رفتن به مطلب

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

من بدون حنانه جایی نمیرم!

  • Like 3
  • پاسخ 8.2k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در
میشینم تو کوچه تا بیایید

اصلا باید همراه من باشی:w58:

حالا حنانه بیا بریم اونجا دلت نمیگیره:w16:

اهوووم

سودی؟حمید؟آذر؟

 

حمید میگفت اماده شدن دخترا 3 ساعت طول میکشه،الان خودش رفته چیکار؟؟؟؟؟:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در

حمید همه هستن

برید خوش باشید

منم میمونم تا شما برگردید وبعدش برم لالا

  • Like 2
ارسال شده در

نوشتن از دردها

درد دارد

 

کسی " واژه هایم " را از من بگیرد . . .

  • Like 2
ارسال شده در

خوشم نیومد:ws3:

میزبان فقط یه نفره:banel_smiley_4:

  • Like 3
ارسال شده در

آخیشش پس نمیریم

  • Like 2
ارسال شده در
:hanghead:
  • Like 3
ارسال شده در
:banel_smiley_4:
  • Like 2
ارسال شده در

چتونه؟

چرا همتون با ی شکلک....:w000:

  • Like 2
ارسال شده در

حنانه گفت چن دقه دیگه میاد پاتوق شهرسازی...

حمید و قاسمممممممممممممم ..همش باید بیوفتم دنبالتوووون :w000:

  • Like 2
ارسال شده در

sfsiz8als7v2g9zesie.jpg

 

 

وای حنانه قابلمه هه داره سوراخ میشه بسه:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در

الی تازه این خوبه

لیوان نداشتیم همه با یه بطری خوردیم

بذار جایی که داشتم درس میخوندم رو نشونت بدم

  • Like 1
ارسال شده در
الی تازه این خوبه

لیوان نداشتیم همه با یه بطری خوردیم

بذار جایی که داشتم درس میخوندم رو نشونت بدم

 

سخت میگذره ولی بعدش کلی واست خاطره میشه:w16:

  • Like 2
ارسال شده در

http://www.noandishaan.com/upload/images/qycx20dkjjxvjbphvgy.jpg

آره عزیزم

بهترین دوران زندگی من داره تو خوابگاه میگذره

از تک تک لحظه هاش لذت میبرم

اصن اون شب با اینکه خیلی اذیت شدیم اما انقدر خندیدیم که بچه هایی که خوب بودن اومدن اعتراض

چون تو حیاط بودیم:ws28:

ارسال شده در

تازه الهه صداشونو ضبط کردم

دارم گوش میدم

یعنی دارم غش میکنم:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در

:bigbed:

  • Like 2
ارسال شده در
http://www.noandishaan.com/upload/images/qycx20dkjjxvjbphvgy.jpg

آره عزیزم

بهترین دوران زندگی من داره تو خوابگاه میگذره

از تک تک لحظه هاش لذت میبرم

اصن اون شب با اینکه خیلی اذیت شدیم اما انقدر خندیدیم که بچه هایی که خوب بودن اومدن اعتراض

چون تو حیاط بودیم:ws28:

 

عجب جای نرمی..به به:ws3:

یادش بخیر...صب روز بعدش از خواب بیدار شدیم به دوستم گفتیم (من و اون یکی دوستم ک خوابگاهی نیستیم)ی برس بده موهامونو...

اونم یکی داد دیدم دستش شکسته:banel_smiley_4:

گفتم اینو چیکارش کنیم حالا..؟؟:whistles:

 

دیگه خودت بقیه ماجرارو برو..شده بودیم سوسول و مضحکه اتاقشون:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در
تازه الهه صداشونو ضبط کردم

دارم گوش میدم

یعنی دارم غش میکنم:ws28:

کم بخند..نصف شب کار میدی دستمونااا:ws3:

:bigbed:

 

الان خوابی ایا؟

  • Like 1
ارسال شده در

الهه جون این چیزا واسه ما عادیه

تو کلاس ما ،سه نفر هستیم که شیطون ترین ها هستیم

امروز دوتاشون خواستن برن

جمع شدیم تو حیاط ویه گروه تشکیل دادیم

شعر بارون بارون میخوندیم

آخه اون دوتا لر هستن

سرپرستی پرتشون کرد بیرون:ws28:

  • Like 1
ارسال شده در

بله خوابیدم با اجازتون ...

اصن حرفای شما رو هم گوش نمیکنم که!

خوابم!

  • Like 2

×
×
  • اضافه کردن...