-
تعداد ارسال ها
7456 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط ENG.SAHAND
-
پرسش چقدرشما این عکس ها را تایید می کنید
ENG.SAHAND پاسخی برای Mohammad-Ali ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اموزش و فرهنگ -
فروشگاه نواندیشان پوست اندازی کرد
ENG.SAHAND پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
راستی در مورد ابزار دقیق ابزار کنترل و آزمایشگاهی هم زیر مجموعه این بخش رو شامل میشه؟- 18 پاسخ
-
- 4
-
-
فروشگاه نواندیشان پوست اندازی کرد
ENG.SAHAND پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
"تجهیزات صنعتی که فعلا در زمینه ابزاردقیق هست و توسط یکی از همکاران دیگه به فروش میرسه. خوشحال میشیم نظرتون رو درباره قالب جدید فروشگاه و در کل ساختار اون بدونیم " این بندش رو بسط بدیم منظور زیر شاخه هاش رو تعریف کنیم دوباره چطوره ؟- 18 پاسخ
-
- 4
-
-
آموزش سیم بندی سیستم صوتی ماشین
ENG.SAHAND پاسخی برای peyman sadeghian ارسال کرد در موضوع : سیستمهای صوتی خودرو
سلام پیمان جان خوبی؟ یه سوال قیمت یه منیتور 7 اینچی متوسط نه سطح بالا چند درمیاد؟ کدوم مارک بهتره ؟- 134 پاسخ
-
- 1
-
-
- پراید
- انجمن نواندیشان
-
(و 6 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تمنّــــای وصــالم نیست عشق از مــن مگیـر من به دردت خو گرفتم، نیستم دربند درمانت
-
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟!نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت …ولی بسیار مشتاقم …که از خاک گلویم سوتکی سازد …گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش …که او پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد ….و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد …بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم !!
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
ENG.SAHAND پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
کسانی که بدون شایستگی به مقام بلند رسیده اند بزرگترین عامل بدبختی جامعه هستند چقدر این جمله به دلم نشست واقعا همینطوره افرین به نویسنده این جمله افرین -
in bere talar pezeshki [h=3]پرسش و پاسخ در مورد ايمپلنت[/h]
- 640 پاسخ
-
- 3
-
-
پرسش و پاسخ در مورد ايمپلنت
ENG.SAHAND پاسخی برای parhamdentist ارسال کرد در موضوع : بهداشت دهان و دندان
anteghal be pezeshki jaleb bod mamnon doste aziz:icon_gol:- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
پرسش چقدرشما این عکس ها را تایید می کنید
ENG.SAHAND پاسخی برای Mohammad-Ali ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
جهان سوم)یا اول ؟ فرقش چیه؟ -
نقد و بررسی يك سناريو براي اقايون : چرا شروع به اذيت كردنش ميكنيد وقتي كه ...
ENG.SAHAND پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
ولی با جمله اخریتون مخالفم بلکه پیشنهاد میکنم به همه خانم ها : اکنون هویت زنان توسط مردان به آنها القا میشه زمان آن رسیده که زنان هویت خود را وضع کنند، جنسیت خود را به عنوان فضای آزادی و نه فضای محدودیت اظهار کنند. سارای عزیز و این راه و روش باید درین جامعه سنتی راه بیوفته- 67 پاسخ
-
- 2
-
-
منظور من از اوردن این مقاله برتر دانستن یا ندانستن هیچ زبانی بر زبان دیگری نیست و فقط منظورم سوق دادن به سوی اموزش و بیگانه نبودن با زبان مادری هستش که در کنار زبان ملی باید انجام بشه و در کتابهای درسی و اموزشی گنجانده بشه همین و والسلام
