mani24 29665 ارسال شده در 5 تیر، 2013 خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند، عظمت عشق تو را نمی شناسم. فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد .............. 7
- Nahal - 47858 ارسال شده در 22 تیر، 2013 تکلیف اتاق تاریک را کلید برق، روشن میکند و تکلیف سیگار زر را کبریت بیخطر ! تکلیف دهلیزهای درون را نه کلید برق نه کبریت بیخطر ، تنها اندکی خدا میبایست خدایی که سخت نایاب است . سیدحسن حسینی 8
sam arch 55881 ارسال شده در 22 تیر، 2013 سلام... خوبید... من خوبم... شنیدم تنها ترین تنها، تویی... گفتم بیایم بگویم.... احساست را درک می کنم خدایم... 8
زفسنجانی 7100 ارسال شده در 9 مرداد، 2013 خداسلام هرچند به تویی که همیشه حاضری وناظری ونگاهت را ازمن برنمیداری سلام بی معنی است ...اما مدتی است دلم برایت تنگ شده بود... بازهم چشمهایم رابسته بودم ونمیدیدمت ...خدامراببخش وباز هم سلام 7
sam arch 55881 ارسال شده در 8 شهریور، 2013 سر به سرش نمی گذارم.. مدتی ست که دوست ندارد به آسمان نگاه کند.... خدا باید پادر میانی کند..... او باران را دوست دارد.... خدایا...باران...آسمانت را بارانی کن... 8
*mishi* 11920 ارسال شده در 12 شهریور، 2013 " یا هو .. " بیدادهایم رنگ باخته اند ؛ از دست ِ این خود ِ در خود مانده ی ِ بیخود شده ..! دادی برسان ؛ داد اگر نه جان را بستان ..! ؛ خوب می دانی خسته ام ..؛ خسته ام اما نه این کابوس .. نه تکرار ِ هر روزه اش .. تمام نمی شود .. تمام نمی شود .. ، دیگر گذشته است ؛ قیامت نمی خواهد ؛ روی این پیشانی مدت هاست نوشته اند : " این آدم غیر قابل ِ بازیافت است ..! " : هنوز هم بی تو دمی آرامم نیست ..! 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 14 شهریور، 2013 از کویر آمدهام چشمم از خاطرهی ریگ پر است ابر من باش و دلم را بتکان سیدعلی میرافضلی 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 26 شهریور، 2013 در این شهر دلتنگ بازوان تو میدان تحریر بغضهای من است صبا کاظمیان 4
- Nahal - 47858 ارسال شده در 27 شهریور، 2013 کجای آسمان ببینمت؟ من از جستجوی زمین خسته ام ! کامران رسول زاده 12
sam arch 55881 ارسال شده در 29 شهریور، 2013 فاصله بین من و تو را... اشک های من پُر می کند و رحمت تو... این میان حُکم..همیشه رحمت توست... 13
رُز 563 ارسال شده در 4 مهر، 2013 خداوندگار من نمی خواهم تو را رنج دهم تنها مرا، همان گونه که هستم پذیرا باش آنتوان سنت اگزوپری 11
S a d e n a 11333 ارسال شده در 28 مهر، 2013 قلب من دوباره تند تند می زند مثل اینکه باز هم خدا روی قالی دلم، قدم گذاشته در میان رشته های نازک دلم نقش یک درخت و یک پرنده کاشته قلب من چقدر قیمتی است چون که قالی ظریف و دست باف اوست این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است هدهد است می پرد به سوی قله های قاف دوست...^ دانلود باران کعبه برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 28 مهر، 2013 وقتی نردبان "عقل" را میگذاری تا به خدا برسی، خدا سر نردبان را می گیرد مبادا بیفتی! اما وقتی که "دل" را نردبان می کنی تا به او فقط کمی نزدیک شوی پای نردبان را آنقدر تکان می دهد تا هراسان، دلگیر و درهم و شکسته در آغوش او بیفتی 7
*mishi* 11920 ارسال شده در 7 آبان، 2013 در من خدایی نهفته است آرام! گاه گاهی به دور از هر هیاهو می نشینم با او... در خلسه ی شبهای آزاد گاه تحسینم می کند! گاه عاصیست! خدای من نمی خواهد خدای مردگان باشد خدای تابوتها و شاعران باشد. خدای واژهای کودن و گستاخ یک متهم -هنگام مرگ با خدا باشد. بی هیچ ترفندی نمی خواهد خدای خندهای تلخ باشد!!! 6
آرتاش 33340 ارسال شده در 7 آبان، 2013 خدایا بارها همان جایی دستم را گرفتی که . می توانستی مچم را بگیری فردا را به امید آنکه... در آغوشم بگیری شروع می کنم... 6
آرتاش 33340 ارسال شده در 7 آبان، 2013 ** خداوندا... ** تو می دانی که من دلواپس فرداهای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ ارزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قطار محبت ها دلم بین امید و ناامیدی می زند پرسه می کند فریاد... می شود خسته... **مرا تنها تو نگذاری خداوندا...!** 6
آریودخت 43941 ارسال شده در 7 آبان، 2013 دنیای عجیبی شده است . . . برای دروغ هایمان ، خدا را قسم میخوریم ، و به حرف راست که میرسیم ؛ می شود جان ِ تــو… 8
ارسالهای توصیه شده