-
تعداد ارسال ها
3066 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط سیندخت
-
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله) ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم میرسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله) ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش میکنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله) خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله) خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله) ای خدا! من بعضی وقتها یادم میرود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله) آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم میفهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمیگرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله) خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) میخوان دعا میکنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله) خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله) خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله) خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله) خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمیخواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا میکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله) اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله) خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله) خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمیکند فقط میخوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. (لیلا احسانی فر / 11 ساله) در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده: "هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است."
- 6 پاسخ
-
- 8
-
-
هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بینالمللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود و دعاهای بچههای دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد. دعاهایی که میخوانید از بچههای ایران است. آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله) خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله) ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا میکنم. از تو میخواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاهها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را میخواهم میگوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله) خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله) خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر رهگوی / 7 ساله) خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله) آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند! (سحر آذریان / ۹ ساله) بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو میخواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه میخورد و میگوید کی کارت پایان خدمت میگیری؟ (حسن ترک / 8 ساله) ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله) خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله) خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا میکنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله) خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله) ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله) خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو میخواهم که به پدر و مادر همه بچههای تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانهیمان مانند بچههای سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله) دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله) خدایا! شفای مریضها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچکس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله) خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)
- 6 پاسخ
-
- 10
-
-
داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس؛ هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست.با اين نيت که از او پذيرايي شود.اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند،شدت گرفت.از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود،نزديک شد و گفت:«من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد!موضوع چيست؟مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟»مرد با تعجب گفت:« ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد،پول آن را بپردازيد،بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد!» امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت.اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که زندگي هم در حکم سلف سرويس است.همه نوع رخدادها،فرصت ها،موقعيتها،شاديها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است،سپس آنچه مي خواهيم،برگزينيم.
- 318 پاسخ
-
- 3
-
-
- قصه های خوب برای بچه های خوب
- بیا داستان بنویسیم
- (و 4 مورد دیگر)
-
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد. اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است. و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست
- 318 پاسخ
-
- 1
-
-
- قصه های خوب برای بچه های خوب
- بیا داستان بنویسیم
- (و 4 مورد دیگر)
-
از جایی که برداشتم این اسم رو داشت. شما اگه اسم بهتری می دونی، بگو عوضش کنم.
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
گفتگويی که واقعاً روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل ( Finisterra(Galicia ميان اسپانيايیها و آمريکاییها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ ضبط شدهاست. اسپانيايیها (با سر و صدای متن):A-853 با شما صحبت میکند. لطفاً ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيماً به طرف ما میآييد. فاصله ۲۵ گره دريايی. آمريکاییها (با سر و صدای متن):ما به شما پيشنهاد میکنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد. اسپانيايیها: منفی. تکرار میکنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد. آمريکاییها (يک صدای ديگر): کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت میکند. به شما اخطار میکنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود. اسپانياییها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد میکنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد. آمريکاییها (با صدای عصبانی): کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت میکند. ۲رزم ناو، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتیهای پشتيبانی ما را اسکورت میکنند. به شما پيشنهاد نمیکنم، به شما دستور میدهم راهتان را ۱۵درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم. لطفاً بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!! اسپانياییها: خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت میکند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلاً خوابيده ما را اسکورت میکنند. پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ديال ده لاکورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمیرويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغهای دريایی اسپانيا قرار دارد. شما میتوانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که میخواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخرهها متلاشی میشود تضمين کنيد. بنابراين بازهم اصرار میکنيم و به شما پيشنهاد میکنيم عاقلانهترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد. آمريکاییها: آها. باشه. گرفتيم. ممنون
- 2 پاسخ
-
- 4
-
-
در جمع افراد با مطالعه و قاپیدن متن مردم، کار بدیه پسر جان.
