رفتن به مطلب

★ღ☆ زیـبـا ؛کوتاه؛ عـاشـقـا نــه ★ღ☆


saba mn

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد …

 

از عاشقی تباهی

 

از زندگی مصیبت

 

از دوستی شکست و

 

از سادگی خیانت

  • Like 3
  • پاسخ 960
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

هيچ کس از حال ما پرسيد؟ نه!

هيچ کس اندوه مارا ديد؟ نه!

 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت

هر که با ما بود از ما مي گريخت

  • Like 3
ارسال شده در

برای رسیدن ، چه راهی بریدم

در آغاز رفتن ، به پایان رسیدم

به آیین دل سر سپردم دمادم

که یک عمر بی وقفه در خون تپیدم

به هر کس که دل باختم ، داغ دیدم

به هر جا که گل کاشتم ، خار چیدم

من از خیر این ناخدایان گذشتم

خدایی برای خودم آفریدم

به چشمم بد ِ مردمان عین خوبی است

که من هر چه دیدم ، ز چشم تو دیدم

دهانم شد از بوی نام تو لبریز

به هر کس که گل گفتم و گل شنیدم

  • Like 3
ارسال شده در

باران ببار دلم گرفته ست

من هم می خواهم ببارم ...

باران آرام ببار

آدمیان در خوابند

این طلوع آرام را بر هم مزن

اما ببار ...

 

بگذار دلتنگی ام با تو ببارد

بگذار ندانسته هایم در تو ببارد

سادگیت بر گونه هایم است

اما هنوز باورت ندارم

اما تو ببار ...

 

آهسته ببار

باور می کنی؟

دلم با تو هم گرفته است

اما تو ببار ...

  • Like 3
ارسال شده در

ريشه در خاك

ريشه در آب

ريشه در فرياد

***

شب از ارواح سكوت سرشار است .

و دست هائي كه ارواح را مي رانند

و دست هائي كه ارواح را به دور، به دور دست، مي تارانند .

***

- دو شبح در ظلمات

تا مرزهاي خستگي رقصيده اند .

 

- ما رقصيده ايم .

ما تا مرزهاي خستگي رقصيده ايم .

 

- دو شبح در ظلمات

در رقصي جادوئي، خستگي ها را باز نموده اند .

 

- ما رقصيده ايم

ما خستگي ها را باز نموده ايم .

***

شب از ارواح سكوت سرشار است

ريشه از فرياد

و

رقص ها از خستگي .

  • Like 2
ارسال شده در

نمـــی دانم چــــرا ؟!

 

این روزهــــا

 

در جـــواب هـــركــــه از حـــالم مـــی پرســــد

 

تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم "

 

چشمـــــانم

 

خیس مــــی شـــــود ... !

  • Like 2
ارسال شده در

سخن از اشك مخواه

 

كه سكوتت گوياست

 

از نگه كردنت احوال تو را مي دانم

 

دل غربت زده ات – بينوايي تنهاست .

  • Like 3
ارسال شده در

نمي دانم چرا شعار از

لياقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... مي دهي

تويي که مي دانم اگر بداني بکارتم به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن مي زني و مي روي

اما بگرد ،پيدا خواهي کرد

اين روز ها صداقت و ،لياقت و ،نجابتي که تو مي خواهي زياد ميدوزند!!

امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند ...

 

برای نامزدی دخترش !

 

و در خود گریستم ...

 

برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،

 

تن سردم را هوسبازاته به تاراج برد ...

 

و بی شرمانه می خندید از این پیروزی ...!!!!

  • Like 4
ارسال شده در

ببین ابریه هوامو موقع تر شدنه

 

کاسه ی صبره دیگه دورو ور سر شدنه

 

یه پیاله بغض تازه با یه فنجون تپش

 

روی میزه معطل اینورو اونور شدنه

 

گاهی لبخندی و گاهی مث بارون میریزی

 

رو دروغی که حالا تو مرز باور شدنه

 

همه ی حرفا دروغ! نه همه ی قصه ها خوبن

 

مث دیواری که توی نوبت در شدنه

 

مینوشم فنجون چشماتو پر از تلخی غم

 

میدونم چشات فقط دنبال محشر شدنه

 

دیگه وقت رفتنه اما چرا جا میمونیم

 

توی این قصه ای که دنبال آخر شدنه؟

  • Like 3
ارسال شده در

اگر خیال سفر داری

باشد برو

خدا به همراهت

بال هایت را نمی بندم

باشد که به پاس این کارم

یک روز کسی بند از بال های من نیز باز کند

  • Like 2
ارسال شده در

پیچک می شوم وحشی !! می پیچم به پر و پای ثانیه هایت تا حتی نتوانی لحظه ای بی من "بودن" را زندگی کنی !!

  • Like 3
ارسال شده در

شعر من ؛ صفحه ی حوادثی است ...

که روزها شاعری در آن زنده به گور شده !!

و شب ها در آغوش تو دوباره متولد می شود

  • Like 3
ارسال شده در

بعضی " آه " ها را

 

هر چقدر هم که از ته دل بکشی

 

باز هم سینه ات خالی نمیشود

 

امروز سینه ی من پر است از آن " آه " ها

 

  • Like 3
ارسال شده در

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن …

دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن …

چون به قلب همدیگه زخم زدن …

نمیتونن دشمن همدیگه باشن …

چون زمانی عاشق بودن …

تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن …

  • Like 2
ارسال شده در

روزهايي كه بي تو مي گذرد

 

گرچه با ياد توست ثانيه هاش

 

آرزو باز ميكشد فرياد

 

در كنار تو مي گذشت اي كاش

  • Like 2
ارسال شده در

وقتی باشم عاشقه تو

 

غیر دل هیچی ندارم

 

که بدانم لایق تو

 

دلمو از مال دنیا

 

به تو هدیه داده بودم

 

با تمام بی پناهی

 

به تو تکیه داده بودم

 

اگه احساسمو کشتی

 

اگه از یاد منو بردی

 

اگه رفتی بی تفاوت

 

بدون اینکه دل من

 

شده جادو به طلسمت

 

یکی هست اینور دنیا

 

که تو یادش مونده اسمت........

  • Like 2
ارسال شده در

 

این چه رازیست که در میکده، عشاق به آن می خندند.

 

نکند راز من و تو باشد.

 

نکند عهد شکستی و...

 

یادمان باشد:

 

آسمان شاهد عهدیست که با هم بستیم

 

ابرها در سفرند

 

آسمان

 

اما

 

هست.

  • Like 3
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي

 

جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....

 

بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم

 

كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره

  • Like 1
ارسال شده در

چـــــــه زیــــبا مـــــی گــــــفت متــــرسک ..

 

وقتــــی نـــــمیشـــود رفـــــت...

 

هــــــمیـــن یـــــک پــــا هــــم اضــــافــــیســـت...!!!

 

4164%2B%25D9%2585%25D8%25AA%25D8%25B1%25D8%25B3%25DA%25A9.jpg

  • Like 2
ارسال شده در

اسمتو رو سیگار نوشتم

برای اولین بار کشیدم تا بسوزی

و فراموشت کنم

اما نمی دونستم با هر پوک ذره ذره میری تو نفسم ومی شی

همه چیزم


×
×
  • اضافه کردن...