رفتن به مطلب

سین.دخت

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    92
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

سین.دخت آخرین باز در روز ۱۸ خرداد برنده شده

سین.دخت یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

366 Excellent

درباره سین.دخت

  • درجه
    عضو جدید
  • تاریخ تولد ۲۸ خرداد ۱۲۸۱

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مونث

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • گرایش
    علوم تربیتی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,103 بازدید کننده نمایه
  1. اگه کتاب‌های علمی رو فاکتور بگیرم. کتاب فلسفۀ تنهایی آخرین کتابم بوده که هنوز تمومش نکردم. به نظرم باید یه سری کتاب‌ها رو آروم آروم جوید! این کتاب نوشته لارس اسونسن یا اسوندسنه و به ترجمۀ شادی نیک رفعت. نشر گمان.
  2. یک وقت‌هایی دلم می‌خواد برم شونه آدم‌ها رو بگیرم بگم: هی لعنتی، حالت از خودت بهم نمی‌خوره؟ من که یه وقتایی جرات نمی‌کنم به خودم توی آینه نگاه بندازم... آخ بشر، آخ!
  3. آخرین کتابی که تموم کردم خوندش را کتاب صداهایی از چرنوبیل بود. از مستندنگار و روزنامه نگار بلاروسی، سوتلانا الکسیویچ، ترجمه نازلی اصغرزاده. چرنوبیل تجربه زیسته مردم بلاروس از واقعه انفجار اتمی هست. به نظرم چیزی که این دنیا بیش از هرچیزی در کنار چیزهای دیگه نیاز داره لمس حقایق و تجربیاته...
  4. ولشون کن بابا اون همه تلاش می کنید قدر دانم نیستم :دی تازه هی قیمه ها و ماستا رو هم قاطی می کنن :دی بیا تاپیک کتاب خوانی رو همینجا دو نفری برپا کنم :دی هنوز در حیرت برخوردشون با کتاب 1984 موندم ? همون آلوچه می گن، تا حالا نشنیدم بگن گوجه سبز اگه هم بگن من یادم نیست
  5. هیچی یه فرومی هست هی ماستا و قیمه ها را با هم قاطی می کنن بعد تازه مورد داشتیم توش سالادم قاطی کردن نظرشون هم این بود کاربرای جدید ههههههم بد نیستن بعد تاپیک هاشون رو ادغام و پست هاشون رو پاک می کردن ? تو که میدونی چرا می پرسی :دی + خب فعلا سفر افتاد عقب بشینم مثل بچه آدم یه برنامه بریزم فعلا
  6. یهو سر در تالار بزنن نفس نکشید ? محفل ما رو بهم می ریزید ? متروکه فروم ?
  7. دانش‌آموزان و دانشجویان ما به‌طور کلی وقتی جسما هم سر کلاس حضور دارند روحشون جای دیگه است حالا فرض کنید پشت کامپیوتر و گوشی و... بخواهند دست به یادگیری بزنند ?
  8. درنگی دربارۀ آموزش مجازی بر اساس دیدگاه هوبرت درایفوس؛ "شاگردی‌کردن در آموزش از راه دور ممکن نیست" خلاصه‌ سخن درایفوس این است که آموزش از راه دور می‌تواند جایگزین مراحل اولیه‌ آموزش و کسب مهارت شود ولی با آموزش مجازی نمی‌توان به مرحله‌ تخصص و استادی رسید. دلیل وی این است که برای کسب دانش تخصصی و مهارتِ استادانه، نیاز است که شخص با همه‌ احساسش درگیر کار یادگیری شود و امور را در بافت و زمینه‌ کار یاد بگیرد؛ درحالی‌که چنین فرآیندهایی در آموزش مجازی اتفاق نمی‌افتد. به‌گزارش پایگاه خبری رب و برگرفته از خبرگزاری مهر، یادداشتی که در ادامه می
  9. چتونه شماها ? ولش کردن به امون خدا تمام نظرات پریده کم کم احتمالا کلا نوشته ها بپره آدم آرشیو کردن هم که نیستم وگرنه جایی دیگه هم اینکارو می کردم بذار اصلا نیست و نابود بشن برن یه مشت کلمه بی معنی رو به زور نگه داری که چی
  10. چقدر دلم برای هجده سالگیم تنگ شده. ده سال زمان زیادیه؟! اینقدری که دلم برای هجده سالگیم تنگ شده دوست ندارم هیچ وقت به پانزده سالگیم برگردم. این خودخواهیه؟! دلم نمیاد دوباره تو رو اون شکلی ببینم و مثل این دخترای رنجور و بی دست و پا و وابسته برم یه گوشه کناری خودمو قایم کنم و شروع کنم به طرح زدن که مثلا زمان بگذره! خانه آرزوها ( اگر به خانه من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه...) دلم برای هجده سالگیم و کلی آرمان و آرزوهام تنگ شده. کلی اگه و کاش و چی میشه اگه بشه! کاش برگردم اون زمان و من هجده ساله یه سیلی محکم بزنه تو گوش ده سال بعدش!!! +
  11. چقدر همه چی یکباره تهی و مسخره به نظرم رسید. لازمه دوباره چند وقتی تو سکوت فرو بروم و فقط حول و حوش خودم چرخ بزنم! دلم می خواد خوابم رو به 6-5 ساعت برسونم اگه بشه. و تقلا، تقلا، تقلا... تقلای بی پایان! + کاش خودش مرغ ها رو بشوره امشب فردا رو بشینم به مطالعه و اتمام کار. بسه هرچی وقت بیهوده رفت!
  12. سین.دخت

    عکآســــای انجمـــن

    قاصدک هان چه خبر آوردی؟ ثبت با گوشی +
  13. کمتر آتش بسوزان + تازگی ها حس می‌کنم هی درجات مختلفی از عرفان درونم قصد ظهور و بروز داره که با کم محلی بهشون! وقت‌سوزی می‌کنم. :دی :دی + نشسته تذکره الاولیا می‌خونه می‌گه: چطور چهل روز، روزی با یه دونه خرما زنده می‌موندن. می‌گم: یا خالی بستن یا از سر نداری الکی گفتن ما داریم تذکیه نفس می‌کنیم. می‌گه: شاید می‌شده حتما ! -_- بعد دو روز اومده می‌گه: پس چطور اون بدبختای قحطی‌زده آفریقایی که ندارن به حد کافی بخورن جسمشون دچار تغییر و آسیب می‌شه؟ می‌گه: یه عارفی غذا نمی‌خورده، یکی اومده بهش پول داده گفته برو غذا بخر بخور. بعد طرف دستش رو گ
  14. به شدت شاکی هستم به شدت! از اینکه این اندازه از حیطه تخصصی خودم دور شدم از اینکه برای درآمد داشتن مجبورم تو مسیرهایی، غیر مسیری که دوست دارم قدم بذارم به شدت شاکی از اینکه یه وقتایی خیلی خیلی ضعیف هستم به شدت شاکی از اینکه می گن همینه و باید خودت رو وفق بدی با اوضاع
  15. دلم نمی خواد تا مدت ها به چیزی فکر کنم.
×
×
  • اضافه کردن...