رفتن به مطلب

reza.eng

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    207
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط reza.eng

  1. چه ساده میگذرداین روح بی فتوح میان خاطرات می ماند بی آنکه بدانید یک کلمه به ظاهر ساده چه بر سر شما و رزوگارتان می آورد و آینده تان به سیاه چاله سکوت می رود هر روز از تنفر سکوت رنج خواهی کشید بی آنکه بدانی به چه قیمت مهره ای سوخته در میان این مهره های بی مهر شدی جان میدهی آرام و هروز به واسطه کلمه ای که زمانی تو را در اوج قدرت و رویا می برد به خاطر جمله ای کوتاه که برای شروع یک بازی آشکار می شود و حماقتی افسانه ای از تو می نویسد میان عقل و دل .آواز دل خواند ن رنگ سوگ و عزای همیشگی را به آغوش میگیرد و تورا خسته از اشتباهت میکند تا جای که نه پای رفتن و نه نای ماندن داری هر کس لایق دوست دارم نیست
  2. reza.eng

    مشاعره

    آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش اين چراغي است کزين خانه به آن خانه برند حافظ
  3. reza.eng

    مشاعره

    آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا حافظ
  4. reza.eng

    دلتنگستـان

    ذلتنگ دوران بچگی دلتنگ دوست قدیمی دلتنگ بوی بارون دلتگ دیدار
  5. reza.eng

    مشاعره

    مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده اند به مستی و شرب مدام ما
  6. reza.eng

    مشاعره

    مسافر چون بود رهرو کدام است ***که را گویم که او مرد تمام است شبستری
  7. reza.eng

    مشاعره

    درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست *** شربت بيماري فرهاد را شيرين كنيد عصري تبريزي
  8. reza.eng

    مشاعره

    نمی دانم چه می خواهم بگویم*** زبانم در دهان باز بسته ست هوشنگ ابتهاج
  9. reza.eng

    مشاعره

    تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
  10. reza.eng

    مشاعره

    [/*** مــا آرزوی عــشــرت فــانــی نــمــی کـنـیـم مــا را ســریــر دولـت بـاقـی مـسـخـر اسـت شهریار ]
  11. ی دفتر قدیمی داشتم که اسمشو گذاشته بودم دفترچه اعتراف گناهای که میکردم ومیفهمیدم توش مینوشتم بعد از چند سال پیداش کردم الان میبینم چه مظلومانه گناهم بود خرید کارت بازی بدون اجازه نرفتن سر کلاس و پیچوندن سوالای خانواده
  12. reza.eng

    مشاعره

    دام تزوير كه گسترديم بهر صيد خلق *** كرد مارا پايبند و خود شديم آخر شكار پروين اعتصامي
  13. reza.eng

    مشاعره

    دانه اي را كه دل موري از آن شاد شود *** خوشي اش روز جزا تاج سليمان باشد صائب تبريزي
  14. reza.eng

    مشاعره

    یا چهره بپوش یا بسوزان بر روی چو آتشت سپندی
  15. reza.eng

    مشاعره

    روزهـــا گــر رفـــت گــو رو باك نیســــت تو بمان ای آنكه چون تو پاك نیست «مولانا»
  16. گاهی وقتا آدما کینه ونفرت توی دل هم جا میذارن ومیرن بدون اینکه یادشون بمونه .... همین کافیه که.... خیلی وقته اهل کینه نیستم
  17. reza.eng

    مشاعره

    شب همه تا سحر تو را من به دعا بخواستم تا به چه شیوه ها تو را من ز خدا بخواستم شهریار
  18. reza.eng

    مشاعره

    شب همه تا سحر تو را من به دعا بخواستم تا به چه شیوه ها تو را من ز خدا بخواستم
  19. reza.eng

    مشاعره

    دلفریبان نباتی همه زیور بستند دلبرماست که باحسن خداداد آمد (حافظ)
  20. reza.eng

    مشاعره

    آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته هاهست ولی محرم اسرار کجاست (حافظ)
  21. reza.eng

    مشاعره

    الهی سینه ای درد آشنا ده غم از هر دل که بستانی به ما ده
  22. reza.eng

    مشاعره

    مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست از همین خاک جهان دگری ساختن است اقبال لاهوری
  23. reza.eng

    مشاعره

    نصیب کوردلان است نعمت دنیا تو چشم رشد و تمیزی همین گناهت بس
  24. reza.eng

    مشاعره

    تا کـــی به تمـــنای وصــال تو یـــگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
  25. reza.eng

    مشاعره

    نی هم یک نام دارد در نیستانها ولی از یکی نی قند خیزد و ز دگر نی بوریا
×
×
  • اضافه کردن...