-
تعداد ارسال ها
25 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
دستاورد های parasto heydari
-
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
parasto heydari پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
باسلام. کسی هست با نرم افزار ماتریکس کار کرده باشه و آشنایی داشته باشه؟ -
ال كارنیتین چیست و اثرات آن در بدن موجودات زنده كدامند
parasto heydari پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در علوم دامی
خلاصه مقاله: بعنوان یك متابولیت طبیعی ال كارنیتین به عنوان یك شبه ویتامین و تغییر یافته آمینو اسید نقش مهمی را در حمایت از فعالیتهای متابولیسمی بدن بازی می نماید. این ماده بعنوان یك تسهیل كننده در بتا اكسیداسیون چربی ها وا رد می شود. بعنوان یك حامل به انتقال چربی ها از غشای میتوكندریال كمك كرده و از سوی دیگر در احیای استیل كوآنزیم آ و ایجاد كوآنزیم جهت چرخه تولید انرژی درون میتو كندری نقش دارد .همچنین این ماده در كاهش تولید لاكتات در عضلات كه نقش مهمی را در پایین آوردن بازده عضلانی دارد موثر است .به طور كلی حجم زیادی از ال كارنیتین در عضله قلب و عضلات اسكلتی وجود دارد .عضله كاردیاك نقش مهمی را در سیستم گردش خون دارد كه از قضا كارنیتین هم بوسیله همین جریان در سراسر بدن منتقل می شود.حیوانات بالغ قادر هستند تا كارنیتین را به صورت اندروژن تولید نمایند.در زمانهای خاصی بدن حیوان بالغ مجبور می شود كارنیتین بالاتری راتهیه نماید. از آنجمله چنانچه سطح كارنیتین جنینی در بدن پایین باشد و یا اینكه بعلت رژیم چرب و نیز استرس های متابولیك و یا تغییر الگوی فعالیتی حیوان نیاز به اكسیداسیون چربی بالاتری حس شود نیاز به كارنیتین هم افزایش خواهد یافت. در این مقاله به ساختمان فعالیت متابولیكی و مكانیسم جذب ال كارنیتین در بدن موجودات زنده اشاره می شود. ال كارنیتین و چگونگی ساختار و تولید اندروژنیك آن: آمینواسید تغییر شكل یافته ال كارنیتین تقریبا در همه گونه های حیوانات و حتی در برخی از گونه های عالی گیاهی به صورت اندروژن تولید می شود. این ماده به دو فرم دی وال كارنیتین وجود دارد فرم دی كارنیتین سنتتیك بوده و در سطح بیولوژیك تولیدنمی شود.كارنیتین یك تركیب بتایین می باشد از یك سو به عنوان یك نمك داخلی در آب محلول می شود و از سوی دیگر به عنوان یك بتایین از خود خواص قوی هیگروسكوپیك را نشان می دهد.ملكول كارنیتین از لحاظ ساختار ملكولی مانند لسیتین یك ملكول چند شاخی زایترونیك می باشد كه از هر طرف اینتروال یكسانی بین دو قطب مثبت و منفی در آن وجود دارد. ماهیت گروه مثبت زنجیره ال كارنیتین در این است كه این ماده با گرفتن پیوند استیل از استیل كوآنزیم آ قادر می باشد به استیل كارنیتین تبدیل شده و به این وسیله در غشای چربی ها ترانسلوكاسیون فعال داشته باشد همچنین این ماده می تواند با زنجیره های بلند اسید های چرب پیوند برقرار كرده و در انتقال آنها بدرون ماتریكس میتوكندریال موثر باشد.در سطح بدن كارنیتین با غلظت بالا در بافتهای عضلانی یافت می شود . میزان این ماده در عضله كاردیاك 48 میكرو مول در میلی لیترمی باشد و این میزان در سایر عضلات بدن در حدود 4 میكرو مول در میلی لیتر میباشد. غلظت قابل توجهی از این ماده علاوه بر این در كبد (2.9 میكرو مول در میلی لیتر )و در كلیه (1.2 میكرو مول در میلی لیتر) یافت می شود .بافت عضلانی تقریبا میزان 96 % از مجموع ال كارنیتین بدن را در خود دارد.در اندازه گیری كه در سال 1987 توسط شولت و جانگ انجام پذیرفت مشخص گردید كه بافت عضلانی بیشترین مصرف كننده ال كارنیتین در بدن انسان می باشد.حیوانات بالغ قادر هستند تا ال كارنیتین را به صورت اندوژن تولید كنند . بر طبق مطالعاتی كه برمر به سال 1961 و ویتلز و وسلر به سال 1964 انجام دادند مشخص گردید كه گروه متیل مورد نیاز ال كارنیتین توسط متیونین تامین می گردد.همچنین تارپانچیتر و همكاران در مطالعه ای كه به سال 1971 انجام دادند مشخص كردند كه زنجیره كربنی و نیتروژن مورد نیاز برای تولید كارنیتین توسط ال لیزین تامین می گردد. با تحقیقاتی كه به سال 1966توسط نیومان و همكارانش انجام پذیرفت مشخص گردید كه علاوه بر وجود لیزین و متیونین حضور مواد دیگری از جمله نیاسین، اسید آسكوربیك و ویتامین B6 و همچنین آهن برای ساخته شدن كارنیتین ضروری می باشد و معلوم شد سطح تولید این ماده در نوزادان به نحو قابل توجهی پایینتر ازبالغین است و این موجودات ال كارنیتین مورد نیاز خود را بوسیله تركیب شیر مادر دریافت می دارند. مرحله نهایی ساخت كارنیتین از لیزین و متیونین اضافه شدن زنجیره بتایینی این ماده می باشد در حیوانات مختلف مكان تولید نهایی این ماده متفاوت می باشد. برای اینكار وجود آنزیم گاما بوتیرو بتایین هیدروكسیلاز ضروری می باشد. در موشها كبد و تا حدودی بیضه ها مسؤول ساخت كارنیتین در بدن می باشند و هیچگونه نشانی از ایجاد این ماده در كلیه ها وجود ندارد. وضعیتی مشابه با موشها در موش خرما خوكچه هندی و سگها نیز دیده می شود. در انسانها به طور غالب میزان فعالیت آنزیم هیدروكسیلاز در كلیه ها 2 تا 3 برابر این میزان در كبد می باشد. همچنین ریبوچ و انجل به سال 1980 نشان دادند كه كارنیتین می تواند در مغز انسان نیز سنتز گردد. تحقیقاتی كه برروی خرگوشها وگربه ها ومیمونهای رسوس در سال 1978 انجام گرفت نشان داد كه كلیه این حیوانات نیز قادر به تولید آنزیم گاما بوتیرو بتایین هیدروكسیلاز می باشد. سایم به سال 1996 نشان داد كه غلظت ال كارنیتین در عضلاتی كه سالم كار می كنند به میزان صد برابر از میزان این ماده در سرم و مایع بین سلولی بیشتر می باشد. در همه گونه های عالی جانوری گردش خون مسؤول مستقیم رساندن ال كارنیتین به عضله قلب و همچنین سایر عضلات اسكلتی بدن می باشد. انتقال فعال ال كارنیتین در مطالعاتی كه توسط گورتلر و لوستر در سال 1996 انجام شد به عنوان مهمترین راه انتشار این ماده در عضلات انسان و سایر پستانداران عالی شناخته شد. كارنیتین در تاریخچه علم : هنگامیكه به تاریخ علوم طبیعی رجوع می كنیم ال كارنیتین موضوعی جدید به حساب می آید. در واقع سابقه شناخت آن به سال 1905 و هنگامی باز می گردد كه گولویش و كریمبرگ در مسكو این ماده را از گوشت جدا نمودند. چندی بعد كوتشر در ماربورگ نیز موفق به شناسایی این ماده شد. ساختمان شیمیایی و كاركرد فیزیولوژیك كارنیتین برای سالها بعنوان یك مجهول به حساب می آمد تا اینكه در سال 1927 تومیتا و سنجو نقش گرو ه بتا و عامل هیدروكسید این ماده را كشف نمودند. در سال 1957 در آزمایشاتی كه فرانكل و فرید من برروی فاكتورهای رشد در كرم تنبریو مولیتور انجام دادند مشخص گردید كه علاوه بر نقش ویتامین های گروه ب در تسریع فعالیت فاكتور رشد در این كرم كارنیتین هم به عنوان یك ماده تسهیل كننده رشد فعال می باشد .آنها این ماده را بعنوان یك ویتامین ضروری در متامورفیسم این كرم بیان كردند و آن را ویتامین BT نامگذاری كردند .پیش از این گروه، كارفق و همكاران به سال 1952 مشخص ساختند كه این ماده به دو صورت ال و دی كارنیتین وجود دارد كه فرم بیولوژیك آن ال كارنیتین می باشد. در سال 1962 با شتاب گیری حجم تحقیقاتی كه در باره این ماده صورت می گرفت كانكو و یوشیدا توانستند نقش بیولوژیك ال كارنیتین را توضیح دهند. در بین دهه پنجاه تا هشتاد میلادی تحقیقات زیادی برروی آثار متابولیك ال كارنیتین در بدن انجام گرفت كه می توان به فریدمن و فرانكل به سال 1955 فریدز به سال 1955و برمر به سال 1963،پاند به سال 1975 ،رمسی و تابس به سال 1975 و گاندور و همكاران به سال 1985 اشاره نمود.كاركرد. متابولیك ال كارنیتین: ال كارنیتین در بدن كارایی های متعدد و متنوعی دارد ولیكن مهمترین كارایی این ماده به صورت مشخص اثرات ارگوژنیك آن در متابولیسم چربی ها و انتقال چربی های با زنجیره بلند به درون لایه داخلی غشای میتوكندری می باشد.جهت شناخت مكانیسم كاركرد این ماده در این انتقال، پالمیتات به عنوان یك چربی با زنجیره بلند انتخاب شده است . هنگامیكه این ماده به ساركولما می رسد استیل كوآنزیم آ شاخه استیل خود را با پالمیتات پیوند زده و این ماده را به صورت پالمیتویل كوانزیم آ در می آید. در این زمان پالمیتات وارد سیستول شده است و ال كارنیتین موجود در سیستول پیوند قوی تری ایجاد كرده و پالمیتات را از كو آنزیم آ گرفته و به صورت پالمیتویل كارنیتین در می آورد. در این زمان پالمیتات جهت ورود به چرخه تولید انرژی آماده ورود به غشای داخلی میتوكندری می باشد. در این زمان آنزیم استیل كارنیتین ترانسلوكاز با این ماده تركیب شده و كارنیتین پالمیتویل ترانسفراز ایجاد می شود. این ماده قادر است تا از غشای داخلی میتوكندری عبور نماید.در ماتریكس میتوكندریال آنزیم ترانسلوكاز با استیل موجود در میتو كندری تركیب شده و پالمیتویل كارنیتین را آزاد می نماید. در این زمان سیر معكوس آنچه كه در سیستول به هنگام عبور پالمیتات از ساركولمااتفاق افتاده بود صورت می پذیرد. به این ترتیب كه در اثر حجم بالای استیل كوآنزیم آ، ال كارنیتین از پالمیتویل جداشده و با باند استیل تركیب می شود و محصول آن استیل ال كارنیتین و پالمیتویل كوآنزیم آ می باشد. این ماده به طور مستقیم وارد چرخه بتا هیدروكسیداسیون اسید های چرب می شود.بنابراین می توان نتیجه گرفت كه تولید انرژی از زنجیره های بلند اسیدهای چرب به طور مستقیم با وجود ال كارنیتین بستگی دارد.در سطح اینترا میتوكندریال استیل كوآنزیم آ در نتیجه شكسته شدن كربو هیدراتها در طی پروسه گلیكولیز و همچنین شكسته شدن اسید های چرب وآمینو اسیدها ایجاد می شود. در صورتی كه حجم استیل كو آنزیم آ در میتو كندری بالا برود و این ماده فضای داخل میتوكندریال را پر نماید گلیكولیز با مشكل برخورد كرده و در زمانیكه حجم این ماده خیلی زیاد شود اثرات تخریبی و توكسیك خواهد داشت.نقش مهم ال كارنیتین در این موقع عمل دتوكسیفیكاسیون اینترامیتوكندریال می باشد كه به این صورت انجام می شود كه ال كارنیتین، گروه استیل را از استیل كوآنزیم آ جدا نموده و باعث تولید كوآنزیم آ می شود. این ماده فعال بوده و می تواند به چرخه تولید انرژی باز گردد.بانداستیل -كارنیتین در كلیه جدا شده و از بدن دفع می گردد.بنا براین نسبت استیل كوآنزیم به كوآنزیم به نفع كوآنزیم باز می گردد و متابولیسم كربوهیدراتها سرعت بالاتری می یابد. در این زمان تولید پیرواتها افزایش پیدا می كند و در این موقع ال كارنیتین با پیرواتها باند شده و آنها را وارد در چرخه سیترات می كند. استیل ال كارنیتین ایجاد شده همچنین می تواند میزان فعالیت آدنین نوكلئوتید اسید ترانسلوكاز را افزایش داده و باعث خروج ATP ساخته شده در میتوكندری و مصرف آن شود.در یك جمله چنانچه بخواهیم نقش ال كارنیتین را بیان كنیم باید گفت این ماده چربی های فعال را از توده های ذخیره چربی به درون میتوكندری انتقال می دهد . به عنوان یك كوفاكتور در تولید انرژی عمل نموده و روند تولید چربی های با زنجیره متوسط و،پیرواتها و همچنین اجسام كتونی را تحت كنترل دارد.همچنین این ماده سلامت محیط داخلی سلول را حفظ نموده و آنرا سم زدایی می كند.تحقیقات اخیر نشان داده است كه سوای بر اثرات ارگوژنیك مهمی كه برای ال كارنیتین ذكر گردید این ماده می تواند در پروسه دفاعی بدن و ساخت سلولهای دفاعی اختصاصی مانند تی لنفوسیتها و بی لنفوسیتها و همچنین سلولهای فاگوسیتوز كننده غیر اختصاصی مانند ماكروفاژها و نتروفیل ها موثر باشد.اولن بروك در تحقیقات سال 1996 خود نشان داد كه نقش ال كارنیتین در ایجاد سلولهای سد دفاعی بدن و همچنینن ایمنی سلولی مهم و قابل توجه می باشد. چگونگی فراهم شدن ال كارنیتین آندوژن : گونه های بالغ جانوران قادر هستند تا ال كارنیتین مورد نیاز بدن خود را به صورت سنتز اندوژنیك تولید نمایند همچنین این حیوانات می توانند ال كارنیتین موجود در مواد غذایی را هم از جیره و از راه گوارش جذب نمایند. سوای از اینكه میزان ال كارنیتین موجود در جیره غذایی این حیوانات چقدر باشد قدرت جذب لوله گوارشی حیوانات مختلف نیز با یكدیگر تفاوت می كند. بیشتر ال كارنیتین موجود در غذا از طریق انتقال فعال از روده ها جذب می گردد و بوسیله خون منتقل می شود درباره ترتیب ساخت ال كارنیتین اندوژن در بدن نیز پیشتر از این توضیح داده شد.در نوزادان و جنین حیوانت به علت پایین بودن سطح بتایین و میزان نیاسن و همچنین محدود بودن میزان لیزین و متیونین دریافتی از مادر ال كارنیتین به صورت ساخته شده از درون خون مادری وبوسیله جفت به جنین منتقل می شود .همچنین در نوزادان نیز مرحله ششم ساخت ال كارنیتین تكامل نیافته است و نوزاد مجبور است بخش اعظم ال كارنیتین مورد نیاز خود را از راه مصرف شیر مادر بدست آورد. با تحقیقاتی كه درباره نوزاد انسان صورنت گرفته است مشخص شده كه این نوزاد تا حدود 21 ماهگی نیاز به در یافت ال كارنیتین مادری دارد كه این تاییدی بر روی مصرف شیر مادر تا سن دوسالگی كودك می باشد. میزان ال كارنیتین موجود در مواد اولیه جیره غذایی : ال كار نیتین در گونه های مختلف گیاهان عالی و همچنین مواد اولیه غذایی با منشا دامی وجود دارد.بخش اعظم ال كارنیتین مو جود در جیره انسان و حیوانات گوشتخوار از فراورده های با منشا حیوانی تولی می شود. در بین این فراورده ها پودر گوشت بین 300 تا 1000 میلیگرم در كیلو گرم ال كارنیتین دارد و به طور متوسط در هر كیلو گرم ماده غذایی با منشا گوشت و یا استخوان بین 70 تا 150 میلی گرم ال كارنیتین وجود دارد .دانه های روغنی و كنجاله های آنها منبع تامین ال كارنیتین خوراكی برای دامها و طیور به شمار می آیند.بعلاوه این مواد از لیزین و متیونین كه مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت ال كارنیتین هستند غنی می باشند. تخم پنبه به طور متوسط در هر كیلو گرم 20-25 میلیگرم ال كارنیتین دارد .