رفتن به مطلب

sanaz.goli

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    543
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sanaz.goli

  1. sanaz.goli

    اشعار بلند

    یه روز میبوسمت فوقش خدا میبرتم تو جهنم فوقش میشم ابلیس اونوقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس بوست کرده جهنمی میشی جهنم که اومدی پیدات میکنم و از لج خدا هر روز میبوسمت وای خدا چه بهشتی میشه جهنمت...
  2. sanaz.goli

    اشعار بلند

    نیلوفر تنها گلی یه که برای زنده موندن باید دور یه گل بپیچه عزیزم اجازه هست نیلوفر زندگیت بشم؟؟ فقط من... نه کسی دیگه...
  3. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    *روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است* *بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است *بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست* *او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است* *صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست* *در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است* *بنويسيد اگر شعري ازاو مانده بجاي* *مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است* *مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست* *بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است* *غزل هجرت من را بنويسيد همه جا* *روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
  4. sanaz.goli

    آشفته بازار محبت

    نمی دانم بذر عشق تو را، دستان کدام باغبان در کویر قلبم پاشید که شمیم آن، همه ی فاخته ها و لادن ها را مست کرد. نمی دانم طراوت کدامین اقاقی را پیشکش رویاهای آبی ام کردی که کلبه ی ویران شده ی دلم، بهشت همه ی پروانه ها شد. بگذار در آرامش دریا گونه ات غرق شوم و در احساس نقره ای ستاره ات تکثیر یابم تا شاید از زندگی، تبسمی سبز هم نصیب من شود...
  5. sanaz.goli

    صدای سنگین سکوت...!

    کاش یه بچه بودم و تو عالم بچگی داد میزدم که من دوستت دارم و .... میخوام که برای خودم باشی کاش یه عروسک بودی که قسمت من میشدی ... مطمئنا نمیذاشتم که دست کسی به تو برسه و تو قلبت بشینه خودم برات قصه می گفتم ... خودم برات لباس میدوختم و کفش میخریدم تازه ... اگه تو ویترین مغازه هم میدیدمت انقدر گریه میکردم تا داداشم تورو برام بخره . . . .... کاش الان هم بچه بودم چون میخوام داد بزنم یکی اینو به من ببخشه یه جوری بشه .... یه اتفاقی بیفته که سلام هامو بی پاسخ نذاری معنی خدانگهدارم رو بفهمی و .... برای خودم بشی دوست دارم بفهمی که انقدر گریه کردم تا داداشم قبول کرده تو رو برام بخره... پس مال من باش.. چون فقط مال توام.. چه بخای چه نخای...
  6. sanaz.goli

    اشعار بلند

    کاش یه بچه بودم و تو عالم بچگی داد میزدم که من دوستت دارم و .... میخوام که برای خودم باشی کاش یه عروسک بودی که قسمت من میشدی ... مطمئنا نمیذاشتم که دست کسی به تو برسه و تو قلبت بشینه خودم برات قصه می گفتم ... خودم برات لباس میدوختم و کفش میخریدم تازه ... اگه تو ویترین مغازه هم میدیدمت انقدر گریه میکردم تا داداشم تورو برام بخره . . . .... کاش الان هم بچه بودم چون میخوام داد بزنم یکی اینو به من ببخشه یه جوری بشه .... یه اتفاقی بیفته که سلام هامو بی پاسخ نذاری معنی خدانگهدارم رو بفهمی و .... برای خودم بشی دوست دارم بفهمی که انقدر گریه کردم تا داداشم قبول کرده تو رو برام بخره... پس مال من باش.. چون فقط مال توام.. چه بخای چه نخای...
  7. sanaz.goli

    اشعار بلند

    خوش به حال آن زن که در زندگیش تو راه بروی خوش به حال زنی که برایش تو شیرین زبانی کنی خوش به حال زنی که نگاه پاک و معصومانه تو هر روز به او خیره شود خوش به حال زنی که دستهای قشنگ اودکمه های پیراهنت را باز کند ، ببندد ، تا لبهایت به نجوایی بخندند حسرت دستهایت مانده به چشمهایم ، به خوابهایم ، به کش و قوس های تنم در حسرت دستهایت پرپر میزنم چقدر برایت قسم بخورم که دیوانه وار دوستت دارم. چقدر ببوسمت ، نوازشت کنم ، موهایت را نفس بکشم تا باور کنی عاشقتم ... چقدر نگاهت کنم ؟ نگاهت کنم تا شاید عاشقم بشی چقدر بی تو به تو فکر کنم ؟
  8. sanaz.goli

    اشعار بلند

    بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست ولی شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که مویت بشکند رشته موی توست ولی ریشه عمر من است
  9. sanaz.goli

    اشعار بلند

    یه روز داداشم بهم گفت: تا وقتی قلب عریان کسی رو ندیدی بدنت رو براش عریان نکن هرگز چشماتو برا کسی که معنی نگاهت رو نمیفهه گریان نکن قلبتو خالی نگه دار واگر روزی خاستی کسی رو تو اون جای بدی سعی کن فقط یه نفر باشد وبه او بگو: تو را کمتر از خدا وبیشتر از خودم دوستت دارم
  10. sanaz.goli

    اشعار بلند

    کاش آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من میسپردم که مواظب باشی جنس این جام بلوریست مباداکه بازیچه شود میشکند..
  11. sanaz.goli

    اشعار بلند

    نفس بده که برایت نفس نفس بزنم نفس بجز تو نخاهم برای کسی بزنم مرا اسیر خود کردی دعاییی کن که آخرین نفس را در کنار تو بزنم..
  12. sanaz.goli

    صدای سنگین سکوت...!

    کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود که برای بیان دوستت دارم نیاز به قسم خوردن نبود
  13. sanaz.goli

    صدای سنگین سکوت...!

    می بخشمت.... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي....بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ..... نمي بخشمت ..... بخاطر دلي كه برايم شكستي .....بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي..... نمي بخشمت .....بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي.... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه برقلبم حك كردي
  14. sanaz.goli

    اشعار بلند

    دنیا دم به دم مرا تو آزردی چرا؟ مگه چیکارت کردم؟
  15. sanaz.goli

    اشعار بلند

    اگر [/url]برای تو شعری عاشقانه بخوانماین شعر تا ابد با تو خواهد زیست حتی وقتی که من دیگر نباشم شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم! شعری از اعماق جان٫ که مرا به یاد تو آورد...... شعری که همیشه با تو بماند. .......... ای کاش تو هم میخواستی آنچه من میخواستم
  16. sanaz.goli

    اشعار بلند

    خداوندا [/url]اگر روزي بشر گردي ز حال ما خبر گردي پشيمان مي شوي از قصه خلقت از اين بودن از اين بدعت خداوندا نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه زجري مي کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
  17. sanaz.goli

    اشعار بلند

    زیبا [/url]ترین تولدها آنهائیست که در رویا برای کسی می گیریم و یا کسی برایمان می گیرد و من امشب زیباترین تولدها را خواهم گرفت ... با عاشقانه ترین رنگها خیالت را ترسیم خواهم کرد .. باعاشقانه ترین سازها نوای بودنت راخواهم نواخت.. باعاشقانه ترین بوسه هالبهای خیالت را نوازش خواهم کرد... وباعاشقانه ترین نغمه ها لمس بودنت راتبریک خواهم گفت.............. عشقم روزت مبارک
  18. sanaz.goli

    صدای سنگین سکوت...!

    ازم خاست ازش بگذرم.. ازم خاست از عشقش از محبتش بگذرم.. ازم خاست همنفس کس دیگه بشم.. همه اینارو ازم خاست ولی نفهمید که باهام کاری کرده که تا آخر عمر نمیتونم همنفس کسی دیگه بشم.. ولی کاش لا اقل این یکی رو بفهمه که نمیزارم نفسام سهم کسی دیگه بشه.. کاش بفهمه که رهاش نکردم... اگه سکوت کردم به احترامش بوده.. نمیدونم.. با خودم فکر کردم شاید دوست داره یه مدت تنها باشه و فکر کنه.. شاید دوتامونم احتیاج داریم به یه مدت تنها بودن.. امشب به جای پرواز میکنم که وقتی برسم اونجا خیلی آرومم میکنه.. خیلی حرفا رو دلم سنگینی میکنه میرم تا اونجا اروم شم.. ولی کاش بفهمه که نه رهاش کردم .نه از عشقش گذشتم. فقط به احترامش سکوت کردم تا تنها باشه و فکر کنه.. ولی بدون دنیای من خیلی دوست دارم..خیلی .. بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی.. تا ثانیه آخر عمرم منتظر میمونم و همنفس هیچ کسی نمیشم.. مطمئن باش یکی یه دونم..
  19. sanaz.goli

    اشعار بلند

    همیشه منظرتم تا برگردی ولی بدون ترس ....
  20. sanaz.goli

    اشعار بلند

    سالارم عزیزم دنیای من یکی یه دونم به احترام تو سکوت کردم چون گفتی میترسم.. چون ..... ولی بدون به قولی که بهت دادم پابندم تا آخر عمر پای حرفم وایمیسم. تا آخر عمر همنفس کسی جز تو نمیشم قسم خوردم.. پای عشقت وایمیسم مرد مردونه.. هر موقع ترست ریخت هر موقع حس کردی که هنوزم دوسم داری بدون یکی هست که هنوز دوست داره و منتظرته.. بدون یکی هست که به خاطرت جلوی عالم و آدم وایساد ولی تو به جاش..... خیالی نیست صبرم زیاده.. یه کلمه میگم : دوست دارم دو تا هوارتا...... همیشه منتظرتم انقدر منتظرم که ترست بریزه.
  21. sanaz.goli

    صدای سنگین سکوت...!

    همه یک لحظه سکوت به احترام تمام دلهایی که آرام در این دنیا هر لحظه میمیرند..
  22. sanaz.goli

    اشعار بلند

    خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم امید در شب زلفت به روز عمر نبستم طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خریدم ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم .
  23. sanaz.goli

    اشعار بلند

    خداحافظ …خداحافظ …عزیز رفته از دیدار اگه میری برو اما…نگو تقدیرمون این بود محاله بعد از این دیدار همیشه میگفتی به من دوست دارم دوست دارم تو هستی عشق اول و تو هستی عشق آخرم نمیتونم که بعد تو لحظه ای آروم بگیرم چیکه چیگه من آب میشم طاعون حسرت میگیرم تو اوج غربت میمیرم نفرین به تو که بی صدا شکسته ای بال مرا نفرین به من که عاشقت شدم فقط با یک نگاه __________________
  24. sanaz.goli

    اشعار بلند

    cv,cز مرگم هر که شیون کند از دورو برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک زنید اندرون دل من یک قلم تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
  25. sanaz.goli

    اشعار بلند

    تا آخر عمر در یادم میماند که اگر خاطرم تنها ماند دیگر طلب عشق زهر بی سر وپایی نکنم..
×
×
  • اضافه کردن...