رفتن به مطلب

Shiva-M

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2105
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Shiva-M

  1. «دیوید بویس» وکیل کمپانی فیلمسازی «سونی پیکچرز» اعلام کرد، «سونی» تنها اکران «مصاحبه» را به تعویق انداخته، اما این فیلم پخش خواهد شد.به گفته‌ دیوید بویس، پس از جنجال‌های فراوان فیلم «مصاحبه» که به خاطر آن وب‌سایت کمپانی هالیوودی «سونی» هک شده و حواشی سیاسی بین دو کشور آمریکا و کره‌شمالی ایجاد کرده، پخش خواهد شد. وکیل این کمپانی در این‌باره گفت: استودیو «سونی» فقط اکران «مصاحبه» را به تاخیر انداخته است. «سونی» در حال جنگ برای پخش این فیلم است، اما این اتفاق می‌افتد. فکر می‌کنم هیچ کس اطلاع کاملی از این قضیه ندارد، اما این فیلم نمایش داده خواهد شد. «بویس» در خلال سخنانش از هک شدن وب‌سایت «سونی» به عنوان "حمله‌ای جنایی با حمایت دولتی به موسسه‌ای آمریکا و کارکنانش یاد کرد". او همچنین از دولت آمریکا تقاضای حمایت از شرکت «سونی» و دفاع از امنیت ملی کرد. مصاحبه بویس در حالی انجام شد که شرکت «سونی» روز چهارشنبه گذشته اعلام کرد، این فیلم در سینماها اکران نمی‌شود، چرا که سالن‌های سینما از نمایش آن خوداری کرده‌اند. وکلای سالن‌های سینما به آن‌ها گفته‌اند در صورت آسیب وارد شدن به هر یک از تماشاچیان، آن‌ها مسول این رخداد خواهند بود. ‌ به گزارش هالیوود ریپورتر‌، حمله سایبری کمپانی «سونی» که از روز 24 نوامبر آغاز شده، از سه‌شنبه پیش وارد مرحله جدیدی شد و گروه «حافظان صلح» که مسئولیت این حملات سایبری را بر عهده گرفته، تهدید کرد که در صورت نمایش این فیلم، حملاتی مشابه با 11 سپتامبر خواهد داشت. در پیامی که هکرها منتشر کردند، آمده است: دنیا مملو از ترس خواهد شد. 11 سپتامبر 2001 را به خاطر آورید. به شما پیشنهاد می‌کنیم که فاصله خود را از این مکان حفظ کنید و خانه‌تان را در این منطقه ترک کنید. هر اتفاقی در چند روز آینده رخ دهد به دلیل طمع کمپانی «سونی» خواهد بود! با ادامه روند این تهدیدها، «جیمز فرانکو» و «سث روگن» دو بازیگر اصلی فیلم «مصاحبه» تصمیم گرفتند هیچ نشست رسانه‌یی برای تبلیغ این فیلم نداشته باشند، همچنین اکران این فیلم در نیویورک محل حادثه 11 سپتانبر لغو شد. هکرها پیش از این مدعی شده بودند که اسناد منتشرشده بخش کوچکی از اطلاعات به سرقت‌رفته از سرورهای «سونی» است و گفته می‌شود حجم اطلاعات به سرقت‌رفته بیش از 11 ترابایت بوده است. در این فیلم جیمز فرانکو نقش مجری یک شبکه تلویزیونی و «سث روگن»، نقش تهیه‌کننده این برنامه را برعهده دارند. این دو قرار است یک مصاحبه کم‌سابقه با «کیم جونگ اون»، رهبر کره‌ شمالی داشته باشند که در این میان سازمان سیا مطلع شده و از آن‌ها می‌خواهد که او را ترور کنند. ستاره‌های بزرگی که نام آن‌ها در مرکز این افشاگری‌هاست، به شکل محترمانه‌ای سکوت کرده‌اند، اما «آرون سورکین»، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده آمریکایی در مطلبی در روزنامه «نیویورک تایمز» خشم خود را از حمله هکرها ابراز کرده و رسانه‌ها را متهم کرد که با گشتن به دنبال بحث برانگیزترین مطالب افشا شده و انتشار آن‌ها عملا آب به آسیاب هکرها می‌ریزند. او در عین حال به هالیوود به خاطر انفعالش در حمایت از کارکنان شرکت سونی که اطلاعات شخصی آن‌ها افشا شده است، حمله کرد. «جیمز فرانکو» و «ست روگن» بازیگران اصلی فیلم «مصاحبه» نیز به طور علنی این حمله هکرها را محکوم کرده و در یک برنامه گفتگوی طنز در شبکه های تلویزیونی آمریکا گفتند که بازپخش این اطلاعات خصوصی در حقیقت همان چیزی است که این تبهکاران می‌خواستند. ------------- منبع: ایسنا
      • 3
      • Like
  2. شبم تاریک/ دریا دادور
  3. دوستان تو رنج 800/ 900 پیشنهادی دارین؟ ترجیحن تو برند LG و HTC ، بقیه برندها هم میشه. برام سرعت پردازش، هنگ نداشتن، کیفیت و گرافیک اولویت دارن. خودم در تحقیقاتم به LG G3 Beat رسیدم اگر نظری دارید ممنون میشم بگید ماشالا انقد تنوع زیاده آدمی می مونه...
