-
تعداد ارسال ها
4984 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط afa
-
بزرگترین استخر سرپوشیده جهان استخر Ocean Dome در میازاکی ژاپن، تا قبل از اینکه درسال 2007 بسته شود ، بزرگترین استخر سر پوشیده جهان محسوب می شد. این استخر 300 متر طول و 11 متر عرض داشت و سقف آن به رنگ آبی آسمان بود که لکه های ابر روی آن نقاشی شده بود.
-
استخر شیطان آبشار ویکتوریا با ارتفاع 128 متر ارتفاع در قاره آفریقا درکشور زیمباوه قرار گرفته است. در بالای این آبشار یک استخر طبیعی شکل گرفته که به استخر شیطان معروف است. جریان آب این استخر طبیعی، آرام و در 4 ماه آخر سال که آب آن کم است می توان در ان شنا کرد. برای افرادی که دوست دارند شنا در ارتفاع و در نوک یک آبشار را تجربه کنند محل بسیار جالبی است.
-
بزرگترین استخر دنیا این استخر که در کشور شیلی و در کنار دریا ساخته شده ، نامش به عنوان بزرگترین استخر دنیا در کتاب رکورد های گینس به ثبت رسیده است. طول آن ۱۰۱۳ متر است ، محوطه ای به وسعت ۸ هکتار را پوشش داده و مجموعا 250.000 متر مربع آب را در فضای خود جای داده است. برای ساخت این استخر 1 میلیارد دلار هزینه شده و هزینه نگهداری از آن سالانه 2 میلیون دلار است.
-
تحقیقات به ما نشان می دهد که فقط %3 از مردم برای خود هدف تعیین می کنند و این افراد هم معمولاً جزء ثروتمندترین افراد هستند. اما چرا باید این آمار اینقدر پایین باشد؟ دلایل مختلفی برای آن وجود دارد اما دلیل که ما می خواهیم به آن بپردازیم، این است که مردم معمولاً نمی دانند که چطور باید اینکار را انجام دهند یعنی نمی دانند چطور باید برای خود هدف تعیین کنند. جالب توجه نیست؟ ما 12سال بچه ها را به مدرسه می فرستیم که دیپلم بگیرند. خیلی از آنها بعد از گرفتن دیپلم به دانشگاه راه پیدا می کنند. ما خیلی از اصول مهم مثل تاریخ، اقتصاد، ادبیات، علوم، و از این قبیل را به آنها آموزش می دهیم، اما از یک مهارت بسیار مهم غافل می شویم: تعیین هدف. ما به خاطر کسب نمره بالا به آنها جایزه می دهیم و تشویقشان می کنیم که وارد دنیای مملو از علم و دانش شوند، اما آمادگی لازم برای رسیدن به آن زندگی که می خواهند را به آنها نمی دهیم. و برای برطرف کردن این نیاز، گذراندن یک ترم دانشگاهی یا حتی یک نصفه ترم کافی است تا به آموزش این مسئله اختصاص داده شود. به نظر نمی رسد که بتوانیم سیستم آموزشی را به همین راحتی تغییر دهیم، اما این دلیل نمی شود که دست از آموزش شما هم برداریم. من مطمئنم که هدف یابی به شما کمک می کند راحت تر به نتیجه دلخواهتان برسید و آنچه که از زندگی می خواهید را به دست آورید. چه عادت به تعیین هدف داشته باشید، چه قبلاً اینکار را انجام می داده اید و الان دیگر حوصله آن را ندارید و چه تابه حال برای خود هدف تعیین نکرده باشید، آموزش هایی که به شما ارائه می کنیم کمک می کند تا زندگی بهتری برای خود بسازید. درس 1: رویاپردازی کنید...