رفتن به مطلب

sanaz.goli

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    543
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sanaz.goli

  1. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    به دو زلف یار دادم دل بیقرار خود را چه کنمممم تباه کردم همه روزگار خود را! شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با من همه مو به مو شمارم غم بی شمار خود را
  2. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    خدایااااااااا.. از گناهانم بگذر همان گونه که از آرزوهایم گذشتی!!!!!!!!
  3. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    شاید دیگران سرم را گرم کنند. ولی وقتی کنارم نیست دلم رل هیچکس گرم نمیکند.
  4. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    بهم گفتن با عشق جمله بساز! ولی من یا عشق جمله نساختمممم. من با عشق دنیامو ساختممم.
  5. sanaz.goli

    دلتنگستـان

    دلتنگ نشدی ببینی چگونه خوب ترین خاطره ها بی رحم ترینشان میشود.....
  6. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    تا تماشای تو راهی نمانده بود در سمت پنجره کم آوردم.... ای کاش این همه دیوار نچیده بودی!!!!
  7. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    به گندمزار گفته بودی می آیی... من که هیچ لااقل دل مترسک را نشکن
  8. sanaz.goli

    دلتنگستـان

    درخت دلتنگ تبر شد وقتی گنجشک ها سیم های برق را به شاخه های او ترجیح دادند...
  9. sanaz.goli

    شعـری بـرای تـو...

    دوباره یادت را دیدم ... بوسیدمش و در کنار آینه دلم نهادم ........شاید دوری من ؛ .......... شاید مردن من ؛ ....................... همه کار تو بود شاید ...
  10. اگر من نقاش اولام دنیانی زندان چکرم... اولومی..آیریلیقی..حسرتی پشمان چکرم... اگر من صیاد اولام سنین کیمین جیران اودونا اورگی پاره ادیب عشقیوه هجران چکرم..
  11. راضی به زحمت نیستم...یکی دارم ولی غلاف..
  12. بابا نمیخام که تو رو بکشم انقدر جوش آوردی.....
  13. خیلی ها خواستن خلاص کنن ولی نتونستن
  14. بابا چرا انگ خالی بندی میزنید به ادم.. بیست سی تا که سهل !! چهل تا زدم ولی نمردممممم.. بعدشم من تو این دنیا از کسی بدی ندیدم که بخام با تفنگ بکشمش...:hapydancsmil:
  15. داداش بعد عمری یکی برا ما تشکر زد چرا حسودی میکنی!!!!!
  16. sanaz.goli

    آشفته بازار محبت

    خدایا دستم به آسمانت نمیرسد اما ... تو که دستت بر زمین میرسد دستانت را تا عرش کبریایی خود بلند کن و برای کسی که دوری اش تمام وجودم را به آتش میزند بهترین ها را ارزو کن...
  17. sanaz.goli

    شعـری بـرای تـو...

    روز اول شوخی شوخی جدی شد... شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو...
  18. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است.. گاهی فکر میکنی تمام شده!!! اما یک باره تمام وجودت را به آتش میرند..
  19. sanaz.goli

    اشعار بلند

    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیداد گران بخت من آموخت ترا ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن کاین بود عاقبت کار جهان گذران
  20. خودمو میکشتم...........:hapydancsmil:
  21. sanaz.goli

    آشفته بازار محبت

    ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم کوزه گر کوزه بسازد زخاک جسدم لب آن کوزه بسازد زخاک لب من بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم
  22. sanaz.goli

    وصف حالتان با زبان شعر

    شاید نمیدانی ولی از خود خلاصم کرده ای آیینه خالی فقط امروز تصویر من است با عشق تو برباد رفت آن آبروی مختصر خیلی دلتنگم شاهزاده زندگیم
  23. sanaz.goli

    اشعار بلند

    آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است دیگر گذشت آن دوره که تقدیر زنجیر من است شاید نمیدانی ولی از خود خلاصم کرده ای آیینه خالی فقط امروز تصویر من است با عشق تو برباد رفت آن آبروی مختصر من روح بارانم ببین چون عشق تقدیر من است آزاد آزادم ببین ...............
  24. sanaz.goli

    اشعار بلند

    بزار خیال کنم هنو زترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری وهنوز صدامو میشنوی بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصمون هنوز ترانه سازتم بزار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خاب منی بزار خیال کنم تو دلتنگی هات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصه طلوع عشق گفتی و دوست دارم و نگفتی بزار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش اون که هنوز دوسش داری اون که هنوز همنفسه بزار خیال کنم منم اونی که بودنش برات بسه دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی بزار خیال کنم بزار.. اگر که بی خیالمی..
  25. sanaz.goli

    اشعار بلند

    امشب سر مهربان نخلی خم شد در کیسه نان به جای خرما غم شد در کنج خرابه ها زنی شیون کرد همبازی کودکان کوفه کم شد....
×
×
  • اضافه کردن...