  4. Tony Carey/ Room With A view بسیار زیباست
  5. Shiva-M

    مشاعره با لغات انگلیسی

    ...lift
  6. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    کواکامول تازه – Fresh Guacamole سال تولید: ۲۰۱۲کارگردان: PES محصول 2012 : آمریکا زمان: ۲ دقیقه IMDB « نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۱۳ » خلاصه داستان: کواکامول تازه (به انگلیسی: Fresh Guacamole) نام انیمیشن کوتاه به کارگردانی آدام پساپین، معروف به پِس (به انگلیسی: PES) می‌باشد. قابل ذکر است این انیمشن افتخار نامزدی جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه را در کارنامه خود دارد. کواکامول (به انگلیسی: Guacamole) نام یک چاشنی مکزیکی است که میوه اصلی آن آووکادو می‌باشد. داستان انیمیشن بازگوکننده دستورالعمل ساخت یک کواکامول تازه است. اما با مواد اولیه‌ای متفاوت… نمیدونم قبلا معرفی کردم یا نه، دوستان، فیلم کوتاه بسیار خلاقانه و جالبیه، اگر ندیدید حتما ببینید. از نظر بصری حرف نداره دانلود (20 مگ، کیفیت عالی)
  7. First Aid Kit - My Silver Lining
  8. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    بله، کاملن باهات موافقم عالیه Her برای من بهترین فیلم پارسال بود. خلاصه ش رو برات میزارم: شلدون یک روبات خاکستری با سری شبیه به کامپیوترهای قدیمی است. او هر روز با اتوبوس به کتابخانه عمومی می‌رود و به خانه برمی‌گردد و در پایان روز خود را دوباره شارژ می‌کند. او غمگین و بی‌کس به نظر می‌آید تا اینکه یک روز که در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاده، روبات زنی به نام فرانچسکا را می‌بیند که سوار بر خودرویی با دوستان خود در حال عبور است … فیلمش کوتاهه، خودم فضاش رو خیلی دوست داشتم، ساده و صمیمیه و از همه مهم تر خیلی صادقه، حالا در ادامه ی داستانش که بالا نوشتم، می بینیم که این شلدون در راه عشقش یه سری جان فشانی هایی می کنه که واقعن تاثیرگذاره ، (حالا بیشتر باز نمی کنم که اسپویل هم نشه) دیدن این فداکاری ها از جانب یک ربات (اونم تو این عصر تکنولوژی که عشق علنا مُرده) برای شخص من خیلی لدت بخش و دوست داشتنی بود. این جنس عشق در عصر ما، دقیقن موضوع اصلی 2 فیلم آخر جونز هست. حالا اگر خواستی ببینی بگو لینکشو بدم بت، چون تو نت فقط یکی دوجا هست
  9. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    . Room 8 کارگردان: James Griffiths محصول 2013 زمان: 8 دقیقه درباره فیلم: اتاق هشت یا بعبارتی سلول شماره ۸ فیلم کوناهی است ساخته فیلمی کوتاه از James W. Griffiths and Sophie Venner محصول کشور بریتانیا . داستان فیلم در مورد یک زندانی روسی تازه وارد است که در سلول با مردی مواجه میشود که صاحب یک جعبه عجیب و غیرمعمولی است. این فیلم کوتاه تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه جهانی شده است که از جمله می توان به بهترین فیلم کوتاه مراسم بفتا (آکادمی هنرهای سینمایی و تلویزیونی بریتانیا) در سال ۲۰۱۴ اشاره کرد. فیلم کوتاه جالب و قابل توجهی هست، ببینید دوستان مشاهده از آپارات گویا این فیلم ایده ش رو از فیلم کوتاهی به نام "حشره" به کارگردانی کریستوفر نولان گرفته . حشره جزء اولین تجربه های فیلمسازی نولان هست. میتونید از لینک زیر این فیلم کوتاه رو هم ببینید: مشاهده از آپارات
  10. آهنگ Take Me to Church از Hozier
