-
تعداد ارسال ها
44 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Credo
-
سلام من در کار با اکسل حرفه ای نیستم...ولی تا جایی که میدونم چنین امکانی وجود نداره... فکر کنم برای همین جوابی نگرفتید...وقتی نمیشه،کسی هم بلد نیست دیگه!!!
- 428 پاسخ
-
- 2
-
-
تریلر Gravity را ببینید؛ فیلمی که جیمز کامرون آن را واقع گرایانه ترین تصویرسازی فضایی تا امروز نامیده
Credo پاسخی برای Adel00 ارسال کرد در موضوع : خبرهای سینما و تلوزیون
از نظر من که خیلی هم واقعگرایانه نیست... با اینکه در ابتدا نوشته میشه چیزی در فضا نیست که صدا رو انتقال بده،ولی بازم صدای تخریبها شنیده میشه!!! حداقل نمینوشتن اون جمله رو که میگفتیم نمیدونستن! در ضمن...وقتی اون خانم روی اون بازوی فضاپیما ایستاده و وقتی بازو با چنان سرعت زاویه ای زیادی میچرخه،نیروی گریز از مرکز زیادی باید به اون خانم وارد بشه،...ولی اثرات چنین نیرویی مشاهده نمیشه...و فضانورد قصه فقط تلو تلو میخوره!!! و البته،مطمئن نیستم که چیزی به بازو متصلش کرده یا نه...ولی اگه چیزی نباشه،حتما باید پرت بشه...نه اینکه فقط تلو تلو بخوره!!! البته فقط نیروی گریز از مرکز نیست...ولی خب...دیگه انتظار ندارم یه فیلمساز تا این حد فیزیک بلد باشه...چون انگار کمتر از این رو هم خیلی رعایت نمیکنن! یه فیلم علمی-تخیلی باید یه مشاور متخصص داشته باشه... نویسنده هایی مثل سی کلارک و آسیموف هر کدوم برای خودشون دانشمندی بودن!- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
از خاطرات تلخ وشیرین دکتر حسابی چه میدانید ...مرکز دریافت انرژی مثبت
Credo پاسخی برای زفسنجانی ارسال کرد در موضوع : ایران معاصر
من فقط یه جمله ی کوتاه گفتم...شما خیلی تند رفتید!!! نگفتم که محمود حسابی یه قاتل زنجیره ای بوده که دیپلم هم نداشته!!!!! محمود حسابی دکترای فیزیک داشته...درست... مدتی یکی از مسئولین کشور بوده و خدماتی انجام داده برای کشور...درست... نظریه ی گستردگی بی نهایت ذرات رو داده...درست... شخصیت والایی داشته...اصلا در جایگاهی نیستم که بگم داشته یا نداشته...خدای داند و نزدیکانش... گفتید چرا منبع ندادم...چون منبعی ندارم...من نظر خودم رو گفتم...برداشتی که خودم داشتم... در این کتاب یه چیزهایی خوندم که نمیتونستن حقیقت داشته باشن و به نظر من دروغ بودن...و خب...چون چند دروغ در این کتاب پیدا کردم،اعتمادم نسبت بهش صلب شد... اول اینکه در این کتاب نوشته شده دکتر حسابی نظریه شون رو به چند فیزیکدان مطرح نشون میدن و اونا میگن ما نمیتونیم کمک کنیم،باید بری پیش اینشتین... این خیلی واضحه که یه دروغه برای عوام فریبی....و چیزیه که فقط عوام باورش میکنن...چون یه فیزیکدان مثل شرودینگر آدم کمی توی فیزیک نیست...و اینطور نیست که حالا چون اینشتین از بقیه معروفتره پس فیزیک بیشتر سرش میشده!!!در ضمن...مقاله ی دکتر حسابی رو من پیدا کردم و خوندم...و تقریبا فهمیدمش...حالا چطوری میخواید باور کنم مقاله ای که من در فهمیدنش خیلی مشکل نداشتم رو فیزیکدانی مثل شرودینگر متوجه نشده؟؟؟!!! دوم اینکه در این کتاب گفته شده نظریه ی دکتر حسابی تأیید تجربی شده...ولی این دروغه...در تاریخ علم فیزیک...هر جا که نگاه کنید،اسمی از این نظریه نیست.....