z.b 6335 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱ تیر، ۱۳۹۲ [TABLE=width: 560, align: center] [TR] [TD=colspan: 2, align: center]امیدی در درون همه ما نهفته است؛ امید به آیندهای روشن؛ امید رسیدن به دنیایی که همه با هم در کنار یکدیگر در صلح و آرامش زندگی کنیم؛ [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]دنیایی بدون ظلم، فقر، دروغ، حرص، ناامنی، بیماری. دنیایی سرشار از فهم، شعور، عقل، کمال، سرزندگی و سعادت. . . . امید رسیدن به چنین دنیایی را همه میشناسیم؛ [/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 2, align: center]امیدی که تحقق آن، وعده خدا به آدمیان است؛ وعدهای حتمی که تخلف نمیپذیرد. وعدهای که به دستان منجی و مصلحی آسمانی محقق خواهد شد؛ منجیای که همه برگزیدگان عالم و همه ادیان، نوید آمدنش را دادهاند؛ [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]مصلح موعودی که هندوها به «فرزند سید خلایق» یادش کنند؛ مانویان به «خرد شهر ایزد»؛ زردشتیان به «سوشیانت»؛ برهمانیان به «ویشنو»؛ چینیان به «کریشنا»؛ مسیحیان به «مسیح»؛ یهودیان به «ماشیح»؛ و مسلمانان به «مهدی»؛ میتونین دل نوشته هاتونو برای این منجی توی این تاپیک بنویسین [/TD] [/TR] [/TABLE] 36 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۱ تیر، ۱۳۹۲ شادی ما ماتم پنهانه... نمی دانم چرا فقط درمورد توست، که میتوان احساسهای متناقض را باهم تجربه کرد. تجربه ی متفاوتی که به ندرت درمورد دیگران زندگیم اتفاق می افتد. احساس شادمانی به دنیا آمدنت و غم هنوز نیامدنت…. جای حیرت نیست. متفاوت ترین که باشی، احساس هوادارانت هم به تو با احساسشان به دیگران، متفاوت خواهد بود. شبیه هیچ کس! چه شاد و غمگین است، آن لحظه که نزدیکترین هایم، دوردست ترین می شوند و من با تک تک ذرات بودنم، میفهم که جز تو و پروردگارمان، کسی را ندارم. کسی که بی هیچ چشم داشتی، بی هیچ انتظار و توقعی، بی دریغ، باران محبتش را بی وقفه بر من، فرو می ریزد….. و من برای هدیه زاد روزت، تهیدست ترینم. هیچ ندارم… جز همین سرور غم انگیز… جز همین حضور آرامبخشت در تلاطم این روزگار ناآرام… جز همین اندیشه ای، که با داشتنت خود را از همه ی داشتن ها بی نیاز می بینم. دوستت دارم، به قدر همه ی دوست داشتن ها. به وسعت همه ی روزهایی که همگان نفس کشیده اند… تولدت مبارک... 21 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ تیر، ۱۳۹۲ و از همه سخت تر... چه سخت است رفیق بودن. غم رفیق را دیدن و تاب آوردن. سنگ صبور رفیق بودن و دم برنیاوردن... چه سخت است پدر بودن. بار مشکلات فرزند را به دوش کشیدن و خم نشدن. نگران هر آن و لحظه و تصمیمش بودن و از حمایتش دلسرد نگشتن. چه سخت است مادر بودن. درد طفل را دیدن و پا به پایش درد کشیدن. اشک فرزند دیدن و همم آواز گریه هایش شدن. و از همه سخت تر امام بودن است... «امام، رفیق همدم، پدر دلسوز و مادر مهربان نسبت به فرزند خویش است». امام رضا علیه السلام 16 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ تیر، ۱۳۹۲ اینبار برای دل خودم... مهم اینه که دستت به دست کی باشه.. ای که دستت می رسد... به دست هات فکر کن! به دستهایی که گره از کار کسی باز کرده. دستهایی که در سرمای بیعاطفگی دستهایی رو به گرمی فشرده. دستهایی که در برهوت بیخدایی رو به آسمون بلند شده. دست هایی که با جریان دادن قلمی روی کاغذی, واسطهی نفس کشیدن حرفهایی