Sepandarmaz 1327 ارسال شده در 10 مرداد، 2015 وقتی فقط و فقط و فقط به خاطر جنسیتی که تو به وجود اومدنش هیچ نقش و قدرت انتخابی نداشتی متهم میشی ،مورد سوء ظن قرار میگیری و حس میکنی نزدیکترین مردای زندگیت بهت یجورایی بی اعتماد میشن و حس میکنی باید بارها خودتو واسه کسایی توضیح بدی که فکر میکردی خیلی خوب و حتی بهتر از خودت میشناسنت نمیدونی به چی یا کی یا کجا پناه ببری؟؟ فقط میتونی گله آدمیزاد کج خیال و کوچیک و کم جنبه رو پیش خدایی ببری که خودش از درونی ترین نیات همه با خبره و انقد نزدیکه که نیازی نیست خودتو واسش توضیح بدی ... 4
Sepandarmaz 1327 ارسال شده در 10 مرداد، 2015 نتونی منظورت رو برسونی...کسی حرفات رو نفهمه آی گفتید ... باید بگم " جانا سخن از زبان ما میگویی " 2
Seren7 1125 ارسال شده در 10 مرداد، 2015 عمیق ترین درد زندگیم زمانیه که برا ناهار دیر برسم خونه ته دیگ ماکارونی مامانم رو که خیلی دوسش دارم خورده باشن:sigh: آخه نمیدونی چقد میسوزم که 3
masi eng 47044 ارسال شده در 13 مرداد، 2015 عميق ترين درد زندگي من اينه كه چرا بايد مريضيت قالب باشه .. يه درد دندون انگار يه درد عالم باشه كه تمام وجودتو تسخير كنه.. چرا من..؟درسته نبايد اين سوال رو كنم.. ولي وقتي درد دارم .. نميدونم كجامو بگيرم و به حالش زار بزنم.. تمام وجودمو ميخوام بغل كنم بگم خدا تاكي؟ انقدر درد دارم كه كسي دركي از اين موضوع نخواهد داشت چون جاي من نيست.. چون نميدونم من نسبت به همه دردم بيشتره.. خدايا توميدوني من تحمل درد رو ندارم.. چرا انقدر درد ميدي بهم.. همهجام درد ميكنه. قلبم/معدم/ دندونم/سرم//// كلا يه چندتا ديگه مريضي بده كامل كلكسيون همه دردهاي عالم رو داشته باشم.. عدالتت كجاست؟ اين عدالتهههههههههههه.... اره خواستم خواستم اگه ميخواد بلايي سرخانوادم بياد.. همه بلاهاشون مريضي هاشون بخوره تو سر خودم.. اخه دوستشون دارم.. ولي ببرتم.. خيلي درد دارم... 1
masi eng 47044 ارسال شده در 13 مرداد، 2015 عمیق ترین درد زندگیم زمانیه که برا ناهار دیر برسم خونه ته دیگ ماکارونی مامانم رو که خیلی دوسش دارم خورده باشن:sigh:آخه نمیدونی چقد میسوزم که خوش بحالت .. كاش عميق ترين درد زندگي من اين بود... البته خدا بهت سلامتي بده.. چقدر دلم پرههه 1
ارسال های توصیه شده