این یعنی اینکه هیچ وقت جایی جدی مورد بحث واقع نشده....چه برسه به اینکه تأیید بشه...... سوم اینکه آخر کتاب یه عکسی هست که گفته شده داره تصویری از آزمایشی رو نشون میده که نظریه ی دکتر حسابی رو تأیید کرده....ولی اون عکس داره یه پدیده ی شناخته شده به اسم پراش (Diffraction) رو نشون میده....اگه یه موج با یه لبه که ابعادش قابل مقایسه با طول موجشه،برخورد کنه...پراش پیدا میکنه....اون عکس رو هم میشه با تابوندن نور به یه لبه به دست آورد...اصلا چیز عجیبی نیست!!! کتاب رو کامل نخوندم...شاید باز هم از این حرفای الکی توش باشه... در هر صورت...اینکه دکتر حسابی فرد مهمی در علم ایران هستن،قبول...ولی نمیشه که تا این حد در موردشون اغراق بشه و دروغ گفته بشه!- 25 پاسخ
-
- 3
-
-
از خاطرات تلخ وشیرین دکتر حسابی چه میدانید ...مرکز دریافت انرژی مثبت
Credo پاسخی برای زفسنجانی ارسال کرد در موضوع : ایران معاصر
من به عنوان یه دانشجوی فیزیک...به همه توصیه میکنم کتاب استاد عشق رو باور نکنید...- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام دو راه حل هست... یکی اینکه خودتون رو تغییر بدید،که گفتید شخصیتتون رو قبول دارید و نمیخواید این کارو بکنید... پس فقط راه دوم براتون میمونه...اینکه خودتون رو بپذیرید! اگه شما هی به این فکر کنید که فلان رفتار من باعث میشه دوستی نداشته باشم،یا بهمان رفتار من خوب نیست و بقیه ازش خوششون نمیاد،این باعث میشه خودتون هم نسبت به اون رفتار احساس بدی پیدا کنید...و این باعث میشه خودتون هم نخواید با خودتون دوست باشید!!! کاری که باید بکنید،اینه که به خودتون بگید من همینم،و دوست دارم این باشم،و از این بودنم خوشحالم...این باید در رفتارتون هم پیدا بشه...یعنی در مورد شخصیتتون با شرمندگی با بقیه برخورد نکنید...محکم و با اعتماد به نفس باشید در مورد چیزی که هستید... یادتون نره...تا موقعی که خودتون خودتون رو قبول نداشته باشید،هیچ کس شما رو قبول نخواهد داشت...حتی نزدیکترین کسانتون...چه برسه به کسی که فقط یه دوستی ساده و کوتاه مدت داشته باهاتون... البته...این حرفها رو اینطور برداشت نکنید که هر چی الان هستید خوبه و باید همونطور باشید...انسان لحظه به لحظه باید به خودش و افکار و عقاید و رفتارهاش فکر کنه و اشتباهاتش رو پیدا کنه و سعی کنه درستشون کنه و سعی کنه بقیه رو ناراحت نکنه.....ولی حرف اینه که اگه قراره تغییری باشه نباید به خاطر این باشه که بقیه باهاتون دوست بشن،باید اینطور باشه که شما فکر میکنید و دقیقا و با دلایل کافی میگید این رفتار بده و من باید تغییرش بدم....یا باید فلان فکرم رو به خاطر این استدلال تغییر بدم و... در اینجا هم راه حل شما چیزی بین ایناس...شما اول باید فکر کنید و افکار و عقاید و رفتارهایی رو که باید از نظر خودتون تغییر کنن و اصلاح بشن رو پیدا کنید و اصلاحشون کنید...بعدش میتونید اون شخصیت جدید رو با اعتماد به نفس به بقیه معرفی کنید...و با اعتماد به نفس با همون شخصیت پیش بقیه ظاهر بشید... در آخر...نمیدونم چه اتفاقی برای شما افتاده که با چنین شدتی از مذهب برگشتید...ولی...بیخیال...این حرفم به شما کمکی نخواهد کرد...بذارید فقط اونی که کمک خواهد کرد بمونه!