-
سندروم خودشیفتگی :4chsmu1:
- 23 پاسخ
-
- 3
-
-
همين چند روز پيش، «يوليا واسيلياِونا » پرستار بچههايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم . به او گفتم: بنشينيد«يوليا واسيلي اِونا»! ميدانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زباننميآوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سيروبل به شما بدهم اين طور نيست؟ - چهل روبل .. - نه من يادداشت كردهام، من هميشه به پرستار بچههايم سي روبل ميدهم. حالا به من توجه كنيد. شما دو ماه براي من كار كرديد. - دو ماه و پنج روز - دقيقاً دو ماه، من يادداشت كردهام. كه ميشود شصت روبل. البته بايد نُه تا يكشنبه از آن كسر كرد. همان طور كه ميدانيد يكشنبهها مواظب «كوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون ميرفتيد. سه تعطيلي .. . . «يوليا واسيلي اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چينهاي لباسش بازي ميكرد ولي صدايش درنميآمد. - سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را ميگذاريم كنار. «كوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشيد. دوازده و هفت ميشود نوزده. تفريق كنيد. آن مرخصيها ؛ آهان، چهل و يك روبل، درسته؟ چشم چپ «يوليا واسيلي اِونا» قرمز و پر از اشك شده بود. چانهاش ميلرزيد. شروع كرد به سرفه كردنهاي عصبي. دماغش را پاك كرد و چيزي نگفت. - و بعد، نزديك سال نو شما يك فنجان و نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد .. فنجان قديميتر از اين حرفها بود، ارثيه بود، امّا كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حسابها رسيدگي كنيم. موارد ديگر: بخاطر بيمبالاتي شما «كوليا » از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنيد. همچنين بيتوجهيتان باعث شد كه كلفت خانه با كفشهاي «وانيا » فرار كند شما ميبايست چشمهايتان را خوب باز ميكرديد. براي اين كار مواجب خوبي ميگيريد. پس پنج تا ديگر كم ميكنيم. در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد... « يوليا واسيلي اِونا» نجواكنان گفت: من نگرفتم. - امّا من يادداشت كردهام .. - خيلي خوب شما، شايد … - از چهل ويك بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي ميماند. چشمهايش پر از اشك شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق ميدرخشيد. طفلك بيچاره ! - من فقط مقدار كمي گرفتم .. در حالي كه صدايش ميلرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر. - ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، ميكنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا . . . يكي و يكي. - يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت . - به آهستگي گفت: متشكّرم! - جا خوردم، در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق. - پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟ - به خاطر پول. - يعني تو متوجه نشدي دارم سرت كلاه ميگذارم؟ دارم پولت را ميخورم؟ تنها چيزي ميتواني بگويي اين است كه متشكّرم؟ - در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند. - آنها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه ميزدم، يك حقهي كثيف حالا من به شما هشتاد روبل ميدهم. همشان اين جا توي پاكت براي شما مرتب چيده شده. ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟ ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟ لبخند تلخي به من زد كه يعني بله، ممكن است. بخاطر بازي بيرحمانهاي كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم. براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشكرم! پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم در چنين دنيايي چقدر راحت ميشود زورگو بود.
- 318 پاسخ
-
- 4
-
-
- قصه های خوب برای بچه های خوب
- بیا داستان بنویسیم
- (و 4 مورد دیگر)
-
تقلب شب خواستگاری...مهارت در سوال پرسیدن
سیندخت پاسخی برای afa ارسال کرد در موضوع : ازدواج و مسائل زناشویی
اینا رو امتحان کتبی بگیری راحت تره تا بپرسی.:vahidrk: آدم ازدواج نکنه سنگین تر نیست؟:w00: -
بازی الهی قربونت برم , همگی شرکت کنید ...
سیندخت پاسخی برای just work ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
تاپیک اسکان انسان های مهرطلب- 21 پاسخ
-
- 2
-
-
تنظیم دفعات نوشیدن آب باعث می شود کارایی بدن بالا برود Correct timing to take water will maximize its effectiveness to Human body. دو لیوان آب - بعد از بیداری - به فعالیت ارگانهای داخلی بدن کمک می کند Two (02) glasses of water - After waking up - Helps activate internal organs یک لیوان آب - نیم ساعت قبل از غذا خوردن - به هضم و گوارش غذا کمک می کند One (01) glass of water - 30 minutes before meal - Help digestion یک لیوان آب - قبل از دوش گرفتن - به کاستن از میزان فشار خون کمک می کند One (01) glass of water - Before taking a bath - Helps lower blood pressure یک لیوان قبل از خواب - از سکته و حمله قلبی جلوگیری می کند One (01) glass of water - Before sleep - To avoid stroke or heart attack
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
الان این تاپیکو زدی، بعدش یه حس خوب پیدا کردی؟ نه؟ یه جور حس حال گیری؟ انتقام؟
-
آرزو می کنم روزی برسه که هیچ کس مجبور نباشه دستشو جلوی دیگری دراز کنه.
