رفتن به مطلب

afa

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    4984
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط afa

  1. afa

    گالری عکس عاشقانه

  2. afa

    گالری عکس عاشقانه

  3. afa

    گالری عکس عاشقانه

  4. afa

    گالری عکس عاشقانه

  5. afa

    گالری عکس عاشقانه

  6. afa

    گالری عکس عاشقانه

  7. afa

    گالری عکس عاشقانه

  8. afa

    گالری عکس عاشقانه

  9. afa

    گالری عکس عاشقانه

  10. afa

    گالری عکس عاشقانه

  11. afa

    گالری عکس عاشقانه

  12. afa

    تبلیغات مبتکرانه

  13. afa

    تبلیغات مبتکرانه

  14. afa

    تبلیغات مبتکرانه

  15. afa

    تبلیغات مبتکرانه

  16. afa

    تبلیغات مبتکرانه

  17. در یک برنامه رادیویی، محور بحث در مورد میزان خوشبختی و شادی در بین ملل مختلف بود، آیا شما جزء آن دسته از افرادی هستید که پول را دلیل خوشبختی می دانید؟ اخیراً نویسنده مشهور بنام "ریک استیو" کتابی را تحت عنوان "جغرافیای خوشبختی" به چاپ رسانده است، با مطالعه این کتاب، در می یابید که در کدام نقاط از این کره زمین، مردم شادتر زندگی می کنند و در مقابل چرا در برخی کشورها مردم دلمرده و سرد زندگی می کنند! چه عاملی این تغییرات را باعث می شود؟ ثروت؟ آزادی؟ یا ... در مباحث این کتاب، به رابطه ی بین عواملی چون، دموکراسی، کمال گرایی، سرمایه داری، ثروت، تجمل گرایی، نقش مذهب و روحیات ملل، ... با میزان سرزندگی و شادی در بین کشورهای مختلف پرداخته است. یکی دیگر از صاحب نظران در علم اجتماع به نام "وینر" معتقد است، اگر از دیدگاه ثروت به این مسئله نگاه کنیم، می بینیم که بیشتر افراد مادی گرا صرف نظر از ثروتشان، از امید، نشاط و انگیزه ی کمتری نسبت به افراد قشر متوسط برخوردارند. سوئیس کشوریست ثروتمند، اما با این وجود، به دلیل عدم تجمل گرایی و تواضع مردم، این ثروت به چشم نمی آید. آنها دارایی های خود را به رخ هم نمی کشند تا در همدیگر حس رشک و حسد را ایجاد نکنند، البته که در ملل دیگر، همچون ایرانی ها، آمریکایی ها،... اینطور نیست. وینر بر این باورست که میزان حس صمیمیت در روابط، بسیار موثر تر از در نظر گرفتن ملاک پول و ثروت در بین افراد است. وی چنین می گوید: "بخش اعظمی از خرسندی و حس نشاط در زندگی ما بستگی به چگونگی و میزان نزدیکی عاطفی ما با افراد جامعه و خانواده است." رابطه ی توقعات با خوشبختی در مباحث بین استیو و وینر، یکی از مهم ترین عوامل میزان شادی در ملل، مقدار سطح توقعات آنها از زندگیست، افکاری که بیشتر ما با آنها درگیر هستید و همواره ذهن خود را در مورد لیاقت ها و چیزهایی که باید داشته باشید و ندارید، مشغول می کنید. در اینجا به پاره ای از این نظریات بین "استیو" و "وینر" می پردازیم: نظریه استیو: شاید این معیارها برای همه ی فرهنگ ها و ملل در دنیا صحت نداشته باشد، اما در مقایسه مردم آمریکا و اروپا، می بینیم که چطور آمریکایی ها دوست دارند ثروتمند ترین انسانها روی کره ی زمین باشند و همواره دموکراسی را با آغوش باز می پذیرند، ولی با بررسی دقیق تر، می بینیم که افکار و اعمال آنها به نسب اروپایی ها از اساس و بنیان، متفاوت است، چه معیارهایی در اروپا مد نظر است که برخی ملل آنها همیشه شاد و خوشحال هستند که آمریکایی ها نیستند یا برعکس؟ وینر: در پاسخ به این سوال، نیم نگاهی به کشورهای اروپایی، به خصوص اروپای شمالی می اندازیم، بطور مثال، دانمارک،سوئیس، هلند،... مردم دانمارک به دلیل پایین بودن سطح توقعاتشان همواره از نظر آماری شادترین مردم به حساب می آیند، در حالی که در آمریکا سطح توقعات مردم سر به فلک می کشد! "با کاهش سطح توقعات و انتظارات در زندگی و قناعت، از موفقیت ها و گام های هر چند کوچک خود احساس خوشنودی و رضایت می کنیم" یکی از پیش زمینه های این معضل در آمریکا، وجود امکانات بی رویه مالی است که در نگاه مردم رژه می روند و به همین دلیل همواره به خود می بالند، بطور مثال، با دیدن کاخ های عظیم پادشاهی قدیم، یا دیگر شکوه نجیب زادگان قدیمی، در خیالات و تصورات خود همیشه به دنبال این هستند که آیا روزی می شود که ما نیز مثل آنها در این عظمت و شکوه زندگی کنیم؟! البته که ما همواره بلندپروازی را انگیزه ای برای نیل به اهداف در زندگی می دانیم، اما مسئله وقتی جدی می شود که نتوانیم به درستی به این خیالات جامه ی عمل بپوشانیم و آن وقت است که تمام وجودمان را ناامیدی و یأس فرا خواهد گرفت. نتیجه این که، در اروپا به دلیل تعادل سطح توقعات، مردم با رویی خوش و نشاطی پیش از پیش به زندگی امیداوارند. استیو: بیشتر افکار در آمریکا خیالیست، بطور مثال، روزی در شیکاگو، بطور اتفاقی عده ای جوان غیر آمریکایی (سومالی) با یک کامیون قدیمی، برخوردم، راننده ی آنها با هیجانی خاص، فریاد می زد، "اینجا آمریکاست، می توانید در قرعه کشی ها شرکت کنید و پول دار شوید!"، من به نوبه می دانستم که این جوان و همراهان او، هرگز پول دار نخواهند شد، تنها با این افکار پوچ، خوشنود و سرخوش، روزگار خود را سپری می کنند. درمقابل، با نگاهی به مردم دانمارک می بینیم که چطور، قدم به قدم با بینشی عمیق زندگی می کنند، بطور مثال، آنها ابتدا یک فنجان قهوه کوچک سفارش می دهند و از نوشیدن آهسته و با چشیدن طمع آن، از زندگی لذت می برند و برای خوردن فنجان بعدی بهایی دوباره پرداخت می کنند، در حالی که در آمریکا، یک لیوان بزرگ قهوه سفارش می دهند و یکباره آن را سر می کشند با نصف قیمت، بنابراین با این مثال کوچک می بینیم که برخی مردم دانمارک و کشورهای مثل آن، چطور با قناعت، قدر نعمتهای زندگی را می دانند و از داشتن آنها لذّت می برند. حقیقت این است که برخی سرخوشی ها و شادی های ما در زندگی، کاذب و دروغین است و هیچ وقت به حقیقت نمی پیوندد. نگاهی اجمالی بیشتر افراد جامعه در حسرت داشتن خانه ای مجلل، اتومبیلی شیک، پول فراوان، پدر و مادری پول دار، وضعیت اجتماعی سطح بالا، و...، زندگی خود را سپری می کنند، اما با مطالعه ی سایتهای مردم شناسی و مقالات و مهم تر از همه گذشته ی خود در می یابید که حقیقت این است که اگر ما با کاستن سطح توقعات و پیشه ساختن قناعت، بتوانیم تنها به نیمی از خواسته هایمان اکتفاء کنیم، مطمئناً شانس دستیابی به آنها برایمان بیشتر خواهد بود، در مقابل اگر با بلندپروازی ها، الزاماً بخواهیم به همگی این رویاها به یکباره برسیم، با اولین شکست در زندگی، برای طی کردن ادامه ی راه، هیچ انگیزه ای نخواهیم داشت. حقیقت این است که هیچ کس با گذشته خود و داشته های آن زمان، خوشبخت نخواهد شد، بلکه با نگاهی به امروز و همین لحظه و تعادل سطح توقعات، می توانیم از کمترین نعمت و دارائی مادی و معنوی خود خرسند، شاد و با انگیزه برای هدف بعدی گام برداریم. شعله عشق را در زندگی مشترک خود روشن نگاه دارید
      • 2
      • Like
  18. afa

