رفتن به مطلب

sookut

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    4874
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sookut

  1. sookut

    یوز بی خال!

    وقتی جانوری با شکلی نامتعارف مشاهده می شود! / از «آقا زاده حرف گوش نکن» تا «یوز بی خال» کنیا [h=5]سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ کوشان مهران: «عتصرالمعالی قابوس ابن وشمگیر» در کتاب بی همتای خود «قابوس نامه» که در واقع آیینه ای از فرهنگ ایران در آن برهه است، درباره همه مواردی که یک نجیبزاده جوان می باید بداند از «نجوم» و «خرید اسب» تا «شرکت در باده گساری» برای پسر خود «گیلانشاه» نگاشته و صد البته که آموزش سواری و نخجیرداری یکی از مهم ترین آرایه ها و هنرهای یک اشراف زاده بوده است. در بخش مربوط به نخجیر، یکی از ریزه کاری های شکار این بوده که نجیبزادگان به هیچ روی قلاده «تازی» (سگ شکاری) را بدست نگرفته و یوزان آموخته را در نخجیرگاه بر پشت اسب ننشانند؛ چون در عین اینکه اینکار در شان و مقام یک امیرزاده نیست، نشاندن سباع (درندگان) بر پشت اسب به هنگام سواری خلاف عقل و احتیاط است.[/h] یکی از نگاره های پیوست نخجیرگری را در حدود سال 1560 میلادی در ایران دوران «شاه طهماسب صفوی» نشان می دهد که سوار بر اسب کمانی زه کرده را در ترکش (جای کمان) نهاده و یوزی مقید به قلاده و جل بر پشت، بر روی زین سوار کرده است. هرچند در ادب پارسی واژگانی چون «یوزدار» و «یوزبنده» برای اهل ادب آشناست ولی در مقایسه با هند گورکانی در نگارگری ها کمتر شاهد نخجیر شکارگران همراه با یوز هستیم و شکارگر صفوی در شکار جرگه، بیشتر مایل بوده برای معرکه نبرد آموخته شده و با شمشیر شکارگر(قراچوری، شمشیری بلند تر از شمشیر پیادگان) و نیزه و خشت و زوبین و کمان و کمند به شکار بپردازد. از اواسط دوران صفوی شاهد ورود پیادگان مسلح به تفنگ در نگارگری ها هستیم. پس از فروپاشی دولت ابدمدت صفوی و شکوه کوتاه مدت خورشید نادری و دوران جنگ های خونین پیش و پس از حکمفرمایی «کریم خان زند» نه برای ادیبان مجال سخنوری بود و نه میرشکاران برای هنر خود خواهانی داشتند. نقل شده که قوشبان نادر همراه با پرنده ای شکاری به درگاه خان زند آمد و مستدعی شغلی شد. خان به او گفت: «ولش کن سی خودش بگیرد، سی خودش بخورد!» یوز طیغون «نورالدین جهانگیر» امپراتور جنگاور و هنرور و دوستدار طبیعت هند در «توزک جهانگیری» (خاطرات جهانگیری) از یوزی سپید که از «آگرا» به او پیشکش شده اشاره داشت... «این اولین و آخرین یوز سپیدی بود که در تمام عمرم با آن برخورد کرده بودم لکه های روی پوست یوز بجای سیاه، آبی رنگ بود و سپیدی بدن یوز به آبی میزد». در دهه 1920 یک یوزپلنگ با لکه های بزرگ و خطوط عمودی در «رودزیا» شکار شد که در آن دوران به نام علمی «یوز پادشاه» Acinony rex نام گرفت و گمان می رفت زیرگونه جدیدی کشف شده است. ولی بعدها مشخص شد که همانند شیر های سپید آفریقای جنوبی و «گربه سروال» سیاه رنگ کوهستان های اتیوپی، در واقع جهش ژنتیکی باعث بروز این پدیده شده است. نگاره های پیوست نشان دهنده ماده یوزی بدون خال است که در کنیا دیده شده است. در ببرها و پلنگ ها نمونه های فاقد شکل های معمول بر روی پوست دیده شده اند ولی این ویژگی در یوزها بسیار نادرتر است. یکی دیگر از نگاره ها نره یوزی است که رنگ بدن او به جای آهویی معمول، سپید با خال است. از دوران کهن، جانورانی با فرمی نامتعارف مورد توجه قرار می گرفتند. برای نمونه، «پیل سپید» در تایلند نماد خوشبختی بوده و تنها شاه مجاز به نگهداری از آن است. نمونه های شیر و ببر سپید تا آن اندازه مورد توجه باغ وحش ها، سیرک ها و برنامه های پرزرق و برق نمایشی «لاس وگاس» قرار گرفته اند که به دلیل درون گشنی(درون آمیزی) گرفتار دشواری های ژنتیکی شده اند. در ایران اما نمونه هایی از کبک و پازن سپید مشاهده شده اما در مورد گرگ های سیاه احتمال دورگه شدن با نمونه های سگ وجود دارد. از خوانندگان محترم، به ویژه شکارگران و طبیعت گردان و عکاسان، دعوت می کنیم تا نمونه های زال (حیوانات با موی سپید) گونه های جانوری ایران را در صورت تمایل برای گردآوری و دسته بندی در اختیار سبزپرس قرار دهند.
