-
تعداد ارسال ها
2105 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Shiva-M
-
من خودم شخصن به این سه بانو بیش از همه ارادت دارم: ادری هیپبورن،گریس کلی، اینگرید برگمن پارسال کیم نواک تو اسکار پِرِزِنتِر بود، اصلن نشناختمش! بنده خدا متلاشی شده بود اصلا سالخوردگی است دیگر...
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
:banel_smiley_4:
- 14 پاسخ
-
- 2
-
-
Marilyn Monroe یکی از بزرگترین و معروف ترین سلبریتی های تاریخ,مرلین در یک بیمارستان عمومی در شهر لس انجلس بدنیا امد.قبل از این که مرلین بدنیا بیاد, پدر او موتور سیکلتی رو خریداری کرد و به سمت شمال سن فرانسیسکو حرکت کرد.مرلین بزرگ شد بدون اینکه پدر خودش رو ببینه و اون رو بشناسه....... Audrey Hepburn ادری هیپبورن با نام Audrey Kathleen Ruston در ماه می سال ۱۹۲۹ در شهر Brussels درکشور بلژیک بدنیا امد.او یک ادم خونسرد و از بدو تولدش یک شخص معروف بود.مادر او Ella van Heemstra یک بانوی بارون هلندی بود(نجیب زاده و جزو اشراف) و پدرش هم Joseph Victor Anthony Ruston کسی بود که در شهر Úzice متولد شد و نژاد انگلیسی-استرالیایی داشت و شغلش تجارت بود.... Grace Kelly گریس کلی بازیگر فیلم های هالییودی و شاهزاده موناکو.همسر او پرنسس Rainier III میباشد.او بازیگری رو درسن ۲۰ سالگی در سال 1950 شروع کرد.و در ابتدا کار خودش رو در تئاتر های شهر نیویورک شروع کرد که بازخوردهای مثبتی رو تونست از منتقدان دریافت کنه.در سال ۱۹۵۳ وقتی که فیلم Mogambo به سینماها وارد شد, باعث شد که کلی تبدیل به یک ستاره به تمام معنا بشه.او در سال ۱۹۵۴ برای این فیلم برنده اسکار و گلدن گلوب هم شد.... Brigitte Bardot با نام کامل Brigitte Anne-Marie Bardot هنرپیشه معروف فرانسوی,خواننده,مدل و فعال حقوق حیوانات.او یکی از نماد های سک*ی در بین دهه های ۵۰ تا ۶۰ بود.وقتی که سال ۱۹۶۹ شروع شد.چهره زیبای باردو به صورت رسمی تبدیل به نماد ازادی کشور فرانسه شده بود.باردو در اویل زندگیش دوست داشت که یک se* dancer باشه.او کار بازیگری خودش رو در سال ۱۹۵۲ شروع کرد و بعد از بازی در ۱۶ فیلم در سال ۱۹۵۷ تبدیل به یک چهره معروف شده بود. Elizabeth Taylor بانو الیزابت تیلور (February 27, 1932 – March 23, 2011) که در بریتانیا بدنیا اومد.در اوایل دوران کاریش حتی او دراستودیو MGM به یک ستاره بزرگ تبدیل شده بود.او یکی از بزرگترین بازیگران سینما و تلویزیون در زمان طلایی هالیوود بوده.تایلور خیلی خوب تونست توانایی خودش رو در بازیگری تشخیص بده .زندگی پر زرق وبرق و زیبایی خیره کننده و چشمان منحصر به فردش باعث پیشرفت بیشترش در این زمینه شد. Father of the Bride در سال 1950 اولین فیلم موفق تایلور بود. Sophia Loren سوفیا لورن بازیگر ایتالیایی,شهرت لورن از مرز های ایتالیا هم عبور کرد که این باعث شد که او تبدیل به بازیگری پرافتخار و شایسته تقدیر در کشور ایتالیا بشه.زیبایی او وقتی که تنها ۱۴ سال داشت در سال ۱۹۴۹ بر روی صفحه نمایش هویدا شد.