رفتن به مطلب

مشاعره با حروف پیشنهادی


armstrong

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در
گر شادی و غم می‏طلبی، بیرون شو

اینجا نتوان یافت، نه شادی، نه غمی

"ش"

 

 

 

 

شور عشقت تا فتاد اندر جهان

چون دل من عالمی پر شور شد

عراقی :icon_gol:

س...

  • Like 4
  • پاسخ 2.4k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

سهلست که من در قدمت خاک شوم

ترسم که تو پای بر سر من ننهی...

"ت"

  • Like 5
ارسال شده در

تحصیل عشق ورندی اسان نمود اول

آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل.

 

ض....

  • Like 5
ارسال شده در

ضیافت ها به روی موج بر پاست

گل نیلوفرم مهمان دریاست

 

ی

  • Like 4
ارسال شده در

يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

 

س

  • Like 5
ارسال شده در

سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست

کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست

 

خ

  • Like 6
ارسال شده در

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

ر

  • Like 4
ارسال شده در
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 

ر

 

 

 

روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفت

وقت رفتن به حسرت طرفه آهی کرد و رفت

فروغی

:icon_gol:

ش ...

  • Like 4
ارسال شده در

شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز

نظر به روی تو کوری چشم اعدا را ...

"ر"

  • Like 4
ارسال شده در

رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار

گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد.

 

و.....

  • Like 3
ارسال شده در

وه که جدا نمی شود نقش تو از خيال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

 

ه

  • Like 4
ارسال شده در

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

 

ز

  • Like 2
ارسال شده در

ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند

که احتمال نماندست ناشکیبا را...

"ی"

  • Like 3
ارسال شده در

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست

 

خ

  • Like 3
ارسال شده در

خادم درگه پیرم که ز دلجویی خود

غافل از خویش نمود و زبر و زیرم کرد

  • Like 2
ارسال شده در
خادم درگه پیرم که ز دلجویی خود

غافل از خویش نمود و زبر و زیرم کرد

 

 

حرف رو مشخص نکردی عزیز...

 

دست از طلب ندارم تا کام دل براید

یا تن رسد به جانان یا جان زتن دراید

...

 

ک

  • Like 3
ارسال شده در

کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدای

به تجمل بنشیند به جلالت برود.

 

و......

  • Like 3
ارسال شده در

وقت گل و روز شادمانی آمد

آن شد که به سرما نتوانی آمد

رفت آنکه دلت به مهر ما گرم نبود

سرما شد و وقت مهربانی آمد..

"م"

  • Like 2
ارسال شده در

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق کس ارزق نکنیم

 

 

ق

  • Like 2
ارسال شده در

قبای خوشتر از این در بدن تواند بود

بدن نیفتد از این خوبتر قبایی را ...

"ب"

  • Like 3

×
×
  • اضافه کردن...