رفتن به مطلب

shadmehrbaz

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    3922
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط shadmehrbaz

  1. shadmehrbaz

    جلسات طوفان فکری

    با توجه به پیر شدن جمعیت همیشه توی ذهنم ایجاد یه موسسه برای سازمان دهی افراد مسن وجود داشته مثلا برنامه های تفریحی طولانی مدت براشون در نظر گرفت به شکل اردو بردشون اینور اونور ( همراه با کادر های متخصص برای اینجور افراد ) رفیقای تازه پیدا میکنن بهشون خوش میگذره بعد یه مدتم برمیگردن خونه ... اینجوری از کنار هم بودن لذت میبرن هم خودشون احساس پوچ بودن نمیکنن و روحیه شون شاد میمونه هم اینکه خانواده هاشون اذیت نمیشن ، خانه ی سالمندان واقعا جای ناراحت کننده ایه همچین موسسه ای میتونه جایگزینش بشه خیلی زود هم سراسری میشه و کلی درآمد ازش بیرون میاد ... با یه موسسه کوچولو از یه شهر کوچیک میشه شروع کرد فقط نیاز به یه سرمایه اولیه داره که من ندارم فعلا
  2. shadmehrbaz

    ساز شناسي : سازهاي ايراني

    چگور (چُگور، چوگور ، قُپوز) چُگور، چوگور یا قُپوز سازی است از خانوادهٔ سازهای زهی مقید از ردهٔ تنبور که به آن دوتار نیز می‌گویند. چگور مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک است که دارای پنج وتر می‌باشد. ساختمان این ساز از یک کاسه طنینی گلابی شکل و دسته‌ای مانند دسته تنبور تشکیل می‌شود. کاسه اش از سه‌تار بزرگ‌تر است. نوعی از چگور، دو تار فلزی دارد و به همین سبب به آن دوتار نیز می‌گویند. نواختن این ساز هنوز هم میان ترکمانان و اهالی آذربایجان ایران رایج است. چگور رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترک‌نشین ایران، معمولاً نُه‌سیمه است و نسبتاً از دوتار و تنبور بزرگ‌تر است. چگور نزد عاشیق‌ها در آذربایجان قُپوز نامیده می‌شود و سازی شبیه باغلاما است. تفاوت چگور معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق‌های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه ترکیه‌ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در کوک سیمها و تعداد و فواصل پرده‌هاست؛ همچنین سازهای مذکور در شکل و اندازهٔ کاسه و صفحه تفاوتی اندک با هم دارند. کوک چگور رایج در بین ترکهای همدان چؤگؤر یا چگور مورد استفاده در مناطق ترک نشین همدان معمولاً نه سیمه است و به طور معمول درحالت دست باز، سه سیم پایین چوگور کوک re و شش سیم بالا کوک do دارند. گونهٔ دیگر از کوک چوگور هم به همین صورت است؛ جز اینکه سیم چهارم کوک sol می‌گیرد. این کوک، زارِنجی نام دارد و کاربرد آن در مقایسه با کوک پیشین، کمتر است. در گذشته گونه‌ای کوک به نام زنگ شتر رایج بود که امروزه تقریباً به فراموشی سپرده شده است. برای اجرای مقامهای شبیه به دستگاه ماهور (یا راست‌پنجگاه همچون کوراوغلو) بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را فا کوک کرد. برای اجرای سه گاه ترکی بهتر است سیم زارنجی (سیم چهارم) را می کوک کرد. [h=2]پرده بندی چگور همدان[/h]به طور معمول چگور دارای یازده الی سیزده پرده است؛ اما نوازندگان حرفه‌ای این ساز گاه چندین پرده روی صفحه چگور تعبیه می‌کنند (با نواری باریک از جنس حصیر یا نخ پلاستیکی). معمولاً غیر از پرده اول چگور که ربع پرده یا اصطلاحاً کرن است، بقیه پرده‌ها یا اصلی است یا نیم‌پرده. پرده‌هایی که در نواختن اغلب مقامها و نغمه‌های ترکی به کار می‌رود، عبارت است از اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم و دهم. چوگورنوازان در اجرای برخی از مقامها با انگشت شست بر سیمهای واخوان (شش سیم بالا) پرده‌گیری می‌کنند (عاشیقهای آذربایجان و به‌خصوص اوزانهای ترکیه در استفاده از سیمهای چهارم به بعد مهارت بیشتری دارند( از تکنیکهای نواختن چگور می‌توان به نواختن سرانگشت سوم یا چهارم دست راست بر صفحه چگور اشاره کرد که در بین نوازندگان سازهای خانواده باغلاما در کشور ترکیه نیز مرسوم است. در پرده‌گیری نیز در حالت نزولی دست چپ بر دسته ساز، نوازنده معمولاً با انگشت سوم بر پرده la کرن پس از پرده la وsol بمل پس از پرده sol اشاره می‌کند. این فن در نواختن کمانچه محلی نیز کاربرد دارد.
  3. ژان میشل ژار ژان میشل آندره ژار (به فرانسوی: Jean-Michel André Jarre) (زادهٔ ۲۴ اوت ۱۹۴۸ در لیون) موسیقیدان، آهنگساز و تهیه کنندهٔ موسیقی فرانسوی است. او یکی از پیشتازان موسیقی الکترونیک، عصر نو، امبینت و سینت پاپ به شمار می‌رود. همچنین کنسرت‌های وی به دلیل نورپردازی‌های حرفه‌ای, آتش‌بازی و نمایش‌های لیزری معروف هستند. ژار در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد. پدرش موریس ژار (آهنگساز فیلم هایی همچون محمد رسول الله و..)و مادرش، فرانس پژو، یک فعال سیاسی فرانسوی بود. والدینش هنگامی که او ۵ ساله بود از یکدیگر جدا شدند. به این ترتیب ژان از همان ابتدای زندگی از پدر موسیقیدانش دور افتاد و تنها با مادرش در فرانسه زندگی میکرد. ژان میشل تا ۱۸ سالگی پدرش را ندید. پدربزرگ او، آندره ژار یک نوازنده ابوا، مهندس و مخترع بود که یک دستگاه میکس کننده اولیه موسیقی را نیز برای رادیو لیون ساخته بود. او یک ضبط کننده موسیقی را به نوه‌اش، ژان میشل هدیه داد. ژار در هشت سال اولیه زندگی‌اش، هر سال شش ماه را در خانه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کرد. او از تماشا کردن اجرای نوازندگان خیابانی از پنجره خانه پدربزرگش در دوران کودکی به عنوان یکی از مشوقان شروع موسیقی خود یاد می‌کند. وی سپس شروع به نواختن پیانو کرد. اکثر اوقات همراه مادرش به جاز کلاب‌هایی می‌رفت که در آنها نوازندگان مشهور ساکسیفون و ترومپت هنرنمایی می‌کردند. ژار در این باره می‌گوید:«این اجراها مرا به این فکر انداخت که موسیقی می‌تواند بدون هیچ کلامی، توصیفی باشد.» همچنین او تحت تأثیر کارهای پیتر سولاژ، نقاش و مجسمه‌ساز برجسته فرانسوی نیز قرار گرفت. ژار می‌گوید:«می‌توان برای اولین بار در موسیقی، به وسیله صداها و فرکانس‌ها شبیه یک نقاش عمل کرد.» در دوران جوانی او زندگی خود را از طریق نقاشی کردن اداره می‌کرد و تعدادی از کارهایش را نیز در نمایشگاه نقاشی لیون به نمایش در آورد. همزمان با تحصیلش در مدرسه، مادر ژان میشل او را در کلاس‌های کانتو پوان، هارمونی ثبت نام کرد. در سال ۱۹۶۷ ژار نواختن گیتار را در یک گروه شروع کرد و تجربه میکس کردن صداهای سازهایی چون فلوت و گیتار الکتریک، را با استفاده از افکت‌ها و سایر صداها به دست آورد. از سال ۱۹۶۹ تجربه کار با حلقه نوار، رادیو و سایر وسایل الکترونیکی را به دست آورد. در همان سال به گروه GRM پیوست و تحت راهنمایی‌های پیر شفر، پدر موسیقی کانکریت، تجربیات زیادی را به دست آورد. به عقیده شفر، موسیقی از نت‌ها ساخته نشده بلکه صداها هستند که موسیقی را می‌سازند. پس از آن با سینت سایزر موگ آشنا شد و در استودیو آهنگساز آلمانی، کارل هاینز اشتوکهاوزن، در کلن برای مدتی مشعول به کار شد. ژار برای اولین بار در سال ۱۹۶۹، آهنگ ۵دقیقه‌ای «Happiness is a sad song» را ساخت. اما اولین آهنگی که به طور رسمی از او منتشر شد، «la Cage» در سال ۱۹۷۱ بود. دهه ۷۰ میلادی در سال ۱۹۷۲، اولین البوم خود با نام deserted palace «کاخ متروکه» را منتشر نمود. در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ با چند خواننده دیگر همکاری کرده و کنسرت کریستوف را نیز کارگردانی نمود . ژار شهرت جهانی خود را در سال ۱۹۷۶ به وسیله آلبوم اکسیژن به دست آورد. این آلبوم شامل شش ترک شماره‌گذاری شده‌است که با نام‌های اکسیژن یک، اکسیژن دو و ... از یکدیگر متمایز می‌شوند. در ساخت این آهنگ‌ها به ملودی بیش از ریتم توجه شده‌است. ژار این آلبوم را همانند کارهای قبلی در استودیو خانگی‌اش که در آشپزخانه برپا شده بود و با بودجه ناچیزی ضبط کرد. تمامی اکوهای موجود در آهنگ‌ها توسط سینت سایزر وی سی اس ۳ ایجاد شده‌اند. ژار در این باره می‌گوید: “تمامی آن صداهای آسمانی در اکسیژن ۴ توسط وی سی اس ۳ ایجاد شده بود. این یکی از اولین سینت سایزرهای اروپایی است که در انگلیس توسط مردی به نام پیتر زینوویف ساخته شده بود. من یکی از اولین مدل‌های آن را خریدم که برای دریافتش مجبور شدم در سال ۱۹۶۷ به لندن سفر کنم. و هنوز هم بعد از چهل سال از همین سینت سایزر بر روی صحنه استفاده می‌کنم.” اکسیژن از آن زمان تا به حال حدود ۱۲ میلیون نسخه فروخته‌است و پرفروش‌ترین آلبوم فرانسوی تا به امروز به شمار می‌رود. آلبوم بعدی ژار Equinoxe ( به معنای اعتدال بهاری) نام داشت و در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. آهنگ‌های این آلبوم فضای کلاسیک بیشتری از اکسیژن دارند و تاکید زیادی روی ملودی آنها شده‌است. ژار پس از انتشار این آلبوم، کنسرتی در فضای آزاد را در میدان کنکورد در روز باستیل ترتیب داد. این کنسرت رایگان، یک رکورد جهانی پربیننده‌ترین کنسرت را با بیش از یک میلیون تماشاگر بر جای گذاشت. همچنین ۱۰۰ میلیون نفر بیننده تلویزیونی این کنسرت بودند. با این که این کنسرت اولین اجرای ژار نبود، اما آتش بازی، نور پردازی‌ها و نمایش تصاویر مختلف مقدمه‌ای بر شکل اجراهای وی در سال‌های بعد بودند. این کنسرت همچنین شهرت وی را بیش از پیش افزایش داد و باعث شد در بین ۱۴جولای تا ۳۱ آگوست همان سال، هشتصد هزار نسخه دیگر از آلبوم‌هایش را بفروشد. در همان سال بود که ژار با فرانسیس ریمبرت، موسیقی‌دان فرانسوی آشنا شود و زمینه برای همکاری‌های بعدی آن دو فراهم شد. این روزها ریمبرت به طور تمام وقت با ژار همکاری می‌کند. دهه ۸۰ میلادی تا زمانی که آلبوم Magnetic Fields (میدان‌های مغناطیسی) در ۲۰ می ۱۹۸۱ منتشر شد، آلبوم‌های اکسیژن و اکینو بیش از ۶ میلیون نسخه در سرتاسر جهان به فروش رفته بودند. همچنین آلبوم Magnetic Fields در دو ماه اول بعد از انتشار، بیش از ۲۰۰ هزار نسخه در فرانسه به فروش رسید. اصوات تولید شده در آهنگ‌های این آلبوم توسط سینت سایزر دیجیتال Fairlight CMI تولید شده‌اند و این امکان را به ژار می‌دادند که پردازش صداها را راحت‌تر انجام دهد. ژان میشل ژار جزو نخستین کسانی است که از این سینت سایزر استفاده کرده و در موسیقی خود از آن بهره برده‌است. انتشار این آلبوم با اولین تور خارجی ژار همزمان گشت. در سال ۱۹۸۱، سفارت انگلستان در چین، آلبوم‌های اکسیژن و اکینو را به رادیو پکن داد؛ که آهنگ‌های این دو آلبوم به عنوان نخستین موسیقی خارجی که پس از دهه‌ها از