  11. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    I'm Here نویسنده و کارگردان: اسپایک جونز محصول 2010 زمان: 35 دقیقه این اثر یکی از کارهای کمتر دیده شده ی اسپایگ جونز کارگردان خوش ذوق آمریکایی هست، حتی زیرنویس انگلیسی هم ازش نیست! ایشون رو همه بخاطر فیلم تحسین شده ی "Her" به خاطر داریم، اون فیلم رو شخصا بی نهایت دوست داشتم، کلا خیلی خلاقه، فیلم مطرح دیگه ی ایشون Being John Malkovich هست که کار خوبیه اون هم. این فیلم کوتاه هم مانند بقیه کاراش خیلی خوش ساخت ، خلاقانه و دوست داشتنیه، کلا این کارگردان نگاه جالبی به مقوله ی عشق و تکنولوژی داره . این نگاه، هم در این فیلم و هم در آخرین ساخته ش Her بخوبی مشهوده. این فیلم یک عاشقانه ی تاثیرگذاره، پیشنهاد می کنم ببینید
  12. King Crimson - Epitaph بی نظیره
  13. آهنگ دنگ شو از گروه دنگ شو
  14. منتقد:جاستین چانگ-امتیاز 10 از 10 بانویی ناپدید می شود و به زودی همه تصور می کنند که او مرده است،اما آن چه در فیلم "Gone Girl/دختر از دست رفته" واشکافی می شود،ازدواج او است.دِیوید فینچِر اقتباسی ریز بینانه و عمیق از رمان رمز آلود جیلیِن فِلِن انجام داده است.فیلم در سراسر زمان 149 دقیقه ای خود دیدی بسیار دقیق و گاهاً خنده دار و در کل مسحور کننده دارد.این تریلر روانشناسانه پیوندی استثنایی میان فیلم ساز و ماده اولیه است و نگاه فینچِر به عصر فناوری اطلاعات و خشونتی که در لایه های زیرین زندگی کنونی آمریکاییان جریان دارد را به خوبی منعکس می کند.طنز فیلم نیش دار است و بازی های عالی بِن اَفلِک و رُزامِند پایک جلوه خاصی به فیلم بخشیده است.البته فیلم برای پیدا کردن مخاطبان عام باید از حالت فیلمی صرفاً اسکاری خارج شود. بعد از ناکامی نسبی "/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها" در گیشه و علی رغم این که فیلم در سراسر دنیا 230 میلیون دلار فروش کرد،به نظر می آید این فیلم آخر دو ساعت و نیمی فینچِر بتواند راحت تر نظر منتقدان سخت گیر و مخاطبان را به خود جلب کند و خود را از فیلمی صرفاً اسکاری به اثری با طیف مخاطبان وسیع تبدیل کند.این مسئله که کارگردان این بار با بودجه ای کم تر (50 میلیون دلار) فیلم را ساخته و فیلم از روی رمانی ساخته شده که به تازگی منتشر شده (2012) و از طرفی اقتباس دیگری از آن صورت نگرفته است،همگی می توانند در موفقیت تجاری فیلم موثر باشند.نکته دیگر این که "Gone Girl/دختر از دست رفته" بر خلاف "/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها" تنها یک فیلم قوی از نظر فنی نیست و حرف های بیش تری برای گفتن دارد. فِلِن در اولین تجربه فیلم نامه نویسی خود کاری بزرگ انجام داده و بدون عوض کردن ماده اولیه داستان خود فیلم نامه ای خوب نوشته که به ساختار غیر خطی کتاب وفادار مانده است.(برای حفظ جذابیت فیلم از این جا به بعد را نخوانید.) فینچِر توانسته به خوبی پیچیدگی های عمیق داستان را درک کند و همانند جراحی زبر دست رابطه میان نیک و اِیمی دان (اَفلِک و پایک) را کالبد شکافی کند.(مشابه آن چه در "Se7en/هفت" و "Zodiac/زودیاک" دیده بودیم.) او و فِلِن با هم کاری هم به بررسی رابطه پر حرف و حدیث این زوج پرداخته اند و تصویری واقع بینانه از جهنم زندگی مشترک و این که چقدر ممکن است نیمه دیگر خود را نشناسیم،ارائه داده اند. فیلم برای نشان دادن خیابان ها و فروشگاه های خالی شهر نورث کارتِج ایالت میزوری که توسط بحران مالی سال 2008 آسیب دیده از نماهای ثابت استفاده کرده است."Gone Girl/دختر از دست رفته" در صبح پنجمین سال گرد ازدواج دان ها آغاز می شود و این دقیقاً همان زمانی است که اِیمی ناگهان ناپدید می شود.نیک ادعا می کند که هیچ اطلاعی از ماجرا ندارد اما مدتی طول می کشد که شک کلانتر راندا بونی (کیم دیکِنز) نسبت به او فروکش کند.