ‌براي ‌همكاري ‌كشوهاي ‌متحد ‌براي ‌ارايه ‌يك ‌بسته‌بندي ‌واحد ‌كه ‌تمام ‌سليقه‌ها ‌را ‌در ‌خود ‌بگنجاند. ‌اما ‌آنچه ‌كه ‌در ‌عمل ‌بيشتر ‌اتفاق ‌مي‌افتد ‌اين ‌است ‌كه ‌قوانين ‌يك ‌كشور ‌با ‌قوانين ‌بسته‌بندي ‌جهاني ‌مغايرت ‌دارد. ‌ تركيبات ‌و ‌اجزاي ‌بسته‌بندي‌ اجزاي ‌يك ‌محصول ‌مي‌تواند ‌عاملي ‌باشد ‌كه ‌برخلاف ‌هدف ‌بسته‌بندي ‌جهاني ‌عمل ‌كند ‌و ‌مشكل‌ساز ‌شود. موارد ‌زير ‌راهكارهايي ‌است ‌كه ‌مي‌تواند ‌اين ‌مشكل ‌را ‌كنترل ‌كند: • ‌مجلس ‌اروپا ‌و ‌انجمن ‌اتحاديه ‌اروپا ‌اخيرا ‌قانوني ‌را ‌به ‌نام ‌«اصلاحيه ‌هفتم»، ‌تصويب ‌كردند. ‌مهم‌ترين ‌بخش ‌اصلاحيه، ‌اين ‌است ‌كه ‌مي‌گويد ‌اگر ‌فرمول ‌اجزاي ‌تركيبات ‌وسايل ‌آرايشي ‌و ‌عطر ‌و ‌ادكلن، ‌شامل ‌يكي ‌از ‌تركيبات ‌26گانه ‌شناخته ‌شده ‌كه ‌حساسيت‌زا ‌هستند، ‌باشد، ‌در ‌ليبل ‌معرفي ‌محصول ‌بايد ‌وجود ‌اين ‌ماده ‌در ‌تركيبات، ‌هشدار ‌داده ‌شود ‌كه ‌البته ‌اين ‌قانون ‌فقط ‌براي ‌اعضاي ‌اتحاديه ‌اروپا ‌وضع ‌شده ‌است. ‌اين ‌قانون ‌بسيار ‌موثرتر ‌از افزايش ‌و ‌ذكر ‌تمام ‌مواد ‌تشكيل‌دهنده ‌محصول ‌است. • ‌امروزه ‌برخي ‌از ‌كشورها ‌مانند ‌ژاپن ‌و ‌مكزيك، ‌خواستار ‌اين ‌هستند ‌كه ‌ليست ‌اجزاي ‌محصول ‌به ‌زبان ‌رسمي ‌همان ‌كشور ‌ترجمه ‌شود. ‌استاندارد ‌مورد ‌قبول ‌براي ‌اكثر ‌كشورها ‌در ‌وسايل ‌آرايشي، ‌استاندارد ‌ (INCI)‌است. ‌اما ‌ايالات ‌متحده ‌آمريكا، ‌در ‌برابر ‌استفاده ‌از ‌‌ (CI)توسط ‌اتحاديه ‌اروپا، ‌در ‌طبقه‌بندي ‌خود ‌در ‌مواد ‌غذايي، ‌دارويي ‌و ‌بهداشتي ‌از ‌ملاك‌هاي ‌موجود ‌در ‌همان ‌ايالت ‌استفاده ‌مي‌كند ‌نه ‌از ‌معيارهاي ‌ (INCI)‌. • ‌ممكن ‌است ‌در ‌توليد ‌يك ‌محصول، ‌از ‌اجزايي ‌استفاده ‌شود ‌كه ‌رايج ‌و ‌معمول ‌باشند، ‌ولي ‌همان ‌اجزا ‌در ‌كشور ‌خاصي ‌مانند ‌كشور ‌كره ‌ممنوع ‌باشد. • ‌جا ‌و ‌اندازه ‌ليست ‌محتويات ‌و ‌اجزاي ‌محصول ‌هم، ‌مساله ‌مهم ‌ديگري ‌است. ‌ايالات ‌متحده ‌آمريكا ‌نظرات ‌و ‌معيارهاي ‌خاص ‌مربوط ‌به ‌خود ‌را ‌در ‌مورد ‌اندازه ‌و ‌مكان ‌ليست ‌محتويات ‌دارد. ‌اين ‌در ‌حالي ‌است ‌كه ‌بقيه ‌كشورها ‌ملاك‌هاي ‌راحت‌تري ‌در ‌مكان ‌ليست ‌محتويات ‌بر ‌روي ‌محصول ‌دارند. ‌ملاك‌هاي ‌مورد ‌نظر ‌آنها ‌عبارت ‌است ‌از: ‌تميزي، ‌آشكار ‌بودن، ‌مقاوم ‌بودن ‌و ‌پاك ‌نشدن ‌نوشته‌هاي ‌ليبل. ‌ آيا ‌وسايل ‌بهداشتي- ‌دارويي، ‌دارو ‌محسوب ‌مي‌شوند؟ امروزه ‌در ‌برخي ‌از ‌كشورها ‌بسياري ‌از ‌وسايل ‌آرايشي ‌در ‌بازار ‌را ‌به ‌عنوان ‌مواد ‌دارويي ‌مي‌شناسند ‌و ‌در ‌طبقه‌بندي ‌ (OTC)‌قرار ‌مي‌گيرند. ‌اما ‌نه ‌تنها ‌اين ‌مواد ‌دارو ‌نيستند، ‌بلكه ‌در ‌واقع ‌استانداردها ‌و ‌نظارت‌ها ‌بر ‌اين ‌محصولات ‌متفاوت ‌با ‌محصولات ‌دارويي ‌است ‌و ‌هر ‌كشوري ‌فرمت‌هاي ‌ليبل ‌ساير ‌كشورهاي ‌ديگر ‌را ‌قبول ‌نمي‌كند. به ‌عبارت ‌ديگر، ‌به ‌خاطر ‌اين ‌اختلاف ‌نظر، ‌يك ‌ليبل ‌مشخصي ‌به ‌عنوان ‌يك ‌ليبل ‌تعريف ‌شده ‌و ‌استاندارد، ‌در ‌OTC‌ پذيرفته ‌نمي‌شود. بسياري ‌از ‌وسايل ‌آرايشي- ‌بهداشتي ‌در ‌اروپا ‌به ‌هيچ ‌عنوان ‌دارو ‌حساب ‌نمي‌شوند. ‌در ‌حالي ‌كه ‌همان ‌محصولات ‌به ‌طور ‌مثال ‌در ‌آمريكا، ‌كانادا ‌و ‌استراليا، ‌به ‌عنوان ‌دارو ‌طبقه‌بندي ‌مي‌شوند ‌و ‌اين ‌مساله ‌بر ‌پيچيدگي ‌كار ‌بيشتر ‌مي‌افزايد. با ‌بررسي ‌ليبل‌هاي ‌محصولات ‌فراگير ‌و ‌جهاني ‌مثل ‌وسايل ‌آرايشي ‌ضد ‌جوش، ‌ضد ‌شوره، ‌ضد ‌عرق، ‌محافظ‌هاي ‌پوست ‌و ‌حتي ‌كرم‌هاي ‌ضد ‌آفتاب ‌متوجه ‌مي‌شويم ‌كه ‌نمي‌توان ‌يك ‌بسته‌بندي ‌واحد ‌جهاني ‌داشته ‌باشيم. ‌چند ‌نمونه ‌از ‌اختلاف ‌در ‌اين ‌طبقه‌بندي ‌در ‌كشورهاي ‌بزرگ ‌از ‌اين ‌قرار ‌است: • ‌بنا ‌به ‌قوانين ‌كشور ‌آمريكا، ‌در ‌تمامي ‌مواد ‌دارويي ‌در OTC‌ وسايل ‌آرايشي- ‌بهداشتي، ‌ليبل ‌محتويات ‌محصول ‌و ‌طريقه ‌مصرف ‌آن، ‌بايد ‌در ‌بسته‌بندي ‌بيروني ‌باشد ‌و ‌اين ‌مطمئنا ‌زيبايي ‌و ‌ظاهر ‌محصول ‌را ‌پايين ‌مي‌آورد. ‌در ‌اين ‌ليبل‌ها ‌موارد ‌زيادي ‌بايد ‌رعايت ‌شود. ‌مانند ‌نوع ‌و ‌اندازه‌گيري ‌فونت، ‌حروف، ‌نقطه‌ها، ‌مكان ‌قرارگيري ‌نوشته‌ها، ‌عنوان‌بندي، ‌رنگ، ‌تعداد ‌نقطه‌ها ‌در ‌هر ‌اينچ، ‌طريقه ‌مصرف ‌و ‌هشدارهاي ‌سازمان ‌نظارت ‌بر ‌غذا ‌و ‌داروي ‌كشور ‌آمريكا ‌(FDA)‌. • ‌كشور ‌استراليا ‌نيز ‌در ‌طبقه‌بندي ‌برخي ‌از ‌مواد ‌دارويي، ‌ليبل‌هاي ‌مخصوص ‌به ‌خود ‌را ‌دارد ‌كه ‌شماره ‌گواهينامه ‌سلامت ‌محصول ‌بايد ‌در ‌جلوي ‌آنها ‌ثبت ‌شود. • ‌كشور ‌كانادا ‌هم ‌در ‌مواد ‌دارويي ‌و ‌وسايل ‌آرايشي- ‌بهداشتي، ‌قوانين ‌خاصي ‌دارد ‌كه ‌شامل ‌ثبت ‌شماره ‌شناسايي ‌در ‌جلوي ‌محصول ‌و ‌نحوه ‌نگارش ‌ويژه ‌براي ‌برخي ‌تركيبات ‌مي‌باشد. ‌به ‌علاوه ‌در ‌ايالت ‌كبك، ‌نمونه‌هاي ‌انگليسي ‌و ‌فرانسوي، ‌از ‌لحاظ ‌بسته‌بندي ‌بايد ‌داراي ‌شهرت ‌يكسان ‌باشند. منبع: iranprint
