Artaria 13629 ارسال شده در 17 شهریور، 2011 اکثر ما آدما بعضی وقتا برامون پیش اومده که باید یه تصمیم مهم تو زندگیمون بگیریم، تصمیمی که ممکنه کل مسیر زندگیمونو عوض کنه!!! این تصمیم میتونه یا بر اساس عقل باشه یا احساس و یا هردو . به نظر شما کدوم بهتره؟ اونیکه بر اساس عقله و میتونه به نفع آدم باشه یا تصمیمی که بر اساس احساسات گرفته میشه و در نهایتش وجدان آدم راحت میشه؟ عقل و احساس میشه با هم؟ شما کدومو ترجیح میدید؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! 14
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 17 شهریور، 2011 عقل من یک مدت هست که یک تصمیم بزرگ رو میخواستم مخلوط عقل و احساس بگیرم ولی دیدم عاقلانه تر آنست که احساسمو بذارم کنار و تصمیمو گرفتم پشیمون نیستم فقط یکم عذاب وجدان دارم ولی هیچ وقت تصمیم های بزرگتونو با احساس نگیرید.پشیمون میشید 11
eder 13732 ارسال شده در 17 شهریور، 2011 عقلمن یک مدت هست که یک تصمیم بزرگ رو میخواستم مخلوط عقل و احساس بگیرم ولی دیدم عاقلانه تر آنست که احساسمو بذارم کنار و تصمیمو گرفتم پشیمون نیستم فقط یکم عذاب وجدان دارم ولی هیچ وقت تصمیم های بزرگتونو با احساس نگیرید.پشیمون میشید ولی یه مواقعی آدم احساسات رو زیر پا میزاره و با بی عقلی به وجدان پشت میکنه و ........ اسمش رو هم میزاره منطق! 12
masoume 5751 ارسال شده در 17 شهریور، 2011 به نظر من وقتی این دو تا به تضاد برسن ، انتخاب و راه ایراد داره . قرار به انتخاب بین این دو تا نیست ، مکمل هم هستن 11
*Sanaz* 10640 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 خیلی سخته. هر دوتاشون کنار هم نیازه. البته بستگی داره اون موضوعی که عقل و احساس قراره باهاش درگیر بشن چی باشه. بسته به اون موضوع،میزان تاثیرشون کم و زیاد میشه. 7
Artaria 13629 مالک ارسال شده در 18 شهریور، 2011 خیلی سخته.هر دوتاشون کنار هم نیازه. البته بستگی داره اون موضوعی که عقل و احساس قراره باهاش درگیر بشن چی باشه. بسته به اون موضوع،میزان تاثیرشون کم و زیاد میشه. هردوتاشون با هم نیازه ولی اکثر وقتا عقل آدم یه چیزی رو میخواد و احساسش یه چیز دیگه، بدترش اینه که این نتیجه این تصمیم رو زندگی افراد دیگه هم تاثیر بذاره و اینجاست که تضاد عقل و احساس مشخص تر میشه 3
eder 13732 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 هردوتاشون با هم نیازه ولی اکثر وقتا عقل آدم یه چیزی رو میخواد و احساسش یه چیز دیگه، بدترش اینه که این نتیجه این تصمیم رو زندگی افراد دیگه هم تاثیر بذاره و اینجاست که تضاد عقل و احساس مشخص تر میشه شما چیز دیگه ای میخوای بشنوی گل پسر از تشکرایی که زدی مشخصه خوش باش 5
Artaria 13629 مالک ارسال شده در 18 شهریور، 2011 شما چیز دیگه ای میخوای بشنوی گل پسراز تشکرایی که زدی مشخصه خوش باش جان؟ خب این تاپیکو زدم که نظراتونو بشنوم 1
