رفتن به مطلب

raha_89

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    72
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی محیط زیست
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های raha_89

عضو جدید

عضو جدید (2/14)

276

اعتبار در سایت

  1. raha_89

    موسیقی فیلم

    انتهای خیابان هشتم؛ موسیقی به مثابه شخصیت فیلم انتهای خیابان هشتم ساخته علیرضا امینی است که موسیقی آن را علیرضا کهن دیری ساخته است. کسی که از او موسیقی فیلم‌های «برج مینو»،«شب روباه» و... را شنیده‌ایم. می‌توان گفت موسیقی فیلم انتهای خیابان هشتم فقط دو بخش دارد: بخش عنوان‌بندی یا همان تیتراژ و بخشی کوتاه مربوط به تنهایی یکی از شخصیت‌های فیلم. موسیقی تیتراژ به‌طور کلی فضای فیلم را مشخص می‌کند؛ یعنی اگر از پیش موضوع فیلم را ندانیم، با شنیدن موسیقی تیتراژ و فضای تاریکی که در ذهن ایجاد می‌شود می‌توان حدس زد که با فیلمی دلهره‌آور طرفیم. اگر چه فیلمساز در نهایت این دلهره را در مخاطب ایجاد نمی‌کند اما موسیقی تیتراژ به کمک فیلم آمده است. استفاده مؤثر از سازهای کوبه‌ای به اندازه کافی تنشی در مخاطب برمی‌انگیزد که برای کل فیلم کافی به‌نظر می‌رسد. شاید به همین دلیل است که تا نیمه فیلم در هیچ صحنه‌ای موسیقی شنیده نمی‌شود. تا اینکه در بخش مربوط به شک و تردید نیلوفر که ترانه علیدوستی نقش آن را بازی می‌کند، تکنوازی گیتار به گوش می‌رسد. در اغلب فیلم‌ها وقتی به تنهایی می‌رسیم معمولا موسیقی سنتی می‌شنویم اما از آنجا که داستان فیلم مربوط به شخصیت‌هایی امروزی است در صحنه‌هایی- شک و تردید و تنهایی‌های شخصیت‌های فیلم انتهای خیابان هشتم - ساز گیتار به خوبی از عهده نقشش برآمده است. این تکنوازی در صحنه مربوط به کتک خوردن حامد بهداد و صحنه‌های مربوط به پریشانی صابر ابر نیز به گوش می‌رسد. به غیر از این چند بخش کوتاه از فیلم، موسیقی دیگری به گوش نمی‌رسد. در مجموع موسیقی اصلی این فیلم به تیتراژ ابتدایی و انتهایی مربوط می‌شود که یک موسیقی‌ای شبیه به موسیقی مارش است که در آن از سازهای کلارینت، گیتار، پیانو و سازهای کوبه‌ای استفاده شده و مجموعه‌ای است از خشم، نگرانی و نفرت که با دلهره شروع می‌شود و در پایان به آرامش می‌رسد. آهنگ سرا
  2. raha_89