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکانمان آموخته ایم. بنا به نطر پژوهشگران کودک در رحم مادرش با زبان مادریش آشنا میشود و هنگام بدنیا آمدن که گریستن آغاز میکند اگر به زبان مادریش با وی سخن گفته شود، گریه اش را قطع کرده گوش میدهد. کودک با گذشت زمان و شنیدن مکرر، زبان مادریش را آموخته آغاز به ادای آن میکند. کم کم با ساختن جملات کوتاه آغاز به سخن گفتن به زبان مادریش میکند. در طول زمان کوتاهی می آموزد تا به زبان مادریش احساسات و خواسته هایش را به اطرافیان خود تفهیم نماید. با زبان مادریش با دیگران رابطه برقرار کند. با همین زبان بازی میکند، می خندد، می گرید و وارد مشاجره و بگو مگو می شود. تنها و تنها با زبان مادریش است که قادر می شود دنیای پیرامون خود را بشناسد و بیان نماید. با سخن گفتن به زبان مادری از فردیت و تنهایی خویش خارج گشته از تعلق خود به گروه ویژه ای آگاه میشود. او با مهر و محبت، اعتماد و امنیتی که این تعلق به وی ارزانی داشته است زندگی میکند. اگر بخواهم یک توضیح علمی بدهم، خواهم گفت که سخن گفتن خود تفکری آهنگین (مصوّت) است. ما هنگام تفکر خاموشانه با خود سخن می گوئیم. و آنگاه که لب به سخن می گشائیم، در حقیقت با صدا می اندیشیم. هنگامیکه ما به زبان مادری سخن می گوئیم، بین ذهن و دهان (زبان) رابطه ای مستقیم برقرار می شود. در اینجا می خواهم مسئله را قدری بیشتر باز کرده بگویم، زمانیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم در حقیقت بین قلب و ذهن و دهانمان(زبانمان) رابطه ای تنگاتنگ برقرار میشود. زیرا این سخنان لحظات زندگی و تجارب گذشته مان را تداعی کرده در ذهن و روانمان زنده میکند، با هر واژه ای احساسهای عمیقی را زندگی میکنیم، خرسند میشویم، ناخشنود می گردیم، حسرت می خوریم و انتظار میکشیم. با زنده شدن جملاتی که در ذهنمان شکل گرفته اند، مکنونات دلمان جان گرفته، از طریق دهان و زبان تمامی احساسات و اندیشه های خودرا بیان و بدیگران تفهیم میکنیم. درست بهمین جهت هنگامیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم، مکانیزم سه گانه ای بین دهان و قلب و ذهنمان نظم و شکل میگیرد که با طبیعت انسانی سازگاری کامل و تمام دارد. لذا زبان مادری همچون کلیدیست که دنیای درونی مانرا گشوده به نمایش میگذارد. حجب و حیا، عیب و هنر و تمامی مکنونات درونی مان تنها و تنها زمانی آشکار می گردد که ما به زبان مادریمان سخن می گوئیم. کودک در پنجسال اول زندگیش ۸۰% کل معلوماتی را که در تمام طول زندگیش باید بیآموزد، در خانواده اش کسب میکند و در ۷-۶ سالگی نیز سن مدرسه رفتنش فرا می رسد. در این مرحله دو وضعیت مختلف پیش می آید: ۱) کودک در مدرسه بزبان مادریش تحصیل خواهد کرد. ۲)کودک به زبانی کاملاً بیگانه با زبان مادریش تحصیل خواهد کرد. مدرسه در شکل گیری شخصیت کودک نقش بسیار بزرگی دارد، زیرا مدرسه همانند پلی است بین خانواده و جامعه بزرگ، که آموخته های کودک در آغوش خانواده اش را کامل تر و علمی تر میکند و با پرورش جسم و روحش، وی را جهت کار و زندگی در جامعه آماده میکند. احساس هویتی را که کودک در آغوش خانواده اش کرده بود و نیز پیوند اورا به خانواده و خلقس تقویت مینماید و در عین حال وی را از مسئولیتهائی که در قبال جامعه اش دارد آگاه میسازد. در اینجا نخست تأثیرات روحی و شخصیتی شرائطی را بررسی میکنیم که کودک به زبان مادری خود تحصیل می کند: گرچه متأسفانه این شرایط برای ما آشنا نیست، اما آن چیزیست که ما پیوسته در آرزو و حسرت آن بسر برده ایم. نخستن باری که کودک پا به مدرسه میگذارد، از آنجائیکه نخستین جدائیش از میان خانواده و نزدیکانش نیز میباشد، احساسات غریب و شگفت انگیزی احاطه اش میکند. نخستین بار در یک محیط رسمی وارد می شود که در آنجا کسی را نمی شناسد. کودک با چنین احساساتی وارد کلاس میشود، سپس معلم نیز وارد شده به سخن گفتن آغاز میکند. معلم جایگاه بسیار