بونی بعد از تحقیق و تفحص به این نتیجه می رسد که رابطه این زوج همانند وضعیت مالی شان آشفته و بی سر و سامان بوده است. برای نیک پرونده تشکیل می شود،اما تنها نشان دادن ناراحتی و افسوس برای فرار او از چنگ افراد تیز بینی چون اِلِن اَبِت (میسی پایِل)،که پرونده را علیه او به جریان انداخته،کافی نیست.مدت زیادی نمی کشد که نیک با خواهر دوقلوی خود،مارگو (کَری کون) دیدار می کند و وکیلی قدر به نام تَنِر بُلت (تایلِر پِری) برای خود دست و پا می کند.یکی دیگر از نکاتی که فیلم به آن اشاره دارد،فرهنگ رسانه ای غلط آمریکا است.فرهنگی که تشنه نمایش رسوایی ها است.فیلم نسبت به تاریخچه فیلم های جنایی که پیش از این تولید شده اند،آگاهی دارد؛از آثار پر زرق و برق اِسکات پیتِرسِن و کِیسی اَنتونی گرفته که تا تریلرهای کلاسیکی چون "Rebecca/رِبِکا"،"Diabolique/شیطانی"،"Rosemary's Baby/کودک رُزماری" و "Fatal Attraction/جاذبه مرگ بار". در سرتاسر ماجرا،خانم دان که گم شده را در قالب فلش بک هایی از روزهای خوش تر زندگی مشترک آن ها در نیویورک می بینیم،جایی که این زن باهوش و زیبا زندگی مجللی داشت.سابقه آشنایی او با نیک که مردی از طبقه کارگر از میانه غربی آمریکا است،کاملاً زیر ذره بین فیلم قرار می گیرد:اولین دیدار آن ها و ازدواجشان در مَنهَتِن،خالی شدن آهسته جیب آن ها که به واسطه بی کاری آن ها از مشاغلشان تشدید می شود و نقل مکان آن ها به زادگاه نیک در میزوری که منجر به فرو رفتن او در ناامیدی و تن پروری می شود،حال اِیمی در ناکجا آباد گیر افتاده و با مردی زندگی می کند که دیگر توانایی شاد کردن او را ندارد.کم کم زمزمه هایی از خشونت در خانه،کم کاری در وظایف زناشویی و بی وفایی به گوش می رسد و چهره های مرموز جدیدی پا به فیلم می گذارند،از جمله دِسی کالینگس (نیِل پَتریک هَریس)،دوست پسر سابق اِیمی و نوئِل هاثورن (کِیسی ویلسِن) که همسایه فضول آن ها است. به زودی مشخص می شود که رمز و راز این فیلم اتفاقی که برای اِیمی افتاده نیست،بلکه هویت نیک و اِیمی و آن چه که کار ازدواج آن ها را به این جا کشیده،است.سوالی که این زوج در ابتدا عجله ای برای پاسخ دادن به آن ندارند.فیلم نامه فِلِن بین گذشته و حال در حرکت است و گاهی به کنکاش در دفترچه خاطرات اِیمی می پردازد و سر نخ هایی که او برای نیک به جا گذاشته را بررسی می کند اما در تمام این مدت داستان در چند سطح به جلو می رود و اجازه لحظه ای غفلت به بیننده نمی دهد.نهایتاً زمانی که فیلم در نیمه خود چندین نقطه عطف رو می کند،لذت دیدن آن ها نه از باب غافل گیری که بابت عمیق تر شدن داستان حاصل می شود. فینچِر در گمراه کردن بیننگان ید طولایی دارد و در این جا به مواد اولیه فیلم کاملاً تسلط دارد.این اولین باری نیست که ما را در مورد آن چه که می بینیم و این که از دید چه کسی می بینیم به سوال وا می دارد ("Fight Club/باشگاه مشت زنی") و یا در مورد نقش رسانه ها در ایجاد وحشت در میان عوام حرف می زند ("Zodiac/زودیاک") و یا با بازی با زمان های موازی درک ما از حقیقت را پیچیده تر می کند ("The Social Network/شبکه اجتماعی").اما آن چه "Gone Girl/دختر از دست رفته" را فیلمی جان دار می کند،موضع گیری کنایه آمیز آن نسبت به قلب یک رابطه است؛فیلم از خط باریک میان عشق و نفرت،شادی و غم حرف می زند و رفتارهای ظالمانه و سو استفاده هایی که زوج ها بعد از مدتی به دامشان می افتند را به تصویر می کشد. فیلم در قسمت هایی صحنه هایی آشنا از زندگی زناشویی را به تصویر می کشد و زنان و مردان را به خنده هایی تلخ وادار می کند.