    تقویت نیروی تفکر

    از آنجاییکه نیروی تفکر وابسته به دیگر مهارتها درانسان است، همواره تلاش های زیادی جهت ترقی و تقویت آن در سرتاسر دنیا صورت می گیرد. نیروی تفکر ترکیبی از عوامل ساختاری چون، حواس پنجگانه، قوه ی درک، حافظه، خلاقیت، نوع زبان و علائم و رموز مربوط به آن است، همچنین پایه و اساس استعدادهای یادگیری، توانایی کنکاش در مسائل زندگی و استدلال در آن می باشد. مطالعات آموزشی بین المللی بر این باور است که کسانی که در صدد هستند تا قدرت تفکر خود را بالا ببرند، به تدریج با شناخت مهارت ها در تفکر و حل مشکلات آن، سطح حواس پنج گانه، قوه ی درک و آگاهی خود را افزایش می دهند. بطور مثال درباره ی یک موضوع ناشناخته و نامعلوم دیگر فقط نمی گویند: "این یعنی چه؟ یا چیست؟" بلکه با نیروی تفکر خود سعی می کنند به شناخت ماهیت آن چیز و کارکرد آن نیز بپردازند."این چه طوری کار می کند؟" سه عامل تعیین کننده نیروی تفکر در هر فرد عبارتند از: · داده ها: کسب و سازمان دهی داده ها و اطلاعات از محیط بوسیله ی حواس پنج گانه، و متعاقبا" درک و تأیید نتایجی که از این طریق به آنها دست یافته ایم. · کنترل: بررسی موقعیت برای اقدامات موثر و معنی دار، برای مثال، نقشه ریزی، تصمیم گیری و ارزیابی. · خروجی: راه و روش صحیح جهت استفاده از معلومات برای حل مشکلات موجود در زندگی، بطور مثال، یادآوری، تفکر و بررسی و اظهار نظرها. در مرحله اول، باید بر داده های محیطی توجه لازم را جهت دریافت و مشاهده ی آنها داشته باشیم. در برخی افراد ضعف در حواس پنجگانه، سطح ادراکی و جسمی، مشکلاتی را اعم از عدم توانایی در تشخیص و پردازش داده های ورودی برای آنها ایجاد می کند. در برخی دیگر نیز معایبی چون عدم توانایی در پاسخ دهی و عکس العمل، ذخیره و بازیابی اطلاعات و داده ها پیش می آید. یکی از زیر مجموعه های نیروی تفکر که به علاقه مندان آموزش داده می شود، چگونگی ثبت در حافظه، دسترسی و استفاده ی به موقع از اطلاعات است. البته این مباحث تحت محور مسائل فرهنگی و محیطی هر فرد متفاوت است. نمونه :امیر حسین و رضا ( دو کارآموز درزمینه تقویت قدرت تفکر) امیر حسین و رضا با طرح سوالاتی از یکدیگر می خواهند قدرت تفکر خود را ارزیابی کنند. آنها به مدت چهار سال است که در این کلاس ها ثبت نام کرده اند و با هم به روی یک ماکت مدل هواپیما کار می کنند. آنها یاد گرفته اند که در هر زمینه از طرح خود، بطور مثال، مواد مورد استفاده و اینکه از کدام یک از آنها بهتر است استفاده کنند، مذاکره کنند. مربی آنها در زمینه ی افزایش مهارت در نیروی تفکر، آنها را تشویق می کند تا ابتدا به نظرات و عقاید یکدیگر گوش دهند، سپس با بیان سوالاتی، همدیگر را به تفکر و تعقل بیشتر مشتاق کنند: بطور مثال، "چطور می شود که این قطعات را به یکدیگر چسباند؟" یا "نمی دانم اگر بتوانی با چسب مایع بچسبانی؟" ، "خوب، چرا دو تا چسب را با هم مخلوط نمی کنی؟" ، "اگر از نوارچسب استفاده کنیم چطور؟" ، "شاید اینطوری بهتر باشد؟" قوه ی هوشیاری و حواس پنج گانه این مهارتها عبارتند از : · حس بصری، (تعقیب، تعمیر، بازرسی و تمرکز دید،...) · حس شنیداری، ( شنیدن و عکس العمل مناسب،... ) · حس لامسه، (لمس جنس پارچه، البسه، اشیای مختلف و توانایی تشخیص جنس آنها،...) · تعامل بین حواس پنجگانه، (در حال پیاده روی، می توانید به اطراف نگاه کنید و هم خوراکی در دست آن را لمس کنید و میل کنید،...) مهارتهای نیروی تفکر اولیه · خواندن فکر دیگران و پیش بینی · یادآوری (تقویت حافظه)، برای مثال، از طریق عکس و یا شفاهی با مرور موضوعات · درک دلیل و معلول و استدلال در مورد آن · ایجاد ارتباط بین موضوعات، تجربیات و اتفاقات · خلاقیت و قدرت تخیل، برای مثال، انجام آزمایشات توسط یک گروه و بهره گیری از عقاید و نظرات مختلف در زمینه ای و در نتیجه خلق اکتشافات جدید، در اینجا به نمونه هایی از این آموزش ها می پردازیم: خواندن فکر دیگران و پیش بینی مریم در این دوره ثبت نام کرده است، او همواره دوست دارد فردی متفاوت باشد، روابط و مسائل روزمره را سریع تر درک کند و در تعامل گفتگو با دیگران پیش روی کند. مریم همیشه عروسک های خیمه شب بازی را دو ست دارد، از اینکه برق می زنند و می توان آنها را حرکت داد لذت می برد، او هر روز که از مدرسه به خانه بر می گردد، در یک اتاق تاریک( که تنها سوی کمی از نور در گوشه ای از اتاق باشد)، آرام و راحت می نشیند، و تمام وقایع آن روز را در مدرسه و ... با عروسک خیمه شب بازی توضیح می دهد، در این بین از تمام چیزهایی که دیده است، احساس کرده و ... صحبت می کند، اهداف مربی وی از این سبک آموزش ها: · تمرکز و توجه بیشتر · تقویت حس دیداری · عکس العمل سریع تر · افزایش توان پیش بینی و برخورد با وقایع یادآوری ( تقویت حافظه ) آرش به مدت سه سال است که در این کلاسها ثبت نام کرده است، مشکل او فراموش کردن کارهای روزمره و درسهایی بود که درمدرسه آموزش داده می شد، او هر روز بعد از مدرسه، به کلاسهای آموزشی تقویت حافظه می رود، در آن جا لیستی مأخذ و سمبولیک برای تمام کارهایی که ممکن است یک دانش آموز در طول روز انجام دهد اعم از، نحوه و نوع لباس، غذایی که باید به مدرسه ببرد، ... در میز کار آنها نصب است. او پس از علامت زدن کارهایی که از صبح انجام داده است، این لیست را به همراه خود می برد و در راه برگشت، باقی کارهای انجام شده در خود کلاس آموزشی و یا ... را در لیست وارد می کند. قدم آخر و اصلی آن است که بدون نگاه به لیست سعی کند به خاطر آورد چه کارهایی را انجام داده است. خلاقیت و نوآوری در زمینه پرورش هنر: نوید در این کلاسها باید کارهای چاپ دستی را با هر وسیله که به ذهنش می رسد انجام دهد، برای مثال، او با نگاهی به اطراف، برگ بزرگی را دید، بی درنگ آن را سریع در یک ظرف رنگ فرو برد و به روی کاغذ چسباند و به این صورت یک چاپ دستی را خود خلق کرد.