سویا، غلات راف و پوسته آنها، ذرت ،جو و گندم از دیگر مواد دارای ال كارنیتین در خانواده گیاهان می باشند. در دامها منشا اصلی تامین ال كارنیتین برای نوزادان شیر مادران آنها به شمار می آید كه بعد از گوشت بیشترین میزان ال كارنیتین در آن وجود دارد .همچنین در طیور زرده تخم مرغ حاوی ال كارنیتین می باشد كه توسط جنین مصرف می گردد . قابلیت جذب ال كارنیتین: بر پایه آخرین تحقیقاتی كه صورت گرفته است ال كارنیتینی كه از راه خوراكی دریافت می گردد به روش انتقال فعال در قسمت بالایی ژژنوم روده باریك جذب می گردد.مطالعاتی كه لی و همكارانش به سال 1983 و در محیط آزمایشگاهی بر روی چگونگی انتقال فعال ال كارنیتین توسط روده باریك در خرگوشها انجام دادند مشخص ساخت كه یون سدیم و انتشار فعال آن در بالانس با یون پتاسیم در انتقال فعال این ماده نقش به سزایی دارد. همچنین در همین سال شاو و همكارانش نشان دادند كه سیستم جذب ال كارنیتین در موشها نیز به مشابه خرگوشها و از همان مكانیسم می باشد. تحقیق دیگری كه لی و همكارانش در سال 1992 انجام دادند نشان داده شد كه انتشار غیر فعال ال كارنیتین بین محیط روده ای و گردش خون می تواند در این انتقال نقش داشته باشد. همچنین شاو و همكارانش به سال 1983 مطالعه دیگری را بر روی كل دستگاه روده ای انجام دادند و مشخص كردند كه ال كارنیتین به دو صورت انتشار غیر فعال از محیط زیادتر به محیط كمتر و همچنین از راه انتقال فعال در روده باریك جذب می گردد. در دودنوم و ژژنوم این انتقال به هر دو روش صورت می پذیرد ولیكن در ایلئوم ال كارنیتین تنهار از راه انتشار جذب می گردد.همچنین این دو آزمایش نشان دادند كه جذب ال كارنیتین به شدت در اثر وجود غلظت بالای دی كارنیتین ،استیل ال كارنیتین و گاما بوتیرو بتایین دستخوش تغییر قرار می گیرد.در سال 1988 فوستر و همكارانش مطالعه ای را بر روی جذب غلظت های متنوع ال كارنیتین در روده باریك اسب انجام دادند .در این آزمایشها ال كارنیتین در حجم 0.10،20،40و 60 گرم در روز به اسب خورانده شد و پس از 24 ساعت نمونه گیری های ادراری اندازه گیری شدند. مشخص گردید كه تنها در حدود3.5 تا 7.5 در صد ال كارنیتینی كه در این حیوان خورده شده بود توسط روده ها جذب شده بودند.بر طبق این آزمایش اعلام گردید كه میزان جذب روده های ال كارنیتین خوراكی در اسبان پایین می باشد. ال-كارنیتین (L - Carnitine) یك اسید آمینه طبیعی است كه بواسطه اثر بر روی متابولیسم چربیها مورد توجه بسیاری از محققین علم تغذیه انسان و دام گرفته است . بطور خلاصه مكانیسم عمل ال- كارنیتین شامل اثر بر روی اسیدهای چرب با زنجیره طولانی و تبدیل آنها به ذرات كوچكتر است . بدین وسیله ال-كارنیتین موجب انتقال این مواد به غشاء میتوكندری سلول شده و این ارگانل با سوزاندن چربیها به عنوان منبع انرژی موجب تسریع در متابولیسم این مولكولهای می شود . اخیراً دانشمندان انستیتو تغذیه دام و طیور در چین اثرات ال-كارنیتین بر روی عملكرد ، تركیب لاشه و متابولیسم چربیها در نیمچه خروسهای گوشتی را مور مطالعه قرار دادند . در این پژوهش 600 قطعه جوجه خروس در پنج گروه تقسیم شدند كه هر گروه شامل 3 تكرار و هر تكرار دارای 40 قطعه پرنده بود . این گروه ها جیره پایه یكسان دریافت داشتند كه به هر كیلوگرم از آن ترتیب مقادیر صفر ، 25 ، 50 ، 75 و 100 میلی گرم ال- كارنیتین اضافه شده بود. این آزمایش نشان داد كه ال-كارنیتین دارای تاثیر معنی داری بر روی افزایش وزن روزانه و یا ضریب تبدیل نبوده است .اما اضافه نمودن ال -كارنیتین به میزان بیش از 25 میلی گرم در هر كیلو گرم خوراك طیور موجب افزایش بازده عضله سینه ، افزایش چربی عضلات و نیز كاهش چربی محوطه بطنی گردید . نتایج حاصل از این مطالعه دلالت بر این دارد كه ال كارنیتین می تواند موجب كاهش چربی زیر پوستی بواسطه كاهش فعالیت آنزیمهای مربوطه و نیز افزایش چربی بین عضلات بواسطه كاهش فعالیت آنزیم پالمیتویل ترانسفرا (Palmitoyltransperase – II) عضلات سینه دارد . اثرات ال کارنیتین درعملکرد طیور ال کارنیتین (L.carnitine) یک ماده مغزی شبیه ویتامین ها است ال کارنیتین به مقدار اندک و ناچیز در بدن حیوانات از دواسیدآمینه ضروری لیزین و متیونین درکبد وکلیه سنتز می شود. وجود ال کارنیتین برای متابولیسم و حرکت اسیدهای چرب در داخل سلولها ضروری است. مشخص شده که این ماده در ساختمان آنزیمی بنام کارنیتین استیل ترانسفراز شركت می كند که بخشی از مکانیسم کوآنزیم A و استیل کوآنزیم A را تشکیل می دهد و به نظر می رسد که تأثیر کارنیتین بر متابولیسم اسیدهای چرب می باشد که زنجیره کربن آنها بیش از8 کربن می باشد درعین حال به نظرمی رسد که این ماده تمایل زیادی به اسید پالمیتیک داشته که کارکرد آن انتقال این مولکول ها با زنجیره طویل از جدار میتوکندری می باشد لازم به ذکر است که کارنیتین به دو شکل دی ال کارنیتین و ال کارنیتین یافت می شود که تنها شکل فعال آن از نظر بیولوژیکی ال کارنیتین است . امروزه قدرت تأثیر ال کارنیتین در بالا بردن توان حیاتی موجب جلب توجه فراوان و افزودن آن به غذاهای دام و حیوانات مسابقه و خانگی گردیده است . عمل ال کارنیتین در بدن ال کارنیتین درچرخه متابولیسم چربی سلولی درگیر می باشد و کاری شبیه گیرنده (Receptor) برای فعال کردن اسیدهای چرب آلی دارد بطور کلی ال کارنیتین برای فعالیت های زیرضروری است : 1- حمل اسیدهای چرب فعال شده ( عمل کاتالیکی ) 2- بافری کردن زنجیره COA ( عمل کاتالیکی ) 3- محافظت و تنظیم کردن تعادل غشاء نورونها 4- دفع مواد مازاد از متابولیسم اسیدهای چرب ( عمل ضد سمی کردن ) 5- اسپرماتوژنز و تحرک اسپرم ها 6- افزایش تحمل آمونیاک 7- تهیه میزان مطلوب انرژی 8- کفایت سیستم ایمنی 9- جلوگیری ازتشکیل رادیکالهای آزاد- رادیکالهای آزاد ، مواد شیمیایی با انرژی بالا هستند که در میتوکندری تولید می شوند و باعث تخریب سلولها می گردند درمقابل آنها موادی همچون vitA و vitE جزء آنتی اکسیدانها محسوب می گردند بطوریکه طی یکسری فرآیندهای فیزیولوژیکی از تشکیل رادیکالهای آزاد جلوگیری می کنند ولازم به ذکر است که این ویتامین ها محلول در چربی هستند و همانطورکه گفته شد ال کارنیتین سبب تسهیل ورود چربی به داخل میتوکندری می شوند. ویتامین E و ویتامین A توسط کارنی متین وارد میتوکندری شده و از تشکیل رادیکالهای آزاد جلوگیری می کند. بررسی هایی درباره اثرات ال کارنیتین درتغذیه طیور نقش کارنیتین درمتابولیسم انرژی واثرات این ماده طی 3 آزمایش مورد تحقیق وبررسی قرار گرفت. هدف آزمایش I این بود که آیا ال کارنیتین و پیش سازهای آن (لیزین و متیونین) توانایی کاهش چربی ناحیه محوطه بطنی را دارند. 10 گروه شامل 10 جوجه با جیره های مختلف تغذیه شدند که شامل جیره استاندارد و جیره های شامل لیزین و متیونین کم و زیاد و همچنین بدون 5% مکمل چربی ، ال و دی- ال کارنیتین بودند. عملکرد اضافه وزن بدن ، ضریب تبدیل غذایی ، میزان چربی ناحیه شکم وغلظت ال کارنیتین در خون و قسمتهای عضلانی و عضله قلب ، کبد و کلیه مورد بررسی قرار گرفت همانطوریکه انتظـــار می رفت غلظت ال کارنیتین با افزودن چربی بطور معنی دار کاهش یافت و با افزودن مکمل حاوی ال کارنیتین غلظت کارنیتین بالا رفت . این جوجه ها در سن هفت هفتگی وزن گیری و روانه کشتارگاه شدند و میزان چربی شکم تعیین و اندازه گیری شد. نتایج حاصله چنین تفسیرشد که اضافه کردن ال کارنیتین باعث افزایش میزان گوشتواری در گله های گوشتی به میزان 10% -8% می شود یا بعبارتی با اضافه کردن ال کارنیتین به میزان 02/0% جیره افزایش وزن به میزان 5/2% حاصل می گردد و میزان چربی ناحیه شکم در مقایسه با گروهی که ال کارنیتین دریافت نکرده بودند کاهش چشمگیری نشان می داد. لازم به ذکر است که کاهش لیزین ومتیونین منجربه افزایش چربـــــی می شود. آزمایشات و تحقیقات نشان داد که در جیره هایی که چربی بالا دارند میزان ال کارنیتین درکلیه ها کمتر است و کم بودن میزان پیش سازهای کارنیتین باعث کاهش میزان کارنیتین در بافتها می شود و اضافه کردن ال کارنیتین باعث می شود که سطح کارنیتین دربافتها بطور معنی دار بالا رود. آزمایش 2 : در این آزمایش بررسی بعمل آمد که افزودن ال کارنیتین به میزان 500 میلی گرم در کیلوگرم یا اسید نیکوتینیک و یا ترکیبی از هردوی آنها به جیره مرغان تخمگذار آیا میزان کلسترول زرده کاهش می یابد؟ هرچند میزان ال کارنیتین در زرده تخم مرغهای حاصل از گروهی که مکمل ال کارنیتین دریافت کرده بودند بطور معنی داری افزایش پیدا کرده بود ولی هیچ اثری روی وزن بدن و میزان غذای دریافتی مشاهده نشد و از چهارمین تا پانزدهمین هفته آزمایش میزان کلسترول زرده به میزان 7% کاهش نشان می داد. کلسترول زرده در طول دوره تخمگذاری نوساناتی را نشان می دهد بطوریکه بعد از مرحله اول تخمگذاری وابستـــــه به میزان تولید تخم مرغ بود در حقیقت با افزایش تولید تخم مرغ میزان کلسترول کاهش پیدا می کند یا به عبارتی افزایش تولید متناسب است با کاهش کلسترول داخل تخم مرغ زمانی که میزان ال کارنیتین و نیکوتینیک اسید در سرم خون افزایش یابد سطح کلسترول سرم پایین می آید-
- 2
-
-
اصول تغذیه دام وطیور نقش تغذیه درموجودات زنده برهیچ کس پوشیده نیست.هرموجود جانداردارای ویژگی دریافت انرژی ازمحیط اطراف خود وتغییروتبدیل ومصرف انرژی می باشد. چگونگی دریافت انرژی ومواد مغذی مورد نیازجهت مصرف انرژی وادامه حیات موضوع علم تغذیه می باشد،علم تغذیه ترکیبی ازدانش بیوشیمی و فیزیولوژی درجهت بررسی ویژگیهای مواد خوراکی و چگونگی استفاده ازآنها توسط دستگاه گوارش موجود زنده می باشد. تغذیه فرآیندی است که درطی آن سلولهای بدن حیوان قابلیت استفاده ازمواد شیمیایی مورد نیاز خود را جهت انجام مطلوب واکنشهای متابولیکی و شیمیایی برای رشد، نگهداری (Maintenance)،کاروتولید دریافت می نماید. شناخت روابط بین مواد موجود در خوراک ها و نیاز سلولهای موجود زنده قبل از استفاده عملی و خوراک دادن، ضروری می باشد. در آغاز بررسی علم تغذیه نیاز به شناخت کلیه این روابط از نظر بیوشیمی و فیزیولوژی داریم. بطور کلی مواد خوراکی، تشکیل دهنده غذا هستند و غذا ماده ای است که موجود زنده قادر به خوردن آن و سپس انجام مراحل هضم و جذب بر روی آن باشد. در اغلب غذاها، کلیه مواد شیمیایی موجود در غذا جهت موجود زنده قابل استفاده نیستند و مقداری از آن از طریق دستگاه گوارش دفع می گردد.در علوم دامی با توجه به هدف ما از پرورش دامها که ایجاد منابع غذایی با کیفیت جهت انسان میباشد و دیدگاه های اقتصادی نیز در آن حائز اهمیت میباشند. ضرورت شناخت فرآیندهای غذایی آشکار می باشد.در پرورش حیوانات اهلی قسمت اعظم هزینه تولید مربوط به هزینه تغذیه میباشد که در برخی از شاخه های دامپروری تا 80% از کل هزینه پرورش دام را هزینه تغذیه شامل میشود. بنابراین در شرایط متعارف مدیریت تغذیه بالاترین اهمیت اقتصادی را در پرورش دام به خود اختصاص می دهد. هدف ما در بخش دامپروری تکمیل مواد موجود در خوراک جهت پاسخگویی دقیق به مجموع احتیاجات غذایی بدن دام میباشد. امروزه علاوه بر خوراکهای طبیعی جهت تکمیل جیره های غذایی به آنها مواد مصنوعی افزودنی مانند ویتامینها، نمک و اسیدهای آمینه مصنوعی نیز اضافه میکنیم اما هیچکس نمیتواند اطمینان داشته باشد که غذایی کاملاً مطابق با نیاز حیوان تهیه نموده است بلکه تلاش ما در جهت نزدیک کردن هرچه بیشتر ترکیب خوراک به نیاز دام میباشد. ویزگی یک متخصص تغذیه موفق، شناخت دقیق مواد خوراکی و اثرات متقابل بین مواد خوراکی و نیز شناخت دقیق ساختار فیزیولوژیک و آناتومیک دستگاه گوارش دام میباشد. پس از شناخت مواد خوراکی و نحوه پاسخ دام به ماده خوراکی، متخصص تغذیه باید قادر باشد غذایی با کاملترین ترکیب و با حداقل هزینه جهت تولید باکیفیت و اقتصادی، تهیه نماید. روشهای تهیه خوراک و تنظیم جیره غذایی در ادامه دروس تغذیه مورد بررسی قرار خواهند گرفت.مواد مغذی(Nutrients) ترکیبات شیمیایی آلی و معدنی هستند که حاصل از فعالیتهای کاتابولیسم و آنابولیسم در موجودات زنده هستند و درصورتی که موجودی قادر به ساخت آن در بدن خود نباشد، جهت ادامه حیات نیاز به دریافت آن ماده مغذی از طریق خوراک دارد. از جمله مواد مغذی میتوان از آب، کربوهیدراتها، چربی ها، پروتئینها، املاح معدنی و ویتامینها را نام برد.دردرس اصول تغذیه دام به بررسی كلیه این مواد مغذی خواهیم پرداخت. بطورکلی بخش زراعت با هدف تولید مواد خوراکی جهت مصرف مستقیم توسط انسان و مصرف توسط بخش دامپروری به فعالیت تولید کشاورزی میپردازد. بخش عمده خوراکهای مورد استفاده در پرورش دام با منشاء گیاهی میباشند. گیاهان با استفاده از انرژی خورشید و فتوسنتز قادر به ساختن مواد مغذی مورد نیاز خود هستند و مواد مغذی تولید شده را در جهت ایجاد اندامهای گیاهی و به منظور تولیدمثل جهت تولید دانه ها استفاده مینمایند. این مواد مغذی ذخیره شده دربافتهای گیاهی، مورد استفاده دام قرارمی گیرد. معمولاً تراکم مواد مغذی موجود در دانه بیش از مواد مغذی ذخیره شده در سایر اندامهای گیاهی میباشد و دانه ها ارزش بیشتری در تغذیه دام دارند.مواد مغذی دریافتی توسط دامها جهت رفع نیازهای رشد، نگهداری و تولید مورد استفاده قرار می گیرد.پروتئینها نقش ساختمانی و نقش تنظیمی و نقش کاتالیتیک را در بدن برعهده دارند و از اسیدهای آمینه تشکیل شده اند که برخی از اسیدهای آمینه توسط بدن دامها قابل سنتز نیستند و باید از طریق خوراک وارد بدن شوند(اسیدهای آمینه ضروری). کربوهیدراتها در بدن نقش ذخیره انرژی شیمیایی(گلیکوژن) و نیز انتقال انرژی شیمیایی در درون بدن را برعهده دارند.لیپیدها وظیفه ذخیره انرژی شیمیایی جهت بدن و نقش تنظیمی و نیز نقش در فراهم نمودن ویتامینهای محلول در چربی دارند.