-
تعداد ارسال ها
145 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط zx1
-
فرق داری... هنوز با خیلی ها فرق داری بی منی ... با اینکه دنیا دنیا درد داری شمال و جنوب بهونست بگو از غرب ... گله هایی که از شرق داری سر به سرم با تنهایی ... بگو به من هر چه غم داری باز بغض کردی و رفتی... این همه زخم، عجب دلی داری؟! . . . ع.د {تقدیم به ممول عزیز} همیشه منتظریم...
- 323 پاسخ
-
- 6
-
-
فرق داری... هنوز با خیلی ها فرق داری بی منی ... با اینکه دنیا دنیا درد داری شمال و جنوب بهونست بگو از غرب ... گله هایی که از شرق داری سر به سرم با تنهایی ... بگو به من هر چه غم داری باز بغض کردی و رفتی... این همه زخم، عجب دلی داری؟! . . . ع.د {تقدیم به ممول عزیز} همیشه منتظریم...
-
به محض گریه میبینم به محض دیدن میگریم نمی دانم به کجا ظل زده ای نمی دونم به کجا باید بنگرم اما باید بروی خودت گفتی نمیدانم . چون نگفتی چرا! چرا؟ باز سکوت؟ باز نگاهی لبالب از معنا؟ باز بغض! . . . ع.د
-
ساعت 9 است هنوز تا 12 کلی مانده تا بیداری شبانه تا خوردن حسرت برای جای خواب هنوز خیلی مانده تا پرسه در سرمای زیر صفر و ... ساعت 12 شد! . . . ع.د {کسانی هستند شبا جا واسه خواب ندارند}
-
پرسش ** برترین تاپیک های بخش گاه نوشته ها **
zx1 پاسخی برای *Polaris* ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
وقتی بُغض! کردی ... دلم لرزید وقتی بُغض! کردم ... تنها بودم! . . . ع.د -------------- ممنون از پلاریس عزیز به خاطر تا÷یک خوبش! راستش تو دل نوشته ها من دختری از کوچه های پائیز خود پلاریس و حرف هایی از جنس بارون عطر بارون و بُغض! خودم ، خیلی برام حس خاصی داره! یه جورایی یه بینهایت حرف! یه بینهایت حس! [h=1][/h]- 35 پاسخ
-
- 9
-
-
باز پاییز آمده باز باز من تنهایم باز باز دریا صاف نیست باز باز آسمون ابریست باز . . . ع.د تقدیم به سیاه سپید خاکستری!
-
بهم هیچی نگو بزار فقط نگاهت کنم ساعتهاست به یادت میخکوبم شاید تو باشی فقط ........ دستم به قلم نمی ره بی خیال فقط میخوام نگاهت کنم بگذار دنیا رو آب ببره صبح شب شه و شب صبح مهم نیست می خواهم فقط نگاهت کنم صدای باران نوازش میکند تمام تن خیسم را تکان که نمی خورم هیچ دوست دارم بازم نگاهت کنم باد تمام شد هوا صاف من هنوز دارم نگاهت میکنم پسرکی در کنارم فال می فروشد همه فالهایش را خریدم رفت همچنان دارم نگاهت میکنم ... گویی تو شمعی و من اشکهایت نمیدونم چرا باز پروانه وار نگاهت میکنم . . . ع.د (علیرضا داودی نیا) تقدیم به تو که هنوز دارم نگاهت میکنم
-
تنهایی باد تقصیر باران نیست دریا به خورشید مدیون، به ماه بدهکار نیست دوستت دارم، اما افسوس تو می خندی و حواست نیست . . . ع.د {تقدیم به دل خودم}
- 323 پاسخ
-
- 11
-
-
کی میخنده؟ کی حواسش نیست؟ کی درد نداره؟ کی دلش پر نیست؟ بگو کی ساکته کی صبحش شب نیست؟ ... بگو از سیاه و سپید از یه بُغض خاکستری بگو همه خودیند، غریبه تو جمع نیست ... بگو از غربت ماه تنهایی آسمون بارون بگو بزار بباره ابری که دلش با آسمون نیست! هی... نه! دیگه هیچی نگو! صدای سکوت گاهی کَر کردنیست! . . . ع.د {در لحظه تقدیم به این تاپیک }