رادیو ملی چین پخش می‌شد شناخته گشت. پس از این واقعه، ژار به این کشور دعوت شد تا چند کنسرت موسیقی در آن جا اجرا کند و اولین موسیقی دان غربی باشد که در چین کنسرت می‌دهد . آلبوم بعدی ژار، Music for supermarkets نام داشت. قرار بود این آلبوم در هتل Drouout پاریس به مزایده گذاشته شود. اما قبل از شروع حراج، ژار به رادیو لوکزامبورگ اجازه داد که این آلبوم را به طور کامل پخش کند. سرانجام تنها نسخه وینیل این آلبوم به قیمت 69 هزار فرانک به فروش رسید و آن را تبديل به گران ترين آلبوم فروخته شده در فرانسه كرد. ژار نیز قسم خورد که نسخه نوار این آلبوم را در حضور یک ناظر نابود كند. اما با وجودی که او کپی این آلبوم را نابود کرد، از ملودی آن در ساخت آلبوم بعدی‌اش ( Zoolook ۱۹۸۴) استفاده نمود. در این آلبوم از سینت سایزرهای آنالوگ همراه با وکال استفاده شده. در آهنگ‌های Zoolook، از کلمات و عبارات به زبان‌های مختلف از سرتاسر دنیا استفاده شده‌است. این آلبوم کمتر از سایر کارهای ژار فروش کرد و تنها به رتبه ۴۷ جدول فروش موسیقی بریتانیا راه یافت. پیداش آلبوم Rendez-Vouz (به معنی قرار ملاقات-۱۹۸۶) در طی دو ماه صورت گرفت و بعضی از آهنگهای آن، همانند آلبوم قبلی Zoolook، از آلبوم Music for supermarkets الهام گرفته بود. در این آلبوم از انواع شیپورها، ترومبون و ویولون‌های فرانسوی استفاده شده و استایلی باروک نیز در شکل اهنگ‌های آن دیده می‌شود. در سال ۱۹۸۸ ژار ششمین آلبوم استودیویی خود به نام Revolutions را منتشر نمود. این آلبوم حاوی سبک‌های متفاوتی است و از موسیقی عربی و شرقی نیز در آن استفاده شده‌است. از روی ترک ششم این آلبوم به نام Revolutions نماهنگي ساخته شد که اجرای این آهنگ را در کنسرت داکلند وی در انگلستان نشان می‌دهد و در لابلای پخش تصاویر کنسرت، تصاویری از انقلاب‌های سرتاسر دنیا به خصوص انقلاب ۵۷ ایران دیده می‌شود. دهه۹۰ میلادی در سال ۱۹۹۰ ژار با الهام از فعالیت‌های اقیانوس شناس و پژوهشگر فرانسوی، ژاک ایف کوستو، آلبوم Waiting for Cousteau را منتشر ساخت. چندی بعد در روز باستیل، کنسرتی را در میدان لا دفانس پاریس برگزار نمود که این کنسرت نیز بار دیگر رکورد جهانی قبلی خود او را شکست. حدود دو میلیون نفر بازدید کننده این برنامه بودند. در سال ۱۹۹۳، ژار آلبوم Chronologie (تلفظ کرونولوژی به معنای گاه‌نگاری) را روانه بازار ساخت. این آلبوم اولین اثر ژان میشل ژار است که با الهام از موسیقی تکنو ساخته شده‌است و با تکیه بر همان نگاه موسیقیایی به کار گرفته شده در آلبوم‌های اکسیژن و اکینو ضبط گردیده‌است. در این آلبوم استفاده از ابزار آلات جدید موسیقی شامل Roland JD-۸۰۰ و Kurzweil-k۲۰۰۰ در کنار ابزار قبلی دیده می‌شود. پس از انتشار این آلبوم، وی نخستین تور بزرگ جهانی خویش را آغاز کرد. ژار در مورد این آلبوم می‌گوید: کاری که برای ساخت کرونولوژی انجام دادم شبیه ساخت اکسیژن بود. من از سینت سایزرهای قدیمی دهه ۷۰ مثل سینت سایزر Moog در کنار دستگاه‌های دیجیتال و کمی موسیقی دنس دهه ۹۰ استفاده کردم. در حقیقت، کرونولوژی مخلوطی از موسیقی دهه ۹۰ و دهه ۷۰ است. در ۶ سپتامبر ۱۹۹۷، ژار کنسرت بزرگی را در دانشگاه دولتی مسکو به مناسبت ۸۵۰ مین سالگرد تاسیس این شهر برگزار کرد. بار دیگر آسمان و خود شهر مسکو همچون مکان‌های قبلی برگزاری کنسرت‌های ژار صحنه‌ای برای تماشای نورپردازی و آتش‌بازی‌های فراوان و نمایش‌های لیزری شده بود. این روز همزمان با تدفین پرنسس دایانا شده بود. از این رو ژار آهنگ مشهور Souvenir Of China (سوغات چین) خود را به او تقدیم کرد و جمعیت حاضر لحظاتی را به یاد دایانا سکوت کردند. گفتنی است حدود ۳٫۵ میلیون نفر این کنسرت را تماشا می‌کردند. همچنین در این کنسرت فیلمی از فضانوردان حاضر در ایستگاه فضایی میر برای تماشاگران پخش شد و آنها از کنسرت ژار تشکر کرده و گفتند: موسیقی ژان میشل ژار موسیقی ماست. دهه اول قرن بیست و یک در سال ۲۰۰۰ ژار آلبوم Metamorphoses (به معنی دگرگونی‌ها) را که اولین اثرش همراه با خواننده بود، منتشر ساخت. این آلبوم ساختاری تکنو دارد و با سایر آلبوم‌های ژار کاملا متفاوت است. ژار، خود نیز در این آلبوم به عنوان خواننده حضور دارد. در ترک Hey Gagarin که خطاب به فضانورد بزرگ روسی، یوری گاگارین است؛ ژار با افکت از صدای خود به عنوان خواننده استفاده کرده‌است. همچنین در چند آهنگ دیگر نیز صدای ژار، با بیان کلماتی هر چند کوتاه در کنار صدای سایر خوانندگان شنیده می‌شود. لاری اندرسون، ناتاشا اطلس و شارون کر از جمله خوانندگانی هستند که در ساخت این آلبوم با ژار همکاری داشته‌اند. در اول ژانویه ۲۰۰۱، ژار و تتسویا کومورو، موسیقی دان ژاپنی کنسرتی به نام Rendez-Vous in Space (به معنی قرار ملاقات در فضا) را در اکیناوای ژاپن برگزار کردند. این برنامه پیشکشی بود به نویسنده بزرگ انگلیسی آرتور سی. کلارک که از دوستان نزدیک ژار نیز به شمار می‌رفت. قبل از اجرای هر آهنگ قسمت‌هایی از یک مصاحبه با این نویسنده نیز در محل برگزاری کنسرت پخش می‌شد. نقطه آغازین کنسرت نیز بر اساس فیلم ۲۰۰۱: a space Odyssey (فیلم نامه از آرتور سی. کلارک) بود . ژار چندی بعد یک کنسرت خیریه را در آکروپولیس یونان اجرا کرد. در سال ۲۰۰۲ آلبوم Sessions۲۰۰۰ منتشر شد. این آلبوم بیشتر در سبک سینت جاز است و از آلبوم‌های قبلی او متمایز است . و نزد منتقدین امتیازات خوبی را کسب کرده‌است. همچنین در سال ۲۰۰۳ ژار آلبوم Geometry of love را منتشر کرد. در سپتامبر ۲۰۰۴، نخستین آلبوم در جهان که به شیوه فراگیر ۵٫۱ دالبی دیجیتال ضبط شده بود توسط ژان میشل ژار ضبط و روانه بازار گشت. این آلبوم که Aero نام دارد شامل چندی از مهم‌ترین کارهای وی و نیز سه ترک جدید است. همه آهنگ‌های این آلبوم به یکدیگر متصل هستند. همراه این آلبوم یک دی وی دی هم منتشر شد. در تمام مدت پخش این دی وی دی تنها یک جفت چشم(چشمان بازیگر فرانسوی، آنه پاریلاد) دیده می‌شود. به تمام آهنگ‌های این آلبوم گوش داده و در مدت پخش آلبوم از چشمان او فیلم برداری شده‌است. عکس روی کاور آلبوم نیز چشمان ژار را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۰۵ ژار کنسرت بزرگی را در منطقه Solidarnosc لهستان اجرا نمود که بیش از ۱۷۰ هزار نفر تماشاگر داشت و تعداد زیادی از نوازندگان و خوانندگان گروه کر لهستانی او را همراهی می‌کردند. او در این کنسرت آهنگ Acropolis خود را به پاپ ژان پل دوم که به تازگی درگذشته بود تقدیم کرد و پیش از اجرای آهنگ از خاطره دیدارش با پاپ در کنسرت خود در لیون سخن گفت. در سال ۲۰۰۷ وی آلبوم Teo& Tea (تئو و تیا) را روانه بازار کرد. عنوان این آلبوم با اشاره به دو شخصیت تخیلی مشابه در دو نقطه متفاوت از جهان است که یکدیگر را می‌یابند و همراه با هم می‌توانند اعمال عجیب و افسانه‌ای گوناگونی را انجام دهند.(کارتونی با عنوان دو قلوهای افسانه‌ای با همین موضوع در تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌است.) تک آهنگ Teo&Tea همراه با کلیپی انیمیشن دو ماه قبل از انتشار آلبوم در شبکه‌های اجتماعی نظیر یوتیوب، مای اسپیس و شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شد اما نشانی از نام سازنده اثر در هیچ یک از این شبکه‌ها نبود. تا اینکه با انتشار این آلبوم مشخص شد این آهنگ از چه کسی بوده‌است. ژار در مورد این آلبوم می‌گوید: این آلبوم یک اشتباه بزرگ بود. یک اثر گنگ و بی معنی. در آن زمان من مشکلات شخصی فراوانی داشتم و سعی می‌کردم با نواختن موسیقی خود را سرگرم کنم. و ناگهان این آهنگ‌ها به صورت آلبوم منتشر شدند. من هیچ گاه چنین کاری را دوباره تکرار نخواهم کرد در نوامبر ۲۰۰۷، به مناسبت سی امین سالگرد انتشار اکسیژن ژار آلبومی را با نامOxygene – new master recording روانه بازار ساخت. این آلبوم شامل یک دی وی دی و یک سی دی است که در دی وی دی تصویری، ژار و سه تن از نوازندگان همراهش را در حال اجرای آهنگ‌های اکسیژن در یک صحنه بدون تماشاگر نشان می‌دهد. ژار در اجرای این آهنگ‌ها از سینت سایزرهای قدیمی خود نیز استفاده کرده‌است. همچنین موومان‌های اصلی به وسیله سه اهنگ به نام Vibration به یکدیگر متصل شده‌اند. دی وی دی این کنسرت بدون تماشاگر به صورت سه بعدی هم موجود است. در سال ۲۰۰۹ ژار کارگردان هنری World Sky Race شد.هدف این برنامه که از سوی سازمان یونسکو طرح ریزی شده‌است ارتقای حفاظت از محیط زیست و استفاده از کشتی‌های هوایی پرشده از گازهای سبک تر از هوا برای کاهش آلودگی و فشار هوای ناشی از نقل و انتقالات هوایی است. همچنین در این سال، وی سفیر حسن نیت یونسکو به مناسبت سال جهانی ستاره شناسی شد. دهه دوم قرن بیست و یک در یک مه۲۰۱۰ ژار مرحله دوم از تور ۲۰۰۹-۲۰۱۰ خود را آغاز نمود. همچنین چندی بعد در تاریخ ۳۰ مه۲۰۱۱ آلبومی را با نام Essentials &Rarities منتشر نمود که شامل دو سی دی است. سی دی اول شامل مشهورترین آثار و سی دی دوم شامل کارهای او قبل از اکسیژن است. جوایز و افتخارات ۱۹۷۶-مرد سال مجله People ۱۹۷۹- ثبت رکورد در رکوردهای جهانی گینس به دلیل برگزاری بزرگ ترین کنسرت در میدان کنکورد ۱۹۸۱-عضو افتخاری کنسرواتور موسیقی پکن ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶- آلبوم بی کلام سال توسط Victoires de la musique برای آلبوم های Zoolook و Rendez-Vouz ۱۹۸۷- ثبت رکورد در رکوردهای جهانی گینس به دلیل برگزاری بزرگ‌ترین کنسرت Rendez-Vous Houston ۱۹۸۷- مرد سال موسیقی اروپا توسط مجله People ۱۹۹۰-ثبت رکورد در رکوردهای جهانی گینس به دلیل برگزاری بزرگ‌ترین کنسرت Paris La Defanse ۱۹۹۳- سفیر حسن نیت یونسکو ۱۹۹۵- کسب نشان شوالیه لژیون دونور از دولت فرانسه ۱۹۹۷- ثبت رکورد در رکوردهای جهانی گینس به دلیل برگزاری بزرگ‌ترین کنسرت با سه و نیم میلیون تماشاگر در مسکو ۱۹۹۸- جایزه پلاتینیوم IFPI ۲۰۰۵-جایزه مرد سال گدانسک ۲۰۰۶- دریافت جایزه تلویزیون لهستان برای اجرای کنسرتSolidarnosc ۲۰۰۸- کسب دکترای افتخاری از دانشگاه مندلیف روسیه ۲۰۱۰- دریافت جایزه یک عمر فعالیت توسط مجله MOJO ۲۰۱۱- کسب نشان افسر لژیون دونور از دولت فرانسه همچنین به پاسداشت فعالیت‌های هنری ژان میشل ژار و استفاده از ابزارآلات الکترونیک، یک سیارک که در سال ۱۹۴۲ کشف شد به نام Jarre4422 نام گذاری شده است.