کاغذی سفید جلوی رویتان قرار دهید و همینطور که اجازه می دهید تخیلاتتان به هر کجا که میخواهد پرواز کند، هرچه به فکرتان می آید روی کاغذ بنویسید. خیلی از ما آدم بزرگها توانایی خیالپردازی را از دست داده ایم و این مایه تاسف است. با خیالپردازی می توانید هنوز به آینده امیدوار باشید و هرکجا امید باشد، موفقیت هم هست. خوب پس تکلیف این هفته تان خیالپردازی است. می خواهم بتوانید یک لیست خوب از ایده های مختلف جمع کنید. لیست شما باید حداقل شامل 25 ایده نشات گرفته از تخیلتان باشد، درمورد اینکه می خواهید چه بکنید یا چه داشته باشید. درس 2: بعد از تکمیل لیستتان ، 24 تا 48 ساعت صبر کنید بعد هر آیتم موجود در لیست را خوانده و از خود بپرسید چرا؟ اگر نتوانستید در یک جمله بیان کنید که چرا چنین خیالی داشته اید و چرا می خواهید به آن برسید، پس دیگر آن ایده یک خیال نخواهد بود و نمی تواند برای شما هدف باشد. روی این ایده ها خط بکشید. درس 3:سؤالات زیر را برای تک تک ایده هایی که هفته پیش روی کاغذ آوردید از خود بپرسید. 1. آیا این واقعاً هدف من است؟ 2. آیا برای همه افرادی که در این هدف دخیل هستند، عادلانه و منصفانه است؟ 3. آیا با اهداف دیگر من تطابق دارد؟ 4. آیا از نظر احساس می توانم متعهد شوم که این هدف را به انجام برسانم؟ 5. آیا می توانم خودم را تصور کنم که به این هدف رسیده باشم؟ باید بتوانید برای هر هدف به همه این 5 سؤال پاسخ مثبت بدهید، درغیر اینصورت روی آن اهداف هم خط بکشید. به این نکات کمی فکر کنید: آیا این واقعاً هدف خود من است یا کسان دیگری میخواهند من به این هدف برسم؟ آیا این هدف کار صحیح و درستی است؟ آیا رسیدن به این هدف من را از رسیدن به اهداف دیگرم باز می دارد؟ دست یافتن به اهداف معمولاً کار دشواری است. آیا مطمئن هستید که می توانید متعهد شوید که به این هدف برسید؟ اگر نمی توانید خودتان را تصور کنید که به این هدف رسیده اید، پس به احتمال زیاد توانایی رسیدن به آن را نخواهید داشت. این هفته به سؤالات بالا فکر کنید و سعی کنید به آنها پاسخ بدهید. وقتی کارتان در این مرحله نیز تمام شد احتمالاً لیستتان خیلی کوچکتر از اول شده است. اشکالی ندارد چون شما کم کم به تشخیص هدفی که توانایی رسیدن به آن را داشته باشید نزدیکتر می شوید. درس 4: این چند سؤال را برای هرکدام از اهدافی که روی کاغذتان باقی مانده از خود بپرسید. آیا رسیدن به این هدف....... 1. من را خوشبخت تر می کند؟ 2. من را سلامت تر می کند؟ 3. من را ثروتمند تر می کند؟ 4. باعث می شود دوستان بیشتری پیدا کنم؟ 5. به من آرامش فکر می دهد؟ 6. من را مطمئن و استوارتر می کند؟ 7. روابط من را با دیگران ارتقا می دهد؟ اگر نتوانستید حداقل به یک سؤال از این پرسشها برای هر هدف پاسخ مثبت بدهید، آن هدف را از لیستتان حذف کنید. موقع پاسخ دادن به این سؤالها حتماً خانواده تان را هم در نظر داشته باشید. و لذت را با خوشبختی اشتباه نگیرید. درس 5: بعد از پرسیدن سؤالاتی که در قسمت 4 گفته شد مطمئناً چند مورد از اهدافتان حذف خواهند شد. در واقع اینها هدف واقعی برای شما نبوده اند. اینها فقط افکار و امیال شما در این برهه از زمان بوده اند. اهداف باقیمانده را به سه دسته جداگانه تقسیم کنید: کوتاه مدت (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف یک ماه یا کمتر باشد)، متوسط (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف یک ماه تا یک سال باشد) و دراز مدت (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف بیش از یک سال باشد). اینکار به شما کمک می کند تا بتوانید اهداف کوتاه مدت خود را از اهداف مربوط به آینده جدا کنید. یادتان باشد: بعضی از اهدافتان باید آنقدر بزرگ باشد که باعث شود توانایی هایتان را ارتقاء دهید. بعضی از اهداف باید در دراز مدت حاصل شود که شور و شوق شما را حفظ کرده و ناکامی هایتان را از اهداف کوتاه مدت کاهش دهد. بعضی از اهداف باید کوچک باشد تا شما را منظم کند. بعضی از اهداف (مثل کاهش وزن، موفقیت در فروش، تحصیلات و از این قبیل) نیاز به تحلیل و مشاوره دارد تا ببینید در حال حاضر در چه وضعیتی هستید و به کجا میخواهید برسید. درس 6 و درس آخر: بعد از تقسیم اهداف کلی، مطمئناً هدف های جزئی نیز خواهد بود که برای رسیدن به آن اهداف لازم است. این اهداف را نیز روی کاغذ آورده و دسته بندی کنید. حتماً از روی روند جدول اهداف برای رسیدن به اهدافتان پیش روید. خودتان می توانید انتخاب کنید. ممکن است نتوانید در یک زمان روی همه اهدافتان باهم کار کنید. پس اگر تا پایان سال وقت برای کار کردن روی یک یا دو مورد از اهدافتان را دارید، عجله نکنید. تلاشتان را بیشتر کنید اما کاری نکنید که وقت رسیدن به هیچکدام از این اهداف را پیدا نکنید و همه را نیمه تمام رها کنید. وقتی اهدافتان را تعیین کردید و فعالیت های لازم برای رسیدن به هر کدام از آنها را نیز مشخص کردید، کمی از نگرانی هایتان کم خواهد شد. مطمئن باشید خیلی بیشتر از هم سن و سالان خود برای آینده برنامه ریزی کرده اید. پس خوشا به حالتان.
-
خـرگـوشـی وسـط جاده نشسته بود و اتومبیلی داشت به طرف ش میآمد. خرگوش تصمیم به فرار گرفت. ابتدا به قصد پریدن به طرف راست جاده، جهتگیری کرد ولی بعد پشیمان شد و گفت سمت راست جاده دره است، بهتر است به سمت چپ فرار کنم؛ تمام نیروی خودش را به طرف چپ جاده سوق داد ولی باز هم با خودش گفت که سمت چپ هم خیلی دور است و تا آن زمان اتومبیل میرسد. تصمیمش را عوض کرد و دوباره طرف راست جاده را نشانه گرفت. دوباره تغییر عقیده داد و طرف چپ و... خلاصه آن قدر این دست وآن دست کرد تا اینکه اتومبیل سر رسید و او را زیرگرفت...خیلی از ما شبیه خرگوش همین قصهایم و هر روز داریم برای انجام کارهایمان امروز و فردا میکنیم. ● کجای مغز ما مسئول تصمیم گیری و تفکر است؟ مخ انسان از هر جاندار دیگری پیشرفتهتر است. لایه قشری مغز که هنوز بافتهای آن فاسد نشده به سبب آنکه عمدتا از جسم یاختههای عصبی و رشتههای بدون میلین تشکیل شده، خاکستری رنگ به نظر میرسد و به همین دلیل به آن "ماده خاکستری" هم گفته میشود. بخش زیرین مخ که در زیر مخ قرار دارد عمدتا از آکسونهای میلیندار تشکیل شده و سفید و شیری رنگ به نظر میرسد. فـعـالـیـتهـای ذهـنـی پـیـچـیـده از هـمان قشر خاکستری صورت میگیرد.حالا که از مرکز تـصمیمگیری و اراده در مغز حرف زدیم،بد نیست به این هم بپردازیم که اصولا چرا برخی افراد در انجام کارها مدام امروز و فردا میکنند؟ برخی امروز و فردا کردنها جنبه کمالطلبانه دارد.