از جنس نگفتن شده. دستهایی که برای بی سرپناهی ,آجر روی آجر گذاشته. دستهایی که کودک زمین خوردهای رو نوازش کرده. دستهایی که اشکی از گونهای پاک کرده و دستهایی... و دستهایی هم هست که به بی رحمی بلند شده. دستهایی که به سیاهی دراز شده. و دستهایی که فقط گره زده و گره زده و گره زده... مهم اینه که پا جای پای کی بگذاری..!! به پاهات فکر کن ! پاهایی که روی خط قرمز رفته و هیچ وقت روی ترمز نزده ..!! پاهایی که به بیراهه قدم گذاشته. پاهایی که فقط رفته و رفته ... و مسیر و مقصد رفتن براش تفاوتی نداشته...!! پاهایی که به نبایدستانها باز شده.. و پاهایی که... به پاهات فکر کن. پاهایی که برای گشایش کار بنده ای از بنده های خدا از زمین بلند شده... پاهایی که برای له نکردن زندگی موری، مسیرشو چند قدم دورتر کرده ! پاهایی که در مستقیم و تضمین شده ترین راه ها قدم گذاشته... پاهایی که از شوق شادی بچه ای کیلومترها باهاش دویده...!! و پاهایی که... به پاهات فکر کن، به رفتن… به پاهایی که پیش از اینکه برای گفتن العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان، بهشون ضربه بزنی، باید برای رفتن به وادی رضایت مولاشون شتاب کنن.. به پاهات فکر کن ، به اومدن. به.. به خود اومدن.... 17 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ تیر، ۱۳۹۲ نبض زمین و زمان در سینه تو میتپد، افلاک از شهاب تا خورشید دل به چشم شهلای تو خوش کرده اند. کهکشانها در سفر خویش پای تخت تو بار مینهند ولی افسوس این همه را چرا کسی با آدمیان نمیگوید... 19 لینک به دیدگاه
Ashkan_ad72 1891 اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ تیر، ۱۳۹۲ آقا فقط بیا بیا که بیچارترینم 14 لینک به دیدگاه
black banner 9103 اشتراک گذاری ارسال شده در ۲ تیر، ۱۳۹۲ متظرم ... همین منتظر تلاش نمیکنه فقط خیره تماشا میکنه ... منم دارم خیره تماشا میکنم ، منتظرم ... 12 لینک به دیدگاه
unstoppable 5989 اشتراک گذاری ارسال شده در ۳ تیر، ۱۳۹۲ سلام خدمت همه خوانندگان و امام زمان... این تاپیک برای حرف دله اما مثل اینکه دل من لال شده...!!! حرفی ندارم جز اینکه امیدوارم یه روز بیای و عدالت رو نشونم بدی...!!! 12 لینک به دیدگاه
Armita66 245 اشتراک گذاری ارسال شده در ۳ تیر، ۱۳۹۲ پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پر از یاد خدا،و از ان باغ کسی میخواندکه:خداهست دگر غصه چرا؟ ارزو دارم که خورشید رهایت نکند،غم صدایت نکند،ظلمت شام سیاهت نکندو تورا از دل انکس که دلش با دل توست حضرت دوست جدایت نکند عید نیمه شعبان مبارک 11 لینک به دیدگاه
*delaram* 153 اشتراک گذاری ارسال شده در ۳ تیر، ۱۳۹۲ عشقمممممم نفسممممممم جونمممممممم بهونه نفس کشیدنمممممم قلبم داره میترکهههههه دلممم خعععلی تنگته بیا دیگه مهربونم 10 لینک به دیدگاه
Gandom.E 17805 اشتراک گذاری ارسال شده در ۳ تیر، ۱۳۹۲ ببین غمگین..ببین دلتنگ دیدارم.. ببین خوابم نمی اید..ببین بیداربیدارم.. نگفتم تاکنون اما..کنون بشنو.. :ha5t4lmd53df3cpu2lq تورابیش ازهمه من دوست میدارم:ha5t4lmd53df3cpu2lq السلم علیک یا اباصالح(ع) 7 لینک به دیدگاه
