رفتن به مطلب

تعیین تکلیف ایرانیان با آمریکا


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

آمریکا در خاورمیانه به دنبال چیست؟

این پرسشی است که ما ایرانیان در دهه‌های مختلف به آن پاسخ‌های متفاوتی داده ایم و هرگز حاضر نشده‌ایم یک‌بار برای همیشه تکلیف آمریکا با خودمان را مشخص کنیم.

در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گفتیم آمریکا با دخالت در مسائل سیاسی ایران، حمایت از شاه و عزل مصدق باعث شد روند شکل گیری دموکراسی در ایران به تاخیر بیوفتد.

در انقلاب اسلامی ۵۷ گفتیم آمریکا با حمایت نکردن از شاه، نشان داد که نمی تواند پیشرفت‌های اقتصادی و قدرتمند‌تر شدن ایران در منطقه را تحمل کند و ترجیح داد ما به عقب برویم.

پیش از جنگ آمریکا با ایران در اواخر ۱۴۰۴ بسیاری گفتند آمریکا به دنبال یک خاورمیانه باثبات و سرشار از دموکراسی است تا جهان جای امن تری شود و منافع مردم ایران و آمریکا همسو شده است.

و حالا در سال ۱۴۰۵ که بسیاری از زیرساخت‌ها نابود شده و زمزمه‌هایی از توافق به گوش می‌رسد، دوباره صدای غالب اینست که آمریکا دنبال منافع خودش است و به فکر مردم ایران نیست و می‌خواهد خاورمیانه در بدبختی و تنش همیشگی بسوزد.

.

.

آیا شما به عنوان یک شهروند ایرانی، تکلیف آمریکا با خودتان را فهمیده‌اید؟

به نظر شما یک خاورمیانه باثبات و با حکومت‌های مردم‌سالار، منافع آمریکا را بیشتر تامین می‌کند یا یک خاورمیانه بی‌ثبات با حکومت‌هایی تمامیت خواه که پیوسته با یکدیگر درگیر می‌شوند و زمینه ساز حضور نظامی آمریکا در منطقه خواهند بود؟

  • Like 2
ارسال شده در

در اینکه در درجه اول به فکر منافع خودش هست، شکی نیست. درواقع هر کشوری در هر زمینه در ابتدا به فکر منافع خودش هست (به غیر از ایران)

نظر شخصی من اینه که در حال حاضر رقابت اقتصادیش به خصوص با چین خیلی تأثیرگذاره و علاقه‌ای نداره کنترل و تأثیرش در خاورمیانه کمرنگ‌تر از رقیبش بشه. برای همین هم بارها و بارها ونزوئلا رو به عنوان یه تجربه موفق مثال میزنه.

همینطور نه ثبات زیاد واسش منفعت داره نه بی ثباتی زیاد. بیشترین منفعتش تو یه حالت بینابینی هست.

  • Like 2
  • Thanks 1
ارسال شده در
5 ساعت قبل، Mohammad Aref گفته است:

همینطور نه ثبات زیاد واسش منفعت داره نه بی ثباتی زیاد. بیشترین منفعتش تو یه حالت بینابینی هست.

 ولی وقتی خروجی و نتیجه‌ی رفتارهای آمریکا نسبت به ایران رو نگاه میکنیم، این حالت بینابینی رخ نداده و هرچی از عمر دخالت‌هاش میگذره، فضای ایران داره بسته تر و دیکتاتوری تر میشه و تنش هم در خاورمیانه بیشتر میشه.

یکجورایی برای کشوری مثل آمریکا با اینهمه توانایی در علوم انسانی و شناخت نقاط ضعف و قوت کشورهای مختلف، عجیب هست که متوجه این موضوع نباشن که با چی طرف هستن و روش مبارزه درست باهاش رو ندونن!