- 323 پاسخ
-
- 7
-
-
باز یه اتاق فیروزه ای یه پنجره نیمه باز و پرده های رقصان ... باز یه تخت دونفره یه دیوار پر از جای میخ و تنها یک قاب عکس ... باز من باز تو باز من بی تو ... حال آمدی دستت پر از قاب عکس نگاهت پر از خاطره... اما من تنها روی تخت دراز به دراز بی حرکت و بی نفسم ... دیر آمدی! خیلی دیر... . . . ع.د
-
چه هوای سردی! گوشه های پیاده رو هنوز سفیدی برف با چشمانم عشق بازی میکند! آسمان هم هنوز تنهاست! منم! قدم میزنم! قدم میزنم! تنهایم ... با یادت قدم میزنم! گریانم ... با نگاهت قدم میزنم! بی کس تر از دیروز ... با فردایت قدم میزنم! نیستی ... اما هنوز قدم میزنم! آه... راستی اگه یه روز قدم زدی ... بدون خیلی دوستت داشتم و ... بیخیال! قدم میزنم! . . . ع.د
-
اینی که می خوام بگم سوتی نیست ولی گفتنش خالی از لطف نیست! مگه میشه آدم دانشجوباشه شیطنت نکنه اونم دانشجو شهرستان! ولی طوری شیطنت میکردیم عمرا کسی شک نمی کرد این کار بچه های ما باشه! یادش بخیر! آخرای درسمون که بود تو خونه یه جشنی گرفتیم واسه یادگاری خودمون. پسرونه! یکی از بچه ها هم واسه یادگاری داشت با هندی کم فیلم میگرفت! وسطای برنامه یهو بچه ها زدن تو کار مسخره کردن دخترای دانشگاه! مخصوصا یه سری خاصی از دخترای دانشکده! مخصوصا یکی از بچه هامون از یه دختره خوشش می اومد اما روش نمیشد به طرف بگه! اون یکی دوستمم رفت تو کار مسخره کردن این دو تا! یکیشون شد اون دختره و یکیشونم این دوستم و ... خلاصه هر کاری که فکرشو بکنی اونشب بچه هامون کردن! دوستم هم فیلم گرفت! فرداش قرار شد که فیلم رو ببریم سی دی کنیم و هرکی یکی برداره واسه یادگاری! تنها جایی هم که تو اون منطقه فیلم رو به سی دی تبدیل میکرد یه مغازه ای بود که اتفاقا دخترای خوابگاه ازش فیلم و ... اجاره میکردند. نمیدونم تا آخر داستانو خوندید یا نه اما خلاصه بگم براتون که اون بنده خدا که فیلم رو برا ما سی دی کرد به قول خودش که بعدا گفتش به طور غیر عمد اشتباهی قاطی فیلمهایی که شبا دخترا خوابگاه ازش میگرفتند رسیده بود به دخترا و همه دسته جمعی تو خوابگاه شماره 2 دانشگامون ما رو دیده بودن!:icon_pf (34): فک کن با شلوارک و ... اسم یه سری دختر و ... کلی حرف پسرونه و .... فقط اینو بگم که من 6 ماه بعد وسط تابستون رفتم واسه تسویه و گرفتن مدرکم و بقیه بچهامونم یه جورایی همینطور!
- 2547 پاسخ
-
- 35
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
باید گذشت یادش بخیر کوچه سایه روبرو پارک ملت داشتیم میرفتم یا داشتم میرفتیم نمیدانم ولی خوب یادمه اون حس خوب و ... ... دیروز اونجا بودم به یاد ... یادش بخیر! . . . ع.د {واسه دل خودم}
-
باز ستاره ها می شمارند مرا ولی ماه با من قهر است شاید باید صبح بود شاید باید دریا بود شاید اصلا نباید بود نمی دانم تو بگو هی... یادم رفت دیگر تو نیستی . . . ع.د
-
مدتی است که نیستم نیستی که نیستم تنها بودن معرفتی بیهوده است که می گفتی و میدانستی و نفهمیدم چه دیر شده است حالا! دارم میرم! میبینی... . . . ع.د اختصاصی برای سیاه...سفید...خاکستری!