  2. sookut

    «گنجشک زال» در رفسنجان

    «گنجشک زال» در رفسنجان [h=5][/h] این گنجشک مبتلا به «آلبینیسم» (Albinism) است که در اصطلاح فارسی به آن «زال» می گوییم. این عکس توسط یکی از مخاطبان سبزپرس به نام «فرزاد مهدوی» تهیه شده است و به گفته او، این گنجشک در یکی از خیابان های شهر رفسنجان در استان کرمان و در تاریخ اول بهمن ماه 1389 مشاهده شده است. «علیرضا هاشمی» از «گروه پرنده نگری طرلان» نیز می گوید که این پرنده از گونه «گنجشک خانگی» است و به لکه روی سینه پرنده نشان می دهد که جنسیت این گنجشک نیز نر است. آلبینیسم نوعی بیماری ژنتیکی محسوب می شود که مادرزادی است و به واسطه آن، بدن فرد مبتلا قادر تولید رنگدانه ملانین در پوست و موها نیست، به همین دلیل فرد بیمار پوست و موهایی سفید دارد. البته آلبینیسم می تواند به شکل کامل و یا موضعی (partial) در فرد دیده شود. هاشمی می گوید که این گنجشک، به آلبینیسم موضعی مبتلا است چرا که پرهای رنگی در شکل پرنده وجود دارد. در افرادی که به آلبینیسم کامل مبتلا هستند، حتی عنبیه چشم نیز فاقد رنگدانه و شفاف است با این حال در این افراد، عنبیه چشم ها به رنگ قرمز دیده می شود، چرا که این شفافیت باعث می شود تا رنگ خونی که در چشم ها جریان دارد، دیده شود و به همین دلیل افراد مبتلا به آلبینیسم کامل، چشم هایی قرمز دارند. نبود همین رنگدانه ها مشکلات زیادی را برای این افراد ایجاد می کند. آنها معمولا چشم هایی بسیار حساس به نور دارند و در روز، دید مناسبی نخواهند داشت. پوست آنها نیز بسیار مستعد آفتاب سوختگی است. حیوانات زال نیز با مشکلی بزرگتر روبرو هستند. آنها به دلیل رنگ متمایزی که با سایر هم نوعان خود دارند، در استتار دچار مشکل هستند و معمولا بسیار زود شکار می شوند و در حیوانات صیاد، برای به دست آوردن غذا با مشکل روبرو خواهند بود. سبزپرس چند روز قبل و با انتشار مقاله «وقتی جانوری با شکلی نامتعارف مشاهده می شود! / از "آقا زاده حرف گوش نکن" تا "یوز بی خال" کنیا» به قلم کوشان مهران، از تمامی مخاطبان خود درخواست کرده بود تا در صورت مشاهده حیواناتی که به دلیل مسایل ژنتیکی با سایر هم نوعان خود متفاوت هستند، عکسی از آنها برای تحریریه ارسال کنند. این اولین عکس های دریافت شده از این سری است که توسط آقای فرزاد مهدوی از رفسنجان ارسال شده است.
