Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است! 6
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 من عاشق این سوالم: من کجای زندگیتم....؟ بعد طرف بگه : خره تو خود زندگیمی من عاشق این عاشقانه های سفت و محکمم... 5
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 با همه چی تونستم کنار بیام ولی یه چیزی واسم خیلی گرون تموم شد اینکه بهم گفتی .. بین منو تو هیچ چیزی نبود.. 5
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 دلم می گیرد وقتی می بینم او هست … من هم هستم … اما “قسمت” نیست ! 6
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 کاش لحظه های با دوست بودن مثل خط سفید جاده بود، تکه تکه می شد ولی قطع نمیشد... 7
Mr.101 27037 ارسال شده در 5 تیر، 2013 اونقدر که فکرشو میکنی دوست ندارم… چون اونقدر دوست دارم که فکرشو نمیکنی… 7
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 تو را نـــــــــــــــــمی دانم ولی مــــــــــــــــــــــــــــن حرف ِ آخرم را با بغض خوردم 6
ایلین1366 5544 ارسال شده در 6 تیر، 2013 زن نیستی که بدانی وقتی به مردت پای بندی همه را خار میبینی و معشوقه را گل... 6
"nazanin" 3610 ارسال شده در 6 تیر، 2013 یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم ! کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم ! یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد ! یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست ! یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم ! یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است ! یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود ! آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم ! کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است ! یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است ! یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم ! کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد ! یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمی دارد ! یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من دیوانه وار تنها او را دوست دارم ! کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم 5
"nazanin" 3610 ارسال شده در 6 تیر، 2013 باتوبودن گذرازحجره های مرطوب گیسوی شب است. باتوبودن ادراک پنجره دربلوغ شب بوهای اقاقیاست. واژه های معلق شعردرقالب لبخنده های تو ارضانمیشوند. مجنون بی من دراتفاق بوسه های تابستانی تودرنیمه شبی دم کرده دل به دریای شمال باتوبودن میزنم. مستانه ولیلاگون شعرچشمهایت رادرشب مستی درگوش کوچه باغ ترنم میکنم. کاش برای داشتن توعشق کافی بود. دستهای خالی من فقط باآبی چشمهایم کمی رنگین کمانی میشود. پیشکش توهمه ی ثروت من. چشمهایم چشمهایم برای تو. 4
"nazanin" 3610 ارسال شده در 6 تیر، 2013 دست ات را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن می گویم به سان ابر که با توفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید زیرا که من ریشه های تورا دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست. 6
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 6 تیر، 2013 دستان گرمی دستانت را میخواهدپس دستانم را به تو میدهم قلبم تپش قلبت را میخواهد پس قلبم رابهتو میدهم چشمانم نگاه زیبایت را میخواهد پس نگاهم ازآن توست عشقم تمامی لحظات تورا میخواهد وبرای با تو بودن دلتنگی میكند دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش كند من هرگز فراموشت نمیكنم عاشقانه دوستت خواهم داشت 5
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 6 تیر، 2013 آمدنت را خوب یادم نیست بی صدا آمدیبی آنکه من بدانم...بی اجازه ماندیبی آنکه من بخواهم...اما اکنون که ذره ذره یوجودمماندنت را تمنا میکندقصد سفر داری؟ای مهمان ناخوانده در قلبمبمان....بمان که ماندنت را سخت دوست دارم... 6
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 تیر، 2013 خــدایا ؟ کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . . مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . ! ایـن یـک اعــتـراف اســت . . . مــن .. بــی او .. دوام نــمی آورمروی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟… من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند… برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟… من هم با بی حوصلگی نوشتم: …..بمیرد بهتراست برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما…………. زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم…..! 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 تیر، 2013 تو را بلندتر از فاصله ها گریستم شک نکنی جز تو کسی بهانه من نیست قرارمان باران زیر طاق قوس وقزح مرا زود می یابی من از بام رنگین کمان صدایت می زنم و تو از آسمان برایم دست تکان می دهی ابـــرکم ! زود بیـــــا دلم ....بوی باران می دهد 2
- Nahal - 47858 ارسال شده در 7 تیر، 2013 دلتنگیام را به کی بگويم وقتی نيستی؟ تا کجا راه بروم تا تمام شوم؟ مثل يک جاده ... نيستی که! من هم عادت نمیکنم آقای من! همين عباس معروفی 3
mani24 29665 ارسال شده در 7 تیر، 2013 دیدیـــــــ؟! .... بالاخـــره .... عاشقــت شــدم!؟ دیدمـــــــــ .... چه زود ... پـــــس زدی مـــرا!!! لطــــفا .... از اینجـــا به بعد را ... چشم بسته بخوانید! اینکه از خواندنش "لذت" می بریـــــد، ... "احســـــاسِ عریــــانِ" مـــن است!.!.!.! 1
mani24 29665 ارسال شده در 7 تیر، 2013 اشکها به خاطر نبود محبت بود اما حالا چون عادت به بی مهری کرده ایم محبت که می بینیم اشک می ریزیم.... 3
mani24 29665 ارسال شده در 7 تیر، 2013 هی نوشتم و تو نخواندی یا خواندی و من نفهمیدم اصلا چه فرقی میکند وقتی بی هم و دور از هم شعرها را دوره میکنیم تنها درخیال و خاطره. 5
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 تیر، 2013 امشب قلم رام من نیست بگذار بی مقدمه بی مهابا دلتنگیم را فریاد زنم کمی کمتر از یک سال شاید به اندازه ی همین یک شب کنارم بودی لبخند می زدی و می نوشیدی مست خنده های کاغذی ام زیر یک جیب مخملی قلبی برای من می تپید
ارسالهای توصیه شده