معمولاً عمده مواد خوراکی مورد مصرف در دامپروری دارای منشاء گیاهی هستند و بخش اندکی از منابع خوراکی از بقایای جانوران و محصولات فرعی تغذیه انسان فراهم میگردند. اما در هر دو بخش ترکیب مواد تشکیل دهنده خوراکها یکسان میباشد و به شکل زیر قابل طبقه بندی هستند. این نوع طبقه بندی در شناخت دقیق انواع مواد شیمیایی موجود درخوراکها حائزاهمیت است. فصل دوم هضم مقایسه ای درنشخوارکنندگان وغیرنشخوارکنندگان: همان گونه که درفصل قبل اشاره کردیم غذا معمولاً ازبیومولکولها که تشکیل دهنده ماکرومولکولها مانند پروتئینها، چربیها و پلی ساکاریدها می باشند تشکیل یافته است که این مولکولها در دستگاه گوارش بصورت دست نخورده(Intact) قابلیت جذب ندارند و نمی توانند به همان گونه که تغذیه می شوند، وارد جریان خون گردند. بلکه باید مورد تغییرودگرگونی قرارگیرند و به مواد ساده ترشکسته شود(Breakdown)، تا قابل جذب درخون و لنف گردند. به مراحل شکسته شدن اجزای غذا، هضم(گوارش) (Digestion) می گوئیم. و پس از انجام عمل هضم، مواد هضم شده از دیواره دستگاه گوارش جذب(Absorption) می گردد. جهت انجام عمل هضم اندامهای تخصصی در جانوران فراهم آمده اند که با کمک یکدیگر و با انجام عملیات مختلف مکانیکی و شیمیایی عمل هضم و جذب را انجام می دهند. برخی از جانوران(نشخوارکنندگان) علاوه بر دو بخش مکانیکی و شیمیایی دارای بخش هضم میکروبی(Microbial digestion) می باشند. به منظور بررسی دقیق ترابتدا هضم درحیوانات تک معده ای را مورد بررسی قرارمی دهیم و سپس به ویژگیهای هضم درحیوانات نشخوارکننده می پردازیم. هضم در تک معده ای ها دستگاه گوارش در حیوانات تک معده ای شامل بخشهای دهان(Mouth)، مری (Esophagus)، معده(Stomach)، روده کوچک(Small intestine)، روده بزرگ(Large intestine)، روده کور(Secum) و مخرج(Anus) میباشد. غدد برون ریز جگر(Liver) و لوزالمعده(Pancreas) نیز وظیفه تولید شیره گوارشی را برعهده دارند. - دهان: در حیوانات تک معده ای که دارای دندان در محوطه دهانی میباشند، اولین بخش هضم بصورت مکانیکی توسط خرد کردن غذا بوسیله دندانها آغاز میگردد. جویدن موجب کوچکتر شدن قطعات خوراک و نیز مخلوط کردن غذا با بزاق(Saliva) میگردد. بزاق از غدد بزاقی (شامل غدد Parotid، تحت فکی Submaxillary و تحت زبانی Sublingual) ترشح میگردد که در تک معده ای ها دارای PH حدود 3/7 میباشد. بخش اعظم بزاق(99%) را آب تشکیل میدهد. سایر مواد تشکیل دهنده بزاق شامل پروتئین موسین(Mucin) و یونهای تشکیل دهنده بافر و آنزیم آمیلاز و آنزیم لیزوزیم میباشد. بزاق نشخوارکنندگان فاقد آمیلاز میباشد. آنزیم آمیلازباعث شکستن میزان اندکی آمیوز تشکیل دهنده نشاسته در دهان می گردد. آنزیم لیزوزیم موجب تخریب اتصالات گلوکزآمین موجود در دیواره سلولی باکتریها می گردد و موجب ازبین رفتن برخی باکتریهای موجود در غذا می باشد. بنابراین درمحوطه دهان هضم فیزیکی و اندکی هضم شیمیایی برروی خوراک ایجاد می گردد. درحیوانات تک معده ای فاقد دندان (طیور) هضم مکانیکی در دهان انجام نمی شود اما بزاق بعنوان تسهیل کننده عبور ذرات غذا از محوطه دهان، ترشح می گردد. به دلیل عدم وجود دندان، اندازه ذرات مواد خوراکی جهت طیور محدود می باشد و غذا به سرعت از دهان عبور می نماید وهیچگونه عمل هضمی درمحوطه دهان انجام نمی گیرد. به همین دلیل توانایی چشایی درطیورنیزبسیارکم است (تعداد 24 پرزچشایی درمقابل 9000 پرز چشایی درانسان). پس ازعبورغذا ازدهان، وارد مری که مسیری مشابه لوله می باشد می گردد وتوسط آن ذرات غذا ازانتهای دهان تا معده یا چینه دان (درطیور) منتقل می گردند. - معده: درمعده حیوانات تک معده ای مواد خوراکی مورد هضم شیمیایی قرار می گیرند. دیواره معده دارای غدد ترشحی می باشد که شیره معده را ترشح می نمایند. شیره معده از دو بخش اصلی اسیدکلریدریک و آنزیمهای معده می باشد که در محیط آبی به داخل معده ترشح می شوند. وظیفه اصلی اسید کلریدریک تبدیل پپسینوژن ترشح شده به پپسین می باشد. پپسین باعث شکسته شدن پیوندهای کووالانسی بین پپتیدها می گردد. عمل پپسین برروی اتصال بین اسیدهای آمینه آروماتیک (Tyr , Try , Phe) شدیدتر از سایر پیوندهای پپتیدی انجام می گیرد. آنزیم رنین (Renin) از سلولهای معده ترشح می گردد و موجب انعقاد پروتئینهای شیر می گردد. تعداد اندکی آنزیم لیپاز نیز توسط معده تولید می گردد. در طیور شیره معده توسط پیش معده (Preventricalus) ترشح می گردد و وظیفه شکستن پروتئینها را بر عهده دارد، اما به دلیل عبور سریع خوراک از پیش معده معمولاً تاثیر اصلی آنزیم پپسین در محل سنگدان می باشد و هضم آنزیمی به میزان اندکی در پیش معده انجام می شود. سنگدان (Gizzard) یا معده عضلانی عضو بعدی دستگاه گوارش در طیور می باشد که با داشتن عضلات قوی و مخاط ضخیم عمل هضم فیزیکی را بر روی ذرات غذا انجام می دهد و ذرات بزرگ را به ذرات کوچکتر تقسیم می نماید. - روده کوچک: درحیوانات تک معده ای غذا پس ازعبورازمعده یا سنگدان (درطیور)، وارد روده کوچک می گردد. هضم آنزیمی مهمترین فعالیت در روده کوچک می باشد. ترشحات کبد و پانکراس در محوطه دوازدهه به داخل روده کوچک وارد می شوند. کبد صفرا (Bile) را به داخل روده ترشح می نماید. صفرا از نمکهای سدیم و پتاسیم به همراه اسیدهای صفراوی، رنگریزه های بیلی وردین (Biliverdine)، بیلی روبین (Bilirubin)، کلسترول (Cholesterol) و پروتئین موسین (Mucin) میباشد. وظیفه اصلی صفرا تبدیل چربیهای موجود در خوراک به شکل امولیسیون (Emolcified) و کمک به فعال کردن آنزیم لیپاز ترشح شده از پانکراس میباشد. املاح صفراوی خاصیت دوگانه دوست (Amphipathic) دارند و دارای دو بخش هستند، بخش محلول در چربی و بخش محلول در آب. منوگلیسیریدها و اسیدهای چرب در داخل این نمکهای صفراوی بخوبی حل میشوند. نمکهای صفراوی علاوه بر ویژگی حل نمودن چربیها در خود، قابلیت تشکیل میسل (Micelle) را دارد. ترکیبات موجود در میسلها طوری مرتب شده اند که گروه های قطبی آنها در سمت خارج میسل قرار گرفته اند. قطر میسلها حدود 30 تا 100 (آنگستروم) می باشد. چربیهای وارد شده به دوازدهه ابتدا به کمک نمکهای صفراوی تشکیل قطرات امولسیون چربی را با قطر حدود 5000می دهند. سپس لیپاز ترشح شده از لوزالمعده موجب جدا شدن اسیدهای چرب از تری گلیسیرید میگردد و اسیدهای چرب به همراه مونوگلیسریدها و نمکهای صفراوی تشکیل میسلها را می دهند. لیپازبه شکل زیر تری گلیسیریدها را به دی گلیسیرید و مونوساكارید تبدیل می نماید: پانکراس نیز ترشحات خود را به نام شیره پانکراس در محل دوازدهه به دستگاه گوارش وارد می نماید. ترشح شیره پانکراس توسط ورود غذا به دوازدهه آغاز می شود. با حضور اسید در دوازدهه، سلولهای مخاطی این بخش اقدام به ترشح هورمون سکرتین (Secretin) به داخل خون می نماید و هورمون سکرتین از طریق گردش خون موجب تحریک سلولهای پانکراس و ترشح بی کربنات به داخل روده می گردد. همچنین ورود پپتیدها و مواد غذایی از معده به روده موجب ترشح هورمون کوله سیستوکینین (Cholecystokinin) از سلولهای اپیتلیال دوازدهه می گردد، این هورمون نیزازطریق جریان خون به پانکراس منتقل شده و موجب ترشح آنزیمهای تریپسینوژن (Trypsinogen)، کیموتریپسینوژن (Chymotrypsinogen)، پروکربوکسی پپتیدازهای A و B، α–آمیدز، لیپاز، لستینازها (Lecithinases) و نوکلئازها (Nucleases) می باشد. بی کربنات ترشح شده به محیط دوازدهه نقش تنظیم (افزایش) pH مواد تخلیه شده از معده و خنثی نمودن اسید را برعهده دارد و pH این مواد گوارشی را به pH اپتیمم جهت فعالیت آنزیمهای پانکراس (7-9pH=) (7←pH→9) می رساند. آنزیمهای پپتیداز(شکننده پروتئین) موجود در شیره لوزالمعده به شکل پیش آنزیم می باشند. تریپسینوژن توسط آنزیم انتروکیناز (Entrokinase) که از سلولهای اپیتلیال دوازدهه ترشح می شود، به تریپسین تبدیل می شود. حضور آنزیم تریپسین در ادامه خود باعث افزایش سرعت تبدیل تریپسینوژن به تریپسین می گردد. عمل آنزیم تریپسین شکستن پیوند پپتیدی تشکیل شده توسط عامل کربوکسیل اسیدهای آمینه لایزین و آرژنین می باشد. نقش دیگر تریپسین، فعال ساختن کیموتریپسینوژن و تبدیل آن به کیموتریپسین می باشد. کیموتریپسین موجب شکستن پیوندهای پپتیدی تشکیل شده توسط گروه کربوکسیل اسیدهای آمینه آروماتیک می باشد (Tyr, Trp, Phe).تریپسین موجب تبدیل آنزیمهای پروکربوکسی پپتیداز به کربوکسی پپتیداز می گردد. آنزیمهای کربوکسی پپتیداز موجب جدا کردن اسیدهای آمینه از انتهای کربوکسیل زنجیر پلی پپتیدی می باشند. آنزیم α–آمیلاز ترشح شده از لوزالمعده موجب شکستن پیوندهای 4→1α بین ملکولهای گلوکز موجود در نشاسته یا گلیکوژن و آزادسازی گلوکز می گردد. دوآنزیم لستیناز (Lecithinase) وظیفه شکستن ملکول لستین و جداسازی یک ملکول اسید چرب را برعهده دارند. اسیدهای نوکلئیک موجود در خوراک توسط آنزیمهای Deoxyribonuclease و Ribonucleas شکسته می شوند و به نوکلئوتیدها تبدیل می شوند و سپس مجدداً نوکلئوتیدها توسط این گروه از آنزیمها شکسته شده و به اجزای تشکیل دهنده خود یعنی فسفر، قند و باز پورین یا پیریمیدین تبدیل می شوند. دیواره روده باریک با تولید آنزیمهای مالتاز، لاکتاز و ساکاراز موجب شکسته شدن دی ساکاریدهای ماتوز،لاکتوز وسوکروز(Sucrose) به منومرهای تشکیل دهنده خود می گردند. در طیور آنزیم لاکتاز ترشح نمی گردد.بنابراین منطقه فعال هضمی درروده باریک، منطقه دوازدهه می باشد. دو بخش ژوژنوم (Jejunum) و ایلئوم (Ileum) که بخشهای میانی و انتهایی روده باریک می باشند در جذب مواد مغذی هضم شده فعال هستند. باقیمانده غذا که از روده باریک خارج می شود بیشتر مواد هیدرولیز شده خود را توسط روده جذب نموده است. اما بخشهای غیرقابل هضم مانند سلولز و همی سلولز و لیگنین و مقداری از پروتئینها و کربوهیدراتها که درداخل این بخشهای غیرقابل هضم بخصوص در داخل لیگنین به دام افتاده اند، به روده بزرگ وارد می شوند. - روده بزرگ: اولین بخش ازروده بزرگ،روده کور(Secum) نامیده می شود که دارای جمعیت میکروبی می باشد وهضم میکروبی درحیوانات تک معده ای بخصوص اسب در این عضو انجام می پذیرد. تخمیر میکروبی انجام شده در روده کوراسب شبیه به تخمیر در معده حیوانات نشخوارکننده است و تخمیر بر روی سلولز و کربوهیدراتهای غیر قابل هضم دیگر انجام می شود و تولید اسیدهای چرب فرّار می گردد. اما پروتئینهای تولید شده در سکوم به اندازه پروتئینهای تولید شده در شکمبه نشخوارکنندگان، قابلیت جذب و بهره وری جهت اسب ندارند. مقداری ویتامینهای محلول در آب نیز توسط هضم میکروبی در سکوم اسب ایجاد وجذب می گردد. سکوم در طیور فعالیت قابل توجهی ندارد. بخشهای قولون کوچک، قولون بزرگ و راست روده(Rectim) سایر بخشهای تشکیل دهنده روده بزرگ هستند که جذب آب باقیمانده در مواد خوراکی در این بخش انجام می پذیرد. در روده بزرگ تک معده ای ها، مواد فیبری هضم شده مورد تخمیر میکروبی قرار می گیرند و برخی ویتامینهای محلول در آب و ویتامین K و برخی مواد پروتئینی با منشاء میکروبی تشکیل می گردند که تقریباً قابل جذب نیستند و از طریق مدفوع خارج می گردند. كلیه مواد هضم نشده، اندکی آب، ترشحات هضمی بدن، سلولهای جدا شده از مخاط دستگاه گوارش و مواد حاصل از فعالیت میکروبها در دستگاه گوارش، تشکیل مدفوع را میدهند. در طیور طول روده بزرگ نسبتاً کوتاه است و در انتها به کلوآک ختم می شود که محل مشترک مجرای گوارشی، ادراری و تناسلی می باشد. - مراحل جذب مواد مغذی: (Nutrient absorption) جذب مواد مغذی شامل انتقال فرآورده های نهایی هضم از محوطه دستگاه گوارش به داخل خون یا لنف می شود. در تک معده ای ها محل اصلی جذب روده باریک می باشد. سطح روده باریک دارای چین خوردگیها و پرزهای فراوانی می باشد که به شکل زاویه انگشت مانند (Villi) در سطح روده قرار دارند و موجب افزایش سطح تماس مواد خوراکی هضم شده با روده می گردند. جذب مواد مغذی به شیوه های مختلفی در روده انجام میشود: الف) جذب بصورت غیرفعال (انتشار) (Passive transport) (Diffusion) که نفوذ ملکولها از ناحیه با غلظت بالا به ناحیه با غلظت پایین می باشد و سرعت نسبتاً کمی دارد. ب) جذب بصورت انتقال فعال (Active transport) در این روش مواد مغذی با صرف انرژی از محوطه دستگاه گوارش به داخل سلولهای مخاطی روده وارد می شوند. عموم قندها و اسیدهای آمینه بصورت فعال جذب می گردند. ج) در نوزادان تازه متولد شده عمل جذب مولکولهای اینیوگلوبرسین موجود در آغوز (کلستروم) بصورت بلعیده شدن دست نخورده (Pinocytosis) می باشد. - جذب انواع بیومولکولها: الف) کربوهیدرات ها: همانگونه که اشاره گردید α–آمیلاز موجود در بزاق و لوزالمعده موجب شکسته شدن مولکولهای نشاسته و گلیکوژن و آزادسازی گلوکز می گردد. دی ساکاریدها نیز توسط آنزیمهای هیدرولیز کننده خود که از روده ترشح می شوند به مونومرهای تشکیل دهنده خود تبدیل شده و به شکل فعال و با صرف انرژی به درون سلولهای بافت مخاطی روده منتقل گردیده و سپس از طریق سیاهرگ کبدی (Portal vein) به کبد وارد می شود. ب) چربی ها: پس از جذب غیرفعال اسیدهای چرب و مونوگلیسیریدها به درون سلولهای اپیتلیال (مخاطی) روده، در این سلولها مجدداً سنتز تری گلیسیرید صورت می گیرد و تری گلیسیریدهای تولید شده در سلولهای مخاطی معده به شکل ذرات کوچک کروی بنام کیلومیکرون به درون رگهای لنفی موجود در پرزهای روده وارد میشوند. چربیهایی که دارای اسیدهای چرب کوتاه زنجیر می باشند، میتوانند بدون تشکیل کیلومیکرون به سیاهرگ و جریان خونی منتقل شوند. درطیورعمده تری گلیسیرید به جریان خون سیاهرگی وارد می شود. به این نوع چربیها که به داخل سیاهرگ وارد میشوند پورتومیکرون (Portomicrons) می گوئیم. ج) پروتئین ها: پروتئینهای موجود درخوراک توسط فعالیت انواع آنزیمهای پپتیداز به اسیدهای آمینه و الیگوپپتیدهای کوچک تبدیل می شوند. الیگوپپتیدها به شکل فعال به سلولهای مخاطی روده وارد می شوند و توسط آنزیمهای دی پپتیداز و تری پپتیداز، هیدرولیز میشود و به اسیدهای آمینه تشکیل دهنده خود تجزیه می شوند. اسیدهای آمینه به طریق فعال به سلولهای مخاطی روده جذب می گردند. جهت جذب اسیدهای آمینه خنثی، اسیدی یا بازی مکانیسمهای ویژه ای وجود دارد و اسیدهای آمینه هر گروه، در سرعت جذب با یکدیگر رقابت