Ehsan 112349 ارسال شده در 28 دی، 2011 این تاپیک تقدیم میشود به پیشگاه مقدس السلطان بن السلطان بن سلطان، ناصر الدین شاه قاجار. افتخار کائنات و بهانه خلقت جدنا آدم و امنا الحوا...... همچنین تشکر فراوان از زحمات آغا بتول خانم همشیره محترمه اعتماد السلطنه فرزند مظفر الدین شاه. با یادی از کلیه کودکان فرو دست و فرادست و زنان کرد و لر و بلوچ و گیلکی و مردان لر و کرد ترک و قزوینی. قصاب و کفاش و عکاس دربار،روحانی دربار و روحانی مردمی و ساکنین قورخانه و شمس العماره و همه میزبانان ما در این تور تاریخی. در این تاپیک ابتدا همه عزیزانی که همراه ما بودند، به صورت تصویری خدمت شما معرفی میگردند. اگر چهره دوستان نامفهوم است، روی عکس ها کلیک کنید تا بزرگ شوند. هرکس از من عکسی داره جان ناصر و سرسره اش، به ایمیلم بده وگرنه من عکس های خودشون در زیر را در تیراژ وسیع در جامعه پخش میکنم. 36
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 امروز همه چیز بارانی بود، هوا، قیافه ها، کاخ ها، غذاها، دستشویی ها، مترو، میوه و...... برای اولین بار ما زودتر از دوستان به محل قرار رسیدیم، welcome (w.c بسیار شدیدی احوال مارا بارانی کرده بود. از همان ابتدا چتر خود را گشودیم، حسودان میگفتند باران که قطره ای بیش نیست،چرا چتر میگشایی، اما قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود..... به هر حال باران که شدید شد،هرکس فراخور اخلاصش مدت زمانی را زیر سایه چتر اسلام میامد تا نور الهی نصیبش شود. در اولین فرصت که به welcome رسیدیم، در ان جهیدیم، بغلی ما هم یک پیرمرد بدبخت خارجی بود که به توالت اسلامی عادت نداشت و مدام میگفت gad dam the toilet و fuck this (یعنی دستشویی لعنتی فکر منحرف نکنید) به هر حال راحت شدیم و رفتیم به سمت کاخ های ناصر و باباش و جدش و بچه هاش. پر از درس و عبرت بود،که در این مقال اشاره به آن نمیگنجد. برای صرف ناهار به سفره خانه ای سنتی رفتیم، دیزی خوران بسیار اندک بودند و این یعنی نابودی سنت گرایان و گسترش مدرن گراها یا همان جوجه خوران و کشک و بادمجان خوران (گرفتار بین سنت و مدرنیته). دیزی ما بسیار جا افتاده بود،چون معلوم بود، یک هفته ای قشنگ مرتبا گرم و سرد شده. :icon_razz: به هر حال گرسنگی به شدتی بود که خوردمیش، مهندس خوش فکر هم چنان مست غذا شد که جلوی همه دراز کشید و با واکنش سریع مسئول تور مواجه شد. :zadan: همه چیز خوب بود که پس از اتمام غذا سه فتنه گر به نام های codeplus , neutron , negari یک وسیله ای که ذغال رویش بود و در آن فوت میکردی و دود بلند میشد را سفارش دادند و مدام هم میخواستند ما را قاطی این بازی کنند که توانستیم جلوی این فاجعه را بگیریم. البته کاربری بود فروغ نام،آمد کمی از این وسیله کذایی بزند،چنان به سرفه افتاد که پشیمان گشت. :biggrin: خلاصه چون باران زیاد بود، نشد سوژه های زیادی از دوستان بگیریم. چون همش مجبور بودیم زیر چتر باشیم. . . . . البته یه چیزی یادم رفت: صمد آقا فرزند ننه آقا، بچه ده بالا با انگشتش همه را کور میکرد. من امروز با میله های چترم نصف بچه های انجمن را کور کردم !!! هرکس دیه خواست در خدمتیم. 31
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 28 دی، 2011 آخرشی اسی!! چقدر عکس خودت شبیه خودته :biggrin: شکر خدا که همه عکسای مربوط به حرمسرا رو برداشته بودن وگرنه چه سوژه ای میشد واسه تو 24
ooraman 22216 ارسال شده در 28 دی، 2011 الان منم عکساتو میذارم کفه انجمن :biggrin: من پستای بالا رو ندیده بودم عجب عکسایییییییییییییییییییییییییییییییییی اینارو کی گرفتی اسی ؟ مگه قرار نبود عکس تو سایت نذاریم دهههههههههههههههه . . . . . . . . . . . . . نمایی از فرزندان نو اندیشان در باران :lol: 27