  3. نگاهی به دو دیدگاه متضاد درمورد یوزپلنگ/ از راجا و رانی تا صاحب و مم صاحب [h=5]اسناد موجود در بایگانی های اداره جنگل بانی و بعدها شکاربانی هند تحت استیلای بریتانیا حقیقت تلخی را درباره یوز نشان می دهد. برای نمونه در سال 1872 تعداد هشت «چیتا» (نام هندی یوز به معنی خالدار) شکار و پوست آنها برای دریافت جایزه و «کله گرگی» به مقامات دولتی «میرزاپور» تحویل داده شد. یکی از هولناک ترین آمارها مربوط به سال 1876 در «مدرس» است که پوست 135 یوز و 507 پلنگ برای دریافت جایزه تحویل داده شد. [/h] رابطه بین اقوام هندی و یوز تا پیش از ورود مغولان و تشکیل دولت گورکانی چندان روشن نیست؛ هرچند پس از یورش های «سلطان محمود غزنوی» به تدریج پادشاهی های مسلمانی چون بهمنی، لودی و غلامشاهیان به ویژه در شمال شبه قاره تشکیل شدند ولی با ورود «بابر» شاهزاده تیموری از «فرغانه» به کابل و بعدها شمال هند و تصرف «سِند» و سلطان نشین دهلی در کنار نفوذ فرهنگ ایرانی(هر چند سابقه ارتباط ایرانیان و هندیان به پیش از میلاد و ورود اقوام آریایی نژاد به این دو ناحیه بازمی گردد)، نخچیر گری و یوزداری رونق روزافزونی به ویژه در دوران «جلال الدین اکبر مغول اعظم» و امپراتور گورکانی گرفت. «نورالدین جهانگیر» جانشین اکبر از یوزخانه ای با هزار یوز متعلق به پدر خود یاد می کند. خلاف ایرانیان که برای پیش گیری از خسته و کوفته شدن یوز، چشم بسته و جل پوشیده او را سوار بر اسب به شکارگاه وارد می کردند، در هند مرسوم بود یوزان چشم بسته آموخته و آهو گیر را سوار بر عرابه های گاوکش به نخچیرگاه وارد می کردند که این رسم تا اوایل قرن بیستم در میان مهاراجه ها و نواب هندی مرسوم بود. کمپانی معظم هند شرقی و از سال 1857 دولت ملکه ویکتوریا به عنوان امپراتیس هندوستان در کنار معرفی قوانین جنگلداری و بهره برداری، بنا بر دیدگاه رایج آن روزگار شیوه مدیریت حیات وحش را نیز در هند رایج کرد که ضربه ای کاری بر جمعیت یوز وارد آورد. از دیدگاه مدیران بریتانیایی حفاظت از نسل پیل ها به جهت استفاده از نیروی آنها در حمل و نقل و جنگ بسیار مهم می بود ولی هیچ دیدگاه منطقی، حفاظت از نسل گوشتخوارانی چون ببر و یوز را نه تنها در هند بلکه در کل دنیای آن روزگار توجیه نمی کرد. به همین دلیل شکار درندگان به شیوه هایی چون تله گذاری، طعمه مسموم و تیراندازی مجاز شد و با پرداخت پاداش و به اصطلاح «کله گرگی» شکارچیان حرفه ای به ویژه «سیک ها» شروع به نابود کردن جمعیت ببر و پلنگ و گرگ در کنار بازرگانان پوست فروش و دلالان کردند. خلاف جانور زیرک و سازگاری چون پلنگ، شکار یوز آسان تر بوده و در این میان نباید اثر منفی زنده گیری و آموختن یوزان هندی از طبیعت برای دربار شاهزادگان و راجه های هندی را فراموش کرد. با شروع قرن بیستم آمارهای موجود در جنگلبانی و شکاربانی ایالت های گوناگون نشان از کاهش شدید و حتی ریشه کن شدن جمعیت یوز دارد و کار بدانجا رسید که برای ارضای حس لذت طلبی فلان نواب با صرف هزینه ای گزاف یوزپلنگ از آفریقا به هند وارد می شد. شاید باور کردنی نباشد که در دنیای امروز که به دلیل افزایش جمعیت انسان و دام و از دست رفتن زیستگاه مناسب و شکار قاچاق هرسال از تعداد یوزپلنگ در آفریقا کاسته می شود، هنوز شکارچیان نوکیسه و در واقع انسان هایی ناآگاه یافت می شوند که حاضر به تیراندازی به سوی جانوری ضعیف پنجه چون یوز باشند که به قول «ظل السلطان» (برادر ناصرالدین شاه قاجار) حتی از سگ هم کم آزارتر است. با کنکاشی در اینترنت شرکت هایی چون Ozondjahe safaris و Red Ivory Safari به چشم می خورند