دارند. باید توجه داشت که کل اسیدهای آمینه موجود در محوطه روده مربوط به پروتئینهای خوراک نیستند بلکه تعدادی از اسیدهای آمینه مربوط به آنزیمهای پروتئینی ترشح شده از دستگاه گوارش و دارای منشاء داخلی هستند اما این اسیدهای آمینه نیز همراه با اسیدهای آمینه خوراک جذب می گردند و به سیاهرگ کبدی منتقل می گردند. د) مواد معدنی: جذب مواد معدنی در روده به دو روش الف) انتشار و ب) جذب توسط مولکولهای حامل انجام می پذیرد. کلسیم: حضور پروتئین ویژه ای بنام (Calcium binding protein) (CaBP) و با کمک ویتامین D3 (کوله کلسیفرول) در روده جذب می گردد. شرایط فیزیولوژیک دام، حضورسایرعوامل شیمیایی وعناصر معدنی از جمله فسفربرروی جذب کلسیم موثرمی باشد. مرغان تخمگذاردرحال تولید تخم مرغ جذب کلسیم بهتری نسبت به مرغان تخمگذارفاقد تولید تخم مرغ دارند. افزایش غلظت فسفر موجب کاهش جذب کلسیم و برعکس می گردد. حضور ترکیبات شیمیایی مانند اسید فایتیک (Phitic acid) موجب به دام انداختن عناصر معدنی و عدم جذب این عناصر می گردد. ﻫ) ویتامین ها: ویتامینهای محلول در آب به دو شکل انتشار ساده و جذب توسط مولکولهای حامل در روده جذب می گردند. ویتامین B12 جهت جذب، نیاز به یک مولکول گلایکوپروتئین حامل دارد درمقابل اسید فولیک به راحتی به درون سلولهای مخاطی روده انتشار می یابد. ویتامینهای محلول در چربی همانند مولکولهای چربی به شکل انتشار به داخل سلولهای مخاطی روده وارد می شوند و سپس در داخل این سلولها با مولکولهای پروتئین ترکیب می شوند و به شکل مولکولهای لیپوپروتئین به جریان خون وارد می شوند. هضم در نشخوارکنندگان (Digestion in Ruminants) دامهایی مانند گاو و گوسفند دارای معده ای چهارقسمتی می باشند. این معده پیچیده موجب انجام تخمیرهایی میکروبی درشکمبه و نگاری می گردد و موجب هضم بخش قابل توجهی از مواد سلولزی موجود در خوراک می شود. به این ترتیب دامهای دارای معده چهارقسمتی قادرند که غذاهای شامل علوفه و موادخشبی با فیبر بالا که عمدتاً از پلی ساکاریدهای دارای پیوند β می باشند، تغذیه نمایند. این حیوانات همچنین قادر هستند خوراکهایی را که برای بار اول بلعیده می شوند را بالا آورده و پس از آغشته نمودن مجدد به بزاق و جویدن مجدد، دوباره بلع کنند. این عمل نشخوار(Rumination) نامیده می شود
-
- 1
-
-
نكات كاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری
parasto heydari پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در علوم دامی
گزيده هايی از دستورالعمل های سياست مبارزه و ريشه كنی بيماری تب برفكی در كشور كانادا سهشنبه، 19 تير 1386 بيماری تب برفكی يك بيماری عفونی ويروسی حاد با واگيری بالا در دامهای زوج سم اهلی و وحوش می باشد. دامهای مبتلا به اين بيماری شامل: گاو ، خوك ، گوسفند ، بز ، گوزن وحشی ، گوزن شمالی ، لاما و گاوميش بوده و فيلها نيز به اين بيماری حساس می باشند. اما اسب ها مقاوم هستند. علائم بيماری در گاو شامل : آبريزش از دهان ، خمودگی ، بی اشتهائی و لنگش بوده كه اين علائم ناشی از وجود تاول های دردناك در بافت پوششی لبها ، زبان ، لثه ها ، سوراخهای بينی و پوزه و بين انگشتان و پستان ها می باشد. عموماً تب و كاهش شير زودتر از حضور تاول ها نمايان می شود. بعد از پاره شدن تاول ها در محل آنها احتمال عفونت ثانويه وجود دارد. محل و شدت زخمها خيلی متغير بوده و بستگی به سويه ويروس دارد. گاو نژاد زبو علائم كلينيكی خفيف تری از خود نشان می دهد. علائم بيماری و زخمها در خوك ، گوسفند و بز مشابه گاو است اما ملايم تر و بخصوص در گوسفند و بز لنگش عمده ترين علامت بيماری است. سبب شناسی ويروس تب برفكی يكی از اعضای خانواده Picornaviridae از گروه ويروس RNA دار می باشد. 7 سويه از ويروس تب برفكی كه شامل: ( C,O,A ) و سويه جنوب آفريقا (SAT1,SAT2,SAT3 ) و Asia1 ، همراه با تعداد زيادی تحت تيپ شناخته شده است. مقاومت ويروس تب برفكی ، در محيط و مكانهای آلوده بيشتر از يك سال عفونت زايي خود را حفظ می كند. بطور مثال ، در لباس به مدت 10 تا 12 هفته ، در موها به مدت يك ماه عفونت زا باقی می ماند. همچنين در منابع مختلف مدت زمان بقای ويروس در خاك 200-26 روز ، روی مقوا ، چوب يا فلز آلوده به خون 35 روز ، روی چوب آلوده به چربی 398 روز و 48 ساعت در اتاق نگهداری حيوانات آزمايشگاهی ذكر شده است. اغلب ، ويروس در درجه حرارت انجماد به طور نامحدود بقای خود را حفظ می كند و تخريب بيشتر گونه های ويروس در درجه حرارت 56 درجه سانتی گراد به مدت30 دقيقه روی می دهد. ويروس در 6/7-4/7= PH منحصراٌ زنده بوده ولی قدرت تكثير و تزايد را ندارد. اما در 5/9-6/7 =PH و درجه حرارت 4 درجه سانتی گراد بقای خود را حفظ نموده و توان بيماريزايي را دارد. اما همين ويروس در 5=PH يا 10=PH غير فعال می گردد. نور خورشيد ويروس تب برفكی را نابود می كند و رطوبت نسبی 60% به بقای ويروس در هوا كمك می كند. همه گيری شناسی تب برفكی بشدت واگيردار می باشد و امكان دارد در مكانهای وسيع توسط تماس مستقيم مابين دامهای آلوده و حساس و يا توسط تماس غير مستقيم با تولِيدات آلوده دام ( گوشت ، شير خام ، پوست ) غذا وساير وسايل پخش شود. ويروس قبل از شروع علائم كلينيكی ( در گاو 5 روز ، در خوك 10 روز ) در بافتها ، مواد دفعی و ترشحات شامل : شير ، خون ، منی ، ادرار و مدفوع وجود دارد. ويروس در هنگام عبور خود در دستگاه گوارش پرندگان تغييری پيدا نمی كند. خوك در تزايد ويروس نقش اساسی دارد. ( يك خوك برابر با 1000 تا 3000 گاو ويروس تب برفكی را دفع می كند ). خوكها عموماً آلودگی را از طريق غذای آلوده كسب می كنند. در صورتيكه گاوها بيشتر از طريق تنفس ذرات آلوده به ويروس ، مبتلا می شوند. قبل از شروع علائم كلينيكی حجم وسيعی از ويروس توسط دام آلوده به بيرون دفع می شود. بيماريزايی بيماريزايی تب برفكی با تنفس يا بلع ويروس آغاز می شود ، اين ويروس ابتدا در محل حلق تزايد پيدا كرده ، سپس توسط خون به ساير نقاط و غدد لنفاوی رفته و سلولهای پوششی را آلوده می نمايدسپس تاولها نمايان شده و علائم بيماری ظاهر می شود. گاو بيشتر از 3 سال ، گوسفند 9 ماه و بز 4 ماه ناقل بيماری می باشند. دوره كمون ، درصد ابتلا و مرگ و مير دوره كمون در يك همه گيری در يك بخش 2 تا 21 روز است ( بطور ميانگين 8-3 روز ، گاو 5-3 روز، خوك 9-4 روز ) در دامهايی كه تجربه اولين برخورد با ويروس را دارند اين زمان به 24 ساعت می رسد. در مناطقی كه بيماری اندميك است دوره كمون از 21 روز هم بيشتر می شود. در مناطق عاری از بيماری مثل شمال آمريكا ، 14 روز آخرين حد دوره كمون است. و استاندارد OIE نيز 14 روز می باشد. درصد ابتلا بيماری تب برفكی به 100% هم می رسد. درصد مرگ و مير دربالغ ها كم است (5%) اما در خوكهای شيرخوار و بره ها امكان دارد به 75% برسد. در اين موارد مرگ همراه با ضايعات قلبی می باشد. تشخيص تشخيص تب برفكی بر اساس تاريخچه ، علائم كلينيكی و تستهای آزمايشگاهی می باشد. اين تستها شامل DAS ، ELISA ، سرولوژی ، جداسازی ويروس و تزريق به حيوانات آزمايشگاهی است. تستهای آزمايشگاهی جهت تشخيص تفريقی اين بيماری با ساير بيماريهای مخاطی می باشد. روش نمونه گيری ويروس تب برفكی نسبت به شرايط اسيدی بسيار حساس می باشد. يخ خشك با توليد اسيد سيتريك ويروس را از بين می برد. بنابراين جهت نمونه برداری بايستی از يخ معمولی يا ICE PACK استاندارد استفاده نمود. نمونه های مورد نياز عبارتنداز : 1- در صورت امكان ، توسط يك سرنگ استريل 2 سی سی از محتويات يك تاول پاره نشده را آسپيره كرد. 2- 2 گرم از بافت پوششی آلوده كه در 5 سی سی از بافر فسفات گليسيرين ( 6/7=PH ) قرار داده شده باشد. 3- زخمهای بين سمها . 4- 10 سی سی از سرم دامهای بيمار و دامهايي كه دوره بيماری را گذرانده اند. 5- در صورت تلفات يا ذبح دام ، نمونه های مورد نظر از غدد لنفاوی پيش كتفی ، غدد فوق كليوی ، كليه ها و غدد تيروئيد تهيه می شود. بهداشت عمومی از لحاظ بهداشت عمومی بيماری تب برفكی ، خطرناك تلقی نمی شود . اين بيماری مشترك بين انسان و دام نبوده و در صورتيكه در انسان ضايعات تاول مانند در دستها و پا و دهان ديده شد عامل اين بيماری يك ويروس متفاوت با ويروس تب برفكی بوده و ( Coxsackie virus A16 ) ناميده می شود. اصول كنترل در هنگام بروز شيوع تب برفكی ، وزير كشاورزی كانادا سياست كنترل بيماری تب برفكی كه شامل: معدوم نمودن و كشتار همراه با واكسيناسيون يا عدم واكسيناسيون دامها را می باشد اعلام می كند. استراتژی اوليه كشور كانادا برای كنترل تب برفكی بر اساس معدوم نمودن ( حذف ) می باشد. اين اقدام شامل : معدوم نمودن دامهای بيمار و همچنين كشتار دامهای سالم اما در مجاورت دامهای بيمار (دامهای مظنون ) می باشد. اما امكان دارد در شرايط خاص واكسيناسيون اضطراری نيز صورت پذيرد. اما بهرصورت شناسايي كامل مكانهای آلوده جهت شناسايي و نابود كردن تمامی دامها و مواد آلوده و ضدعفونی كردن محيط و خودروها سريعاٌ و بدون هيچگونه تاخيری بايد صورت پذيرد. NERT گروه ملی واكنش سريع(National emergency response team) هنگاميكه يك نمونه تب برفكی جمع آوری شده از طريق آزمايشگاه مورد تائيد قرار گرفت سريعاٌ گروه ملی واكنش سريع (NERT ) فعال می شود. دفتر مركزی اين گروه در شهر اوتاوا قرار دارد و وزارتخانه خيلی فوری كانون بيماری را مشخص نموده و منطقه آلوده و همچنين منطقه مراقبت و منطقه محافظتی را جهت ريشه كنی و مبارزه با بيماری تب برفكی معين می نمايد. NERT شامل يك مركز عملياتی ميدانی (FOC )Focal operative center و يك مركز اضطراری ( EC )Emergency center می باشد. اقدامات اوليه در مناطق با خطر بالا كنترل های اوليه 1- اعلام آلودگی منطقه. در اين زمان سريعاٌ بايستی مكان آلوده با مستندات قانونی مشخص و اعلام گردد. تمامی دامها ، توليدات دامی و غذای دام و كود و خودروها و وسايل دامداری بايستی در مكان ثابت مانده و ورود و خروج به اين منطقه اكيداٌ ممنوع می باشد . 2- كنترل حمل و نقل در مناطقی كه آلوده اعلام شده اند. نقل و انتقال نشخواركنندگان ( گاو ، گوسفند و بز و غيره ) و خوك اكيداٌ ممنوع می باشد. سگ ها و گربه ها و ساير دامهايی كه بالقوه می توانند ويروسها را منتقل كنند نيز بايستی محدوديت نقل و انتقال داشته باشند. طيور و اسبها نيز الزاماٌ در محدوده قرنطينه قرار گرفته ، اما می توانند در صورت صدور مجوز طيور را به نزديكترين كشتارگاه واقع در همان استان هدايت كرد و اسبها را نيز به مكانی كه هيچگونه دام حساس وجود نداشته باشد منتقل كرد. كليه خودروها و وسايلی كه امكان دارد از مكانهای مشكوك و مظنون به آلودگی عبور كرده باشند بايستی كاملاٌ تميز و ضد عفونی گردند. اشخاصی كه امكان دارد خودروی شخصی داشته باشند و از آن مكانها عبور می كنند بايستی خودروی آنها كاملاٌ تميز و ضدعفونی شود. اين اشخاص بايستی لباس تميز پوشيده و ساير مكانهايی كه دامهای حساس در آنها وجود دارد را بازديد نكنند. 3- اقدامهای اوليه در محيط مكانهای آلوده تمامی مكانها تا محدوده 5 كيلومتری از مكان آلوده به ويروس تب برفكی ، منطقه آلوده اعلام گردد. شير خام و ساير محصولات لبنی در مكانهای مشكوك ، بايستی قرنطينه شوند و حمل و نقل آنها ممنوع می باشد. جهت معدوم نمودن شير بايستی ابتدا آنرا ضد عفونی كرد كه می توان در 97 ليتر شير از 3 ليتر اسيد استيك يا 500 گرم اسيد سيتريك در 240 ليتر شير يا 5/1 ليتر اسيد ارتوفسفريك در 500 ليتر شير استفاده نمود . سپس اين شير ضدعفونی شده را بايستی روی زمين ريخت تا در خاك منطقه نفوذ كرده و يا می توان آنرا دفن كرد. كنترل حمل و نقل ( در صورت اثبات وجود بيماری تب برفكی ) اصول اساسی جهت ريشه كنی يك بيماری نوظهور ( اگزوتيك ) شامل : 1- جلوگيری از تماس بين دامهای حساس و عامل بيماری. 2- توقف توليد ويروس توسط دامهای آلوده. 3- افزايش مقاومت دامهای حساس. برای ريشه كنی تب برفكی می توان : 1- با اعلام قرنطينه و كنترل حمل و نقل از پخش عفونت جلوگيری كنيم. 2- حذف عامل عفونت با كشتار دامهای آلوده و دامهای در معرض عفونت. 3- حذف ويروس با ضد عفونی مكانها ، خودروها و وسايل و اقلام يا معدوم نمودن اقلام آلوده. 4- ايجاد ايمنی با واكسيناسيون در صورت نياز. كنترل در مكانهای آلوده فعاليت های ريشه كنی سريعاٌ در مكانهای آلوده بايستی آغاز شود. سگها ، گربه ها و ساير دامهايی كه غير حساس به بيماری بوده اما توانايی پخش ويروس را دارند بايستی تحت نظر بوده تا اينكه ضد عفونی مكان آلوده اتمام يابد و پس از ضد عفونی مكان ، سگ ها و گربه ها در صورت انتقال بايستی قبل از حركت توسط محلول 2 درصد اسيد استيك اسپری شود. كليه وسايل و خودروها در صورت انتقال از مكان آلوده بايستی بطور كامل تميز و ضدعفونی شوند. اقدامات اوليه در محدوده مكانهای آلوده الف) تا شعاع 5 كيلومتری از مكان آلوده ، منطقه آلوده اعلام گردد. ب) اطلاع رسانی به عموم و آغاز كنترل حمل و نقل دام. ج) آگاهی به عموم از طريق: 1- اخبار ( تلويزيون ، راديو ، روزنامه و نشريات ). 2- تماس با بخش كشاورزی هر استان ، دانشكده های دامپزشكی ، جامعه دامپزشكی شامل: دامپزشكان بخش خصوصی ، مراكز تلقيح مصنوعی ، جامعه دامداران . 3- ارتباط با صاحبان مراكز عرضه دام ، چوبداران ، باغ وحش ها و نمايشگاهها. بخش بررسيها 1) واحد تشخيص واحد تشخيص مسئوليت تمامی تماسهايی كه در خصوص اعلام موارد مظنون به بيماری است را بعهده دارد و با توجه به توانايی كارشناسان و بدست آوردن آخرين اطلاعات از مكانهای آلوده بايستی اين مكانها هرسه روز يك بار مورد بازديد قرار گيرند. 