  10. FrnzT

    آزمايش‌ بسته‌بندي‌ها

    آزمايش‌ بسته‌بندي‌ها آزمايش بسته‌بندي چگونه در طول دهه‌هاي گذشته متحول شده است؟ آيا اين امر تسهيل و يا پيچيده‌تر شده؟ در صورتي كه از شيوه آزمايش بسته‌بندي صحيحي استفاده شود، بسته‌بندي آسان‌تر، بهينه‌تر و كارآمدتر مي‌شود. مهم‌ترين نكته اين‌كه آزمايش استحكام و يكپارچگي كالا بسيار قابل اطمينان‌تر شده و اين موضوعي غيرقابل چشم‌پوشي است. كدام مراحل آزمايش بسته‌بندي پيچيده‌تر هستند؟ استفاده از هليوم براي آزمايش كالا، بر مبناي فن‌آوري پيچيده‌اي است كه انجام كار را نيز پرهزينه مي‌كند و با توجه به نوع بسته‌بندي كالا مي‌تواند مخرب نيز باشد. از طرفي ديگر روش‌هايي چون حمام آب، آزمايش رنگ و پوست كندن و باز كردن وجود دارند. ‌اجراي اين روش‌ها آسان بوده و نياز به تجهيزات كم‌هزينه‌تري دارند. اما در واقع همه اين راه‌ها به خاطر وجود مولفه‌هايي پيچيده هستند. اين روش‌ها هم براي بسته و هم براي توليد كالا مخرب و همچنين وقت‌گير خواهد بود و نتايج حاصله از اين روش وابسته به تكنيك است. چگونه مي‌توان آزمايش بسته‌بندي را تسهيل كرد، در حالي كه هنوز با استانداردهايISO وFDA براي سازگاري و قابليت اطمينان مواجه هستيم؟ با استفاده از شيوه كار تعريف شده و مشخص، روش‌ها مي‌توانند ساده‌تر، سازگارتر و قابل اطمينان‌تر شوند. موسساتي مانند ASTM (بين‌المللي) شيوه‌هاي آزمايشي توليد مي‌كنند كه توسط هم‌ترازشان بررسي شده و توسط مجموعه‌اي از اعداد با استفاده از وسيله‌هاي چندمنظوره تست شده تا قابليت اطمينان نتايج نهايي تست را نشان دهند. متدهايي كه با اين دقت بررسي و موشكافي شده‌اند، راهي طولاني را به سوي تقويت تكنيك‌هاي آزمايش طي مي‌كند. به وضوح نسبت به پيشرفت و توسعه سريع غيرمخرب و غيرمتجاوز فن‌آوري آزمايش، نيازي روزافزون وجود دارد. برخي از متدهاي جديدتر كه به همين نياز منتهي مي‌شوند شامل شيوه‌هاي آزمايش غيرمخربي از قبيل از هم‌پاشي وكيوم فشار، معاينه فراصوتي هوابرد و همچنين آزمايش تقويت نيرو هستند. اين متدها، همگي فن‌آوري‌هايي قابل اطمينان هستند كه اطلاعات آماري قابل تكرار و قابل اندازه‌گيري در تست، توليد مي‌كنند. چون اين روش‌ها غير مخرب‌اند، نمونه‌هاي مشابه آنها نيز مي‌توانند بارها آزمايش شوند، همچنين تعداد نمونه‌هاي بسيار بيشتري را مي‌توان آزمايش كرد، حتي كالاهايي كه علامت‌گذاري شده‌اند نيز مي‌توانند آزمايش شوند. استفاده از آزمايش بسته‌بندي ساده شده و غيرمخرب مي‌تواند نتايجي به سرعت هماهنگ ارايه دهد كه مي‌توانند به شكل قابل ملاحظه‌اي سطح كنترل كيفيت بسته‌بندي كالا را ارتقا دهد. آيا آزمايش بسته‌بندي غيرمخرب، مي‌تواند كنترل بسته‌بندي را تسهيل كند؟ بدون شك بله. كنترل كالا با استفاده از روش‌هاي غيرمخرب مانند فراصوتي هوابرد، آسان‌تر است. استفاده از روش‌هاي مخرب به دليل فقدان آزمايش اطلاعات قابل اطمينان و كمي، وقت‌گير، هزينه‌بر و كم‌بازده‌تر هستند. يكي ديگر از راه‌هاي تسهيل كنترل كالا استفاده از ابزارهاي توليد شده‌اي است كه داراي اجزاي تشكيل‌دهنده‌اي باشند كه توسط استانداردهاي بين‌المللي (NIST) تنظيم شده باشند. آيا روش‌هاي آزمايش ساده‌تر، لزوما كم‌هزينه‌تر بوده و باعث صرفه‌جويي در وقت مي‌شوند؟ نكته اينجاست كه چرا بايد يك كالاي بسيار خوب و يا بسته‌بندي خوب را از بين برد تا عيب‌هاي آن را پيدا كرد؟ آيا منطقي است كه از روش‌هاي آزمايش بعدي كه كاملا غيرقابل اطمينان و ناسازگار است، استفاده كرد؟ از جهتي بسياري از روش‌هاي مخرب كه به آنها اشاره شد (مانند آب‌، رنگ و ...) هم براي نيروي كار، پيچيده هستند، حاوي اطلاعاتي هستند كه تفسير آنها مشكل است و در نهايت مي‌تواند بسيار پرهزينه باشد، به خاطر نوع كالايي كه مورد آزمايش قرار مي‌گيرد. علاوه بر اين شما هيچ‌گاه نمي‌توانيد از كيفيت بسته‌بندي كالايي كه در بازار به فروش مي‌رسانيد، اطمينان داشته باشيد. در صنعت توليد تجهيزات پزشكي و داروخانه‌اي با استفاده از فن‌آوري‌هاي غيرمخرب و يا استفاده از ابزارهايي كه داراي استانداردهاي جهاني(ASTM) هستند، مي‌تواند موجب جلوگيري از صرف هزينه‌اي بسيار سنگين شود. آيا كنترل كالاهاي در حال بسته‌بندي به جاي كنترل كالاهايي كه بسته‌بندي آنها تمام شده است، فرايند آزمايش را ساده‌تر و يا پيچيده‌تر مي‌سازد؟ كنترل‌ كالاي در حال بسته‌بندي، عاملي موثر و منطقي مي‌باشد. براي مثال، چرا بايد يك كالاي با ارزش را درون بسته‌بندي قرار دهيم كه بعدا مشخص شود از بسته‌بندي سالمي برخوردار نبوده است؟ در واقع براي توليدكنندگان محصولاتي چون كيف و سيني، كنترل يكپارچگي مواد بسته‌بندي، قبل از مهر و موم كردن آن، يكي از پيش‌نيازها به شمار مي‌آيد. آيا گرايش به سمت اتوماسيون آزمايش وجود دارد يا به سمت انجام آزمايش در هنگام توليد؟ آگاهي بالايي نسبت به اهميت يكپارچگي بسته‌بندي در تمام صنايع وجود دارد. بنابراين در كارخانه‌هاي توليدي، تاكيد بر روي سرمايه‌گذاري بيشتر به منظور بهبود بخشيدن فن‌آوري‌هاي كنترل كالا وجود دارد كه هم براي مرحله پس از توليد كاربرد دارند و نيز براي مرحله در حال توليد به شكل خودكار. طراحي آزمايش مخرب براي مرحله در حال توليد، غيرممكن است. كارخانه‌هايي كه تاكنون بالغ بر دو دهه به استفاده از شيوه‌هاي مخرب پرداخته‌اند، نيازمند به ارزيابي مجددي در مورد عملكرد خود و جست‌وجو براي فن‌آوري‌هايي كه به طور قابل ملاحظه‌اي داراي بازدهي بيشتر هستند، تا هزينه‌هاي خود را كاهش دهند. چه محصولاتي وجود دارند كه به اتوماسيون و جمع‌آوري آسان‌تر اطلاعات مربوط به آزمايش كالا كمك مي‌كنند؟ دو روشPTI از جمله: تحليل فشار خلا و فراصوت هوايي، فن‌آوري‌هايي هستند كه موجب دستيابي به نتايج آزمايش قابل تكرار و كاملا سازگار مي‌شوند و به راحتي قابل نصب برروي نرم‌افزارهاي توليدي بوده و سرانجام باعث كاهش هزينه‌هاي كلي مي‌شوند. آيا ترتيبي كه آزمايش‌هاي گوناگون بر روي يك بسته انجام مي‌شود (آزمايش مهر و موم بسته و ...) به شكل كلي بر روي تسهيل فرآيند آزمايش تاثير مي‌گذارند؟ اين موضوع بستگي به تجهيزات موجود و متد آزمايشي دارد كه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بسته به اين كه مخرب و يا غيرمخرب باشند. وقتي از شيوه‌اي غيرمخرب مانند تحليل فشار خلا استفاده مي‌شود، آزمايش مي‌تواند به هر ترتيبي و حتي بارها برروي يك نمونه از كالا انجام گيرد، در حالي كه در آزمايش‌هاي مخرب شما كاملا محدود هستيد. اگر قرار است چندين آزمايش بر روي يك بسته‌بندي انجام شوند، عامل مهم تحت كنترل نگه داشتن كيفيت بسته در طي اين فرآيند است، و همچنين استفاده از روش‌هايي غيرمخرب مزاياي قابل توجه‌تري را پيشنهاد مي‌كند. منبع: iranprint
  11. مقدمه‌اي بر سيستم لمينيت و مواد مصرفي آن لمينيت در دفاتر فني و چاپخانه‌هاي ديجيتال لمينيت (lamination) چيست؟ لمينيت كردن يكي از سريع‌ترين و ساده‌ترين روش‌هاي محافظت از كار چاپي است. در سيستم لمينيت با چسبيدن لايه‌ بسيار نازك و شفاف پلاستيكي بر يك يا دو طرف يك كار چاپي، از آن در برابر رطوبت و ساير آسيب‌هاي محيطي، محافظت شده و محصول چاپ شده‌‌ي نهايي در برابر آب و پارگي مقاوم مي‌شود؛ به علاوه لمينيت، شدت رنگ‌ها و كنتراست رنگي در تصاوير چاپ شده را بهبود مي‌بخشد. تصاوير چاپ شده با رنگ‌هاي درخشان، بيانگر كيفيت بالاتري هستند. لمينيت مانع از چين و چروكيدگي، لك‌شدن، آفتاب خوردگي، سياه شدگي، پريدگي رنگ و يا چربي، اثر انگشت و ساير آسيب‌هاي موجود در محيط، بر كار چاپ شده مي‌شود. سه نوع از دستگاه‌هاي لمينيت (Laminators) كه اغلب در چاپ ديجيتال به كار مي‌روند عبارتند از: لمينيتور كيسه‌اي يا كتابچه‌اي (Pouch Laminators) لمينيت كيسه‌اي يا كتابچه‌اي شامل دو قطعه فيلم پلاستيكي از پيش بريده شده است. يك لايه چسب حرارتي نيز روي يكي از اين فيلم‌ها را مي‌پوشاند. براي اين‌كه اين دو قطعه فيلم پلاستيكي حالت كيسه پيدا كنند، از لبه‌هاي دو فيلم از يك طرف به هم چسبانده و درزبندي (seal) مي‌شوند. پس از اين كار دو قطعه فيلم حالت يك كتابچه را به خود مي‌گيرند كه مي‌توان كار چاپي را درون آن قرار داد. ابعاد فيلم‌ها بايد بزرگ‌تر از كار چاپي باشد به گونه‌اي كه به راحتي كار چاپي را پوشانده و لبه‌هاي آنها به يكديگر چسبانده شود. لمينيت كيسه‌اي را مي‌توان با يك قطعه فيلم نيز انجام داد. در اين حالت