رفتن به مطلب

saeed99

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    384
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط saeed99

  1. saeed99

    مشاعره

    با درود یاران موافق همه از دست شدنددر پای اجل یکان یکان پست شدند خیام
  2. درود يه عمراني آماده مسابقه البته با هماهنگي ياسمن عزيز
  3. saeed99

    خیــام

    . اکنون که گل سعادتت پربار است دست تو ز جام می چرا بیکار است می‌خور که زمانه دشمنی غدار است دریافتن روز چنین دشوار است
  4. . half story نیم طبقه
  5. . قبلا مردم ایران مثل هرجای دیگه ای یا با حجاب بودن یا بی حجاب اما الان به لطف جمهوری اسلامی فقط یه کشور وجود داره که مردمش با واژه بد حجاب آشنایی کامل دارن
  6. saeed99

    خیــام

    . این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامدست و روزی که گذشت با پ . ن کاملا موافقم
  7. . sand ماسه
  8. saeed99

    .....ایرانیان بودند!

    شرایط من طوریه که با خارجی ها زیاد سرو کار دارم ؛ اروپایی ،آسیایی و... نکته جالب اینه که یکی ازهمکارای ایتالیایی ام تقریبا مثل شما فکر میکنه. جای خوشوقتیه که درک هردوی ما از نابسامانیهای امروز به هم نزدیکه ؛ هرچند که بازتاب این درک مشترک ، با همدیگه همراستا نباشه. منظورم این نبود که شما یه نفری با همه مشکلات دست و پنجه نرم کنید ، منظورم این بود که ازخودمون و با فکرخودمون باشه چون خیلی ازموارد اینچنینی که توی نت گذاشته میشه بدون هدف نیستند. و همه صداقتی که شما توی نوشتارتون دارید روهم ندارند به امید ایرانی آباد و سربلند با کمک همه ایرانیان
  9. . باهاتون موافقم شرایط برای خانوما خیلی سخت تره و برای همین دشواریه که این عکس آدمو شدیدا تحت تاثیرقرارمی ده فکرکنم اینجا یکی ازخیابونای تهران باشه ، البته من عکس کامل رو داشتم اما خودم صورت ایشون رو روتوش کردم که ناشناس بمونه.
  10. . بر دستانت بوسه میزنم دختر باغیرت ایران زمین درود به شرفت ؛ که ثابت کردی هرگزنیازمادی مجوزتن فروشی نیست من هنرم را می فروشم [h=3][/h]
  11. saeed99

    .....ایرانیان بودند!

    . حتما شنیدی که میگن هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد من با نظرانتقادی شما مشکلی ندارم بشرطی که منصفانه و برای اصلاح باشه نه برای نکوهش و تحقیر. شما ازخودت مطلبی ارایه نکردی ، این نوشته ها بیشترکپی هستند وهمونطوریکه دوستمون هم گفتن جاش اینجا نیست. ادعایی ندارم که هیچکدوم رو انجام ندادم ؛ اما ادعای اولین بودن تو دنیا ؛ یه خورده باورش برام سخته فکرنمی کنی با ایجاد این جستاراونم توی بخش فرهنگ و تمدن ایرانی کارت اشتباه باشه ؟ درمورد همون فرانسه ای که مثال زدی ، می پرسم آیا فرانسوی های پیشرفته امروز میان همون کاری که شما انجام دادی انجام بدن ؟ یعنی توی تالارفرهنگ وافتخارات یه فرومی مثل اینجا ؛ بگن ما فلان رفتار زشت یا عادت ناپسند رو داشتیم؟ بنظرشما منطقی تر نیست اگه انتقادات و نارسایی های مورد نظرمون رو دربخش و محل دیگه ای بیان کنیم. چه مشکلی پیش میاد اگه من به تمدن و گذشته کشورم افتخار کنم ؟ من براین باورم با تکیه برپیشینه و گذشته کشورم ؛ چه دوران طلایی و درخشانش و چه دوران سیاه و تیره اش؛ راه رسیدن به آینده بهتربا درس گرفتن ازآنها هموارترخواهد شد. خود شما چه تحولی ایجاد کردی ؟ اگه نظرت ایجاد تحوله شما بیا بعنوان یه ایرانی اشتباهات من هموطنت رو تو یه جستارجداگانه بیان کن و اونا رو بصورت مستند تحلیل کن ممنون که حوصله کردید و به صحبت های یه هموطن دیگه گوش دادید
  12. saeed99

    خیــام

    . در خواب بدم مرا خردمندی گفت کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟ می خور که به زیر خاک می‌باید خفت
  13. saeed99

    .....ایرانیان بودند!