لورن تشویق شده بود تا ثبت نام کنه برای بازی در قسمت کوتاهی از یک فیلم که نقش یک دختر بچه رو داشت.وقتی که لورن تنها پنج فیلم رو برای استودیو پارامونت کار کرد با همین تعداد فیلم در حرفه اش تونست که تبدیل به یک ستاره جهانی بشه .جالب توجه هست که فیلم هایی که او در ان زمان درش بوده شامل Houseboat وThat Kind of Woman همه در ناپل شروع شدند..... Vivien Leigh در بریتانیا متولد شد.بعد از تحصیل کردن در مدرسه تیاتر Vivien Leigh خودش رو برای بازی در نقش کوتاهی در سال ۱۹۳۵ اماده میکرد که بسیار باعث پیشرفت او شد.او برنده دو اسکار برای ایفای نقش های Scarlett O'Hara در فیلم Gone with the Wind و دیگری در نقش Blanche برای فیلم A Streetcar Named Desire بوده.در واقع او قبلا این نقش (Blanche )رو در سال ۱۹۴۹ در لندن بازی کرده بود و به خاطرش برنده جایزه تونی هم شد..... Ingrid Bergman بازیگر سوئدی که کارش رو از نمایش هایی دراروپا و سپس بازی در امریکا اغاز کرد.برنده ی سه جایزه اسکار,دو جایزه امی و چهار گلدن گلوب, همه ی اینها او رو تبدیل به یک اسطوره در دنیای سینما کرده.بهترین نقش ها یی که بازی کرده Ilsa Lund در کازابلانکا که به همراه همفری بوگارت بزرگ بوده و دیگری در نقش Alicia Hubermanدر فیلمNotorious با کارگردانی هیچکاک افسانه ای بوده... Kim Novak کیم نواک بازیگر امریکایی که حرفه بازیگری خودش را در سال ۱۹۵۴در ۲۱ سالگی شروع کرد.او به سرعت برای بازی در فیلم Picnic به شهرت رسید.فیلم دیگری که باعث شهرت او شد شاهکاری از الفرد هیچکاک با نام سرگیجه میباشد.پس از یک دهه حضور در صنعت سرگرمی, نواک تصمیم گرفت در سال ۱۹۶۵ از دید عموم دور باشه و از کارش انصراف بده.... Lauren Bacall لورن باکال بازیگر و مدل امریکایی, چیزی که ما بهش اشنایی داریم نگاه گرم و صدای خشک او بوده.او دختر عموی رییس جمهور اسراییل شیمون پرز هم هست. در ابتدا به عنوان همسر در فیلم هایی که بوگارت درشون بود به شهرت رسید.نقش هایی که او و بوگارت درش بازی کردند شامل The Big Sleep و... Ava Gardner یک بازیگر امریکایی دیگر.او در سال ۱۹۴۱ یک قراردادی را با استودیو MGM امضا کرد تا خودش را برای بازی در یک نقش اصلی در فیلم The Killers اماده کند که اتفاقا بازی در این فیلم سبب شد که توجه ها به سو او جلب شود.او تبدیل به یک بازیگر برجسته شده بود و همچنین به عنوان یک زن زیبا مشهور شده بود و همه ی اینها فقط در یک روز براش اتفاق افتاد.اوا گاردنر برای بازی در فیلم Mogambo نامزد اسکار در رشته ی بهترین بازیگری هم شد.در کارنامه ی او بازی در فیلم های معروفی بین دهه های ۵۰ و ۶۰ دیده میشه که شاملThe Hucksters, Show Boat, The Snows میشوند... --------------------- منبع: سایت نقد فارسی
- 4 پاسخ
-
- 8
-
-
پسر تام هنکس کپ باباشه من نمیدونستم پسرشه، تو سریال فارگو دیدمش گفتم چقد این شبیه تام هنکسه بعدها فهمیدم نسبتشون رو
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