2) گشت مراقبت هنگامی كه يك كارشناس ( بررسيها ، قرنطينه ، صدور مجوز ) مظنون به يك مكان آلوده در منطقه می شود سريعاً بايستی مقامات ارشد خود را مطلع سازد تا گروه كارشناسی تشخيص به مكان اعزام گردد. تشخيص اين گروه براساس ، علائم كلينيكی و يافته های اپيدميولوژيكی و كالبدگشايی می باشد. پس از تاييد آلودگی مكان ، سريعاً برنامه ريشه كنی براساس دستورالعملها بايستی انجام گيرد. از آنجائيكه مردم و فعاليت های روزانه آنها باعث انتقال مكانيكی ويروس تب برفكی می گردد در مكانهايی با خطر بالا بايستی كارشناسان ضمن رعايت دقيق شرايط ضدعفونی فاصله زمانی 48 ساعت مابين دوبازديد را دقيقاً رعايت نمايند. در خصوص افرادی كه در تماس مستقيم با دامهای بيمار می باشند دستورالعمل ضدعفونی به قرار ذيل است: - تعويض كامل لباس. - شستشوی كامل بدن به مدت يك دقيقه با صابون و سپس آبكشی كامل حداقل به مدت 2 دقيقه. - ضدعفونی كفش و چكمه. ايجاد مناطق كنترلی با اعلام وزارت كشاورزی مبنی بر بروز بيماری تب برفكی سريعاٌ سه منطقه كنترلی معرفی خواهد شد. 1) منطقه آلوده(Infected Zone) 2) منطقه مراقبت(Surveillance Zone) 3) منطقه محافظتی(Buffer Zone) برای مرزبندی اين سه منطقه ذكر شده كه در برنامه ريشه كنی از اصول اوليه می باشد. توجه به نكات ذيل الزامی است : 1) موانع طبيعی و مرزبندی سياسي مناطق ( استان ، شهر ) . 2) وجود راهها ، دهكده ها ، شهرها . 3) شرايط آب و هوايی ( بخصوص جهت باد ). 4) الگوی حركت دام ها . 5) گونه های درگير بيمار ( دام اهلی ، وحوش ) . 6) طبيعت شيوع بيماری ( عمومی ، منطقه ای ) . 1) منطقه آلوده متعاقب اعلام وزارت كشاورزی مبنی بر آلوده بودن مكانهايی به ويروس تب برفكی كليه اين مناطق تا شعاع حداقل 5 كيلومتر آلوده اعلام می گردد. حمل و نقل دام اكيداٌ در اين منطقه ممنوع می باشد. 2) منطقه مراقبت منطقه ای كه بلافاصله دورتادور منطقه آلوده را می پوشاند را منطقه مراقبت می گويند. برای تب برفكی حد اين منطقه بايد حداقل 10 كيلومتر از محل آلوده باشد. بطور عمومی فاصله قابل پذيرش برای توزيع هوايی اين ويروس امكان دارد تا 60 كيلومتر هم برسد كه اين فاصله بستگی به اپيدميولوژی و شرايط آب و هوايی دارد. در اين منطقه مجوز واكسيناسيون وجود ندارد. حمل و نقل دام ممنوع می باشد. 3) منطقه محافظتی منطقه ای است كه دام ها بصورت سيستميك تحت پوشش واكسيناسيون قرار می گيرند. حمل و نقل دام در اين منطقه بايستی تحت كنترل باشد. منطقه آلوده دامپزشكان ، ماموران تلقيح مصنوعی ، توزيع كنندگان علوفه دامی ، كارگران و تمام افرادی كه در منطقه آلوده فعاليت می كنند بايستی نظارت دقيق بر روی كارشان وجود داشته باشد و آئين نامه های مربوط به بروز بيماری تب برفكی را دقيقاٌ رعايت كنند. يك دامپزشك هنگاميكه در منطقه آلوده فعاليت می كند بايستی : 1) حداقل وسايل را با خود حمل كرده و داروهای مورد نياز را در خودروی شخصی خود داشته باشد. 2) از داروهايی كه احتياج به تكرار تزريق دارند حداقل استفاده را نمايد. 3) از وسايل يك بار مصرف استفاده كند و اگر امكان دارد ساير وسايل را در محوطه دامداری باقی گذاشته و از جابجايی وسايل خودداری كند. بعلاوه كليه كسانيكه در دامداری فعاليت دارند بايستی : 1) قبل از ترك محل كليه لوازم را تميز كرده و در مواد ضدعفونی غوطه ور سازند. 2) خودروی خود را خارج از محل دامداری پارك نمايند. 3) دائماٌ خودروی خود را بشويند. 4) از چكمه و لباس يك بار مصرف استفاده كنند كه تهيه اين لوازم بعهده صاحب دامداری می باشد. درغيراينصورت برای هر دامداری بايستی لباس و چكمه جداگانه استفاده شود. شايان ذكر است در منطقه آلوده كليه اعمال انتقال جنين ، تلقيح مصنوعی و اسپرم گيری اكيداٌ ممنوع می باشد. حمل كود بعلت اينكه كود بطور 100% آلوده به ويروس تب برفكی است اكيداٌ ممنوع می باشد. بايستی كود در محل دپو شده و توسط اسيد ضدعفونی گردد. تمام مراكز فروش دام ، نمايشگاه ها ، باغ وحشها ، حراجی های دام بايستی تعطيل گردد. تعطيلی مكانهای خاص با دامهای موجود در آن بايستی با مديريت ذيل انجام گيرد: 1) اگر دامها علائم بيماری تب برفكی را نشان می دهند بايستی حذف ( معدوم ) گردند. 2) اگر دامها علائم را نشان نمی دهند اما با عامل بيماری در تماس بوده اند يا بايستی معدوم گردند ( سوزاندن - دفن ) يا تحت مجوز مستقيماٌ به كشتارگاه اعزام گردند. 3) اگر دامها علائم بيماری را نشان نمی دهند و در معرض عامل بيماری هم نبوده اند بايستی تحت مجوز به مقصد معين انتقال يابند( به طور مثال كارخانجات صنايع تبديلی ).شايان ذكر است بايستی 72 تا 96 ساعت قبل از حركت هيچگونه علائمی از بيماری را نشان ندهند. وحوش حساس در اين منطقه بايستی با همكاری آژانس منطقه ای حمايت از وحوش و شكارچيان كشتار شوند. منطقه مراقبت با توجه به امكان انتقال ويروس توسط جريان باد ، منطقه مراقبت كه دورتادور منطقه آلوده را بصورت دايره وار می پوشاند. حداقل بايستی 10 كيلومتر شعاع داشته باشد. شرايط زمان شيوع بيماری: شامل سرعت باد ، جهت باد ، رطوبت نسبی ، درجه حرارت ، نور آفتاب ، طبيعت جغرافيايی محل ، وجود واحدهای پرواربندی خوك ، شعاع اين منطقه را تغيير می دهند. بطور عمومی حمل و نقل دامهای غير حساس در اين منطقه ممنوع می باشد و تنها با صدور مجوز ، اجازه حمل داده می شود و دامهای حساس موجود در مكانهای غير قرنطينه شده منحصراٌ اجازه حركت به مقصدهای ذيل را دارند: الف) كشتارگاه واقع در همان منطقه. ب) ساير دامداريهای واقع در همان منطقه كه شرايط ذيل را داشته باشند: 1) هيچ دامی در آن مكان علائم تب برفكی را در طی 14 روز نشان نداده باشد. 2) در طول 14 روز قبل دامی به دامداری اضافه نشده باشد. 3) در طی 14 روز تا شعاع 10 كيلومتری از دامداری علائم كلينيكی ديده نشده باشد. 4) دامداری مبداء و مقصد تحت قرنطينه نباشند. 5) رانندگان خودروهای حمل و نقل كننده، كليه آئين نامه های حمل و نقل در زمان شيوع تب برفكی را دقيقاٌ رعايت كنند. 6) تمامی دامهای حساس به بيماری توسط دامپزشك معاينه شده و دامها هيچگونه علائمی را دو روز قبل از حركت بروز ندهند. كليه پرسنلی كه خدمات رسانی به دامها را در اين منطقه بعهده دارند. از قبيل دامپزشكان ، ماموران تلقيح مصنوعی و ... بايستی كليه دستورالعمل ها را همانند منطقه آلوده اجرا نمايند. در اين منطقه اجازه فعاليت مراكز اسپرم گيری ، تلقيح مصنوعی ، انتقال جنين تحت مجوز بلامانع می باشد. حمل توليدات دامی در مكانهای غير قرنطينه شده بلامانع است. اما در مكانهای قرنطينه شده ( حساس ) حمل توليدات دامی بخصوص كود در صورتيكه ضدعفونی گردد با صدور مجوز بلامانع است. تمامی مراكز فروش دام ، نمايشگاها ، باغ وحشها ،حراجی دامها تعطيل می باشد. تعطيلی مكانهای خاص با دامهای موجود در آن بايستی با مديريت ذيل انجام گيرد: 1) اگر دامها علائم بيماری تب برفكی را نشان می دهند بايستی حذف ( معدوم ) گردند. 2) اگر دامها علائم را نشان نمی دهند اما با عامل بيماری در تماس بوده اند يا بايستی معدوم گردند ( سوزاندن - دفن ) يا تحت مجوز مستقيماٌ به كشتارگاه اعزام گردند. 3) اگر دامها علائم بيماری را نشان نمی دهند و در معرض عامل بيماری هم نبوده اند بايستی تحت مجوز به مقصد معين انتقال يابند( به طور مثال كارخانجات صنايع تبديلی ).شايان ذكر است بايستی 72 تا 96 ساعت قبل از حركت هيچگونه علائمی از بيماری را نشان ندهند. جمعيت وحوش حساس در منطقه مراقبت با همكاری آژانس منطقه ای حمايت از حيوانات و شكارچيان بايستی كاهش يابد. منطقه محافظتی اين منطقه منحصراٌ در صورتيكه اجازه واكسيناسيون صادر شود ايجاد می گردد. شرايط ايجاد اين منطقه مانند شرايط ايجاد منطقه مراقبت می باشد. و اين منطقه. از آخرين حد منطقه مراقبت تا آخرين حد منطقه آلوده می تواند گسترش يابد. ورود دام به منطقه واكسيناسيون يا خروج بدون مجوز ممنوع می باشد. به محض شروع واكسيناسيون ، مكانها قرنطينه اعلام می گردند و شرايط صدور مجوز به شرح ذيل می باشد: 1) هيچگونه دامی در دامداری علائم كلينيكی تب برفكی طی 21 روز نشان نداده باشند. 2) در طی 21 روز قبل دامی به دامداری اضافه نشده باشد. 3) در طی 21 روز و تا شعاع 10 كيلومتر از دامداری علائم تب برفكی ديده نشده باشد. 4) دام واكسينه شده منحصراٌ به دامداريی منتقل شود كه در آن مكان نيز واكسيناسيون انجام گرفته باشد. 5) كليه رانندگان خودروهای حمل دام دستورالعملهای اجرايی تب برفكی را رعايت كنند. بايد توجه داشت دامهای واكسينه شده می توانند با مجوز در محدوده محافظتی حركت كنند. اما در صورتيكه اين منطقه را بخواهند ترك كنند بايستی به كشتارگاه اعزام شوند. كليه توليدات دامهای واكسينه شده نيز امكان دارد ناقل ويروس تب برفكی باشند به همين لحاظ پس از ضدعفونی لازم اجازه توزيع دارند. در مورد اشخاص و خودروها نيز بايستی دستورالعمل منطقه مراقبت اجرا شود. بايستی بخاطر داشت ، مكانهايی كه در آنجا واكسيناسيون صورت پذيرفته است احتمال حضور ويروس تب برفكی بيشتر از مكانهايی است كه تحت پوشش واكسن قرار نگرفته اند بنابراين بايد بازديد از مكانهاي واكسينه شده بعد از مكانهای غير واكسينه انجام گيرد و نيزجمع آوری شير از مكانهای واكسينه شده در آخر روز صورت پذيرد. سيستم مراقبت در هنگام شيوع بيماری 1) در منطقه آلوده تمام مكانهای موجود با دامهای حساس بايستی هر سه روز مرتباٌ تحت بررسی قرار گيرند و موارد وقوع بيماری كه تلفنی اطلاع داده می شود سريعاٌ تحت نظر قرار گرفته و تا آنجائيكه امكان دارد از تماس مستقيم بعلت پخش ويروس ممانعت بعمل آيد . تمامی تلاشها بايستی جهت آموزش افراد در خصوص تشخيص علائم كلينيكی و گزارش موارد بيماری باشد و سيستم مراقبت تا اعلام پاك شدن منطقه توسط بايستی برقرار باشد. همچنين در اين منطقه سيستم مراقبت شامل : آزمايشهای كلينيكی و سرولوژي برروی جمعيت باقيمانده حساس می باشد. در صورت وجود وحوش انجام آزمايش در اين جمعيت نيز الزامی است. 2) در منطقه مراقبت در اين منطقه سيستم مراقبت شامل تحت نظر داشتن و برپايي قرنطينه و بررسی مراكز پرورش خوك همانند منطقه آلوده می باشد. درخواست حمل و نقل دام در اين مكان بايستی با اجازه و تحت نظارت دامپزشكان باشد. هرگونه موارد گزارش توسط اشخاص بايستی توسط افرادی بررسی شود كه در منطقه آلوده فعاليت نمی كنند. 3) در منطقه محافظتی اعضای گروه واكسيناسيون قبل از انجام عمليات بايستی تمامی دامها را از لحاظ كلينيكی بازرسی كنند و در صورت مشاهده مورد بيماری سريعاٌ مراتب را تلفنی اطلاع داده و كارشناسان مربوطه كه در منطقه آلوده فعاليت نمی كنند از منطقه بازديد بعمل آورند. 4) در منطقه عاری از تب برفكی در اين منطقه دقت بسيار خاص توسط كارشناسان اعمال می شود و از دامها نمونه های سرمی جهت تشخيص در آزمايشگاههای دامپزشكی تهيه می گردد همچنين بررسی سرولوژيكی از دامهای كشتاری در كشتارگاههای مجاور مناطق كنترلی نيز صورت می پذيرد. واكسيناسيون در هنگام بروز تب برفكی در كانادا بهترين سياست جهت ريشه كنی بيماری روش حذف كامل يا معدوم نمودن دامها می باشد. اما بهر جهت امكان دارد روش حذف كامل به تنهايی جهت كنترل ويروس در مناطق پرتراكم كافی نبوده لذا واكسيناسيون نيز پيشنهاد می گردد. كشور كانادا يكی از اعضای بانك ويروس تب برفكی آمريكای شمالی( NAFMDVB ) می باشد و اجازه استفاده از واكسن تب برفكی در شرايط اضطراری به قرار ذيل است: 1- شيوع بيماری در مكانهايی با تراكم بالای دام حساس و منابع كم مالی جهت كشتار و حذف دام و همچنين خطر بالای انتقال ويروس از طريق هوا در مراكز پرواربندی خوك. 2- توانايی دسترسی داشتن به واكسن با قدرت ايمنی زايی بالا. 3- آسايش خاطر عموم مردم بعلت نگرانی ناشی از حذف وسيع و زياد دام . 4- كاهش دامهای مبتلا به بيماری تب برفكی از طريق واكسيناسيون. در نظر داشتن شرايط منطقه در انجام واكسيناسيون انجام واكسيناسيون با در نظر گرفتن شرايط منطقه می باشد. امكان دارد هزينه های اقتصادی از قبيل پرداخت غرامت و هزينه های كنترل بيماری بيشتر از هزينه واكسيناسيون باشد. نظر انجمن ملی دامداران و ساير مراكز مهم دامپروری در اين خصوص مطرح می باشد. ليست ذيل بطور خلاصه فاكتورهای موثر در واكسيناسيون را مشخص می نمايد. 1) طبيعت دامداريها بطور مثال وجود مكانهايی با خطر بالا مانند پرواربنديها. 2) تعداد دامداريهای آلوده اوليه و در معرض خطر. 3) گونه های درگير و تراكم آنها مانند پرواربندي خوك ها . 4) تخمين حوزه و طول مدت شيوع تب برفكی. 5) صنايع دامی و مديريت در مكانهاي مبتلا ( فرهنگ جغرافيايی ). 6) فصول ، آب و هوا و موانع فيزيكی طبيعی ( جغرافيايی محل ). 7) منابع فيزيكی قابل دسترس جهت حذف كامل دام ( صنايع ). 8) منابع انسانی قابل دسترس جهت حذف كامل دام يا واكسيناسيون . 9) نقطه نظر و آرای عموم مردم بطور مثال انجمن حمايت از حيوانات . 10) فاكتورهای اختصاصی از قبيل ضررهای اقتصادی ناشی از دست دادن بازارهای صادراتی بخاطر برنامه ريشه كنی. 11) خصوصيات واكسن و كونه های ايجاد كننده بيماری. 12) پذيرش بين المللی در خصوص واكسيناسيون منطقه ای. 13) توانايی تكنيكی و پذيرش جهانی در خصوص تستهای آزمايشگاهی برای تشخيص تفريقی مابين دامهای واكسينه شده و دامهايی كه بطور طبيعی آلوده شده اند. كليد تصميم گيري برای انجام واكسيناسيون وابسته به توانايی پيشگويي سرعت پخش و سرعت تماس مابين دامهای حساس است. اگر برنامه واكسيناسيون بعنوان يك برنامه كنترل در دستور اجرا باشد بايد توجه داشت كه اين عمل منحصراٌ در منطقه محافظتی صورت پذيرد. به محض اعلام شيوع تب برفكی در كانادا رئيس سازمان دامپزشكی كشور ( CVO ) درخواست تهيه واكسن را از NAFMDVB می كند. در صورتيكه سويه موجود در واكسن و عامل بروز بيماری يكسان نباشد ، دستور ساخت واكسن جديد داده می شود كه اين مورد حداقل 5-4 هفته زمان می برد. با توجه به اينكه در كشور كانادا از لحاظ زبان دو قسمتی بوده بايستی برچسب های واكسن به دو زبان انگليسی و فرانسوی باشد. اصول واكسيناسيون واكسيناسيون اضطراری در منطقه محافظتی با توجه به موارد ذيل است: 1) واكسيناسيون حلقوی . 2) واكسيناسيون مراكز پرخطر بعنوان مثال مراكز پرواربندی بزرگ دام ها و بخصوص خوك ها كه بالقوه توليدكننده قوی ويروس از طريق هوا می باشند. 