    اخبار دنياي موسيقي

    ولینگ استونز (The Rolling Stones)، از جمله قدیمی‌ترین و کار‌کشته‌ترین گرو‌ه‌های موسیقی راک دنیا، در سال 1962 در لندنِ انگلستان شکل گرفت. آوازهٔ شهرت‌شان خیلی زود سراسر انگلستان را فرا گرفت و همزمان با هجوم گروه‌های موسیقی انگلیسی به امریکا در اوایل دههٔ شصت بود که نام آن‌ها هم در ایالات متحده بر سر زبان‌ها افتاد و محبوبیت‌شان فراتر از مرزهای کشورشان رفت. در روزهای اولیهٔ فعالیت گروه برایان جونز، سردستهٔ گروه به شمار می‌آمد ولی این میک جگر بود که جونز، یان استوارت و کیت ریچاردزِ گیتاریست را گرد هم آورد و به مرور هم به دلیل توانایی‌هایش در زمینهٔ خوانندگی و ترانه‌سرایی و هم‌چنین ویژگی‌های خاص دیگرش هدایت گروه را بر عهده گرفت. کمی بعد بیل وایمن به عنوان نوازندهٔ گیتار بیس و چارلی واترز به عنوان درامر عضو رولینگ استونز شدند. البته استوارت از سال 1963 از اعضای اصلی گروه فاصله گرفت و تا زمان مرگش در سال 1985 به کارهای اجرایی گروه و نوازندگی کی‌بورد مشغول شد. جونز در سال 1969 و اندکی پس از خروجش از گروه درگذشت و مایک تیلر جانشین او شد. تیلر در ضبط پنج آلبوم با گروه همکاری کرد و در سال 1974 از ادامهٔ کار انصراف داد. بعد از آن گیتاریست قدیمی گروه «فیسز» (Faces)‌ یعنی رانی وود به گروه پیوست و تا امروز هم با گروه هم‌کاری می کند. بیل وایمن هم در سال 1993 رولینگ استونز را ترک کرد. اگر نگاهی با کارنامهٔ هنری بلند بالای رولینگ استونز بیندازیم، متوجه خواهیم شد که در چند سال اولیهٔ تشکیل گروه، اعضای رولینگ استونز در جستجوی سبک خود بودند و کارهایشان بیشتر اجراهایی از سبک موسیقی بلوز امریکا و آر‌ اند‌ بی بود تا این‌که با ترانهٔ «احساس رضایت به‌ام دست نمی‌دهد» آن‌چه امروز به نام سبک خاص رولینگ استونز می شناسیم پایه‌گذاری شد. از آن به بعد اعضای گروه تمام تلاش خود را کردند تا با تلفیق سبک‌های مورد علاقه خود موسیقی گروه را هر چه بیشتر غنی‌تر سازند و شاید سرپابودن گروه پس از چندین دههٔ پر از التهاب بهترین دلیل بر این ادعا باشد که کاملا در انجام چنین کاری موفق بوده‌اند. موسیقی گروه رولینگ استونز تلفیقی است از سبک‌های مختلفی چون بلوز امریکایی، کانتری، فولک، ری‌گی، دنس و موسیقی ملل و حتی در این میان سبک‌های موسیقی سنتی انگلستان هم که در آنها از سازهایی مانند چنگ استفاده می‌شود، جایگاه ویژه‌ای در موسیقی رولینگ استونز برای خود دست و پا کرده‌اند. موسیقی ما
  3. raha_89

    اخبار دنياي موسيقي

    همزمان با چهارمین سالروز در گذشت خسرو شکیبایی یک تیمِ 3 نفره ی موسیقی متشکل از شهرام شکوهی ، پیام هوشمند و سید محمد کاظمی یک قطعه ی موسیقی تحت عنوان « به رنگ شکیبایی » را تهیه کرده و به انتشار رساندند. شهرام شکوهی در رابطه با اجرای این قطعه به سایت موسیقی ما چنین می گوید : « مرحوم خسرو شکیبایی یکی از اسطوره های بازیگری در تاریخ سینمای ایران بوده ، هست و خواهد بود . او علاوه بر هنر والایی که در زمینه ی تصویر داشت ، از صدایی منحصر به فرد برخوردار بود و به همین خاطر تمام تلاشمان را به کار گرفتیم تا در مدت زمانی کوتاه قطعه ی قابل قبولی را به ثمر برسانیم .پس از این که با ترانه ی « به رنگ شکیبایی » ارتباط برقرار کردم ملودی این قطعه را ساختیم و تنظیم آن نیز ظرف چند روز آماده شد . امید وارم ماحصل این اثر در شأنِ شکیبایی بزرگ باشد.» پیام هوشمند که تنظیم کننده ی این اثر به حساب می آید علاقه ش به شکیبایی را این چنین بیان کرد : « طی 4 سالی که از درگذشت خسرو شکیبایی می گذرد جای خالی اش همواره احساس شده و بدون شک هیچ گاه پر نخواهد شد.خوشحالم که توانسته ایم با ساخت یک قطعه ی موسیقی از او یاد کنیم تا شاید این اثر به دل علاقه مندان شکیبایی بنشیند.» سید محمد کاظمی به عنوان ترانه سرای این قطعه می گوید : « پاییز 87 و چند ماه پس از درگذشت باور نکردنی خسرو شکیبایی ترانه ای را برای او سرودم که کاملا خودم را راضی نمی کرد. در تمام این مدت با ترانه ای که نوشته بودم کلنجار می رفتم تا به حدی که دلم را راضی می کند برسد. فروردین امسال ترانه ی « به رنگ شکیبایی » آماده شد و تصمیم گرفتیم آن را به اجرا برسانیم . شهرام شکوهی بهترین گزینه ای بود که می توانست قطعه ای جهت بزرگداشت شکیبایی اجرا کند. امیدوارم توانسته باشیم به اندازه ای ناچیز از آن هنرمند فراموش نشدنی یاد کرده و هوادارانش را خوشحال کرده باشیم .» موسیقی ما
  4. raha_89

