amirgb 8546 ارسال شده در 14 تیر، 2012 تو !....چرا ماسک می زنی... بر چهره ای که هویداست... در میان رفتن ها و آمدن ها... راه دور نرویم.... در واژه ها.... داد می زند که هستی در همین نزدیکی... يك نفر در زير باران مرا مي خواند آي غريبه... كيستي؟ و قطرات باران پاسخش مي دهند تنهايي گرفتار در سيل همراهان 7
amirgb 8546 ارسال شده در 18 تیر، 2012 يك نفر در زير باران مرا مي خواندآي غريبه... كيستي؟ و قطرات باران پاسخش مي دهند تنهايي گرفتار در سيل همراهان ناله هاي درخت را تنها پرندگان مي شنوند هنگامي كه برگ هايش را به پيش پاي خزان مي ريزد و دست هاي تهي اش را بر آسمان آيا باران پاسخي است به نجواي درخت؟ يا زخمي است بر كالبد بي جانش؟ 6
amirgb 8546 ارسال شده در 8 مرداد، 2012 شب هنگام در آن زمان كه باد در گوش درختان نغمه هاي عشق را مي خواند و گل هاي رنگي بر اين عشق مي رقصند آرام به ميان روياهاي من بيا تا ما نيز چونان تا ما نيز گل وار تا ما نيز... 5
moein2020 64 ارسال شده در 18 شهریور، 2012 زان ضربه ای نالم که باشد از سوی دوست وگرنه ضربه دشمن که از طبیعت اوست 5
azarafrooz 14221 ارسال شده در 21 مهر، 2012 تو را من چشم در راهم شباهنگام یادت هست نیما ؟ تو سرودی از انتظار ... از شبهای تلخ بیداری ... چشم به راهی من روز و شب نمیشناسد ... ای کهنه رفیق که نکنی یادم ... تو را من چشم در راهم همه هنگام ... 4
m.memar 434 ارسال شده در 10 آبان، 2012 مرگ را بوسه ای تلخ میزنم و سرم را از سر امید کورکورانه ام بیرون میکشم و آهم را به گودال پهن مرتفعم حمل میکنم.... شوق را میبوسم اینبار ام نه از سر احساس.... 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 11 آبان، 2012 سم ... ماده مهلکی است ... و نکند این همان عشق توست ؟؟؟؟؟؟ نمیدانم چیستی .. اما خوب میدانم مهلکی .... تو و حست و عشقت !!!! میخواهم تو را به دنیا معرفی کنم ... ثبت کنم که تو کشنده ترین سمی !!!!!!!!!! 3
amirgb 8546 ارسال شده در 3 فروردین، 2013 سم ...ماده مهلکی است ... و نکند این همان عشق توست ؟؟؟؟؟؟ نمیدانم چیستی .. اما خوب میدانم مهلکی .... تو و حست و عشقت !!!! میخواهم تو را به دنیا معرفی کنم ... ثبت کنم که تو کشنده ترین سمی !!!!!!!!!! يك روز در ميان ساختمان هاي سر به فلك كشيده با افتادن پاره آجري از دستان مردي خميده و فرياد مرد ديگري كه بسيار شيك پوش بود "آهاي يابو مگر نان نخورده اي؟" فكري همچون خوره بر جانم فتاد "آقا گرامي اي دوست شما كه نان بسيار خورده ايد تشريف ببريد آن بالا و كمك كنيد تا اين نان نخورده ها كمي بياسايند و نفس تازه كنند" 1
bar☻☻n 5895 ارسال شده در 10 آذر، 2013 يك روز در ميان ساختمان هاي سر به فلك كشيدهبا افتادن پاره آجري از دستان مردي خميده و فرياد مرد ديگري كه بسيار شيك پوش بود "آهاي يابو مگر نان نخورده اي؟" فكري همچون خوره بر جانم فتاد "آقا گرامي اي دوست شما كه نان بسيار خورده ايد تشريف ببريد آن بالا و كمك كنيد تا اين نان نخورده ها كمي بياسايند و نفس تازه كنند" در پس دیدارها می شود آیا فقط با یک رنگ عشق یا نفرت دید؟ آینه دارد مکدّر می شود کاش دستی بود به مهر گردگیری می کرد وای نه... دیگرنه! کاش اندوه جانفرسای من در شب مرگ گل احساس ما جان می ربود کاش ذهن آینه از هر چه دید پوچ و خالی می شد درد ما مهر و وفاست که نبودش با تو، که وجودش با من هستی ویرانه ساخت کاش می دانستیم در پس دیدار ما رمزی هست رمز با هم بودن راز آفرینش های ماست وای نه... دیگر نه! قلب این آینه ویران باشد ×♥× 2
