-
تعداد ارسال ها
44 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
اطلاعات شخصی
-
جنسیت
مذکر
-
محل سکونت
قزوین
-
تخصص ها
فیزیک ذرات
فیزیک گرانش
مبانی مکانیک کوانتومی -
علاقه مندی ها
فیزیک، ریاضیات، علوم کامپیوتر
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
فیزیک
-
مقطع تحصیلی
دانشجوی لیسانس
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های Credo
تازه کار (1/14)
349
اعتبار در سایت
-
#کتاب_هدیه_دهید برای حمایت به سایت زیر مراجعه کنید : [Hidden Content] همچنین با بات زیر در ارتباط باشید [Hidden Content]
-
- 2
-
-
در مورد سفر به گذشته، حتی از لحاظ نظری هم راه بدون اشکالی وجود نداره. ولی در مورد سفر به آینده میشه یه چیزایی گفت، البته نه به اون شکلی که در ذهن داری که سوار یه ماشین بشیم و بریم آینده. یه روش برای سفر به آینده اینه که نسبت به زمین با سرعت بسیار بیشتری حرکت کنی به طوری که زمانی که برای تو میگذره، خیلی کمتر از زمانی باشه که برای زمین میگذره. البته برای اینکه بتونی از این طریق به میزان قابل توجهی در زمان سفر کنی، باید سرعتت خیلی خیلی بالا باشه ولی رسیدن به چنین سرعتهایی در یک زمان منطقی هنوز از دست تکنولوژی ما بر نمیاد و حتی میشه گفت رسیدن به تکنولوژی لازم هم در آینده ی نزدیک میسر نیست. روش دیگه اینه که خودت رو در یک میدان گرانشی قویتر از زمین قرار بدی که در این صورت هم زمان برات کندتر از زمان برای زمین میگذره و باز به آینده سفر میکنی. ولی اگه بخوای با این روش هم به میزان قابل توجهی به آینده سفر کنی، به میدانهای گرانشی چنان قدرتمندی نیاز داری که با تکنولوژی فعلی در دسترس ما نیست(نه اینکه بخوایم بسازیم و نتونیم، حرف از ساختن نیست. میشه در مداری حول یک سیاهچاله حرکت کرد برای سفر به آینده ولی فعلا سیاهچاله های مشاهده شده بسیار از ما دور هستن.) راه دیگه هم اینه که از طریق روشهای مختلفی که وجود داره، سرعت فعالیتهای بدن رو بسیار کم کنن تا فرد با سرعت بسیار کمتری پیر بشه و دیرتر بمیره. در این صورت که هم میشه از لحاظ نظری چند قرن بعد فرد رو به حالت طبیعی برگردوند که سفر در زمان محسوب میشه. ولی فکر نمیکنم هنوز آزمایشهای کافی در این مورد صورت گرفته باشه. ولی به هر حال فعلا این روش(که فقط برای سفر به آینده س) محتملترین روشه. فقط یه نام گذاریه که اهمیت چندانی نداره. ولی به هر حال عبارت مکانیک کوانتومی محدود کننده نیست چون مکانیک میتونه معنای گسترده ای داشته باشه. در دوره ی کارشناسی خیلی مهم نیست. ولی در دوره ی ارشد، فیزیک به شاخه های ذرات بنیادی(گاهی انرژیهای بالا)، بنیادی(گاهی نظری)، نجومی(گاهی گرانش و کیهانشناسی)، حالت جامد(گاهی ماده ی چگال)، اتمی−مولکولی و هسته ای تقسیم میشه. البته گاهی دانشگاهها در دوره ی ارشد در زمینه های خاصی دانشجو میگیرن که رسما در این شاخه ها نیست مثل سیستمهای پیچیده و محاسبات کوانتومی.
-
اگه بتونم کمک کنم خوشحال میشم. فقط سؤالاتت رو توی تاپیک سؤالات «پاسخ به سؤالات فیزیکی» بپرس.