انگار واقعا دارن آدم‌های دارای قدرت در ایران رو به سمت استبداد بیشتر ه‍ُل میدن و اونارو بازی میدن برای هرچه بیشتر ضعیف تر کردن نهادهای مدنی ایران و فراری دادن نخبه‌ها و ارزان خریدن منابع ایران در تحریم‌ها. 

  • Like 2
ارسال شده در
۱ ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

 ولی وقتی خروجی و نتیجه‌ی رفتارهای آمریکا نسبت به ایران رو نگاه میکنیم، این حالت بینابینی رخ نداده و هرچی از عمر دخالت‌هاش میگذره، فضای ایران داره بسته تر و دیکتاتوری تر میشه و تنش هم در خاورمیانه بیشتر میشه.

یکجورایی برای کشوری مثل آمریکا با اینهمه توانایی در علوم انسانی و شناخت نقاط ضعف و قوت کشورهای مختلف، عجیب هست که متوجه این موضوع نباشن که با چی طرف هستن و روش مبارزه درست باهاش رو ندونن!

انگار واقعا دارن آدم‌های دارای قدرت در ایران رو به سمت استبداد بیشتر ه‍ُل میدن و اونارو بازی میدن برای هرچه بیشتر ضعیف تر کردن نهادهای مدنی ایران و فراری دادن نخبه‌ها و ارزان خریدن منابع ایران در تحریم‌ها. 

منظورم ثبات داخلی نبودا، ثبات منطقه‌ای بود در بلندمدت.

کاهش سهم سود چین هم خیلی تاثیرگذاره.

ولی انصافا انقدر عجیبه که نمونه تاریخی نداشته 😐

البته به نظرم فضای به شدت دوقطبی آمریکا هم تو این تصمیمات تاثیرگذاره و همین نقطه ضعفی هست که علیهش استفاده میشه.

  • Like 3
ارسال شده در

اهممم

معادله ی ساده ای برقرار هست یا قرار دادن متغیر ها در معادله، به جواب میشه رسید

هزینه vs فایده

در سال های منتهی به ۵۷, هزینه ی بر سر کار بودن حکومت حاکم بر ایران، برای آمریکا بیشتر از منغعتش شده بود

به دلیل نفوذ بیش از حد حکومت ایران در خیلی از کشور ها، به دلیل فروش نفت و سرمایه گذاری ( در قالب کمک های مالی به کشور های درگیر در بحران) که از بسیاری از کشور های اروپا گرفته تا خود آمریکا رو شامل میشد، به نظر میومد نبود اون حکومت و سرنگون کردنش، برای کشور های اروپایی و آمریکا منفعت بیشتری داشته باشه و عملا ایران قرار بود تبدیل به سدی بشه برای جلوگیری از ورود کمونیسم به اروپا و بعد سایتش به آمریکا

اما با بی لیاقتی و خودکامگی افرادی که ایران رو به اشغال در آوردند و شیوع شیعه سانان در منطقه و بعد اروپا و آمریکا + به راه افتادن جنبش های کارگری و فمنیستی و گلوبالیستی و ... و جذب سرمایه ی هنگفت با نشون دادن درب باغ سبز، به مشتی کوته فکر چپ ها هم به این معادله اضافه شدن و عملا با مقابله با به اصطلاح امپریالیسم جهانی، به هیکل دنیا آفتابه گرفتند

و تازه متوجه ارزیابی اشتباهی که سالها قبل کردن شدن

و امروزه باز هم برای تصمیم گیری به همون معادله ی ساده نگاه میکنن

هزینه ی نگهداشت یک حکومت vs منفعت نگهداشتن اون حکومت

و پر واضح هست که در زمانی که چپ ها در حاکمیت کشور های ابرقدرت مثل آمریکا رای اکثریت ندارن، دنیا به سمت برقرار توازن در معادله ی بالا می‌ره