morta 3323 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 به نظر من عقل ... اگر هم نتیجه ی بدست اومده غلط بود ، ناشی از بی تجربگی یا اشتباه ما در تضمیم گیری نه در خود استفاده از عقل ... ولی یه مواقعی آدم احساسات رو زیر پا میزاره و با بی عقلی به وجدان پشت میکنه و ........اسمش رو هم میزاره منطق! من یه جنبه از احساسات رو در نظر میگیرم ... مثلا این که به کسی ظلم نکنی ... به طور عادی ، عقل حکم میکنه که به دیگران آزار نرسونی ... ولی اگه حکم نکرد ، ناشی از " بی عقلی " من نوعی ... در کل منظورم این بود که میتوان احساسات و وجدان رو در قالب عقل ( البته عقل " سالم " ) ، جا داد ... و با توجه به اون عمل کرد ... ( برای اثبات کل حرفم هم از استقرا استفاده میشه کرد ) 6
SH E I KH 18713 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند حالا اون بند خدا گفت حافظ که معصوم نبوده و چیزم گفته اما این یه بیتو راس گفته. گل آدمو با پیمونه تو میخونه ساختن ..... حرف عقل میزنین شماها !!!!!!!!! عقل ناقص است. نه اینکه ناقص است بلکه ما آن را ناقص بارآورده ایم که البته بیش از این هم توان نداشتیم که از بینمان بهترینمان نیز نتوانست عقلش را کامل کند. اگر عقل کامل بود پس وحی و ارتباط با حضرت حق بیهوده بود. پس با عقل تصمیم گرفتن قماری بیش نیست. حال اگر احساسمان تصمیمی در آن حد میگیرد که وجدانمان آسوده باشد پس بهتر است نقد را دریافته و از نسیه پرهیز کنیم. و اما بعد .... میرسد به دل که برترین گوهر آدمی ست. این دیگر بماند که اهلش دانند و غیر اهلش را الزامی نیست که بدانند و حتی حرام است که بدانند. چون شدی محرم اسرار لال شو .... میدونم حرفام برای همه روشن نیست. اما اگه کسی یافت عمق کلام را که درود بر او و اگر کسی درنیافت پس بپرسد از آنان که درودشان گفتم. 9
eder 13732 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 جان؟ خب این تاپیکو زدم که نظراتونو بشنوم بله دقیقا مشخصه ... من اون پست رو ندادم که حالا بری ازم تشکر کنی و منکر بشی خودت میدونی منظورم چیه ..... ترجیح مییدم دیگه چیزی نگم 3
eder 13732 ارسال شده در 18 شهریور، 2011 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند حالا اون بند خدا گفت حافظ که معصوم نبوده و چیزم گفته اما این یه بیتو راس گفته. گل آدمو با پیمونه تو میخونه ساختن ..... حرف عقل میزنین شماها !!!!!!!!! عقل ناقص است. نه اینکه ناقص است بلکه ما آن را ناقص بارآورده ایم که البته بیش از این هم توان نداشتیم که از بینمان بهترینمان نیز نتوانست عقلش را کامل کند. اگر عقل کامل بود پس وحی و ارتباط با حضرت حق بیهوده بود. پس با عقل تصمیم گرفتن قماری بیش نیست. حال اگر احساسمان تصمیمی در آن حد میگیرد که وجدانمان آسوده باشد پس بهتر است نقد را دریافته و از نسیه پرهیز کنیم. و اما بعد .... میرسد به دل که برترین گوهر آدمی ست. این دیگر بماند که اهلش دانند و غیر اهلش را الزامی نیست که بدانند و حتی حرام است که بدانند. چون شدی محرم اسرار لال شو .... میدونم حرفام برای همه روشن نیست. اما اگه کسی یافت عمق کلام را که درود بر او و اگر کسی درنیافت پس بپرسد از آنان که درودشان گفتم. :icon_gol: 6
AmirVet 695 ارسال شده در 19 شهریور، 2011 به نظرم فقط عقل! بیشتر تصمیمات احساسی که تو زندگیم گرفتم با شکست مواجه شده :icon_pf (34): 4