که به تبلیغ تور شکار یوز در نامیبیا با بیشترین جمعیت این گونه در معرض خطر می پردازند. معلوم نیست شکار جانوری نحیف چون یوزپلنگ آنهم گونه های موجود در Game park ها و با شرایط نیمه اهلی چه لذت و شعف و هیجانی را به تیرانداز( واژه شکارگر شایسته این افراد نیست) خواهد داد. این واقعیت، فلسفه وجودی موسسه بانو «لاری مارکر» (موسس بنیاد یوزپلنگ در نامیبیا) را به زیر پرسش می برد چون درجایی که پروانه شکار یوزپلنگ صادر می شود، آیا بهتر نیست به جای صرف هزینه برای نگهداری یوز در اسارت به عنوان جذب گردشگر و پروژه های بین الملی علمی_ آموزشی و به جای کشتن این جانوران، سرریز جمعیت آنها را که به احتمالی باعث زیان به گله های دامداری های بزرگ سپید پوستان آلمانی نژاد می شود، به کشورهای دیگر انتقال داد و به پژوهش در باره جمعیت های آزاد پرداخت؟ (پس از کنگره برلین در سال 1877 و پاره پاره کردن آفریقا بین استعمارگران اروپایی، نامیبیا سهم امپراتوری تازه نفس آلمان شد و با ورود مهاجران آلمانی، سایه مشت آهنین پروسی بر سر بومیان آنگونه وارد آمد که تعداد زیادی درپی از دست دادن زمین و نبرد با آلمان به دلیل جنگ و قحطی از میان رفتند) باید این واقعیت را قبول کرد که همواره از شروع تمدن، سودآوری و سرمایه اندوزی در همه موارد حرف آخر را می زند و نباید چشم و گوش بسته دل به فرنگیان داد چون که این حضرات هم «چون به خلوت می روند» به مراتب بدتر از ما «آن کار دیگر می کنند». پیوست: در هند به همسر مهاراجه ها و به ویژه با نفوذترین همسر، رانی می گفتند. در واژگان هندی به ویژه از قرن شانزدهم به بعد واژه صاحب به افراد قدرتمند اطلاق می شد، برای نمونه مهاراجه جنگاور «میسور» در اواخر قرن هیجدهم معروف به «تیپو سلطان»، «صاحب» بوده است. پس از نبرد پلاسی و چیرگی رسمی کمپانی هند شرقی بر بنگال و بعدها مدرس و کلکته، واژه صاحب به استعمارگران اروپایی اطلاق می گشت و به بانوان آنها نخست «مادام صاحب» می گفتند که بعدها به «مم صاحب» تقلیل پیدا کرد.
  4. یعنی چی؟ طبق بازدیدی که شده، گزارش کار از وضعیت بیمارستانها بوده ،همین
  5. فعلا این نظری بوده که داده شده یکی هم مالچ پاشی بوده قضیه واقعا بحرانیه ولی حق با شماست باید بیشتر بررسی بشه ولی وقت هم تنگه
  6. حرفهاتون کاملا درسته ولی خواهش میکنم سعی کنیم به بحث سیاسی کشیده نشه تا تاپیک بسته نشه نظر و پیشنهاد بدین فکرهامون رو روی هم بزاریم من میتونم حرفها و نظرات رو به جایی که باید منعکس بدم پس کمک کنین
  7. درسته وضعیت خیلی اسفناکه جدا چرا هیچکس کاری نمیکنه؟ اینها فقط بلدن حرف بزنن فقط حرف حرف حرف...
  8. تا جایی که من میدونم مناسب ترین راه فقط آب هست
  9. خودتون بهتر از من میدونین که الان وضعیت اقتصادی و مسائل دیگه مردم رو گیج کرده و به چیز دیگه ای فک نمیکنن افراد معدودی توجه میکنن و اونم دیگه پیگیر نمیشن تشکلها هم تا حدی میدونن سر و صدا راه بندازن، از یه حدی که بگذره به راحتی برچسب سیاسی میخورن!...
  10. کل مشکل ما اینکه در کشور ما به مسائل محیط زیست خیلی کم توجه میشه و به این موضوعات غیر منطقی نگاه میشه در مورد خرید از کشاورزان، میدونین که هیچکس این کار رو نمیکنه حتی خیلی از مقامات هنوز هم به بحرانی بودن این مسئله اعتقاد ندارن:icon_pf (34): سد رو قبول دارم اما کو گوش شنوا در مورد فشار منطقی رو نماینده ها هم باید بگم تشکلهای زیست محیطی همه تلاششون رو میکنن اما فعلا که هیچی به هیچی یکی باید اینها رو قانع کنه که دریاچه داره خشک میشه هنوز خیلیها قبول ندارن!!!!!! حتی میگن خشک بشه که چی؟؟؟؟!!!!