3) حفاظت از ژن های موجود در مراكز تلقيح مصنوعی و انتقال جنين توسط واكسيناسيون. واكسيناسيون حلقوی روش واكسيناسيون حلقوی جهت كنترل تب برفكی بكار برده می شود، بطور عموم اين حلقه از 5 تا 10 كيلومتر شعاع دارد و واكسيناسيون از سمت خارج به سمت داخل انجام می گيرد. اين منطقه تحت پوشش حتی المقدور بايستی كوچك باشد و با توجه به جغرافيا و شرايط آب و هوائي اين حلقه ها نمی توانند منحصراٌ دوايری هم مركز باشند. اما بايد توجه داشت كه اصل ، تشكيل يك ديوار محافظتی مابين منطقه بيمار و جمعيت دامی حساس است. شناسايی دامهای واكسينه شده براساس دستورالعمل OIE كليه دامهای واكسينه شده بايستی مشخص و معين گردند و جابجايی وفروش اين دامها بايستی با صدور مجوز باشد. بنابراين در گوش چپ اين دامها از اتيكت هايی استفاده می شود كه در قسمت بيرونی گوش از اعداد استفاده شده و در قسمت داخلی گوش حروف H of A FMD Vaccine نوشته شده است. ثبت مشخصات دامهای واكسينه بايستی مشخصات دام واكسينه دقيقاٌ ثبت شود. در برنامه شناسايی گاوان كانادا ( CCIP ) تمامی اطلاعات پايه در خصوص دامدار و دام ثبت می گردد. اين اطلاعات شامل : 1) نام دامدار . 2) آدرس . 3) موقعيت جغرافيايی ( براساس سيستم GIS ). 4) شماره تلفن و پست الكترونيكی . 5) تاريخ واكسيناسيون . 6) نام اعضاء گروه واكسيناسيون. 7) شماره سريال واكسن و تاريخ انقضاء. 8) هرگونه گواهي حمل ( با معرفی مبداء و مقصد ) . 9) خصوصيات دام ( گونه ، جنس ، سن و رنگ ). 10) شماره اتيكت گوش مربوط به واكسيناسيون تب برفكی . عمليات ريشه كنی به محض تصميم بر حذف جمعيت ارزيابی بايستی صورت پذيرفته و سريعاٌ دستور حذف دام ها را صادر كرد. لاشه های دامها ، توليدات دامی ، كود ، وسايل غذاخوری و ساير تجهيزات كه قابل ضدعفونی نيستند بايستی در همان مكان مدفون يا سوزانده شوند. البته روش دفن بيشتر توصيه می شود. روش دوم برای معدوم كردن استفاده از آتش است و بايد توجه داشت كه در صورت وجود حجم زيادی از شير در ابتدا آن را ضد عفونی كرده و سپس در يك گودال عميق دفن نمود. كليه كاميونهايي كه لاشه های دامها را جهت معدوم كردن حمل می نمايند بايستی كاملاً قابل ضدعفونی و سرپوشيده باشند. كليه لاشه ها را قبل از بارگيری بايستی ضدعفونی كرد. و اگر زمان معدوم نمودن طولانی شود بايستی علاوه بر ضدعفونی لاشه ، پا و سر و نقاطی از لاشه كه دچار ضايعه شده اند را در كيسه ای قرار داد. در خصوص كود بايستی كودها را حداقل در فاصله 100 متری از دامداری دپو كرد. سپس سطح كود را با مواد ضدعفونی اسپری نمود و روی كود را با پلاستيك ضخيم پوشاند. سپس اين كود بايستی 6-3 ماه در محل باقی بماند. كنترل ناقلين بندپايان ( حشرات ، كنه و جرب ها ) ، جوندگان و پرندگان بالقوه ناقلين مكانيكی در انتقال ويروس تب برفكی می باشندو به محض تشخيص بيماری سريعاٌ بايستی نسبت به كنترل اين ناقلين اقدام كرد. شرايط اعلام پاك شدن منطقه مكانها بايستی به مدت 30 روز خالی مانده باشند. پس از تائيد پاكيزگی و ضدعفونی و حذف ويروس بعد از 30 روز چند گونه آزمايشی انتخاب می شوند و به شرح ذيل اقدام می گردد. 1) انتخاب حداقل 4-2 راس خوك . 2) دامهای آزمايشی بايستی از بستر غذا بخورند( در مناطق با خطر بالا ) و هر سه روز تحت نظر كارشناسان بازديد شوند. 3) اين دامها به مدت 30 روز تحت نظر بوده سپس آزمايش سرمی بعمل می آيد. اگر پاسخ آزمايشها منفی باشد پس از 60 روز منطقه به عنوان پاك تلقی می گردد. پايان واكسيناسيون واكسيناسيون هنگامی متوقف می شود كه : كنترل دقيق حمل و نقل در منطقه تحت كنترل اجرا شود يا هيچگونه از مورد جديد بيماري با توجه به حداكثر دوره كمون 14 روزه در منطقه آلوده مشاهده نشود يا تمامی مكانهای آلوده در منطقه محافظتی تحت پوشش واكسن قرار گرفته باشند. استاندارد OIE جهت پاك اعلام كردن يك منطقه پس از شيوع تب برفكی به شرح ذيل می باشد: پس از شيوع بيماری ، استاندارد OIE جهت پاك اعلام كردن كشور كانادا به دو صورت می باشد. در حالت اول : اعلام منطقه عاری از تب برفكی بدون واكسيناسيون الف ) 3 ماه بعد از حذف آخرين مورد دام بيمار و با توجه به اينكه آزمايشهای سرولوژيكی مراقبت انجام گرفته است . ب) 3 ماه بعد از كشتار آخرين مورد دامی كه تحت پوشش واكسن قرار گرفته بود و همچنين روش حذف ، مراقبت سرولوژيكی و واكسيناسيون اضطراری انجام شده باشد. حالت دوم : اگر شيوع تب برفكی بحدی بود كه نمی توان تمامی دامهای واكسينه شده را كشتار كرد. در اين حالت اعلام منطقه عاری از تب برفكی با واكسيناسيون ناميده می شود. كه اين حالت شامل : الف) 12 ماه بعد از مشاهده آخرين مورد بيماری كه حذف كامل شده باشد. ب) 2 سال بعد از مشاهده آخرين مورد بيماری بدون اعمال روش حذف كامل . شايان ذكر است وجود سيستم مراقبت جهت بررسی موارد فوق الزامی می باشد. بهر صورت كانادا برای بدست آوردن عنوان وضعيت كشور عاری از تب برفكی بدون استفاده از واكسيناسيون ، بايستی موارد ذيل را انجام دهد: 1- بايگانی كامل از كليه گزارشهای سريع و منظم وقوع بيماريهای دامی در سطح كشور. 2- اعلام OIE مبنی بر اينكه هيچگونه شيوع بيماری تب برفكی و انجام واكسيناسيون طی 12 ماه گذشته صورت نگرفته باشد. همچنين با مدارك مستند وجود سيستم فعال ملی مراقبت اثبات و كليه دستورالعمل های لازم در خصوص پيشگيری و كنترل تب برفكی در سطح كشور اجرا می گردد. 3- پس از انجام آخرين واكسيناسيون ، به هيچ عنوان دام جديد واكسينه شده با واكسن تب برفكی وارد كشور نشده باشد. ترجمه و تلخيص : دكتر اميدرضا امرآبادی كارشناس اداره كل دامپزشكی استان فارس FOC كليه فعاليتهای مربوطه به ميدان تحت نظر را انجام می دهد. EC در شهر اوتاوا قرار دارد و فعاليتهای FOC را حمايت نموده و كليه مسائل سياسی ، حقوقی ، ارتباطات ، تبادل نظر ، صنايع ، مسائل بين المللی ، ارتباط داخلی كشوری را بعهده دارد.-
- 1
-
-
مشاعره با واژه های انگلیسی معماری
parasto heydari پاسخی برای Mahnaz.D ارسال کرد در موضوع : مسابقات معماری
location:موقعیت -
[h=2]چرا هیچ غذایی به رنگ آبی نیست؟[/h] ساختن رنگ آبی در طبیعت بسیار دشوار است. توناژهای مختلف رنگ آبی خاصیت قلیایی دارند و متابولیسم و یا سوخت و ساز بدن اغلب گیاهان و جانوران کره زمین تا حدودی خاصیت اسیدی دارند. در اندک گیاهانی هم که گلهای آبی رنگ میدهند، این رنگدانه تنها در گلبرگها به چشم میخورد و در خاکهای اسیدی و زمانهای مختلف سال این رنگ به ارغوانی و یا صورتی تغییر پیدا میکند. برای نمونه، در برخی کشورها میوه خاصی به نام Blueberry (قرهقاط) کشت میشود که در ظاهر آبی رنگ است اما در حقیقت ارغوانی و یا نیلی است هرچند پوشش سفید رنگ و پودری شکل روی میوه باعث میشود که آبی به نظر بیاید. همانطور که در ابتدای متن نیز گفته شد، حیوان آبی رنگ هم وجود ندارد و چنانچه با این حیوان آبی رنگ در طبیعت برخورد کردید بدانید که علت پولکها و یا فلسهای روی بدن آن جانور است که نور را به قسمتهای آبی طیف نور پراکنده میکند. به خاطر اینکه رنگ آبی در طبیعت بسیار نادر است، غذاهایی که به این رنگ هستند نیز در نظر انسان بدمزه و نامطبوع جلوه میکنند و در مقابل میوههای قرمز، خوشمزه و اشتها آور جلوه مینمایند.
-
- 6
-
-
مضرات نوشابه های گازدار مضرات نوشابه هاي گازدار امـروزه مصرف نوشابه هاي گازدار بطور فزاينده ميان مـردم باب گرديده است. اما آيـا مـصـرف كنـنـدگان از مـضرات اين نوشابه هاي رنگارنگ با خبرند؟ پيـش از آن كـه جـــرعه اي ديـگر از نـوشـابـه خـود را بــنوشيد بهتر است اين مـقاله را مطالعه نماييد: پــژوهشگران مضرات مصرف نوشابه هاي گازدار را چـنـيـن برميشمارند: 1- پـوسيدگي دندانها: تمام نوشابه هاي گازدار خاصيت اســيدي داشته و سبب فرسايش ميناي دندانها ميگردند.همچنين ميزان قند بالاي اين گـونه مـحــصولات پوسيدگي دندانها را تسريع ميكنند. 2- چاقي: نوشابه هاي گازدار عمدتا از آب تصفيه شده، افزودنيهاي مصنوعي و شكر تصفيه شده تهيه ميگردند. بنابراين فاقد هرگونه ارزش تغذيه اي بوده و تنها به خاطر ميزان قند بالايشان داراي كالري زيادي ميباشند كه سبب چاقي در فرد مصرف كننده ميگردند. در نوشابه هاي رژيمي نيز جاي شكر معمولي از آسپارتام استفاده ميكنند كه در ضمن آنكه يك ماده اشتها آور ميباشد براي سلامتي نيز مضر بوده و مصـرف آن ميگرن، سرگيجه و كاهش توان حافظه را بدنبال دارد. 3- سوء تغذيه: افرادي كه به مصرف نوشابه هاي گازدار اعتياد دارند و از طرفي كه اين محصولات موجب كاهش اشتها ميگردند بنابراين فرد معتاد تنها به مصرف نوشابه هاي گازدار روي آورده و دچار سوء تغذيه ميگردند.هنگامي كه شما در بطري يك نوشابه گازدار را ميگشاييد بلافاصله حبابها و گازهاي موجود در آن به بيرون جهيده وظاهر ميگردند.گاز اينگونه محصولات بسبب وجود اسيد فسفريك و دي اكسيد كربن در تركيباتشان ميباشد كه سبب اسيدي گشتن اينگونه محصولات نيز ميگردند.PH نوشابه هاي گازدار بين 2.5 تا 3.5 ميباشد كه موجب پديد آمدن محيطي اسيدي در معده ميگردند. در كل مسير سيستم گوارش تنها معده قادر به مقاومت در برابر چنين محيط اسيدي ميباشد. اما در ديگر اعضاي سيستم گوارش بدن مانند دهان، گلو و مري در پي مصرف نوشابه هاي گازدار محيط اسيدي ناهنجاري ايجاد ميگردد. چراكه مخاط دهان، گلو و مري بسيار در برابر اسيد حساس و آسيب پذير ميباشند. اسيد فسفريك موجود در اين نوشابه ها نيز با رقابت با اسيد هيدروكلريك معده عملكرد صحيح معده را تحت تاثير قرار ميدهد. هنگامي كه معده ناكارآمد ميگردد غذاي مصرفي گوارش نيافته باقي مانده و سبب سوء هاضمه و نفخ ميگردد. افرادي كه از زخم معده و سوزش سر سينه رنج ميبرند بايد از مصرف نوشابه هاي گازدار جدا خودداري كنند. 4- تاثير بروي كليه ها: هنگامي كه ميزان اسيد فسفريك خون افزايش مي يابد كليه ها قادر بدفع سريع آن نميباشند بنابراين فشار مضاعفي بروي كليه ها تحميل ميگردد. مصرف نوشابه هاي گازدار سبب ميگردد تا كلسيم از استخوانها برداشته شده و درون خون جريان يابد اين امر موجب رسوب كلسيم اضافي در كليه ها گرديده كه در نهايت منجر به سنگ كليه ميگردد. 5- تاثير بروي پوست: خون اسيدي بروي عملكرد گلوتايتون تاثير ميگذراد. گلوتايتون يك آنزيم با خاصيت آنتي اكسيداني ميباشد. علاوه بر آن نوشابه هاي گازدار فاقد هرگونه مواد معدني و ويتامين ميباشند. افرادي كه نوشابه مصرف ميكنند معمولا مصرف آب ميوه، شير و حتي آب را كاهش ميدهند و بدن خود را از ويتامينها و مواد معدني كه براي سلامتي پوست ضروري ميباشند محروم ميسازند. بنابراين پوستشان بيشتر دچار چين و چروك ميگردد. 6- تاثير بروي استخوانها: اسيد فسفريك موجود در نوشابه هاي گازدار ماده اي بسيار سمي ميباشد. در صنعت از اسيد فسفريك بعنوان سختي گير آب استفاده ميگردد. به اين طريق كه اسيد فسفريك سبب زدودن كلسيم و منيزيوم از آب سخت ميگردد. اسيد فسفريك در بدن نيز داراي عملكرد مشابهي ميباشد. يعني يون كلسيم را از استخوانها بر داشته و پوكي استخوانها را سبب ميگردد. 7- تاثير كافئين: به نوشابه هاي گازدار عمدا كافئين افزوده ميگردد تا ايجاد اعتياد و وابستگي در مصرف كنندگان خود كنند. كافئين موجود در نوشابه هاي گازدار با سرعت بيشتري نسبت به ديگر نوشيدنيهاي حاوي كافئين مانند قهوه و چاي جذب بدن ميگردد. كافئين سبب برهم خوردن نظم خواب گرديده، علايم پيش از قاعدگي را تشديد كرده و سبب كم آبي در بدن ميگردد. به خاطر داشته باشيد كه بيماريها يك شبه پديدار نميگردند بلكه در طي سالها بر اثر پيروي از رژيمهاي غذايي نامناسب ايجاد ميگردند.بنابراين مصرف نوشابه هاي گازدار را به حداقل ممكن رسانده و در عوض به نوشيدن آب وآب ميوه هاي طبيعي روي آوريد. هرگاه هم كه هوس مصرف نوشابه هاي گازدار را كرديد حتما از ني استفاده كنيد تا از تماس مستقيم نوشابه با دندانها خودداري كرده باشيد.
-
- 3
-
-
اخبار و دانستني هاي صنايع غذايي
parasto heydari پاسخی برای spow ارسال کرد در موضوع : علوم صنایع غذایی
چاقو، قاتل ويتامين ها يکي از عوارضي که ممکن است براي ميوه ها به وجود بيايد بريدن آن ها با چاقوي کند است که موجب از بين بردن ويتامين هاي درون ميوه مي شود. محمد رضا وفا متخصص تغذيه و رژيم درماني گفت: از بين بردن ارزش اصلي برخي از مواد غذايي به نوع پوست کندن و برش دادن ميوه ها بستگي دارد. وي افزود: برخي از ميوه ها که حاوي ويتامين (ث) هستند به دليل حفظ ويتامين هايشان بايستي هنگام استفاده با چاقوي تيز برش داده شوند، چرا که استفاده از چاقوي کند موجب از بين رفتن ويتامين هاي موجود درميوه ها مي شود. وي اظهار داشت: استفاده از ميوه هايي که غني از ويتامين (ث) هستند در تقويت بينايي بسيار موثر است و از بروز آب مرواريد جلوگيري مي کند. وي اظهار داشت: استفاده از چاقوي کند و برش دادن آن باعث ضربه زدن به بافت هاي ميوه مي شود که ويتامين (ث) را از بين مي برد- 73 پاسخ
-
- 4
-
-
- ﮋنوم های مغذی
- موم
- (و 7 مورد دیگر)
-
با بزرگترین گلخانه جهان آشنا شوید. منبع:آخرین نیوز طراحان انگلیسی در منطقه کورنوال انگلستان در نزدیکی یک معدن متروکه خاک رس، بزرگترین گلخانه جهان را با بیش از یک میلیون گونه گیاهی مختلف ساختهاند.اکنون نام پروژه باغ عدن (Eden) به عنوان بزرگترین مجموعه گیاهان در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شده است. بزرگترین گلخانه جهان در محوطه یک معدن 160 ساله قدیمی به شکل 3 سازه حبابی شکل بسیار بزرگ ساخته شده است.در هریک از این 3 گلخانه حبابی شکل، 3 گونه مختلف شرایط آب و هوایی شامل؛ جنگل بارانی، مدیترانهای و یکی از آنها شرایط آب و هوایی همان محیط طراحی و شبیهسازی شده است. داخل گلخانههای حبابی سامانههایی تعبیه شدهاند که با پخش بخار آب، رطوبت محیط را در شبها تا 90 درصد و روزها به 60 درصد میرساند. با ورود به حباب مدیترانهای، رایحه خوش میوههایی نظیر لیمو، زیتون، انگور و عطر خوش گیاهان این منطقه، هوش از سر بازدیدکننده میبرد.در گلخانهای که بر اساس شرایط آب و هوایی انگلستان طراحی شده همه گیاهان مخصوص این منطقه مانند؛ انواع گیاهان دارویی و گلهای زیبا پرورش داده میشود.