- 29 پاسخ
-
- 2
-
-
تو این تاپیک سعی میکنم چند مسئله رو با استفاده از مکانیک لاگرانژی براتون حل کنم...که البته بالاتر از سطح مسائل کتابهای درسی معمول مکانیک تحلیلی هستن و قدرت این روش رو بهتر نشون میدن... اولین مسئله بررسی حرکت یه گوی غلطان در یه مسیر کمانیه...با حضور مقاومت هوا که متناسب با سرعته...و با فرض اینکه لغزشی در حرکت گوی وجود نداره... مسیر کمانیه از یه دایره به شعاع R و شعاع گوی هم برابره با r اولین قدم برای به دست آوردن معادلات حرکت گوی،اینه که تعدادی مختصات برای توصیف حرکتش پیدا کنیم که با حداقل تعداد،حالت گوی رو به طور یکتا مشخص کنن...برای این مسئله دو زاویه مناسب هستن که یکی زاویه ایه به اسم که چرخش گوی حول محورش رو نشون میده و زاویه ی دیگه به اسم در شکل نشون داده شده حالا وقتشه با استفاده از مختصات گفته شده،لاگرانژی مناسب برای گوی رو بنویسیم... حالا با استفاده از قیدمون،بدون لغزش بودن غلطش گوی که یعنی ،لاگرانژی رو ساده تر میکنیم مرحله ی بعدی به دست آوردن مشتقات لازم برای نوشتن معادلات اویلر-لاگرانژه حالا معادلات اویلر-لاگرانژ(که اینجا باید بگیم معادله،چون فقط یه مختصه ی مستقل داریم) رو مینویسیم که مقاومت هوا اینجا اضافه میشه(b ضریب مقاومت هواس) و معادله ی حرکت رو به دست میاریم: اگه سؤالی داشتید میتونید همینجا بپرسید...
-
- 4
-
-
از خودم شروع میکنم... من دانشجوی سال آخر کارشناسی فیزیک حالت جامد هستم... ولی مطالعه در مورد فیزیک رو از زمانی که دبیرستان بودم شروع کردم... بیشتر هم در زمینه های نسبیت،فیزیک ذرات بنیادی و نظریات میدان و مبانی مکانیک کوانتومی و مسئله ی اندازه گیری و مواردی حول و حوش اینا مطالعه میکنم...
-
به نام دوست با سلام خدمت دوستان عزیز از تمام دانشجویان فیزیک خواهش میکنم اینجا اعلام آمادگی کنن تا بتونیم به امید خدا با همکاری هم یه سر و سامونی بدیم به بخش فیزیک و بعدش هم به کمک هم به پیش ببریمش...فقط هر کسی اعلام آمادگی میکنه،لطفا گرایش و مقطع تحصیلیش رو هم اعلام کنه...و اگه مطالعات خارج از برنامه ی درسی هم داره،بگه بیشتر در چه قسمتی از فیزیکه و چه مدتیه این مطالعات رو شروع کرده... نمیدونم...شاید کسایی باشن که دانشجوی فیزیک نیستن...ولی به فیزیک علاقه دارن و کم و بیش در موردش مطالعه میکنن...اونا هم اگه خواستن میتونن اعلام آمادگی کنن...که البته با اعلام اینکه مطالعاتشون رو چه مدتیه شروع کردن و بیشتردر چه زمینه ای مطالعه میکنن...
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
ثبت نام برای گروه ترجمه نواندیشان
Credo پاسخی برای faezeh mzk ارسال کرد در موضوع : دارالترجمه نواندیشان
سلام و صبح به خیر... خب تالار ریاضیات و شیمی که دارید...که هر دو علوم پایه هستن... دلیل اصلیش عدم فعالیت بچه های فیزیکه...که اگه فعال میبودن،مسئولین اینجا تالار فیزیک رو مستقل میکردن... ان شاءالله درستش خواهم کرد... امیدوارم فعلا بچه های فیزیک به گروه ترجمه ی فیزیک ملحق بشن،تا بعدش با همکاری هم بتونیم تالار رو مستقل کنیم... یا شاید اینجا هم باید تنهایی سر و سامون بدم به بخش فیزیک!!!- 144 پاسخ
-
- 7
-
-