  11. مرسی از نظراتت خوبتون در مورد سدها که به دلیل زمین های زراعی اطراف این کار رو انجام نمیدن حتی اگه باز هم کنن دیگه کار از کار گذشته الان باید به سوگش بشینیم در مورد بارور سازی ابرها به دلیل هزینه های زیادش قطع شد! پروژه ها رو هم در ایران میبینین که، کار به دست کاردان سپرده نمیشه و همه چیز به چشم پول دیده میشه!
  12. همه باید نگران باشیم چیزیه که متعلق به همه ست
  13. آره فک نکنم اثری ازش مونده باشه
  14. بارور کردن ابرها یه مدت اجرا شد ولی اثر خیلی خیلی کمی داشت آبش بالا اومد اما نه به مقداری که از خشک شدن نجاتش بده الان به وضعیتی در اومده که حتی اگه کل آب رودخانه ارس رو بریزن توی دریاچه باز کارساز نیست از نزدیک دیدمش تازه گیها ولی فقط نشستم گریه کردم وضع دریاچه خرابتر از این حرفهاست
  15. من نه از کارمندی خیر دیدم نه از کارآفرینی مملکت رو به روزی در آوردن که خودتو به هر دری میزنی آخرش میشه هیچی به هیچی... واقعا چی داره به سرمون میاد؟
  16. کت و شلوار بدون کراوات معنی نداره یه جور نظم و انظباطه نه چیز دیگه عجب گیری کردیم ها
  17. نماينده مردم اروميه: شهرهای حاشیه دریاچه ارومیه در خطر سونامی نمک ایرن: نماینده مردم ارومیه در مجلس گفت: زمانی که باد از غرب به شرق می‌وزد شهرهای شبستر، تبریز، آذرشهر، عجب شیر و ... مورد حمله سونامی نمک قرار خواهند گرفت. نادر قاضی‌پور گفت: برای احیاء و نجات دریاچه ارومیه صحبت‌های بسیار زیادی شده است و ما نیز به دستگاه‌های مرتبط تذکرهایی مبنی بر عملیاتی کردن وعده‌ها و تصمیماتشان داده ایم. وی اظهارداشت: همچنین دوشنبه هفته گذشته جلسه‌ای با وزیر نیرو و روز گذشته نیز جلسه‌ای با امام جمعه ارومیه برای احیاء و اجرایی شدن تصمیمات نجات دریاچه ارومیه برگزار کرده ایم. نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس با اشاره به اینکه نجات دریاچه ارومیه از مهمترین دغدغه‌های ما است، تصریح کرد: موضوع دریاچه ارومیه را به شدت پیگیری می‌کنیم تا به سرانجام برسد. وی به موضوع طرح انتقال آب از سد ارس به دریاچه ارومیه اشاره کرد و افزود: مطالعات انتقال آب از سد ارس به دریاچه ارومیه به اتمام رسیده و در حال حاضر همه منتظریم تا وزارت نیرو پیمانکار این طرح را مشخص کند تا این پروژه عملیاتی شود. قاضی‌پور اضافه کرد: این پروژه حدود 2 سال به طول می‌انجامد که باید 117 کیلومتر خط لوله انتقال آب به دریاچه ارومیه ایجاد شود. وی تاکید کرد: وزارت نیرو اگر بخواهد می‌تواند همین فردا این پروژه را به پیمانکار بدهد اما دلیل عدم انجام این کار را نمی‌دانیم. این نماینده مجلس اضافه کرد: زمانی که باد از غرب به شرق می‌وزد بیشتر روستاها و شهرهایی که از این طوفان از بین خواهند رفت، شهرهای شبستر، تبریز، آذرشهر، عجب شیر و ... است که مورد حمله سونامی نمک قرار خواهند گرفت.
  18. مديرکل محيط زيست آذربايجان‌غربي: از وزش طوفان‌ نمک بی اطلاعم ایرن: مدیرکل محیط زیست آذربایجان‌غربی گفت: در رابطه با وزش طوفان‌های نمک در دریاچه ارومیه هیچ اطلاعی ندارم. عباس‌نژاد افزود: هیچ گزارشی در رابطه با وزش طوفان‌های نمک در دریاچه ارومیه به اداره کل محیط زیست استان ارائه نشده است. مدیرکل محیط زیست آذربایجان‌غربی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا مبنی بر اینکه اگر هیچ گزارشی در رابطه با وزش طوفان‌های نمک در اطراف دریاچه ارومیه به اداره کل محیط زیست استان ارائه نشده پس چگونه نمایندگان مجلس شورای اسلامی ارومیه در صحن علنی مجلس در رابطه با وضعیت دریاچه ارومیه تذکر داده‌اند؟ گفت: برای اولین بار است که وقوع چنین پدیده‌ای را می‌شنوم، هیچ اطلاعی در این رابطه ندارم و در صورت صحت این مسئله، رسیدگی به این موضوع را در دستور کار قرار خواهیم داد. به گفته کارشناسان در صورت وقوع پدیده طوفان‌های نمک به علت خشک شدن دریاچه ارومیه، علاوه بر وارد شدن آسیب جدی به بخش کشاورزی، مشکلات و فاجعه‌های زیست محیطی فرامنطقه‌ای نیز ایجاد خواهد شد.