      • 1
      • Like
  19. قبل از ازدواج باید بدانید ... یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی این است که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح کرده‌ایم که به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان کمک می‌کند. حقیقتا این سوالات کلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج‌تان کمتر خواهد بود. ● چه عادت‌هایی دارد؟ آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده‌تان چطور؟ چند ساعت در شبانه‌روز تلویزیون تماشا می‌کنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر کار می‌کند؟ بهتر است بدانید همسر آینده‌تان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا کارهای شخصی‌اش می‌کند؟ آیا این زمان‌ها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟ ● زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟ وقتی از صمیم قلب به کسی که دوستش دارید حرف‌های دلتان را می‌زنید در او احساس عشق را بیدار می‌کنید. برخی افراد زمانی‌که یک هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت می‌کنند به اوج عشق می‌رسند. روشی که به وسیله آن افراد به عشق می‌رسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان می‌تواند تماس فیزیکی، سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر یا کلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید که زبان عشق یکدیگر را پیدا کرده‌اید. ● نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟ آیا شما فرزند می‌خواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آینده‌تان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است که هر دو موافق یک نوع روش تربیتی خاص باشید. ● روابط خانوادگی او چگونه است؟ خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یکدیگر رفتار می‌کنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست که شما حتما در آینده خانواده‌ای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او کمک می‌کند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شکل گرفته است. همه خانواده‌ها مشکلاتی دارند، از ابتدا موضع خود را مشخص کنید، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی ‌شوید یا می‌خواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟ ● طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر می‌آید؟ ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خسته‌اید و به کمی ‌تنهایی نیاز دارید. در کنار مشکلات کوچک مشکلات بزرگ هم به وجود می‌آید. از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامه‌ریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یکی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماری‌های جدی،... همه و همه مشکلات غیرقابل پیش‌بینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با این مشکلات دلسرد می‌شوید؟ آیا شما یا همسرتان برای کنترل امور به یکدیگر کمک می‌کنید؟ آیا یکدیگر را در شرایط سخت تنها نمی‌گذارید، حتی اگر زندگی آن طور که تصور می‌کردید پیش نرفته باشد؟ ● آیا هر دو اعتقادات مذهبی یکسانی دارید؟ همسر آینده شما ممکن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگی‌شان دخالت می‌دهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید، چگونه می‌خواهید فرزندانتان را تربیت کنید؟ حتما لازم نیست که بر سر کوچکترین مسائل دینی با هم موافق باشید، اما باید در اصل پیرو یک اعتقاد باشید. ● انتظار او از ازدواج چیست؟ از کار خانه گرفته تا حساب‌های پس‌انداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یک زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فکر می‌کنید این کارها مربوط به پیش از ازدواج است؟ هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درک انتظارات طرف مقابل کوشش کنند. ● اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟ در لحظاتی که بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است که می‌خواهید، فراموش نکنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید. یک سوال قدیمی‌ وجود دارد که همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در ۱۰ سال آینده خود را کجا می‌بینی؟» یا «می‌خواهی ۲۰ سال آینده چه زندگی داشته باشی؟» ● اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ کجا می‌خواهد زندگی کند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد می‌وزد برود؟ هر کس یک طرح یا آرزوی اصلی دارد. دریابید آیا شما می‌خواهید همسفر رویاهای همسر آینده‌تان باشید یا نه!؟ البته نمی‌توانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پخته‌تر خواهد کرد و مطالب بیشتری در مورد هم می‌فهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست کنار هم قرار دهید تا آخر عمر یک زندگی شاد خواهید داشت.
      • 1
      • Like
  20. afa

    شارژری که از هوا انرژی می گیرد!!