Mahdi Eng 22940 اشتراک گذاری ارسال شده در ۳ تیر، ۱۳۹۲ بی تو ای صاحب زمان , بی قرارم هر زمان ! بی تو ای صاحب زمان ، بي قرارم هر زمان ! از غم هجر تو من دل خسته ام همچو مرغی بال و پر بشكسته ام كی شود آيی نظاره بر دل اندازی تو يارا ؟ بر دل خسته كه دم سازی تو يارا ده مدال ديده باني ز عنايت به من و از مهر و عشق بازی خدا را يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا ای تو شور عشق من ، روشنی انجمن بی تو در دام بلا افتاده ام بر تو يارا جان و دل را باخته ام از فراق تو شده حال من خسته پريشان كی ميايی منجی و سلطان امكان ؟ عقده ها را وا كنی با يك نگه ، ای نور يزدان بين چه كرده با دل من سوز هجران يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا یا بن الحسن آقا بیا یا بن الحسن آقا بیا 9 لینک به دیدگاه
sana 20100 181 اشتراک گذاری ارسال شده در ۴ تیر، ۱۳۹۲ دنیا بد است ، بیتو مکان بدی شدهست ای صاحب زمانـــه! زمان بدی شدهست حتی پیامی از تو به اینجا نمیرسد بعد از تو باد ، نامــهرسان بدی شدهست برگرد ، تا هوای زمین را عوض کنی حالا که نیستی ، خفقان بدی شدهست حالا که نیستی ، همه ساکت نشستهاند حتّی زبان شــــعر ، زبان بدی شدهست ساعت ، به سرعت و نگران پیش میرود این تیک تاکها ، هیجان بدی شدهست دســــــت مرا بگیر که یـــــخ زد بدون تو جــــان مرا بگیر که جان بدی شدهست ولادتــــــ تنها بهانــــ ه ی ماندنمان ... صاحـــــبمان... امـــــام مان... آقایــــمــان ... مـــــولایمان... مــــــــــهدی صاحـــــــب الزمان رو به همـــــــ ه ی دوستانــــــــــــم تبریک میگم 8 لینک به دیدگاه
afa 18504 اشتراک گذاری ارسال شده در ۴ تیر، ۱۳۹۲ آقاجان...! میدانم که دیر کردیم... میدانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدنمان صبر میکنی...! میدانم که با این همه انتظار و انتظار کردنمان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموختهایم...! امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...! 8 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۷ تیر، ۱۳۹۲ گفتی که می آیی و با خود دانه هایی از جنس محبت به رنگ مهربانی می آوری و آن ها را در زمزمه ی دل ها می کاری و خود باران مهربان می شوی تا سبزشان کنی. گفتی که می آیی و با خود کلید می آوری که قفل تمامی قفس ها را خواهد شکست و پرندگان محبوس را آزاد خواهد ساخت آنگاه تو خود پرنده های دوستی را بر آسمان دل ها پرواز می دهی. گفتی که می آیی و با خود هزاران شاخه ی سبز می آوری شاخه هایی پر از لانه و به هر کبوتری؛ و هر گنجشکی لانه ای خواهد داد. تا هیچ پرنده ای بی لانه نباشد تا هیچ پرنده ای بر سر دیوار کوچه ننشیند و سنگ نخورد. گفتی که می آیی و تمام باغ های زمین را تقسیم می کنی تا هیچ بچه ای در حسرت بازی نماند و هیچ توپی پاره نشود و همه ی عروسک ها مادر داشته باشند گفتی که می آیی... من منتظرت هستم در انتهای کوچه ی تنهایی با توپ پاره ی خودم و عروسک بی سر خواهرم منتظرت هستم من منتظرت هستم به تازگی بال کبوترم شکسته است فکر می کنم سنگ خورده باشد من منتظرت هستم فکر می کنم دل من دل خواهرم ودل بچه های همسایه و دل تمامی بچه های زمین برای تو تنگ شده است فکر می کنم که همه ی بچه های زمین تو را می شناسند. و درگهواره هایشان خواب تو را می بینند. من فکر می کنم تمام بچه ها بهانه ی تو را می گیرند و برای تو گریه می کنند... 5 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۷ تیر، ۱۳۹۲ ما گم شده ایم .... تو به جستجوی مایی!! گم شده ایم! سرگردان در کوچه های زمین... نشانی در دست و مبهوت به تمام درهای بسته نگاه می کنیم. هیچ کدامشان شبیه دری نیستند که ما گم کرده ایم.. شبیه جایی نیستند که روزی از آن راه افتادیم و