ارجمندی دارد. کودک هم از وی می ترسد و هم احترامش می گذارد. هرچند کودک در گیرودار اینهمه احساس تنهائی و بیگانگی، خانواده و نزدیکانش را در کنار خود ندارد اما او آنچنان نیروی حمایتگری با خود دارد که وی را در ایجاد رابطه با دیگران یاری میرساند و در این محیط شگفت و بیگانه گرما و نیرو می بخشد. این نیروی حمایت گر و نجاتبخش " زبان مادری" اوست که در اختیار دارد. بیاری زبان مادری با دیگران و حتی با انسانهای نا آشنا ایجاد رابطه می کند. معلم را نمی شناسد اما زبانی را که او صحبت میکند بخوبی می فهمد و در سایه این زبانست که او احساس میکند معلم نیز یکی از افراد ملتش میباشد. دروسی را که معلم می آموزد، چون به زبان مادریش میباشد می تواند بخوبی بفهمد. ازآنجائیکه زبان گوینده بهمان زبانیست که وی بخوبی درک و احساس می کند، به سرعت قادر می شود به سئوالهای معلم جواب دهد، و این بنوبة خود به کودک حضور ذهن و آرامش روحی می بخشد و راه خلاقیت را برویش می گشاید. کودک صاحب آنچنان توان و امکانیست که گفته های معلم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده سئوالات جدیدی را طرح نماید و بهمین جهت نیز نیروی تحقیق و بررسی، پرس و جو و خلاقیتش به مرحله رشد و شکوفائی می رسد. بعلت اینکه تدریس به زبان مادریش جریان پیدا می کند، در وجود کودک نیر اعتماد بخود، به خانواده و جامعه ای که به آن تعلق دارد هرجه بیشتر و مستحکمتر گشته، هویتش بطور کامل شکل می گیرد. اکنون ببینیم اگر تحصیل به زبان مادری نباشد چه پیش خواهد آمد؟ ▪ اولاً چرا نباید تحصیل بزبان مادری باشد؟ در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است. برای نابودی انسانها سه راه عمده وجود دارد: ۱) نابود کردن فیزیکی نسل دیگران توسط یک بمب اتمی که در مملکت ما غیر ممکن است. زیرا غیر فارسها در تمامی پهنة ایران و در تمامی گوشه و کنار آن پراکنده شده اند. ۲) عنوان کردن فرضیه خون پاک و ژن خالص! این فرضیه در مملکت ما طرح و تجربه شد، اما اکنون اعتبار خودرا از دست داده است. زیرا در نتیجه مهاجرتهای مداومی که طی قرون و اعصار متمادی صورت گرفته است، چیزی بنام ژن خالص نمانده است و اگر هم مانده باشد آنها ژنهای ناقصی هستند زیرا متخصصین و صاحبنظران ژن شناسی ثابت کرده اند که درجه هوش و استعداد صاحبان ژنهای خالص بسیار پائین بوده ، در مقابل بیماریهای گوناگون نیز مقاومت بسیار ضعیفی دارند. ۳) از طریق نابود کردن ژن های مدنی و فرهنگی. ● ژن های فرهنگی چیست؟ ژن مدنی، فرهنگ و مجموعه تمدّنی است که از نسلهای گذشته به عنوان میراثی گرانبها بما رسیده، و این آن چیزیست که سیاستگران ایران آماج حملات خود قرار داده و نابودی آنرا در دستور کار خود داشته و دارند. برای نابودی ملتهای غیر فارس در ایران می خواهند از طریق غیر قانونی و قدغن کردن زبانشان در حقیقت فرهنگ، تاریخ و هویت آنانرا نابود کنند و به بردگان و انسانهای درجه ۲ تبدیل نمایند. و در نهایت نامشان را از صفحة تاریخ پاک کنند. زیرا تنها و تنها آن خلقی چنان آسان خواهد مرد و نامش از تاریخ زدوده خواهد شد که زبان مادریش را فراموش کرده باشد. در حقیقت از اولین روز گشایش مدارس تک زبانی، کوشش برای نیل به این هدف، یعنی نابودی ملتهای غیر فارس در ایران آغاز گردیده و ادامه دارد. کودک نخستین روز پا به مدرسه می گذارد. معلم وارد شده سر سخن را باز میکند. کودک چیزی از گفتار معلم نمی فهمد زیرا زبان اورا نمی داند. کودک گرفتار شرائط و فضای تلخ و ناگواری می باشد!. زبانی که از مادر و پدرش آموخته و بدان افتخار می کرد، در اینجا بکار نمی آید و ارزشی ندارد. به او گفته بودند برای آدم درست و حسابی شدن به مدرسه برو! اما برای آدم شدن زبان او بدرد نمی خورد و بزبان بیگانه ای باید سخن