فیلم ازدواج را همانند یک نمایش می پندارد که در آن هر دو طرف به قرار دادی پای بند هستند که طی آن مجبور هستند به چیزهای مختلفی تظاهر کنند.این نقش بازی کردن از سوی نیک و اِیمی چه در خانه و چه در محیط های بیرون به خوبی رعایت می شود تا این که کم کم همه چیز رنگ کابوس به خود می گیرد.همین طور که فیلم به پایانش که به کتاب وفادار هم هست می رسد،این فکر به اذهان مخاطبان خطور می کند که ممکن است تمام حقیقت را در مورد شریک زندگی خود ندانند؛البته در مواردی همان بهتر که ندانیم! اَفلِک در نقش افراد قدرتمند و ثروتمند بازی خوبی ارائه داده اما در این جا ناگهان از عرش به فرش آمده تا بازی در نقش نیک دان را تجربه کند و به خوبی از پس نقش انسانی که به تدریج افول می کند،بر آمده است.پیش تر از اَفلِک به دلیل خشک و مغرور بازی کردن انتقاد می شد اما در این جا او برای بازی در نقش انسانی که با افکار عمومی روبرو است،به خوبی آماده است؛این نقش نسبتاً مشکل است و به میزان مشخصی فروتنی و بازی زیر پوستی احتیاج داشته که اَفلِک این را درک کرده و دقیقاً به هدف زده است. علی رغم آن چه گفته شد،همان طور که از نام فیلم پیدا است،"Gone Girl/دختر از دست رفته" به نقش اول زن تعلق دارد.پایک زنی بلوند و زیبا است و برای بازی در این نقش توانایی های لازم را دارد؛البته عده ای معتقد هستند اندک لهجه انگلیسی او حس یک زیبای آمریکایی را به خوبی منتقل نمی کند.اما با توجه به سوابق او در نقش های مکمل می توان اذعان کرد که او ابهت خاص خود را دارد و روی پرده جذابیت خاصی به نقش می دهد.دیدن او در یکی از مهم ترین نقش های کارنامه بازیگری اش،هیجان انگیز است.صدای اغوا کننده و آرام او،راوی بخش های ابتدایی فیلم است و شخصیت او در فیلم پویایی خاصی دارد:در هر نما شخصیت او می تواند هم زمان آسیب پذیر،خشمگین،حساب گر،قهرمان و نیش دار باشد. از بخش های خاصی از رمان فِلِن بابت ضد زن بودن انتقاد شد اما فضای فرا جنسی فیلم این ادعا را خنثی کرده و دیدی بی طرف در پیش گرفته است.از طرفی بازی منحصر به فرد پایک طوری است که شخصیت او را فراتر از خفت یا قدرت می برد و او را در کنار نقش اول های هیولا وار و در عین حال قابل ترحم فیلم های فینچِر چون مارک زاکِربِرگ و لیسبِت سالِندِر قرار می دهد.شخصیت هایی که عدم اصرار آن ها به جلب هم دردی بیننده،آن ها را تبدیل به نقش هایی شگفت انگیز کرده است. بازیگران درخشان اصلی به کنار،سایر بازیگران نیز در نقش های خود عالی کار کرده اند و هر نمای "Gone Girl/دختر از دست رفته" به حضور آن ها مزین شده است.آثار دوران رکود را در تمام بازیگران می توان مشاهده کرد،تصویری که از مَنهَتِن گرفته تا کابین های قابل سکونت در منطقه "اُزارکس" (منطقه ای در مرکز آمریکا) به خوبی قابل تشخیص است.تایلِر پِری و نیِل پَتریک هَریس در نقش وکیل متخصص رسانه و دوست پسر سابق بازی هایی غیر کلیشه ای انجام داده اند.میسی پایِل و سِلا وُرد هم در نقش دو شخصیت تلویزیونی پیچ های تندی به داستان داده اند و راوی ماجرای خانواده دان برای دنیای خارج از زندگی آن ها هستند.دِیوید کِلِنِن و لیسا بِینز نقش والدین پر معاشرت اِیمی را بازی می کنند.کیم دیکِنز و کَری کون هم نقش زن هایی را دارند که سعی می کنند دادگاهی عادلانه برای نیک دست و پا کنند. مانند همیشه هم کاران پشت صحنه فینچِر کاری بی نقص و استاندارد انجام داده اند.فیلم برداری جِف کِرونِنْوِت تصاویری حزن آلود و کم نور از عمارت دان ها،ایست گاه پلیس و سایر نقاط شهر نورث کارتِج به تصویر کشیده که حاصل کار طراحی تولید زیبای دانِلد گِرَم بِرت هستند.