هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 28 مهر، 2011 در منطقالطیر عطار سه پروانه درباره ماهیت شمع از خود سوال میکنند. اولی نزدیک شمع میرود و برمیگردد میگوید: “نور است”. دومی نزدیکتر میشود و یک بالش میسوزد؛ برمیگردد و میگوید: “میسوزاند”. سومی بیشتر نزدیک میشود و خود را به آتش میزند و دیگر برنمیگردد. پروانه سوم آنچه را که دیگران دانستهاند؛ فهمیده است. فهمیدن سومین مرحله اي است که ممكن است از آن عبور کنی و نتواني در باره ان حرف بزني "پايان نقل قول " 7
El Roman 31720 ارسال شده در 28 مهر، 2011 همینه!کلا علمای ایرانی هرجا که از نظر علمی به بن بست خوردن انداخت از مسیر عرفان و متافیزیک میرن. همینه من میگم دیدگاه های متفاوت، هر کدومشون قابل نقد هستند، اما برای آدمای مختلف قابل قبول! من و تو از نظر عقلی نمی تونیم چیزی رو اثبات کنیم! فقط میتونیم بگیم نمیدونم! اما عرفا میندازن از یه جا دیگه میرن! هي عابدي جان هي علما نگو ؛ بلا بگو ؛ حتما شنيدي كه اولين روحاني اولين شيادي بود كه به اولين ساده لوح رسيد. علما رو بيخيال عابدي جان تو چي هستي؟ چرا تو دكتر شدي من نشدم؟ تو جنست خوب بوده ها 3
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 در منطقالطیر عطار سه پروانه درباره ماهیت شمع از خود سوال میکنند.اولی نزدیک شمع میرود و برمیگردد میگوید: “نور است”. دومی نزدیکتر میشود و یک بالش میسوزد؛ برمیگردد و میگوید: “میسوزاند”. سومی بیشتر نزدیک میشود و خود را به آتش میزند و دیگر برنمیگردد. پروانه سوم آنچه را که دیگران دانستهاند؛ فهمیده است. فهمیدن سومین مرحله اي است که ممكن است از آن عبور کنی و نتواني در باره ان حرف بزني "پايان نقل قول " بعضی وقت ها این نقل قول های عرفانی ذهن آدمی رو چنان صیقل میده که با خودم میگم، بد نیست گاهی هم معنا گرا بود! مرسی آرش جان. قشنگ بود. 2
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 هي عابدي جان هي علما نگو ؛ بلا بگو ؛ حتما شنيدي كه اولين روحاني اولين شيادي بود كه به اولين ساده لوح رسيد.علما رو بيخيال عابدي جان تو چي هستي؟ چرا تو دكتر شدي من نشدم؟ تو جنست خوب بوده ها هی رفیق زدی جاده خاکی باز که ... منظورم از علما دانشمندان بود. :icon_pf (44): من منم، نه من منم! من نه منم نه من منم! این همه صغری کبری چیدیم واسه چی پس؟ (در ضمن من هنوز دکتر نشدم. ) 2
viviyan 12431 ارسال شده در 28 مهر، 2011 منظور اینه که روح داشته باشن. مثل انسان ها که به اعتقاد عرفا روح دارن. خب نمیشه به طور قطعی وجود روح رو انکار کرد، به نظر من وجود نداره، تا اونجایی که من متوجه شدم معتقدین به وجود روح اعمال مغز رو به روح نسبت میدن. استاد اندیشه مون میگفت روح از طریق مغز فعالیت میکنه و مغز مانند سیم تلفن میمونه که دستورات روح رو به بدن میرسونه. ولی به نظر من چرا ما نباید باور داشته باشم که فعالیتهایی که از ما سر میزنه و علم ثابت کرده مغزی که وجودش به اثبات رسیده اونارو انجام میده دستوردهنده اس تا روحی که هیچ کس نتونسته وجودشو ثابت کنه؟ 2
