Anooshe 11040 ارسال شده در 28 دی، 2011 هیچی اندازه اون رد شدن از خیابون سوژه خنده نبودحساب کنید یه خیابون به چه پهنا توسط ۳۰ عدد نو اندیش که آسه آسه عرض آن را طی می کنند مسدود شده بود عامل ترافیک هم مدرن شده توسط نواندیشان!! (تصورش دقیقا مثل وقتی می مونه که توی جاده به دلیل عبور دام های گرامی ..... جاده بند میاد!) :ws47: غیر دام های گرامی من یاد جوجه اردک های محترم هم میفتادم وقتی همه باهم از یه مسیر رد میشن:biggrin:(البته بلا نسبت هممون:texc5lhcbtrocnmvtp8) حالا یکی عکس کیف های پر از میوه ای که داشتیمم بذاره:texc5lhcbtrocnmvtp8 تازه من تو راه که بودم باز از ته کیفم میوه در میومد:lol: 22
pari daryayi 22938 ارسال شده در 28 دی، 2011 من سریعا رفتم پشت بوم و یک طرح شماتیکی قلم زدم. البته برای رعایت جو اخلاقی، طرح خود را با سانسور ارائه میدهم. باشد که شبهات مومنین و مومنات برطرف شود،خدایا خودت مارو عفو کن....... :icon_pf (34): حاجی آماده به خدمت به این می گن ها :icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34): 10
M_Archi 7762 ارسال شده در 28 دی، 2011 باز از اون شبهاست که اسی نخورده مست شده!! :biggrin: اره منم میخواستم همینو بگم 12
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 باز از اون شبهاست که اسی نخورده مست شده!! :biggrin: همون، خودم هم الان احساس خطر کردم، این نوترون وسوسه میکنه مارو، هی +23 حرف بزنیم. باید در برم، که اوضاع مغزمان خراب است،مخصوصا اینکه در بازگشت به منزل از ترس پارس سگ ها تو چاله آب هم افتادم.... 18
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 28 دی، 2011 همون، خودم هم الان احساس خطر کردم، این نوترون وسوسه میکنه مارو، هی +23 حرف بزنیم. باید در برم، که اوضاع مغزمان خراب است،مخصوصا اینکه در بازگشت به منزل از ترس پارس سگ ها تو چاله آب هم افتادم.... مگه از باغ و بیشه میگذری تا برسی خونه؟!؟ جاییت که نشکست که؟! 11
shadmehrbaz 24772 ارسال شده در 28 دی، 2011 بترکی اســی خیلی خوش گذشت دم همگی گرم هیچی مثه اون یه قلوپ چایی که خوردیم 64 هزار تومن شد باحال نبود !!! :texc5lhcbtrocnmvtp8 22
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 مگه از باغ و بیشه میگذری تا برسی خونه؟!؟ جاییت که نشکست که؟! برای اینکه زودتر برسم، یک تیکه باید از وسط باغ رد بشم،هوا هم سرد بود، همه سگ ها چپیده بودن لای درخت ها..... از دهانشون هم همینطور بخار میزد. وقتی سگ دنبالت کنه،چنان فرار میکنی که زمین نمیخوری،فقط هی میوفتی تو چاله آب. 12
ooraman 22216 ارسال شده در 28 دی، 2011 همون، خودم هم الان احساس خطر کردم، این نوترون وسوسه میکنه مارو، هی +23 حرف بزنیم. باید در برم، که اوضاع مغزمان خراب است،مخصوصا اینکه در بازگشت به منزل از ترس پارس سگ ها تو چاله آب هم افتادم.... واقعااااااا؟ آخی گناه داری که !!!....چرا انقد سگ دنبال تو میکنه!!! برای اینکه زودتر برسم، یک تیکه باید از وسط باغ رد بشم،هوا هم سرد بود، همه سگ ها چپیده بودن لای درخت ها..... از دهانشون هم همینطور بخار میزد. وقتی سگ دنبالت کنه،چنان فرار میکنی که زمین نمیخوری،فقط هی میوفتی تو چاله آب. بابا دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است :biggrin: چه کاریه آخه!!! تو این بارون از وسط باغ و بستان رد بشی ! بترکی اســی خیلی خوش گذشت دم همگی گرم هیچی مثه اون یه قلوپ چایی که خوردیم 64 هزار تومن شد باحال نبود !!! قسمت میوه بردنش که بهتر بود!! توریسته هاج و واج مونده که چه خبره؟ 18
