نفحات 1395 سازنده ارسال شده در 21 اسفند، 2019 توی اینستا یا عکس سفره ی یلداس یا عکس چهره ی یخ زده و قشنگ اون پسر کُرد . یکی هم برام صوت جعبه سیاه سانچی رو فرستاده که توی نت پخش کردن خواب اون پرنده ی مریض و تب کرده هم که دیشب دیدم ولم نمیکنه ... ولو شده بود توی بغلم منم گریه میکردم انگار بچه م بود دلم برای خواهرام تنگه . 2 1
نفحات 1395 سازنده ارسال شده در 26 اسفند، 2019 من خسته ام ، تو خسته ای آیا شبیه من ؟ یک شاعر شکسته ی تنها شبیه من ؟ . . . خسته انقدر هم قروقاطی خوردم دلم شربت خاکشیر میخواد بشوره ببره 2
.Milaad. 1459 ارسال شده در 3 فروردین، 2020 ناراحتیم رو اگرچه نشون ندم ولی هستم ، خوب یا بد بودنش رو برای ما یا کشور نه میدونم نه کاری دارم ولی به غیرت ایرانی بودنم بر خورد .. هیچ کس دوست نداره اطرافیانش ی روز جسد تیکه تیکه شو ببینن .. 3
سین.دخت 366 ارسال شده در 5 فروردین، 2020 داغونم در حال انجماد هم هستم چند وقته ورزشم شروع کردم خیلی داغونم حس اینکه چرا کار رو تموم نمی کنم 2
نفحات 1395 سازنده ارسال شده در 23 فروردین، 2020 حس ناتوانی در بخشیدن یه نفر نمیتونم ببخشمش هیچوقت ...
نفحات 1395 سازنده ارسال شده در 11 اردیبهشت، 2020 بی تفاوتی ارزش آدمها به اعمالی هست که ازشون سر میزنه نه ادعایی که توی حرف دارن 1
نفحات 1395 سازنده ارسال شده در 23 اردیبهشت، 2020 واقعا با دو تا تاول اندازه ته استکان کف هردوتا پام چه حسی خوبه ؟ :)) راننده اسنپ ها چرا منو شکل مشاور امور خانوادگیشون میبینن ؟ هیچ وقت از یه اصفهانی آدرس نپرسید. چون دقیق نمیدونه اما بخاطر احساس وظیفه سعی میکنه حتما راهنماییتون کنه خدا میدونه توی این مدت چند نفرو آواره کردم :)))))))) لنتی ! پریا ! خب بگو نمیدونم :)))))) تاپیک فکر نبود ولی گیج و خسته تر ازین حرفام پاشم برم تا اون یکی تاپیک دیگه لازم شد ماسک بزنم. با این سر درد و پیشونی داغم اگه ویروسو گرفته باشم ممکنه انتقال بدم به همکارا و همه :// یه آقایون همکار دخترشو آورده بود. لحظه ی اول دیدمش ناگهان حس کردم توی بهشتم و یه حوری جلوی چشمم هست. ناخوداگاه رفتم جلو بهش دست زدم ببینم واقعیه یا نه :))) از بس زیبا بود این غنچه بچه : ) چشمای رنگی بین سبز و خاکستری . موهای بلند و موج دارِ قهوه ای طلایی ، صورت زیبا ... نکنه خواب و خیال بود ؟ :دی خیلی خوابم میاد ?
ارسالهای توصیه شده