    در شرایطی که دنیا در انتظار ورود شارژرهای یونیورسال برای تلفنهای همراه است، به نظر می رسد تامین انرژی محصولات الکترونیکی مصرفی قابل حمل با کمک فناوریهای بی سیم آسانتر می شوند. در این راستا در نمایشگاه محصولات الکترونیک مصرفی لاس وگاس دستگاه جدیدی معرفی شده است که می تواند به عنوان شارژر بی سیم تلفنهای همراه و پخش کننده های MP3 کاربرد داشته باشد. این دستگاه را که "ایرنرژی" (Airnergy) نام دارد، شرکت آمریکایی RCA توسعه داده است. Airnergy می تواند سیگنالهای وای- فای موجود در هوا را که از مودمهای اینترنت بی سیم حاضر در خانه و یا اداره فرستاده می شوند جمع آوری کرده و این سیگنالها را به انرژی مفید برای شارژ به روش بی سیم تبدیل کند. این نوع بازیافت انرژی می تواند از سایر منابع الکترومغناطیسی حاضر در بین دیوارهای خانه نیز انجام شود اما در حال حاضر Airnergy با توان سیگنالهای وای- فای نزدیک به خود عمل می کند. در نمایشگاه CES 2010 این شارژر در مدت حدود 30 دقیقه توانست یک تلفن همراه- رایانه جینی "بلک بری" را شارژ کند. براساس گزارش گاردین، این دستگاه از پاییز آینده در آمریکا به قیمت 40 دلار وارد بازار می شود.
      • 1
      • Like
  21. بی حوصلگی هنگامی روی می دهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیای پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمی بریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست. بی حوصلگی هنگامی روی می دهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیای پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمی بریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست. یکی از خصوصیات انسان تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در شکل و نوع محرکات بیرونی است. سازگاری حسی سبب می شود ما از فعالیتهای تکراری به ستوه آییم. سازگاری حسی یعنی: کاهش حساسیت حواس زمانی که در معرض مداوم یک عامل محرک ثابت و تغییر ناپذیر قرار می گیرند. مثلا پس از خرید یک تلفن همراه نو شوق و ذوق فراوانی داریم اما پس از گذشت یکی دو ماه همان تلفن همراه برایمان تکراری و ملال آور می شود. همین عامل در روابط زن و مرد نیز مصداق دارد. اما باید آگاه بود که تنوع طلبی یک ویژگی ذاتی انسانها بوده و می بایست در برخی موارد آن را تحت کنترل درآورد و برایش محدودیت قائل شد. حتی اگر مردی همسر زیبایی هم داشته باشد ممکن است خدای ناکرده به زنان دیگر مخفیانه نگاه کند حتی اگر آن زنان نازیبا و زشت باشند. چرا که نزد آن مرد زیبایی همسرش دیگر تکراری و عادی گشته و به عبارتی به چهره وی عادت کرده است. اما همین مرد باید مطلع باشد که این دور باطل هیچگاه به کمال خشنودی منتهی نمی گردد. بنابراین باید برای برخی امور در تنوع طلبی محدودیت قائل شویم و گرنه مجبور خواهیم شد همیشه بی حوصله و دلزده باقی بمانیم و طعم رضایت را نچشیم. یکی از نکات بسیار مهم در روابط این است که زن و مرد هر آنچه که دارند را یک باره رو نکنند. یعنی تمام مهارتها، خصوصیات اخلاقی و شخصیتی، آرزوها، اسرار، برنامه های آینده، هدفهای بلند مدت و کوتاه مدت و غیره. چون زمانی که مثلا دختری از تمام راز و رمز، مهارتها و شیرین کاری های یک پسر آگاه شود دیگر چیزی باقی نمی ماند که حس کنجکاوی دختر را نسبت به آن پسر برانگیزد و رابطه از هیجان و تب وتاب می افتد. مانند فیلمی که وقتی از ابتدا تا انتهای آن را مشاهده می کنیم دیگر بندرت پیش می آید که بخواهیم مجددا نگاهش کنیم اما اگر همین فیلم به صورت سریال نمایش داده شود هم هیجانش بیشتر می شود و هم کنجکاوی بیننده برای سر درآوردن از ادامه داستان. اما این بدین معنا هم نیست که به طرف مقابلمان دروغ بگوییم و شخصیت اصلی خود را کتمان کنیم بلکه باید به گونه ای پیش برویم که در هر یک از ملاقات هایمان یک سخن، مطلب، خبر یا برنامه تازه در چنته داشته باشیم. خلاصه باید پیش بینی ناپذیر باشیم. برای غلبه بر بی حوصلگی در زندگی از این راهکارها سود برید: ۱) سعی کنید هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید. ۲) بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمی شود. برخیزید و به کاری مشغول شوید. ۳) حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی است می تواند شما را تا مرز افسردگی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید. ۴) هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید. ۵) خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد می کند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش) یا پذیرش ایده های جدید. ۶) به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصلگی شماست که همه چیز را کسل کننده می بینید. بی حوصلگی یک امر نسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند. ۷) حس کنجکاوی خود را بر انگیزید. نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید. سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران. ۸) خیال پردازی کنید. خیال پردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما از واقعیتها و حقایق می گردد اما از تخیل خود می توانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیال پردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید. ۹) تکرار فعالیتهای روزمره یا از روی عادت بسیار خسته کننده است. بنابراین دیگر ایده ها، گزینه ها واحتمالات را هم انتخاب کنید. مثلا هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه یا شیر بخورید یا هر روز سر یک ساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن یا مدل موی خود را تغییر دهید. ۱۰) هر بار سر قرار ملاقات یک دست لباس مشابه به تن نکنید یا در کافی شاپ فقط میلک شیک سفارش ندهید. با یک هدیه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگیر کنید. ۱۱) تکراری نباشید.
      • 1
      • Like
  22. بایدها و نبایدهایی در این موقعیت وجود دارد كه در زیر به آنها پرداخته ایم. * با والدین خود صادق باشید و دلایل خود را برای انتخاب آن فرد بیان كنید. و فرصتی را برای آشنایی آنها با وی فراهم نمایید. بایدها و نبایدها زمانی كه والدین شما با ازدواج با فرد مورد نظرتان مخالف هستند، روابط شما و آنها تحت تاثیر قرار گرفته و تخریب می‌شود. بایدها و نبایدهایی در این موقعیت وجود دارد كه در زیر به آنها پرداخته ایم. * با والدین خود صادق باشید و دلایل خود را برای انتخاب آن فرد بیان كنید. و فرصتی را برای آشنایی آنها با وی فراهم نمایید. زمان صرف شام از خاطرات، رویاها و اهداف خود در كودكی تان صحبت كنید. اهمیت گذشته خانواده در ازدواج اگر چه از حرفهایی كه پدر و مادر شما راجع به فرد انتخابی شما می‌زنند، ناراحت می‌شوید، باز به صحبت‌های آنها گوش بدهید. شنیدن حرفهای آنها به این معنی نیست كه با آنها هم عقیده هستید. رهنمودهای شنیدنی اگر شما هنوز نابالغ هستید، باید احساس نارضایتی پدر و مادر خود را درك كنید. سعی نمایید خواسته‌های آنها را مورد توجه قرار بدهید و با آنها مشورت كنید. اگر شما و آن فرد واقعا یكدیگر را دوست می‌دارید، مدتی منتظر بمانید تا بزرگتر شوید و موانع از سر راه شما كنار بروند. مقالات ازدواج در كلاس‌های ازدواج قبل از ازدواج شركت كنید. كه این موضوع در رفع ترس والدین شما از ازدواج زود هنگام، یا دلایل اشتباه موثر می‌باشد. آزمون‌های قبل از ازدواج دلایل درست و غلط برای ازدواج كردن اگر نسبت به ازدواج خود با آن فرد نگرانی دارید و دودل هستید، ازدواج خود را به تاخیر بیاندازید. طلاق گرفتن خیلی تكان دهنده تر از قطع روابط با فرد مورد نظر می‌باشد. چگونگی اطمینان از انتخاب صحیح اگر عدم علاقه والدین شما نسبت به همسرتان ادامه داشت، راجع به محدودیت‌ها در روابط شما با آنها صحبت كنید. بنابراین مخالفت آنها باعث تخریب علاقه شما و همسرتان نمی‌شود. رهنمودهایی در رابطه با حل اختلافات بین خود و خانواده همسرتان با همسر خود در رابطه با رفت و آمد وی با والدین تان مشورت كنید. اما هرگز اجازه ندهید كه همسرتان باعث جدایی شما از پدر و مادرتان شود. بدانید كه جدایی شما از دوستان و خانواده‌تان علامت خطری در ازدواج شما می‌باشد. علائم هشداری یك ازدواج پردردسر مطالعات نشان می‌دهند كه مخالفت خانواده با ازدواج فرزند، بی اعتمادی، انتقاد و كشمكشی ایجاد می‌نماید. بنابراین با یك مشاور ازدواج مشورت كنید. شیوه‌های درمانی ازدواج اجازه ندهید كه كشمكش موجود تا خرابی رابطه شما و پدرومادرتان، تشدید بگیرد. حتما به عواقب جدایی از پدرو مادر و حتی پدرومادربزرگ و بستگان خود توجه داشته باشید. گاهی كدورت و عصبانیت باعث زیان رساندن به سلامتی انسان می‌شوند. موافقت‌های قبل از ازدواج به خاطر عشق یا پول آیا توافق قبل از ازدواج به خاطر عشق است یا به خاطر پایان دادن به مشكلات مالی؟ خیلی از زوجین قبل از پیوند زناشویی با یكدیگر توافق پیدا می‌كنند. این توافق‌ها فقط مربوط به افراد پولدار یابی پول نیست. خیلی از این توافقات رسمی و امضاء شده هستند كه باید زوجین بعد از ازدواج با مشكلات كنار بیایند. اگر چه این موضوع خیلی رومانتیك نیست اما می‌تواند یك تجربه مثبت باشد. مزایای توافقات پیش از ازدواج • به توافق رسیدن قبل از ازدواج به این معنی نیست كه زوجین انتظار طلاق دارند. • مسائل مالی مورد بررسی قرار می‌گیرند. • میراث خانوادگی حفظ می‌شود. • اگر همسر شما موردی را امضاء نكند، قبل از عروسی متوجه موضوع می‌شوید. • مسائل مالی فرزندان از ازدواج قبلی مورد توجه قرار می‌گیرند. • دارایی‌های تجاری و شخصی هر كس حفظ می‌شود. • توقعات مالی قبل از عروسی مشخص می‌شوند. • معلوم می‌گردد كه در صورت مرگ هر كدام چه دارایی به فرزندان یا دیگر اعضای خانواده داده می‌شود. • هنگام طلاق زوجین، جنگ و جدل بر سر دارایی‌ها از بین می‌رود. معایب توافقات بیش از ازدواج • توافقات قبل از ازدواج به خاطر ناكامی مربوط به دارایی‌ها، فریبكاری، اجبار، یا بی وفایی می‌توانند از بین بروند. • اینها غیر رومانتیك هستند. • می توانند مشخص كنند كه گاهی عدم اعتماد بین دو طرف وجود دارد. • گاهی باعث ایجاد خشونت بین زوجین می‌شوند. • یا شاید به نظر برسد كه عدم تعهد نسبت به طرف مقابل وجود دارد. تاریخچه توافقات قبل از ازدواج اینها به هزاران سال قبل برمی گردند. در حدود قرن 19 توافقات برای خانم‌ها در ایالت متحده الزامی بودند. به این خاطر كه تا قبل از مرگ تمام دارایی‌های زن به همسرش انتقال می‌یافت. و در صورت مرگ همسر یا جدا شدن از او، دارایی‌های او از دست می‌رفت. در ایالات متحده این سازمان در شهرهای مختلف وجود دارد. و مشخص می‌كنند كه تمام دارایی‌های افراد كه در طی زندگی زناشویی آنها جمع آوری شده‌اند، در صورت طلاق، بین آنها تقسیم می‌شوند. نكات مربوط به توافقات پیش از ازدواج 1- خیلی زود به هنگام آشنایی، راجه به آنها صحبت كنید. 2- صادق باشید. هرگز احساسات، افكار و دارایی خود را پنهان نسازید.
