رفتن به مطلب

مشاعره با کلمه پیشنهادی


ermia_rooz

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

قفس

  • Like 6
  • پاسخ 656
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

جزع تو بر هم گسست بر همه مردان زره

لعل تو در هم شکست بر همه مرغان قفس

 

زیبا

  • Like 4
ارسال شده در

زیبا هوای حوصله ابریست

چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب

بشوید دلتنگی مرا

نیک

  • Like 5
ارسال شده در

گر شب وصلت نماید مر شب معراج را

نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را

  • Like 5
ارسال شده در

بمردم ز انتظار روز وصلت

شب هجران مگر پايان ندارد

(با اجازه تون با واژه «شب» گفتم :5c6ipag2mnshmsf5ju3)

 

تماشا

  • Like 3
ارسال شده در

خواهش می کنم..من ویرایش کرده بودم..نمی دونم چرا باز کلمه نبود...:icon_redface::icon_gol:

 

ملکت قیصر و فغفور تماشاگه اوست

ظن بری هرگز روزی به تماشا نشود؟

 

روح

  • Like 3
ارسال شده در

درياب كه از روح جدا خواهي رفت

در پرده اسرار فنا خواهي رفت

مي نوش نداني ز كجا آمده اي

خوش باش نداني به كجا خواهي رفت

 

نهايت

  • Like 3
ارسال شده در

در بحر بی نهایت عشقت چو قطره‌ای

گم شد نشان مه به نشان از که جویمت

 

خیال..

  • Like 4
ارسال شده در

ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است

خم گو سر خود گير كه خمخانه خراب است

 

خال...

  • Like 4
ارسال شده در

از غالیه دانت شکری نیست امیدم

کان خال سیه مشرف آن غالیه دان است

 

نقاش..

  • Like 3
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در
از غالیه دانت شکری نیست امیدم

کان خال سیه مشرف آن غالیه دان است

 

نقاش..

خیلی به خودم فشار آوردم تا یادم بیاد..:ws28:بابا آسونتر بگید!!!:sad0:

 

اهل كاشانم

پیشه ام نقاشی است:

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق كه در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود .

چه خیالی ، چه خیالی ، ... می دانم

پرده ام بی جان است .

خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است .

 

 

قفس!!!!:whistle:

  • Like 4
ارسال شده در

من مرغکی پربسته​ام زان در قفس بنشسته​ام

گر زان که بشکستی قفس بنمودمی پرواز را

 

آهسته...

  • Like 4
ارسال شده در

ای کاروان آهسته رو آرام جانم میرود

وان که با خود داشتم با دلستانم میرود

 

کاروان

  • Like 4
ارسال شده در

عود می​سوزند یا گل می​دمد در بوستان

دوستان یا کاروان مشک تاتار آمدست

 

باد...

  • Like 4
ارسال شده در

باد آمد و بوی عنبر آورد

بادام شکوفه بر سر آورد

 

شکوفه

  • Like 5
ارسال شده در

در مهتاب درختي ست ايستاده

در باد با شكوفه اي تنها

ميان دست هاي خالي اش تو را به ياد مي آورم

و مي خواهم در پرتو مهتابي ات غرق شوم

اما تو دوري از دست ...

 

مهتاب

  • Like 5
ارسال شده در

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم....

 

چشم

  • Like 4
ارسال شده در

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

 

راز...

  • Like 3
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

کش و بند و بر و آر و کن کار و خور و پوش

کین و مهر و غم و لهو و بد و نیک و می و راز

 

باز:ws3:

  • Like 1
ارسال شده در

باز باران با ترانه با گهر های فراوان

می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران

عزیز

  • Like 1

×
×
  • اضافه کردن...