  19. سونامی نمک دریاچه ارومیه آغاز شد؟ [h=5]سبزپرس - گزارش تصویری: تصاویر منتشر شده از سوی گروه «حامیان محیط زیست آذربایجان» در فضای مجازی ابعاد جدید خشک شدن دریاچه ارومیه را آشکار کرد. دراین تصاویر طوفان های نمک در زمین های اطراف دریاچه ارومیه به خوبی مشهود است. پیش از این، فعالان محیط زیست و حتی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به وقوع «فاجعه سونامی نمک» هشدار داده بودند. سونامی نمک اصطلاحی است که برای طوفان های نمک برخاسته از بستر خشک و نمک اندود دریاچه ارومیه استفاده می شود. این طوفان ها، نمک به جای مانده از دریاچه خشک شده را به زمین های کشاورزی و مراتع اطراف می برند و از سوی دیگر باعث بیماری های تنفسی برای حاشیه نشینان دریاچه ارومیه می شوند. [/h]
  20. نگاهی به یک گونه پرنده/ «دارکوب سیاه»؛ چتری برای سایر جانوران [h=5]سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ مریم قدیری: در حال قدم زدن در دل جنگل آوازهای زیادی به گوش انسان می رسد ولی شاید یکی از معدود صداهایی که همه می شناسند، صدای کوبش دارکوب ها به تنه درختان است که خبر از جاری بودن حیات در محیط جنگلی می دهد.[/h] هر روز خبرهایی از حذف یا مرگ و میر بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی به گوش می رسد اما شاید شنیدن به خطر افتادن زیستگاه پرنده ای همچون دارکوب تاثیر چندانی بر زندگی ما نداشته باشد. با این حال دارکوب ها جزء آن دسته از موجوداتی هستند که با حذفشان گونه های دیگر به خطر می افتند و با سرعت بیشتری حذف می شوند. خانواده دارکوب ها شاخص های زیستی خوبی برای سنجش سلامت در محیط و معیار مناسبی برای سنجیدن تنوع زیستی هستند چراکه حضورشان نیازهای بسیاری از گونه های دیگر را برآورده می کند و فعالیتشان نشان از مناسب بودن وضعیت اکوسیستم و سلامت سایر گونه های موجود دارد. به همین دلیل این گونه¬ها را اصطلاحاً «سنگ سرطاق» یا keystone می نامند چراکه هر گونه اقدامات مدیریتی جهت حفاظت آنها بر سلامت کل زنجیره های دیگر تاثیر مثبت دارد. یکی از انواع دارکوب ها، «دارکوب سیاه» (Dryocopus martius) است که در بسیاری از کشورهای اروپایی به صورت گسترده وجود دارد؛ ولی در نوار سرسبز شمال ایران جزء گونه های کمیاب محسوب می شود. چون هر ساله با کاهش کمی و کیفی جنگل ها مواجه هستیم و مقادير قابل توجهی از جنگل هاي هيركاني به دلايل طبيعي و يا انساني از بين مي روند، درحالي كه ميزان توسعه واحياء اين منابع در مقابل تخريب آن ناچيز است. این گونه در جنگل های بالغ زندگی می کند. وجود درختان با سن و قطر بالا، غنی از درختان خشک و وجود پوشش بوته ای کم به دلیل انبوه بودن تاج پوشش علایمی هستند که نشان دهنده بالغ بودن یک جنگل هستند. دارکوب سیاه نیز تنها دارکوبی است که بر تنه درختان سوراخ هایی ایجاد می کند که سایر پرندگان حفره زی نیز قادر به استفاده از آن هستند. ورود دام به جنگل؛ خروج دارکوب سیاه طبق تحقیقاتی که اخیراً توسط دانشگاه تهران در جنگل «خیرود کنار» (در نزدیکی نوشهر- استان مازندران) صورت گرفته است، مناطق حاشیه ای جنگل که مورد نفوذ انسانها، دام ها و برداشت های شخصی بوده خالی از این گونه است. علاوه بر این، تحقیقات نشان داده است که این گونه به تراکم درختان حساس است؛ مخصوصا درختانی قطور با قطر بیش از 