-
- 1
-
-
پرورش خرگوش 2 منظوره
parasto heydari پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مرغداری و صنایع وابسته به طیور
اغاز اهلی نمودن خرگوش در یک سده پیش از میلاد مسیح صورت پذیرفته است در ان زمان خرگوش وحشی را در مکانهای ویژه ای به نامleporariaنامیده می شد نگهداری میکردند در چنین شرایطی زادو ولد خرگوش به طور دلخواه انجام می گرفت وبعد انها را شکار و از گوشت انها استفاده میکردند نژادهای رایج گوشتی هم اکنون 28 نژاد و77 گونه شناسایی شده است رایج ترین این نژادها خرگوش سفید نیوزلندی می باشد نژادهای رایج دیگر میتوان به خرگوش البینو خرگوش قرمز نیوزلندی .نژاد کالیفرنیایی(به رنگ سفید و گوشهای سیاه ونژاد رکس که دارای پوست نرم وخیلی زیبا میباشداشاره کرد در پرورش خرگوش دومنظوره ما دارای 2 محصول می باشیم 1 گوشت 2پوست طرق پرورش پرورش خرگوش را به دو صورت سنتی و صنعتی انجام میپذیرد که هر کدام دارای روشهای مختلفی می باشد پرورش سنتی پرورش سنتی به سه روش تایلندی کوزه ای قفسی تقسیم میشود روش تایلندی این روش نزدیک ترین روش به روش نوین می باشد در این روش حیوان را در قفس های چوبی نگهداری می شد. عیوب روش تایلندی1 جویده شدن قفس توسط حیوان 2عدم بهداشتی بودن چوب به علت نفوذ ادرار در ان و اشایعه بیماری در سطح مزرعه. روش کوزه ای در این روش حیوان را در اتاقکهایی کوچک که در هر یک از انها حدود 100 تا 150 حیوان جا میگرفت رها کرده و کوزه هایی گلی دهان گشاد در اختیار حیوان قرار داده میشد که حیوان در ان لانه گیزینی میکرد. عیوب روش کوزه در این روش برای جلوگیری از ورود سایر جانوران کلیه منافذ پوشانده میشد وجریان هوا وجود نداشت ودر تابستانها به علت کمبود هوا دچار تلفات بالا میشد وبه علت نبود تهویه اشاعه بیماری تنفسی در گله میشد روش قفسی این روش به 2 سورت انجام میپذیرفته 1 متحرک 2 روش ثابت در روش متحرک حیوان در قفسهایی که دارای کف توری بوده که دارای چرخهایی کوچک وکم ارتفاعی بوده به صورتی که کف قفس با سطح زمین تماس داشته باشد که قفس را در فصول تابستان و بهار و پاییز به مزرعه برده وبر روی علفها گذاشته و حیوان از انها تغذیه کرده و در زمستانهابا علوفه تغذیه می شد . روش ثابت نیز به این صورت میباشد که در فضای باز محیطی محصور بزرگی ایجاد نموده و حیوان را در پرورش میدهند عیوب این روش در روش متحرک 1 استرس زیادی به حیوان وارد میشود و علفها زیر پای حیوان با ادرار حیوان الوده شده و باعث ایجاد بیماری شده و دیگر اشکال ان در صورت وجود بچه در لانه ماده خرگوش اجازه ورود به دیگران را نمیداد و حیوان در زیر نور مستقیم افتاب و دیگر شرایط جوی باعث به وجود امدن مشکلات برای حیوان . در نهایت تلف شدن ان میشود روشهای صنعتی این روش نیز به دو نوع سیستم باز و بسته تقسیم بندی میشود سیستم باز این سیستم بیشتر در مناطقی که دارای اب و هوای معتدلی میباشد صورت مگیرد در این روش 3 ردیف قفس در روی هم قرار میگیرن که دارای کفهای مشبکی برای خروج کود حیوان می باشد زیر هر قفسبه وسیله صفحه با شیب 45 درجه ای به پشت قفس زیرین اتصال پیدامیکند.بهتر است قفسسها را در جاییی قرار داد که که دور از باد و جریانهای هوایی باشد ودر بالای قفسها باید سطحی شیب دار ایجاد کرد که مانع ورود باران به داخل قفسها شود. و در مورد خرگوشهای مولد باید در مراحل اخر ابستنی به قفس مولدین انتقال پیدا کنند که بعدا توضیح داده خواهد شد ظروف غذایی در سیستم باز دراین سیستم از روش ابخوری نیپلی استفاده میشود یا ظروف پیمانه ای در مورد ظروف غذا خوری باید در پشت قفس تابیه گردد به صورتی که اندازه نصف طول سر حیوان باشد که حیوان نتواند وارد ان شود ححسنهای این سیستم عدم هزینه اولیه ساخت سالن عیوب این سیستم عدم کنترل دما و بیماریهای منطقه ای پرورش در سیستم بسته در این روش قفسها در داخل سالن نگهداری میشوند در این روش کلیه عوامل تحت کنترل می باشد این سیستم دارای بازده خوبی میباشد.ظروف اب خوری از روش نیپلی استفاده میشود و در مورد ظروف غذا به دوصورت تغذیه پیلتی و علوفهای میباشد در مورد غذای پیلتی میتوان از ظروف پیمانه ای استفاده کرد و در موردتغذیه علوفه از ظروفی مشبکی استفاده میشود که حیوان از علوفه هایی ک ه از بین این شبکه بیرون امده است استفاده میکند . در این صورت مواد غذایی الوده نمیشوند قفس اندازه قفس برای پروار بندی اندازه قفس برای هر 5 قطه خرگوش 50 در 30 به ارتفاع 25 میباشد . قفس مولدین قفس مولدین برای هر راس خرگوش مولد با توجه به وزن ان در نظر گرفته میشود به طور مثال بر هرجفت خرگوش مولدبه وزن 7 پند(کیلوگرم3.1752)قفسی 45در40 به ارتفاع40 مورد نیاز است. قفس زایمان قفس زایمان به 2 بخش اطاق نگهداری نوزاد و محوطه تقسیم میشود اندازقفس اندازه قفس مولدین است با این تفاوت محوطه به اندازه 20 در 25 در پشت قفس ایجاد شده که به وسیله دری به قطر 15 سانتیمتر به محوطه وصل میشود که باید ظرف زایمان ظرفی پلاستیکی که در که در کف ان مقداری کاه قرار داده باشیم باشد البته در موقع نزدیک شدن زایمان ماده خرگوش باکندن مقداری از موهای خود سطح بستر را افزایش داده یک نکته دیگر در مورد قفس زایمان باید به گونه ای تابیه گردد که در مواقع لازم اطاق زایمان از محوطه به وسیله صفحه ای از هم جدا شوند. سیستم جمع اوری اوری کود در سیستم بسته بهداشتی ترین و بهترین روش روش سطح شیب دار می باشد . که با زاویه 45 درجه از زیر قفس کود را در ظرف مورد نظر میریزد روش دیگر روش چالی میباشد در این روش گودالی شیب دار در زیر قفس حیوان تابیه میگردد که و در زیر قفس حیوان توری نسب مگردد در این روش ادرار و مدفوع از هم جدا شده و کود خشک به دست میاید روش بعدی روش سینی میباشد در این روش در زیر قفس سینی به عمق5 سانتیمر قرار داده میشود که کود در داخل ان ریخته و روزانه جمع اوری شده شرایط سالن دمای مناسب برای خرگوش 18-24 درجه سانتیگراد می باشد هوادهی مناسب برای کاهش بو در سالن لازم می باشد اگر دمای محیط 29درجه سانتیگراد یا بالا تر برسد پالایش هوا کمکی نیز ضروری است تعویض هوا در سالن 5 الی15باردر ساعت باشد رطوبت منناسب سالن در حدود50درصد می باشد نور مورد نیاز خرگوش در طول روز 14 ساعت می باشد و اگر از این زمان کمتر بشود موجب اختلالت جنسی مخصوصا در گله مولدین میشود . .تغذیه حیوان میزان مصرف غذا در خرگوشها بطور متوسط روزانه حدود 5 گرم به ازاء 100 گرم وزن بدن است . بهترین ماده غذائی برای خرگوشها، جیره های غذائی تجاری است که ترکیبات آن بر اساس نیاز حیوان تنظیم شده است . این جیره ها معمولا حاوی 17% - 14% پروتئین ، 22% - 12% فیبرخام و 2500 - 2100 کیلو کالری انرژی هستند. در کنار این مواد می توان از سبزیجات مختلف نیز استفاده نمود و باید توجه کرد که سبزیجات فاسد و کپک زده نباشند. این حیوان از نظر فیزیولوژیک شبه نشخوار کننده (Pseudoruminant) بشمار میرود و چون میکروفلور دستگاه گوارش آن نسبت به تغییرات اسمولاریته و PHبسیار حساس است بنابر این تغییر نوع مواد غذائی باید به آهستگی وطی مدت - 4 روز انجام گیرد و هرگونه تغییر ناگهانی در محتویات جیره غذائی ، بخصوص استفاده از جیره های غنی از کربوهیدرات می تواند با ایجاد اختلالات شدید گوارشی سبب مرگ حیوان گردد در مورد تغذیه خرگوش ما میتوانیم از انواع ضایعات کشاورزی و کارخانهای صنایع غذایی استفاده کنییم.هزینه خوراک خرگوش بسیار پایین میباشد به صورتی که هر کیلو غذای ان به طور متوسط به کیلویی 100 تومان میرسد نکته دیگر که در مورد تغذیه خرگوش باید به ان اشاره کرد مدفوع خواری ان استخرگوشها خرگوشها معمولا برخی از موادی که خورده اند بدون انکه هضم شود شبها دفع میکنند و دوباره با واکنش لیس زدن معقد انها را میخورند. خرگوشها معمولا دو نوع ماده غذایی را دفع میکنند یکی مواد مخاطی کهاز سکوم میاید و خرگوشها ان را میخورند این عمل برای ذخیره کردن اب و ویتامین انجام میپذیرد نوع دیگر مدفوع که خشک است چهار تا 8 ساعت پس از غذا خوردن تولید میشود این ماده معمولا هضم نمیگردد در واقع در خرگوش مواد غذاییدر مدت 24 ساعت 2بار از لوله گوارشی عبور میکند سیکل تولید مثل خرگوش دوره فحلی در خرگوش خیلی روشن نیست ولی این نکته مشخص شده است که خرگوش ماده برای چندین هفته گرایش به دجفت گیری داررد تخمک گذاری در خرگوش وابسته به ازاد شدن هورمون لوتئینی کننده می باشد وتقریبا ده ساعت پس از جفت گیری و در نتیجه تحریک ناشی از ان تخمکذاری انجام میپذیرد این تخمک گذاری را اصطلاحا تخمک گذاری القایی مینامند .میانگین طول دوره ابستنی31 روز و تعداد نوزاد در هر زایمان بین 6-8 عدد می باشد .سن نخستین جفت گیری در خرگوش نر 6-7 ماه و در خرگوش ماده بین8-9ماه میباشد دوره ابستنی خرگوش31 روز میباشد که حدود 35 روز بعد از زایمان دوباره جفت گیری میکن که 1 روز قبل از این زمان خرگوش نر را باید وارد جایگاه ماده کرددهر خرگوش ماده 4 بار در سال زایمان میکند که وزن بچه ها هنگام تولد 100 گرم میباشد که فاقد مو با گوش و چشمانی بسته می باشند که در سن5-8هفتگی از شیر گرفته میشوند طول مدت جنسی خرگوش 3سال میباشد تمایز جنسی خرگوش سوراخ تناسلی گرد میباشد غبغب حیوان (چین پوستی جلوی گردن)پدیدار میباشد سر پستانک های پستالن اشکار نیست بیضه ها به اسانی دیده میشوند فقط به این نکته باید توجه داشت که خرگوش که مجرای کشاله رانی در خرگوش در سراسر زندگی حیوان باز است در نتیجه بیضه ها به اسانی وارد محوطه شکمی میشوند و ممکن است نتوان انها را در کیسه بیضه یافت حیوان ماده سوراخ تناسلی بیضوی می باشد غبغب حیوان بزرگ واشکاراتر دیده میشود سر پستانکهای پستان های حیوان پدیدار و اشکار می باشند پلاک زنی در مورد بچه خرگوشهای تازه متولد شده بهترین موقع هفته اول تولد می باشد ولی در مورد گله مولد باید گوش نها را خال کوبی کرد طرز گرفتن خرگوش خرگوش رانباد از گوش یا 2پای عقب ان گرفت باید از پوست شل شانه ان را با یک دست وبادست دیگر قسمت خلفی حیوان را گرفت اگر مراقب قسمت خلفی حیوان نباشیم حیوان برگشته و موجب شکستن کمر حیوان میشود حمل ونقل حیوان را باید در سبدهای حمل مرغ قرار داد در هر سبد 10 خرگوش کشتار سیستم کشتار صنعتی خرگوش مانند مرغ می باشد فقط در قسمت پر کنی باید پوست کنی انجام میپذیرد و بعد از کشتار حیوان باید به مدت 12 ساعت اویزران گردد تا خون اتز بدن ان خارج گردد وبعدا به صورت تک تک بسته بندی شده و به صورت منجمد راهی بازار مصرف میشود بیماریهای شایع خرگوشپاستورلوز خرگوشی به صورذت ترشحات بینی که معمولاابه رنگکرم چسبنده می باشد بروز میکند وحیوان دارای تنگی نفس شده پنتومونی انزئوتیک دارای علاعم بالینی نمیباشد ولی در زمان کشتاار در ششها معلوم میشود و در حدود20 در صد خرگوشهای پرورشس درگیر این بیماری میباشند اوتیت مدیا(عفونت گوش میانی) نشانه های این بیماری عفونت گوش میانی همراه با پیچ خوردگی گردن است که پرورش دهندگان خرگوش اصطلاحا به این نشانه گردن کج میگویند تایزر این بیماری بیشتر خرگوش ها در سنینی که از شیر گرفته میشوند (بین هفته های 5تا10)گرفتار میکند البته ممکن است خرگوش های بزرگسال نیز گرفتار شوند این بیماری با شروع اسهال شدید بروز نموده و خرگوش ها به زودی طلف میگردد-
- 1
-
-
نشانه های کمبود ویتامین eدر طیور
parasto heydari پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مرغداری و صنایع وابسته به طیور
[h=2]نشانه هاي کمبود ويتامين E در طيور[/h] ویتامین E موثرترین آنتی اکسیدان بیولوژیکی بوده و کمبود آن منجر به تخریب اکسیداتیو بافتهای حاوی لیپید می شود. آثار زیان بار کمبود ویتامینE طی یک دوره 3-4 هفته ای و پس از تخلیه کامل ذخایر این ویتامین از بافتها، بروز می نماید. علائم کمبود از کاهش باروری تا ایجاد علائم و نشانه های اختصاصی بر اساس سن و جنس ، متفاوت است. آثار اختصاصی کمبود ویتامین E که تحت شرایط تجاری حائز اهمیت اقتصادی هستند بشرح زیر می باشند: خیز زیرجلدی اکسیداسیون لایه های لیپیدی غشاهای سلولی مفروش کننده دیواره مویرگها منجربه دگرگونی ساختار این سلولها شد و موجب افزایش نفوذپذیری و نفوذ مایع واکسودا به بافتهای زیر جلدی می گردد که در اغلب موارد این حالت بصورت تورمی نرم در پشت چینه دان مشاهده می گردد. جوجه های حاصل از مرغهایی که دچار کمبود ویتامین E هستند ، در سن دوهفتگی علائم خیز زیر جلدی ( Exudative Diathesis ) را نشان می دهند. در موارد پیشرفته کمبود ، خونریزی زیر جلدی نیز ممکن است مشاهده شود. آنسفالومالاسی افزایش محتوی لیپیدی هر اندامی موجب نیاز بیشتر به ویتامین E جهت ممانعت از اکسیداسیون می شود. مقادیر فراوان لیپید در بافت مغزی موجب حساسیت فراوان این اندام نسبت به کمبود ویتامین E می گردد. آنسفالومالاسی( Encephalomalcia ) یا ایجاد جراحات استحاله ای در مغز در جوجه های جوان تا سن 6هفتگی و در اثر خیز و خونریزی در مخچه ، مشاهده می شود. زمان بروز نشانه های درمانگاهی تحت تأثیر سطوح ویتامین E است ، که توسط مرغ مادر به زرده منتقل شده و جهت استفاده جوجه در زمان تفریخ در دسترس می باشد. میزان احتیاجات ویتامین E همچنین تحت تأثیر مقدار اسیدلینولئیک خوراک می باشد دیستروفی عضلانی استحاله دیستروفیک سلولهای عضلانی در اثر کمبود ویتامین E اغلب در عضلات سینه و ران مشاهده می گردد. ماکیان در همه سنین نسبت به دیستروفی عضلانی ( Muscular Dystrophy ) حساس بوده و هنگامی که عضلات پا مبتلا می شود بطور مشخصی علائم عدم تعادل را نشان داده و تمایلی به راه رفتن ندارند. در موارد شدید کمبود ویتامین E جراحات استحاله ای ممکن است در سنگدان و عضلات قلبی نیز مشاهده گردد. میزان شدت جراحات همچنین تحت تأثیر کمبود اسیدهای آمینه گوگردی نیز می باشد. باروری و قابلیت جوجه درآوری تخریب اکسیداتیو بافت بیضه و اسپرمها موجب عقیم شدن خروسها می گردد. در موارد پیشرفته کمبود ویتامین E ، عقیم شدن خروسها ممکن است بصورت دائمی ادامه یابد. قابلیت جوجه درآوری در اثر مرگ جنین ها ابتدا در چهارمین روز انکوباسیون و مجدداً در 2-3 روز قبل از تفریخ ، کاهش می یابد. مرگ جنینی در اثر فقدان تکامل دستگاه گردش خون رخ می دهد تولید تخم مرغ کاهش تولید تخم مرغ بطور اولیه در اثر تخریب اکسیداتیو فولیکولهای تخمدان ایجاد شده و سپس طی 2-3 هفته همزمان با تخلیه کامل بافتها از ویتامین E به میزان وسیعی نمایان می شود. در مرغهای مادر در اثر کمبود ، ذخیره ویتامین E در زرده به مخاطره افکنده شده و در نتیجه تکامل جنین و همچنین سرزندگی جوجه های حاصل طی اولین هفته زندگی تحت تأثیر قرار می گیرد. سرزندگی جوجه ها طی اولین روزهای پس از تفریخ و تا زمان تکامل کافی دستگاه گوارش ، جوجه ها قادر به استفاده از ویتامین E خوراک نیستند و احتیاجات فیزیولوژیکی ویتامین E طی 4-5 روز اول زندگی می بایستی از طریق زرده تأمین شود. جوجه های حاصل از مرغهای مادر دچار کمبود ویتامین E ، مقادیر ناکافی از این ویتامین دریافت نموده در نتیجه نسبت به عوامل استرس زای فیزیولوژیکی و ایمونولوژیکی بسیار حساس خواهند شد. جوجه های مبتلا رشد بسیار ضعیفی داشته ، دچار ضعف عضلانی هستند ، سرزندگی ضعیفی داشته و دچار تلفات بالایی طی اولین هفته زندگی می شوند. علاوه بر این جوجه ها در صورتی که با خوراک حاوی مقادیر ناکافی مکمل ویتامین E تغذیه شوند ، علائم کمبود ویتامین E را نشان خواهند داد پاسخ ایمنی نقش ویتامین E در پاسخ ایمنی سلولی و همورال بخوبی شناخته شده است. کمبود ویتامین E منجر به پاسخ ایمنی کمتر از حد معمول می گردد. تحت شرایط تجاری انتقال پادتن مادری و نیز پاسخ به واکسیناسیون نیز ممکن است کمتر از حد مناسب باشد. در موارد شیوع بیماری با علائم بالینی ، پاسخ ایمنی کمتر از حد معمول بوده و پاسخ به مواد دارویی نیز در کمترین میزان می باشد و ممکن است مدت زمان بیماری طولانی شود. همولیز گلبولهای قرمز سطوح ناکافی ویتامین E در بدن گلبولهای قرمز را نسبت به تخریب اکسیداتیو غشا سلولی مستعد می نماید. اکسیداسیون لایه های لیپیدی غشاء سلولی سبب افزایش نفوذپذیری سلول و نهایتاً ایجاد همولیز ( Haemolysis )گلوبولهای قرمز می شود. منبع: هرس-