anvil 5769 ارسال شده در 19 شهریور، 2011 همیشه زندگی باب میل نیست.گاهی مجبور میشی که احساس زیر پا بذاری. اما دل یک انسان عاقل اونو درک میکنه. 4
Artaria 13629 مالک ارسال شده در 19 شهریور، 2011 بله دقیقا مشخصه ...من اون پست رو ندادم که حالا بری ازم تشکر کنی و منکر بشی خودت میدونی منظورم چیه ..... ترجیح مییدم دیگه چیزی نگم من منکر چیزی نشدم، آره اول از بعضیا تشکر نکردم و از عمد هم نبوده، اصلاً حواسم نبود به این چیزایی که شما فکر میکنی، تاپیک زدیم نظر دوستانو بدونیم، نه اینکه درباه این چیزا بحث کنیم... به هر حال شما اگه چیزی داری که بگی، بگو لطفاً ، متوجه منظورتونم نشدم دوستای گلم خواهش میکنم به کنایه نگید حرفاتونو، اگه نظری دارید واضح بگید 2
Artaria 13629 مالک ارسال شده در 19 شهریور، 2011 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند حالا اون بند خدا گفت حافظ که معصوم نبوده و چیزم گفته اما این یه بیتو راس گفته. گل آدمو با پیمونه تو میخونه ساختن ..... حرف عقل میزنین شماها !!!!!!!!! عقل ناقص است. نه اینکه ناقص است بلکه ما آن را ناقص بارآورده ایم که البته بیش از این هم توان نداشتیم که از بینمان بهترینمان نیز نتوانست عقلش را کامل کند. اگر عقل کامل بود پس وحی و ارتباط با حضرت حق بیهوده بود. پس با عقل تصمیم گرفتن قماری بیش نیست. حال اگر احساسمان تصمیمی در آن حد میگیرد که وجدانمان آسوده باشد پس بهتر است نقد را دریافته و از نسیه پرهیز کنیم. و اما بعد .... میرسد به دل که برترین گوهر آدمی ست. این دیگر بماند که اهلش دانند و غیر اهلش را الزامی نیست که بدانند و حتی حرام است که بدانند. چون شدی محرم اسرار لال شو .... میدونم حرفام برای همه روشن نیست. اما اگه کسی یافت عمق کلام را که درود بر او و اگر کسی درنیافت پس بپرسد از آنان که درودشان گفتم. از امام موسی كاظم(ع) در این زمینه چنین نقل شده است: «برای خدا بر مردم دو حجت است: حجتی آشكار و حجتی پنهان. حجت پنهان رسولان، پیامبران و امامان اند، و حجت پنهان عقل انسان» در اینکه عقل بیشتر جنبه مادی دارد و احساسات انسان جنبه معنوی، و اینکه ارزش و مرتبه احساس از عقل بیشتر است ، هیچ شکی نیست .اما تصمیمی که از احساست نشأت گرفته و میدانی که این تصمیم باعث آسیب رساندن به اطرافیانت و خود خواهد شد، آیا آنرا عملی خواهی کرد؟ به این دلیل که عقل ناقص است و وجدانت راحت؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! 4
poor!a 15130 ارسال شده در 19 شهریور، 2011 این بحث از اون بحثاس که من هیچوقت به نتیجه نمیرسم ... اما من بزرگترین تصمیم های زندگیم رو صرفا احساسی گرفتم... من نمیدونم حالا شما تو کدوم جنبه به این تضاد رسیدی اما من تو ازدواجم و طلاقم .. هر دوتاش احساسی بود ... به نفع خودم نشد اما به نفع طرفم شد ... من هر دو بار هم به نفع طرفم رفتار کردم درست و غلطش رو نمیدونم ... اما میدونم هیچوخت احساس گناه نکردم و نمیکنم نمیدونم تونست کمکی بکنه یا نه ... یا اصلا حرفای بقیه تاثیر و کمکی داره برات یانه ... اما فک کنم باید باخودت کنار بیای ... اینجا ممکنه از حرفای بقیه به نتایجی هم برسی اما تضمینی هست که واقعا درست باشه ؟ 5
ارسال های توصیه شده