  4. یادداشتی به بهانه نوحه خوانی های ضعیف برخی مداحان؛ نگاهی کوتاه به پسرفت موسیقی مذهبی در ایران محمدجواد صحافی | منتقد موسیقی همواره با نزدیک شدن به ایام عزاداری ماه محرم صدای نوحه ها و مداحی های عزاداران را از گوشه وکنار شهر میتوان شنید ، صداهایی که گاهاً از میان آنها میتوان هنوز رگه هایی از موسیقی اصیل و دستگاهی ایرانی را یافت .میتوان دوران صفویه و زمان حکومت شاه عباس صفوی را به دلیل وجود مذهب شیعه و علاقه شاه وقت به موسیقی، دوران رشد و بلوغ موسیقی مذهبی ایران نام برد ، موسیقی مذهبی از انشعاباتی تشکیل گردیده است از گاها از قبل از صفویه وجود داشته و تا کنون نیز بر اساس این تفکیک ، فعالان این عرصه ، فعالیت خود را انجام میدهند ؛ این انشعابات شامل روضه خوانی ، مداحی ، نوحه خوانی تعزیه خوانی ، اذان و تلاوت قرآن میگردند . شرط فعالیت در هر کدام از این دسته ها آشنایی کامل به موسیقی ایرانی و دارابودن صدایی خوش بود . میتوان به جرات بیان نمود که صفویان در دوره حکومت دویست ساله شان ، در مقاطعی ، هنر ایرانی را ارج نهاده و آن را رنگ و بویی نو بخشیدند و به دلیل وجود حکومتی دینی در این دوران ، هنر اسلامی معرفی نموده و پایه گذار سبکی نو در هنر ایرانی گشتند . در این دوران موسیقی ، نقاشی و خوشنویسی نیز تحت تاثیر این مکتب اسلامی ، ایرانی رنگ و بویی تازه و زیبا به خود گرفت . تاثیر گذاری هنر نو و جدید اسلامی و مقبول گشتن آن در میان مردم باعث گردید تا پس از گذشت سالها نیز این هنر همچنان یکی از ارزنده ترین و پر مخاطب ترین هنرهای ایرانی معرفی شود . شور ؛ پر طرفدار ترین دستگاه موسیقی مذهبی همانگونه که در سطور بالا نیز اشاره گردید موسیقی ایرانی تحت تاثیر هنر اسلامی قرار گرفته وبا معرفی موسیقی مذهبی، این نوع موسیقی یکی از انشعابات موسیقی ایرانی گردیده و فعالان و علاقه مندان فعال در این زمینه با آشنایی کامل به دستگاههای موسیقی ایرانی در زمینه مورد علاقه خود مشغول فعالیت گشتند . تنوع آواز در موسیقی ایرانی با کمک دستگاههای موسیقی و شاخه های آن باعث گردیده است تا نوحه خوانان باعلم به این دستگاهها و استفاده از آنها آوازی در خور ارائه دهند . در میان دستگاههای موسیقی ایرانی شور ، پرطرفدار ترین دستگاه موسیقی در میان نوحه خوانان است و آواز دشتی که از متعلقات این دستگاه موسیقی ایرانیست به دلیل غم و اندوه فراوانی که در درونش نهفته است بسیار پر کاربرد است . در این میان نباید از دستگاهها و موسیقی های بومی رایج در نواحی مختلف کشور غافل شد موسیقی های مذهبی مناطق مختلف کشور با توجه به منطقه جغرافیایی ، ریتمهای بومی و محلی به خود گرفته و با تلفیق موسیقی دستگاهی ایرانی بدل به یک مرثیه محلی گشته است ؛ در این میان میتوان به نوحه خوانان آذربایجان و یا جنوب کشور اشاره کرد . استاد موذن زاده اردبیلی و حسین فخری نمونه هایی قابل اشاره در این زمینه هستند . سایر شعبات موسیقی مذهبی ایران نیز از این قاعده پیروی کرده و بهترین موسیقی های مذهبی در دستگاههای ایرانی توسط خوش الحان ترین آوازه خوانان اجرا گردیده اند میتوان از آن جمله به اذان معروف موذن زاده که در گوشه روح الارواح آواز بیات ترک از متعلقات دستگاه شور ، اذان سید جواد ذبیحی در بیات ترک و یا اجرای اذان حسین صبحدل در ماهور اشاره نمود. تحریف اشعار و انحراف ذهن مخاطب اگرچند ازموسیقی های مذهبی قرنهای دور هیچ اثری وجود ندارد ، اما میتوان با بررسی موسیقی های دوران پهلوی و ملاک قرار دادن مراثی این دوره ارزش والای شعر و موسیقی آن پی برد ، آنچه که کمتر میتوان در دوره کنونی مشابه آن را یافت . اشعار استفاده شده در آثار برجای مانده از مرثیه سرایی های قدیم آنچنان سروده شده است که عزاداران و حاضرین را در فضای غم و اندوه شهادت امام حسین و یارانش قرار میداده ، اما با گذشت زمان و کمرنگ تر شدن موسیقی های ارزشمند مذهبی اشعار نیز رنگ و بویی دگر گرفته و برخی نوحه خوانان تازه وارد گود شده ، با تحریف وقایع کربلا و گاهاً استفاده از الفاظی که شایسته مقام والای انسان و حسین و یارانش نیست حسین (ع) را تا مقام خدا بزرگ نموده و انسانیت خود را به حد مقام حیوانی چون سگ تنزل داده و یا خود را دیوانه خطاب میکنند که صد البته به هیچ وجه من الوجوه مورد تائید هیچکدام از علما و رهبران دینی جامعه مان نیست . چنین تحریفهایی تنها در اشعار نوحه خوانان و مرثیه سرایان نیست و نمونه های بسیاری را میتوان در مجالس روضه خوانی یافت که خطیب ، برای گرم کردن مجلس خود دست به تحریف وقایع و اتفاقات تاریخی زده و ذهن مخاطب را نیز منحرف مینماید . در این میان میتوان مخاطبین را به دو دسته تقسیم نمود دسته ای که تحت تاثیر جو ایجاد شده توسط روضه خوان قرار گرفته و بدون توجه به سخنان و اشعار بیان شده توسط نوحه گو ، مرثیه سرا و یا روضه خوانان از شدت غم و ناراحتی تنها ناله و زاری مینماید و از اتفاقات پیرامون خود بابت تحریف تاریخ بی خبر است و دسته دیگر افرادی هستند که با در نظر گرفتن تمام جوانب شعر و کلام و فن بیان گوینده و توجه به آنها از مجلسی که در آن حضور دارند نهایت لذت را برده و یا بابت تحریف اتفاقات کربلا و بکار بردن اشعار نامفهموم اعتراض میکند .در باب تحریف لفظی واقعه عاشورا از شهید مطهری نقل است که : " در همین تهران، در منزل یکی از علمای بزرگ این شهر در چند سال پیش از یکی از اهل منبر که روضه لیلا را می خواند شنیدم و من در آنجا چیزی شنیدم که به عمرم نشنیده بودم. گفت وقتی که حضرت لیلا رفت در آن خیمه و موهایش را پریشان کرد، بعد نذر کرد که اگر خدا، علی اکبر را سالم به او برگرداند و در کربلا کشته نشود از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد. یعنی نذر کرد که سیصد فرسخ راه را ریحان بکارد!!! این را گفت و یک مرتبه زد زیر آواز: نذر علیه لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق تفت ریحانا من نذر کردم که اگر اینها برگردند راه تفت را ریحان بکارم. این شعر عربی بیشتر برای من اسباب تعجب شد که این شعر از کجا پیدا شد؛ بعد به دنبال آن رفتم و دیدم این تفتی که در این شعر آمده کربلا نیست. بلکه این تفت سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است که لیلی در آن سرزمین سکونت می کرده و این شعر مال مجنون عامری است برای لیلی و آن روضه‌خوان این شعر را برای لیلای مادر علی اکبر و کربلا می خواند. تصور کنید اگر یک مسیحی یا یک یهودی یا یک آدم لامذهب آنجا باشد و این قضایا را بشنود آیا نخواهد گفت که تاریخ اینها چه مزخرفاتی دارد؟ آنها نمی فهمند که این داستان را این شخص از خودش جعل کرده است بلکه می‌گویند زن های اینها چقدر بی شعور بوده اند که نذر می کردند از کربلا تا مدینه را ریحان بکارند... " ( حماسه حسینی ، مرتضی مطهری ، ج1 / 100 ) موسیقی مذهبی به سبک غربی ! این روزها همه چیز شکل مدرن به خود گرفته است ، و گویا موسیقی مذهبی هم از این قاعده مستثنی نیست ؛ اگر چند استفاده از شعر و موسیقی های موزون و فاخر ( به هر سبکی ) میتواند جوانان را جذب نماید اما باید توجه داشت مادحین ، نوحه گران و مرثیه سرایان هر چیزی را به بهانه نو بودن به خورد جوانان ندهند که چنین مسائلی خود باعث انحراف کامل از دین میگردد . همانطور که در سطور بالا نیز اشاره گردید موسیقی مذهبی ایران وابستگی خاصی به دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی دارد و با مطالعه بسیاری از آثار برجا مانده و ماندگار از بزرگان این راه ، مشاهده میشود تماما در چارچوب دستگاه های موسیقی ایرانی و به بهترین نحو به مخاطبین عرضه گشته اند . اما فرم موسیقی های مذهبی این زمان در قالبهایی نه چندان شکیل به مخاطبین عرضه گشته و آنها را مجبور به گوش فرا دادن به نوحه خوانیهای نوحه گران سالهای دور نموده است . سالهاست که دیگر شاهد ظهور فردی از میان جمع مادحین و نوحه گران و مرثیه گویان و... نیستیم تا با صدای روحانی اش در مایه دشتی بخواند و وارد گوشه فضای عراق گردد و خالق اثری ماندگار شود . استاد سلیم موذن زاده از جمله بزرگترین مداحان اهل بیت کشور است که با اشراف کامل به ردیف موسیقی ایرانی آثاری ماندگار در موسیقی مذهبی ایران زمین خلق نموده است نمونه مداحی زیر از ایشان تبحر وی به موسیقی مذهبی را نشان میدهد . یکی از ویژگی های مقام راست، دور گردانی (مدولاسیون) آسان است در بخش دوم از نمونه های زیر، استاد موذن زاده به زیبایی وارد فضای گوشه عراق می شود. در نمونه چهارم، با رویکردی غیر منتظره، سر از بیات ترک در می آورد و اذان معروف برادرش زنده یاد رحیم موذن زاده را سر می دهد. وی سپس، گریزی به مقام "صبا" یا همان شور عربی می زند و در پایان پیش از فرود به مقام راست، گریزی هم به بیات اصفهان می زند. (1) بخش اول از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید بخش دوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید بخش سوم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید بخش چهارم از آواز مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید (2) این روزها اما دیگر خبری از چنین نواهای ماندگاری نیست ، برخی روضه گویان و نوحه گران به لطف سیستمهای صوتی و بلندگوها و آمپلی فایرها آواز خود را در پایین ترین حد ممکن اجرا نموده و به دلیل عدم توانایی اجرای آواز در اوج هیچگاه صدای خود را به این مرحله نمی رسانند ؛ با اندکی دقت در آواز این مداحان میتوان به راحتی فالش خوانی و خارج خواندنهای مکرر را تشخیص داد. با مشاهده دسته دوم نوحه خوانان اوضاع فاجعه بار تر میگردد ، تقلید نوحه ها و موسیقی های استفاده شده این دسته افراد از ریتم آهنگ خوانندگان پاپ عمدتا لوس آنجلسی ، که تنها شعرش با نوع مشابه بهترش ، متفاوت است این گمان را در ذهن تقویت میکند که دوران ظهور ستاره های ماندگار آسمان موسیقی مذهبی ایران به سر آمده است . اجرای موسیقی خونه مادر بزرگه آمیخته و موارد مشابه که نمونه هایی از آن را میتوانید دانلود نموده وگوش دهید ... ببار ای بارون ببار - تقلید از آلبوم شب سکوت کویر شجریان بی تو ای صاحب زمان - تقلید از قطعه علیرضا افتخاری بت پرست - تقلید از موزیک شده ام بت پرست تو معین عشقم دار و ندارم - تقلید شده از یک آهنگ ورزشی غربی دلم میخواد ببینمت - تقلید از آهنگ سرتو بذار رو شونه هام امید سلام من به تو یار قدیمی - بهتر است گوش کنید !!! اگر چند امیدی به بهبود وضعیت کنونی آواز اصیل موسیقی ایرانی نیست اما نگارش این یادداشت شاید تلنگری باشد برای مخاطبین تا با دقت بیشتری بر آوازهای مذهبی امروزی گوش فرا داده و سره را از ناسره تشخیص دهند .
  5. shadmehrbaz

