رفتن به مطلب

millan

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    275
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط millan

  1. millan

    شاملو

    خواب گل سرخ در عطر خواب های گل سرخ یاران من پیاله گرفتند لب ریز شوکران و مرگ را به حجله نشاندند خندان ، دلاوران از شب گذشتگان ما را چگونه گذر دادید از هفت خوان مرگ ؟ خورشید را چگونه نشاندید در چشمهایتان ؟ کشتی نشستگان چگونه گذشتید بی اعتبار تجربه از موج حادثات
  2. کی حریم برا ملت معنی پیدا میکنه؟حریم عمومی که مُرد بابا یه ذره احترام به حریم خصوصی بقیه هم چیز خوبیه
  3. می‌خوام درباره‌ی هیچ صحبت کنم و موضوع سخنرانی من هیچه پس همین‌جور حرف می‌زنم به هیچ‌جایی نمی‌رسیم و درباره‌ی هیچ سخن می‌گم و اگه بخواین چرت بزنین راحت باشین چون هنوز دارم درباره‌ی هیچ حرف می‌زنم اگه هم می‌خواین جلسه رو ترک کنین برین هنوز به هیچ‌جایی نرسیدیم و همچنان داریم درباره‌ی هیچی حرف می‌زنیم پشت جلد کتاب قهوه و سیگار جیم جارموش
  4. روزي از روزها سارواني با شترهايش از شهري رد ميشد با باري از شيشه .گزمه (نيرو انتظامي) جلوي اورا گرفت و ضربتي به بار زد و گفت چيست بارت ! ساروان جواب داد اگر يكي ديگر بزني هيچي ! اینه حس وحال امروز!
  5. millan

    شعـری بـرای تـو...