60 سانتیمتر. اما این درختان معمولا در طرح های بهره برداری از جنگل قطع و حذف می شوند و به این صورت از تراکم درختان کاسته می شود. گونه های درختی نظیر راش، نراد و صنوبر با داشتن تنه ای با قطر بیشتر از 30 سانتیمتر برای لانه گزینی و غذایابی دارکوب سیاه بسیار مناسب هستند. خشکه داران؛ محل تغذیه و لانه گزینی گونه ها یکی از عواملی که اخیرا بسیار مورد توجه محققان در محیط های جنگلی قرار گرفته است، درختان خشک موجود در آن محیط است که نه تنها مرده و ناکارآمد نیستند بلکه حیات بسیاری از موجودات به آنها بستگی دارد. درختان خشک جنگل «خشکه دار» نامیده می شوند که برای حفظ سلامتی و یکپارچگی اکوسیستم جنگل و نیز حفظ تنوع زیستی موجود بسیار مفید و حائز اهمیت هستند؛ چراکه حشرات موجود در آنها غذای مناسبی برای جانوران است. علاوه بر این، خشکه داران برای لانه گزینی نیز بسیار مناسب هستند. خشکه داران به دو شکل در طبیعت یافت می شوند؛ «خشکه دار افتاده» که همان درختان افتاده در کف جنگل هستند و «خشکه دار سرپا» که به درختان خشکی می گویند که اصولا بدون شاخ و برگ و خشکیده هستند ولی به صورت ایستاده در جنگل باقی مانده اند. این درختان را می توان از لحاظ کیفیت و پوسیدگی در سطوح مختلف طبقه بندی کرد؛ از درختانی که به تازگی خشک شده اند تا درختانی که از شدت پوسیدگی دارای تنه بسیار نرم و ترد هستند. جالب توجه است که خشکه داران در سطوح مختلف پوسیدگی میزبان جانداران مختلف هستند. خشکه دار ایستاده جوان با قطر زیاد که هنوز علائمی از حیات قبلی خود را دارد و پوسته بیرونی سختی دارند برای دارکوب سیاه با منقاری محکم مناسبند. شاید دانستن نیازهای گونه هایی همچون دارکوب سیاه که با حضور خود، سلامت گونه های دیگر را تضمین می کنند برای مدیران اکوسیستم های طبیعی و برنامه ریزان اهمیت بالایی داشته باشد؛ چراکه بررسی و حفاظت از آنها معیار بسیار مناسبی برای سنجش کیفیت محیط است و علاوه بر آن تاثیر فعالیت های انسانی بر محیط را نیز نشان می دهد.
  21. گزارش تصویری/ پرندگان «آب بندان حسین آباد» خواب پالایشگاه می بینند! [h=5]سبزپرس – گزارش تصویری: سازمان حفاظت محیط زیست که با احداث پالایشگاه در نزدیکی تالاب بین المللی میانکاله موافقت کرده بود، حالا به جای وزارت نفت به یکی از مدافعان تمام قد این پالایشگاه تبدیل شده است. این سازمان چند روز قبل در جوابیه ای به روزنامه «آرمان روابط عمومی» اعلام کرده بود که «پالایشگاه میانکاله با رعایت استاندارد‌های محیط‌زیست ساخته می‌شود». [/h] در پی انتشار این جوابیه در روزنامه آرمان، «حر منصوری» مسئول گروه دیده بان میانکاله با ارسال عکس هایی از زاداوری پرندگان در «آب بندان حسین آباد» (نزدیک ترین آب بندان به محل احداث پالایشگاه) به سبزپرس، توضیحاتی را در این خصوص ارائه کرد. منصوری گفت: متاسفانه جوابیه سازمان حفاظت محيط زيست نه تنها دوستداران طبيعت را قانع نكرد، بلكه موجب حساسيت بيشتر نیز شد. يكي از ملموس ترين اين اشكالات، ان است که به گفته محيط زيست فاصله پالايشگاه تا آب بندان حسين آباد 1800 متر است. او ادامه داد: آب بندان حسين آباد در نزديكي ميانكاله از سالها قبل به خاطر اينكه محل زاد آوري بيش از 15 هزار پرنده از خانوادهاي مختلف بوده و هست و سال هاست اينجانب به شکل محدود مناطق زاد آوري پرندگان در اطراف