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 خب نمیشه به طور قطعی وجود روح رو انکار کرد، به نظر من وجود نداره، تا اونجایی که من متوجه شدم معتقدین به وجود روح اعمال مغز رو به روح نسبت میدن. استاد اندیشه مون میگفت روح از طریق مغز فعالیت میکنه و مغز مانند سیم تلفن میمونه که دستورات روح رو به بدن میرسونه. ولی به نظر من چرا نباید فعالیتهایی که از ما سر میزنه و علم ثابت کرده مغزی که وجودش به اثبات رسیده اونارو انجام میده تا روحی که هیچ کس نتونسته وجودشو ثابت کنه؟ ها! به اعتقاد عرفا و دیندارها انسان واسه اینکه نمیتونه پایان زندگیشو با پایان مرگش یکی بدونه، یه چیزی مثل روح رو مطرح کرده که غیرقابل زواله. در واقع یه دلیلی برای توجیه این قضیه! 2
El Roman 31720 ارسال شده در 28 مهر، 2011 هی رفیق زدی جاده خاکی باز که ... منظورم از علما دانشمندان بود. من منم، نه من منم! من نه منم نه من منم! این همه صغری کبری چیدیم واسه چی پس؟ (در ضمن من هنوز دکتر نشدم. ) تو اون جمله هم منظور از روحانيون فلاسفه و عرفا بود ، همونا كه همه چيز رو با هيچ چيز (متافيزيك) توجيح ميكنن ، همونا كه نميگن نميدونم ؛ ميگن مشيعت الهي بر اين بوده دانشمند كي با متافيزيك چيزي رو توجيح كرده به اعتقاد عرفا و دیندارها انسان واسه اینکه نمیتونه پایان زندگیشو با پایان مرگش یکی بدونه، یه چیزی مثل روح رو مطرح کرده که غیرقابل زواله. در واقع یه دلیلی برای توجیه این قضیه! :banel_smiley_4: 3
viviyan 12431 ارسال شده در 28 مهر، 2011 ها!به اعتقاد عرفا و دیندارها انسان واسه اینکه نمیتونه پایان زندگیشو با پایان مرگش یکی بدونه، یه چیزی مثل روح رو مطرح کرده که غیرقابل زواله. در واقع یه دلیلی برای توجیه این قضیه! به نظر من انسان برای اینکه میترسیده از مرگ و از اینکه با مرگ همه چیز تموم میشه روح و آخرت رو اختراع کرده. ببخشید مگه دیندارها و عرفا به روح اعتقاد ندارند؟ 3
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 تو اون جمله هم منظور از روحانيون فلاسفه و عرفا بود ، همونا كه همه چيز رو با هيچ چيز (متافيزيك) توجيح ميكنن ، همونا كه نميگن نميدونم ؛ ميگن مشيعت الهي بر اين بوده دانشمند كي با متافيزيك چيزي رو توجيح كرده بگم؟ بگم؟ ابوعلی سینا! 2
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 به نظر من انسان برای اینکه میترسیده از مرگ و از اینکه با مرگ همه چیز تموم میشه روح و آخرت رو اختراع کرده. ببخشید مگه دیندارها و عرفا به روح اعتقاد ندارند؟ نه اعتقاد دارند. اون برداشت من از اعتقادشون به روحه. در واقع من هم همین برداشتی که شما فرمودین رو عرض کردم. 2
viviyan 12431 ارسال شده در 28 مهر، 2011 جمله بندیتون اشتباه بود، آدم فکر میکنه منظورتون اینه که عرفا و دیندارها همچین فکری میکنند. 1
El Roman 31720 ارسال شده در 28 مهر، 2011 بگم؟ بگم؟ ابوعلی سینا! اولا ابن چيز ؛ سينا ، ايراني نبود ؛ چيزي بود ؛ اوزبك بود و فقط تو ايران چيز شد ؛ مرد چيزما ؛ دوما ؛ چي رو با متافيزيك چيز كرده؟؛ توجيح 1
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 جمله بندیتون اشتباه بود، آدم فکر میکنه منظورتون اینه که عرفا و دیندارها همچین فکری میکنند. بله.متوجه شدم. 1