افرادی وجود دارند که مجدانه و مداوم برای رسیدن به کمال مطلوب عملا در کار خود، همکاران و کارمندانشان وقفه ایجاد میکنند. گرچه انجام هر کاری تا حد توانایی به نظر پسندیده میآید اما در دنیای واقعیات، باکفایت بودن در صورتی که برای دست یافتن به اهداف کافی باشد، بهتر از کامل و بینقص بودن است. ● آیا امروز و فردا کردن جنبههای دیگری هم دارد؟ بله، یکی از عوامل متداول در به تاخیر انداختن کارها، احساس ملالت و بیزاری است.کارهایی وجود دارد که هرچند بسیار ضروری است اما حتی از منتظر ماندن برای خشک شدن رنگ دیوار نیز کسالت بارتر است. از آنجا که طبیعت انسان او را به سوی اموری میکشد که انجام دادن آنها برایش جالب باشد و به همین نسبت از کارهایی که انجام دادنش کسالتبار است دورش میکند، در نتیجه این بیزاری اغلب کارها را به تعویق میاندازد. ● دشمنی با دیگران نیز میتواند باعث امروز و فردا کردنها شود؟ بـلـه. یـکـی از دلایـل متداول به تاخیر انداختن کارها نشان دادن کینه وعداوت با شخص یا شرکتی است که کاری را بر عهده شما نهاده است. کارمندی از این واقعیت که کاری به او تحمیل شده است دچار رنجش میشود،در نتیجه اولین واکنش او، حرکت آهسته، مثل راه رفتن افراد بیمار خواهد بود. امروز و فردا کردن تا نزدیک شدن به آخرین فرصت نیز از مواردی است که میتوان به آن اشاره کرد. افرادی وجود دارند که کارها را به تاخیر میاندازند تا به ضربالاجلهای از پیش تعیین شده برسند. آنها اصرار دارند که تحت فشارهای باقیمانده بهتر کار میکنند. به هر حال این روش، هم برای سلامتی آنها مضر است و هم وقت زیادی را تلف میکند. این کار میزان فشـار روانـی وارده بـر شخـص را افـزایـش میدهد و در مواقع مواجهه با بحرانهای حقیقی و غیرقابل اجتناب کار را بسیار دشوار خواهد کرد. ● آیا امروز و فردا کردن جنبه مثبت هم دارد؟ بله. مواردی وجود دارد که تاخیر در آنها کار درستی است: مثلا زمانی که کار کم ارزش تری را به خاطر کار پرارزشتری به تعویق میاندازیم، زمانی که احساس خستگی، عصبانیت، استرس، افسردگی و... میکنیم؛ زمانی که برای انجام دادن موثر کارها از کمبود دانش یا مهارتی رنج میبریم و زمانی که حالات جسمی و روانی ما اجرای بهینه کاری را غیرممکن میکند چـرا که مغز خسته یا بدن بیمار آمادگی بیشتری برای خطا کردن و قضاوت نادرست دارد. نکته ای که در این ارتباط می توان به عنوان راهکار ارائه داد این است که سعی کنید وظایف خود را به صورت روزانه به اجرادر آورید تا در اثر تلنبار شدن آنها به وظیفهای سنگین و اجباری تبدیل نشوند. به این موضوع فکر کنید که این مسئولیت به هر حال باید توسط ما به اجرا در آید بنابراین بهتر است بااجرای به موقع آن، هم کیفیت آن را ارتقا بخشیم و هم خود را از استرسهای به تعویق افتادنش رهایی بخشیم.
-
کمپانیHanami در نیویورک در اقدام جالبی از گل های طبیعی جواهرات زیبایی تولید کرده است. به گزارش دوخت Hanami جواهراتی از قبیل گردنبند، گوشواره، سنجاق سر و سنجاق سینه با استفاده از گل های زیبای طبیعی به بازار ارائه کرده است. ابتدا این گل ها خشک شده اند و سپس بر روی آن با نوعی مواد براق پوشانده شده است. این گل ها بسیار زیبا و طبیعی است و قیمت این نمونه ها 35 تا 84 دلار است.
-
منم 11 اردیبهشت