    یه چیزی توهمین مایه های جستارت مثلا یه جمله ای مثل این : اولین مردمانی که خودشان برای خودشان دست گرفتند
  14. saeed99

    .....ایرانیان بودند!

    . خودزنی رو هم اضافه کن
  15. saeed99

    رستم زاد یا سزارین

    . اين دستور احتمالا نخستين جراحی دانشی است كه در افسانه‌های باستانی مي یيابيم و بيان فردوسی چنان آميخته به دانش است كه گويی نگارنده داستان از سده‌ نوزدهم يا بيستم سخن می گويد. سخن از پولاد آبداده و داروی بيی هوشی و شكافتن و دوختن و درد فرو نشاندن است. چنان كه بنيان سخنان فردوسی از زبان فردوسی با دانش پزشكی ما هماهنگ است. سيمرغ مانند پزشك حاذقی كه وقتش در گرو كارهای فراوان باشد بر بالين بيمار زياد درنگ نمی كند، درد را درست تشخيص می دهد، دوای بيمار را مقرر میدارد و آنگاه از پی كار خود می رود. پزشك گرانمايه ما پری از بال خود را به مثابه كارت ويزيت و شماره‌ تلفن در پيش زال می گذارد تا اگر بار ديگر به وي نياز افتاد به او دسترسی داشته باشد. سيندخت و جمع درباري‌ها همچنان نالان و گريان‌اند زيرا اين گفته زال را باور نمي‌دارند. آخر چگونه ممكن است كودك را از پهلوي مادر به درآورند؟ البته زال به گفته سيمرغ، اطمينان دارد كه خود دست پرورده اوست ولي سيندخت و ديگران طبعا چنين اعتقادي به سيمرغ نمي‌توانند داشته باشند. از اين روي سيندخت گريان و با شگفتي آميخته با ناباروري مي‌گويد هيچكس چنين چيزی تا به امروز نشنيده است: «كه كودك ز پهلو كي آيد برون؟» موبدي چيره‌ دستي دستور سيمرغ را به كار مي‌گيرد و پهلوي رودابه را مي‌شكافد و سرانجام پس از عمل جراحي پسر درشت بي‌مانندي را بدون آزار مادر از پهلوي او بيرون مي‌آورد. پزشك آنگاه پارگي را مي‌دوزد و بر زخم‌ها مرهم مي‌نهد و داروي آرامش مي‌دهد. رودابه شبانه‌روزي بي‌هوش مي‌ماند و چون به هوش مي‌آيد و شير بچه‌ زيباي او را به وي بازمي‌نمايند لب به خنده مي‌گشايد، خستگي‌ها را فراموش مي‌كند، كودك را «رستم» نام مي‌نهند. اکنون به نظرشما کدام نام شایسته بکار بردن است ؟ رستم زاد یا سزارین برگرفته از: شاهنامه فردوسی و سپید کوروش بزرگ
  16. saeed99

