DCBA 8191 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 اگه بهتون بگن عزیز ترین کسی که دارین ( دقت کنین اول عزیز ترین شخص رو در نظر بگیرین که در مقابل شما هم براش عزیزید) تنها یک روز دیگه زنده ست... چی کار میکنین؟!؟ اول خودم بگم! من به هیچ وجه گریه نمیکنم حتی ناراحت هم نمیشم برعکس همه ی اون روز رو باهاش میگذرونم و همه ی سعیمو میکنم بهش خوش بگذره و فقط به خوشحالیش فکر میکنم برای گریه زاری فرصت هست نه؟ ممنون میشم نظراتتون رو بگید و بعد من میگم دنبال چی بودم که یه همچین سوالی کردم!! 22
pianist 31129 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 اگه بهتون بگن عزیز ترین کسی که دارین ( دقت کنین اول عزیز ترین شخص رو در نظر بگیرین که در مقابل شما هم براش عزیزید)تنها یک روز دیگه زنده ست... چی کار میکنین؟!؟ اول خودم بگم! من به هیچ وجه گریه نمیکنم حتی ناراحت هم نمیشم برعکس همه ی اون روز رو باهاش میگذرونم و همه ی سعیمو میکنم بهش خوش بگذره و فقط به خوشحالیش فکر میکنم برای گریه زاری فرصت هست نه؟ ممنون میشم نظراتتون رو بگید و بعد من میگم دنبال چی بودم که یه همچین سوالی کردم!! مطمئنی همین کارو میکنی؟؟ یعنی مطمئنی میتونی اینکارو بکنی؟؟ تا تو شرایطش قرار نگیری نمیتونی بگی... 12
DCBA 8191 مالک ارسال شده در 28 فروردین، 2011 مطمئنی همین کارو میکنی؟؟ یعنی مطمئنی میتونی اینکارو بکنی؟؟ تا تو شرایطش قرار نگیری نمیتونی بگی... چرا مطمئنم خیلی بهش فک کردم توام بهش فک کن شاید به نتیجه رسیدی... 8
RAPUNZEL 10430 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 اگه بهتون بگن عزیز ترین کسی که دارین ( دقت کنین اول عزیز ترین شخص رو در نظر بگیرین که در مقابل شما هم براش عزیزید)تنها یک روز دیگه زنده ست... چی کار میکنین؟!؟ اول خودم بگم! من به هیچ وجه گریه نمیکنم حتی ناراحت هم نمیشم برعکس همه ی اون روز رو باهاش میگذرونم و همه ی سعیمو میکنم بهش خوش بگذره و فقط به خوشحالیش فکر میکنم برای گریه زاری فرصت هست نه؟ ممنون میشم نظراتتون رو بگید و بعد من میگم دنبال چی بودم که یه همچین سوالی کردم!! عزیزترین کس زندگیم مادر و پدرم هستن بلوف نمیزنم چون یه بار به دلیل یه تشخیص اشتباه آزمایشگاهی چنین حسی رو تجربه کردم و خدا را هزاران هزار مرتبه شکر که مشکلی نبود و اشتباه بود و گرنه مطمئنا قصد داشتم خودم رو از بین ببرم زندگی بدون پدر مادرم مفهومی برام نداره و قبل از مرگ اونا واسه خودم آرزوی مرگ میکنم 11
Ehsan 112346 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 اگه بهتون بگن عزیز ترین کسی که دارین ( دقت کنین اول عزیز ترین شخص رو در نظر بگیرین که در مقابل شما هم براش عزیزید)تنها یک روز دیگه زنده ست... چی کار میکنین؟!؟ آخه این شکلک که گذاشتی چه هماهنگی با مرگ عزیزترین فرد داره!!!؟؟ :w00: الان یعنی یه چیز نانازی گفتی !!!!!! 15
morta 3323 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 من قبل از اینکه بخوام نظرتون رو بخونم ، منم میخواستم همین رو بگم که گریه نمیکنم و اینا ... 10