سلام نمیدونم هدفتون چیه از این کار...ولی خب...بالاخره سؤاله دیگه...و درستش اینه که جوابش داده بشه...نه به خاطر شما،چون جوابش رو خوندید قبلا،برای بقیه!!! البته اگه میخواید صحبتی در موردش بکنید،لطفا اینجا نباشه،و در پروفایلم پیام بدید... اینم جواب...که البته برای شما جدید نیست!!! نه،زیاد شدن اتمها درست نیست فرض کن ناظرهای A و B(که نسبت به هم ساکن هستن) دو تا جسم هم جرم در نظر میگیرن و بعد از اندازه گیری متوجه میشن که جرم هر دو برابره با .حالا ناظر B یکی از جسمها رو برمیداره و شروع میکنه به حرکت با سرعت ثابت.نسبیت خاص میگه بین تمام ناظرهایی که با سرعت ثابت نسبت به هم حرکت میکنن،تقارن وجود داره یعنی هیچ فرقی با هم ندارن.پس اگه ناظر A میتونه بگه ثابته،ناظر B هم باید بتونه بگه ثابته ولی اگه افزایش جرم به معنی مثلا افزایش تعداد اتمها باشه(یا هر چیزی که به معنی افزایش واقعی جرم باشه)اون وقت ناظر B وقتی دوباره جرم جسم رو اندازه گیری میکنه،نه بلکه رو به دست میاره و متوجه میشه که داره حرکت میکنه و این تقارن رو از بین میبره،پس ناظر B اگه دوباره جرم جسم خودش رو(که نسبت بهش ثابته)دوباره اندازه گیری کنه،بازم باید همون رو به دست بیاره.فقط اگه ناظر A بتونه یه جوری جرم جسمی که دست ناظر B هست رو در حال حرکت اندازه بگیره، رو به دست میاره.در دیدگاه ناظر B هم خودش ساکنه و ناظر A متحرک،پس ناظر B هم با اندازه گیری جرم جسمی که دست ناظر A هست باید رو به دست بیاره. پس در واقع درست نیست که بگیم چرا با افزایش سرعت جرم افزایش پیدا میکنه باید بگیم چرا اگه جرم جسمی که نسبت به ما ساکن نیست رو اندازه بگیریم،عددی به دست میاریم که با اندازه گیریمون وقتی که جسم نسبت بهمون ساکن بوده،اختلاف داره. یعنی فقط وقتی که یه دستگاه مختصات رو به عنوان دستگاه ثابت انتخاب کردی،سؤال اول معنی پیدا میکنه.وگرنه افزایش جرم یه چیز واقعی نیست. در واقع این فقط ناشی میشه از حرکت دستگاهها نسبت به هم و برای اینه که پایستگی کانه برای همه دستگاههای مختصات لخت درست باشه. اما اینکه مفهمومش چیه.یعنی یه دلیل فیزیکی به جز معادلات. خب وقتی وارد فیزیک میشی،باید بپذیری که معادلات هم جزئی از منطق فیزیکی هستن و اگه چیزی رو اثبات میکنن،باید به عنوان دلیل بپذیریشون.یعنی از یه دیدگاهی،همون اثبات از طریق درست فرض کردن پایستگی تکانه،دلیلش محسوب میشه. پس الان سؤالت باید این باشه که چی میشه که اینطوری میشه هیچ کس نمیدونه،این ُسؤال چیزیه که فیزیکدانان الان خیلی بهش نمیپردازن البته باید بگم نسبیت نسخه های مختلفی داره بعضیاشون تفسیرهای مکانیکی از این پدیده میدن بعضیاشون هم اصلا افزایش جرم و اتساع زمان و انقباض طول رو پیش بینی نمیکنن ولی در نسبیتی که عموما مورد پذیرشه،توضیحی برای چگونگی این پدیده وجود نداره و همونطور که گفتم خیلی هم بهش پرداخته نمیشه،چون بیشتر به نظر یه سؤال فلسفیه. در مکانیک کوانتومی هم همینطوره.پدیده هایی پیش بینی شدن ولی اینکه چطور اتفاق میفتن،هنوز ناشناخته مونده
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
روشی که من پیشنهاد میکنم اینه که یادگیری زبان رو بذارید کنار و اصلا بهش فکر نکنید... فقط سعی کنید قسمت قابل توجهی از مطالعاتتون رو به زبان انگلیسی انجام بدید... مثلا ممکنه برای علاقه ی خودتون در اینترنت دنبال مطلب خاصی باشید درباره ی رشته تون،اون رو به زبان انگلیسی انجام بدید... نسخه ی انگلیسی کتابهای درسیتون رو تهیه کنید(مثلا میتونید از کتابخونه ی دانشگاه بگیرید که به احتمال زیاد داره)،و درستون رو به زبان انگلیسی بخونید... اگه بازی کامپیوتری میکنید...سعی کنید دیالوگها و داستان بازی رو درک کنید،برای لذت و علاقه ی خودتون... من کلاس زبان میرفتم...ولی الان که فکر میکنم خودم تقریبا هیچ تلاش دیگه ای برای یادگیری زبان نمیکردم،حتی تکالیف همون کلاس زبان رو هم انجام نمیدادم...و تنها چیزی که باعث شد در زبان به اینجا برسم،این بود که شروع کردم به استفاده ی خیلی جدی از زبان،در قسمتهای مختلف زندگیم... پس یادگیری زبان رو فراموش کنید...و رو بیارید به استفاده از زبان!