    دلتنگستـان

    شب بوها ، صدایم میکنند کوچه های منتظر برنجهای نرسیده نی زارهای خسته کپورهای مردابی همگی امشب، صدایم میکنند غوک ها، سرود زندگی میخوانند ماهیگیر، برای ماهی ها، قصه ی وفا میگوید زندگی ام به چرخ سرنوشت گیر کرده ومرا با خود میچرخاند گاهی پیش خدا میبرد مرا، گاهی هم زمینی میشوم به سادگی دهقانان حسادت میکنم و درصداقت دخترکهای شمالی، به ازدست رفته های کودکی ام، می اندیشم دریا هنوز آبیست شالیزار هنوز سبز است گاهی وقتها، رنگین کمان را هم میبینم و هنوز این سوال لعنتی، دست از سرم برنمیدارد، که چرا بعضی آدمها، قبل از مردن میمیرند
  5. raha_89

    سیاه ... سپید ... خاکستری ...!

    نسیم صبحگاهی چو گلی شکفته باشد چه غمش که بلبل همه شب نخفته باشد غم خود نهفته خواهم ز جهان و آتش دل نفسی نمی گذارد که غمم نهفته باشد
  6. raha_89

    فاضلاب

    [h=3]تصفيه پيشرفته [/h] از آنجائيكه عوامل مختلفي از جمله شرايط محيطي ، اقليمي و جغرافيايي منطقه طرح ، موارد فني و داشتن توجيه اقتصادي و نيز مسئله بهره برداري از تصفيه خانه در انتخاب فرايندهاي مختلف تصفيه فاضلاب دخالت دارند و نيز با توجه به گسترش كاربرد سيستمهاي پيشرفته تصفيه فاضلاب در سطح دنيا و انجام بررسيهاي لازم در خصوص امكان بكارگيري و يا جايگزيني گزينه هاي جديد با سيستمهايي كه داراي قدمت بيشتري از لحاظ طراحي، كاربرد و بهره برداري مي باشند. كشور ما نيز با توجه به دستاوردهاي تكنولوژي در زمينه تصفيه فاضلاب ، اهميت و ضرورت گام نهادن در اين مسير را درك نموده و قدمهاي اوليه را نيز برداشته است.گزينه هاي پيشرفته تصفيه فاضلاب كه توسط اين مهندسين مشاور در گزارش حاضر مورد بررسي قرار گرفته است، شامل فرآیندهای حذف بیولوژیکی نیتروژن از قبیل mle وa2o وbardenfo مي باشد که در فصول بعدي به طراحی اين سیستم ها پرداخته شده است.لازم به ذكر است كه در خصوص مسائل مربوط به بهره برداري از تصفيه خانه هايي كه به روشهاي پيشرفته راهبري مي گردند ، با توجه به عدم اجراي طرحهايي از اين قبيل در سطح كشور متأسفانه هنوز تجربه لازم و كافي در اين زمينه بدســـت نيامده است و تنها مي توان به اطلاعات و تجربيــــات موجــــود در تصفيه خانه هايي كه در ساير كشورهاي جهان با اين سيستمها به بهره برداري رسيده اند اكتفا نمود كه البته اين موضوع دليل بر عدم كاركرد مطلوب چنين سيستمهايي و پيشنهاد عدم استفاده از آنها نخواهد بود.
  7. raha_89