وگرنه اگر چپ ها در راس قدرت میبودن، بی شک پایه ریزی جنگ جهانی سوم صورت می‌گرفت و عواقبش برای کل دنیا به شدت عواقب این جنگ در جریان برای ایران می‌بود و البته شاید شدت عواقب چند ده یا چند صد برابر این هم میشد برای طرفین دعوا

  • Like 4
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۸ در 01:30، مهندس مملکت گفته است:

معادله ی ساده ای برقرار هست یا قرار دادن متغیر ها در معادله، به جواب میشه رسید

هزینه vs فایده

هزینه ی نگهداشت یک حکومت vs منفعت نگهداشتن اون حکومت

ممنون از نظرات ارزشمندتون 🍀

ولی من بیشتر در این تاپیک به دنبال نگاه ایرانیان به آمریکا و تاثیر رفتار آمریکا در زندگی مردم ایران بودم تا نگاه از زاویه دید یک سیاست گذار آمریکایی. این درست است که هر کشوری هزینه و فایده خودش رو در سیاست گذاری در نظر میگیره‌. ولی:

آیا الزاما نفع من باید در بدبختی دیگری باشد؟

آیا تنها یک فرمول برای هزینه و فایده وجود دارد؟

می توانیم ادعا کنیم تنها راه ممکن برای هزینه و فایده در ایران همین بوده و مسیرهای جایگزین یا کم ضرر تر برای طرفین وجود نداشته؟

.

من معتقدم حتی در همین بحث هزینه و فایده هم باید چارچوب‌های اخلاقی، فلسفی، روانشناختی، جامعه شناسی و اقتصاد را به طور جامع در نظر گرفت و سپس دست به اقدام زد‌. در واقع از نگاه یک شهروند ایرانی آشنا با تاریخ و روحیات ایرانیان می‌توانم بگویم این مسیری که آمریکا طی کرده یک بازی دوسر باخت است و مسلما آسیب ما در این روند اشتباه هزینه و فایده ای که آنها در سر دارند به مراتب بیشتر خواهد بود‌.

  • Like 3
ارسال شده در

درود

اگر به تاریخ و فرهنگ ایرانیان نگاهی بکنیم

نمونه های مشابهی از قرار گرفتن ایرانیان در معرض شرارت و وحشی‌گری وجود داشته و همیشه بعد از قرار گرفتن جامعه در وضعیتی اسف بار جامعه دست به طغیان زده و بر علیه شرارت و ظلم برخواسته و این فرهنگ و عقبه ی ایرانیان حتی در اساطیر ایرانی هم رسوخ کرده

برای مثال به کاوه و ضحاک و ازین دست اساطیر میشه اشاره کرد

از لحاظ تاریخی هم کشور ایران بارها و بارها مورد تجاوز و توحش و ظلم قرار گرفته و هر بار با مقاومت و طغیان مردم مواجه شده

از تسخیر بخش هایی از ایران توسط مغول ها و اعراب و .... 

و همیشه طغیانگری بوده که از بطن جامعه بیرون آمده و رهبری حرکت دوباره ی ایران به سمت جامعه ای متمدن رو به دست گرفته

از داریوش بزرگ و نادرشاه افشار و کریم خان زند گرفته تا همین نسل خودمون که بعد از ۱۴۰۰ سال توحش و شرارت اعراب و اشغال خاک و جان و ناموس ایرانی، به طغیان بر علیهش برخاستیم 

از سوی دیگه اگر به اعرابی که خاک ایران رو اشغال کردن و هنوز هم در اشغال دارند نگاه کنیم، هر کاری که کردند، برای نابودی ایران بوده و هست

و حتی همین درگیری نظامی که به راه افتاده هم بخاطر تمامیت خواهی و خونخواری این اعراب اشغالگر بوده، همون‌طور که در دهه های گذشته دیدیم ایرانیان بارها و بارها برای پس گرفتن مسالمت آمیز خاکشون بر علیه این اعراب جانی طغیان کردند ولی به دلیل توحش و سطحی از جنایت که صورت گرفته ایرانیان ناکام بودند