- 14 پاسخ
-
- 2
-
-
وای ببخشید...من دو بار تبریک گفتم! البته بد نیست که! آخه یه جای دیگه عضوم،که توی هر تاپیکی که پست بدی،یه علامت میذاره روش که بفهمی...فکر کردم اینجا هم اونطوریه و دیدم علامتی نداره این تاپیک!
-
تسلیت میگم از خدا میخوام اون مرحوم رو رحمت کنه و به بازماندگان صبر بده
-
تبریک میگم عاقبت به خیر باشید پ.ن. کم کم دارم به این نتیجه میرسم که مردادیا درصد بیشتری از فعالان در فرومهای ایرانی رو تشکیل میدن!!! البته فقط بر اساس آمار این سایت نمیگم!
-
خب...به نام خدا...دشت اول با من... این متنیه که در یه سایت دیگه یکی ازم خواست براش ترجمه کنم... ii) to be easily remagnetizable) but, if not excited, keep the magnetic state for a considerable time, (iii) to be simple in synthesis but be monodisperse as perfectly as possible. The essential question that technologists and engineers address to the fundamental science is under what conditions the selfcontradicting requirements become self-exclusive ones. To a good part, this problem focuses on superparamagnetism (SP). From this viewpoint, the work being done on this subject is in pursuit of an answer to the afore-posed question of finding the limit and investigation of what is possible before one hits it اینم ترجمه ش: (ii)به راحتی دوباره مغناطیسی شود اما،در صورتی که برانگیخته نباشد،حالت مغناطیسی را برای یک زمان قابل توجه حفظ کند iii)سنتز آن ساده باشد اما ذرات آن تا جای ممکن یک دست باشند.سؤال اساسی که متخصصان فنّاوری و مهندسان باید در زمینه ی علوم پایه به آن پاسخ دهند،این است که در چه شرایطی الزامات متناقض،سازگار میشوند؟تا حد خوبی،این مسئله روی ابرپارامغناطیس متمرکز است.از این نظر،کاری که درباره ی این موضوع انجام شود،در جستجوی پاسخیست برای سؤال مطرح شده در باب یافتن حد و تحقیق درباره ی پیشامد ممکن قبل از اینکه کسی به آن برسد.
- 9 پاسخ
-
- 4
-
-
تبریک میگم عاقبت به خیر باشید
-
تبریک میگم عاقبت به خیر باشید
-
ثبت نام برای گروه ترجمه نواندیشان
Credo پاسخی برای faezeh mzk ارسال کرد در موضوع : دارالترجمه نواندیشان
سلام لطفا من رو برای قسمت فیزیک نام نویسی کنید... پ.ن. اینجا فیزیک چقدر مظلومه!!!- 144 پاسخ
-
- 7
-
-
درسته که نمیشناسم کسی رو و نمیدونم کی به دنیا اومده....ولی تبریک میگم البته چون نمیشناسم کادو هم نمیدم دیگه!
-
با سلام خدمت دوستان در این تاپیک میتونید هر سؤالی در مورد فیزیک دارید بپرسید و بنده سعی میکنم پاسخگو باشم و مشکلتون رو حل کنم... البته واضحه که منم حق و وظیفه دارم که وقتی چیزی رو نمیدونم،بگم نمیدونم...و واضحه که چیزهایی هم هستن که من نمیدونم...پس انتظار شنیدن این کلمه رو هم داشته باشید در این تاپیک! نکته ی بعدی هم اینکه اینجا قرار نیست تمرینها و سؤالای امتحانای فیزیک حل بشن...بلکه سؤالاتی مدنظر هستن که در جهت درک بهتر فیزیک هستن...سؤالات مفهومی...امیدوارم متوجه منظورم بشید... خب...پس منتظر سؤالات شما هستم!
- 25 پاسخ
-
- 8
-