    داشتم می ... که تو آ... مین کاشتی،آمین تو در دهلیزم ماه سرخ از چشمه بالا آمد. رفتار قطره یی ات گیجابم می کرد . خودت نمی دانستی چشمهایت برون رفت بحران هسته یی در روابط ایران و تورانیان است وقتی که زل می زنی به آب مهاجم به تخت سنگ آبیدگار من ای او کنار من دستت موازی شیطان است وقتی که رو به آب می دوووووی یا آنجا که مؤمنم به جنگل موهات حرفت شکایت شیران است یادت باشد بی شراب تو نمی شود واضح بود و حمله کرد به قلب اورشلیم و بعد کاشف الکل شد جامی بخواند و ماغ کشید بر دار قالی سلیمان ... زود که می شوی چشمان مغولی ات کتاب می خواند ای مضافٌ الیه بر این خانه داشتی از یادم می ... که آ... و روزمرگی ام شدی .
  6. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم Dr. Mabuse: The Gambler 1922 سیاه و سفید – ۲۴۲ دقیقه‏ بازیگران عمده: Rudolf Klein-Rogge , Aud Egede-Nissen , Gertrude Welcker کارگردان: فریتس لانگ. خلاصه داستان: ”دکتر مابیوس” و سازمان جنایتکارانه اش در حال اجرای آخرین نقشه خود هستند.آنها قصد دارند دست به سرقت اطلاعاتی بزنند که به او امکان بدست آوردن سود زیادی از معاملات بورس می دهد.اما کمیسر پایس “وان ونک” شروع به تحقیق در مورد جنایتهای اسرار آمیز او می کند و…
  7. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    ترس روح را می خورد راینر ورنر فاسبیندر داستان فيلم: اِمي (بريگيته ميرا) پيرزن شصت ساله ی نظافتچي، در كافه اي با يك كارگر ميهمان مراكشي (اِل هِدي بن سالم) آشنا مي شود. تنهايي كه گريبان هر دو را گرفته، آن ها را به هم نزديك مي كند؛ آن دو بر آن مي شوند تا با وجود مخالفت ديگران با هم ازدواج كنند. در اين ميان فشارهاي اجتماعي سايه ی سنگين خويش را بر زندگي آن ها گسترده اند، به طوري كه اِمي از سوي همسايگانش طرد مي شود، همكارانش او را روسپي مي خوانند و فرزندانش او را بازپس مي زنند، حتي فروشنده ی سركوچه نيز از فروختن مواد غذايي به آن دو سر باز مي زند. سالم نيز از اينكه با زن سالمندي ازدواج كرده، مورد ريشخند قرار مي گيرد. هردو تصميم مي گيرند كه به سفري كوتاه بروند، پس از بازگشت اين گونه به نظر مي رسد كه همه چيز به حال عادي بازگشته: همسايگان خشنودند از اينكه مردي قوي و درشت اندام در خانه هست، همكاران اِمي او را دوباره پذيرا مي شوند و پسرش نيز از او پوزش مي خواهد. اما آن چه به ظاهر پيشرفت به چشم مي آيد، شكلي نو از تبعيض است، هم اكنون در جمع همكاران اِمي كارگري از كشور يوگسلاوي وارد شده كه دستمايه‍ ي جديديست براي تبعيضي ديگر، پس به اِمي به عنوان كسي كه همه ی گناه ها به گردن اوست، ديگر نيازي نيست. حال كه از فشار اجتماعي برروي اِمي و سالم كاسته شده، فرصتي پيش مي آيد كه آن دو بيشتر به يكديگر بپردازند، ولي اينجاست كه همبستگيِ ميانشان آرام آرام خُرد و خراب مي شود. اكنون ديگر سالم در چشمان اِمي آن فرد احساساتي نيست، بلكه بيشتر ابزاريست كه او در خدمت اطرافيانش به كار مي برد: از يكسو نيروي كار در خانه و از سوي ديگر خارجي جذاب و از نظر جنسي دل ربا براي همكاران و خانواده. سالم در برابر اين رفتار واكنش نشان داده و با زنان ديگري هم بستر مي شود. در اين جا كشمكش ميان پيري و جواني، ميان بومي و خارجي در رابطه ی ميان آن دو به هم گِره خورده است. آخرين تلاش آشتي دوباره در همان كافه اي كه همه چيز از آن جا آغاز شده بود، در پرده ی ابهام باقي می ماند.
  8. من هیچگاه نمی خوابم از هوش می روم دیروز رفته بودم امروز هم از هوش می روم افتادنی که مرا می افتد هنگامه ی منی که می افتد معشوق جان به بهار آغشته ی منی ، منی ، منی که مرا می افتد و می روم از هوش منی اگر تو مرا تو شانه بزن زانو منی از هوش می… می توانید اجرای این شعر را با کمی تغییر با صدای محسن نامجو از لینک زیر گوش کنید: دریافت فایل صوتی (از هوش می ...)با صدای محسن نامچو رمز فایل: hesamtanhai
  9. millan

    شمس لنگرودی

    اخیرا آهنگ بسیار زیبایی به نام در شب با صدای شمس لنگرودی شاعر شندیم که خیلی لذت بردم . لینک دانلود این فایل رو اینجا گذاشتم تا شما هم لذت ببرید. دانلود فایل صوتی بی تو چه باشد گردش دوران بند گرانی بر تن بی جان در شب من بوی تو هر سوی روانه از که بگیرم گل من از تو نشانه از چه نباری بر سر کشتم همچو کویری گشته بهشتم خرمی دولت من از چه پریدی بال و پر طاقت من از چه بریدی ای تو شکفته در دل و جانم صبر و خموشی من نتوانم در شب من بوی تو هر سوی روانه از که بگیرم گل من از تو نشانه از چه نباری بر سر کشتم همچو کویری گشته بهشتم خرمی دولت من از چه پریدی بال و پر طاقت من از چه بریدی خواننده: شمس لنگرودی آهنگساز: کامران رسول زاده تنظیم: سروش قهرمانلو
  10. چرا ننویسم زیباست زندگی وقتی دو کرکس را در عشق بازی شان دیده ام چرا ننویسم زیبا نیست زندگی وقتی تفنگ شکارچی به صورتشان خیره بود.
  11. یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی بسیار گرون قیمت و با ارزش. وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده. من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم! چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت. همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش.به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و عشق مثل اون روزنامه می مونه!یک اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه وقت هست که اشتباهاتم رو جبران کنم، همیشه می تونم شام دعوتش کنم. اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی اینکارو می کنم. حتی اگر هرچقدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که این باور در تو نیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکر میکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می کنی و همیشه ولع داری که تا جاییکه ممکنه ازش لذت ببری شاید فردا دیگه مال من نباشه. درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه … و اینطوره که آدمها یه دفعه چشماشون رو باز میکنن میبینن که اون کسی رو که یه روز عاشقش بودن از دست دادن و دیگه مال اونها نیست … و این تفاوت عشـق است با ازدواج …
  12. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    قهوه و سیگار - COFFEE & CIGARETTES سال تولید : ۲۰۰۴ کشور تولیدکننده : آمریکا، ژاپن و ایتالیا محصول : جیسن کلیوت و جوآنا بیسنته کارگردان : جیم جارموش فیلمنامه‌نویس : جیم جارموش فیلمبردار : الن کوراس هنرپیشگان : روبرتو بنینی، استیون رایت، جوئی لی، سینکه لی، استیو بوشمی، ایگی پوپ، تام ویتس، جوزف ریگانو، آیزاک د بانکوله، کیت بلانچیت، آلفرد مولینا، استیو کوگن، بیل مورای، ویلیام رایس، تیلر مید، الکس دسکاس، وینی ولا، وینی ولا جونیر، مگ وایت، جک وایت، رنه فرنچ، RZA و GZA نوع فیلم : سیاه و سفید، ۹۵ دقیقه یازده اپیزود که در کافه‌ها و رستوران‌های ارزان‌قیمت می‌گذرد: در ̎از ملاقات شما متعجبم̎، بنینی و رایت با هم گفت‌وگوئی دارند و دست آخر، بنینی به‌جای رایت که وقت دندان‌پزشک دارد، به مطب می‌رود. در ̎دوقلوها̎، یک جفت دوقلوی (جوئی و سینکه‌ لی) یکی به دو کن، از پیش‌خدمت‌شان نظریه‌ای یاد می‌گیرند که طبق آن، الویس پرزلی در آخرین دورهٔ آوازخوانی‌اش کنار رفت و برادر دوقلویش جایش را گرفت. در ̎جائی در کالیفرنیا̎ ایگی پوپ و تام ویتس سعی می‌کنند در برابر بستهٔ سیگار جلو رویشان مقاومت کنند و در آخر کار، وا می‌دهند. در ̎اون چیزا تو رو می‌کشه̎ گفت‌وگوی جو و وینی را که دربارهٔ لذت‌های قهوه و سیگار حرف می‌زنند پسر کرولال وینی قطع می‌کند. ̎رنه، زنی (فرنچ) در برابر تعارف‌های پیشخدمتی که مدام پیشنهاد قهوهٔ بیشتری می‌کند، مقاومت می‌کند. در ̎مشکلی نیست̎، آیزاک انتظار دارد دوستش، الکس، خبر بدی به او بدهد ولی الکس مصراً پا می‌فشارد که اتفاقی نیفتاده. در ̎دختر عموها̎ کیت بلانچیت با دختر عمویش، شلی ملاقات می‌کند و شلی نارضایتی خود را از سبک زندگی بلانچیت نشان می‌دهد. ̎جک سیم‌پیچ تسلای خود را به مگ نشان می‌دهد.̎ جک وایت کار نیکولا تسلا را به مگ هم‌کارش در گروه ̎نوارهای سفید̎ توضیح می‌دهد و مُدلی از ̎سیم‌پیچ تسلا̎ را رو می‌کند. اما مدل درست کار نمی‌کند، و مگ می‌داند چه‌طور درستش کند. در ̎پسرعموها؟̎ آلفرد مولینا برای استیو کوگن فاش می‌کند که با هم خویشاوند هستند. کوگن در دادن شماره تلفن‌اش به او تردید دارد تا این‌که معلوم می‌شود مولینا دوست و آشنا زیاد دارد. در ̎هذیان̎، بیل مورای از GZA و RZA ـ از گروه ̎وو تانگ کلن̎ ـ در یک رستوران ارزان‌قیمت پذیرائی می‌کند. مورای از آنان می‌خواهد به کسی نگویند که او در آن‌جا کار می‌کند. در ̎شامپانی̎، بیل و تیلر تصور می‌کنند که قهوه‌شان، شامپانی است و این‌که می‌توانند صدای موسیقی مالر را با اجرای خودش بشنوند. ● درست مثل باقی فیلم‌های جارموش که بعضی‌هایش خوب هستند، بعضی‌ها متوسط و بعضی بد، این فیلم هم تشکیل شده از تعدادی اپیزود خوب، بعضی متوسط و چند تا بد یا حداقل نامفهوم و زیادی شخصی. در یکی دو مورد که اصلاً به نظر می‌رسد جارموش دلش خوش بوده که توانسته دو تا آدم مشهور را طبق الگوی کلی فیلم، سر میز قهوه بنشاند تا با هم حرف بزنند. اما اپیزودهای خوب فیلم، اتفاقاً همان‌هائی هستند که عوض بداهه‌های بی‌ربط، کار شده و نوشته شده و حساب شده به نظر می‌رسند. از جمله اپیزود کوتاه مربوط به دختری که دارد عکس کلت نگاه می‌کند یا قسمتی که مولینا و ... با هم‌دیگر مسابقهٔ شهرت گذاشته‌اند و از همه بهتر اپیزودی که کیت بلانچیت در دو نقش ظاهر می‌شود.
  13. millan