گفت. برای آدم شدن باید فارس شد، این یعنی چه؟!. فارس نشده ها جزو آدمها بشمار نمی روند! بدین ترتیب کلیة کسانیکه بزبان مادریش با او صحبت می کنند، در ذهن او از اعتبار و اعتماد می افتند. اینگونه تفکّرات تلخ هر روز و هر ساعت بر روح و روانش ضربه وارد میکند و بدین وسیله نیز هر روز و هر ساعت اعتمادی که به خانواده، زبان و فرهنگش داشت در وجودش می میمرد. کودک هر روز تحقیر می شود و پس از زمانی نه چندان دراز هویتی که از خانواده گرفته بود نابود می شود و بتدریج اعتماد و پیوندی نیز که به جامعه و ملتش داشت گسسته از بین می رود. کودک چون زبان معلمش را نمی داند، بخش عمده آموزشهای اورا نیز نمی تواند بفهمد. گفته های معلم را نه میتواند بررسی کند، نه میتواند سئوالی طرح کند و نه میتواند درک کند. اگر هم چیزی بفهمد نمیتواند به زبان بیآورد و برای دیگران توضیخ دهد. زیرا زبان فهم و بیانش جدا شده است. در زبان مادریش می فهمد اما نمی تواند فهمیده هایش را بیان کند. یعنی رابطة بین ذهن، قلب و دهان (زبان) تماماً قطع میگردد. و این زیان جبران ناپذیری برای رشد انسان بوده، تأثیر منفی بسیار بزرگی بر روح و روان و شخصیت آدمی میگذارد. با جمعبندی همة این واقعیت ها می توانیم آنچه راکه بعلّت محرومیت از تحصیل بزبان مادریش بر سر کودک می آید، چنین خلاصه کنیم: ـ بسیاری از کودکان بعلت محرومیت از تحصیل بزبان مادری، اعتماد بنفس خودرا از دست داده از همان ابتداء از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. بهمین جهت نیز درصد بیسوادی در اینگونه جوامع بسیار بالاتر از جوامعی است که در آن کودکان بزبان مادری خود تحصیل می کنند. ـ از آنجائیکه کودکان زبان معلم را نمی دانند، قادرند فقط بخش اندکی از دروس را بفهمند. و این باعث میشود که اینگونه کودکان بتدریج اعتماد بنفس خودرا از دست بدهند. ـ از آنجائیکه اینگونه کودکان اعتماد خودشان را به خود، خانواده و جامعه و ملتی که بدان منسوبند از دست می دهند، ناگزیر در پی کسب هویّت دیگری خواهند بود. ـ از آنجائیکه زبان فهم کودکان با زبان بیان آنان بیگانه است، قادر نخواهند بود شنیده ها و آموخته های خودرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، زیر سئوال ببرند، تحقیق و بررسی کنند. در نتیجه صرفاً به یک مقلّد و تکرار کنندة طوطی وار محفوظات تبدیل خواهند شد. ـ اگر خلاصه و روشن بگوئیم: فرزندان چنین خلقی نسبت به فرهنگ، اندیشمندان، زبان، تاریخ و تمامی گذشتة خود بیگانه گشته، بر اساس نقشه ای که برایش ریخته اند، به نسلی آماده به پذیرفتن بردگی تبدیل خواهند شد. زیرا یک نسل تنها زمانی به برده تبدیل خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد. ـ همانند نسلی که از زبان مادریش محروم گشته است، خود این زبان نیز قربانی بزرگی بود. زیرا این زبان نتوانست رشد و انکشاف پیدا کند و به زبان علمی تبدیل گردد.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
نقد و بررسی يك سناريو براي اقايون : چرا شروع به اذيت كردنش ميكنيد وقتي كه ...
ENG.SAHAND پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
در واقع مردی که سالاریش به نظام سرکوبگر مردسالاری برمیگردد، ضعیف، نادان و از همه مهمتر ترسو است، چون شجاعت پذیرش یک حق انسانی را برای جنس مخالف ندارد، چون از آزادی و استقلال فکری ومالی زن میترسد، چون نمیداند اگر زن امکان رشد پیدا کند، آیا قادر به رقابت با اوخواهد بود یا نه. مرد مفتخر به نرینگی مردسالارانهاش از یک چیز دیگر هم میترسد: از آزادی زن برای تصمیم گیری درمورد خودش، برای جسم و روحاش، از اینکه زن دیگر ملک او نباشد...- 67 پاسخ
-
- 2
-
-
نقد و بررسی يك سناريو براي اقايون : چرا شروع به اذيت كردنش ميكنيد وقتي كه ...