DCBA 8191 مالک ارسال شده در 28 فروردین، 2011 آخه این شکلک که گذاشتی چه هماهنگی با مرگ عزیزترین فرد داره!!!؟؟ :w00: الان یعنی یه چیز نانازی گفتی !!!!!! بهت حق میدم راستش این شکلکه برا من معانی مختلفی داره اینجا برام معنی حسرت میداد مرگ عزیزترین فرد به خودی خود ناراحت کننده هست و همیشه یه حسرتی رو تو دل عزیزترین کسش قرار میده.... 10
DCBA 8191 مالک ارسال شده در 28 فروردین، 2011 عزیزترین کس زندگیم مادر و پدرم هستنبلوف نمیزنم چون یه بار به دلیل یه تشخیص اشتباه آزمایشگاهی چنین حسی رو تجربه کردم و خدا را هزاران هزار مرتبه شکر که مشکلی نبود و اشتباه بود و گرنه مطمئنا قصد داشتم خودم رو از بین ببرم زندگی بدون پدر مادرم مفهومی برام نداره و قبل از مرگ اونا واسه خودم آرزوی مرگ میکنم خدا برات سالها و سالها نگهشون داره درس میگی تنها کسانی که از گوشت و خونت هستن و محبت بی دریغشون زبان زده... اما ..... من قبل از اینکه بخوام نظرتون رو بخونم ، منم میخواستم همین رو بگم که گریه نمیکنم و اینا ... 6
کهربا 18089 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 من اصلا دلم نمی خواد به این موضوع فکر کنم شما مثل اینکه خدارو شکر تو چنین شرایطی قرار نگرفتی و برا همین به این راحتی این سوال رو پرسیدید و نظرتون رو می گید اون لحظه ... 10
mohsen 88 10106 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 اگه بهتون بگن عزیز ترین کسی که دارین ( دقت کنین اول عزیز ترین شخص رو در نظر بگیرین که در مقابل شما هم براش عزیزید)تنها یک روز دیگه زنده ست... چی کار میکنین؟!؟ غش ميكنم:icon_pf (34): 8
الهام. 8079 ارسال شده در 28 فروردین، 2011 نابود ميشم...ولي سعي مي كنم تو خودم بريزم همه چيو... و اون شخصو...فقط نگاهش مي كنم ... 5
soheiiil 24251 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 آدم هر چی به حوادث بد فک کنه سرش میاد ول کنید این افکار منفی گرا رو :دی اگه بهم بگن با کسی که عزیزترینمه سالها کنار هم میمونیم کلی خوشحال میشم شاید برا خبر دهنده هم یه آبنبات خریدم البته 13
غایب 4790 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 این تاپیک موضوعش خیلی کسل کننده و منفیه. اول صبح حالم گرفته شد. حالا نتیجه اش به چه درد میخوره ؟ همش مرگ همش مرگ عزیزان . اینا رو جمش کن لیلیان جان. مردم به امید زنده اند. باور کن اصلا خوشم نیومد. 7
eder 13732 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 آدم هر چی به حوادث بد فک کنه سرش میادول کنید این افکار منفی گرا رو :دی اگه بهم بگن با کسی که عزیزترینمه سالها کنار هم میمونیم کلی خوشحال میشم شاید برا خبر دهنده هم یه آبنبات خریدم البته :icon_gol: این تاپیک موضوعش خیلی کسل کننده و منفیه. اول صبح حالم گرفته شد. حالا نتیجه اش به چه درد میخوره ؟ همش مرگ همش مرگ عزیزان . اینا رو جمش کن لیلیان جان. مردم به امید زنده اند. باور کن اصلا خوشم نیومد. :icon_gol: اومدم همینا رو بگم که دیدم شما گفتین! واقعا به این موضوع رسیدم که آدم به هر چی فکر کنه سرش میاد! پس به چیزای خوب فکر کنیم نه این چیزا 9