موسیقی متن الکترونیک و غمگین تِرِنت رِزنِر و اَتیکِس راس با کار کارگردان در هماهنگی کامل قرار دارد و آن ها با اضافه کردن ریتم های سنتی و اُرکِسترال حس تنش زیادی به فضای فیلم افزوده اند.این بار فینچِر به جای تدوین گر همیشگی خود،اَنگِس وال (که برای فیلم های "The Social Network/شبکه اجتماعی" و "/The Girl With The Dragon Tattooدختری با خالکوبی اژدها" برنده اسکار شده بود) با کِرک بَکستِر هم کاری کرده است.بَکستِر تا آن جا که توانسته فیلم را بریده اما اجازه داده برخی نماها نفس زندگی را به کالبد فیلم بدمند.این فیلمی است که حتی وقتی روی لبه صندلی خود نشسته اید،شما را در خود غرق می کند.محو کردن ها و ظاهر شدن های ناگهانی به صحنه های خشن فیلم جلوه ای قوی تر و اثری توهم زا افزوده است. مترجم:رضا اسدی اختصاصی سایت نقد فارسی
  15. منتقد:جِیمز بِراردینِلی-امتیاز 8.8 از 10 (3.5 از 4) اوايل پاييز هر سال يک فيلم استوديويی خيلی عالی اکران می‌شود، روشی برای شروع رقابت اسکار و يادآوری به تماشاچی‌های بزرگسال که هنوز می‌توان در سالن‌های سينما فيلم‌های هوشمندانه و جذاب تماشا کرد. در سال 2014 اين فيلم «دختر از دست رفته/ Gone Girl» نام دارد، اقتباس جيليان فلين از رمان پرفروشش که تحت هدايت کارگردان طراز اول سينما، ديويد فينچر، به فيلم تبديل شده است. فينچر، که با فضاهای تاريک غريبه نيست («هفت / Seven» و «دختری با علامت اژدها / The Gird with the Dragon Tattoo» شاهدی برای اين ادعا هستند)، به خوبی می‌داند که چگونه بيشترين پتانسيل را از «دختر از دست رفته» آزاد کند و حاصل کار 145 دقيقه درام ميخکوب کننده و پر از غافلگيری از کار درآمده است. و گرچه فيلم بازسازی صفحه به صفحه کتاب نيست، اما به خوبی توانسته جنبه های کليدی داستان را به تصوير بکشد از جمله پرسپکتيوهای متعدد (گاهی اوقات غيرقابل اتکای) داستان، اظهار نظر در خصوص معنای «گناه» و «محبوبيت» در فرهنگ رسانه زده امروز و (البته) يک خط داستانی هيچکاکی پر از پيچش و چرخش. در اين نقد سعی می‌کنم تا حد امکان از لو دادن داستان فيلم اجتناب کنم، اگر رمان را نخوانده‌ايد شايد بهتر باشد که ديگر به خواندن نقد ادامه ندهيد. هر چقدر تجربه تازه تر باشد، بهتر است. حتی يک خلاصه شسته و رفته از ايده اصلی داستان می‌تواند سهواً چيزهايی که بيننده های ناآشنا با داستان دوست دارند خودشان در حين تماشای فيلم کشف کنند را بر ملا سازد. (افرادی که کتاب را خوانده‌اند در امانند، چون گرچه تغييراتی در فيلم لحاظ شده است، ولی کل داستان فيلم به داستان کتاب بسيار نزديک است، که اين دقيقاً چيزی است وقتی نويسنده کتاب، سناريوی فيلم را نيز می‌نويسد انتظار می‌رود.)يکی از نکات بسيار برجسته در «دختر از دست رفته»، مديريت ماهرانه است. هر يک از شخصيت‌ها، شخصيت‌های ديگر را مديريت می‌کنند. رسانه‌ها طرز فکر مردم؛ و وکلا و قربانيان رسانه‌ها را اداره می‌کنند. فينچر در اين فيلم چيز جديدی برای مان نقل نمی‌کند، بلکه يادآوری می‌کند که وقتی واقعيت‌ها مخدوش، دستکاری و کتمان می‌شوند، تا داستان جذاب‌تر شود، مفاهيم کوچکی مانند «گناه» و «بی‌گناهی» چطور در دادگاه افکار عمومی معنا می‌شوند. داستان فيلم درباره ناپديد شدن يک زن و اتفاقات مرموزی است که اطراف او رخ می‌دهند، است. نيمه اول فيلم مدام بين پرسپکتيو شوهر به ظاهر پريشان حال، نيک دان (با بازی بن افلک) در رفت و آمد است، به طوری که او در خاطرات روزانه همسرش، امی دان (با بازی رزاموند پايک) به