و البته این اشغالگران متوحش همون‌طور که دیدیم تنها به ظلم و ستم بر علیه ایرانیان بسنده نکردن و تا تقی به توقی خورد تمام همسایگان خودشون رو که تا همین چند وقت پیش حتی ازشون پشتیبانی می‌کردند مورد حمله ی غضب آلود خود قرار دادند

حالا در اینجا اگر آمریکا رو وارد معادلات کنیم

میبینیم سناریو کاملا مشابه حمله شون به کره هست که باعث شد کره به شمالی و جنوبی تقسیم بشه و کشوری که به سمت نابودی پیش می رفت تبدیل به کره ی جنوبی بشه، و یا سناریوی ژاپن! که دیکتاتوری جنایتکار در راس حکومت بود که با بهره برداری از ایدئولوژی، ارتشی بی منطق و جانفدا به وجود آورده بودند که سودی برای مردم ژاپن نداشت

و یا فرانسه ای که قبل از طغیان شارل دو گل به اشغال آلمان ها در اومده بود

کم هزینه ترین سناریو در چنین مواقعی، سناریویی مثل سوریه هست، که اشغالگران شرور  بعد از اون همه سال جنایت در حق مردم سوریه، از سوریه دست برداشتن و رفتن

اما میبینیم که سناریوی ایران به دلیل تمامیت خواهی سیستم اشغالگر حاکم، به اون شکل ختم نمیشه و تمام تلاش این اعراب اشغالگر بر هزینه تراشی برای دنیاست تا خود بمانند

در حقیقت اگر اراده ای برای جلوگیری از رخداد چنین فاجعه ای وجود میداشت، از سمت اعراب اشغالگر حاکم بر ایران بایستی معادله ی هزینه و فایده مورد بررسی قرار می‌گرفت

چون نه تنها این درگیری برای مردم ایران بسیار هزینه بر بوده و هست بلکه برای خود اعراب اشغالگر حاکم نیز هزینه ی بسیار داشته 

نهایتا فکر کنم پاسخ با در نظر گرفتن فرهنگ و تاریخ و .... مشخص باشه

  • Like 3
ارسال شده در

 

عشق و نفرت همزمان بسیاری از ایرانیان به غرب و مدرنیته که با دست آن را پیش می کشند و با پا پس می‌زنند بازگویه بخش زیادی از مشکلات تاریخ 100 ساله ما است.

در واقع جمع شدن تناقضات پیچیده در افکار این بخش از جامعه ایرانی نسبت به غرب و آمریکا باعث شده آمریکایی‌ها برای کنار زدن تمامیت‌خواهان از قدرت با ساده‌سازی به جایی نرسند‌. شاید اگر جامعه‌شناسانی که از فرهنگ و تاریخ ایران اطلاعات دقیق‌تری داشتند در تیم‌های غربی بودن، آنها با هزینه به مراتب کمتر، نتایج به مراتب بهتری می‌گرفتند.

  • Like 3
ارسال شده در

قبول دارم که اطلاعات تاریخی و فرهنگی ایرانیان نیاز هست

اما چند نکته وجود داره

ابتدا اینکه غربی ها مطمئنا از چنین چیزی غافل نمیشن، چون کار اتاق سیاسیون و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی تمام کشور ها همین هست

مثلاً سالها پیش در مناطق نفت خیز جنوب، انگلیسی ها برای جلوگیری از نزدیک شدن مردم به خطوط لوله ی نفتی و اینکه اجازه ندن اصلا مردم بفهمند چه بلایی به سر ایرانیان اومده، یک جاسوس رو به میان مردم عشایر ایران در قسمت جنوب غرب و غرب فرستادن، بعنوان فردی که کور بوده خودش رو معرفی کرده و بعد از مدتی با یک داستان سرایی بعد از سالها بازی کردن نقش یک کور مادرزاد، در کنار آشنایی با زبان و فرهنگ عشایر ایران، با مطرح کردن اینکه معجزه ای رخ داده و بینا شده، تبدیل شد به یک امام زاده ی به تمام معنا برای مردم اون قسمت از ایران