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 28 مهر، 2011 اولا ابن چيز ؛ سينا ، ايراني نبود ؛ چيزي بود ؛ اوزبك بود و فقط تو ايران چيز شد ؛ مردچيزما ؛ دوما ؛ چي رو با متافيزيك چيز كرده؟؛ توجيح بابا دقیق. منظور مرز فرهنگی است. اتفاقا بوعلی ازبک نبوده. الان ازبک ها به اسم خودشون زده اند. حالا در مورد ریشه و ایناش بعدا می بحثیم. بوعلی اهل خوارزمه. اون زمان هنوز ترکهای تاتار حمله نکرده بودند به خوارزم. خوارزم اون زمان جزو قلمرو ما بوده. همین زندگی پس از مرگ. این لینک و لینک های مرتبطشو بخون: برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 3
viviyan 12431 ارسال شده در 28 مهر، 2011 ابن سینا فقط معاد جسمانی رو قبول داشته. البته معاد رو فقط آدمای ترسو قبول دارن و دوست دارن باشه. 1
El Roman 31720 ارسال شده در 28 مهر، 2011 از بحث داريم پرت ميشيم ولي همين خط اول اين لينك نوشته رئیس فیلسوفان عالم اسلام در باره ابن سينا هم بعدا دعواشو ميكنيم 1
yasi * m 5032 ارسال شده در 28 مهر، 2011 الان باید درباره ی این مثال حرف بزنیم یا این فقط یه مثل بود که راجع به نسبیت حرف بزنیم آخه من هرچی فکر میکنم میبینم اونموقعی که اون تو خواب پروانه شده بود فکر میکرد که آدمه و پروانه شده، الانم که بیداره فکر میکنه الان آدمه و تو خواب پروانه شده بوده.... هر دوجا که نمیتونه اشتباه فکر کنه بالاخره یه ور باید قضیه لو بره.... مثالتون مشکل داره!!! 2
yasi * m 5032 ارسال شده در 28 مهر، 2011 ابن سینا فقط معاد جسمانی رو قبول داشته. البته معاد رو فقط آدمای ترسو قبول دارن و دوست دارن باشه. آدمای ترسو نه.... آدمایی که به وجود خوبی و عدالت ایمان دارن و به نظرشون بی عدالتی یه علت نبود عدالته،وگرنه خود بی عدالتی وجود نداره...روزی که عدالت دوباره زنده میشه. که خوب بحث مفصلیه:mornincoffee: 5
viviyan 12431 ارسال شده در 29 مهر، 2011 آدمای ترسو نه.... آدمایی که به وجود خوبی و عدالت ایمان دارن و به نظرشون بی عدالتی یه علت نبود عدالته،وگرنه خود بی عدالتی وجود نداره...روزی که عدالت دوباره زنده میشه. که خوب بحث مفصلیه:mornincoffee: بیشتر آدمای ترسو، آدمایی که از مرگ و فنا میترسن. آدمایی که به عدالت ایمان دارند؟ نه عزیزم، آدمای ضعیفی که حاضر نیستند وضعیتشون رو تغییر بدند و یا اونو بپذیرند. چرا میگن دین و بهشت و جهنم رو پولدارا اختراع کردند؟ چون دین و آخرت آرامش میده به بدبخت بیچاره ها تا شورش نکنند و امید به زندگیه بهتر تو دنیای بهتر داشته باشند. آدمایی که زورشون به آدمای قوی و احیانا ظالم نمیرسه دوست دارند دنیایی باشه و کسی وجود داشته باشه که جور اونا رو بکشه و به جای اونا عدالت رو برقرار کنند. 1
Neutron 60966 مالک ارسال شده در 29 مهر، 2011 از بحث داريم پرت ميشيم ولي همين خط اول اين لينك نوشته رئیس فیلسوفان عالم اسلامدر باره ابن سينا هم بعدا دعواشو ميكنيم خوب من دارم همینو میگم دیگه. اینجا عالم همون فبلسوفه، فیلسوف همون عارفه، عارف همون دانشمنده! به خاطر تفکر شرقی حاکم بر ما بوده. مثلا یه عطار داروساز بود، دعانویس بوده، دلاک بوده، طبیب هم بوده! برخلاف نوع تفکر غربی که فیلسوف مشخصه، دانشمند مشخصه کارش ... 1
ارسال های توصیه شده