يك قطعه فيلم پلاستيكي را از وسط، خط (Creasing) مي‌زنند و سپس آن را تا مي‌كنند و بعد كار چاپي را درون آن قرار مي‌دهند. به اين نوع لمينيت، لمينيت كيسه‌اي پروانه‌اي (Butterfly) مي‌گويند، زيرا پس از خط اندازي روي فيلم و تا كردن آن، شكلي شبيه به بال‌هاي پروانه پيدا مي‌كند. پس از قرار دادن كار چاپي بين دو قطعه فيلم كيسه‌اي حاوي سطح چاپ شده، فيلم، لمينيت و چسب از ميان نوردهاي گرم تحت فشار عبور مي‌كند تا كليه لايه‌هاي چسبناك به‌طور كامل به يكديگر جوش بخورند. لمينيتورهاي رول حرارتي (Heated Roll Laminators) اين نوع لمينيتورها از يك يا دو رول بزرگ فيلم استفاده مي‌كنند. يك روي اين فيلم داراي چسبي است كه هنگامي كه در معرض حرارت قرار مي‌گيرد، فعال مي‌شود. اين چسب هنگامي كه كار چاپي از درون لمينيتور عبور مي‌كند روي كار مي‌چسبد. در هنگامي كه كار با استفاده از فرايند ديجيتال چاپ شده باشد، ميزان چسبندگي فيلم لمينيت به لايه مركب به نوع، جنس مديا و همچنين نيروي چسبندگي بين لايه حرارتي و لايه مركب بستگي دارد. رول‌هاي فيلم لمينيت شباهت زيادي به فيلم‌هاي ساران (saran wrap) دارند. يكي از رول‌ها بالاي ماشين نصب شده و رول بعدي همزمان در زير ماشين نصب مي‌شود. رول بالايي روي كار را لمينيت كرده و همزمان رول پاييني پشت كار را لمينيت مي‌كند. به اين فرآيند كپسوله كردن (Encapsalation) يا محصور كردن كار چاپي بين دو لايه فيلم مي‌گويند. البته كار را مي‌توان به صورت يك رو نيز لمينيت كرد. در بسياري موارد به‌طور معمول نيازي به لمينيت كردن پشت كار وجود ندارد. نوع هيبريد دستگاه‌هاي لمينيت مي‌تواند با استفاده از مواد حرارتي روي كار را لمينيت كند. اين ماشين‌ها قادر نيستند كار را به صورت پشت و رو لمينيت كنند. پس از اتمام لمينيت كار چاپ شده، به‌طور معمول به يك تيغه تيز جهت جدا كردن كار لمينيت شده از ماشين نياز است. تعداد سيلندرها در لمينيتورهاي مختلف متفاوت است. فيلم لمينيت به محض وارد شدن به ماشين لمينيتور از ميان سيلندرها عبور مي‌كند؛ سيلندرهايي كه حرارت را به طور يكسان در همه جاي فيلم پخش كرده و سبب جوش خوردن لايه‌هاي فيلم به كار چاپي در طول اين روند مي‌شوند. لمينيتورهاي رول سرد (Cold Roll Laminators) لمينيتورهاي رول سرد و لمينيتورهاي كيسه‌اي سرد از حرارت جهت لمينيت كردن كار استفاده نمي‌كنند. روي فيلم در اين گونه لمينيت‌ها نسبت به فشار حساس (pressure-sensitive) است، بدين معني كه فيلم داراي سطحي چسبناك است كه در تماس با سطح كار چاپ شده به آن چسبيده و جوش مي‌خورد. اين روش براي لمينيت كردن محصولات چاپي كه حرارت به آن‌ها آسيب مي‌رساند بسيار مناسب است؛ به طور مثال مي‌توان از مركب‌هاي پايه مومي (wax-based inks) كه در اثر گرما ذوب مي‌شوند يا محصولات چاپي حساس به حرارت (temperature-sensitive)كه براي آنها از چسب حساس به فشار (pressure-sensitive) استفاده مي‌شود، مانند وينيل يا ساير پلاستيك‌هاي زود ذوب نام برد. انواع فيلم فيلم‌هاي لمينيت به طور كلي به 5 دسته تقسيم مي‌شوند : فيلم‌هاي لمينيت حرارتي استاندارد، فيلم‌هاي لمينيت حرارت پايين، فيلم‌هاي لمينيت هيت‌ست يا (heat-assisted)، فيلم‌هاي لمينيت حساس به فشار و لمينيت‌هاي مايع. فيلم‌هاي لمينيت حرارتي استاندارد به طور خاص، فيلم پلي‌استري است با چسب پلي اتيلني (كُپليمر copolymer) كه براي جوش خوردن، به دمايي در حدود 210 تا 240 درجه فارنهايت (حدود 98 تا 115 درجه سانتي گراد) احتياج دارد. استفاده از اين‌ فيلم‌ها با توجه به قيمت پاييني كه دارند امروزه بسيار رايج است، اما به همان اندازه كار كردن با آنها مشكل‌زاست. فيلم‌هاي لمينيت حرارت پايين اين فيلم‌ها كه از پلي‌استر و چسب پلي اتيلني ساخته شده‌اند به فيلم‌هاي لمينيت حرارتي استاندارد شباهت دارند با اين تفاوت كه در دماي پايين‌تر - حدود 185 تا 210 درجه فارنهايت (85 تا 98 درجه سانتيگراد)- به كار مي‌چسبند. به نظر مي‌آيد اين فيلم‌ها در آينده‌اي نزديك جايگزين فيلم‌هاي حرارتي استاندارد شوند. فيلم‌هاي لمينيت هيت‌سِت يا Heatset or Heat-assisted اين فيلم‌ها به جز در مواردي خاص، از جنس PVC يا پلي‌استر ساخته مي‌شوند. چسب به كار رفته در اين فيلم از نوع ترموپلاستيك است كه در اثر حرارت نرم شده و خاصيت ارتجاعي پيدا مي‌كند. اين فيلم براي چسبيدن به محصول چاپي تنها به 175 تا 195 درجه فارنهايت (80 