از طرفی هم ریش مصنوعی میذاشت که از جنسی بود که نمیسوخت، و همین مورد رو بعنوان معیار دروغگو بودن یا تهمت های دیگه قرار دادن و هر دفعه که به دام میوفتاد با استفاده از این معیار دروغین خودش رو از بند مهلکه به در میبرد

این داستان امامزاده ی انگلیسی فقط نمونه ای از اشراف دستگاه های غربی به مسائل فرهنگی بود

از طرف دیگه هم باید گفت، مشکلات به وجود اومده در کشور عزیزمون ناشی از فرهنگ ایرانی نیست! که با بررسی اون بتونن به راه حل مناسب برسن!

  • Like 3
ارسال شده در
2 ساعت قبل، مهندس مملکت گفته است:

ابتدا اینکه غربی ها مطمئنا از چنین چیزی غافل نمیشن، چون کار اتاق سیاسیون و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی تمام کشور ها همین هست

اگر با تعمیم همین مثال شما از اشراف اطلاعات غربی‌ها بر تاریخ و فرهنگ ایرانیان صحه بگذاریم پس عملا باید نتیجه بگیریم که سیستم موجود در کشور ایران به نوعی محصول سیاست‌های همین غربی هاست.

در واقع اینطوری من از حرف‌های شما برداشت میکنم که غربی ها مارو خوب میشناختن و با علم به اینکه رفتارشان باعث بسته تر شدن فضای سیاسی ایران و رادیکال‌تر شدن حکومت و نابودی ایران می انجامد، به این کار ادامه دادن. حال پرسش پیش میاد که با چه هدفی این سیاست رو پیش گرفتن و تا کجا می‌خوان ادامه بدن؟

اگر هم هدف غربی‌ها رادیکال‌تر شدن حکومت و رسیدن به مرحله جنگ نبوده، پس باید نتیجه بگیریم شناخت اونها از ایران و فرهنگ آخرالزمانی حاکم بر آن کامل نبوده و ایرادات زیادی داشته.

کدام رو بالاخره معیار بگیریم؟ شناخت دقیق و پیش رفتن طبق نقشه یا شناخت ناقص و در رفتن اوضاع از کنترل؟

  • Like 3
ارسال شده در

اشراف به فرهنگ ایرانی لزوما باعث این نمیشه که غربی ها در دورانی که بر ما گذشت، خیرخواه ما بوده باشند!

و البته در استدلال شما ایرادی وجود داره یا بهتر بگم ، پرسشی در موردش مطرح میشه

و اون پرسش این هست، این غربی ها که میگی دقیقا به چه کسانی اشاره داره؟

اگر نگاهی به همون دهه ی ۷۰ میلادی بندازیم

میبینیم که اشتباهی که کارتر مرتکب شد، حتی تو همون دهه هم مورد انتقاد و نکوهش سیاست مداران آمریکایی بوده!

از طرفی هم، در همین ۵۰ سال گذشته غرب (حالا شما تعریفت از غرب رو بگو، من منظورم کشور های اروپایی و آمریکایی هست) دست خوش تغییرات بسیار زیادی شده

هم از لحاظ سیاست های داخلی شون، هم سیاست های خارجی شون، هم سیاست های اقتصادی و اجتماعی و ...... 