- 42 پاسخ
-
- 3
-
-
نمی دونم خودت اینو تجربه کرده بودی یا نه ولی به عینه این ماجرا رو به چشمم دیدم، پیرزنی که با 500 تومن می خواست برا بچه هاش گوشت بگیره که یه کمکی به سوء تغذیه شون کرده باشه. در چنین مواقعی فقط تاسف و دیگر هیچ
- 5 پاسخ
-
- 3
-
-
گاهی اقتضا می کنه بسته به شرایط که با کییو کجایی توی هر کدوم از این 3 دسته قرار بگیری خوب. شاید شما شخصیت کودکتون بیش فعاله
- 29 پاسخ
-
- 6
-
-
مرد جوانی به نزد "ذوالنون مصری" آمد و شروع كرد به بدگویی از صوفیان. ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورد و به مرد داد و گفت: این انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است؟ مرد انگشتر را به بازار دستفروشان برد ولی هیچ كس حاضر نشد بیشتر از یك سكه نقره برای آن بپردازد. مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جریان را برای او تعریف كرد. ذوالنون در جواب به مرد گفت: حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببین آنجا قیمت آن چقدر است. در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سكه طلا می خریدند! مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قیمت پیشنهادی بازار جواهرفروشان مطلع ساخت. پس ذوالنون به او گفت: دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از این انگشتر جواهر است. قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری! هرگز ناآگاهانه قضاوت نكنیم، چراکه قدر زر زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری!
- 318 پاسخ
-
- 2
-
-
- قصه های خوب برای بچه های خوب
- بیا داستان بنویسیم
- (و 4 مورد دیگر)
-
آیا می دانستید که من الان دیگر نمی توانم انتقال دهم. زحمتش با کسی که می تواند؟
- 8 پاسخ
-
- 1
-
-
آیا میدانستید که لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد ؟ آیا میدانستید که قرنیه ی چشم انسان خون ندارد ؟ آیا میدانستید که قلب انسان میتواند خون را ۱۰ متر به بیرون پرتاب کند ؟ آیا میدانستید که زبان قویترین ماهیچه در بدن است ؟ آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟ آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند ؟
- 8 پاسخ
-
- 2
-
-
آیا میدانستید که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد ؟ آیا میدانستید که تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است ؟ آیا میدانستید که حلزون می تواند سه سال بخوابد ؟ آیا میدانستید که شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ۱ به ۶۴ میلیارد است ؟ آیا میدانستید که تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد ؟ آیا میدانستید که قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انسان است ؟
- 8 پاسخ
-
- 2
-
-
آیا میدانستید که نوشابه های زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند ؟ آیا میدانستید که اگر شما اعداد ۱ تا ۱۰۰ را یکی یکی با هم جمع کنید (۱+۲+۳+۴+۵ و الی آخر) جواب شما ۵۰۵۰ خواهد بود ؟ آیا میدانستید که رشد کودک در بهار بیشتر است ؟ آیا میدانستید که حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند ؟ آیا میدانستید که هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد ؟
- 8 پاسخ
-
- 1
-
-
آیا میدانستید که بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه آن به ۴۳۳۰ متر میرسد ؟ آیا میدانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتئین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند ؟ آیا میدانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت میکنید که ۸۰% آنرا با خودتان صحبت میکنید ؟ آیا میدانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراد در شب بیشتر از قهوه و کافئین است ؟ آیا میدانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است ؟