شما در این لیست با ستاره هایی مواجه می شوید که در ماشین زندگی کرده اند، لباس ساخته شده از گونی سیب زمینی به تن کرده اند،یا برای حمایت از خانواده شان کار سرایداری انجام داده اند. برخی از بزرگترین و موفق ترین ستاره های هالیوودی آغازی فقیرانه داشته اند. شما در این لیست با ستاره هایی مواجه می شوید که در ماشین زندگی کرده اند، لباس ساخته شده از گونی سیب زمینی به تن کرده اند،یا برای حمایت از خانواده شان کار سرایداری انجام داده اند، ولی اکنون به لطف استعدادهایشان و شاید هم در نتیجه بازی سرنوشت در ناز و نعمت زندگی می کنند. پدر و مادر «لئوناردو دی کاپریو» زمانی که او تنها یک سال داشت از یکدیگر جدا شدند و او بیشتر در لس آنجلس همراه با مادرش زندگی می کرد. او در محله ای نامناسب زندگی می کرد و شاهد جنایات، سوءاستفاده از مواد مخدر، فحشا و خشونت موجود در آن منطقه بود. این هنرپیشه قدرتمند و محبوب فوریه 2014 در مصاحبه با «لس آنجلس تایمز» گفته بود: «من در فقر شدید بزرگ شدم». «هیلاری سوانک»، هنرپیشه اسکاری فیلم های «پسرها گریه نمی کنند» و «دختر میلیون دلاری»، در کودکی در یک ایستگاه خانه های متحرک در واشینگتن زندگی می کرد. زمانی که او پانزده سال داشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و هیلاری و مادرش به لس آنجلس مهاجرت کردند. آنها تا زمانی که مادرش بتواند پول لازم برای اجاره کردن یک خانه را پس انداز کند در ماشین زندگی می کردند. پدر و مادر «دمی مور» زمانی که او هنوز به دنیا نیامده بود از یکدیگر جدا شدند و مادر و ناپدری الکلی اش او را در یک تریلر پارک در نیو مکزیکو بزرگ کردند. او تا 14 سالگی بیش از 30 بار جابجا شده بود و در 16 سالگی از مدرسه اخراج شد. سپس به لوس آنجلس رفت تا به دنیای نمایش وارد شود و موفقیت های پیاپی و جوایز بسیاری به دست بیاورد. «جی زی»، رپر معروف و همسر بیانسه، با نام شناسنامه ای «شاون کارتر»، در بروکلین در یک پناهگاه افراد بی خانمان مملو از مواد مخدر بزرگ شد. او همراه با مادر و سه خواهر و برادرش برای امرار معاش خود سختی های زیادی را تحمل می کردند. این ستاره هیپ هاپ کراک و کوکائین می فروخته و سه بار نیز مورد تیراندازی قرار گرفته است. او برای فرار از جهنمی که هر روز در آن زندگی می کرد به موسیقی روی آورد. او این روزها در لیست پولدارترین ستاره های هیپ هاپ جهان قرار دارد. «سارا جسیکا پارکر» یکی از هشت فرزند خانواده ای بسیار فقیر در سینسیناتی اوهایو بود. این ستاره سریال «*** and the City » سال 2000 در مصاحبه ای به روزنامه «نیویورک تایمز» گفته بود:« من می دانستم که با بقیه بچه ها که غذا می خریدند یا از خانه غذا می آوردند فرق دارم. این یک جور داغ ننگ بود. من تنها کسی نبودم که ناهار مجانی می گرفتم، اما خوب می دانید چه می گویم». او اضافه کرد: « کودکی من مثل داستان های دیکنز بود. یادم است که فقیر بودیم و راهی برای مخفی کردن آن نداشتیم. گاهی اوقات برق نداشتیم،گاهی کریسمس و گاهی جشن تولد نداشتیم، تلفنمان به خاطر بدهی قطع می شد، و ما همه آنقدر بزرگ شده بودیم که متوجه این مسائل بشویم و تلاش پدر و مادرمان برای