MechJJ 11369 ارسال شده در 28 دی، 2011 ما که نبودیم ولی سر سفره داشتیم این عکسا رو میدیدیم ترکیدیم از خنده:ws47::ws47: عکسا فوق العاده بود. paint بازی هستی ها. مخصوصا سرسرهه:ws47::ws47: اسی تو فوق العاده ای:ws47::ws47::ws47: 13
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 28 دی، 2011 بترکی اســی خیلی خوش گذشت دم همگی گرم هیچی مثه اون یه قلوپ چایی که خوردیم 64 هزار تومن شد باحال نبود !!! :texc5lhcbtrocnmvtp8 چونه زدن تا رسوندن 50 تومن اخرشم به طرف 47 تومن دادن ای خداااا چای با سرویس میوه!! به خدا اخرش ایناااا 16
pari daryayi 22938 ارسال شده در 28 دی، 2011 همون، خودم هم الان احساس خطر کردم، این نوترون وسوسه میکنه مارو، هی +23 حرف بزنیم. باید در برم، که اوضاع مغزمان خراب است،مخصوصا اینکه در بازگشت به منزل از ترس پارس سگ ها تو چاله آب هم افتادم.... چشم بد دنبالت بوده در قالب سگ ظاهر شده!:biggrin: 10
Neutron 60973 ارسال شده در 28 دی، 2011 همون، خودم هم الان احساس خطر کردم، این نوترون وسوسه میکنه مارو، هی +23 حرف بزنیم. :evilsmile::evilsmile::evilsmile: حاجی تصویر اون حوری هایی رو که رو ظرف ها بود رو هم با paint بکش. 10
ooraman 22216 ارسال شده در 28 دی، 2011 من دلم از اون ظرف و ظروفا میخوااااااااااااااااد راستی آقایون یه کم یاد بگیرن دیدین چه تختی به همسر گرامیش کادو داده بود :biggrin: 13
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 28 دی، 2011 صندلی منم بود اونجا توی کاخ گلستان البته اون بدلش بود اصلش رو برده بودن به موزه بانک مرکزی چون 5 هزار تا الماس 100 قیرات برلیان و 500 کیلو طلا توش بکار رفته:yes: 14
SH E I KH 18713 ارسال شده در 28 دی، 2011 اسی ایول :ws47: بگم چی بشی اسی دارم صدای استاد رو گوش میدم و شعر سعدی ناگهان ............................ یعنی چه !!! مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه !!! یهو سرسره اسی رو دیدم ترکیدم از خنده حیف که بنای عشرت آباد ویرون شده وگرنه باید میبردمت اونجا اسی :biggrin: 13
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 من دلم از اون ظرف و ظروفا میخوااااااااااااااااد راستی آقایون یه کم یاد بگیرن دیدین چه تختی به همسر گرامیش کادو داده بود :biggrin: اون خانم ها برای رضایت ناصر مدام از سرسره بالا و پایین میرفتند. چه کسی امروز سرسره بازی میکند، آقایون برایش سرویس الماس میگیرند. :icon_pf (34): (پینوشت = من مستم دست خودم نیست) 13
M_Archi 7762 ارسال شده در 28 دی، 2011 اسی پاشو برو استراحت کن فردا تاپیکو ادامه بده!!! این یه پیشنهاد دوستانه بود!!!! 10
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 28 دی، 2011 من دلم از اون ظرف و ظروفا میخوااااااااااااااااد آخ گفتی من اون آبدوغ خوریای بالای ویترین ها رو خیلی دلم می خواد:yes: 4
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 اسی پاشو برو استراحت کن فردا تاپیکو ادامه بده!!! این یه پیشنهاد دوستانه بود!!!! در حالت مستی بهتر میشه نوشت.... حیف که میترسیم مارا در خیابان در حالت مستی بگیرند وگرنه یکبار مست میامدیم تور. البته نه مست می، بلکه مست چیز دیگری. صفحه اول تاپیک را تکمیل کردیم، دوران مستی به سر رسید، غلظت طنزش کم شد. 10
ارسالهای توصیه شده