    اخبار دنياي موسيقي

    رسول نجفیان: ارشاد باید فکری برای ابتذال در مداحی امروزی کند رسول نجفیان را بیشتر از اینکه با حرفه اصلی‌اش، یعنی بازیگری و کارگردانی بشناسیم، با ترانه معروف او، یعنی «عجب رسمیه...» به یاد می‌آوریم و اینکه با این یک اثر تا چه حد در بین مردم، طرفدار پیدا کرد و توانست نظر مثبت مخاطبان را به خود جلب کند. در روزهایی که بازار موسیقی کشور به خاطر ایام سوگواری تعطیلی مطلقی را پشت سر می‌گذاشت، سراغش رفتیم و درباره یکی از بهترین آلبوم‌های عاشورایی که او خواننده‌اش است گپ و گفتی را با او ترتیب بدهیم: ‌ «ذوالجناح می‌آید، بی‌سوار...». اتفاق ویژه‌ای به نام «عجب رسمیه...» لطف الهی با من بود که در خانواده‌ای علاقمند به هنر بزرگ شدم. افراد مسن‌تر خانواده همیشه در جمع، اشعار بزرگان را می‌خواندند. مادر بزرگ من سواد نداشت ولی همه آثار شاهنامه و مولانا را از بر بود. با وجود شرایط مالی نه چندان خوب در کلاسهای استاد مهرتاش حاضر می‌شدم و ردیف‌های آوازی را می‌آموختم. همه این تجربیات باعث شد که من پیشینه خوبی از موسیقی و اشعار بزرگان داشته باشم. روز ی رسید که بالاخره آن اتفاق که منتظراش بودم، افتاد. در شبکه پنج پخش یک سری برنامه‌های زنده شروع شده بود که البته اعتراف می‌کنم که خیلی سخت بود و بسیاری از مجریان برای حضور در این برنامه‌ها، استرس بدی داشتند. حتی مهمانان هم برای حضور در این برنامه چندان راغب نبودند. در یکی از همین برنامه‌ها بود که متاسفانه مه‌مان ما نیامدند و مدیر شبکه هم نگران بود و می‌گفت حالا که مه‌مان نیست می‌خواهی چطور برنامه را پر کنی؟ من ولی انرژی خوبی داشتم و گفتم یک سری نوا‌ها و آواهای قدیمی دارم که می‌توانم آن‌ها را اجرا کنم. مطمئن هستم که مورد توجه قرار می‌گیرد. با چند مخاطب برنامه هم که مستقیم روی خط ما می‌آیند صحبت می‌کنیم و برنامه بالاخره پر می‌شود. از آنجایی که خداوند باید بخواهد تا یک اتفاقی بیفتد، من «رسم زمونه» را اولین بار در آن برنامه بود که خواندم. یعنی اگر مه‌مان من در آن روز می‌آمد شاید اصلا همه این اتفاقات هرگز برای من نمی‌افتادند. من خواندم و اصلا هم انتظار نداشتیم که مورد توجه قرار بگیرد. آن روز گذشت و فردای آن برنامه با من تماس گرفتند و با یک لحن ترسناکی گفتند که تو در آن برنامه چه کار کرده‌ای مگر؟! من برق از چشمانم پرید و ترسیدم. گفتم نکند که حرف نامربوط یا صحبتی کرده باشم که صلاح نبوده. ولی پرس و جو که کردم متوجه شدم مردم به تلفن‌های سازمان هجوم آورده‌اند و کلی درخواست برای پخش این برنامه شده است. در‌‌ همان روز‌ها هم عزیزی از دنیا رفت که بهانه‌ای شد تا این کار دوباره به مناسبت مرگ ایشان پخش شود و خلاصه این داستان همه گیر شدن آن ترانه با صدای من بود. بعد‌ها برادران «معظمی» سراغم آمدند و به لطف هنر آقای حمید رضا صدری آلبوم «بی‌بی‌جان» با صدای من منتشر شد. ذوالجناح می‌آید، بی‌سوار... من به فراخور شغلم که بازیگری و کارگردانی ست، سفر زیاد می‌روم. مثلا دو ماه تمام به خاطر یک پروژه مجبور بودیم در یک روستای دور افتاده باشیم. مثلا یک هفته کار بود و دو سه روزی مرخصی. همه در آن روزهای مرخصی برمی گشتند تهران ولی من در‌‌ همان روستا می‌ماندم. بچه‌ها می‌پرسیدند تو چرا می‌مانی اینجا و من به آن‌ها می‌گفتم که می‌روم دنبال گنج. من در بین آدمهای این روستا دنبال نوحه خوان و شاهنامه خوان می‌گشتم و آن‌ها را پیدا می‌کردم. کار‌هایشان را می‌شنیدم و جمع آوری می‌کردم. در عرض حدود بیست سال یک مجموعه غنی از شاهنامه خوانی‌ها، لالایی‌ها، مثنوی خوانی‌ها و نوحه نواهای عاشورایی جمع کردم. حالا اینکه چرا اول از همه سراغ نوحه‌های عاشورایی رفتم و آن‌ها را زود‌تر جمع و جور کردم و منتشرشان کردم، دلیل دارد. این حس را داشتم که نواهای عاشورایی عرف در جامعه، روز به روز بیشتر به سمت ابتذال کشیده می‌شوند. طرف از یک ترانه لس آنجلسی خوش‌اش می‌آید و ملودی‌اش را با یک سری از شعرهای عاشورایی ادغام می‌کند و در هیئت‌ها می‌خواند و مردم هم به محض اینکه آنرا می‌شنوند، به جای اینکه منقلب بشوند، غش غش می‌خندند که این‌‌ همان آهنگ فلانی است‌ها. در حالی که ما نوحه‌هایی بسیار با ارزش داریم که قطعا ارزش و اعتبار فرهنگیشان خیلی بیشتر و بالا‌تر است. همین باعث شد که زود‌تر نوحه‌ها و نوا‌ها را با همکاری و همیاری بسیار خالصانه جناب مهدی مظاهری، دوست و شاعر و سرمایه گذار این آلبوم در قالب آلبوم «ذوالجناح می‌آید بی‌سوار...» روانه بازار کنیم. تداوم انتشار آلبوم‌های مناسبتی در طول سال یک مورد هست که بر همه چیز ضرورت دارد و ما آنرا گم می‌کنیم. پدیده پست مدرنیسم هم در این کشور به غلط آمد و جا افتاد و این رویه و این ذهنیت به وجود آمد که هر چیزی و هر بی‌نظمی و آشفتگی‌ای را می‌شود به آن نسبت داد. «ضرورت» تا نباشد هیچ چیزی وجود نخواهد داشت. اگر شما تشنه نباشید هیچوقت اقدام نمی‌کنید برای حرکت و برطرف کردن تشنگیتان. این ضرورت در مورد مناسبت‌ها هم به خوبی صدق می‌کند. مناسبت‌ها یا کاذب‌اند یا صادق. اگر مناسبت‌ها کاذب باشند در یک برهه خاص، مثل یک جرقه به وجود می‌آید و خیلی زود می‌رود پی کارش. ولی وقتی ما در مورد یک ضرورت صادق صحبت می‌کنیم دیگر در مورد یک چیز یک بار مصرف حرف نمی‌زنیم. یکی از این ضرورت‌های صادق، ایام محرم است. ضرورتی که با جان و دل برای هر کس که عاشقانه به طرفش می‌رود. بدون کوچک‌ترین نفع و سود مالی. مثل آن روستایی که وقتی آن نوحه را برای من می‌خواند، هرگز به این فکر نمی‌کرد که آیا چک‌اش حاضر شده یا نه. چشم‌هایش را می‌بست و به عشق ابا عبدالله می‌خواند. ترکیب ساز بندی و استفاده از موسیقی نواحی در نوحه و نواهای ما تکنیک‌های عجیب و تاثیر گذاری وجود دارد. در تمام مواقع جنگ، ریتم تند می‌شود. شما تمام آن شور و هیجان نبرد را حس می‌کنید. ولی زمانی که کشتار می‌شود و ذوالجناح بی‌سوار می‌آید، ریتم، ریتم سوگ و فاجعه می‌گیرد و آرام می‌شود. یعنی حس و حال آدم‌ها با همین موسیقی بالا و پائین می‌رود. من این تکنیک‌ها را از همین جزئیات گرفتم. از کارهایی که از تمام نقاطی که رفتم شنیده بودم، تاثیر پذیری داشتم. سعی کردم از همه ساز‌ها استفاده کنم ولی تکیه اصلی‌ام روی سازهای مذهبی مثل سنج و طبل و این قبیل ساز‌ها بود. حضور ستاره‌های پاپ در آلبوم‌های مناسبتی به نظر من حتما حضور این ستاره‌ها در کارهای مناسبتی می‌تواند به کشیده شدن مردم به سمت گوش دادن به این قبیل کار‌ها کمک کند. به شرطی که آن ستاره‌ها، ستاره‌های کاذب نباشند. اما به نظرم این قبیل به قول شما ستاره‌ها، در کارهای مناسبتی زیاد موفق نبوده‌اند. کار باید خیلی قوی‌تر از این باشد تا سلیقه مردم در آن نادیده گرفته نشود. به صرف ستاره پاپ بودن، بعضی‌ها حق ندارند دست به هر کاری بزنند. آلبوم هشت و سلام آقا کارهایی که در مورد بزرگان دینی ما ساخته و خوانده شده را اصلا در حد و اندازه‌های آن‌ها نمی‌بینم. بسیار نادر بوده‌اند. درد ما این است که یک سری نوحه‌ها و نواهایی هستند که از درصد مقبولیت بالایی در جامعه برخوردارند و الان باید دغدغه ما حفظ و نگهداری از آن‌ها و ممانعت از فراموش کردنشان باشد. این کارهایی که شما نام بردید، به نظرم سازنده‌های آن‌ها یک نوحه یا نوایی را از پدر بزرگ‌هایشان شنیده‌اند و با امروزی کردن آن، سعی دارند در این ژانر هم خودی نشان بدهند. در حالی که اگر‌‌ همان کارهای قدیمی را بدون دست کاری اجرا می‌کردند، بیشتر و بهتر می‌توانستند مورد توجه قرار بگیرند. به نظرم این کار‌ها هرگز در خور این بزرگان نبوده است. ابتذال در مداحی ما حدود ده مداح بزگوار داریم که کاملا قابل احترام‌اند و سینه به سینه این میراث را حفظ کرده‌اند. آن‌ها همیشه آن اصالت را حفظ کرده‌اند و این خیلی مهم است. نباید آن‌ها را با بقیه، و کارهای در اصطلاح به روز، یکی کرد. در دوران نوجوانی من، یک سری مداح پر سن و سال بودند که واقعا کار‌هایشان بی‌نظیر و فوق العاده بود. اما در حال حاضر بعضی جوان‌ها که نه هیچ اطلاعی از تاریخ دارند و نه هیچ اطلاعی از عاشورا و موسیقی و شعر دارند، می‌آیند و برای یک چنین کارهای مقدسی ترانه می‌سازند. این تفکر را دارند که برای عاشورا کار ساختن هم مثل ترانه ساختن برای جوانان و موسیقی پاپ است که همه با آن به هوا بپرند و خوش بگذرانند. ارشاد باید فکری برای ابتذال در مداحی امروزی کند.
