پاییزان 3604 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 برایم سیگاری آتش بزن میان لب هایم بگذار و دور شو پر از باروتم.... 1
Strelitzia 17128 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 مـَـردها هم بغض می كنند .. بعد لبخندی تقلبی ميزنند و در جيبهايشان به دنبال فندك ميگردند!!! 1
Strelitzia 17128 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 واقعا چه شد؟!! از آن پسرک شاد و پر هیاهو.. پسر تنها و شکسته و پر سوال ،با سیگاری همیشگی لای انگشتانش باقی ماند!!!؟؟؟ آخ باز هم حواسم نبود خاکسترش ریخت ........! برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 2
Strelitzia 17128 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 روزها را پُک می زنم ... بی لذت ... کام می گیرم ... چه لذتی ... وقتی پاکت روزهایم خالی ... و ... زیر سیگاری ِ روزهایم پُر ... 2
Strelitzia 17128 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 من دوست دارم: تو را... پاییز را... قهوه را.. سیگار را.. اکنون کنارم هست پاییز،قهوه،سیگار اما تو... 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 ماشینم بوی سیگار می دهد تنم لباسم دفتر کارم حتی قهوه های دو نفره ی فرانسوی هم بوی سیگار می دهد از زمستان 2 سال پیش تمام لحظه های من که بوی تو را می داد... فقط بوی سیگار می دهد...! 4
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 سیگارو بخاطر تو ترک نمی کنم مشروبو با گفتن تو ترک نمی کنم وقتی تو با من بودی اینها با من بودند حالا که نیستی هم اینها با منند وفاداری کدامتان بیشتر است؟! جوابی نداری... 3
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 از من پرسید امروز میخوام تکلیفمو مشخص کنی ..... یا من یا سیگار؟؟؟!!!! نگاهی به سیگار توی دستم کردم که انگار سوختنش شدت گرفته و داره بهم میگه عشقت مهمتره.... یه پک دیگه زدم.... نگاش کردم و گفتم...... خداحافظ !!!! :| 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 ازم پرسید سیگارو ترک نکردی، گفتم نه کبریت و ترک کردم.......سیگارو با سیگار روشن میکنم 3
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 گفتم: با عشق زمان فراموش می شود ، و با زمان عشق! سیگاری گوشه ی لب، گفت: با سیگار هر دو... 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 من به تعداد تمام سیگار هایی که کشیده ام تو را یاد کرده ام اگر می توانستم تو را فراموش کنم سیگار را هم ترک میکردم 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 اینکه گاهی سیگار می گیرد در دست یعنی هنوز هم نشانی از تو در خاطرش هست 3
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 نه ! کاری به کار عشق ندارم من هیچ چیز و هیچ کس را دیگه در این زمانه دوست ندارم انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیز و هر کس که دوست تر بداری حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد از تو دریغ میکند پس با همه وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد این شعر را هم نا گفته میگذارم .... تا روزگار بویی نبرد که.... گفتم که ... دیگه کاری به کار عشق ندارم ! 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 یک شیشه مشروب دارم و یک پاکت سیگار و هزار راه نرفته یک پیک شراب و سیگار روشن شده با حسرت راه میروم و مرور می کنم خاطراتم را دهانم از این همه تلخی گس می شود... 4
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 تیرهوایی بیخطر تو آسمان را کشتی ! روز به سختی از زیر در از سوراخ کلیدها به درون آمد اگر دست من بود به خورشید مرخصی میدادم به شب اضافه کار ! سیگاری روشن میکردم و با دود از هواکش کافه بیرون میرفتم ... 4
moein.s 18985 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 ساز من و دمساز من همین است.... فرو خوردن خشمم را با کمی دود... تا از درون بسوزم و بسازم.... که به خود زخم بزنم...که خنجر نشوم بر دل دیگری 5
آریودخت 43941 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 گاهی دوست دارم برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام پک زدن ، فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ... برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آخر فهمیدم چه لذتی میبری برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام سوختن من ؛ شاید آخر قانع شدم! 3
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 و سوختن در آتشی که تو بر پا میکنی لذتیست چون روشن کردن سیگار با خورشید لابد ! 1
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 باید سیگار باشم تا لذت بوسیدن لبهایت و بودن در دستانت درد سوختنم را خنثی کند... 1
ارسالهای توصیه شده