جمع کردن پول را ببینیم». «شانیا تواین»، خواننده محبوب سبک کانتری، کودکی سختی را در اونتاریو کانادا پشت سر گذاشته است. خانواده او آنقر فقیر بودند که حتی غذای کافی برای خوردن نداشتند. حتی برای همراه با مادر و 4 خواهر و برادرش در پناهگاه ویژه افراد بی خانمان زندگی می کردند. گاهی تنها چیزی که برای خوردن داشتند نان و خردل بود و اغلب توانایی خریدن ناهار در مدرسه را نداشتند. او جزئیات مربوط به کودکی خود را در خاطرات خود با عنوان «از این لحظه به بعد» نوشته است. «اوپرا وینفری» را حتما می شناسید. این ستاره دنیای شو که این روزها درآمدی نجومی دارد، از زمان تولدش پدر و مادرش را در کنار خود نداشت، پدری در کار نبود و مادرش نوجوانی خدمتکار بود که شش سال اول عمرش او را به تنهایی نزد مادربزرگ مادری اش گذاشت. اوپرا در فقری اسفبار زندگی می کرد. بچه های دیگر لباس های او را که حتی گاهی از گونی سیب زمینی درست شده بود را مورد تمسخر قرار می دادند. «جیم کری»، کمدین بی نظیر سینما، در اونتاریو کانادا به دنیا آمد، او در برنامه « Inside The Actor's Studio » درباره گذشته خود گفت: «پدر من یک موزیسین با درآمدی ثابت برای حمایت از فرزندانش بود، ولی زمانی که شغلش را از دست داد ما از طبقه متوسط رو به پائین به طبقه فقیر تنزل کردیم. زمانی که شغلش را از دست داد همه چیز از هم فروپاشید، ما در یک ون زندگی می کردیم. من در 15 سالگی مدرسه را ترک کردم و شغل سرایداری را شروع کردم تا بتوانم به خانواده ام کمک کنم». «امینم » و مادرش مدت زیادی به طور مداوم در حال جابجایی بودند زیرا مادرش نمی توانست در یک کار باقی بماند. آنها نهایتا در یکی از محله های بد دیترویت ساکن شدند، جایی که امینم اغلب توسط بچه های محله و همکلاسی هایش مورد ضرب و شتم قرار می گرفت. اما نمی توان انکار کرد که بخشی از موفقیت امروز خود را مدیون گذشته خویش است، چرا که درونمایه بسیاری از اشعار موفق خود را از گذشته اش الهام گرفته است. «جاستین بیبر» در اونتاریو کانادا به دنیا آمد و مادرش برای اینکه بتواند زندگی او را تامین کند در شغل های متفاوتی به کار مشغول بود. او در خانواده ای با درآمد اندک بزرگ شد. این ستاره جوان موسیقی پاپ در مصاحبه ای در سال 2013 گفت: « من پول نداشتن را تجربه کرده ام و در فقر بزرگ شدم. من ارزش پول را می دانم. وقتی که با مادرم به رستوران می رفتم مجبور بودم به منو نگاه کنم و آب سفارش بدهم، چرا که نوشیدنی های دیگر خیلی گران بودند. من و مادرم یک غذا را با همدیگر تقسیم می کردیم، چونکه پول کافی برای خریدن دو غذا را نداشتیم». شیا لابوف در منطقه اکو پارک لوس آنجلس در فقر مطلق بزرگ شد و یکی از تنها کودکان سفید پوست این منطقه بود. این هنرپیشه در مصاحبه ای که سال 2010 با مجله «دیتیلز» داشت گفت: «من حس خیلی بدی نسبت به خودم داشتم. بیشتر اوقات تنها بودم. این خیلی روی آدم اثر می گذارد». او اضافه کرد:« هیچ وقت هیچ کدام از دوستانم به اندازه من فقیر نبودند. یک بار عمویم می خواست من را به فرزند خواندگی بپذیرد، چون