- 8 پاسخ
-
- 1
-
-
آیا میدانستید که شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید ؟ آیا میدانستید که cd در سال ۱۹۸۰ توسط سونی و فیلیپس اختراع شد ؟ آیا میدانستید که سهم امریکا از بازار موسیقی جهان ۳۱.۳ درصد است ؟ آیا میدانستید که 55 درصد از سوانح هوایی در زمان نشستن هواپیما و 30 درصد در هنگام برخاستن هواپیما رخ میدهد ؟ آیا میدانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا بشقاب هایشان را هم می خورند ؟ آیا میدانستید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و بزرگتر می شوند ؟
- 8 پاسخ
-
- 4
-
-
ما معمولاً عادت داریم در توصیف اشخاص زیرک و باهوش و اکثراً رند ومکاراز اصطلاح "آدم هفت خط" استفاده کنیم! اما چرا؟ روایتی درمورد ریشۀ تاریخی اصطلاح "هفت خط" وجود دارد. این روایت بر میگردد به آئین شرابخواری در حضور پادشاه در دوران ساسانیان. در آن زمانپیمانه های ظریف و زیبائی از شاخ گاو یا بزکوهی درست می کردند که چونپایه نداشته است کسی نمی توانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و ازنوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانه اش طفره برود. از این رو دارندۀ جاممجبور بوده است محتویات آنرا لاجرعه سربکشد. اما برای اینکه کسی بیشازاندازۀ ظرفیت خود باده گساری نکند واز سرِ مستی با حرکت و یا گفتارخود، احترام و شأن مجلس شاهانه را از بین نبرد، هر کدام از مدعوین،پیمانه (شاخ) مخصوص خود را داشته که به جهت تعین میزان توانائی او درباده گساری خطی در داخل آن شاخ کشیده شده بوده که ساقی برای دارندهپیمانه فقط تا حدِ همان خط، شراب در پیمانه اش می ریخته است . به مرور زمان تمامی پیمانه های شراب را با هفت خط، مشخص و درجه بندیکردند. در مجالسی که پادشاه حضور داشته است، میهمانان معمولاً از سه تاشش خط شراب می نوشیده اند. اما بوده اند افرادی که " لوطی" نیز خوانده میشده اند که تا هفت خط را شراب می نوشیدند بدون آنکه حالتی مستانه درآنهاظاهر شود که در پی آن دست به حرکاتی بزنند که موجب هتکِ حرمتِ حضورپادشاه در مجلس بشود. این قبیل افراد را "هفت خط" می نامیده اند، یعنی که آنها افرادی صاحبظرفیت و زرنگ بوده و به کلیه رموز و فنون شرابخواری تسلط کامل داشته اند. این اصطلاح به مرور زمان جنبه عام و مَجازی پیدا کرده و در فرهنگ عامه بهافراد باهوش و زیرک و مرد رند "هفت خط" اطلاق گردیده است. جهت مزید اطلاع اضافه ميشود که هر یک از خطوط هفتگانه جام شراب، اسم ویژۀخود را داشته است: 1- خط مزور - کمترین میزان شراب در جام 2- خط فرودینه 3- خط اشک 4- خط ازرق (خط شب، خط سیاه یا خط سبز) این خط کاملاً در وسط پیمانه بودهو خط اعتدال درشرابخواری محسوب می گردیده است. 5- خط بصره 6- خط بغداد 7- خط جور که لب پیمانه بوده و جام بیش از آن جا نداشته؛ به عبارت دیگرجام لبریز از شراب می بوده است.
-
- 7
-
-
خبر چنانچه لامپ کم مصرف منزلتان شکست
سیندخت پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در اخبارو مقالات و موضوعات متفرقه
چنانچه لامپ کم مصرف منزلتان شکست چون حاوی ی مواد جیوه ایست با احتیاط تمام خرده ریزه ها را با جاروی معمولی وخاک انداز در یک کیسه ی پلاستیکی بریزید و سرکیسه را محکم ببندید.از گذاشتن کیسه درسطل آشغال منزل خود داری کنید. به هيچ عنوان ازجاروی برقی استفاده نكنيد زیرا باعث پخش مواد جیوه ای در سایر اطاقها خواهد شد. بلافاصله بعد از شکستن لامپ همه را برای حد اقل 15 دقیقه به خارج ازمنزل هدایت کنید واز تنفس دراین محل دردقایق اولیه بپرهیزید. هنگام جمع کردن خرده ها از دستکش لاستیکی استفاده کنید. تنفس این مواد یا تماس با خرده شیشه ها باعث بروز میگرن، عدم تعادل بدن، ايجاد اشکالاتی درجهت یابی و انواع دیگر اشکالات جسمی منجمله ضایعات پوستی خواهد شد و در آخر سرطان خواهد شد لطفا توصيه هاي فوق را جدي بگيريد- 4 پاسخ
-
- 4
-