      • 1
      • Like
  23. بین یکی شدن با همسرتان در حالی که هویت و شخصیت اصلی خود را حفظ می‌کنید ، خط باریک و ظریفی وجود دارد. این مسأله، موضوع چالش برانگیزی است . خصوصاً اگر تازه به زندگی مشترک وارد شده اید... همدل و همراه تا ته دنیا بین یکی شدن با همسرتان در حالی که هویت و شخصیت اصلی خود را حفظ می‌کنید ، خط باریک و ظریفی وجود دارد. این مسأله، موضوع چالش برانگیزی است . خصوصاً اگر تازه به زندگی مشترک وارد شده اید... شاید بپرسید: « منظور از یکی شدن چیست و چگونه من و همسرم می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟» یکی شدن نیاز به تلاش و ممارست دارد. این مساله نمی‌تواند سریع رخ دهد اما با تلاش و تعقل می‌تواند اتفاق افتد. برای زوج‌های جوان تجربه درجه ای از پشیمانی در ابتدای ازدواج ، امری متداول است ، تغییر ناگهانی که پس از پایان ماه عسل ایجاد می‌شود یکی از سنگین ترین لحظات زندگی است. بسیاری از زوج‌های جوان، این لحظات را مثل «ریخته شدن آب سرد روی صورتشان» توصیف می‌کنند. برخی هم آن را به صورت‌های زیر بیان می‌کنند: «من احساس می‌کنم در سیاره دیگری هستم و می‌خواهم به خانه خودم برگردم.» «من دلم برای کارهایی که دوست دارم انجام دهم تنگ شده است.» جمله ای که اغلب مشاوران ازدواج می‌شنوند این است که زوجین بیان می‌کنند که «اگر دو نفر تبدیل به یکی شوند، این بدان معناست که من به عنوان یک شخص ناپدید خواهم شد؛ پس قضیه را فراموش کن!» اگر شما هم این گونه فکر می‌کنید تصور نکنید که تنها هستید یا موقعیت ناامید کننده ای دارید. بسیاری از زوج‌های دیگر نیز چنین تصوری دارند. نقل قولی که در ادامه آمده، نشان دهنده این حقیقت است که تغییر شرایط از دوران مجردی به متاهلی اغلب مشکل است. «من تصور می‌کنم سختی‌های زیادی که در هماهنگ کردن دو زندگی با هم وجود دارد شبیه به حرکت کردن در جهت مخالف طوفان و یافتن یک جای امن و آرام است.» بسیاری از زوج‌ها از چگونگی ترکیب دو شخصیت و هماهنگ شدن خواسته‌ها، آرزوها و رویاهایشان با یکدیگر، متعجب هستند و آن را عقلانی نمی‌پندارند بلکه معتقدند که ازدواج و ایجاد هماهنگی بین دو نفر مربوط به روح بوده و خداوند در آن دخیل است. تغییر و تحول از مرحله مجردی (با آزادی‌های خاص خود) به متاهلی ( با تعهدات ویژه آن) می‌تواند در طرفین احساس عصبانیت یا ضرر و زیان را ایجاد کند. اما می‌توان با آن کنار آمد.این احساسات طبیعی هستند. وقتی ما از دوران مجردی به متاهلی گام می‌نهیم، احساس زیان می‌کنیم. حس از دست دادن چیزی، احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کند. اما همین که در رابطه خود با شخصی که با او پیمان بسته ایم رشد و پیشرفت می‌کنیم غم و‌اندوه به شادی، رضایت و خرسندی تبدیل می‌شود. در ازدواج باید به جای خودخواهی شخصی، احساس نزدیکی و وحدت با طرف مقابل داشت و تا حدودی تمایلات شخصی را به خاطر دیگری زیر پا بگذاریم. در این حالت تمامی احساسات ناخوشایند جای خود را به شادی و نشاط می‌دهد. ایجاد یگانگی و وحدت، نیاز به تلاش زیادی دارد اما ارزش این همه سعی و تلاش را دارد. اگر با چالش‌های «با هم بودن» دست و پنجه نرم می‌کنید چند پیشنهاد ساده زیر می‌تواند به شما کمک کند. 1 - به یاد بیاورید که خداوند شما دو نفر را برای یک دلیل و هدف خاص در کنار هم قرار داده است و این که شما یکدیگر را پیدا کرده اید تصادفی نیست. او خواسته، شما یک روح باشید در دو بدن و به یکدیگر عشق بورزید و تا زمان مرگ در کنار هم باقی بمانید. 2 - طریقه فکر کردن خود را تغییر دهید. شما هنوز هم یک فرد مستقل هستید اما در کنار فردی دیگری زندگی کنید. پس باید طرز فکر خود را تغییر دهید. چرا که اکنون تنها به خود تعلق ندارید و نباید مثل فردی مجرد رفتار کنید. با تغییر طرز فکر خود ، نوع احساسات خود را نیز می‌توانید تغییر دهید. مثل فردی متاهل فکر کنید؛ در این حالت همین گونه نیز احساس خواهید کرد. 3 - سعی کنید روی اشتباهات همسرخود تمرکز نکنید و با تغییر خود شروع به افزایش یگانگی و همدلی با او کنید. 4 - از دیگران یاد بگیرید. از زوج‌های موفقی که در اطرافتان می‌شناسید راز و رمز موفقیت شان را جویا شوید. ببینید آنها چه عادات و رفتاری داشته‌اند که چنین ازدواجی‌های موفقی را تجربه کرده‌اند. در رابطه زناشویی، بیش از هر چیز سعی کنید سرگرمی‌های مشترکی را ایجاد کند و وقت زیادی را با هم و در کنار یکدیگر بگذرانید. همدلی و همراهی باعث ایجاد حس آرامش در طرفین خواهد شد و هدف اصلی ازدواج نیز رسیدن به همین ساحل آرامش است.