- 1
-
-
[h=2]شترمرغ ها و اقليم ها[/h] شترمرغ ها در كليه اقليم ها قابل زيست و نگهداري اند، از اقليم هاي بسيار سرد مانند آلاسكا تا گرم و خشك مانند صحراي افريقا. اما هرچه به سمت اقليم گرم و خشك پيش برويم كيفيت و كميت محصولات توليدي بهتر خواهد شد. تنها اقليمي كه براي پرورش شترمرغ توصيه نمي شود ( علي رغم آنكه در اين اقليم نيز توليد خود را ادامه مي دهد) اقليم گرم و مرطوب ( مناطق شرجي ) است زيرا تأثير منفي بر توليد آن مي گذارد. شتر مرغ در هواي باراني ماندن زير باران را به رفتن زير سرپناه ترجيح ميدهد . شترمرغ ها را در طبيعت درانواعي از زيستگاههاي باز مي توان پيدا كرد. آنها از مناطق پربوته و پردرخت دوري جسته و به ندرت در جستجوي سايه برمي آيند. روشهاي پرورش: شترمرغ در مزرعه به طور كلي به سه روش نگهداري مي شود كه عبارتند از: بسته نيمه باز باز مقيد كردن و انتقال: براي گرفتن شترمرغ به دو كارگر نياز است كه هريك كنار يكي از پاهاي شترمرغ ايستاده و آنرا از زير شكم و روي دم نگهدارند. از يك عصاي سركج مخصوص گرفتن گردن براي پايين آوردن سراستفاده مي شود. هنگامي كه منقار به سطح زانو رسيد منقار پايين را با قرار دادن انگشت شست در آن به سمت پايين نگه مي دارند. اين كار مانع برخورد از روبرو با پاهاي شترمرغ مي شود. شترمرغ در اين وضعيت براي درمانهايي مانند برچسب زدن، دارو دادن ، تزريق، خونگيري و معاينه نگه داشته مي شود. شتر مرغ ها از مناطق پربوته و پردرخت دوري جسته و به ندرت در جستجوي سايه برمي آيند. جعبه هاي مقيد كردن در بعضي از مزارع به كار مي روند اما رضايت بخش نيستند زيرا ممكن است به پوست و پرها صدمه بزنند. هنگام سوار كردن آنها به كاميون، ممكن است هل دادن آنها از پشت روي سطح شيبدار الزامي شود. شترمرغ هاي بالغ به كاميونهايي نياز دارند كه ارتفاع ديواره جانبي آنها 2/2 متر بوده و با سايباني از جنس پارچه كنفي يا كرباس براي جلوگيري از آويزان شدن سرو گردن پوشانده شده باشد. كف كاميون معمولاً با ماسه، خاك يا علف و ديواره هاي جانبي با كيسه هاي پرشده از علف براي كم كردن صدمه به پرها و پوست پوشانده مي شوند. پارتيشن هايي نيز داخل كاميون قرار داده مي شوند كه شتر مرغ ها را به گروههاي 6 تايي تقسيم مي كند و اين كار مانع از دراز كردن پاهاي شترمرغ و لگد شدن آنها مي گردد. روشهاي پرورش: در روش باز بايد يكي از دو روش جوجه كشي طبيعي يا مصنوعي نيز انتخاب گردد. در روش بسته همراه جوجه كشي مصنوعي بكار گرفته مي شود. روش باز: نياز به زميني بزرگ به وسعت 40 هكتار است. غير از هزينه خريد پرندگان كه درتمام روشها معمول است، زمين مهم ترين نياز عمده اين روش است. شترمرغها تا حد امكان نزديك زيستگاه طبيعي شان با حداقل دخالت انسان نگهداري شده و پرورش مي يابند. مزيت اصلي روش باز، كاهش قابل توجه هزينه نگهداري شترمرغ هاي بالغ به مقدار زياد است. همچنين در صورتي كه شترمرغ ها خود تخمهايشان را جوجه كشي كنند، هزينه اي براي اين كار صرف نشده ودر نتيجه هزينه هاي توليد بسيار پايين خواهند بود. از معايب اين روش عدم كنترل و شناسايي شترمرغ ها و تخمهاي توليدي است.ميزان مرگ و مير و تلفات به ويژه در ميان جوجه ها به دليل شكار آنها توسط حيوانات شكارچي بالاست.ضمناً گرفتن شترمرغ ها بسيار مشكل و پرهزينه است. روش نيمه باز: محدوده مورد نياز براي اين روش از 20 تا 60 هكتار متغير است. شترمرغها در چراگاههاي نسبتاً كوچك يا اراضي تقريباً 8 تا 12 هكتاري نگهداري ميشوند. آنها توانايي گردش آزاد در محدوده اي معين را داشته و لذا بخشي از احتياجات تغذيهاي آنها از اين طريق تامين مي شود. محل هاي خوراك دادن بايد نزديك حصاركشي دور چراگاه ايجاد شوند تا قابليت دسترسي به غذا افزايش و اضطراب ناشي از ورود مكرر افراد به داخل چراگاه كاهش يابد در محيط محصور شترمرغ هاي نر در طول حصار حركت كرده و حتي هنگامي كه جيره هاي مكمل در اختيارشان گذاشته مي شود، باز هم در علفزار به دنبال علوفه مي گردند كه علت ظاهراً ترجيح علوفه است. روش بسته: محوطه مورد نياز براي اين روش به طور معمول كمتر از 20 هكتار است كه به چراگاههاي كوچكي هريك به وسعت 2-1 هكتار تقسيم شده است. اين روش به علت نياز كم به زمين مطلوب است. با اين حال دو اشكال اصلي اين روش عبارتند از: 1ـ هزينه هاي بالاتر خوراك 2ـ هزينه حصاركشي زياد سرمايه گذاري مالي براي هر واحد زمين در اين روش بالاتر از دو روش ديگر است. با اين حال مزاياي استفاده از روش بسته بسيار زياد بوده و بر معايب آن غلبه دارد مهمترين مزيت روش بسته آن است كه كنترل كاملي بر توليد مثل از طريق ثبت دقيق تعداد تخمهاي توليد شده توسط هر شترمرغ ماده و ميزان باروري و جوجه درآوري وجود دارد. اين ركوردها براي ارزيابي نهايي ارزش گله چه براي فروش مجدد، نگهداري براي توليد مثل ويا كشتار بسيار باارزشند. توليد مثل گزينشي شترمرغ ها بخوبي قابل انجام است. بعلاوه ركوردهاي مصرف خوراك قابل نگهداري است و براي معاينه و مهار شترمرغ ها مشكلي وجود ندارد. رفتارشناسي: در محيط طبيعي شترمرغ در خارج از فصل توليد مثل گونهاي اجتماعي است و گروههايي از جنس و سنين مختلف را بويژه پيرامون چالابها تشكيل مي دهد. در اين محيط ها شترمرغ با انواع گوناگون حيوانات روبروست و معمولأ از برخورد نزديك با ساير حيوانات پرهيز مي كند و كمتر رفتار خشن نسبت به آنها ابراز داشته و در 75 درصد از موارد با چشم پوشي يا تحمل، با ساير حيوانات برخورد مي كند. در هنگام خواب، شترمرغ هاي بالغ مايلند سرشان را بالا نگهدارند در حاليكه جوجه هاي جوان دوست دارند در وضعيت دمر بخوابند. در محيط محصور شترمرغ هاي نر در طول حصار حركت كرده و حتي هنگامي كه جيره هاي مكمل در اختيارشان گذاشته مي شود، باز هم در علفزار به دنبال علوفه مي گردند كه علت ظاهراً ترجيح علوفه است. طي يك بررسي رفتارهاي بارز در محيط اسارت ، عبارتند از: ايستادن، با تأني راه رفتن، راه رفتن معمولي، نشستن، خوراك خوردن ( از جيره متراكم ) و جستجوي علوفه. شتر مرغ در هواي باراني ماندن زير باران را به رفتن زير سرپناه ترجيح مي دهد. طبق بررسي هاي به عمل آمده، هنگام خوراك خوردن مدت زماني كه نرها براي نگاه كردن به اطراف صرف مي كنند، خيلي بيشتر از ماده ها است. در مقايسه با ماده ها نرها با سرعت بيشتري در مدت پس از توزيع خوراك سر را بلند مي كنند. علت مصرف سنگريزه، كاه، علفهاي بلند و ريشهها اغلب خوراك خوردن غلط ناشي از استرس تصور مي شود كه منجر به انسداد پيش معده شترمرغ در تمام سنين مي گردد. ساير شاخص هاي رفتاري استرس يا كسالت در شترمرغ ها شامل نوك زدن به هوا، دانخوريها، آبخوريها، پرها و حصارها مي باشد. طبق تحقيقات انجام شده رفتار تميز كردن پرو بال در طول صبح بيشتر از بعد از ظهر بوده برعكس حمام خاك در صبح خيلي كم انجام مي شود اما در طول بعد از ظهر بتدريج بيشتر شده و هنگام غروب به حداكثر مي رسد. رفتار رقص والتس كه توسط شترمرغ ها ي در اسارت نيز اجرا مي شود بيشتر هنگام خلاصي شترمرغ ها از ترس يا مدت كوتاهي پس از خروج آنها از محل نگهداري شبانه صورت مي گيرد. هنگام خواب، شترمرغ هاي بالغ مايلند سرشان را بالا نگهدارند در حاليكه جوجه هاي جوان دوست دارند در وضعيت دمر بخوابند. جوجه هاي پرورش يافته توسط شترمرغ هاي دايه، رفتارهاي غيرعادي مثل خوردن چوب از خود نشان نمي دهند. از جمله رفتارهاي ناشي از خوراك دادن غلط جوجه ها و واكنش در برابر عوامل محيطي خاص كه عمدتاً شرايط زير حد مطلوب پرورش است، مي توان به نوك زدن به پنجه و سر و نيز پركندن با منقار اشاره كرد. طبق بررسي انجام شده جوجه ها به محرك سبز 10 برابر بيش از محرك سفيد نوك مي زنند. مدفوع خواري هم در حالت وحش و هم در اسارت در جوجه ها مشاهده شده است
-
- 1
-
-
[h=2]آینده رشته کشاورزی گرایش علوم دامی[/h] مهندسی کشاورزی : گرایش علوم دامی : پرورش صحیح دام ، تغذیه مناسب دام ، اصلاح نژاددام ، رسیدگی به وضعیت بهداشتی دام ، مدیریت نیروی انسانی و نحوه عرضه تولیدات به بازار از وظایف یک مهندس علوم دامی اتس. این رشته دارای چند گرایش متفاوت است. آیندهی شغلی در ایران : جهاد کشاورزی، دامداریها و مرغداریهای خصوصی ، مراکز تحقیقاتی، آزمایشگاههای تغذیه و اصلاح نژاد. درسهای این رشته در طی دانشگاه : دروس مشترک در 7 گرایش زراعت و اصلاح نباتات علوم دامی، گیاه پزشکی ، ترویج و آموزش کشاورزی، باغبانی ، خاکشناس و صنایع غذایی : شیمی عمومی ، ریاضیات عمومی ، فیزیک عمومی ، آمار و احتمالات ، اکولوژی ، گیاهشناسی، زیستشناسی، بیوشیمی عمومی ، هوا و اقلیمشناسی، خاک شناسی عمومی، آبیاریعمومی، اقتصاد کشاورزی ، زراعت عمومی، حشرهشناسی و دفع آفات ، باغبانی عمومی، اقتصاد کشاورزی، زراعت عمومی، حشرهشناسی و دفع آفات ، باغبانی عمومی، عملیات کشاورزی، آشنایی با کامپیوتر، ماشینهای کشاورزی ، اصول تبدیل و نگهداری فرآوردههای کشاورزی ، دامپروری عمومی دروس تخصصی گرایش علوم دامی : تشریح و فیزیولوژی دام ، تغذیه دام ، اصول بهداشت دام ، اصلاح دام ، پرورش گاو شیری، بیماریهای دام و طیور ، فیزیولوژی تولید مثل ، پرورش گوسفند و بز، مرتعداری، پرورش طیور، پرورش زنبور عسل ، کارآموزی
-
روش نزديك شدن به گاو: بهتر است دامپزشك به يك گاو بسته شده از طرف سمت راست نزديك شود باپذيرفتن اين نكته كه شير معمولا از اين طرف دوشيده مي شود مگر آنكه شرايط صورت ديگري را ايجاب كند. فرد نبايد بدون آنكه پشت گاو را نوازش كند از طرف چپ به گاو نزديك شود مهار كردن سر: مهار كردن سربا گزاردن يك دست پشت شاخ ها ويك دست دور پوزه ويا گرفتن بيني و گزاردن يك دست پشت شاخ ها صورت مي گيرد، در گاو بدون شاخ، قاعده گوش را مي گيريم0 معمولا پس از مهار كردن سر گاو با دست يا دماغ گير بهتر است سعي شود كه سر حيوان بالا نگه داشته شود، زيرا اگر سر حيوان پائين آورده شود دام داراي قدرت بيشتري گشته كه مهار كردن او مشكل تر مي گردد. توجه اگر فردي توسط گاو نر در معرض خطر قرار گيرد ،دفاع مؤثر فرياد زدن بر سر گاو نر و زدن ضربه هاي سريع و متوالي به پوزه (برآمدگي بيني و پيشاني) مي باشد0
-
- 1
-
-
[h=2]مطالبی پایه در مورد زراعت عمومی[/h] زراعت AGRONOMY ريشه يوناني دارد واز دو لغت : AGROS به معناي مزرعه و NOMUS به معناي مديريت تشكيل شده است . منبع: کشاورز تنها از نظر علمي AGRONOMIST به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات عالي دارد و از نظر تئوري مطالعاتي را انجام داده است تا بتواند به عنوان مشاور يا راهنما ي زارع انجام وظيفه كند . از ديدگاه علم زراعت براي افزايش توليد محصولات كشاورزي سه راه پيشنهاد شده است 1- افزايش زمينهاي زير كشت 2- افزايش محصول در واحد سطح 3- افزايش محصول در واحد زمان زراعت سطحي EXTENSIVE FARMING زراعت فشرده INTENSIVE FARMING زراعت سطحي نوعي از زراعت است كه زارع تابع شرايط آب و هوايي است . بنابر اين نهاده هاي زيادي را مصرف نمي كند و سطح زير كشت را هم نمي تواند افزايش دهد . ولي نوعي زراعت فشرده : در اين نوع زراعت از نهاده هاي زيادي مانند بذر هاي اصلاح شده ، كودهاي شيميايي ، ماشين آلات و… استفاده مي كند تا بتواند حد اكثر عملكرد را در سطح بدست آورد . (طبقه بندي گياهان زراعي CROPS ) گياهان زراعي را مي توان از نظر شكل ظاهري يعني مورفولوژي (گياه شناسي ظاهري ) طبقه بندي كرد . ولي از نظر زراعت AGRONOMY گياهان را بسته به مصرف يا نوع مصرف آنها تقسيم بندي مي كنيم . بايد در نظر داشت كه بعضي گياهان زراعي داراي مصارف زيادي هستند بنابراين با توجه به موارد فوق مي توان دو نوع طبقه بندي را در نظر گرفت . الف) طبقه بندي بر اساس هدف توليد : 1- غلات CEREALS شامل گندم (WHEAT ) - جو ( BARLY ) – برنج ( RICE ) – ذرت ( CORN ) – چاودار *گندم ( TRITICALE ) – چاودار ( WHEAT *RYE ) هدف نشاسته 2-حبوبات LEGUMES شامل نخود (PEA ) – عدس ( LENTILE ) –لوبيا ( BEAN( - S,DH ) ) –بادام زميني ( PEAHUT ) هدف تامين پروتئن گياهي است . 3-گياهان علوفه أي FODELER CROPS اين گياهان به صورت تازه خشك يا سيلو شده به مصرف دام مي رسد . ذرت علوفه أي FOLEDER CRON : مشخصات : تراكم بالا دارد .زمان برداشت آن وقتي است كه رطوبت دانه 6۰٪ است ALFALFA يونجه.- CLOVER شبدر 4-گيا هان ريشه أي ROOTY OR RADICAL CROPS اين گيا هان داراي ريشه غده أي شكل هستند .شاخص تر ين آن گياه چغندر suger beer است . 5-گيا هان فيبري يا ليفي FIBEROUS CROPS COTTEN = كتان KENAF = كنف FLAX = پنبه الياف در دانه يا كپسول JOKE = شبيه كنف الياف آن در ساقه است SISAL(AGAVE ) خنجري : الياف آن در برك است 6-گياهان غده أي GLANDIFORM /CROPS POTATO /POMATO : زير زمين سيب زميني و روي زمين گو جه 7-گياهان داروي: MEDICINAL /C MATRICARIA = بابونه MILFOILE =گياها ن بومادران WHITE POPPY = خشخاش سفيد 8-گياهان قندي SUGAR/C SUGAR CANE /نيشكر SUGAR BEET/ چقندر هدف =توليد قند 9-گياهان تدخيني SMOKING SMOKING =/ TANBACCO = تنباكو HEMP = شاهدانه. گراس NOROOTIC =/ TEA = چاي COFFEE = كافينئن . قهوه 10- گياهان روغني OIL CROPS SUN FLOWER = آفتا بگردان - SOFFLOWER = گلرنگ OLIVE = زيتون- SESAME = كنجد PEAHUT = با دام زميني ب-طبقه بندي بر اساس هدف خاص : 1-گياهان پوششي COVER CROPS اين گياهان براي پوشش و حفاظت خاك در برابر ( EROSION) فر سايش كشت مي شودو درهمان زماني كه سبز هستند (گلدهي) به خاك برگردانده مي شود.مثل شبدرو يونجه 2-گياهان مكمل COMPLEMENTALY/C اين گياهان جهت حاصلخيزي خاك همراه با محصول درجه يك كاشته مي شود ودر درجه دوم اهميت قرار دارد .مانند كاشت لوبياي روغني همراه با ذرت 3-گياهان سيلويي SILAGE /C اين گياهان به صورت سبز برداشت مي شود و پس از سيلو شدن وگذراندن مرحله تخمير به مصرف دام مي رسد مثل گياه ذرت علوفه أي و ذرت خوشه أي sorghom ) ) 4- گياهان تقويت كننده يا اصلاح كننده : SOIL CODITIONER /C اين گياهان جهت اصلاح يا تقويت خاك كاشته مي شوند مانند چغندر علوفه أي (خاك را نرم مي كند ) و شبدر علوفه أي ( نمك و شوري خاك را مي گيرند ) 5- گياهان همراه CYNERGIC /C اين گياهان گياهان يك ساله (ANNUL ) هستند كه همراه گياهان چند ساله PERENNIAL) )كاشته مي شوند مثل : جو (يكساله ) همراه با يونجه (چند ساله ) 6- نباتات غله اي TRAPPING /C برخي گياهان تيره حبوبات LEGOMINO SE /C مانند باقلا چنانچه در زميني كاشته شوند به علت ترشح يك سري مواد از ريشه قادر به كنترل يك نوع آفت كه به سيستم ريشه أي گياهان خسارت مي زند به نام (nematode ) است . در كاشت چغندر قند اگر تناوب را رعايت نكنيم آفت nematod افزايش مي يابد .