  6. تولید مثل شون چه جوریه ؟! اگه همینطوری هی تولید مثل کنن زیاد شن بعد هیچ وقتم نمیرن که کل اقیانوسها باید پر بشه از اینا به جای آب !!!
  7. عارف عارف عارف کیا در ۱۹ مرداد ۱۳۱۹ خورشیدی (۹ اگوست ۱۹۴۱ م) در نمین چشم به دنیا گشود، پدر و مادرش باهمدیگر نسبت خویشاوندی داشتند و پسرعمو و دختر عمو بودند. پدرش متولد نمین (از توابع استان اردبیل) و مادرش نیز در شهر باکو بدنیا آمده بود. بعدها پدر و مادرش از نمین به تهران مهاجرت و رحل اقامت کرده چندی بعد از هم جدا می شوندو عارف تنها فرزند خانواده تا سن دو سالگی نزد پدرش در جنوب شهر تهران می‌ماند و بعدها با مادرش که در خیابان نادری تهران سکونت می‌کرد تا اخذ مدرک دیپلم در انجا می‌ماند. مادرش بانویی تحصیلکرده و دندانپزشک بود و آشنایی عارف با دنیای خوانندگی و موسیقی از آنجا بود که مادرش علاقه مند موسیقی‌های فولکوریک و اصیل آذری بوده و عارف در زمان کودکی با گوش دادن به رادیو باکو به این هنر علاقه مند شد. رادیو باکو علاوه بر آهنگهای آذری و غربی گاهی اوقات اوپراهای معروف اروپایی را هم پخش می‌کردند. در سالهای ۱۹۶۰ در حالیکه بیشتر آهنگها به صورت تصنیف بودند، عارف در آن زمان با ادغام کردن آهنگهای غربی با غرلهای رومنتیک (عاشقی) شیوه‌ای جدید از خوانندگی به ایران عرضه کرد. این سبک جدید آهنگهای عارف در بین جوانان کاملا مشهور بود، از اینجا بود که مراحل پیشرفت او شروع شد، تنها با سنی ۲۱ شروع به خوانندگی در تلویزیون ملی ایران کرد. او در زمان خود یکی از اولین خوانندگان پاپ و خوش چهره ترین هنرمند در سالهای جوانی بود. عارف قبل از خوانندگی به شغل معلمی اشتغال داشت و هر روز از تهران به قزوین برای تدریس مراجعت می‌کرد، چندی بعد عارف در حین بازگشت از قزوین تصادف می‌کند و بشدت مصدوم می‌شود بطوریکه ماهها خانه نشین می‌شود و مادرش بتنهایی از او مراقبت می‌کند. بعد از بهبود ی نسبی، عارف به اداره فرهنگ قزوین مراجعه کرده و ماجرای تصادف و مصدومیت خود را به مسئولین شرح می‌دهد، که البته مسولین وقت ادعای عارف را قبول نکرده و باسردی با او برخورد می‌کنند و فعالیت و اشتغالش را بحالت تعلیق در می‌آورند. عارف مغموم و ناراحت به تهران باز می‌گردد. ولیکن چه کسی انتظار آنرا داشت که این اتفاق شوم ماجرای زندگی عارف را تغییر بدهد و ایشان را به دنیای هنر و خوانندگی برده و او را به شهرت برساند. عارف در اولین حضورش در تلویزیون با دختری ایرانی- آشوری آشنا شد که باهم قطعه‌های زیادی از موسیقی را اجرا کردند که می‌توان «هفت آسمون» را نام برد. عارف بعدها با خوانندگانی همچون پوران، هایده، دلکش، الههو رامش قطعاتی از موسیقی را برگزار کرد. از بهترین آهنگهایی که عارف با هایده برگزار کردند می‌توان به «وقتی تو هستی، آسمون پر از نوره...»اشاره کرد. از معروفترین کارهای عارف می‌توان به «دریای نور» اشاره کرد که هنوز بین ایرانیان مشهور می‌باشد. همچنین یکی از معروف ترین خوانندگان برای فیلمها می‌باشد، از این فیلمها می‌توان به فیلم سطان قلبها (با کارگردانی مرحوم محمدعلی فردین( را نام برد. عارف همچنین در ۶ فیلم هم ایفای نقش و هنرنمایی کرده‌است. در سال۱۳۴۹ خورشیدی(۱۹۷۰م) بود که از طرف مجله جوانان عارف و گوگوش را به عنوان برترین خوانندگاه پاپ برگزیدند، همچنین در همان سال بود که از طرف مجله زن روز عارف را مرد سال در بین آنهمه سیاستمدار [ از جمله بزرگ مرد تاریخ سیاست هویدا را می‌توان نام برد ]، شاعر، خواننده و … انتخاب کردند. عارف جوایز زیادی را دریافت کرده که در سال ۱۹۷۴ به علت خواندن آهنگی در بین بازیهای آسیای از سوی مقامات عالی رتبه کشور (محمدرضا شاه) مدالی دریافت نمود. عارف کنسرت باشکوهی در برابر ۱۰۰،۰۰۰ نفر ایرانی و دیگر مقامات عالی رتبهٔ خارجی برگزار کرد که این کنسرت همانند اولین کنسرت خارجی عارف در شهر نیویورک بود که در جشن دویستمین سال استقلال آمریکا برگزار شده بود. پس از انقلاب : عارف در سال ۱۹۷۹ (اوایل انقلاب ایران) همراه با خانواده ایران را ترک کرد، ابتدا او برای ۳ سال در لندن اقامت گزید و بعد از آن به لوس انجلس رفت و سپس به دبی نقل مکان کرد (که آلان در انجا زندگی می‌کند ) . وی دارای ۳ دختر است که در اروپا و امریکا زندگی می‌کنند. او هم چنین یک پسر داشت که به دلیل سرطان لوزالمعده در گذشت. در سال‌های اخیر عارف یکی از اعضای فعال در گروههای سنتی، کلاسیک، و پاپ می‌باشد. عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاری همسرش شرکتی به نام Rfaye باز کردند که بیشتر آلبومهای عارف و دیگر خوانندگان مشهوری هم چون هایده، مازیار آنجا تکثیر می‌شدند. عارف تا به حال ۸۰۰ آواز خوانده که از مشهورترین آهنگ‌ها می‌توان به کبوتر چاهی، مرد غمگین، پل‌های شکسته، قصَه نارنج طلا، قلب چوبی، ناز ناز یارم، سایه تنها، آدم برفی، مادر بزرگ، قصه غصه‌ها، قلب طلا، کاشکی، داش غلام، دختردریاها، دختر رویایی، آتش به جون گرفته، قربون هرچی خوشگله، رویا، پونه، طلسم آرزوها، کوکب سرخ، غروب آرزوها و...؛ و آلبوم‌های متعدداز جمله ماه و پلنگ، روزگار غربیست نازنین، آینه در آینه و قصر طلا و... را نام برد. اخرین موزیک عارف با نام اگه نباشی با همراهی رضا نادری می‌باشد که در تاریخ ۲۰ می ۲۰۱۲ منتشر شد. همچنین عارف در ۶ فیلم به نام‌های [ قربون هرچی خوشگله (سال ۱۳۵۲) ]، [ازدواج ایرانی (سال ۱۳۴۷) ]، [ عشق آفرین (۱۳۴۸) ]، [ ساقی (سال ۱۳۴۹) ]، [ بزن بریم دزدی (سال ۱۳۵۳) ] و [ آینه زمان (سال ۱۳۴۹) ] ایفای نقش کرد.
  8. آنچه روزها برایت کنار گذاشته بودند از دست رفت...
  9. پاکو دلوسیا پاکو دِ لوسیا (به اسپانیایی: Paco de Lucía ) متولد ۲۱ دسامبر ۱۹۴۷ میلادی در آلخسیراس، کادیس با نام اصلی فرانسیسکو سانچز گومز : آهنگساز و نوازنده گیتار اهل اسپانیا است. وی پیشروی سبک فلامنکوی نو است و از معدود نوازندگان گیتار است که توانسته به سبک‌های دیگر نیز وارد شود. پاکو د لوسیا برندهٔ جوایز متعدد هنری است. پاکو در آلخسیراس واقع در کادیس اسپانیا متولد شد و چهار برادر بزرگ‌تر از خود داشت. همچنان‌که در آلخسیراس مرسوم است او و برادرش پپه د لوسیا (که خواننده و شاعر فلامنکو است) نام خانوادگی خود را برای احترام به مادرشان «لوسیا گومز» (به اسپانیایی: Lucía Gomes) به «د لوسیا» تغییر دادند. پاکو در سال ۱۹۵۸ در سن ۱۱ سالگی اولین اجرای جدی خود را در رادیوی اسپانیا انجام داد. رشد هنری او در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۷ شدت بیشتری داشت، و او در همکاری با کامرون د لا ایسلا ۱۰ آلبوم منتشر کرد. پاکو تا سال ۱۹۹۱ قادر به خواندن نت نبود و چنان‌که در فیلم زندگی‌نامه‌اش گفته، به عنوان یک نوازنده گیتار فلامنکو همیشه به ریتم در موسیقی‌اش اهمیت بیشتری می‌داده تا به درست به صدا در آوردن نت‌ها (چیزی که در نواختن گیتار کلاسیک بیشتر مورد توجه است.) پاکو د لوسیا تا کنون موفق به دریافت جوایز بسیاری شده‌است، که از آن جمله می‌توان به دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه پلی‌فونیک شهر آلخسیراس و دریافت دکترای افتخاری از کالج موسیقی برکلی در سال ۲۰۱۰ اشاره کرد.
  10. shadmehrbaz

    موسیقی درمانی(Music Therapy)