-
باران بودی تا حالا خیس خیس پر از تازگی پر از لطافت پر از احساس نه! باران نه! قطره هم نشدی برای دل بارانیم! برای اشکهای پنهانیم! بغض ... آه های تنهاییم! باران شو! همین! . . . ع.د
-
اینم یه سوتی آموزنده! یه بار قرار بود با دوتا از دوستان بریم بعدازظهری بیرون! دوتامون که خونمون نزدیک هم بود رفتیم دنبال سومی! به خونشون که رسیدیم گفت تنهام بیایید بالا تا من حاضر شم دستگاه جدیده که گرفتم هم ببینید!یه دستگاه ریسیور جدید HD گرفته بود که وصل میشه اینترنت و همه کانالا رو باز میکنه و به قول یه بنده خدایی کل دنیا رو که میگیره هیچ آخرتم میگیره! :w645: ما هم رفتیم بالا و تا اون حاضر شه دستگاشو ببینیم. اون یکی دوستم داشت کانال چنج میکرد و از کیفیت لذت میبرد که رسید به یه سری کانالای +18. همینطور که داشت به چنج کانال ادامه میداد یهو رو یکی از همون کانالای +18 برق رفت!:icon_pf (34): ریسیورا هم اینطورین که وقتی رو یه کانال برقش قطع شه وقتی دوباره برقش وصل شه رو همون کانال میاد دوباره!:jawdrop: حالا فکر کنید برق رفته و ما موندیم و یه ریسیور و کانال +18 و دوستم و پدر و مادرش که رفته بودن خرید وتا نیم ساعت دیگه هم قرار بود برگردن! دوستم هی اون یکی دوستمو فحش میداد به اداره برق فحش داد. به شانس خودش فحش میداد و ... از طرفی هم از این اتفاق نایاب و شانس دوستم و کاراش خندمون گرفته بود! ولی هیچ کاری هم نمیشد کرد! اگه برقا دیر تر از باباشینا بیاد و اون کانال بیاد رو تلویزیون 42 اینچ با کیفیت HD دیگه واویلا!:w768: خلاصه بعد از کلی بالا پایین و مخارو گذاشتن روی همدیگه:JC_thinking: به این نتیجه رسیدیم که ریسیور برداریم باخودمون ببریم خونه ما بزنیم به برق و کانالشو درست کنیم بعد برگردیم و دوستم به باباشینا بگه برده بودم چندتا کانال جدید رو کدشکنی کنم و از این دری وری ها... خو بهتر از هیچی بود که. با اینکه بازم تابلو بود چون دستگاه خودش به اینترنت وصل میشه و کانالا رو باز میکنه. به هر حال با اینکه بیرون رفتنمون زهر مار شد ولی کار رفیقمون راه افتاد یکم خندیدیم. دوستم حرص خورد. ما بازم خندیدیم. دوستم خیلی حرص خورد :167:. ما دیگه نخندیدیم دوستم هم ... دوستم رو ول کن حالا برقا رو بگو که چه بی موقع رفت! و نکته آموزنده اینکه هیچ وقت سراغ کانالای +18 نرید! اونم HD! باتشکر ... ستاد مبارزه با فساد اخلاقی HD:ws3: با همکاری اداره برق!!!