    فروغ فرخزاد

  14. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Sut (Milk) (2008) شیر ساخته سمیح کاپلان اوغلو این کارگردان واقعا نابغست این سومین فیلمی بود که ازش دیدم وانصافا یکی از یکی پخته تر و تاثیرگذارتر بودن
  15. واگویه شاعری درباره شاعری دیگر مدت‌هاست او را ندیده‌ام. پیشترها نفرت در او کمین کرده بود سربرمی‌آورد و در کلمات گرانسنگ اش آتش به پا می‌کرد. بعدها نهایت تلاش‌اش را به خرج داد تا فراموشش کند، ولی بیهوده بود. «مجموعه آثار»ش در ۷۰سالگی درآمد. عاقبت اعتقادش را از دست داد و دوباره شعرهایی نوشت در باب اندوه نخستین. نوشت که دردش بر برگ انجیربنی می‌گنجد. بعد دوباره دیدم‌اش. چهره‌اش از فرط تقلا برای تحمل‌پذیر کردن مرگ سخت درهم شکسته بود. واگویه مرد لیبرال غرق اندوه و ندامت سوسیالیست‌ها را ترک کردم و محافظه‌کار شدم. وفادار ماندن به راست‌ها کار چندان ساده‌ای نبود. از فرط خستگی لیبرالی روراست شدم. ولی حالا همیشه، همین که گذارم به محفل لیبرال‌ها می‌افتد یگانه راه نجاتم همانا گریختن از دست آن‌هاست. لیبرالی گریزان از لیبرال‌ها وضع مرا کم و بیش چنین می‌توان توصیف کرد. واگویه فیلسوف شبها که دنیا اندک امکانی دارد شروع به کار می‌کنم. ولی از من توقع نداشته باشید سامانه‌ای پی‌افکنم. همواره با جسارت بیگانه بودم و بسیار خسته‌تر از آن‌که به مدرسه‌ای بروم امر غریبه، همیشه به هراسم می‌انداخت. قادر نیستم آینده‌ای برای تفکر متصور بشوم دوری مفهوم از مفهوم دیگر رو در فزونی است و بر فراز امرسپری شده چه ابرهای سنگینی برآسوده است. همه‌چیزهایی که هنوز می‌بینم شان چند ردپا در دوردست است و بس که من همان‌ها را پیش از گم و گور شدن‌اش به دقت ترجمه می‌کنم. از کتاب‌ام در باب اخلاق فقط واژه‌ «من» را نوشتم حتی همان را هم با دستی لرزان و نامطمئن. گاهی وقت‌ها دوران کودکی برایم کارت پستالی می‌نویسد: راستی یادت می‌آید؟ ولی این هم به معنی واقعی کلمه، فلسفه نیست. سه واگویه از میشاییل کروگرشاعر معاصر آلمانی
  16. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم No Man’s Land 2001 منطقه ی حایل با یکی از «ناجور»ترین موقعیت ها کار می کند و سیاه ترین طنزها را هم دارد. فیلم سعی می کند در بهره برداری از موقعیت دریغ نکند؛ ازخاطره ی عشق مشترک دو سرباز دشمن به یک دختر تا ورود رسانه ها و سازمان ملل به عرصه، همه ی پیام ها داده می شود و همه چیز بر چخطی مستقیم به سوی مرگ و نیستی حرکت می کند، بدون این که آب از آب تکان بخورد.
  17. millan