      • 1
      • Like
  24. استفاده از تکنیک خنده در روابط زناشویی از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است. زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید. در این قسمت شما را با 5 تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید. 1- با تمرکز بر روی موضوعات جالب سعی در بیدار کردن حس شوخ طبعی خود داشته باشید. شاید این امر در مراحل اولیه قدری دشوار به نظر برسد، اما چیزی نخواهد گذشت که تمام اطراف خود را مملو از چیزهایی خواهید دید که باعث بیدار کردن حس خوشحالی در شما می شوند. با اتکا به این شیوه از زندگی خود نیز لذت بیشتری خواهید برد. 2- اگر احساس می کنید که به تازگی خیلی کمتر از گذشته می خندید، شاید بهتر باشد که ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بیشتر کرده و از افراد بی حوصله و غمگین فاصله بگیرید. 3- یاد بگیرید که به برخی از کارهای خودتان هم بخندید. اگر این کار را نکنید، این حق را به دیگان می دهید تا به شما بخندند. بسیاری از افراد به دلیل ناامنی ها و ترس هایی که در وجود خود احساس می کنند، قادر به انجام یک چنین کاری نیستند. آنها از این می ترسند که در نظر دیگران احمق و فاقد صلاحیت جلوه کنند. به هر حال همه افراد در زندگی خود دچار اشتباه می شوند، اگر به اشتباهات خود بخندید آنها را کم اهمیت جلوه می دهید. همچنین این امر از جمله خصیصه های فطری انسان نیز قلمداد میشوند. 4- عکس های جالب و جوک های بامزه را جمع کنید و بر روی در یخچال یا تابلوی اعلانات بچسبانید تا همه بتوانند آنها را ببینند و لذت ببرند. البته باید از انواع جوک های نژاد پرستانانه، برانگیزاننده جنسی و پلید صرف نظر کنید. باور کنید که بدون وجود یک چنین مسائلی باز هم می توانید بخندید. من به شخصه ارزشی برای مقوله های زشت قائل نیستم. 5- از حس شوخ طبعی برای حل مشکلات موجود در روابط خود بهره بگیرید. زمانیکه در رابطه خود به بن بست می رسید، سر شوخی را باز کنید. یکی از دوستانم تعریف میکرد که چندی پیش با همسر خود مشاجره ای داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدی به او زد، دوست من هم با شنیدن آن عبارت به همسرش گفت تو با بیان یک چنین عبارات زننده ای کمر مرا شکستی! ناگهان همسرش شروع به خندیدن کرد و خودش هم همین کار را ادامه داد. چیزی نمی گذرد که هر دو یادشان می رود که چرا با هم دعوا می کردند و همه چیز به حالت عادی باز می گردد. باید توجه داشته باشید که شوخ طبعی ذاتی نیست و یک امر کاملاً اکتسابی میباشد. شما اگر بخواهید به راحتی می توانید حس شوخ طبعی خود را افزایش دهید. زمانی که این کار را انجام دهید به این نتیجه می رسید که روابطتتان غنی تر و مستحکم تر می شوند. مردم هم به چشم یک فرد جذاب تر به شما نگاه می کنند. این امر هم به نوبه خود سبب می شود که حس شوخ طبعی شما باز هم بیشتر ارتقا پیدا کند.
      • 1
      • Like
  25. باز مرتكب اشتباه شديد. روز تولدش يا سالروز ازدواجـتـان را فراموش كرديد. درحال برانداز كردن دختران ديگر، گيرتان انداخته است. او را به خاطر خرابي اتومبيل و يا فراموشي قـرار، روي پـا مـنـتظر نگهداشته ايد. جرمتان هر چه باشـد بايد چاره اي بينديشيد. چـند وقـتـي اسـت مـورد بـي اعـتنايي قرار گرفته ايد و اين وضـعـيت در حـال طـولاني شـدن اسـت. چگونه مي توانيد اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آوريد؟ فرمول مجذوب كردن دوباره او به سادگي الفبا مي باشـد. ايـن مـراحـل آسـان را طـي نموده و هر قدم اشتباهي كـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانيد. 1- قبول كنيد كه اشتباه كرده ايد زمانيكه به طور شفاف مشخص گرديد كه مرتكب اشتباه شده ايد و مـطـلقا راه گريزي از پيامدهاي حاصله از خطاكاري و جرمتان وجود نداشت،شما نيز بايد گناه خود را بپذيريـد. براي جبران خرابكاري و رسيدگي كردن به موقـــيعت ايـجـاد شده پيش برويد. اگـر در اين مـرحله در بيان جزئيات متوسل به دروغ شويد، احتمال اينكه او احساس كند كه به طـور كـامـل بـا وي صـادق نـيستـيد زياد مي شود و يا ممكن است داستان شما را به صـورت متفاوتي از شخصي ديگر بشنود. بنابراين مثلا اگر او شايعه اي را مبني براينكه شما را درحال خوش و بش كردن صميمي با يكي از همكارانتان ديده اند، شنيد، و اگر ميـدانيـد ايـن داستان تا حدي حقيقت دارد، بيـدرنـگ شـروع به انكار و حاشا نكنيد. براي سرپوش گذاشتن بر خطا خيلي دير اسـت. رو راست باشيد. قبول كنيد كه آن قضيه ممكن است اينگونه بـنظر ديـگران رسيده باشد كه شما در حال صحبتهاي عاشقانه با هـمـكارتـان بـوده ايد، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگوييد: " فقط هـميـن يـك بـار بـود و پـشـيـمـانـم. ابـدا علاقه اي به او ندارم" و يا چيزي مشابه اين. رو راست و مستقيم باشيد، اما كار غير عاقلانه انجام ندهيد. تا ميـتوانيد اشتباه خود را بي