دنبال همسرش می‌گردد. صحنه های مربوط به بازی امی پيش زمينه خوبی از ماجرا ارائه می‌دهند در حالی که بخش‌های مربوط به شخصيت نيک داستان را به جلو پيش می‌برند. پرسشی که در مورد نيک مطرح است، اين است که آيا او واقعاً شوهری بی نزاکت با يک عالمه اسکلت در کمدش است يا اين که چيزی شيطانی‌تر را پنهان می‌کند. فينچر حول اين نقطه مرکزی دست به يک پرسپکتيو خنثی می‌زند و داستان به تدريج وارد قلمرو فيلم «غريزه اصلی / Basic Instinct» می‌شود و با س*ک*س نامتعارف و تا دلتان بخواهد خون تکميل می‌شود. پُل وِرهوفِن(کارگردان فيلم غريزه اصلی) خودش شاهد است. هدايت صحيح دو جنبه کليدی «دختر از دست رفته» برای هر فيلمی می‌تواند دشوار باشد: روايت غيرقابل اتکای فيلم و پرسپکتيوهای متعدد. برای فهميدن اين که چطور اهداف کارگردان همواره منتقل نمی‌شوند نبايد به تماشای چيزی فراتر از «ناپديد شدن النور ريگبی / The Disappearance of Eleanor Rigby» نشست. اما در مورد «دختر از دست رفته» فينچر عليرغم تمام مشکلات موفق می‌شود. و وقتی که اسامی دست‌اندرکاران فيلم در پايان فيلم نمايش داده می‌شود، تصوير واضحی از آنچه رخ داده (و رخ نداده) داريم. به نظر می‌رسد که «دختر از دست رفته» عمداً دو فيلم متفاوت است که به هم پيوند زده شده‌اند. نيمه اول عقلانی‌تر و به يک رويکرد پليسی نزديک‌تر است. نيک به شوخی به قسمتی از سريال «نظم و قانون / Law & Order» اشاره می‌کند و حقايقی برای مقايسه [ اين دو] وجود دارند، گرچه اين فيلم يک سر و گردن بالاتر از استانداردهای از پيش معلوم يک سريال تلويزيونی هفتگی ساخته شده است. شباهت‌های فيلم با «غريزه اصلی» در طول نيمه دوم، که پر از صحنه های خشونت آميز است، تشديد مي‌شود. در انتهای فيلم خرده پيرنگ هايی وجود دارند که باعث می‌شوند فيلم اندکی بيشتر از آنچه بايد طولانی شود.بن افلک به مانند کوين کاستنر دو دهه قبل نقش اساسی را در موفقيت فيلم ايفا می‌کند. از منظر بازيگری دو بازی قابل توجه در فيلم ديده می‌شود. رزاموند پايک با بازی نقش امی نقطه عطفی در کارنامه بازيگری خود رقم زده است. با در نظر گرفتن نحوه پيشروی داستان، او کمی شبيه به تاتيانا مازلانی در سريال «يتيم سياه / Orphan Black» است- يعنی تکرارهای متعددی از يک فرد را بازی می‌کند، که هر کدام تفاوت‌های ظريفی با ديگری دارند. بعد، تايلر پری را داريم که گزينه فوق‌العاده ای برای ايفای نقش يک وکيل مدافع کارکشته است. ديدن پری در حالی که از کليشه خارج شده و می‌تواند نقش فردی غير از مادئا[1] را بازی کند، لذتبخش است. نيل پاتريک هريس (در نقش دوست پسر سابق ترسناک امی)، کری کون (در نقش خواهر نيک)، کيم ديکنز (کارآگاه اصلی) و ميسی پايل (يک مجری تلويزيونی الهام گرفته از نانسی گريس) همگی در ايفای نقش‌های مکمل فوق‌العاده‌اند. حتی بهترين تريلرها ،فارغ از اين که از چه تعداد پيچ و خم داستانی و نخود سياه استفاده می‌کنند، هم اغلب مسيرهای قابل پيش بينی را طی می‌کنند. گرچه بخشی از ماجراهايی که در «دختر از دست رفته» رخ می‌دهد قابل انتظار است، ولی پيشرفت خط داستانی گاهی اوقات به قدری مبتکرانه می‌شود که ديگر مهم نيست که آيا غافلگيری‌های متداول جواب می‌دهند يا خير. فينچر و فلين به خوبی می‌دانند که نمی‌توانند با هر پيچشی بيننده‌ها را غافلگير کنند، بنابراين به ما اجازه می‌دهند تا برخی چيزها را خودمان حدس بزنيم تا بقيه چيزها مخفی بمانند. «دختر از دست رفته» فيلم نادری است: تريلری خوشمزه که لذت و کيف زيادی را نصيبمان می‌کند و در عين حال مجموعه ای از نکات اجتماعی را گوشزد می‌کند. «دختر از دست رفته» فيلمی هوشمند، پر پيچ و خم و خونين است که تقريباً هر کسی که طرفدار وحشت است را راضی می‌کند. [1]شخصيت يک پيرزن خيالی که تايلر پری خود آن را خلق کرده است. مترجم:محمدرضا سیلاوی منبع: سایت نقد فارسی