غایب 4790 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 :icon_gol: :icon_gol: اومدم همینا رو بگم که دیدم شما گفتین! واقعا به این موضوع رسیدم که آدم به هر چی فکر کنه سرش میاد! پس به چیزای خوب فکر کنیم نه این چیزا ممنونم داداش. بعضی از کاربران تصور میکنند که انگار باید هر جوری شده بیان و باری به هر جهت یه تاپیکی بزنند. حالا مرگی , عشقی , قد و وزنی , خبری از روزنامه ای و الی آخر. فک کنم اینجوری پیش بره اینجام مثه جاهای دیگه میشه که کل تاپیکهاشون صنّار نمی ارزه. تالار گفتگو رو با تالار اخبار اشتباه میگیریم. یا با تالار چت و طنز. همین میشه که کاربران پیش کسوت قدیمی دیگه نمیان و کار هم نمیکنند. حرف حق هم بزنیم محکوم میشیم. حالا نیگا کن ببین عکس العمل دوستان رو . 5
شقایق31 40377 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 این تاپیک موضوعش خیلی کسل کننده و منفیه. اول صبح حالم گرفته شد. حالا نتیجه اش به چه درد میخوره ؟ همش مرگ همش مرگ عزیزان . اینا رو جمش کن لیلیان جان. مردم به امید زنده اند. باور کن اصلا خوشم نیومد. غایب عزیز طبق معمول همه تاپیکایی که زده میشه شما اومدی و مخالفت کردی اگر از تاپیکی خوشت نمیاد راحت میتونی نظر ندی و شرکت نکنی همون جور که من از خیلی از تاپیکای شما خوشم نمیاد نه مخالفت میکنم نه نظر میدم پس همیشه نیاز نیست تو هر تاپیکی همه نظر بده حتی خود من لطفا تو ذوق دوستان نزن لیلی عزیز بعداز برگشتنش این اولین تاپیکی بود که تو گفتگوی آزاد استارت کرد و من ازش ممنونم ممنونم داداش. بعضی از کاربران تصور میکنند که انگار باید هر جوری شده بیان و باری به هر جهت یه تاپیکی بزنند. حالا مرگی , عشقی , قد و وزنی , خبری از روزنامه ای و الی آخر. فک کنم اینجوری پیش بره اینجام مثه جاهای دیگه میشه که کل تاپیکهاشون صنّار نمی ارزه. تالار گفتگو رو با تالار اخبار اشتباه میگیریم. یا با تالار چت و طنز. همین میشه که کاربران پیش کسوت قدیمی دیگه نمیان و کار هم نمیکنند. حرف حق هم بزنیم محکوم میشیم. حالا نیگا کن ببین عکس العمل دوستان رو . در مورد انتقادی که الان داری از گفتگوی آزاد میکنی اینجا یه تاپیک داره به اسم دفتر گفتگوی آزاد که دوستان انتقاد و پیشنهاد شون رو اونجا مطرح میکنن نه توی تاپیک دوستان و دوباره میگم اگر خوشت نمیاد میتونی شرکت نکنی و خیلی صریح و شفاف میگم اگر شما یا هر کاربر پیشکسوتی بخواد بخواطر اینکه فلان تاپیک چرا اینجا استارت شد این تالار و ترک کنه اصلا هیچ مهم نیست چون ما هنوز یاد نگرفتیم هر کس هر نظر و عقیده ای داره و بلد نشدیم به نظر همه احترام بذاریم اگر جوابی دارید در دفتر تالار مطرح کن تا تاپیک از بحث اصلی منحرف نشه 11
شقایق31 40377 ارسال شده در 29 فروردین، 2011 واما نظر خودم لیلی سوالت سخته آدم تا وقتی مجرد میگه عزیز ترین کسم پدر و مادر و خواهر و برادر وقتی ازدواج میکنه همسر هم اضافه میشه وقتی بچه دار میشه که کلا موضوع بر میگرده و عوض میشه :girl_in_dreams: در کل فقط این و میدونم اگر بگن یه روز دیگه زندس اون یه روز و با استرس و گریه در کنارش میگذرونم ولی آدمیزاد خیلی پوستش کلفته یه روزی فکر میکردم هرگز تاب و تحمل مرگ عزیزم و ندارم و حتما یا خودم و میکشم یا سکته میکنم ولی نشد وقتی پدرم فوت کرد و خبرش و بهمون دادن فقط شکه شدم چون خیلی یهو و بدون هیچ مریضی تموم کرد و نه سکته کردم نه خودم و کشتم فقط یه داغ بزرگی و یه آتیش بزرگی ته دلم همیشه هست در کل اونی که مرگ و آفریده صبر هم آفریده 15
ارسال های توصیه شده