فکر کنم همه در مورد اینکه در غرب ایالات متحده از هر نظر توانمند ترین کشور هست هم نظر باشیم

برای همین بذار همین کشور رو در نظر بگیریم و سیاست های اون در مورد ایران رو در دوره ی سه رئیس جمهور اخیرش بررسی کنیم

در دوره ی اوباما، همین ایالات متحده، با مسئولین مربوطه به پای میز مذاکره رفتن و توافق برجام رو امضا کردن و خیلی چیزا هم شل شده بود

اگر یادت باشه حتی شرکت رنو قرارداد همکاری با ایران خودرو رو هم امضا کرده بود و داشت آماده میشد بیاد اینجا برای شروع کار که یهو تاسیسات آرامکو تو عربستان ترکید! ( قبل از این بود که عربستان رو به عنوان کشور دوست و برادر در نظر بگیرن)

اما رئیس جمهور بعدی شون که از قضا همین ترامپ قمارباز بود! توافق برجام رو پاره کرد و اون رو بزرگترین اشتباه اوباما خواند!

و مذاکرات با درخواست حداکثری که در جریان هست رو هم می‌بینیم. اینها فقط اختلاف ۱۸۰ درجه ای سیاست های ایالات متحده در دوران دو رئیس جمهور به فاصله ی دو سال هست!

حالا بریم به دوره ی بایدن

دیدیم که در اون دوره که شامل اسفند ۱۴۰۱ هم میشد، دقیقا در دوره‌ی ای که بحران اقتصادی ناشی از تخلیه ی خزانه ی مملکت اتفاق افتاد و در یک هفته قیمت دلار دو سه برابر شده بود! مقادیر زیادی دلار از پول های بلوکه شده ی ایران آزاد شد و به لطف بایدن وارد کشور شد! و از انفجار اقتصادی جلوگیری شد

اما در دوره ی بعدش که بازم ترامپ قمارباز اومد روی کار! حتی ناوگان نظامی کشیده آورده از اون سر دنیا تا علاوه بر تحریم های شدید و مکانیزم ماشه! حتی اجازه ی عبور یدونه قایق از بنادر ایران رو نده!

همه ی این رفتار های متفاوت و رویکرد های برخلاف همدیگه اتفاقاتی هست که در سر تا سر اروپا هم محتمل هست! فقط هر کشور اروپایی به تنهایی به اندازه ی آمریکا تاثیرگذار نیستن، این فراز و نشیب ها تو سیاست های این کشور ها به چشم نمیاد، چون نهایتا عضو اتحادیه ی اروپا هستن و هر چالشی هم باشه تا جای ممکن تو اروپا هضم میشه!

با استناد به تمام مواردی که گفتم، نمیشه گفت سیاست کشور های غربی همیشه همسو با سیاست هاشون در دهه ی ۷۰ میلادی بوده باشه!

  • Like 3
ارسال شده در
40 دقیقه قبل، مهندس مملکت گفته است:

اشراف به فرهنگ ایرانی لزوما باعث این نمیشه که غربی ها در دورانی که بر ما گذشت، خیرخواه ما بوده باشند!

با استناد به تمام مواردی که گفتم، نمیشه گفت سیاست کشور های غربی همیشه همسو با سیاست هاشون در دهه ی ۷۰ میلادی بوده باشه!

بحث خیرخواه بودن آمریکایی‌ها نیست. بحث اینست که آنها می‌خوان از این سیستم موجود در ایران عبور کنند یا می‌خوان یک قدرت استبدادی تضعیف شده داشته باشن که بتونن ازش حداکثر بهره برداری رو در منطقه داشته باشن. اگر هدف عبور باشه نیاز به شناخت دقیق فرهنگ و روحیات ایرانیان و تاریخ این کشور هست. ولی اگر هدف کنترل همه جانبه یک سیستم مذهبی بسته است، با همین دست فرمانی که جلو میرن دارن پاسخ مطلوب رو میگیرن.

تمامی دولت‌های آمریکا چه دموکرات چه جمهوری‌خواه پیوسته تحریم‌های اساسی رو تمدید کردن و به نوعی سیاست چماق و هویج رو جلو بردن. تفاوت اونها نه در حذف این سیاست، بلکه در میزان توزیع کمتر یا بیشتر هویج و چماق بوده و این سیاست از اساس با هر تفاوتی در توزیع، منجر به بسته شدن پیوسته نهاد قدرت در ایران شده.