ENG.SAHAND پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
نرینگی سنتی ترساش را پس زوربازویش پنهان میکنه پس زورگویی اش و ضعفهایش را پس خشونتش و پشتش هم به قوانینی گرم است که زن را به سلطه او درآوردهاند! اینارو قرمز کردم که ج.اب را داده باشم تا این قوانین هستند نرینگی سنتی همیشه مشکل ساز خواهد بود- 67 پاسخ
-
- 2
-
-
نقد و بررسی يك سناريو براي اقايون : چرا شروع به اذيت كردنش ميكنيد وقتي كه ...
ENG.SAHAND پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بحث جالبیست نرینگی سنتی- 67 پاسخ
-
- 1
-
-
***ستاد گردآوری پیر پاتالان......جاودانه های نواندیشان***
ENG.SAHAND پاسخی برای pari daryayi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
چه خبرا دوستان -
***ستاد گردآوری پیر پاتالان......جاودانه های نواندیشان***
ENG.SAHAND پاسخی برای pari daryayi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
:4uboxsmiley: -
نقد و بررسی آذربایجانی ها بیان تو
ENG.SAHAND پاسخی برای ENG.SAHAND ارسال کرد در موضوع : زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی
ماشالله قیزیما ماشالله:hapydancsmil: -
همه بچه های انجمن از ارشدها تا عضوهای جدید
ENG.SAHAND پاسخی برای ENG.SAHAND ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
قرمزه عالی بود افرین:hapydancsmil:انشالله- 47 پاسخ
-
- 3
-
-
نقد و بررسی آذربایجانی ها بیان تو
ENG.SAHAND پاسخی برای ENG.SAHAND ارسال کرد در موضوع : زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی
قوی گئنه آیری قالاق، آیری قالاق عیب ائلمز گئنه عشقین سازینی آیری چالاق، آیری چالاق عیب ائلمز حسرته دؤزمهدن آرتیق الیمیزدن نه گلیر؟قوی بو حسرتلر الینده قوجالاق، عیب ائلمز چسئوینیر آللاهیمیزدا دئیهسن دردیمیزهکاش اؤلوب بیر بئله غمدن قوتولاق، عیب ائلمز سن له من شاختالی بیر گونده اکیلمیش موماییقمجبوروق بالتادا باخسا اوجالاق عیب ائلمز تا یازیلسین آدیمیز اصلی-کرم دفترینهقوی نقیللر کیمی دیللرده قالاق عیب ائلمز دئییرم: بیز ده گؤرن اوز گئتیرک آغلاماغا؟آغلایاق، بلکه بوغوزدان بوشالاق؛ عیب ائلمز؟! بیلیرم لم یئسرن، غملر الینده اسیرن چاره یوخ؛ آغلاما دای یوخسول اوشاق عیب ائلمز... -
و همچنین ارزو خانم و گندم
-
پیرمرد و دریا ، همینگوی - همخوانی شماره (10)
ENG.SAHAND پاسخی برای Just Mechanic ارسال کرد در موضوع : کتابخوانی گروهی
داستان بسیارعالی بود من قبلا خوندم میگم انسان های سخت کوش و مثبت از نظر اجتماعی چقدر شبیه اون پیرمرده هستند و اون ماهی سهم مردمیست (کوسه ها)که ازش میکنند و میبرند و در اخر اون اسکلت میمونه و اخرین دقایق زندگی .... و مهمترین اثر سخت کوشی در ساحل زندگی که چقدر بزرگ جلوه میکنه و شاید اگه ساده اندیش باشیم بگیم چی بدست آورد در مقابل ان سخت کوشی ؟ خیلی وقتها فکر میکنم زندگی خیلی کوتاهه و سهم ما از زندگی همون کیلکاهای کوچک هستش و قلابمون به هدف بزرگی گیر نمیکنه و باز دست خالی کنار ساحل زندگی می رسیم صد حیف -
آقایون ، باسه شما زیبایی خانومی که باهاش ازدواج می کنید چقدر مهمه؟
ENG.SAHAND پاسخی برای نیلوفر 0 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
خیلی زیاد زیادتر اخلاق بینهایت زیادترش شخصیت خود محور و قوی وبازم زیادترش صداقت ... و و و......... خیلی زیاده نمیشه رو کاغذ اورد- 24 پاسخ
-
- 4
-
-
همه بچه های انجمن از ارشدها تا عضوهای جدید
ENG.SAHAND پاسخی برای ENG.SAHAND ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
این محمد عارف اخرش ننوشت :vahidrk: ارزوهاش رو اینجا- 47 پاسخ
-
- 2
-