    فاضلاب

    [h=3]هدف از تصفيه [/h] [h=3]براي تصفيه فاضلاب بسته به نوع و كيفيت آن از روشهاي مختلف تصفيه فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي و يا تلفيقي از آنها استفاده مي گردد. اصولاً تصفيه فاضلاب براي نيل به مقاصد ذيل انجام مي گيرد : [/h] [h=3]- حذف مواد جامد معلق اعم از مواد قابل ته نشيني و يا غيرقابل ته نشيني به طوريكه پساب حاصله عاري از مواد فوق باشد. [/h] [h=3]- جدا سازي مواد سمي و مضر از فاضلاب كه اكثراً در اثر فعاليت صنايع توليد مي گردد و از بين بردن ميكرو ارگانيسم هاي بيماري زا.[/h] [h=3]- تجزيه و متلاشي نمودن مواد آلي ناپايدار و تبديل آنها به مواد پايدار و تجزيه ناپذير و ته نشين نمودن و در نهايت جدا نمودن آنها از فاضلاب. [/h] [h=3]- تصفيه و تثبيت لجن توليد شده به منظور حذف آلودگي آن و خشك كردن و تبديل آن به كود كشاورزي.[/h] [h=3]- پاكسازي محيط زيست انسانها از مواد آلوده كننده و دور نگه داشتن منابع آبهاي زيرزميني و آبهاي سطحي و ساير منابع آبي از آلودگيهاي ناشي از توليد فاضلاب. [/h] [h=3]البته لازم به توضيح است كه چنانچه فاضلاب به صورت خام در طبيعت رها گردد، عمل تصفيه خود به خود انجام مي پذيرد اما فعل و انفعالات مزبور زمان بيشتري را مي طلبد. با توجه به مقدار توليد فاضلاب در اجتماعات بزرگتر و كمبود زمين در اطراف آن ، معمولاً تصفيه طبيعي امكان پذير نمي باشد و بدين جهت براي چاره جويي و حل مشكل دفع فاضلاب معمولاً از روشهاي مصنوعي تصفيه فاضلاب استفاده مي گردد. تصفيه مصنوعي فاضلاب در واقع سرعت بخشيدن به همان فعل و انفعالات خود به خودي تصفيه فاضلاب در طبيعت مي باشد. با توضيح فوق چنين نتيجه گيري بعمل مي آيد كه تصفيه فاضلاب يا به صورت طبيعي و يا بصورت مصنوعي امكان پذير است كه انتخاب سيستم به پارامترها و عوامل متعددي بستگي دارد.[/h]
  8. raha_89

    سیاه ... سپید ... خاکستری ...!

    به شکوه گفتم برم زدل یاد روی تو آرزوی تو به خنده گفتم نرنجم از خلق و خوی تو گفتگوی تو ولی زمن د چو برکنی امید خود بر که افکنی هر کجا روی بسته ی منی ساغر وفا از چه بشکنی گذشتم از او به خیره سری گرفته ره مه دگری کنون چه کنم با خطای دم که مهر و وفا شد ورای دلم به دام غم اکنون فتاده منم رسد به فلک ناله های دلم به جز ره او نه راه دگر مرا نبود پناه دگر دگر پس از این خطا نکنم ز دام بلا دل رها نکنم گرم بکشد پای خون چشم ،ز جان گذرم شکوه ها نکنم شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست و همه جا پر شد از بوی خدا. همه جا آیت اوست. نوروزتان مبارک
  9. raha_89

    دلت بچه میخواد ؟؟؟

    سلام شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست و همه جا پر شد از بوی خدا. همه جا آیت اوست. نوروزتان مبارک ازدواح را دوست ندارم ولی بچه چرا 2تا
  10. raha_89