    [TABLE] [TR] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center] [/TD] [/TR] [TR] [TD] بیوموسیقی شناسی (Biomusicology) مطالعه موسیقی از دیدگاه بیولوژیکی می باشد. این اصطلاح توسط Nils. L. Wallin در سال 1991 ابداع گردید. موسیقی یکی از جنبه های رفتاری انسان و بیانگر ویژگی های مختلف وی است و از آنجایی که انسان یک ارگانیسم زنده است دانش مطالعه موسیقی به عنوان قسمتی از علم بیولوژیک است. بیو موسیقی شناس ها برروی دانش بیولوژیک و همچنین دانش و تئوری موسیقی تسلط دارند. سه شاخه اصلی بیوموسیقی شناسی عبارت است از : موسیقی شناسی تحولی (Evolutionary musicology)، موسیقی شناسی اعصاب ((Neuromusicology و موسیقی شناسی تطبیقی (Comparative musicology) موسیقی شناسی تحولی به مطالعه سرچشمه موسیقی، صدای حیوانات، انتخاب فشارهایی که باعث تحول در موسیقی شد و همچنین به مطالعه تحول موسیقی و تحول در انسان می پردازد. موسیقی شناسی اعصاب به بررسی و مطالعه بخش هایی از مغز که در پردازش موسیقی در گیر هستند و پردازش های شناختی و عصبی از موسیقی و ظرفیت رشد موسیقی و مهارت های موسیقی می پردازد. موسیقی شناسی تطبیقی به مطالعه عملکرد ها و استفاده های موسیقی، مزایا و هزینه های ساخت موسیقی و ویژگی های سیستم موسیقی و رفتار موسیقیایی می پردازد. بیوموسیقی شناسی در کاربرد های عملی تلاش می کند تا نگاه بیولوژیکی دقیق تری به استفاده های درمانی از موسیقی در پزشکی و درمان های روانشناسی ، استفاده گستردهاز موسیقی در ابزارهایی مانند فیلم و تلویزیون ، حاضر بودن موسیقی در تمامی اماکن عمومی و نفوذ آن برروی رفتار و تغییز سطح یادگیری، داشته باشد. موسیقی شناسی حیوانی (Zoomusicology) بر خلاف موسیقی شناسی انسانی (Anthropomusicology) در بیوموسیقی شناسی رایجتر است و بیوموسیقی شناسی بیشتر به موسیقی شناسی حیوانی می پردازد. موسیقی درمانی دانش و حرفه ای است که به مطالعه ارتباط بین فرایند های درمانی و بیوموسیقی شناسی، آواشناسی موسیقی، تئوری موسیقی، آوا شناسی روانی، شناخت موسیقی تجسمی، زیبایی شناسی موسیقی و موسیقی شناسی تطبیقی می پردازد. موسیقی درمانی یک فرایند کاملا شخصی و درونی است که در آن یک فرد درمانگر آموزش دیده در درمان با موسیقی، از موسیقی با تمامی ویژگی هایش (احساسی، روانی، فیزیکی، اجتماعی، زیبایی شناسی و معنوی) استفاده می کند تا فرد مورد درمان از نظر سلامتی بهبود پیدا کند. افراد متخصص در موسیقی درمانی در ابتدا سعی می کنند به فرد مورد درمان کمک کنند تا با مشاهده عملکردها و گزارش های کیفی شخصی از خودش، رفتارهای مختلف (عملکرد های شناختی، مهارت های حرکتی، احساسات و تاثیر پذیری ) شخصی اش را با استفاده از تجریبات موسیقی (مانند اواز خواند، نوشتن موسیقی، گوش دادن و بحث در مورد موسیقی و حرکت در موسیقی) بهبود دهد، به این ترتیب فرد می تواند به طور قابل مشاهده ای به اهداف درمانی برسد. در سرویس های موسیقی درمانی ممکن است یک پزشک درمانگر یا یک تیم متشکل از رشته ها مختلف علمی مانند پزشکان ، روانپزشکان، فیزوتراپیست ها و کاردرمان ها باشد. متخصصین درمان با موسیقی معمولا تا حدودی در تمامی زمینه های درمانی و حرفه های کمک کننده مهارت دارند. بعضی از آنها معمولا از تمریناتی شامل عملیات تکاملی و توسعه ای (مانند ارتباط، توانایی های حرکتی و ...) برروی اشخاص با توجه به نیازشان استفاده می کنند و بعضی در افراد سالخورده از نوشتن و یا گوش دادن به موسیقی در فرایند های جهت دهی به خاطرات استفاده می کنند و بعضی برای توانبخشی های فیزیکی از فرایند های آرام سازی و پردازشی و سرگرمی های ریتمیک استفاده می کنند. فارابی روانشناس و موسیقی شناس فارس-ترک (950-872) که در اروپا با نام "Alpharabius" شناخته می شود، در رساله خود با نام معنای عقل به موسیقی درمانی اشاره نموده است و در مورد تاثیرات درمانی موسیقی برروی روح بحث نموده است]3[.Robert Burton در قرن 17 ام در یکی از فعالیت های کلاسیک خود با نام تشریح مالیخولیا به این مسئله اشاره می کند که موسیقی و رقص در درمان بیماری های روانی به ویژه مالیخولیا دارای اهمیت هستند . موسیقی درمانی به عنوان یکی از روشهای درمانی پرمعنا و دارای اهمیت به شمار می رود. تا کنون موسیقی درمانی در اغلب کشورها در زمینه های مختلفی از جمله اصلاحات رفتاری کودکان، افزایش قدرت یادگیری، روان درمانی، حرکت درمانی، بیماری های قلبی، صرع و .... به کار گرفته شده است که مقالات بعدی به طور جزئی تر در مورد قدرت موسیقی در درمان بحث می شود. [/TD] [/TR] [/TABLE]
  11. shadmehrbaz

    اخبار دنياي موسيقي

    [TABLE=align: left] [TR] [TD=width: 200, align: center] [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center] [/TD] [/TR] [/TABLE] در سالگرد انتشار آلبوم «مدارا»، قطعه «محبوب» با صدای شهرام شکوهی شهرام شکوهی که یکی از پدیده های سالهای اخیر موسیقی پاپ است و سال گذشته با انتشار آلبوم «مدارا» به موفقیت قابل توجهی دست یافت، به مناسبت سالگرد انتشار این آلبوم قطعه ی جدیدی تولید کرده و در اختیار علاقه مندانش قرار داده است. ترانه ی این قطعه که «محبوب» نام دارد را خود شکوهی سروده است. ملودی آن ساخته ی شهرام شکوهی و گرشا رضایی است و امیرحسین کاشانیان نیز آن را تنظیم کرده است. در قطعه ی «محبوب»، امیر حسین کاشانیان ،گرشا رضائی و آمیگو به نوازندگی پرداخته اند. رضایی و کاشانیان همچنین در بخش هایی از این قطعه با شهرام شکوهی همخوانی نموده اند. قطعه ی «محبوب» را در ادامه این پست میتوانید دانلود کنیذ
  12. هر جا هستن همیشه موفق باشن تو زندگی شون
  13. ویـــــگــــــــن "ویگن دردریان" در 29 نوامبر سال 1929 میلادی برابر با 2 آذر سال 1308شمسی در همدان به دنیا آمد.وی از کودکی به موسیقی علاقه مند بود در همان دوران خردسالی اولین گیتارش را از یک سرباز روسی خرید وبا غلبه بر همه مشکلات در راه موسیقی استوارانه قدم نهاد و آنچنان پیشرفت کرد که به عنوان آغازگر موسیقی پاپ در ایران مطرح گشت و با لقب "سلطان جاز ایران" جاودانه گشت. ویگن تحصیلات متوسطه را در سال ۱۳۳۰ ۱۹۵۱ (میلادی) تمام کرد. او که شغل نقشه‌برداری داشت در ابتدا با خواندن در کافه‌ها محبوب دوستداران موسیقی مردم‌پسند پاپ شد. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو چهره تازه‌ای در صحنه موسیقی ایران عرضه کرد. نوع موسیقی او که از ملودی‌های ارمنی و ترکی و گاه اروپایی بهره می‌برد به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب «سلطان جاز» ایران دادند، گرچه موسیقی او ارتباطی با موسیقی جاز نداشت . او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود. با چند تن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش، پوران و هایده ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده می‌شود. ویگن علاوه بر خوانندگی بازیگر توانمندی بود و در فیلمهای معروفی مانند "آتش و خاکستر"، " آرامش قبل از طوفان "،"اعتراف"،"تپه عشق"،"خون و شرف"و ... بازی کرد . وی همچنین در فیلمهای زیادی به عنوان خواننده همکاری کرد مانند "آسمون جل "(همراه با پوران و نخست)،"بازی عشق"،"شب نشینی در جهنم"(همراه با دلکش)،"دنیای پول"(همراه با عارف پوران ایرج بهشته)"،بیوه های خندان"و ... او در اوایل دهه ۵۰ به آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت. ژاکلین (ترانه سرا و خواننده)و آیلین ( بازیگر و مجری تلویزیون) از فرزندان وی و کارو (شاعرمعاصر) برادر وی می‌باشند. آلبوم‌ها [TABLE] [TR] [TD]سال انتشار[/TD] [TD]نام آلبوم[/TD] [TD]تعداد آهنگها[/TD] [TD]ناشر[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۸۲[/TD] [TD]آلبوم به یاد تهران[/TD] [TD]۹[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۸[/TD] [TD]آلبوم بازگشت دوباره[/TD] [TD]۸[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۵[/TD] [TD]آلبوم سلطان عشق[/TD] [TD]۷[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۲[/TD] [TD]آلبوم دیروز امروز[/TD] [TD]۸[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۹۹۲[/TD] [TD]آلبوم یکتا (به همراه فائزه)[/TD] [TD]۶[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۱[/TD] [TD]آلبوم بهترینهای عطاالله خرم[/TD] [TD]۱۴[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم Duets[/TD] [TD]۱۴[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم مهتاب[/TD] [TD]۱۲[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم اسب سم طلا[/TD] [TD]۱۲[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم بارون بارونه[/TD] [TD]۱۲[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم دو کبوتر[/TD] [TD]۱۲[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۷۰[/TD] [TD]آلبوم خدا نگهدار[/TD] [TD]۱۲[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD]آلبوم ساقی[/TD] [TD]۸[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD]آلبوم کوله بار[/TD] [TD]۶[/TD] [TD]ترانه[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۶۳[/TD] [TD]آلبوم زن ایرونی[/TD] [TD]۶[/TD] [TD]پارس ویدیو[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۶۳[/TD] [TD]آلبوم همخونه (به همراه هایده)[/TD] [TD]۶[/TD] [TD]پارس ویدیو[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۶۳[/TD] [TD]آلبوم دل دیوانه[/TD] [TD]۱۶[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۵۴[/TD] [TD]آلبوم آخ جون[/TD] [TD]۱۴[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۵۴[/TD] [TD]آلبوم ترانه من[/TD] [TD]۱۳[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۴۵[/TD] [TD]آلبوم ساری گلین[/TD] [TD]۱۰[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۴۵[/TD] [TD]آلبوم فنجون طلا[/TD] [TD]۱۶[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۴۴[/TD] [TD]آلبوم گل سرخ[/TD] [TD]۱۵[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۴۴[/TD] [TD]آلبوم چوپان[/TD] [TD]۱۴[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۴۳[/TD] [TD]آلبوم عروس[/TD] [TD]۱۶[/TD] [TD]کاسپین[/TD] [/TR] [/TABLE] درگذشت: ویگن در روز یکشنبه ۴ آبان ماه سال ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت. ژاکلین دختر ویگن میگوید :" ویگن اینقدر فدائی مردم بود که بخاطر کنسرتهای اروپایش قرار جراحیشو عقب انداخت و به این خاطر سرطان پیشرفت کرد . بعد از اینکه مثانه اش رو برداشتن هم فایده ای نکرد و سرطان رسید به استخوانش "
  14. shadmehrbaz

    ستارگان موسیقی پاپ ایران

    قبلا در تاپیکی به معرفی بزرگان موسیقی ایرانی پرداختیم ، در این تاپیک قصد داریم ستارگان موسیقی پاپ ایران را نیز بتدریج معرفی کنیم. در ایران و پیش از درخشش ویگن در اوایل دهه ۵۰ میلادی، بازار موسیقی ایران در انحصار خوانندگان موسیقی سنتی بود. سپس ویگن (که ملقب به سلطان جاز می‌باشد) با ارائه اثاری بدیع که متاثر از موسیقی غربی بود انقلابی در عرصه موسیقی به پا کرد . توسعه موسیقی پاپ فارسی به دهه ۷۰ میلادی باز می‌گردد در این مقطع استفاده از سازها و شکل بومی موسیقی ایران به همراه گیتار برقی، درامز و دیگر مشخصه‌های موسیقی پاپ، سبک نوینی را در موسیقی فارسی رقم زد که آن را با عنوان "موسیقی پاپ ایرانی" میشناسند . اگر ترانه هایی همچون « تیرم تیرم آخ جون » را به جای ژانر پاپ ، در سبک موسیقی محلی یا فولکلور بگنجانیم ، شاید بتوان ترانه هایی همچون « آقا جان یکی یه پول خروس » با اجرای بدیع زادگان را از جمله پیشتازان موسیقی پاپ ایرانی برشمرد. اما با توجه به اهمیت جایگاه ویگن که پیشتر بیان شد بهتر است بنیانگذار واقعی سبک پاپ ایرانی را ویگن بنامیم و مبدا موسیقی پاپ ایرانی را همزمان با ظهور موسیقی او در نظر بگیریم.
  15. با تشکر از همه ی شرکت کننده های عزیز ... من اولی رو بیشتر از بقیه دوست داشتم... پ.ن: این پست منم شعر حساب میشه الان نه ؟!
  16. shadmehrbaz