  • Like 2
ارسال شده در

از اونجایی که ما شهروندان ایرانی هستیم و در جایگاه سیاستمداران دولت کشوری مثل آمریکا نیستیم، اینکه بگیم نمی‌دانیم ! خیلی چیز عجیبی نخواهد بود

پاسخ اون سوال شما رو در حال حاضر فقط ترامپ قمارباز بصورت دقیق میدونه

  • Like 2
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۷ در 08:35، Essi Stanley گفته است:

آیا شما به عنوان یک شهروند ایرانی، تکلیف آمریکا با خودتان را فهمیده‌اید؟

با سلام وقت بخیر 

تکلیف ما روشن هست برایمان تصمیم گرفته خواهد شد  .  شخصا با آمریکا مشکلی ندارم  . خیلی ساده و خودمونی بگم امریکا مثل سایرین برای منافع و حفظ قدرت و تسلط بر منطقه و غلبه بر رقبا  صلاح دیده هست که ج ا  باید برود همانند سال 55  که تصمیم گرفتند ایران قدرتمند شاهنشاهی  برایشان دردسر ساز خواهد  شد و بریتانیا هم هم اروپا را مجاب کرد  که  اعراب برای ما سودآورترند تا ایران شاهنشاهی . الان هم منوال همینه با متد دیگه + اسراییل .

ما تکلیفی نداریم چون همیشه عواملی مانند مذهب چنان جامعه و روند و فرهنگ و مدرنیته رو سرکوب کرده که درست تصمیم نگرفتیم  زیرا اگاهی نداشتیم همیشه دشمن داشتیم همیشه در خطر تجزیه و جنگ  بودیم اندازه موهای ریش فتحعلی شاه مرحوم سلسله عوض کردیم . ....   در نتیجه تکلیف من روشن هست آمریکا بهتر روسیه و چین و حتی اروپا  هست چون خودمان هیچ وقت درست نبودیم.

  • Like 5
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۲۷ در 08:35، Essi Stanley گفته است:

به نظر شما یک خاورمیانه باثبات و با حکومت‌های مردم‌سالار، منافع آمریکا را بیشتر تامین می‌کند یا یک خاورمیانه بی‌ثبات با حکومت‌هایی تمامیت خواه که پیوسته با یکدیگر درگیر می‌شوند و زمینه ساز حضور نظامی آمریکا در منطقه خواهند بود؟

در این مقطع حکومت هایی به درد آمریکا می خورند که یک  قانون داشته باشند :اسراییل بزرگ  خاورمیانه . در خاورمیانه هم مردم سالاری واقعی حاکم نبوده و نیست  یا پادشاهی بود  یا مذهبی . 

ایران هاب ترانزیتی و انرژی هست  و خواهد بود   امریکا دنبال نفت  خوب ایران و اتصال هاب ها به اسراییل و تجارت  هست  و حکومت هایی که دنبال انگشت کردن به این بازار و انگشت نشان دادن به اسراییل  هستند  عملا دشمت امریکا خواهند بود .

اگر ترکیه رو خاورمانه هم بخام حساب کنم نسبت به موقعیت جغرافیایی  اش . بعد ایران نوبت اسلامگراهای ترکیه هست.

  • Like 3
ارسال شده در

در علم مواد و مکانیک مبحثی وجود دارد به عنوان خستگی. در پدیده خستگی وقتی بارهای نوسانی اما کوچک مدام تکرار می‌شوند، قطعه در ظاهر آسیبی ندیده اما ناگهان دچار گسیختگی می‌شود و فاجعه به بار می‌آورد.

رابطه حکومت های ایران و آمریکا به هر دلیلی در حال خسته کردن وطن است. این فرایند مداوم "تحریم، جنگ، صلح، مذاکره" همه چیز ایران را فرسوده می‌کند و آنچه فرسوده شود به این راحتی قابل بازگشت نیست.