    مشاعره

    یک نفس بیا پیشم، یا بخوان بر خویشم من نمی توانم بود زنده در جهان بی تو لاله خون دل نوشی، نسترن کفن پوشی سخت ماتم انگیز است سیر بوستان بی تو شیشه ها همه خالی، ساز ها همه خاموش بی نمک بود امشب بزم عاشقان بی تو
  11. مریل استریپ متولد 1949 و در آستانه 61 سالگی است. چروك‌ها به صورتش هجوم آورده‌اند، اما هنوز پركار است و با شوق به قلب نقش‌های نو می‌زند و می‌خواهد عنوان «بهترین بازیگر زن عصر خویش» را حفظ كند، ولو آنكه سنش او را به‌سوی نقش‌های‌ مادرانه سوق دهد.كارنامه درخشان مریل استریپ كتمان‌ناپذیر است و سیاهه‌ای از زنانی كه به مدد حضور او روی پرده جان گرفتند و در اذهان ماندند در آن خودنمایی می‌كند. ولو آنكه فعالیت اصلی‌اش را خیلی دیر ـ در 30 سالگی ـ آغاز كرد و در این سن به شهرت رسید. بنابراین او را نه در نقش دختران جوان بلكه در نقش زنی به‌تنگ‌آمده، مستقل، ماجراجو یا زخم‌خورده به‌یاد می‌آوریم. در چهل سالگی بی‌تردید عنوان بااستعدادترین بازیگر زن سینما را یدك می‌كشید و شاخص‌ترین آنها بود. احتمالا واژه شاخص برای توصیف او كافی نبود، چرا كه گاهی این معنی را می‌دهد كه اثری فوق‌العاده است، ولی مردم آن را دوست ندارند. همان چیزی كه در مورد لاورنس الیویه، كاترین هیپبورن و حتی برخی آثار ال پاچینو هم صدق می‌كرد. اما استریپ در انتهای دهه 1980 فوق‌العاده بود و در فیلم فریادی در تاریكی، ساخته فرد شیپسی (1988)، نقش یك زن استرالیایی را بی‌نقص بازی كرد. خیلی‌ها حوصله تماشای این فیلم را نداشتند، چون موضوع آن و صحنه‌هایش آزاردهنده بود. استریپ طی ده سال شش بار نامزد دریافت جایزه اسكار بهترین بازیگر زن شده بود و دو بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش دوم. او در هر دو زمینه برنده جایزه شد؛ اما كسی اهمیتی هم داد؟ سیمرغ
  12. کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلم‌های معروف او می‌توان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغ‌التحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی ‌از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقش‌های مکمل گذراند و در فیلم‌هایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد. آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقش‌های بزرگ در دل محصولات عظیمی ‌چون ارباب حلقه‌ها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او ده‌ها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ٥٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.
  13. نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشیدی) بازیگر آمریکایی- استرالیایی و برنده جایزه اسکار که به خوانندگی نیز پرداخته ‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود که هر دو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو‌ هاوایی (ایالات متحده) متولد شده ‌است و به همین دلیل دارای هر دو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی ‌بالینی بود و مادرش «جانلا» آموزشیار پرستار بود. در سال ۱۹۷۳ میلادی؛ یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد. او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود كه در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. سال 2002 سالی بود كه نیكول 35 ساله به اوج افتخارات هنری یك بازیگر دست یافت. بازی بی نظیر او در نقش ویرجینیا وولف در فیلم ساعت‌ها او را علاوه بر جوایز متعدد از فستیوال‌های مختلف، برنده جایزه اسكار بهترین بازیگر نقش اول زن كرد. اما شاید جنجالی‌ترین دوره حرفه‌ای نیكول كیدمن را باید سال 1999 دانست. حضور در پروژه جنجالی چشمان كاملا بسته آخرین اثر استنلی كوبریك و بازی او برای سومین بار در كنار همسرش تام كروز، این زوج را دچار مشكلاتی كرد كه در نهایت به جدایی آنها منجر شد. این تریلر، روایت شك و تردیدی است كه یك زوج آمریكایی نسبت به هم پیدا می‌كنند و نمایانگر سیری است كه در این تامل سپری می‌شود. بازی فوق‌العاده و بی نقص كیدمن، به خصوص در سكانس مربوط به میهمانی اول فیلم به نظر یكی از سكانس‌های برتر تاریخ سینما است سیمرغ
  14. raha_89

    مشاعره

    در دلی آتش جاویدی را دیدمت وای چه دیداری وای این چه دیدار دلازاری بود بی گمان برده ای از یاد آن عهد که مرا با تو سر و کاری بود
  15. raha_89