تا 90 درجه سانتيگراد) حرارت احتياج دارد فيلم‌هاي لمينيت فشاري اين فيلم‌ها اغلب از جنس PVC (پلي وينيل كلرايد) يا پلي‌استر هستند، به اضافه چسب آكلريكي كه تركيب آن برحسب توليدگان مختلف آنها، مي‌تواند تنوع داشته باشد. گاهي اين فيلم‌ها را فيلم‌هاي لمينيت سرد مي‌نامند، زيرا برخلاف اغلب فيلم‌هاي لمينيت به حرارت نيازي نداشته و براي چسبيدن به محصول چاپ شده تنها نيازمند فشار هستند. لمينيت‌هاي مايع هــمان پــوشــش‌هــــاي مــايــــع (liquid-coatings) هستند كه براي بهره‌جويي از آنها به ماشين‌ها و يا تجهيزات پوشش‌هاي مايع نياز است. اين پوشش‌ها اغلب پايه حلال يا پايه ‌آبي هستند و تركيبات آنها توسط توليدكنندگان مختلف مي‌تواند قدري متفاوت باشد. مقايسه لمينيت‌هاي حرارتي و فشاري تفاوت‌هاي فراواني ميان لمينيت‌هاي حرارتي و لمينيت‌هاي فشاري (PSA) وجود دارد. PSA يا همان لمينيت‌هاي فشاري با حداقل حرارت به كار چاپي مي‌چسبند و براي طيف وسيع‌تري از محصولات چاپي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، زيرا كه براي محصولات چاپي حساس به حرارت و تونرهاي حساس چاپ ديجيتال بهترين گزينه هستند. از سوي ديگر فيلم‌هاي PSA با قابليت محافظت ازكار چاپ شده در مقابل اشعه UV براي طيف گسترده و متنوعي از محصولات چاپ‌هاي indoor وoutdoor به كار مي‌روند. لمينيت‌هاي حرارتي مقرون به صرفه‌تر از لمينيت‌هاي فشاري بوده و كمترين ميزان باطله را دارند. تجربه ثابت كرده كه اين ماشين‌ها بسيار بادوام هستند و براي دامنه‌ي وسيعي از محصولات چاپي indoor به كار مي‌روند. لمينيت‌هاي حرارتي علاوه برحفاظت كار چاپ شده، استحكام و كيفيت تصويري آن‌ را نيز افزايش مي‌دهند. لمينيت‌هاي حرارتي براي مصرف در بازار چاپ ديجيتال اغلب از لايه‌ي پلي‌استري به علاوه‌ي يك لايه چسب پلي‌اتيلن ساخته مي‌شوند. در مقابل، PSA را مي‌توان از هر ماده‌اي از پلي‌استر گرفته تا پلي كربنات و وينيل تهيه كرد. تعريف نسبت لمينيت اين نسبت بيانگر ميزان فيلم به ميزان چسب است. به طور مثال هنگامي كه فردي در مورد نسبت 3/4 صحبت مي‌كند، در واقع در مورد فيلمي با ضخامت 7 ميلي صحبت مي‌كند كه از 4 ميل فيلم و 3 ميل چسب تشكيل شده است. (در اين‌جا معناي خاص ميل منظور 1/1 اينچ است و نبايد با ميلي‌متر يا يك هزارم متر اشتباه گرفته شود.) ضخامت ميل ضخامت فيلم لمينيت را به‌طور رايج ضخامت ميل مي‌نامند (يك‌هزارم اينچ). پلي‌استر لايه‌ي پايه يا لايه‌ي محافظ بيروني فيلم‌هاي لمينيت حرارتي كه در حين عمليات لمينيت كردن حرارتي ذوب نمي‌شود، همچنين پايه‌ بسياري از فيلم‌هاي PSA نيز پلي‌استر است. پلي اتيلن چسبي كه در اكثر فيلم‌هاي حرارتي به كار مي‌رود و در حين عمليات لمينيت كردن حرارتي ذوب مي‌شود. عملكرد لمينيت شدن كار از محل نيپ يا باريكه راه شروع مي‌شود (جايي كه دو سيلندر فشار با يكديگر تماس پيدا مي‌كنند.) سپس فن‌ها يا سيلندرهاي خنك كننده‌ي لمينيتور، چسب را سرد مي‌كنند تا بار ديگر تبديل به ماده‌اي جامد و منعطف شود. وينيل صيقلي- Calendaring Vinyl- (قيمت پايين‌تر) فيلم صيقلي (calendared film) با استفاده از فرايند Calendaring توليد مي‌شود. به بيان ساده‌تر، حجم قابل توجهي از وينيل ذوب شده (خميري) از ميان يك جفت نورد صيقلي گرم عبور مي‌كند تا جايي كه آنقدر فشرده شود كه به ضخامت 3،2 يا 4 ميلي برسد؛ اين فيلم سپس براي استفاده به عنوان پوشش چسبدار (adhesive coating) به صورت رول عرضه مي‌شود. روش صيقل دادن روشي مؤثر و مقرون به صرفه براي تهيه فيلم است كه به طور چشم‌گيري قيمت وينيل را نيز پايين آورده است. وينـيـل قــالـبي - Cast Vinyl- (روش راحت‌تر) با ريختن وينيل مايع به قالب‌هاي ورقي نرم، فيلم قالبي تهيه مي‌شود. با عبور اين ماده از ميان كوره، حلال موجود در آن تبخير شده تا ماده‌ي جامد باقي مانده، فيلم را تشكيل دهد. هنگامي كه فيلم از كوره بيرون مي‌آيد آماده‌ي دريافت لايه‌ چسبدار است. فيلم‌هاي قالبي براي مصرف outdoor دوامي حدود چهار تا هفت سال را داشته و تصويري كه توسط اين فيلم‌ها محافظت مي‌شود نسبت به فيلم‌هاي صيقلي ديرتر محو مي‌شوند؛ زيرا ساختار فيلم‌هاي قالبي داراي پيگمنت‌هاي بهتر و تثبيت كننده‌‌ي UV است. مضاف بر اينها، فيلم قالبي ثبات بيشتري داشته، روشي راحت‌تر بوده و ضد چروك و انبساط نيز هست. Saran Wrap: بيشتر با نام تجاري كلينگ فيلم (Cling Film) شناخته شده است، لايه‌ بسيار نازك پلاستيك منعطف كه جهت بسته‌بندي به كار مي‌رود (مانند سلفون) – سَرَن به رزين ترموپلاستيكي گفته مي‌شود كه ماده‌ اصلي ساخت اين محصول است. منبع: iranprint