هم رفتار اهل قدرت در ایران و هم اهل قدرت در آمریکا طوری هست که گویی هر دو هم قسم شده اند برای خستگی و در نهایت گسیختگی ایران. با هیچ تحلیل و منطقی نمی‌توان حسن نیت را در نگاه هیچ کدام دید!

  • Like 3
ارسال شده در

قیمت سکه 8 سال پیش این موقع 2میلیون 700 تومان بود که بعد از خروج برجام الان بیشتر از 65 برابر شده هست .از مکافات  بی تدبیری و تنش با آمریکا. تکلیف ما با آمریکا شبیه این نموداره

sshot-3.png

  • Like 3
  • Sad 1
ارسال شده در
۱ ساعت قبل، en.ml گفته است:

قیمت سکه 8 سال پیش این موقع 2میلیون 700 تومان بود که بعد از خروج برجام الان بیشتر از 65 برابر شده هست .از مکافات  بی تدبیری و تنش با آمریکا. تکلیف ما با آمریکا شبیه این نموداره

 

همین حسرت نخریدن سکه و طلا برای جا نماندن از تورم خودش تبدیل به یکی از انگیزه‌های اصلی گسترش دلالی در جامعه ایرانی شده. جامعه ای که مردم به این نتیجه برسند با صنعت و تلاش و آموزشِ حرفه نمیشه پولدار شد اما با انبار کردن طلا و دلار میشه، یک جامعه بیماری میشه که در نهایت خودش و فرهنگ و اقتصاد اون جامعه رو نابود میکنه‌. حتی دلال‌ها هم ترجیح میدن که این سیستم بیمار پایدار بمونه تا بتونن ثروتمندتر بشن.

بیخود نیست که بسیاری از دلال‌های ایرانی و آمریکایی یا به قولی "کاسبان تحریم" همه تلاش خودشون رو میکنن که رابطه این دو کشور همینطور در حالت معلق جنگ و صلح جلو بره‌.

  • Like 3
ارسال شده در

با توجه به شرایط موجود

انگاری کم همه چی تعلیق بوده، حتی خود آتش بس هم معلق شده!

ترامپ با اعلام آتش بس تا زمانی نامعلوم! همه چیز رو به سمتی نامعلوم تر از قبل پیش برد

البته این زمان نا معلوم به مراتب خطرناک تر از بر هم زدن آتش بس هست!

چون در زمانی که آتش بس مثلا دو هفته ای بر قرار هست، شما میدونی تا دو هفته وقت داری، یا زمانی که آتش بسی در کار نیست هر لحظه انتظار حمله داری! اما آتش بسی که با یک توییت به مدتی نامعلوم اعلام میشه! به همون اندازه شکننده هست که می‌تونه در یک نیم شب که ما می‌خوابیم و آقا پلیسه بیداره، با یک صدای مهیب و یک توییت دیگه در هم بشکنه!

احتمالا همین اتفاق هم خواهد افتاد، حالا یا امشب و یا فردا و یا یکی از همین روز ها و شب ها

 

  • Like 4
ارسال شده در

دو ماه از آغاز جنگ در ایران می‌گذرد و نزدیک به ۲۰ روز است که وضعیت فرسایشی نه جنگ نه صلح همچنان ادامه دارد! در چنین وضعیتی، مردم حتی تکلیف خودشان با خود و جامعه خویش را هم نمی‌توانند مشخص کنند چه برسد به تعیین تکلیف ایرانیان با آمریکا!

تعلیقی همه‌جانبه در کسب و کار، اینترنت، آموزش و پژوهش، ارتباط بین اعضای خانواده یا حتی عشق بین دو نفر محصول این وضعیت مه‌آلود "نه جنگ، نه صلح" است که گویا برای برون رفت از این وضعیت نه قدرت در ایران برنامه‌ای دارد نه آمریکا.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...