pari daryayi 22938 ارسال شده در 28 دی، 2011 هیچی اندازه اون رد شدن از خیابون سوژه خنده نبود حساب کنید یه خیابون به چه پهنا توسط ۳۰ عدد نو اندیش که آسه آسه عرض آن را طی می کنند مسدود شده بود عامل ترافیک هم مدرن شده توسط نواندیشان!! (تصورش دقیقا مثل وقتی می مونه که توی جاده به دلیل عبور دام های گرامی ..... جاده بند میاد!) 31
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 آخرشی اسی!! چقدر عکس خودت شبیه خودته :biggrin: شکر خدا که همه عکسای مربوط به حرمسرا رو برداشته بودن وگرنه چه سوژه ای میشد واسه تو من سانسور کردم عکستو ناسلامتی. :icon_razz: حالا که اینجور شد عکس واقعیتو میذاریم برای استفاده دوستان.:zadan: محمدرضای بیچاره اون گوشه پیش زنان گیر افتاده...... 21
ooraman 22216 ارسال شده در 28 دی، 2011 بمیری حاجیچقدر بهشون میاد عکساشون خودت و دیدییییی؟ وای خدا مردهء حمید کد پلاسم! 16
pari daryayi 22938 ارسال شده در 28 دی، 2011 ما آخر این سرسره را ندیدیم. :icon_razz: اولا بد آموزی داره! در ثانی دنبال شیوه های مدرن باش دانشمند اون مال دوران قاجاره! امروزه جواب نمی ده! 16
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 هیچی اندازه اون رد شدن از خیابون سوژه خنده نبودحساب کنید یه خیابون به چه پهنا توسط ۳۰ عدد نو اندیش که آسه آسه عرض آن را طی می کنند مسدود شده بود اتفاقا لطیفه قابل توجهی در این رابطه هست: از نواندیشی پرسیدند: تفاوت رد شدن اسی و جماعت نواندیش از خیابان چیست؟ نواندیش گفت، اسی وقتی میخواهد از خیابان رد شود، اینطرف و آنطرف را مینگرد، اما جماعت نواندیش کلشونو مثل اسی میندازن پایین و از خیابان رد میشوند. 22
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 28 دی، 2011 من سانسور کردم عکستو ناسلامتی. :icon_razz: حالا که اینجور شد عکس واقعیتو میذاریم برای استفاده دوستان.:zadan: محمدرضای بیچاره اون گوشه پیش زنان گیر افتاده...... چشماتو درویش کن !! :icon_razz: تو کلا لج داری با من :vahidrk: بمیری حاجیچقدر بهشون میاد عکساشون تو یکی که هیچی نگو با اون عکست 14
Neutron 60973 ارسال شده در 28 دی، 2011 اولا بد آموزی داره!در ثانی دنبال شیوه های مدرن باش دانشمند اون مال دوران قاجاره! امروزه جواب نمی ده! سرسره در همه ی ادوار تاریخی جواب میده ... :biggrin: میدونی من کلا آدم سنتی ام... روش های سنتی رو بیشتر می پسندم. 10
ooraman 22216 ارسال شده در 28 دی، 2011 بچه ها من رسیدم کرج چشمتون روز بد نبینه انقد سرد بود که استوخونام یخ زد هرچی از پالتویی که پوشیده بودم و از صبح سرما نکشیده بودم راضی بودم ،این آخر سری از دماغم در اومد چنان سرمایی بود که انگار رفتی سیبری الانم کلی چایی داغ خوردم و جوراب و فلافی پام کردم هنوز سرما از جونم نرفته بیرون :w821: 22
pari daryayi 22938 ارسال شده در 28 دی، 2011 بمیری حاجیچقدر بهشون میاد عکساشون زیر پوست منم بارون رفته شر شر اینقدر چاق شدم!! اون ندیمه اسی رو چشم بصیرت کی دید؟؟ 13
Ehsan 112349 سازنده ارسال شده در 28 دی، 2011 ما آخر این سرسره را ندیدیم. :icon_razz: من سریعا رفتم پشت بوم و یک طرح شماتیکی قلم زدم. البته برای رعایت جو اخلاقی، طرح خود را با سانسور ارائه میدهم. باشد که شبهات مومنین و مومنات برطرف شود،خدایا خودت مارو عفو کن....... :icon_pf (34): توضیحات تکمیلی درباره سرسره ناصری هم در تاپیک زیر هست: http://noandishaan.com/forums/showthread.php?t=71040&highlight= 24
Neutron 60973 ارسال شده در 28 دی، 2011 حاجی این عکس از Track 3 گوشی کیوان هم بدتره! :icon_pf (34): 12
ارسالهای توصیه شده