  12. FrnzT

    جدال di و ‌ ctp در برابر مشتری

    جدال DI و ‌ CTP در برابر مشتری طي ‌دهه ‌گذشته، ‌مطالب ‌ضد ‌و ‌نقيضي ‌درباره ‌روند ‌گسترش ‌چاپ ‌ديجيتال، ‌چاپ ‌ DI‌و ‌كاربرد ‌ CTP‌در ‌كنار ‌روش ‌افست، ‌بيان ‌شده ‌است. طي ‌دهه ‌گذشته، ‌مطالب ‌ضد ‌و ‌نقيضي ‌درباره ‌روند ‌گسترش ‌چاپ ‌ديجيتال، ‌چاپ ‌ DI‌و ‌كاربرد ‌ CTP‌در ‌كنار ‌روش ‌افست، ‌بيان ‌شده ‌است. ‌اما ‌همچنان ‌هر ‌سه ‌اين ‌روش‌ها ‌به ‌قوت ‌خود ‌باقي ‌و ‌از ‌رشدي ‌موزون ‌برخوردار ‌بوده‌اند. ‌در ‌اين ‌ميان ‌روش ‌چاپ ‌ DI‌بيش ‌از ‌آن ‌دو ‌روش ‌ديگر ‌زير ‌سوال ‌بوده ‌است. از ‌آنجا ‌كه ‌ DI‌نيز ‌مزاياي ‌‌خود ‌را ‌دارد، ‌نمي‌توان ‌يكباره ‌پرونده ‌آن ‌را ‌مختومه ‌اعلام ‌كرد. ‌چه ‌بسا ‌در ‌اين ‌يا ‌آن ‌چاپخانه،‌ ‌متناسب ‌با ‌نوع ‌سفارشات ‌و ‌مشتريان، ‌بهترين ‌گزينه ‌باشد. ‌مطلبي ‌كه ‌در ‌پي ‌مي‌آيد، ‌حاصل ‌بررسي ‌يكي ‌از ‌نويسندگان ‌سرشناس ‌مجله‌هاي ‌تخصصي ‌چاپ ‌در ‌زمينه ‌روندهاي ‌ديجيتال ‌است. ‌او ‌دنبال ‌پاسخي ‌به ‌اين ‌پرسش ‌است ‌كه ‌آيا ‌استفاده ‌از ‌ CTP‌و ‌سپس ‌بستن ‌زينك‌ها ‌به ‌ماشين ‌چاپ ‌به ‌صرفه‌تر ‌است ‌يا ‌به ‌كارگيري ‌دستگاه ‌ DI‌كه ‌يكباره ‌و ‌به ‌طور ‌مستقيم ‌روي ‌ماشين ‌چاپ، ‌پليت ‌بسته ‌شده ‌را ‌تصويرگذاري ‌كند ‌و ‌به ‌صورت ‌تنظيم ‌شده، ‌چاپ ‌كند. براي ‌چاپخانه‌داراني ‌كه ‌مي‌خواهند ‌در ‌سال‌هاي ‌آينده ‌به ‌حيات ‌تجاري ‌خود ‌ادامه ‌دهند، ‌بدون ‌هيچ ‌شك ‌و ‌ترديدي ‌بهره‌گيري ‌از ‌فناوري ‌ديجيتال ‌تنها ‌گزينه ‌پيش‌رو ‌تلقي ‌مي‌شود ‌. ‌در ‌اين ‌ميان ‌نكته ‌مبهم ‌تصميم‌گيري ‌در ‌انتخاب ‌يكي ‌از ‌دو ‌فناوري ‌‌ DI‌يا ‌ CTP‌است ‌كه ‌در ‌شرايط ‌امروز ‌پاسخ ‌به ‌اين ‌سوال ‌بستگي ‌كامل ‌به ‌استراتژي ‌تجاري‌، ‌نوع ‌خدمات ‌و ‌روش ‌عملياتي چاپخانه‌ها ‌دارد. ملاحظات ‌تجاري ‌ اگر ‌به ‌سراغ ‌سازندگان ‌مختلف ‌‌ CTP‌برويم ‌با ‌قاطعيت ‌به ‌شما ‌خواهند ‌گفت ‌كه ‌در ‌دورنماي ‌ديجيتال ‌صنعت ‌چاپ، ‌ CTP‌حرف ‌اول ‌را ‌خواهد ‌زد ‌و ‌علت ‌اصلي ‌آن ‌امكان ‌ساخت ‌‌ CTP‌در ‌اندازه‌هاي ‌مختلف ‌است. ‌البته ‌دو ‌شركت ‌پرستك ‌ ‌(Presstek)‌و ‌اسكرين ‌ ‌(Screen)‌كه ‌از ‌سازندگان ‌هر ‌دو ‌نوع ‌فناوري ‌‌ DI‌و ‌‌ CTP‌هستند، ‌چنين ‌نظر ‌قاطعي ‌نداشته ‌و ‌آينده ‌را ‌به ‌شرايط ‌تجاري ‌بازار ‌چاپ ‌مرتبط ‌مي‌دانند. ‌ باوجود ‌اين‌كه ‌غلبه ‌ ‌CTP‌بر ‌ DI‌اجتناب ‌ناپذير ‌است ‌اما ‌اين ‌دو ‌شركت ‌معتقدند ‌كه ‌فروش ‌‌ DI‌همچنان ‌با ‌نرخ ‌ثابتي ‌ادامه ‌دارد. ‌بر ‌اساس ‌تحقيق ‌موسسه ‌مشاوره ‌ديجيتال ‌‌دات‌، ‌در ‌حال ‌حاضر ‌حدود ‌20000 ‌پليت‌ستر‌ ‌و ‌5200 ‌ ‌‌ماشين ‌چاپ ‌‌ DI‌در ‌جهان ‌مورد ‌بهره‌برداري ‌قرار ‌گرفته‌اند. ‌اكثر ‌چاپخانه‌داراني ‌كه ‌به ‌استفاده ‌از ‌‌ DI‌روي‌ ‌آورده‌اند ‌منظور ‌خاصي ‌از ‌اين ‌كار ‌داشته‌اند ‌كه ‌به ‌مواردي ‌نظير ‌افزايش ‌ظرفيت ‌توليد، ‌فراهم ‌شدن ‌شرايط ‌كامل ‌چاپ ‌بر ‌اساس ‌اطلاعات ‌متغير ‌و ‌توليد ‌به ‌صرفه ‌سفارشاتي ‌با ‌تيراژ ‌متوسط ‌و ‌تا ‌حد ‌نهايي ‌10000 ‌نسخه ‌مي‌توان ‌اشاره ‌كرد. ‌در ‌مقابل ‌نيز ‌آنهايي ‌كه ‌به ‌‌ CTP‌روي ‌آورده‌اند ‌اهدافي ‌نظير ‌سرراست ‌كردن ‌فرايند ‌توليد، ‌صرفه‌جويي ‌در ‌زمان ‌لازم ‌براي ‌توليد ‌،كاستن ‌از ‌هزينه‌هاي ‌مواد ‌مصرفي ‌و ‌فراهم ‌شدن ‌شرايط ‌چاپ ‌با ‌هر ‌تيراژي ‌را ‌مد ‌نظر ‌داشته‌اند. به ‌گفته ‌تيم ‌تيلور ‌(مدير ‌بازاريابي ‌شركت ‌اسكرين)، ‌بازاري ‌كه ‌گرايش ‌ويژه‌اي ‌به ‌‌ DI‌دارد ‌چاپخانه‌هاي ‌ديجيتال ‌هستند ‌كه ‌براي ‌حركت ‌به ‌سمت ‌يك ‌چاپخانه ‌تجاري، ‌از ‌نصب ‌يك ‌دستگاه ‌چاپ ‌‌ DI‌اينديگو- ‌كه ‌قابليت ‌چاپ ‌بر ‌اساس ‌اطلاعات ‌متغير ‌را ‌هم ‌دارد- ‌شروع ‌مي‌كنند. ‌بدين ‌ترتيب ‌چنين ‌چاپخانه‌هايي ‌به ‌سراغ ‌‌ CTP‌نرفته ‌و ‌از ‌اين‌كه ‌ماشين ‌چاپ ‌آنها ‌قابليت ‌رقابت ‌با ‌روش‌هاي ‌چاپ ‌معمولي ‌براي ‌تيراژهاي ‌بالا ‌را ‌ندارد، ‌به ‌درستي ‌آگاهند. ‌همچنين ‌به ‌گفته ‌وي، ‌بازار ‌فروش ‌‌ CTP‌همچنان ‌در ‌حال ‌رشد ‌است ‌و ‌سال ‌گذشته ‌بيشتر ‌از ‌سال‌هاي ‌قبل ‌پليت‌ستر ‌فروخته ‌شده ‌است ‌. ‌وي ‌معتقد ‌است ‌كه ‌هنوز ‌هم ‌ ‌با ‌كاهش ‌فروش ‌روبرو ‌نخواهيم ‌شد ‌و ‌حدود ‌50% ‌كل ‌فروش ‌پليت‌ستر ‌اين ‌شركت ‌در ‌آسيا ‌و ‌بخصوص ‌در ‌كشورهاي ‌چين، ‌هند ‌و ‌ژاپن ‌خواهد ‌بود. ‌ DI‌روشي ‌برتر ‌براي ‌چاپ‌ هاي ‌با ‌تيراژ كم و ‌‌متوسط‌ پرستك ‌عرضه ‌كننده ‌هر ‌دو ‌نوع ‌فناوري ‌پليت‌ستر ‌و ‌‌ DI‌به ‌بازار ‌است ‌و ‌معتقد ‌است ‌كه ‌بازار ‌همچنان ‌براي ‌عرضه ‌‌ DI‌كشش ‌دارد. ‌به ‌گفته ‌استان ‌نجمر ‌(مدير ‌فناوري ‌‌ DI‌در ‌بخش ‌اروپايي ‌پرستك)، ‌فناوري ‌ DI‌باعث ‌گسترش ‌فعاليت ‌تجاري ‌چاپخانه‌هاي ‌ديجيتال، ‌ليتوگرافي‌ها ‌و ‌چاپخانه‌هاي ‌كوچك ‌و ‌متوسط ‌مي‌شود ‌و ‌معتقد ‌است ‌كه ‌سودآوري ‌سفارشاتي ‌با ‌تيراژهاي ‌350 ‌تا ‌10000 ‌كپي ‌در ‌قطع‌هاي +3 A‌براي ‌چاپخانه‌ها ‌و ‌ليتوگرافي‌هاي ‌ديجيتال ‌بسيار ‌جذاب ‌است ‌و ‌آنها ‌را ‌به ‌سمت ‌چاپ ‌افست ‌خواهد ‌كشاند ‌اما ‌نه ‌افست ‌معمولي ‌بلكه ‌افست ‌ .DI‌ براي ‌بسياري ‌از ‌كساني ‌كه ‌قصد ‌خريد ‌يكي ‌از ‌دو ‌فناوري ‌‌ CTP‌يا ‌‌ DI‌را ‌دارند، ‌عامل ‌تعيين‌كننده، ‌نوع ‌محصولاتي‌ ‌است ‌كه ‌اين ‌چاپخانه‌ها ‌توليد ‌مي‌كنند ‌بخصوص ‌اگر ‌اين ‌محصولات ‌از ‌نوع ‌تمام ‌رنگي ‌باشند. ‌به ‌گفته ‌نجمر، ‌ ‌بازار ‌سفارش‌هاي ‌كم ‌تيراژ ‌تا ‌1500 ‌نسخه ‌تناسب ‌كامل ‌با ‌فناوري‌هاي ‌چاپ ‌ديجيتال ‌را دارد ‌چرا ‌كه ‌توليد ‌با ‌چنين ‌دستگاه‌هايي ‌به ‌صرفه ‌و ‌ساده ‌است. ‌براي ‌كارهاي ‌با ‌تيراژ ‌متوسط ‌نيز ‌فناوري ‌‌ DI‌مناسب ‌است ‌چراكه ‌نسبت ‌به ‌چاپ ‌ديجيتال ‌قيمت ‌تمام ‌شده ‌هر ‌صفحه ‌كمتر ‌و ‌نسبت ‌به ‌افست ‌معمولي ‌نيز ‌سريعتر ‌است ‌و ‌باطله ‌كمتري ‌مي‌دهد. ‌در ‌مورد ‌تيراژهاي ‌بالا ‌نيز ‌همچنان ‌استفاده ‌از ‌افست ‌معمولي ‌وCTP‌بهترين ‌راه ‌حل ‌محسوب ‌مي‌شود ‌چرا ‌كه ‌مدت ‌زمان ‌توليد ‌سفارش، ‌زمان ‌صرف ‌شده ‌براي ‌آماده ‌شدن ‌ماشين ‌چاپ ‌را ‌توجيه ‌مي‌كند ‌و ‌هزينه ‌باطله ‌شدن ‌بخشي ‌از ‌كار ‌- ‌كه ‌ناشي ‌از ‌مراحل ‌رجيسترشدن ‌رنگ‌ها ‌و ‌رسيدن ‌به ‌حد ‌تعادل ‌آب ‌و ‌مركب ‌است- ‌در ‌مقابل ‌سود ‌حاصل ‌از ‌توليد ‌آن ‌حد ‌از ‌تيراژ، ‌ ‌قابل ‌چشم‌پوشي ‌است. رشد ‌بازار ‌‌ CTPدر ‌سرتاسر ‌جهان ‌ نياز ‌روزافزون ‌به ‌چاپ ‌چهاررنگ ‌از ‌يك ‌طرف ‌و ‌كاهش ‌تيراژ ‌از ‌طرف ‌ديگر ‌سبب ‌روآوري ‌چاپخانه‌ها ‌به ‌فناوري ‌‌ ‌ DI‌بخصوص ‌در ‌بازار ‌آمريكا ‌و ‌اروپا ‌شده ‌است. ‌با ‌اين ‌وجود ‌بسياري ‌از ‌چاپخانه‌داران ‌به ‌خاطر ‌تنوع ‌‌‌CTP‌ها ‌بخصوص ‌از ‌لحاظ ‌قطع ‌پليت ‌و ‌فراهم ‌شدن ‌شرايط ‌توليد ‌ ‌پليت- ‌در ‌حالي‌كه ‌ماشين ‌چاپ ‌در ‌حال ‌چاپ ‌سفارش ‌مشتري ‌است- ‌طرفدار ‌اين ‌فناوري ‌هستند ‌و ‌بدين ‌ترتيب ‌‌ CTP‌براي ‌بازار ‌چاپ ‌تجاري ‌جذابيت ‌خاصي ‌دارد. ‌به ‌اعتقاد ‌شركت ‌فوجي‌فيلم، ‌ارزش ‌مالي ‌بازار ‌‌‌ CTPتا ‌سال ‌2008 ‌به ‌حدود ‌4/2 ‌ميليارد ‌يورو ‌مي‌رسد. ‌البته ‌آمار ‌دقيقي ‌از ‌ارزش ‌بازارDI‌وجود ‌ندارد ‌ولي ‌به ‌طور ‌قطع ‌كمتر ‌از ‌اين ‌مقدار ‌است. هايدلبرگ ‌پيش ‌از ‌اين ‌در ‌هر ‌دو ‌بازار ‌‌ CTP‌و ‌‌ DI‌فعال ‌بود ‌ولي ‌چند ‌سال ‌پيش، ‌بعد ‌از ‌حضوري ‌15 ‌ساله، ‌ ‌عرصه ‌فناوري ‌‌ DI‌را ‌رها‌كرد ‌و ‌بر ‌بازار ‌ CTP‌متمركز ‌شد، ‌به‌گونه‌اي ‌كه ‌همين ‌اواخر ‌هزارمين ‌دستگاه ‌از ‌نسل ‌جديد CTPخود ‌يعني ‌سوپراستر ‌را ‌در ‌چاپخانه‌اي ‌در ‌برزيل ‌كه ‌به ‌كار ‌چاپ ‌بسته‌بندي ‌مشغول ‌است ‌نصب ‌كرده ‌و ‌در ‌حالي ‌كه ‌بيش ‌از ‌5800 ‌پليت‌ستر ‌هايدلبرگ ‌در ‌سرتاسر ‌جهان ‌در ‌حال ‌توليد ‌پليت ‌است ‌، ‌حدود ‌2000 ‌‌ماشين ‌چاپ ‌‌ DI‌هايدلبرگ ‌در ‌حال ‌توليد ‌هستند. برنارد ‌شراير ‌(مدير ‌اجرايي ‌هايدلبرگ)، ‌معتقد ‌است ‌كه ‌چاپخانه‌هاي ‌كوچك ‌و ‌متوسط ‌اشتياق ‌فراواني ‌به ‌سرمايه‌گذاري ‌بر ‌روي ‌‌ CTP‌دارند ‌چرا كه ‌از ‌ارزش ‌اين ‌تكنولوژي ‌در ‌ارتقاي ‌كيفيت ‌آگاهند. ‌بدين‌ترتيب ‌هايدلبرگ ‌تصميم ‌گرفته ‌است ‌كه ‌به‌جاي ‌فناوري ‌‌DI، ‌تركيبي ‌از ‌سيستم ‌جديد ‌مركب‌دهي ‌آنيكالر ‌ ‌(Anicolor)‌و ‌فناوري ‌‌ CTP‌را ‌به ‌مشتريان ‌خود ‌پيشنهاد ‌دهد. ‌در ‌نتيجه ‌با ‌بهره‌گيري ‌از ‌اين ‌فناوري، ‌در ‌نسل ‌جديد ‌اسپيدمستر 52 ‌ SM‌هايدلبرگ، ‌زمان ‌آماده‌سازي ‌ماشين ‌چاپ ‌به ‌شدت ‌كاهش ‌يافته ‌و ‌در ‌كمتر ‌از ‌10 ‌فرم ‌به ‌رنگ ‌مورد ‌تاييد ‌مي‌رسيم. ‌به ‌گفته ‌يورگ ‌كونراد ‌مدير ‌بازرگاني ‌چاپخانه ‌فوتوروتار ‌در ‌سوئيس، ‌اين ‌شركت ‌با ‌بهره‌گيري ‌از ‌فناوري ‌آنيكالر ‌قادر ‌است ‌از ‌بيستمين ‌ورق ‌‌چاپي ‌به ‌بعد ‌تمام ‌فرم‌هاي ‌چاپ ‌شده ‌را ‌به ‌عنوان ‌كار ‌مورد ‌تاييد ‌مشتري ‌به ‌فروش ‌برساند. ‌ ‌ آگفا ‌يكي ‌از ‌معتبرترين ‌اسامي ‌در ‌بازار ‌فروش ‌‌ CTP‌بوده ‌و ‌در ‌بخش ‌روزنامه ‌سهم ‌اصلي ‌بازار ‌را ‌در ‌اختيار ‌دارد. ‌گزارش‌هاي ‌اين ‌شركت ‌به ‌گسترش ‌بازار ‌‌ CTP‌دلالت ‌داشته ‌و ‌به ‌گفته ‌توني ‌كينگ ‌مدير ‌بازاريابي ‌بخش ‌پليت‌هاي ‌ ‌نورمرئي ‌‌(Visible‌ Light)،‌ ‌گرايش ‌ ‌به ‌‌ CTP‌و ‌بخصوص ‌نوع ‌حرارتي ‌و ‌بنفش ‌آن ‌همچنان ‌رو ‌به ‌رشد ‌بوده ‌و ‌شاهد ‌ميل ‌بيشتر ‌بازار ‌به ‌فناوري‌هاي ‌بي‌نياز ‌از ‌دارو ‌ ‌(Chemistry‌ free)‌به ‌خاطر ‌سادگي ‌كاربرد ‌و ‌نگهداري ‌آنها ‌خواهيم ‌بود. ‌به ‌گفته ‌وي ‌آگفا ‌هرگز ‌درگير ‌چاپ ‌‌ DI‌نبوده ‌و ‌اين ‌فناوري ‌درمقايسه ‌با ‌‌ CTP، ‌براي ‌چاپخانه‌داراني ‌كه ‌ترجيح ‌مي‌دهند ‌از ‌ماشين ‌چاپ ‌خود ‌تنها ‌براي ‌چاپ ‌و ‌از ‌پليت‌ستر ‌مجزايي ‌براي ‌توليد ‌پليت ‌استفاده ‌كنند، ‌جذابيتي ‌ندارد ‌. لوشر، ‌توليد‌كننده ‌پليت‌ستر‌هاي ‌‌يووي ‌و ‌حرارتي ‌سري ‌‌XPose، ‌شركت ‌ديگري ‌است ‌كه ‌تنها ‌بر ‌ساخت ‌‌ CTP‌متمركز ‌شده ‌است. ‌اين ‌شركت ‌از ‌معدود ‌سازندگاني ‌است ‌كه ‌مايل ‌به ‌انتشار ‌اخبار ‌دستگاه‌هاي ‌نصب ‌شده ‌خود ‌است. ‌لوشر ‌700 ‌پليت‌ستر ‌در ‌اروپا ‌، ‌65 ‌دستگاه ‌در ‌آسيا، ‌117 ‌دستگاه ‌درآمريكاي ‌شمالي ‌و ‌جنوبي ‌و ‌50 ‌دستگاه ‌در ‌ساير ‌مناطق ‌نصب ‌كرده‌است. ‌كل ‌آمار ‌ ‌پليت‌سترهاي ‌نصب ‌شده ‌توسط ‌اين ‌شركت ‌900 ‌دستگاه ‌بوده ‌و ‌سهم ‌بازار ‌آن ‌از ‌حدود ‌20000 ‌دستگاه ‌نصب ‌شده ‌در ‌جهان ‌حدود ‌5% ‌است. ‌از ‌اين ‌لحاظ ‌لوشر ‌از ‌شركت ‌‌ ECRM‌كه ‌سابقه ‌بيشتري ‌در ‌بازار ‌‌ CTP‌دارد، ‌چندان ‌عقب ‌نيست. نتيجه- ‌آنچه ‌مهم ‌است ‌رفع ‌نياز ‌مشتري ‌است . انتخاب ‌يكي ‌از ‌فناوري‌هاي ‌‌ CTP‌يا ‌‌ DI‌به ‌شرايط ‌و ‌نيازهاي ‌تجاري ‌و ‌عملياتي ‌چاپخانه ‌بستگي ‌دارد. ‌هر ‌يك ‌از ‌اين ‌دو، ‌محاسن ‌و ‌معايب ‌خاص ‌خود ‌را ‌دارند ‌ ‌و ‌با ‌اين‌كه ‌هر ‌كدام ‌از ‌اين ‌دو ‌فناوري ‌براي ‌بازار ‌خاصي ‌قابل ‌دفاع ‌و ‌توجيه ‌است، ‌حرف ‌آخر ‌را ‌گرايش ‌مشتريان ‌و ‌درجه ‌برآورده‌سازي ‌خواسته‌هاي ‌آنها ‌خواهد ‌زد. منبع: Iranprint
  13. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    ممنون آرش جان حالا با همین ها استارت بزنیم کارمون راه میوفته؟ البته من الان دارم دانلود میکنم و باید سر فرصت مطالعه کنم. بنظرم این تاپیک رو توی امضاتون لینک کنید. به کسانی هم که فکر میکنید ممکن هست این آموزش جالب باشه خبر رسانی کنید. مثلا توی صفحات پروفایلهاشون لینک اینجا رو بذارید.
  14. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    آرش جان بهتر نیست یکی دو آموزش بذارید تا بعد ما سوالاتمون شروع بشه؟ شروع این نرم افزار رو هم از مقدماتی و پایه بذارید. برای کسانی که تقریبا هیچی بلد نیستن
  15. با این حال کافیه که فقط حس کنند که بیست در صد ممکنه برای ازدواج با هم مچ باشن. اون هشتاد درصد مهم شناخت قبل ازدواج همش طی میشه توی تریپهای لاو و چشم پوشی روی عیب و ایراد و مراسم دست و پاگیر خانواده ها و همچنین کافیه به گوش دوست و آشنا و خانواده بیوفته. انقدر میگن و میگن که طرف خودش رو توی یک عمل انجام شده میبینه.
  16. این پست به شدت تائید میشه
  17. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    این لینک برنامۀ تورنت: [Hidden Content] این هم لینک برنامه FL studio 9 که باید بعد اینکه برنامۀ تورنت رو نصب کردید این فایل رو توش باز کنید تا فایل دانلود بشه. [ATTACH]535[/ATTACH]
  18. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    این ورژن :
  19. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    ورژن 9 از تورنت گرفتم همراه با فایل patch اگه خواستین میتونم آدرسش رو بذارم هر کی خواست دانلود کنه. فقط قبلش باید تونت دانلودر رو داشته باشه.
  20. FrnzT

    نرم افزار آهنگسازی

    آر ش جان من این نرم افزار رو دانلود کردم . ببین شِمای برنامه م اینه ببین درسته؟ [Hidden Content]
  21. FrnzT

    حمايت از يك سيبيلو

    امین چرا آمار رو رک و پوست کنده میذاری جلو چش مردم:w00: نخیرم من تکذیب میکنم اینا من رو غول زدن :ws54:
  22. یعنی منم نابغه م؟؟؟ پس بهتره اینجا رو بجای نواندیشان بذاریم انجمن نوابغ
×
×
  • اضافه کردن...