mani24 29665 ارسال شده در 21 آذر، 2013 در پس دیدارهامی شود آیا فقط با یک رنگ عشق یا نفرت دید؟ آینه دارد مکدّر می شود کاش دستی بود به مهر گردگیری می کرد وای نه... دیگرنه! کاش اندوه جانفرسای من در شب مرگ گل احساس ما جان می ربود کاش ذهن آینه از هر چه دید پوچ و خالی می شد درد ما مهر و وفاست که نبودش با تو، که وجودش با من هستی ویرانه ساخت کاش می دانستیم در پس دیدار ما رمزی هست رمز با هم بودن راز آفرینش های ماست وای نه... دیگر نه! قلب این آینه ویران باشد ×♥× در این عهد از وفا بوئی نمانده است به عالم آشنارویی نمانده است جهان دست جفا بگشاد آوخ وفا را زور بازویی نمانده است چه آتش سوخت بستان وفا را که از خشک و ترش بویی نمانده است 2
amirgb 8546 ارسال شده در 26 شهریور، 2014 در این عهد از وفا بوئی نمانده است به عالم آشنارویی نمانده است جهان دست جفا بگشاد آوخ وفا را زور بازویی نمانده است چه آتش سوخت بستان وفا را که از خشک و ترش بویی نمانده است تو ای یار یاران کجایی کجایی؟ تو ای ایلیا جان کجایی کجایی؟ امان از زمانی که این چرخ گردون میان من و تو فکنده جدایی جدایی 2
قاصدکــــــــ 20162 سازنده ارسال شده در 17 مهر، 2014 تو ای یار یاران کجایی کجایی؟تو ای ایلیا جان کجایی کجایی؟ امان از زمانی که این چرخ گردون میان من و تو فکنده جدایی جدایی سلام و پوف پوفِ گرد رُفتن غبارِ روی و خاکِ دلق شستن سلام و بوسه های یار دیرین امیر و ایلیا و شعرِ شیرین 2
قاصدکــــــــ 20162 سازنده ارسال شده در 1 تیر، 2015 مرا فکری است اندر سر، که سرکوبش نمی خواهم کجا شد آن سخندانی که می جویم، نمی یابم ؟ چرا دیگر ز همراهان کسی لب تر نمی دارد مگر رفته است آن ساقی از این خانه، نمی دانم . همه تشنه لبیم .. ساقی کجایی گرفتار غمیم ... ساقی کجایی اگه سبو شکست .. عمر تو باقی که ا ع ت بار می ... تویی تو ساقی پ.ن : کجایید ای یاران قدیمی :(87): 3
Astraea 25354 ارسال شده در 1 تیر، 2015 انجمن انجمن عزیز جانه منه انجمن انجمن امتیاز توعشق بزرگه منه وقتم ز دستت بربادرفته اعتیادم به تو از دل بیرون نرفته انجمن یخ نشو که مغزمن هنگ میشه انجمن قطع نشو که قلب من میشکنه برمبنای شعرآمنه....تن آغاسی رو شب 5شنبه ای توی قبرش لرزوندم 4
قاصدکــــــــ 20162 سازنده ارسال شده در 1 تیر، 2015 انجمن انجمن عزیز جان همنه انجمن انجمن امتیاز توعشق بزرگه منه وقتم ز دستت بربادرفته اعتیادم به تو از دل بیرون نرفته انجمن یخ نشو که مغزمن هنگ میشه انجمن قطع نشو که قلب من میشکنه برمبنای شعرآمنه....تن آغاسی رو شب 5شنبه ای توی قبرش لرزوندم اعتياد به انجمن بلاي جون آدماس انجمن نگو ، يه پارچه بابا اژدهاس ! همش زيرسر ممده 4
Astraea 25354 ارسال شده در 1 تیر، 2015 ممد آفت بیخود کرد انجمن درست کرد خودشو خونین جگر کرد ماهارو اینهمه معتادکرد دیگه وقتی برا ادم میمونه نه والا دیگه شارژ نتی برا آدم میمونه نه بلا ستاره خز 4
قاصدکــــــــ 20162 سازنده ارسال شده در 1 تیر، 2015 شنيدم ماشين خريده با ويلا با پولاي انجمن هر هفته ميره اروپا ! شنيدم نوروز امسال كه گذشت جت شخصيش تو هاوايي هم نشست ! 3
Astraea 25354 ارسال شده در 1 تیر، 2015 نت ف.یل.تر نت فی.لتر دلم از این ممد خونه توی این دیونه خونه اوضاع منم داغونه 3
قاصدکــــــــ 20162 سازنده ارسال شده در 1 تیر، 2015 نت في.لتر رو ميشه شكست و رفت ولي قتل ممد شده اين روزا چه سخت چاره رو رمزي بگم يه وخ كسي بو نبره ممد و سيزده به در ، فندك و نفت :14k8gag: 3
ارسالهای توصیه شده