    دیالوگ های به یاد ماندنی

    - اسکارلت : مادر چقدر من بدبختم که در این سن باید بیوه بشم . اصلا برای چی باید لباس سیاه بپوشم و وانمود کنم که عزادارم ؟ در حالی که نیستم. - مادر : عزیزم تو باید به بقیه نشون بدی که از مرگ شوهرت غمگین هستی. - اسکارت : آخه چرا ؟ من که چیزی احساس نمی کنم! (Gone with the Wind)
  18. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم sunjoro ساخته کوروساوا فیلم خوبی بود مثل اغلب کارهای کوروساوا نقد جامعه سنتی و ارتباطات انسانی فیلم Mouchette (1967 ساخته روبرت برسون سینمای برسون سینمای کاملا متفاوتی هست . کارگردانی که هنرپیشه نداشت وتقریبا همه 13 فیلمش رو با بازیگران اماتور ساخت از اقتباس ادبیات وتئاتر شدیدا پرهیز میکرد وبزرگترین تاثیرگذار برکارهای کسانی چون تروفو و گدار وکوکتو بوده. سینمای نوار اروپا و در ادامه هالیوود اغلب مایه کارهاشون رو از تم فیلمسازی برسون گرفتن ومثل تمام بزرگان ادبیات وسینما کارهاش وامدار پرسش اصلی نوشته های داستایوسکی بوده مرز بین خیر و شر کجاست؟
  19. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    12 (2007) ساخته نیکیتا میخالکوف بازسازی روسی دوازده مرد عصبانی که به نظرم نسخه اصلش کاملتر و بهتر بود ولی با اینحال به دیدنش میارزید
  20. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم کولیا Kolja 1996 به کارگردانی یان سوراک کولیا فیلم هوشمندانه و ظریفی است که به تأثیر تحولات تاریخی بر زندگی آدم های عادی می پردازد. فیلم به نحوی جذاب مشکلات زبان و ارتباط را بین چک ها و روس ها بررسی می کند، «برادران» ی که به رغم کراهت متقابل شان باید در کنار هم زندگی کنند.
  21. ارزو کن ان اتفاق قشنگ بیفتد رویا ببارد دختران برقصند قند باشد بوسه باشد خدا بخندد به خاطر ما .... ما که کاری نکرده ایم!
  22. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    بهترین ساخته تارانتینوازنظرداستان،بازیگر،ساخت ومضمون تارانتینودرادامه کارهاش شد طراح حمام خون با هیجان رنگ قرمز!
  23. millan

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم آسانسور به سوى سکوى اعدام Ascenseur pour l’échafaud 1958 نخستین فیلم مال که آن را در بیست و پنج سالگى می ‏سازد . با این فیلم شمایل فراموش نشدنى مورو در فیلم‏هاى معاصر اروپایى ساخته می‏شود . مایلز دیویس بزرگ و گروهى از موزیسین‏هاى اروپایى موسیقى فیلم را فى البداهه می‏سازند و می‏نوازند .
  24. خودمو میبینم خودمو میشناسم تا هستم جهان ارثیه ی بابامه سلاماش سیگاراش اگه دوست داری با من زمزمه کن یا بزار با تو زمزمه کنم با من ببین یا بزار با تو ببینم سلاما رو زیبایی ها رو خیلی دوست دارم تا زنده ام دنیا رو ببینم زیر بارونای روستاهای ژاپنی سیگار بکشم روی نوک اهرام مصر بستنی بخورم سیزده بدر برم دیوار چین و شبش کانزاس سیتی باشم با اسکیمو ها گوشت ماهی سرخ شده تو روغن فک بخورم آخه تا هستم جهان ارثیه ی بابامه
×
×
  • اضافه کردن...