    بانک آکورد گیتار

    هوایی محسن یگانه ریتم : 6/8 D#m من برعکس همه پشت خنده هام غمه #C تو برعکس منی شادیو غمگین میزنی G#mولی تو فوق آخرش میگی کلاه رفته سر A#m باشه کلاه رفته سرم A#7ولی تو رو از رو میبرم D#mخط و نشون کشیدم که خدایی نکرده دیدم #C چشام دیگه تو رو نبینه آره دوریو دوستی همینه G#m خاطرت هنوز عزیزه ولی از فکری که مریضه A#m بهتره دوری باشه A#7 نه که یه عشق زوری باشه D#m هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی #C دل تو دلت نبود بزنی ذوقمو کورش کنی G#m کار از کار گذشته دیگه نمیشه به روم نیارم F با بد و خوب تو ساختم A#7 ولی نه دیگه #D#m کشش ندارم D#m تو برعکس منی زیر حرفات میزنی #C من به موقش یه کمی آره فوقش یه کمی G#m یکمی کلا رفته سرم وقتی بودی دور و برم A#m یکمی کلا رفته سرم A#7 ولی تو رو از رو میبرم D#m تو انگار تو نبردی ببین چه گرد و خاکی کردی #C عشق تو عین درده آخ الهی برنگرده G#m حسی بهم نداشتی روز و شب واسم نذاشتی F تو ظاهر عشق و دوستی #A#7ولی دروغای زیر پوستی
  17. shadmehrbaz

    اخبار دنياي موسيقي

    قطعه «خاک تشنه» با صدای فریدون آسرائی به مناسبت عید غدیر به مناسبت عید غدیرفریدون آسرائی خواننده خوش صدای کشورمان قطعه ای را به همین مناسبت منتشر کرد. «خاک تشنه» سروده و دکلمه عبدالجبار کاکایی به آهنگسازی فریدون آسرائی و تنظیم پاشا یثربی را می‌توانید در پست دانلود نمایید.این قطعه زیبا را پاشا یثربی تنظیم کرده است. متن ترانه «خاک تشنه» پایان کاروان رسولان بود رویای حج آخر نجوای وحی آمد در گوش آفتاب به ناچار آنک چراغ راه بیاویز بر تارک بلند‌ترین نام بر قامت شریف‌ترین یار برخواب گرم صحرا بیدار بود برکه باران ناگه رسول صبح برآمد بر تارک بلند‌ترین جام آهسته چون دمیدن خورشید دستی به جام باده و دستی به زلف یار مثل لاله‌های مجنون مثل ریگای بیابون مثل دلتنگیه صحرا مثل برکه مثله بارون مثل ابرای مسافر مثل جاده‌های خالی مثل قطره‌های کوچیک ته ظرفای سفالی حتی اسمون تن‌ها چ‌تر خورشیدشو وا کرد تو رو با تموم غربت با تموم دل دا کرد تا گذشتی از رو پله تارسیدی به تماشا تا شکفتی رو به خورشید تا دمیدی رو به دریا مثل لاله‌های مجنتو مثل ریگای بیابون مثل دلتنگیه صحرا مثل برکه مثله بارون مثل ابرای مسافر مثل جاده‌های خالی مثل قطره‌های کوچیک ته ظرفای سفالی حتی خاک تشنه اون روز رو به آسمون دعا کرد برای دیدن تو دنیا گره چشماشو وا کرد دلمون به خط رسیدو فرق اسمی عزلی شد بعد بارونی که بارید همه جا رنگ علی شد
  18. زیاد خوشحال نباش...فجر سپاسی هم یه مدت اونجا بود که الان شمایید ! نه شما اونجا میمونید نه ما اینجا ، 8 امتیاز فاصله چیزی نیس کیسه کش 6 تایی !
  19. شنیدید "محمد قاضی" شغلش چیه؟ . . . . . . . . . . . . . . میگن دفتر ازدواج زده باور کنید کیسه کش ها و پیکان رو به هم پیوند زده
  20. لوچیانو پاواروتی لوچیانو پاواروتی در 21 اكتبر 1935 در شهر مودنا متولد شد. او تنها فرزند یك نانوای ساكن این شهر بود. در كودكی او به فوتبال بیش از موسیقی علاقه‌مند بود و به دلیل عضویت در تیم فوتبال مودنا به شهرتی محلی دست پیدا كرد. پاواروتی برای اولین بار در گروه كر شهر مودنا به همراه پدرش آواز خواند، پدر پاواروتی بسیار علاقه‌مند به اوپرا بود و خود نیز به عنوان یك خواننده آماتور اوپرا آواز می‌خواند و جوایزی نیز دریافت كرده بود. پس از آنكه گروه كر مردان روسینی در یك رقابت بین‌المللی موفق به كسب جایزه شد، پاواروتی تصمیم گرفت تمام وقت خود را صرف موسیقی كند. برای اولین بار در مقام یك خواننده اوپرا در نقش رودولفو از شخصیت‌های اپرای لابوهمی اثر پوچینی، در خانه اپرای رجیو امیلیا آواز خواند. پاواروتی پس از موفقیت داخلی به شهر‌های آمستردام، وین، زوریخ و لندن رفت و در این شهرها نیز قطعاتی از آثار مشهر موسیقی را خواند. در سال 1965 پاواروتی برای اولین بار به ایلات متحده آمریكا رفت و لوچیا دی لامرمور اثر دونیزتی را با جوان ساترلند در تالار اوپرای میامی اجرا كرد. پاواروتی در سالن اوپرای نیویورك متروپلیتن چندین اثر اوپرا اجرا كرد كه با اقبال عمومی مواجه شد. شهرت پاواروتی با حضور در گروه سه نفره اوپرا خوانانی كه به مناسبت جام جهانی 1990 قرار بود به اجرای یكی از بیاد ماندنی‌ترین آثار موسیقی كلاسیك بپردازند، به اوج خود رسید. صفحه اجرای اوپرای پاواروتی به همراه خوسه كارراس و پلاسیدو دومینگوی اسپانیایی به پرفروش‌ترین صفحه اوپرای اوئل دهه 1990 در سراسر جهان بدل شد. در سال 1992 نیز پاواروتی پا حضور پرنس چارلز و پرنسس دایانا در حضور 150 هزار نفر اولین كنسرت كلاسیك تاریخ هاید پارك لندن را اجرا كرد. در ژوئن 1993 بیش 500هزار نفر برای شنیدن صدای پاواروتی در سنترال پارك نیویورك گرد هم آمدند. در سپتامبر همان سال نیز پاواروتی برای 300هزار نفر در پای برج ایفل آواز خواند. درحالی كه بسیاری از خوانندگان و علاقه‌مندان به موسیقی كلاسیك نسبت به اجرای اوپرا در فضای باز گلایه داشتند، مدافعان پاواروتی معتقد بودند، پاواروتی با اجرای اوپرا در فضای باز، علاقه به این نوع موسیقی را در میان مردم رواج می‌دهد و به آن‌ها فرصت گوش فرا‌دادن به یكی از بیاد ماندنی‌ترین صداهای تاریخ اوپرا را می‌دهد. پاواروتی در كنار خوانندگی به تربیت خوانندگان اوپرا در حد استادی اهتمام می‌ورزید. این خواننده مشهور اوپرا، آخرین اوپرای خود را در ماه مارس 2004 در سالن اوپرای پوچینی توسكا در نیویورك اجرا كرد. پاواروتی سرانجام پس از 71 سال عمر و به دلیل ابتلا به سرطان لوزالمعده در روز 6 سپتامبر 2007 در زادگاهش مودنا و در حالی كه تمامی اعضای خانواده و بسیاری از دوستانش بر بالینش بودند، درگذشت.
  21. shadmehrbaz

    اخبار دنياي موسيقي

    آلبوم «عاشقانه ها» با صداي «احسان خواجه اميري» به بازار آمد جديدترين اثر احسان خواجه اميري از دیروز در بازار موسيقي كشور منتشر شد. «عاشقانه ها» كه در جريان طي مراحل اداري اخذ مجوز، بالا و پائين هاي زيادي را به خود ديد و ماجراي رنگ و وارنگي را از سر گذراند، با 10 قطعه به نام هاي «احساس آرامش»، «آرزو» ، «اين حقم نيست»، «كجايي» ، «دريا» ، «لحظه» ، «خوشبختي » ، «تموم قلب من»، «لب تيغ» و «نابرده رنج» منتشر شده است. عليرضا افكاري و احسان خواجه اميري ملودي هاي آلبوم را ساخته اند و هومن نامداري (9 قطعه) و سيروان خسروي (يك قطعه ) نيز تنظيم هاي آلبوم را انجام داده اند. روزبه بماني هم ترانه سراي كل آلبوم است . ميكس و مستر اين آلبوم را ايمان حجت و آرش پاكزاد بر عهده داشته اند و احسان خواجه اميري تشكري ويژه را هم از اميد حجت، احسان ني زن ، ميثم مروستي و بهنام حكيم داشته.
  22. درود خب پیشنهادت که رد میشه آهنگای شاد اینارو یافت کردم (البته چندتاش توی همین تاپیک بود لینکش) [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content]
  23. shadmehrbaz