والدینم پول کافی برای نگهداری از من را نداشتند و مغرورتر از آن بودند که بخواهند به دنبال غذای رایگان و یا اعانه بروند». شان دیدی در یک نوانخانه در هارلم نیویورک به دنیا آمد. پدر مواد فروش او زمانی که دیدی تنها 3 سال داشت مورد تیراندازی قرار گرفت و مرد. این ستاره هیپ هاپ در سال 2006 در برنامه اوپرا گفت:« پدر من یک کلاهبردار بود که مواد مخدر می فروخت. در زمان او این تنها راه برای خروج از هارلم بود- یا باید مواد فروش میشدی و یا بسکتبالیست. در هارلم همه نام خانوادگی من را می شناختند. به من می گفتند که ما پدرت را می شناختیم. عموهایم نیز مواد فروش بودند». ------------------ منبع: برترینها
-
- 2
-
-
حرکت جالبی بود
- 21 پاسخ
-
- 5
-
-
چرا؟ game خیلی خوبه که، البته ریتمش یه مقدار کنده ولی آخرا بهتر شده بود. فیلمنامه ی خیلی قوی ای داره
- 3176 پاسخ
-
- 3
-
-
- فیلم
- لیست فیلم های هالیوودی
- (و 5 مورد دیگر)
-
شبم تاریک/ دریا دادور
-
خودتون ادامه بدید تاپیک رو کسی حدس نزند قبلیو
-
Beatles - The End
-
نامزدهای نهایی اسکار 2015 معرفی شدند
Shiva-M پاسخی برای Nazanin.ad ارسال کرد در موضوع : خبرهای سینما و تلوزیون
هنوز خیلی از فیلما رو ندیدیم نمیشه قطعی نظر داد ولی به نظر میاد "بچگی" شانس زیادی داشته باشه چقدر خوشحال شدم ماریون کوتیار نامزد شده، بازیش در دو روز یک شب فوق العاده بود هرچند رقیب های سختی مثل جولین مور و روزاموند پایک رو پیش رو داره، اونها هم بسیار خوب ظاهر شدن- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
«ترنسفورمرها» در صدر فهرست نامزدهای بدترینهای سال
Shiva-M پاسخی برای Nazanin.ad ارسال کرد در موضوع : خبرهای سینما و تلوزیون
واقعن فیلم داغونی بود کاملن شایسته ی این همه نامزدی در تمشک طلاییه- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
yesterday / Beatles
-
خودم که نمیبینم تو این ژانر ، ولی از فیلمای امسال این دو تا تعریفشونو شنیدم: The Babadook The Conjuring
- 3176 پاسخ
-
- 3
-
-
- فیلم
- لیست فیلم های هالیوودی
- (و 5 مورد دیگر)
-
Far From Any Road از گروه The Handsome Family فوق العاده ست این آهنگ
-
سوفیا کاپولا دختر فرانسیس فورد کاپولا که خود از کارگردان های مستقل و بنام آمریکاست، در گفتگویی کوتاه از فیلم و سینما سخن گفته است.به نقل از فایننشال تایمز، سوفیا کاپولا در گفتگو با این نشریه از تجربیاتش در عرصه سینما و زندگی سخن گفته است. * خانم كاپولا، مايكل داگلاس يكبار گفته بود كه طي پانزده سال اول مسير حرفهاي كارياش احساس ميكرد كه «نفرينشده تا موفق شود»، آن هم فقط به خاطر محبوبيت و شهرت پدرش. با توجه به اينكه شما هم مسير حرفهاي پدرتان را دنبال كرديد با اين احساس آشنايي داريد؟ - فكر ميكنم به عنوان يك دختر دقيقا آنقدر فشار بر خودتان احساس نميكنيد، چون به نحوي انتظارها از شما كمتر است. من به هيچ وجه فشار بيش از حدي را تحمل نكردم و از همان ابتدا توانستم روش خودم را پيدا كنم. البته كه من به پدرم و اصليتم افتخار ميكنم اما من همچنين نحوه كار و سبك خودم را دارم. * آيا پدرتان به شما آموزش داد؟ - نه. البته او از همان سنين كم هميشه با من درباره فيلمسازي و فيلمنامهنويسي صحبت ميكرد اما فكر ميكنم اين بيشتر به خاطر اين بود كه اين مسائل براي خودش جذاب و هيجانانگيز بودند و هدف آموزش نبود. * چطور راه خود را پيدا كرديد؟ - مدتي طول كشيد تا مسير خودم را پيدا كنم؛ چيزهاي مختلفي را امتحان كردم. از خانه رفتم بيرون، به كالج رفتم و حتي كمپاني توليد لباس خودم را توليد كردم كه همكارهايي در ژاپن داشت، اما وقتي كه اولين فيلم كوتاهم را ساختم ميدانستم راهم اینجاست. پيدا كردن كتاب «خودكشيهاي دوشیزه» نقطه عطفي براي من بود چون آن كتاب را خيلي دوست داشتم و احساس ميكردم بايد از آن دفاع كنم. * پدر شما به نحوي شما را مجبور كرد تا جاي وينونا رايدر را در فيلم «پدرخوانده 3» بگيريد. آيا اين تجربه ترسناكي بود؟ - خيلي سخت بود چون من 18 سالم بود و در اين زمان آخرين كاري كه ميخواهيد بكنيد اين است كه به حرف پدر و مادرتان گوش كنيد. پدرم داشت كارگرداني ميكرد، بنابراين عجيب بود چون من طبيعتا يك بازيگر نيستم اما ميخواستم همه چيز را امتحان كنم و انتظار نداشتم اين همه آدم فيلم را تماشا كنند. من با «پدرخوانده» به عنوان چيزي آشنا بزرگ شدم اما براي من يك شاهكار خارقالعاده نبود. يك تجربه يادگيري بود اما از آنجا كه هيچوقت نميخواستم بازيگر باشم از اينكه مردم از حضور من در اين فيلم خيلي خوشحال نبودند ناراحت نشدم. در كل خوب بود چون اين نوع تجربهها انسان را قويتر ميكنند. * پس حتي بعد از حضور در چنين فيلم بزرگي هيچ وقت به ذهنتان نرسيد كه بازيگري را به عنوان حرفه خود انتخاب كنيد؟ احتمالا ميتوانست آسان باشد... - قبل از آن هيچوقت نميخواستم بازيگر باشم و بعدش هم ميخواستم به مدرسه هنر بروم. اما آن تجربه حالا براي كار كردن با بازيگران كمك ميكند. از آنجا كه پدرم مرا كارگراني كرد حداقل تا حدودي ميدانم آنها چه احساسي دارند. * اين حقيقت دارد كه پدرتان حتي تولد شما را هم فيلمبرداري كرد؟ - بله پدرم از صحنه تولدم فيلم گرفت. امروز خيلي از مردم اين كار را ميكنند اما فكر ميكنم آن موقع كمي غيرعاديتر بود. راستش كمي بامزه بود چون وقتي دكتر به پدرم گفت من دخترم او دوربين را انداخت چون خيلي سورپرايز شده بود. فيلم تجارت خانوادگی ماست. * بعد از بزرگ شدن در یک خانواده بزرگ حالا به نظرتان خانواده چقدر مهم است؟ - خيلي مهم. ما همه طوري بزرگ شديم كه هميشه بدانيم خانواده خيلي مهم است. احتمالا يك موضوع ايتاليايي از سمت پدريام است. * پس كار كردن با برادرتان به عنوان تهيهكننده طبيعي است؟ - من عاشق كردن با برادرم هستم و او كسي است كه كمپاني تهيه خانوادگي را اداره ميكند. ما خيلي خوششانس هستيم كه ميتوانيم با هم كار كنيم و داشتن برادر بزرگترم سر صحنه خيلي خوب است. * درك خاصي بين شما دو نفر هست كه تنها يك برادر و خواهر ميتوانند داشته باشند؟ - بله او مرا انقدر خوب ميشناسد كه ميتواند به جاي من هم تصميم بگيرد و ميداند چه چيزي دوست دارم. * مادر شدن چطور زندگي شما را تغيير داد؟ - وقتي فرزندم به دنيا آمد اول يك سال مرخصي گرفتم. وقتي شروع به نويسندگي كردم فهميدم كه اوضاع تغيير كرده چون قبلا شبها را بيدار ميماندم و مينوشتم اما الان متفاوت است. * كارگردانها اغلب ميگويند كه ساختن فيلم مانند بزرگ كردن يك بچه ميماند. شما با اين حرف موافقيد؟ - فكر كنم هر پروسه خلاقانهاي را ميتوان به اين مسhله ربط داد. اما هنوز هم مقايسه اين دو با هم خيلي سخت است. * شما كارگردان سختگيرتري هستيد يا مادري سختگيرتر؟ - من تحت هر دو شرايط سختگير هستم. كارگردانها معمولا ميخواهند هميشه كنترل را در دست داشته باشند، اما شخصيت من تغيير نميكند. من فرياد نميزنم اما هنوز ميدانم ميخواهم چيزها چطور باشند و مطمئن ميشوم افرادي را دارم كه اين كار را برايم انجام دهند. ياد گرفتم تا حس درونيام را دنبال كنم و سعي كنم چيزها را تا آنجا كه ميتوانم به آن نزديك كنم. ----------- منبع: مهر
-
- 1
-
-
شکایت مهناز افشار از کارگردان فیلم مرگ ماهی
Shiva-M پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در خبرهای سینما و تلوزیون
مهناز افشار با انتشار نامهای شکایت خود را از کارگردان فیلم سینمایی «مرگ ماهی» مطرح کرد. متن این نامه به این شرح است: «نكته اي از امروز براي فردا به نام خالق هنر با عرض ادب و احترام و برای فرهنگ و هنر مینویسم. این ایام همه اهالی سینما و مخاطبانش در تب و تاب مقدمات جشنواره فیلم فجر به سر میبرند و انصافا چه خوش جنب و جوشی است. تلاشی برای نمایش داشتههای فرهنگی در عرصه سینما، تلاشی که قرار است عیاری برای رقابت و بهتر شدن باشد؛ بهتر شدنی که لازمهاش تشویق و استقبال از حضور همگان و صد البته نقد منصفانه و مصلحانه است. در همین ایام موضوع شکایت بنده از کارگردان فیلم «مرگ ماهی» شاید برای برخی ایجاد سوال و ابهام کرده باشد و ناگفته نباشد که بسیاری از این برخی را جزو دوستان خویش میدانم، پس بر خود لازم میدانم که بگویم ... خلاصه و گزیده میگویم، موضوع شکایت روشن و شفاف است، نه حاشیهای دارد و نه ناگفتنیای. فیلمبرداری این فیلم چند روز پیش در حالی به پایان رسید که بنده به عنوان اولین بازیگر فیلم با تهیهکننده و کارگردان قرارداد بستم و حتی در بسیاری از بخشهای دیگر فیلم صمیمانه و دوستانه به همفکری و همکاری پرداختم ... و عجبا که قرارداد بنده هنوز پابرجاست، اما در حالی که یک روز هم جلو دوربین نرفتهام، میشنوم که فیلم به پایان رسیده است. بله! کارگردانی که کمتر از انگشتان یک دست در این سینما تجربه دارد با تشخیص خود یا مشورت دیگران بازیگر دیگری را همزمان جایگزین کرده و بدون حتی فسخ قرار داد بنده، فیلم را به پایان میرساند. از قضا در عالم رندی، بازیگری را جایگزین میکند که از دوستان نزدیک من بوده و هستند که البته ایشان در یک وظیفه اخلاقی از من نظرخواهی کردند که به شرط فسخ قرارداد بنده، ایشان حاضر به بازی در این فیلم خواهند بود، اما نه فسخی، نه تماسی، نه اقدامی... و فیلم به پایان رسید. جهت حفظ حرمت و آرامش پبش از نگاشتن این خطوط همه