- 19 پاسخ
-
- 1
-
-
به جای اینکه بهت بربخوره، سعی کن فقط در زمینه هایی که علمشون رو داری اظهار نظر کنی و زمینه های دیگه رو واگذار کنی به کسایی که علمش رو دارن. اگه قرار باشه همه توی همه چی اظهار نظر کنن که معلومه سنگ روی سنگ بند نمیشه. خود من هم اگه بیام توی یه بحث در مورد مهندسی مکانیک صحبت کنم، خب وقتی علمش رو ندارم، معلومه حرفم مورد پذیرش قرار نمیگیره و حق ناراحت شدن هم ندارم.
- 19 پاسخ
-
- 1
-
-
کاملا مشخصه که میخوای جانب داری کنی! این نظر از عدم آگاهی با اون دانشمندان و زمینه ی کاریشون و نظریه ی دکتر حسابی ناشی میشه و نمیتونه درست باشه. ولی خب اگه بخوام توضیح بدم خیلی زیاد میشه که من حوصله ی این همه نوشتن رو ندارم. معمولا در این مواقع به حرف شخص متخصص در اون زمینه اعتماد میکنن. ولی اگه قرار باشه حرف من مورد پذیرش نباشه، دیگه توضیح بیشتر هم نمیتونه فایده داشته باشه. این حرفت کاملا بی ربطه و باز هم نشون دهنده ی میزان کم آگاهیت از فیزیکه. فارادی هم در دوره ی خودش یک دانشمند مهم محسوب میشد و هم امروزه یکی از چهره های مهم در الکترومغناطیس و شیمی به حساب میاد. اصلا قابل مقایسه با دکتر حسابی نیست که امروزه در دنیای فیزیک نه از خودش اسمی هست و نه از نظریه ش. نیازی به گفتن نیست، مشخصه.
- 19 پاسخ
-
- 2
-
-
یه زمانی که خیلی سر و صدا شده بود در مورد دکتر حسابی، کنجکاو شدم یه نگاهی به کتاب استاد عشق بندازم. البته حوصله نداشتم کلش رو بخونم. رفتم سراغ بخشی که سفر دکتر حسابی به خارج از کشور برای نشون دادن نظریه ش به فیزیکدانای دیگه رو تعریف میکنه. اونجا نوشته بود که دکتر حسابی میره پیش شرودینگر و چند فیزیکدان بزرگ دیگه. اونا هم میگن چون نظریاتت پیشرفته س، باید بری پیش اینشتین و ما نمیتونیم کمکت کنیم. همین قسمت برام بس بود که بگم کل کتاب دروغه. چون این داستان کاملا احمقانه س و فقط کسی که اصلا درکی از دانش و دانشمند نداره چنین چیزی رو باور میکنه. درسته که اینشتین فیزیکدان بزرگی بوده، ولی به این معنی نیست که بقیه هیچی نمیفهمیدن و فقط اینشتین میفهمیده. بقیه ی کسانی که نام برده شدن، کسایی هستن که با نظریاتشون فیزیک رو متحول کردن. کاملا مشخصه این داستان واقعی نیست و توسط کسی تخیل شده که یه تصور بچگانه از دانشمندان داره. در ضمن، درسته که دکتر حسابی یه نظریه ی فیزیک مطرح کردن ولی این نظریه اصلا در دنیای فیزیک مطرح نشده. هیچ بحثی روش صورت نگرفته. هیچ جای تاریخ ثبت نشده. تنها کسانی که دارن ازش صحبت میکنن، همینایی هستن که کتاب استاد عشق رو باور کردن. در ضمن، آخر کتاب استاد عشق، یه عکس چاپ شده و زیرش نوشته عکسیه که نشون دهنده ی تأیید آزمایشگاهی نظریه ی دکتر حسابیه. ولی این فقط یه دروغ کثیفه. اون عکس داره پراش نور از یه لبه رو نشون میده. مثل عکس زیر اینکه دکتر حسابی کی بوده و چی کار کرده، باید به تاریخ مراجعه بشه. طبق شنیده هام میشه گفت که به عنوان یک سیاستمدار برای کشور زحمت کشیده. به عنوان یک انسان هم من نمیتونم قضاوتی داشته باشم. ولی چیزی که مشخصه اینه که کتاب استاد عشق پر از دروغه. اینکه میشه توش واقعیت پیدا کرد یا نه رو نمیدونم ولی میشه مطمئن بود که دروغ توش هست. ولی خب وقتی اعتماد صلب بشه، دیگه نمیشه هیچ حرفی رو پذیرفت. پس من پیشنهاد میکنم به کتاب استاد عشق و پسر دکتر حسابی اعتماد نکنید و از منابع دیگه در مورد دکتر حسابی مطالعه کنید. راستی، تا جایی که یادمه یه عکسی توی کتاب هست که زیرش نوشته عکس دکتر حسابیه کنار اینشتین. که اینم یه دروغه. اونی که کنار اینشتین ایستاده یه ریاضیدانه به اسم Kurt Godel. [Hidden Content]
- 19 پاسخ
-
- 4
-
-
من نمیدونم بقیه چرا با کتاب استاد عشق مخالفت میکنن ولی خودم که چند صفحه ای از این کتاب رو خوندم، واقعا دیدم به شعورم به عنوان یه دانشجوی فیزیک داره توهین میشه. البته باید توضیح بدم که من هم دانشجوی فیزیک هستم و هم به خاطر علاقه به فیزیک، هم در مورد نظریات پیشرفته ی فیزیک مطالعه دارم و هم در مورد تاریخ فیزیک. البته به نظرم به هر حال کسی اینجا به حرف من اهمیت نمیده و لابد یه برچسب هم به من میزنید. پس دیگه بیشتر توضیح نمیدم.
- 19 پاسخ
-
- 3
-
-
خبر اسیدپاشی اصفهان: بازجویی از 191 هزار نفر!!!!
Credo پاسخی برای en.ml ارسال کرد در موضوع : اجتماعی و اقتصادی
شما تا حالا فیلم پلیسی ندیدید؟ تحقیقات همینطوریه دیگه، بالاخره باید از یه جایی شروع بشه. وقتی مدرک کم باشه، اینطوری میشه. نقطه ی شروع میشه این که چون اسیدپاشی جرمیه با خشونت بسیار بالا، کسی که انجامش میده باید از لحاظ روانی یه مشکلی داشته باشه، در نتیجه کسایی که گذشته ای دارن که میتونه باعث به وجود اومدن چنین خشونتی درشون بشه مظنون هستن. جستجوهای انجام شده برای رسیدن به چنین افرادی، ۱۹۱هزار نفر رو نتیجه داده. حالا باید دنبال این باشن که تعداد رو کمتر کنن. مثلا(فقط مثاله، اطلاعی ندارم) شاهدا تأیید کردن که طرف موهاش سیاهه. حالا باید از بین این ۱۹۱هزار نفر، مو سیاهها رو جدا کنیم. فرض کن میشن ۱۵۰هزار نفر. با چنین چیزهایی انقدر تعداد رو کمتر میکنن که برسه به یه تعداد قابل بررسی، مثلا ۲۰ نفر. قرار نیست از کل ۱۰۰هزار نفر بازجویی بشه!!! نیروی انتظامی که غیبگو و جادوگر نداره، یه ساعته همه ی خلافکارها رو شناسایی کنه. باید با استفاده از مدارک و شواهد و استدلالات منطقی جلو بره. وقتی مدرک نباشه، خب روند هم کند میشه دیگه چون باید دنبال مدرک بگردن و تا پیدا نشده، باید از روشهایی مثل چیزی که گفتم استفاده کنن. -
خبر راه اندازی مرکز آموزش تصویری نواندیشان
Credo پاسخی برای Mehdi.Aref ارسال کرد در موضوع : اطلاعیه ها و اخبار انجمن
خیلی جالبه. جای تشکر داره از مدیریت سایت. ولی اعضا باید همکاری کنن که پر بشه. من خودم بدم نمیاد یه چیزایی تدریس کنم. راستش ایده ش توی ذهنم بود که فیلمهای آموزشی درست کنم و یه جایی آپلود کنم که الان تسهیل شد با این امکانی که شما فراهم کردید. البته باید ببینم چه مطلبی خیلی طرفدار داره. به نظرم بهتره که در کنارش، یه نظر سنجی بذارید که دانشجویان هر رشته بگن دوست دارن در مورد چه مطالبی فیلم آموزشی توی سایت وجود داشته باشه.- 19 پاسخ
-
- 10
-
-
خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟
Credo پاسخی برای seyed mehdi hoseyni ارسال کرد در موضوع : فقه و مذهب
قضیه تعصب رشته نیست. قضیه اینه که وقتی یه چیزی رو بلد نیستید، نباید در موردش حرف بزنید. البته این پستتون هم مثل پست قبلیتونه، همه ی دلایل رو نادیده میگیرید و هر چی دوست دارید میگید. با کسایی مثل شما که تابع استدلال نیستن نمیشه صحبت کرد. الان هم فکر میکنید با یه شکلک خنده و یه برچسب تعصب تمام حرفهای من بی اعتبار شدن، که خودش یه نوع بی منطقیه. البته برای من فقط نظر کسایی اهمیت داره که منطق داشته باشن و با استدلال صحبت کنن، در نتیجه شما آزادید هر چی دلتون میخواد فکر کنید که البته فکر نکنم براتون خبر جدیدی باشه! -
خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟
Credo پاسخی برای seyed mehdi hoseyni ارسال کرد در موضوع : فقه و مذهب
یکی از دردهای ما توی این جامعه، همچنین یکی از ناراحتیهای من که هر موقع باهاش روبرو میشم به خاطرش تأسف میخورم، اینه که کسایی که در یک زمینه هیچ گونه تخصص و علم و مطالعه ای ندارن، به خودشون حق نظر دادن در اون زمینه رو میدن. جناب black banner، این که شما یه سؤالی میپرسید از یه نفر و اون بنده ی خدا جوابی بهتون نمیده، به این دلیل نیست که جوابی نداره، به این دلیله که جوابش انقدر پیچیده س که طرف یه ساعت باید فکر کنه که از کجا شروع کنه و به کجا برسه، انقدر مفاهیم جدید داره که باید حداقل چند ماه باهاتون حرف بزنه که اونا رو یاد بگیرید، و بعدش شروع کنه جوابتون رو بده. این که شما قادر به درک جواب نیستید و در نتیجه شخصی که ازش سؤال کردید میمونه بهتون چی بگه، به این معنی نیست که جوابی وجود نداره، به این معنیه که شما یا باید این سؤالا و حرفای الکی رو بذارید کنار، یا این که خیلی جدی برید فیزیک یاد بگیرید. هر کاری به جز اینا بکنید، میشید یکی از عوام که از روی شکمش حرف میزنه!!! گفتید پایستگی انرژی غلطه. شما تا حالا قضیه ی Noether به گوشتون خورده؟ هر تقارن پیوسته ی یک نظریه، یک قانون پایستگی رو نتیجه میده. تقارن زمانی قوانین فیزیک، یعنی عدم تغییر قوانین فیزیک در طول زمان، قانون پایستگی انرژی رو نتیجه میده. یعنی تغییر نکردن قوانین فیزیک با زمان --> پایستگی انرژی. از اونجایی که هر گزاره ی شرطی با عکس نقیضش معادله، عدم پایستگی انرژی --> متغیر بودن قوانین فیزیک با زمان. ولی میدونیم که این درست نیست. به یه دلیل ساده. فیزیکدانها با قوانینی که در صد سال اخیر به دست آوردن، میتونن فرآیندهایی که میلیاردها میلیارد سال پیش اتفاق افتادن رو با دقت بالا توضیح بدن و پیش بینی کنن(منظورم اخترفیزیکه، سیاه چاله ها، ابرنواخترها،ستاره های نوترونی، مجموعه های دوتایی و...) پس میشه نتیجه گرفت که قوانین فیزیک با زمان تغییر نمیکنن و این به ما میگه که پایستگی انرژی باید درست باشه. یقینی وجود نداره. این فقط بهترین نظریه س! که البته شعبه های فراوانی داره. چیزی که احمقانه س حرفهای شماس که بدون هیچ اطلاعی و بدون هیچ فکری صحبت میکنید. اون زمانی که فیزیکدانها ازش صحبت میکنن بر اساس چرخش زمین به دور خورشید نیست. تعریف پایه ی ثانیه بر اساس گزار یکی از ایزوتوپها اتم سزیومه. تعریف دقیق یک ثانیه اینه: زمانی که طول میکشه تا اتم سزیم۱۳۳ تعداد 9192631770 دوره ی تابش مربوط به گزار بین دو ترازش رو انجام بده.البته میشه از هر فرآیند فیزیکی دیگه ای برای تعریف زمان استفاده کرد و میشه فرآیندی رو در نظر گرفت که در زمانهای نزدیک به انفجار بزرگ هم معتبر باشه. در ضمن، فیزیکدانها خیلی بهتر از شما زمان رو میشناسن. اثرهای نسبیت خاصی و نسبیت عامی هم همه لحاظ شدن در اون محاسبه. و البته خود فیزیکدانها هر روز این سؤال رو از خودشون میپرسن که از کجا معلوم؟! و تا الان بهترین جواب این بوده که همینطوری که هست درسته. و البته همیشه اندازه گیریهای با دقتهای بالاتر و بالاتر انجام میشن و تا الان با دقت بسیار بالایی نظریات فعلی در این مورد تأیید شدن. در ضمن هر کس میتونه نظریه های جدید ارائه بده و دنبال اثباتش باشه ولی تا الان نظریاتی که خواص جهان رو تابع زمان دونستن، یا مشکل داشتن یا با تجربه همخونی نداشتن. راستش شما خیلی از فیزیک بی اطلاع هستید. انقدر که اگه بخوام در این مورد شما رو از اشتباه دربیارم، یه هفته وقت لازم دارم که مطالعه کنم و اشکالاتتون رو رفع کنم. و چون انقدر وقت ندارم، بیشتر توضیح نمیدم. نه خیر. ۸ میلیارد سال نوری حتی فاصله ی ما با لبه ی جهان قابل مشاهده هم نیست. طبق محاسبات، فاصله ی ما با لبه ی جهان قابل مشاهده ۴۶ تا ۴۷ میلیارد سال نوریه. اینکه در ورای جهان قابل مشاهده چه خبره، دیگه نمیدونیم! شما هیچ چیزی از علم نمیدونید. انقدر دارید با این صحبتها به خودتون توهین میکنید. موادی که در ابتدای عالم تشکیل شدن، لازم نبوده فقط حرکت بکنن که از هم دور بشن. فضا−زمان خودش در حال انبساط بوده و هست و در نتیجه مواد رو از هم دور میکنه، حتی اگه ساکن باشن. و سرعت این انبساط میتونه خیلی خیلی زیاد باشه که از یه فاصله ای به بعد، این سرعت از سرعت نور هم بیشتر میشه( این با نسبیت تناقض نداره چون از این طریق هیچ اطلاعاتی سریعتر از نور منتقل نمیشه و هیچ جرمی سریعتر از نور حرکت نمیکنه). انرژی شکلهای متفاوتی داره. یکی از اشکالش نوره.یکیش گرما و بقیه مکانیکی هستن. یکی دیگه از اشکالش هم جرمه. اینا در فرآیندهای مختلف به هم تبدیل میشن ولی تا الان همیشه انرژی پایسته بوده. هیچ دلیلی نیست که انرژی پایسته نباشه و برعکس خیلی دلیل هم هست که انرژی پایسته باشه. آها ببخشید، شما که دلیل و استدلال لازم ندارید، هر چی دوست دارید میتونید بگید!!! "معتقد"...چنین کلمه ای در علم معنی نداره. در ضمن، سفر در زمان حتی در نظریه هم هنوز تأیید نشده. فقط قضیه اینه که هنوز رد نشده. تازه اگر وجود داشته باشه هم طوریه که باعث تناقض نشه. ولی اینی که شما میگید...به سادگی غلطه...چون وقتی به زمانی برید که ماده وجود نداره، پس در گذشته ی اون زمان هم ماده نبوده، پس ماده نابود نشده، فقط هنوز به وجود نیومده. البته ماده میتونه به انرژی تبدیل بشه و بالعکس ولی انرژی همیشه پایسته س. این رو بیش از نیم قرنه که فیزیکدانها کشف کردن البته با برداشت و تفسیر درست، نه این حرفهای الکی و بی دلیل شما درسته، معادله ننوشتید، کار پژوهشی هم نکردید، ولی چیز درستی هم نگفتید. در واقع حرفهاتون به قول یک فیزیکدان معروف، حتی غلط هم نیست!!! نکته اینجاس که این حرفا رو برای شما نمیزنن. برای کسایی میزنن که میفهمنشون! نه به شما چیزی تدریس شده و نه شما چیزی یاد گرفتید!!!!!! -
خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟
Credo پاسخی برای seyed mehdi hoseyni ارسال کرد در موضوع : فقه و مذهب
این پاراگراف اصلا قابل پذیرش نیست. پرشهای منطقی داره. و البته یه اشکال دیگه که توضیح خواهم داد. یه چیز دیگه هم اینکه، در « الْمَشِيئَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شَائِياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ »، کلمه ی «الْأَفْعَالِ» به الله یا هر نام دیگه ای از خدا نسبت داده نشده. در واقع به هیچ نامی نسبت داده نشده، در نتیجه منظورش به طور کلی کارهاست. پس داره میگه «اراده کردن یکی از صفات کارهاست...» متأسفانه عربیم اونقدر خوب نیست که بقیه ش رو بتونم ترجمه کنم. ولی به ترجمه ای که داده شده هم نمیتونم اعتماد کنم. نویسنده ترجمه ای دلخواه خودش ارائه داده و نتیجه گیریش نه تنها با حدیث، که حتی با ترجمه ی خودش هم مطابق نیست. کلا این پاراگراف اونقدر اشکال داره و اونقدر قاطی پاتیه که ترجیح میدم بیشتر در موردش توضیح ندم. این پاراگراف به نظر خوب میرسه و مشکلی نداره...اونم فکر کنم به خاطر این باشه که نویسنده دخل و تصرفی توش نکرده!!! خب، حالا توضیحات خودم یک مسئله ی مهم رو باید بگم که فقط در مورد این بحث نیست و هر جا که در مورد خدا بحث میشه باید مورد توجه قرار بگیره. اونم اینه که بحثهایی که در مورد خدا هستن باید غیرمنطقی باشن. به این دلیل که اگر بخوایم در مورد صفات و افعال و ذات خدا در چارچوب منطق صحبت کنیم، در واقع داریم میگیم که اینها محدود به این هستن که منطقی باشن ولی خدا به هیچ چیز محدود نیست...در نتیجه در بحثهای در مورد خدا باید از منطق خارج بشیم و تحمل گزاره های غیرمنطقی رو داشته باشیم. اولین گزاره ی غیرمنطقی که باید تحملش کنید، اینه که خدا هیچ کاری نمیکنه ولی این اصلا به این معنی نیست که هیچ کاری نمیکنه.(اول چند گزاره رو بیان میکنم و بعد به استدلالم میرسم). گزاره ی دوم، همونیه که جناب Moment گفتن، زمان مخلوقه. در ابتدای آفرینش جهان به وجود اومده. البته علم هم همین رو میگه و برای زمان ابتدایی قائله. پس در نتیجه هیچ چیزی به عنوان «قبل از خلقت» وجود نداره. ولی باز هم این به این معنی نیست که هیچ چیزی به عنوان «قبل از خلقت» وجود نداره. چون اگه اینطور باشه یعنی خدا وجود نداشته!!! گزاره ی سوم هم مربوط میشه به دلایلی که خدا برای کارهاش داره. خدا برای کارهاش هیچ دلیلی نداره ولی این به این معنی نیست که خدا برای کارهاش هیچ دلیلی نداره. فرض کنیم خدا برای کارهاش دلیل داشته باشه. این یا به این معنیه که اون کار به یه شکل خاص فقط میتونه انجام بشه و شکل دیگه ای نمیتونه باشه یا اینکه اگه اون کار به یه شکل خاص انجام بشه بهتره تا به اشکال دیگه. ولی اینا هر دو به این معنی هستن که کارهای خدا طبق قوانینی انجام میگیرن و از اونجایی که یکی از نتایج هر قانونی محدودیته، این به این معنیه که خدا محدوده که میدونیم غلطه. در نتیجه خدا هیچ دلیلی برای کارهاش نداره. ولی از اونجایی که خدا تأکید کرده آفرینش جهان بیهوده نیست، پس میفهمیم که خدا برای کارهاش دلیل داره.ولی دقت کنید، هر دلیلی که قابل درک برای انسان باشه، نمیتونه دلیل کارهای خداوند باشه پس هر موقع کسی گفت دلیل کارهای خداوند اینه، بدون نگاه کردن به دلیلش میشه گفت غلطه، چون اون شخص اون دلیل رو درک میکنه و شما هم اگه بخونید درکش میکنید، به همین دلیل اون دلیل نمیتونه دلیل کارهای خدا باشه. ما نه میتونیم کارهای خداوند رو درک کنیم و نه دلایلش رو.و نه هیچ چیز دیگه ش رو. انسان قادر به درک خدا نیست. حتی پیامبر اسلام هم قادر به درک خدا نبود. البته با یک استثنا. ایشون در شب معراج، در "مدتی" که خارج از این جهان بودن، به نظرم خدا رو بیشتر درک کردن و همچنین دلایلش و کارهاش و چیزهای دیگه رو. ولی بعد از بازگشت به این دنیا، این درک از بین رفت. این حرفها رو با اطمینان میگم چون گفته ی خود اون حضرته که ایشون هم انسانی هستند مثل بقیه ی انسانها. دلیل این که ما نمیتونیم چیزهایی که گفتم رو درک کنیم، اینه که ما به زمان، فضا و منطق محدودیم. نه تنها خودمون، بلکه ذهنمون هم به این سه تا محدوده. پس نمیتونیم چیزی که خارج از اینا باشه رو درک کنیم. خب، پس به این نتیجه میرسیم که قبل و بعد از جهان و خلقت معنی نداره و برای خدا نمیشه هدف و دلیل و کار و تصمیم تعریف کرد، ولی خدا قبل و بعد از جهان هدفی خواهد داشت و در نتیجه دلایلی داشت پس تصمیم گرفته است و کار میکنه.(اشتباه بودن زمان فعلها عمدیه تا متوجه باشید که به هیچ زمان خاصی اشاره نمیکنم و هیچ ترتیب زمانی هم وجود نداره و کلا چیزی وجود نداره که ما بخوایم و بتونیم بفهمیم!!!) نکته ی آخر هم اینکه توضیحات گفته شده یه اشکال دیگه هم دارن. توضیحش یه مقدار سخته. گفته شد که بدون وجود خلقت معنی نداره به خدا کار نسبت بدیم و از این چیزا...این غلطه....اگه چیزی از خدا باشه که بدون خلقت بی مفهوم باشه، این یعنی وابستگی خدا به خلقتش که غلطه. در نتیجه فیضها و کارهای خدا بدون وابستگی به خلقتش وجود دارند و این به این معنیه که برای خدا فرقی نمیکنه ما باشیم یا نباشیم، فیضش همیشه یه شکله. چه بنده ای باشه چه نباشه، چه اون بنده مال این جهان باشه چه مال یه جهان دیگه، و منظورم از جهان زمین نیست، بلکه کل هستی رو میگم. ولی آیا فیض خدا بی وجود مخلوق درک میشه؟ اگه بخوایم بگیم خدا خودش فیض خودش رو درک میکنه، باید بگیم خدا حداقل دو بخش داره که میدونیم غلطه پس خدا خودش فیض خودش رو درک نمیکنه و کلا خدا خودآگاهی نداره ولی اگه خدا خودآگاهی نداشته باشه نمیتونه خودش رو به بندگانش معرفی کنه پس نتیجه میگیریم اینکه خدا خودآگاهی نداره به این معنی نیست که خدا خودآگاهی نداره و در نتیجه این که خدا فیض خودش رو درک نمیکنه به این معنی نیست که فیض خودش رو درک نمیکنه. پس خدا و فیضش و کارهاش بی وجود خلق هم وجود داره و درک میشه، و در حضور خلق هم هیچ تفاوتی نداره چون اگه این طور باشه باید به خدا یه تحول نسبت بدیم که قبل از خلقت یه طور بوده و بعدش یه طور دیگه شده که اینم نمیتونه درست باشه. در نتیجه نه تنها انسان، بلکه هیچ مخلوقی در هیچ جهانی، نقشی در وجود داشتن یا نداشتن، معنی داشتن یا نداشتن و درک شدن یا نشدن فیضها و کارهای خدا نداره. خب، حالا که اینا رو گفتم، میتونم برم سراغ بقیه ی پستها!- 50 پاسخ
-
- 3
-
-
سلام گفتم،توضیحش سخته ولی سعی میکنم توضیح بدم... راستش قبلش باید یه باور غلطی که در مورد نسبیت خاص جا افتاده رو هم بگم...اونم جرم نسبیتیه...جرم نسبیتی گاهی تو بعضی کتابای نسبیت خاص ظاهر میشه ولی استفاده ای ازش نمیشه...در واقع هیچ جایی در نسبیت خاص نیست که جرم نسبیتی لازم باشه و نشه بدون اون محاسبات رو پیش برد...و از اونجایی که تغییر جرم با سرعت باعث مشکلات تفسیری و نظری میشه و از طرفی لازم هم نیست چنین مشکلاتی پیش بیاد چون نیازی به جرم نسبیتی نداریم، درستش اینه که اصلا از جرم نسبیتی استفاده نکنیم...اینطوری فقط تکانه و انرژی با سرعت عوض میشن و همچنین نسبی هستن که این چندان عجیب نیست و در فیزیک نیوتنی هم همینطور بوده... مورد دوم هم اینکه، حتی اگه بپذیریم که از جرم نسبیتی استفاده کنیم، نسبت دادن جرم نسبیتی به فوتون یه چیز کاملا اختیاری و دلخواهه چون چنین چیزی اصلا در محاسبات ظاهر نمیشه و ظهور فیزیکی در هیچ پدیده ای نداره... و میشه بدون اینکه جرم نسبیتی به فوتون نسبت داد هم همه چیز رو جلو برد...در نتیجه این کار میشه یه چیز اضافی که فقط داره نظریات رو پیچیده تر و زشتتر میکنه...و در نتیجه درستش اینه که این کار انجام نشه... از این نظر میگم توضیحش سخته که شاید به نظرتو برسه اینایی که گفتم دلایل فیزیکی نیست و فقط سلیقه ایه ولی وقتی با فیزیک بیشتر آشنا بشید میفهمید که این حرفها اصولی هستن که دارن فیزیک رو مستقل از نظریه هدایت میکنن...
-
همه میمیرن، ولی همه واقعا زندگی نمی کنن. ویلیام والاس(مل گیبسون)-شجاع دل
- 592 پاسخ
-
- 8
-
-
من جای مدیر تالار بودم این مطلب رو پاک میکردم... نمیخوام کسی ناراحت بشه ولی این مطلب درست نیست و دلیل درست نبودنش یه مقدار عمیقه و برای توضیح دادن سخته،در نتیجه نمیتونم راحت بگم چرا نمیشه این حرف رو زد فقط میتونم بگم نباید این حرف رو زد...
- 3 پاسخ
-
- 1
-