    موسیقی فیلم

    نگاهی به موسیقی فیلم بدرود بغداد آهنگساز : مسعود سخاوت‌دوست : اولین تجربه آهنگ‌سازی موسیقی فیلم را مسعود سخاوت‌دوست در بدرود بغداد داشته است اگرچه بعد از آن طی سال‌های اخیر برای فیلم‌های سینمایی دیگری از جمله سه و نیم (نقی نعمتی)، گلوگاه (ابراهیم معیری)، سپیده (روح الله حجازی)، برج آرام (مسعود اطیابی)، نخل گریان (پناه‌برخدا رضایی) و... موسیقی ساخته است اما پیشینهء کار آهنگ‌سازی سخاوت دوست به فیلم‌های کوتاه و مستند برمی‌گردد و مهدی نادری هم اولین بارها موسیقی او را آنطرف‌ها شنیده و از آن خوشش آمده است. این‌ها را گفتم که بدانید اگر اینقدر صدای موسیقی بدرود بغداد آوانگارد و جدید است دلیلش این است که سابقهء آهنگ‌ساز جوان آن به جاهایی می‌رسد که طالب همین جنس موسیقی‌ها هستند. حالا جدای از اینکه علاقمندی خود آهنگ‌ساز هم به همین جنس موسیقی‌های مدرن است و در دیگر آثارش هم می‌شود همین روند را دنبال کرد. بنا به فضای ذاتی فیلم بدرود بغداد و به خصوص شیوهء فیلمبرداری آن، موسیقی نیز باید همپای این تصاویر پیش برود و نمی‌توان انتظار داشت که موسیقی ارکسترال صرف با هارمونی‌‌های مشخص و چارچوب‌های تعریف‌شده فضای موسیقایی آن را بسازد. از سویی دیگر فضای داستانی فیلم هم که بین شخصیت‌هایی از ملیت‌های متفاوت می‌گذرد به مخاطب اجازه این را می‌دهد تا با پذیرشی بالاتر سراغ شنیدن موسیقی آن برود. همین پیش فرض کفایت می‌کند تا آهنگ‌ساز با حس تجربی بیشتری سراغ ساخت این موسیقی برود کما اینکه همین اتفاق هم افتاده است و یک سری ساز که اسمشان هرگز به گوش اغلبمان نخورده در شکل دادن این موسیقی نقش داشته‌اند. سازهایی مثل زرافی، جیرفا، زاغه، فرش یا سروش که هر کدام داستانی دارند و حکایتی! آهنگ‌ساز بیشتر روی صحنه‌هایی که آمریکایی‌ها در تصویر حضور دارند، سراغ کوارتت زهی رفته است. کوارتت زهی سخاوت‌دوست هم یک کوارتت معمولی از جنسی که دیگر کوارتت‌ها دارند یعنی ترکیب ویولن و ویولا و چلو و کنترباس نیست، بلکه او سراغ استفاده کردن از چهار ویلن سل همزمان رفته است تا بتواند با صدای پر و اندوهناک آنها، فضای همراه با استرس و اضطراب ارتش آمریکا را نشان دهد. ویولن‌سل‌هایی که با آرشه‌هایشان به خوبی می‌توانند این فضا را نمایش دهند. کشش‌های سریع آرشه روی سیم‌های ویولن‌سل و صدای کلفت و عمیق آن، داستان پر تنش سربازهای آمریکایی را که از مرگ بی‌دلیل دختربچه‌ای بی‌گناه حکایت می‌کند، بازگو می‌کنند. موسیقی بدرود بغداد از آن دست موسیقی‌هایی است که آهنگ‌ساز آن، بخش‌هایی را به صورت افکتیو ساخته که در تار و پور تصاویر تنیده شده‌اند و به سادگی قابل شنیدن نیستند. صداهایی که بیشتر توسط افکت‌های صوتی ایجاد شده‌‌اند و هدف‌ اصلی‌شان آراستن تصاویر و جذاب‌تر کردن آنها بوده است. هرجا که بار دراماتیک داستان بالاتر رفته است، موسیقی هم راحت‌تر قابل شنیدن است و به اصطلاح صدای موسیقی هم رو آمده است. موسیقی ما
×
×
  • اضافه کردن...