اهميت جلوه دهيد. هـمسر شـما شـديدا مـي خواهد باور كند كه شما قصد اذيت و آزار او را نداشته ايد بنابراين تمام تلاش خود را براي پاك كردن ذهـن او بكار ببنديد. حتي اگر يك عذر و بهانه به نظر شما ناكار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد كننده اي آنرا بيان كنيد باز وي خريدارش خواهد بود. در چنين شرايطي صداقت بيش از حد، ممكن است صدمه بزند. براي مثال در حالي كـه قطعا بايد بپذيريد كه از حد و حدود خود هنگاه صحبت كردن با همكارتان تجاوز كرده ايـد، لزومي ندارد به او بگوييد كه هميشه از ديــدن او خوشحال ميـشديـد و يا به چشم شما فرد جذابي بنظر مي رسيده است. كنترل خسارت يعني به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمايي كـردن آن بـوسيله دادن اطلاعاتي او واقعا نيازي به دانستنشان ندارد. 2- بي ريا و صادق باشيد هنگام تــلاش براي برگرداندن يك رابطه به حالت قبل، مي تـوانـيـد هـمـه چـيز را به دليل عذرخواهي كردن سرد و بي تـفاوت خراب كنيد. خـالـص بـاشـيـد. از طـريق لـحن صـدا و صحبتهاي خود به او نشان دهيد كه حـقيقتا از اشتباهتان متاسف هستيد و اينكه ديگر هرگز درآينده تكرارش نخواهيد كرد. براي او روشن كنيد كه از گناه خود پشيمانيد ( حتي اگر فكر نمي كنيد كه آنقدر ها هم مهم بوده باشند ). حقيقت امر اين است كه يك زن وقتي يك مرد دلشـكسته و پـشيمان بنظر برسد بسيار راحـت او را مورد پذيرش و عفو قرار ميدهد. در واقع اين بـخـشـي از غـرايـز طبـيـعي زنان محسوب مي گردد. بـنابراين اگر روز تولد همسرتان را فراموش كرده ايـد و او به دليل اين اشتباه احساس سرشكستگي مي كند، اشـتـباه خـود را با شـانه بالا انداختن و گفتن عباراتي مانند " خوب متاسفم، حالا كه اتفاقي نيفتاده" از سـر باز نكنيد. كمي جدي تر و بـا احـساس تـر عـمـل كنيد. اگـر در ايـن مرحـله حالتـي بــي تفاوت و بي اعتنا به خود بگيريد، احتمال طولاني تر شدن حل مشكل بيشتر خواهد شد. 3- اشتباه خود را جبران كنيد با اين كـه ممكن است اندكي شـفاف به نـظر بـرسد كـه مي توان رفتارهاي اشتباه را با هـدايا و نيكي هاي بخصوص جبران كرد، اما اگر اين عمل با دقت و با سليقه انجام گيرد، بهترين روش براي ابقا و تجديد يك رابطه خواهد بود. در ايـنـجا نـيـز كليد موفقيت همانند هميشه ابراز و بيـان احـساسات مي باشد. به او نشان دهيد كه تا چه حد انديشمند و با مـلاحظه هستيد. گردنبـندي را كه هـمسرتان هـمـيشه چـشـمش بـه دنـبـال آن بــود خريداري نموده و به او هديه دهيد. يك شـب به دل او بـاشيد و كـاري را بـكـنـيـد كـه وقف مرادش باشد. گذراندن يك شب در يك سينما يا تئاتر موزيكال چيزي را از شما كم نكرده و در حقيقت يك فداكاري كوچك براي نگهداري يك رابطه بزرگ بشمار مي رود. لازم نيست براي اينكه دل او را دوباره به دست آوريد، حساب بانكي خود را خالي كـنيد. زنها ديوانه هديه اي هستند كه بدانند شـما براي خشنود ساختن آنها با وقت گذاشتن و سعي و تلاش خود تهيه نموده ايد. يك نـسخه از كـتـاب مـورد عـلاقه دوران كـودكــي او مي تواند هديه اي رومانتيك و شيرين برايش باشد. از طرف ديگر خريدن يك پخش كننده dvd ، با اينكه مفيد است، اما ايده خوبي نبـوده و نشانگر اين خواهد بود كه شما براي از سر باز كردن آن مشكل، پـول خرج كرده ايد. هـدايـاي جبـرانـي خـود را عاقلانه انتخاب كنيد. 4- اشتباه خود را تكرار نكنيد حتي اگر مراحل 1 و2 و3 را بـا مـوفـقيت طي كنيد، با تكرار اشتباه خود مي توانيد دوباره همه چيز را بر هم بزنيد. با سعي و تلاش براي انجام ندادن مجدد اشتباه خود در آينده، ثابت كنيـد كـه "درستان را خوب ياد گرفته ايد". براي مثال اگر انجام دادن كارها باعث حواس پرتي و فراموشي قرار ملاقات با همسرتان مي شود، ساعت يا موبايل خود را تنظيم كنيد تا سر زمان مقرر شـما را با خـبـر كـنـد - هر آنچه كه باعث تغيير رفتارهاي منفي در شما مي شود را انجام دهيد. همچنين رهايي وبيرون جستن ازموقيعتي كه بدليل تكرار يك اشتباه ايجادشده، بسيار دشوار تر خواهد بود. اگر اشتباه خود را مرتبا تكرار كـنـيد، هـمسر شـما باور نخواهد كرد كه واقعا از كرده خود متاسف و پشيمان هستيد. اعتبار شما از دسـت مـي رود و بـعد از آن، چـيـز دومـي كه از دست خواهد رفت رابطه تان خواهد بود. هدف اين است كه بـه او نشان دهيد اشتباه شما فقط يـك بي عقلي يـك بـاره بـوده، نـه يـك جريان شـخـصـيتي مداوم و پايدار. و در انتها... علاوه بر نـكاتي كـه در بالا ذكر شد، به خاطر داشته باشيد كه وقت طلا است. بعد از يك انـفـجـار مـجـبـوريـد بـراي كـاهـش دادن خسارات سريع عـمل نماييد. به او وقت عـمـيـق انـديشـيـدن در مـورد خـطاي خـود را نـداده و نـگذاريد عصـبانيتش افزايش يابد. وقفه زياد پيش از آغاز مراحل بازيافت رابطه، همچنين احتمال مشورت او بـا دوسـتانش را افزايش مي دهد كه هرگز چيز خوبي نيست ( معمولا آنها طرف او را گرفته و تشويقش ميكنـنـد كه كوتاه نيايد ). بـنابراين فورا اشتباه خود را پـذيـرفته و با خلوص كامل از او عـذر خـواهـي نـمـوده و ديـگر خطاي خود را تكرار نكنيد.
      • 1
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...