رفتن به مطلب

پَ ... نه ... پَ ...


ارسال های توصیه شده

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟

میگم نــه زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد

 

خوب شاید بنده خدا منظورش سفر کاری بوده :a030:

لینک به دیدگاه
  • پاسخ 743
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.

نــه . نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

لینک به دیدگاه

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت

همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟

نــه قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

لینک به دیدگاه

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!

پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

لینک به دیدگاه
سجاد خوب گودر مي خونيا !!!

 

والا ارش از خبر خوندن تحلیلای ابکی وموضع گیری های من خدامو ومن حقم ومن نایبم خوندن خسته شدم

وقتی تلخی تو خونمونه چرا با بیخیالی نمیریم

ما که عادت داریم به زدن شیپور از سرگشادش اینم روش

یه دست صدا داره ولی زندگی بازی یه دست ودودست ما نیست

میخوامت ارش جان

لینک به دیدگاه

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .نــه میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

لینک به دیدگاه

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

لینک به دیدگاه

از صب پاشدی همه کارای خونه رو کردی خسته شدی.. بعد مامانت از راه میرسه میاد میگه از صب چی کار میکردی پس؟؟؟

میگی هیچی داشتم خودمو باد میزدم!:banel_smiley_4:

لینک به دیدگاه

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟

نه فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

لینک به دیدگاه

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ نــه یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

لینک به دیدگاه

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم نــه تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

لینک به دیدگاه

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ نــه شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

لینک به دیدگاه

بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟

میگم نــه اوردیم خون بده بریم

لینک به دیدگاه

کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار

گفت واسه صبونه؟

نــه واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

لینک به دیدگاه

پایه ی میز شکست خواهرم که روش ایستاده بود با کله خورد زمین بابام اومده بهش میگه افتادی زمین؟

گفتم نه داره تمرین شیشرجه می کنه.

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...