حالا دلمان می خواهد به آن برگردیم. ایستاده ای کنار دیوار کوچه... ما گیج و سردرگم، از کنارت رد می شویم. دستمان را می گیری... یک لحظه چشم در چشم می شویم....!!! می گویی: کجا؟! می گوییم: رهایمان کن! پی جایی می گردیم.. می گویی: من بلد راهم، پی ام بیایید، می رسانمتان. می گوییم: نه، خودمان می گردیم؛ خودمان می یابیم! می گویی: این کوچه زمین است و این نشانی شما، اصلا مال این جا نیست... اما باز از کنارت می گذریم و باز گم می شویم... بیش تر از قبل!! 5 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۷ تیر، ۱۳۹۲ می ترسم... در این زمانه که از هر فریب می ترسم هم از همیشه بی تو، عجیب می ترسم مرا دو گونه روایت کنند و فرقی نیست چرا که من ز عروج و صلیب می ترسم به جز ضرر چه نصیبی دعا برایم داشت؟ من از اجابت «امن یجیب» می ترسم کنون که عشق قرارش به بی قراری ماست من از دلی که ندارد شکیب می ترسم نه قانعم به دعایی، نه راضیم به قضا نه، کفر نیست ولی از نصیب می ترسم ببین چقدر غریبی که از سپردن خویش به دستهای شما ای غریب می ترسم مرا رها کن از این غربتم که تا دیگر نترسم آه، اگرچه عجیب می ترسم مرا رها کن از این غربتم که تا دیگر نترسم آه، که من زین فریب می ترسم پلنگ صید خودش را سریع خواهد کشت من از نگاه غزال نجیب می ترسم مرا رها به کسی جز خودت مکن تا من به اشتباه نگویم عجیب می ترسم... برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 5 لینک به دیدگاه
mahnaz 7584 اشتراک گذاری ارسال شده در ۱۸ تیر، ۱۳۹۲ :icon_gol::icon_gol::icon_gol:-------------------:icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol:------:icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol: خداوندا اگر داری هوای دادن عیدی :icon_gol: :icon_gol:جهانی را منور کن به نور حضرت مهدی(عج):icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol::icon_gol::icon_gol: :icon_gol::icon_gol: :icon_gol: 8 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۲۸ تیر، ۱۳۹۲ چشم انتظارم ... از نو شکفت نرگس چشم انتظاري ام گل کرد خار خار شب بي قراري ام تا شد هزار پاره دل از يک نگاه تو ديدم هزار چشم در آيينه کاري ام گر من به شوق ديدنت از خويش مي روم از خويش مي روم که تو با خود بياري ام بود و نبود من همه از دست رفته است باري مگر تو دست بر آري به ياري ام کاري به کار غير ندارم که عاقبت مرهم نهاد نام تو بر زخم کاري ام تا ساحل نگاه تو چون موج بي قرار با رود رو به سوي تو دارم که جاري ام با ناخنم به سنگ نوشتم : بيا ، بيا زان پيشتر که پاک شود يادگاري ام .. قیصر امین پور 6 لینک به دیدگاه
z.b 6335 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در ۲۸ تیر، ۱۳۹۲ هر روز بی تو روز مباداست...! وقتي تو نيستي نه هستهاي ما چونانکه بايدند نه بايدها ... مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض ميخورم عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم باشد براي روز مبادا اما در صفحههاي تقويم روزي به نام روز مبادا نيست آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز روزي شبيه فردا روزي درست مثل همين روزهاي ماست اما چه کسي ميداند شايد امروز نيز روز مبادا باشد وقتي تو نيستي نه هستهاي ما چونانکه بايدند نه بايدها ... هر روز بي تو روز مباداست... .. قیصر امین پور 6 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده