رفتن به مطلب

afroozsafa

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    22
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • مقطع تحصیلی
    دیپلم

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های afroozsafa

تازه کار

تازه کار (1/14)

106

اعتبار در سایت

  1. afroozsafa

    کمکککککککککککککک

    منم تو فکرش هستم ، کیف و کفش به نظرم خوبه
  2. afroozsafa

    کمک کمک

    این روزا همه می خوان مهمونی هاشون خیلی مدرن برگزار شه که این امر سبب میشه تفاوت فاحشی احساس نشه اما اگه مهمونی به سبک قدیمی باشه خیلی متفاوت می تونه بشه و جذاب
  3. afroozsafa

    کمک کمک

    مهمونیت دهه بیست سی ای باشه جذاب تر میشه به نظرم
  4. مام اگه عزت نفسمون بالا بود جماعت چاپلوسو از دور و برمون میزدیم کنار ، اما حالا خودمونو زدیم به نفهمی ، بزا 4 تا چاپلوسی که ما رو ستایش می کنن باقی بمونن وگرنه ما می مونیم و حوضمون
  5. وقتی می خوای راجع به راه رفتن فردی ، نظر بدی ، اول کفشش رو پات کن بعد نظر بده( زود قضاوت نکنید)
  6. اگه منظور از عشق ، شنیدن صدای تاپ تاپ قلب در لحطه دیدار باشه ، بله، زیاد، اولش فک کردم عشق حقیقیه که همه میگن، اما بعدش فهمیدیم تخیل دوران نوجوانی بوده فک میکردیم وقتی عاشق میشیم من وتو ما میشه و زودتر میرسیم به کمال ،بزرگ شدیم دیدیم خبری نیست، حتی یه زوج عاشق به ندرت می بینی، همش تظاهر بود آخی کجایی نوجوانی
  7. afroozsafa

    نقص عضو یا مرگ

    ماشالله ، چقد همه جون دوستن، میشه به من بگید چی میخاین از این زندگی که حاضر به ترکش نیسین دوستانم!!!!! شاید منم حاضر به قطع عضو شدم و نه مرگ
  8. afroozsafa

    نقص عضو یا مرگ

    اوه خیلی سخته ، من تحمل شنیدن این چیزا رو ندارم چه رسد به اینکه خودم بخوام قطع عضو کنم ، سکته رو میزنم قبل از قطع عضوم، تمام، خداحافط مرگ هم بد نیستا ، راحت می شی از خیلی چیزا
  9. afroozsafa

    عجب دلمان خوش است.......

    دکتر شریعتی تو دل مامان ، مثل یک تخم مرغ ،تو دل مرغ ، با گرمی تن مامان ، با خون بدن مامان ، تو زنده شدی ، تو بزرگ شدی ، مثل یک تخم مرغ ، زیر پرهای مرغ . نه ماه گذشت ، نه روز گذشت ، نه ساعت گذشت ، مامان دردش گرفت : ((تخم مرغ را شکستی )) ((یک هو بیرون جستی )) ! افتادی تو گهواره ، چشمات نمی دید ، گوشت نمی شنید ، پاهات نمی رفت ، دستات نمی گرفت ، مغزت کار نمی کرد ، هیچ چی نمی فهمیدی ، هیچ کس را نمی شناختی ، تو گهواره افتاده بودی ، فقط سه کار بلد بودی : 1- شیر مکیدن ، 2- زیرت ... ، 3 –گریه کردن ! صد سال گذشت ، چشمات نمی بینه ، گوشات نمی شنوه ، پاهات نمی ره ، دستات نمی گیره ، مغزت دیگه کار نمی کنه ، هیچ چی نمی فهمی ، هیچ کس را نمی شناسی ، تو بسترت افتاد ی ، فقط سه کار بلد ی : 1- ... ، 2- ... ، 3 –... ! بعد می میری، میندازنت تو دل زمین ، باز خاک می شی ، از تو هیچی نمی مونه ، ((تو )) می مونی ، ((تو)) می مونی ، آدمیزاد دور می زنه ، مثل زمین ، مثل زمان ، مثل بهار ، مثل همه چیز : آب ، گل ، درخت ، زمین ، ستاره ، خورشید ، منظومه ها ، کهکشان ها ، همه جهان ! هیچ بودی ، خاک بودی ، دور زدی ،هیچ شدی ، خاک شدی . از تو چیزی که می مونه : کاری که کردی می مونه ، هر کاری کردی می مونه ، ...کاری اگر کردی می مونی ،
  10. afroozsafa

    عجب دلمان خوش است.......

    اوه خدای بزرگ منظورت چیه شهدخت جان ؟ دل خوشیم به اینکه از ما بدتر هم هنوز هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  11. تا یه مشکل واسش پیش میومد دوساش بش می گفتن نگران نباش، پس فلانی چی بگه !! برو خدا رو شکر کن شرایط اونو نداری ای بابا خب مشکل از همین جا شروع می شه دیگه که من با دیدن افرادی که شرایطشون بدتر از خودمه خوشحال باشم از اینکه جای اونا نیسم اگه این نگرشمون از بین می رفت و درد دیگری ، درد ما هم می شد اون وقت تحمل دیدن اون فرد در اون شرایط سخت واسه ما هم غیرممکن می شد وتمام تلاشمونو می کردیم تا جایی که میشه مرهم دردش باشیم ، نه اینکه با دیدنش خدارو شکر کنیم که مثه اون نیستیم، شاید فردا روز جای ما با هم عوض شد حالا می فهمم منظور شاعر چی بود از این شعر: بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
  12. زندگی پر از پستی و بلندیه ، سختیها و مشکلات همیشه هست، مرگ، جدایی ها، بیماریها و .... مشکل ما آدما اینه که فک می کنیم این مسائل فقط واسه دیگرانه و هیچ وقت به این فکر نمی کنیم که شاید واسه خودمونم پیش بیاد افرا جان مهم اینه که انسان در برخورد با این مسائل چطور رفتار کنه، هزاران مسئله بدتر از این هم ممکنه در آینده واسمون پیش بیاد، هیچ بعید نیست، خاصیت زندگیه ، با این نگرش من شخصا سعی میکنم 1-به هیچ چیزو هیچ فردی وابسته نشم(چرا که وابستگی ضعفه)، 2-هیچ گاه مغرور نشم ( هرگاه احساس کردم در اوج قدرتم ، به حباب فکر می کنم) 3-قدر لحظه روکه توش هستم زیاد می دونم و سعی میکنم مفید باشم 4-درد دیگران رو با تمام وجود درک می کنم و دنبال مرهمی واسه اونهام 5-آگاه شم، آگاه ، آگاه ، آگاه
  13. غافلان همسازند تنها طوفان کودکان ناهمگون می زاید همساز ، سایه سانانند محتاط در مرزهای آفتاب در هیئت زندگان ، مردگانند وینان دل به دریا افکننانند به پای دارنده آتشها زندگانی دوشادوش مرگ، پیشاپیش مرگ . . .
  14. عزیزم من هم عاشق بچه هستم ، آدما خیلی چیزا رو دوست دارن ، اما باید دید به چه قیمتی به اون خواستت می خوای برسی و آیا ارزششو داره!!! اما آرزوهای بچگی!! بله میدونم خیلی ها در جواب این سؤال همینو میگن ، اما من نمی فهمم ، ما بی اختیار خودمون به این دنیا اومدیم ، علیرغم تلاش خانواده ها ، خیلی آرزوهامون برآورده نشدن ، حالا واسه رسیدن به اون آرزوها یه نفر دیگه رو وارد این دنیا کنیم که آرزوهای دوران بچگی ما رو عملی کنه؟ این خودخواهی نیست؟هرچند والدین تمام تلاششونو میکنن اماچه تضمینی واسه رضایت اون فرزند هست؟
  15. afroozsafa

    هدف آدمها از بچه دار شدن چیه؟

    من که هر چی فکر میکنم به این نتیجه می رسم که والدین فقط به خاطر خودشون یه انسان دیگه رو وارد این دنیا می کنن و اصلا به آینده ، شادی و رفاه فرزند فکر نمی کنند
×
×
  • اضافه کردن...