    رستم زاد یا سزارین

    . آنچه در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت، نامی است که امروزه بران نهاده­ شده و یادآور وام­گیری آن از بیگانگان است. اگرچه بسیاری به هنگام به کار بردن نام آن نیز، حتی نمی­دانند که معنای این واژۀ بیگانه چیست و از کجا آمده است. از آنجا که غربیان، همۀ پیشرفت­های علمی، فرهنگی، ادبی و هنری جهان را به خود نسبت می­دهند؛ بنابراین دربارۀ این یکی هم گفته­ اند، "نخستین زایمان به روش کاردپزشکی در جهان، برای زایش «ژول سزار» یکی از امپراتوران روم و به دست پزشکان اروپایی در 2000 سال پیش انجام شده است؛ و بدینگونه، این روش به بزرگداشت اوست که «سزارین» نام گرفته است. اما چندی است، نشانه­ های کاردپزشکی بر روی مغز، چشم، دندان و ... در آثار 5000 سالۀ «شهر سوخته» یافت شده است. بنابراین پیداست، مردمانی چنین توانا، می­توانسته ­اند برای درمان سخت­­زایی مادران باردار نیز، دست به کارهایی شگرف بزنند. اکنون به سراغ شاهنامۀ سخن­سرای توس رفته و از زبان شیرین حکیم ابوالقاسم فردوسی داستان را پی می گرییم . به روزگار پیشداد و کیانی، خاندانی از پهلوانان ایرانی در سیستان می­زیستند که سَردودمان­شان «نریمان پسر گرشاسپ» بود. سپس این دودمان به «سام نیرم» و آنگاه به پور او «زال دستان» و سپس رستم پدر سهراب رسید. فردوسی دربارۀ بدنیا آمدن «رستم» چنین آورده است : رودابه نوعروس چندي پس از زناشويي باردار مي‌شود. بار رودابه چندان گران است كه بيمارش مي‌كند.چهره ارغواني او زرد و ميان لاغرش فربه مي‌شود. داستان به دنيا آمدن رستم در شاهنامه با اين بيت پرنياني استاد كه در ادب فارسي اثرها بر جاي گذاشته است، آغاز مي‌شود: بسی بر نيامد برين روزگار كه آزاده سرو اندر آمد به بار روزي نزديك به دوران زايمان، رودابه از هوش مي‌رود، سيندخت و ديگران نگران مي‌شوند، گمان مي‌برند كه رودابه به بستر مرگ درافتاده است. مي‌‌گويد گويي پوستم را با سنگ پر كرده‌اند يا كودكي كه در درون من است از آهن پرداخته‌اند. در گرماگرم اين گرفتاري‌ها زال تدبير مي‌كند و پر سيمرغ را بر آتش مي‌گذارد و به سيندخت مژده مي‌دهد كه نگران نباش كه درد رودابه را سيمرغ كاردان درمان خواهد كرد. سيمرغ بسان ابري درافشان از آسمان در مي‌رسد و زال همچون كودكي كه در پيشگاه مادري دانا و كاردان نشسته باشد بر او درود مي‌فرستد و فروتني مي‌كند و معلوم است كه زال به مشكل بزرگي برخورده و براي گره‌گشايي به مادر روي آورده است، اما سيمرغ كاردان دريافته است كه پسرش اكنون خود مردمي آراسته است، گفتار او با زال چون گفتار مادر دانايي است كه پسرش به سپهداري لشكر يا شاهي رسيده باشد. سيمرغ زال را دلداري مي‌دهد و مي‌گويد غم از دل بزداي كه كودكي نامور از رودابه زاده خواهد شد كه نيروي مردي و زور و دلاوري و خرد و كارداني او از همه برتر خواهد بود. كودكي كه بايد به دنيا بيايد قهرماني است كه جهان همتاي او را نديده است. زايمان طبيعي مقدور نيست، تدبير ديگري بايد جست. فردوسي در آيين سخنوري و مكالمه، استادي بي‌همتاست. سيمرغ به زال مي‌گويد نخست رودابه را به مي مست كن كه ترس و بيم و انديشه از او بريزد، آنگاه مردي بينادل آزموده (پزشك) بياور تا به خنجر آبداده پهلوي رودابه را بشكافد و بچه از پهلوي او بيرون كند سپس بي‌هيچ بيم و هراسي پهلوي رودابه بدوز (بخيه‌كن) و از گياه و تركيبي كه مي‌گويم بر زخم او مرهم بگذار. خداوند به تو پسري نیک اختر عنايت خواهد كرد.
  17. . drainage زهکشی ، زیر آب زنی I think ,This is a Device that crush the stones
  18. saeed99