- 2547 پاسخ
-
- 35
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
سلام این داستانی که میخوام بگم سوتی نیست ولی گفتنش خالی از لطف نیست! البته قبلش ببخشید اگه یکم +18 شاید! .... چند وقت پیش داشتم با اتوبوسهای بی آر تی میرفتم سمت پارک وی سرکارم! تو اتوبوس یه پسره داشت باموبایلش بلند صحبت میکرد و حرف از بلیط و هتل و تایلند بود! وقتی صحبتش تموم شد یه پیرمرد 60-70 ساله اما خوش تیپ برگشت پسره رو صدا کرد و با صدای لرزون گفت پسرم میخوایی بری تایلند؟ پسره برگشت گفت بااجازتون! چطور مگه؟ پیرمرده گفت هیچی فقط با تور میری؟ پسر گفت بله چطور مگه پدر جان؟ پیرمرده گفت چقدر دادی؟ (حالا کل اتوبوس رفتن تو نخ این دوتا. مخصوصا پیرمرده) پسره گفت مثلا 600 تومن! یهو پیرمرده گفت ای دل غافل! پسره گفت چی شد حاج آقا؟ گفت هیچی کلاه گذاشتن سرمون! از ما مثلا 700 گرفتن! پسره گفت خوب شهر با شهر فرق میکنه. شما کدوم شهر رفتید! پیرمرده خیلی با اعتماد به نفس گفت خوب معلومه پاتایا دیگه! اینو که گفت اتوبوس ترکید!!!:jawdrop: ترکیدا !!! یعنی زن و مزد و راننده هنگ کردند! پیرمرد 70 ساله رفته پاتایا! وای خدای من!:icon_pf (34): یکی نبود بگه حاجی شما الان وقته مکه و سوریه و ... نه تایلند. اونم پاتایا! یعنی سوژه ای بودا! آقا یعنی هر وقت یاد پیرمرده میفتم دلمو میگیرم! خلاصه چی بگم دیگه! همین!
- 2547 پاسخ
-
- 33
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
چهارشنبه ای سر کار بودم داشتم با تلفن صحبت میکردم، همکارم هی صدام کرد! پشت خط هم خانم بچه ها بودن نمیشد قطع کرد! هی گفتم الان میایم دارم تلفن صحبت میکنم! هی صدام کرد! هی گفتم الان میایم دارم تلفن صحبت میکنم! هی صدام کرد! . . . آخر سر قاطی کردم طرفو پیچیوندم و تلفنو قطع کردم بلند شدم رفتم سمتش! همزمان شروع کردم به فحاشی کردن! فحشای آبدار پسرونه!( آخه اعصابمو خورد کرده بود!):167: دیدم جواب نمیده! برام جالب بود! مصطفی کسی نبود فحش بخوره جواب نده! من بی اعتنا ادامه دادم به فحاشی هام تا اینکه وارد اتاقش که شدم و دیدم که ای دل غافل! یکی از همکاران (خانم) از بخش دیگمون تو اتاقش نشسته! :icon_pf (34): منو میگی! دوست داشتم برم تو زمین! تو آسمون! نمی دونم! فقط دوست داشتم اونجا نباشم! همه سر کار رو من یه حساب دیگه باز میکنن! بدبخت اونم همینطور خشکش زده بود!:jawdrop: ا... ا... سالی یه بارم نمیان تو بخش ماها! همون یه دفه ام که میان اینطوری میشه! فقط تونستم تو اون لحظه بگم مصطفی انقدر آدمو صدا میکنی اعصاب آدمو میریزی بهم ! اه!:w00: و اومدم بیرون! حالا مصطفی سرش پایین! اون بنده خدا هم خشکش زده! جالبیش اینه خانمه با من کار داشت!مصطفی هم برا همین داشت صدام میکرد! :icon_pf (34): ولی خدا نصیب گرگ بیابون نکنه یه همچین شرایطی رو!
- 2547 پاسخ
-
- 38
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
بسوز چشم بسوز و نبین! بمیر ای رئیس بمیر و ...
- 34 پاسخ
-
- 11
-
-
تلنگر زد باز نگاهت به تنم که شاید بشنود لبانم که این چنین گوش میدهد به نفسهایت و من هنوز اسیر حرفای چشمانتم من را باور کن که لبالب با تو عاشقم تا بغض! . . . ع.د