  16. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Gone Girl (دختر از دست رفته) نویسنده : Gillian Flynn کارگردان: David Fincher بازیگران : Ben Affleck,Rosamund Pike,Neil Patrick Harris 2014 خلاصه داستان : نیک دان پس از ناپدید شدن همسر خود،به عنوان مظنون اصلی پرونده شناخته می شود و در کانون توجه رسانه ها قرار می گیرد و... خوب بالاخره جدیدترین ساخته ی دیوید فینچر هم منتشر شد و موفق به دیدنش شدم. البته نسخه ی WEB-DL هست ولی کیفیت خیلی خوبی داره. این فیلم از روی رمانی پر فروش به همین نام ساخته شده و گویا اقتباس وفاداری هم بوده چرا که خود نویسنده ی رمان فیلمنامه رو هم نوشته. در این فیلم هم شاهد مهارت فینچر در گمراه کردن مخاطب و همینطور تزریق تعلیق به داستان و حفظش تا پایان هستیم. سیر روایی و اتفاقات داستان در کنار استفاده از عنصر غافلگیری به گونه ای هست که کارگردان به بیننده اجازه ی پیش بینی نمیده، با وجود زمان طولانی فیلم، انقدر داستان جذابیت داره که بیننده به هیچ وجه خسته نمیشه. از نظر فیلمنامه هم کم نقص هستش و فینچر در فضایی سیاه با نگاهی بی رحمانه به مقوله ازدواج و روابط زوج ها پرداخته. مهم ترین مشخصه ی فیلم، کارگردانی بی نظیر دیوید فینچر هست. مثل بقیه کارهاش از نظر فنی فوق العاده ست. نکته ی ارزشمند فیلم بنظرم سیاه و سفید مطلق نشون ندادن شخصیتای اصلی فیلمه که تا پایان حفظ میشه این رویه. البته تو این فیلم هم کارگردان نقد جدی به رسانه ها و نقش اساسی رسانه ها در کنترل افکار مردم داره. بازی تیم بازیگری هم عالیه، بن افلک که بازی دقیق و قدرتمندی رو ارائه داد با توجه به نقش سختی که داشت، این استیصال و سردرگمی رو بخوبی منعکس کرده در بازیش، بهتر از ایشون رزاموند پايک در نقش امی بازی بسیار خوبی رو به نمایش گذاشت نقشش بسیار پیچیده بود و بازی سختی رو می طلبید، یحتمل نامزد اسکار هم بشه برای ایفای این نقش. سایر موارد مثل موسیقی، تدوین و فیلمبرداری هم در حد اعلای خودشون هستن. در کل فیلم بسیار خوبیه، غافلگیر کننده، تلخ و گزنده و تاریکه، و خیلی برای من جالب بود که در فیلمی این چنینی گاها رگه های طنز رو هم شاهدیم پیشنهاد می کنم حتما ببینید
  17. Evanescence -Hello
  18. Shiva-M

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    باغ کلمات / The Garden of Words کارگردان : Makoto Shinkai امتیاز : 7.6/10 ژانر : درام کشور تولید کننده : ژاپن محصول: 2013 خلاصه داستان: جوانی به نام تاکائو علاقه زیادی به طراحی کفش دارد و به همین دلیل از مدرسه فرار کرده و برای تمرین طراحی به باغی سرسبز می‌رود. در همین باغ او با دخترعجیبی به نام یوکینو آشنا می‌شود. این دیدارها بدون هیچ قرار قبلی تکرار می‌شود، اما فقط در روزهای بارانی… بعد از یه هفته ی شلوغ ، دیدن این انیمه خیلی چسبید به من ، مثل یک خواب شیرین، لذت بخش و آرامش بخشه 45 دقیقه هم بیشتر نیست
  19. آهنگ فیلم 3 آیرون Gafsa / Natacha Atlas ویران کننده است این آهنگ
  20. صبح پاشم ببینم 3 گیگ دانلود شده تو ترافیک رایگان شبانه :hapydancsmil:
  21. W.a.s.p. / The Idol
  22. تبریک می گم با آرزوی بهترین ها :icon_gol::icon_gol:
  23. یکم رو ظاهرش هم کار می کردن به جایی بر نمی خورد!! چیه این، کلا کُپی ه که
×
×
  • اضافه کردن...