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    . من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تورا گفتم کم خور دو سه پیمانه مولوی ن ...
  19. saeed99

    مشاعره با لغات انگلیسی

    . daggar خنجر ، کارد
  20. حرف حساب جواب نداره سعی می کنم توی جستارهای دیگه هم بیام سیندرلای عزیز عناون ها که خوبه ، محتوی و کیفیت اونا هم می مونه واسه وقتی که خونده بشن
  21. saeed99

    خیــام

    . ما افسر خان و تاج كی بفروشيم دستار قصب به بانگ نی بفروشيم تسبيح كه پيكر لشكر تزوير است ناگاه به يك پياله می بفروشيم
  22. saeed99

    بیا خری رها کن

    . بیا خری رها کن روزی به رهی مرا گذر بود خوابیده به ره جناب خر بود از خر تو نگو که چون گهر بود چون صاحب دانش و هنر بود گفتم که جناب در چه حالی؟ فرمود که وضع باشد عالی گفتم که بیا خری رها کن آدم شو و بعد از این صفاکن گفتا که برو مرا رها کن زخم تن خویش را دوا کن خر صاحب عقل و هوش باشد دور از عمل وحوش باشد نه ظلم به دیگری نمودیم نه اهل ریا و مکر بودیم راضی چو به رزق خویش بودیم از سفرۀ کس نان نه ربودیم دیدی تو خری کشد خری را؟ یا آنکه برد ز تن سری را؟ دیدی تو خری که کم فروشد ؟ یا بهر فریب خلق کوشد ؟ دیدی تو خری که رشوه خوار است؟ یا بر خر دیگری سوار است؟ دیدی تو خری شکسته پیمان؟ یا آنکه ز دیگری برد نان؟ دیدی تو خری حریف جوید؟ یا مرده و زنده باد گوید؟ دیدی تو خری که در زمانه خرهای دیگر پیش روانه؟ یا آنکه خری ز روی تزویر خرهای دیگر کشد به زنجیر؟ هرگز تو شنیده ای که یک خر با زور و فریب گشته سرور؟ خر دور ز قیل و قال باشد نارو زدنش محال باشد خر معدن معرفت کمال است غیر از خریت ز خر محال است تزویر و ریا و مکر و حیله منسوخ شدست در طویله دیدم سخنش همه متین است فرمایش او همه یقین است گفتم که ز آدمی سری تو هرچند به دید ما خری تو بنشستم و آرزو نمودم برخالق خویش رو نمودم شاعر : نامعلوم
  23. درود تقریبا تموم دیدگاه های دوستان رو خوندم به نکات خوبی اشاره شد. *** این فرازو نشیب به نظرمن طبیعیه ، شما توی دنیای واقعی هم همینو دارید. اگه غیراین باشه باید تعجب کرد ، من رو کلیت ماجرا بحث می کنم نه جزییات اون. هرآدمی فکر کنم اینو تجربه کرده باشه : یه مدت شاد و سرخوش و پرجنب و جوش و یه مواقعی هم دل مرده و راکد. مواردی که درپست اول این جستارمطرح شده بازتاب طبیعی عملکرد ما انسانها در دنیای مجازیست.
  24. . tractor shovel بیل مکانیکی
  25. saeed99

    دفتر مدیرارشد انجمن

    درود با توجه به عدم حضورمدیرمحترم تالار ادبیات و اجابت درخواست شخصی برای قفل کردن این جستار؛ ( پاسخ به گاف های فردوسی ) به عدالت نزدیک تر بود اگر این جستار مرتبط با آنرا هم هم قفل کنید ( گافهای فردوسی ) اگر برای انتقال یا حذف کردن یک جستار به درخواست شخصی نیازاست درهمینجا درخواست می کنم که جستار گاف های فردوسی از بخش اسطوره های ایرانی به محل دیگری منتقل شود و یا حذف شود. فکرکنم شما هم تایید کنید که وجود این جستاردربخش اسطوره های ایرانی زیاد منطقی نباشد.
×
×
  • اضافه کردن...