    اخبار دنياي موسيقي

    محسن یگانه در از آینده کاری اش و «حباب» می گوید؛ یگانه: شاید دیگر آلبوم منتشر نکنم محسن یگانه پس از پشت سر گذاشتن یک دوره ی کاری پرتلاطم، بالاخره سومین آلبوم رسمی اش با نام «حباب» را منتشر کرد. به همین بهانه با او گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم. بازخورد آلبوم چطور بوده؟ خودم هنوز آلبوم را جایی نشنیده ام. خیلی از دوستان گفته اند که همه جا کارها شنیده می شود، اما من فقط به گوش خودم اطمینان دارم! همه می گویند که بهتر از آلبوم قبلی بوده و همین برایم کافی است. در یکی دو سال اخیر حاشیه های زیادی داشتید. آنقدری که سر این آلبوم اذیت شدید، جواب گرفتید؟ خود این آلبوم حاشیه نداشت، بلکه «من» حاشیه داشتم. بعضی ها دلشان نمی خواست این آلبوم نتیجه بدهد. یکی از چیزهایی که الان خوشحالم می کند این است که بالاخره از شر این آلبوم خلاص شدم! خیالم راحت شد. سال 87، در مصاحبه ای از من پرسیده شد که «فکر می کنی تا کِی می توانی کار کنی؟» دقیقاً یادم هست در پاسخ گفتم: تا 3 آلبوم تضمین می دهم؛ آلبومی که درخور شأن باشد و بتوان آن را شنید. الان خوشحالم و خدا را شکر می کنم که توانستم پای حرفی که زدم بایستم. به حرفتان در آن مصاحبه اشاره کردید؛ اینکه گفته بودید تا سه آلبوم تضمین می دهم. آخرین قطعه آلبوم جدیدتان هم «بیت آخر» نام دارد. این دلهره در میان هوادارانتان ایجاد شده که شاید «حباب» آخرین آلبوم محسن یگانه باشد... خودم در این آلبوم «بیت آخر» را خیلی دوست دارم. به نظرم همه چیزش خوب است. شاید «بیت آخر» آخرین قطعه ای باشد که در قالب آلبوم از من منتشر شده است. نمی خواهم طرفداران را ناراحت کنم. هرچند در حال حاضر خسته ام و ممکن است گفتن این حرف عجولانه باشد، ولی شاید دیگر آلبومی منتشر نکنم. برای انجام یک کار، باید لزومش احساس شود و این خیلی مهم است. فعلاً لزومی نمی بینم. اگر بخواهم کار بکنم شاید در قالب ریمیکس باشد. قطعاً هوادارانت نسبت به این تصمیم جبهه می گیرند چرا که برایشان چندان جالب نخواهد بود. فکر می کنید بتوانید در مقابل آنها مقاومت کنید؟ بحث مقاومت نیست. طرفدارانم در این چند سال آنقدر به من لطف کرده اند که بار مسئولیتم سنگین شد. من هم تمام توانم را گذاشتم،نه پول، نه جایگاه و نه هیچ چیز دیگری به جز موفقیت آلبوم برایم مهم نبود. من علاقه های دیگری هم دارم. مثلاً اگر درس می خواندم، الان حداقل یک مدرک مهندسی گرفته بودم، ولی می خواستم چه کار کنم؟! یک استعدادی داشتم، حوصله هم داشتم، اینها با هم تلفیق شد، هواداران هم مرا هُل دادند و به اینجا رسیدم. می خواستم ادای دین کنم و فکر می کنم این کار را انجام دادم. دیگر بعد از این نباید از من توقعی داشته باشند. پیشنهاد می کنم دیگر توقع آلبوم از من نداشته باشند. اما قطعاً تک آهنگ منتشر خواهم کرد. کارهایی در زمینه موسیقی الکترونیک انجام داده ام، چند تک آهنگ عجیب و غریب هم دارم که همه را غافلگیر خواهد کرد. من در زندگی فقط همین الان می توانم 27 ساله باشم و این انرژی و توانایی را داشته باشم و ممکن است بالا رفتن سن و سالم، انرژی و کارم را تحت الشعاع قرار دهد و من از این می ترسم. باید بنشینم و فکر کنم ببینم چه باید کرد. هنوز هیچ چیز قطعی نیست. شاید هم همین فردا به فکر تولید یک آلبوم جدید افتادم. در مورد تراک «حباب» توضیح بدهید. قطعه ای که هنوز نیامده حاشیه ساز شده! برداشت های متفاوتی از آن شده و برخی آن را به یک خواننده ی خاص نسبت می دهند. نباید اینقدر حاشیه سازی کرد. این همه کار اجتماعی انجام شده، با هیچ کسی اینطور برخورد نشده است. شاید تنها چیزی که در این آلبوم توانسته اند به آن «گیر» بدهند همین بوده است! اصلاً هر کسی که این قطعه او را ناراحت کند، خود «حباب» است. هر کسی که حباب باشد این قطعه را به خود خواهد گرفت، کسی که از نشان دادن واقعیت به مردم ترس داشته باشد. در جایی از فیلم سوپراستار دیالوگی با این مضمون گفته می شود که «شما خودتان را می کشید که معروف شوید، و وقتی که معروف می شوید، عینک دودی میزنید که شناخته نشوید!» خوب، چرا اینطور است؟ واقعاً جوابی برایش وجود ندارد... خیلی ها اینطوری اند و این مشکل را دارند و مردم نمی توانند به آنها نزدیک شوند. خود تو با هنرمندان زیادی رابطه داشته ای، مطمئناً تفاوت بین چیزی که از قبل در ذهن تصور کرده بودی و چیزی که با آن روبرو شدی، آنقدری زیاد هست که تو را به فکر این فرو ببرد که اینها واقعاً حبابند. ما همه آدمیم که به اینجا رسیده ایم. مردم ما را به اینجا رسانده اند. حالا بگوییم "به ما نزدیک نشوید... پیف پیف دیگر از این به بعد همه چیز بو میدهد..."؟ شاید این ادبیات من چیپ و لمپن باشد، اما واقعیت قضیه آنقدر چیپ هست که اینجوری درباره اش حرف بزنم. فکر می کنید ترانه ی «حباب» در مورد خودتان صدق نمی کند؟ چقدر سعی کردید که اینطور نباشید. بهتر است دور و بری های من این را جواب بدهند. محسن یگانه ی نفسهای بی هدف را در نظر بگیرند. از آن موقع اخلاقیات من فرقی کرده؟ به نطر خودم خیر... شاید جاهایی مجبور شده ام جدی تر برخورد کنم، اما به خدا این لازمه ی کار بوده است. ولی من همان آدمم. البته تغییراتی هم کرده ام، مثلاً اعتماد به نفسم بالاتر رفته... همین که من این مسئله را اینقدر راحت بیان می کنم را باید به فال نیک گرفت. اینکه این ترانه را برای خواننده ی خاصی اجرا کرده باشید را تکذیب می کنید؟ بله. فکر می کنم یک دسیسه ای هست و برخی می خواهند جو را بهم بریزند. در یکی دو سال اخیر، خیلی ها دوست داشتند من را یک آدم حاشیه دار جلوه دهند. به همین خاطر برایم حاشیه درست می شد. یک سوال دارم. به نظر شما همین مسئله ی حاشیه ای که الان به وجود آمده را من به وجود آورده ام؟ این طبیعی است که برای مخاطب سوال به وجود بیاید. بالاخره برداشتهایی که از یک اثر می شود متفاوت است. بهتر است که اشتباه برداشت نکنند. هر کسی که ترانه ی این قطعه به او بربخورد، باید در رفتارش تجدیدنظری داشته باشد؛ حتی خود من که این شعر را گفته ام اگر ایرادی در این زمینه پیدا کنم حتماً باید آن را برطرف نمایم. خدا را شکر همیشه سعی کرده ام که این اتفاق نیفتد. این آلبوم قطعات زیادی داشت و مدت زمان هر یک از آنها نیز نسبتاً زیاد بود. فکر نمی کنید این مسئله مخاطب را خسته کند؟ من از روزی که شروع به کار کردم، یک سری طرفدار خاص پیدا کرده ام که هرچه دارم از صدقه سری آنهاست. بعد از آلبوم رگ خواب وضعیت کمی عوض شد، فکر نمی کردم کارهایم اینقدر همه گیر شود و یک سری مخاطب پاپ و فان هم داشته باشم. این وضعیتم را کمی سخت کرد. خیلی خوب بود اما برایم گران تمام شد. مجبور شدم برای کار بعدی این را در نظر بگیرم که هم مخاطب خاصم را از دست ندهم و هم مخاطبی که به عنوان فان و سرگرمی کار من را گوش می کند را راضی کنم. دامنه ی مخاطبانم وسیع تر شد. در این چند سال ژانرهای مختلف را تجربه کردم که بعضی ها دوست داشتند و بعضی ها دوست نداشتند. به خاطر این مسائل برای انتخاب آهنگ کار سختی پیش رو داشتم و نمی توانستم هیچ کدام را حذف کنم. چرا که هیچ یک را بدون فکر و دلیل نساخته بودم. نمی توانستم به آهنگها لطمه بزنم و تایمشان را کم کنم. اگر این کار را می کردم، این سوال پیش می آمد که چرا مدت زمان آهنگها کم است. اگر یک آهنگ پنج دقیقه ای را نصف کنیم، می شود دو دقیقه و نیم که این تایم نرمال نیست و صرفاً برای یک کار تفریحی یا تیتراژ است. برای اینکه قطعات خسته کننده نشود، کارهای زیادی انجام دادم. مثل استفاده از تنظیم کننده های مختلف و نوازندگان زیاد که البته کار خیلی سخت تر شد. باید روی صدا دقت زیادی می کردیم، از دوستان و همکاران من که در این کار هستند بپرسید آیا تا به حال برای 14 قطعه، «40 گیگابایت» پروژه ی وکال داده اند؟! من این کار را کرده ام و اگر بخواهند نشان می دهم. روی خواندن هم دقت زیادی داشته ام. سعی کردم زیاد از افکت استفاده نکنم. حدوداً طی یک روز، بیش از 5000 نظر درباره آلبوم حباب در سایت «موسیقی ما» به ثبت رسیده، چه نظری دارید؟ ظاهراً تا به حال سابقه نداشته... خوشحالم، الان حسابی خوشحالم! خنده از لبانم نمی رود. 5000 تا واقعاً خیلی زیاد است. دمشان گرم! هر کسی هر چیزی نوشته دستش درد نکند. چه کسانی که تعریف کرده اند و چه آنهایی که انتقاد کرده اند. بعضی ها می گویند کلاً آلبومش به درد نمی خورد. یا اینکه می گویند چرا فلان آهنگ فلان مشکل را دارد... بعد که می روم بررسی می کنم و روی آن آهنگ دقت می کنم می بینم گویا اصلاً آهنگ را نشنیده است! اینها از روی غرض ورزی است. اما انتقادی که به جا باشد، از روی محبت و لطف است و من از آن خیلی استقبال می کنم. نکته ی خاصی هست که بخواهید مطرح کنید؟ عکاس آلبوم (بهنام دریانی) گیر داد که من اخم کنم. به خدا من اینقدر اخمو نیستم! از طراحی کاور راضی بودید؟ بله، دوست داشتم. این را در نظر بگیرید که این اولین کاوری بوده که بهنام دریانی طراحی کرده. از روی رفیق بازی کار را به او نسپردم، واقعاً کارهایش را دوست داشتم. اینها ثمره ی 4 صبح است. ظاهراً بیشتر کارهای این آلبوم در نیمه های شب انجام شده! وقتی ساعت 4 بعدازظهر از خواب بیدار شوی، طبیعتاً باید خیلی دیر بخوابی. این را یادگاری بنویس آنهایی که آلبوم را گوش می کنند بدانند صبح ها وقتی همه در حال رفتن به محل کارشان بودند، من تازه در ترافیک در حال برگشت به خانه بودم تا بخوابم. این آلبوم با چنین شرایطی تولید شد.
  24. shadmehrbaz

    تئوري موسيقي

    ادامه ی ارتفاع --- >گام مینور هارمونیک هر یک از درجه های گام نسبت به یکدیگر دارای قدرت جذب متفاوتی میباشند. برخی از آنها دارای جاذبه ی کمتری بوده و میل زیاده به حرکت به سوی نت مجاور در جهت بالا یا پایین دارند. بعضی دیگر هم دارای جاذبه ی بیشتر بوده و تمایل کمتری به رفتن به سوی نت های دیگر از خود نشان می دهند. در گامهای ماژور درجه هفتم که نیم پرده از تونیک پایین تر است دارای کمترین جاذبه می باشد . قبلا درجه ی هفتم گام ماژور را محسوس نامیدیم ، هنگام شنیده شدن این نت به خاطر جاذبه ی کمی که دارد و از طرفی جاذبه ی زیادی که نت اکتاو دارد و فاصله ی نیم پرده ای که میان این دو وجود دارد با شنیدن درجه هفتم میل و احساس شدیدی در شنونده برای شنیدن اکتاو به وجود می آید. اما در گام مینور تئوریک درجه ی هفتم را نمیتوان محسوس نامید و آن حس میل به حرکت به سمت اکتاو وجود ندارد زیرا فاصله ی محسوس و اکتاو در مینور تئوریک یک پرده می باشد از طرفی در موسیقی چند صد سال اخیر فاصله ی نیم پرده ای میان محسوس و اکتاو برای فرود و حس خاتم در موسیقی بسیار اهمیت یافته است. در نتیجه فاصله ی یک پرده ای میان درجه ی هفتم و هشتم گام مینور تئوریک یک عیب بزرگ محسوب می شود و عملا در موسیقی از چنین گامی استفاده نمیشود. به همین خاطر است که آن را مینور تئوریک مینامند. برای رفع این نقص موسیقی دانان به اصلاح این گام پرداخته و درجه هفتم گام مینور تئوریک را نیم پرده ی کروماتیک بالا برده اند تا گام دارای نت محسوس شود. به این ترتیب الگوی فاصله میان درجه های گام به شکل زیر در آمد و آن را مینور هارمونیک نامیدند. از دیگر ویژگی های این گام وجود فاصله ی یک و نیم پرده ای میان درجه های ششم و هفتم است. برای مثال لامینور (تئوریک) که از دو ماژور گرفته شده است و هیچ نشانه ی ترکیبی ندارد اگر بخواهیم بصورت مینور هارمونیک در بیاوریم باید درجه ی هفتم آن یعنی سل را نیم پرده بالا ببریم :
×
×
  • اضافه کردن...