ميانكاله را زير نظر دارم، معتقدم که احداث پالایشگاه به هر شکلی در این فاصله ناچیز، موجب آسیب جدی به این آب بندان خواهد شد. منصوری گفت: در این مدت افراد زیادی چوت محمد علی اینانلو (مستند ساز)، سيد بابك موسوي (عكاس حيات وحش)، پرويز بختياري (مدرس حيات وحش)، بهزاد فرهانچي (عكاس و مدرس عكاسي حيات وحش )، فرهاد رضوي (عكاس و فعال حيات وحش) و بسياري ازفعالان اين بخش را در دفعات متعدد براي مشاهده و بررسي اين منطقه بي نظير همراهي كرده ام و عكس هاي بساري از زاد آوري، تجمع بهاري و زمستاني پرنده ها در اين منطقه دارم. او تاکید کرد: نباید به هیچ وجه فاجعه جبران ناپذير آلودگی نفتی خليج مكزيك در آمریکا را از ياد برد. این فاجعه نشان داد که حتی بزرگترین و معتبرترین شرکت های نفتی و مطمئن ترین سازه های این صنعت نیز به هیچ وجه قابل اطمینان هستند و کوچکترین حادثه ای، به نابودی جبران ناپذیر بخش های منحصر به فرد طبیعت خواهد شد پس عقل سلیم حکم می کند تا همیشه جانب احتیاط را رعایت کنیم و درباره مسایلی این چنینی، با قطعیت حکم صادر نکنیم.
  22. بیمارستان ارتش موارد مورد ملاحظه : 1- پسماندهای عفونی و شیمیایی و اجسام نوک تیز و برنده روزانه در کیسه های زباله جمع آوری شده ودر کوره های زباله سوزی سوزانده میشود 2- زباله های معمولی و شبه خانگی در کیسه های سیاه رنگ جمع آوری و در محل نگهداری موقت زباله نگهداری و روزانه توسط شهرداری جمع آوری میگردد . 3- محل نگهداری موقت زباله ها احداث گردیده و دستگاه اتوکلاو خریداری شده و در محل مشاهده گردید و طبق فرموده مسئول بهداشت آن بیمارستان در چند هفته آینده به بهره برداری خواهد رسید.
  23. بیمارستان نیکوکاری موارد مورد ملاحظه : 1- پسماندهای عفونی و شیمیایی و پسماندهای معمولی و شبه خانگی در کیسه ها با رنگهای مختلف و مقاوم با برچسب مخصوص که نوع پسماند را مشخص کرده ودر ظروف با رنگهای مختلف جمع آوری و به محل نگهداری موقت زباله انتقال می یابدو پسماندهای عفونی وشیمیایی بعداز ضد عفونی با اتوکلاو و تبدیل به زباله معمولی توسط شهرداری هرروز جمع آوری میشود. 2- اجسام نوک تیزوبرنده درظروف مخصوص(safety box)جمع آوری وبه محل موقت نگهداری زباله انتقال ودر آنجا توسط دستگاه اتوکلاو ،ضدعفونی وهمراه زباله های معمولی توسط شهرداری هر روز جمع آوری میگردد.
  24. بیمارستان نور نجات موارد مورد ملاحظه : 1- پسماندهای عفونی و شیمیایی و پسماندهای معمولی و شبه خانگی در کیسه ها با رنگهای مختلف و مقاوم با برچسب مخصوص که نوع پسماندرا مشخص کرده ودر ظروف با رنگهای مختلف جمع آوری و به محل نگهداری موقت زباله انتقال می یابدو پسماندهای عفونی وشیمیایی بعداز ضد عفونی با اتوکلاو وتبدیل به زباله معمولی توسط شهرداری هرروز جمع آوری میشود. 2- اجسام نوک تیزوبرنده درظروف مخصوص(safety box)جمع آوری وبه محل موقت نگهداری زباله انتقال ودر آنجا توسط دستگاه اتوکلاو ،ضدعفونی وهمراه زباله های معمولی توسط شهرداری هر روز جمع آوری میگردد. 3- محل نگهداری موقت زباله ها مناسب ودارای تهویه مناسب ودور از تابش مستقیم آفتاب و قابل شستشو بوده وبرای هرنوع زباله جای مخصوص وجود دارد وهر روز شستشو میشود 4- مقادیر پسماندهای عفونی و شیمیایی و اجسام نوک تیز و برنده40 کیلوگرم و پسماندهای معمولی 60 کیلوگرم میباشد.
×
×
  • اضافه کردن...