راههای ابتدا دوستانه و سپس قانونی را پیمودم و پس از آنکه متوجه شدم علیرغم آنکه از کارگردان شکایتی شده است، نه تنها مراحل تولید در حال سپری شدن هستند، بلکه در اقدامی عجیبتر از عجیب، درست در ایامی که فیلمهایی همچون «خانه پدری» یا «عصبانی نیستم» بدون هیچ دلیل قانونی از اکران عمومی منع میشوند، و یا حتی فیلمهایی مثل «استراحت مطلق»، «مادر قلب اتمی»، «خندههای آتوسا»، «دلتا ایکس»، «۳۶۰ درجه»، «دلم میخواد» و «نهنگ عنبر» و ... به کلی از جشنواره کنار میروند، فیلم «مرگ ماهی» که کارگردان آن مرز های قانونمندی را آشکارا زیر پا میگذارد و در حالی که رسما مورد شکایت واقع شده، پیش از رسیدگی به شکایت ، رای داوری و حل اختلاف قانونی در بخش مسابقه جشنواره انتخاب میشود. آیا این همان «رقابت آزاد» در عرصه فرهنگ و هنر است؟ در نگاه اول شاید موضوع کمی شخصی به نظر برسد، اما در نگاهی فراتر شکایت بنده در راستای حفظ حرمت و احترام بازیگران سینما بوده و تلاشی در جهت ایجاد امنیت شغلی استعداد های آینده این عرصه. بله، من شکایت کردم و عزم کردم از حق خود دفاع کنم چرا که احساس میکنم این حق همه همصنفهای من است. امروز این کارگردان به خود اجازه میدهد حق مهناز افشار را نادیده بگیرد، چرا که نمیداند قرارداد منعقد کرده را باید یا اجرا کند یا فسخ نماید و یا اینکه به پشتوانههای خود میبالد و احساس نمیکند که عدالت جلو این منش او را خواهد گرفت... و در این چرخه فردا دیگرانی حق دیگرانی را ضایع خواهند کرد. به عوامل و دست اندرکاران «مرگ ماهی» که برخی از پیشکسوتان این عرصه و برخی از استعدادهای آینده هستند پیشاپیش هم تبریک میگویم و هم صمیمانه خسته نباشید و اطمینان دارم همهشان نه تنها از بنده خردهای به دل نمیگیرند، بلکه هرکدامشان هم جای من بودند همین کار را میکردند و من امروز این اقدام را انجام دادم تا آنها مجبور نباشند در آینده در چنین وضع مشابهی بلکه بدترقرار بگیرند. برای کارگردان فیلم آرزو میکنم امروز که در ابتدا راهشان هستند تواضع و اخلاقمداری بزرگان سینما را الگو خود قرار دهند که این رمز ماندگاریست ... و باعث میشود تا اگر توان و استعدادی هم دارند تباه رفتارهای غیرحرفهای و غیر صادقانه نشود. و برای جشنواره امثال هم بهترین حضورها و نمایشها را آرزو میکنم و آسودهخاطر سعی خواهم کرد از رقابت برابر و منصفانه دیگران لذت ببرم و خود نیز فرا بگیرم. در پایان به نام همه همکارانم و به نفع فیلم «مرگ ماهی» و به نفع سینما ایران از خانه سینما مصرانه خواستار صدور رای عادلانه و جاری کردن هر چه سریعتر آن هستم. مهناز افشار / سيزدهم دي هزارو سيصد و نود و سه» ------------------- منبع: خبرآنلاین-
- 3
-
-
معرفی بهترین فیلم های رمانتیک سال 2014
Shiva-M پاسخی برای YAGHOT SEFID ارسال کرد در موضوع : فیلم و سینما
از این لیست فقط begin again رو دیدم انصافن فیلم خوبیه- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
به به خوب من پیشنهاد می کنم بروید و حالش را ببرید فی المجلس سریال هایی که می تونم معرفی کنم و در حال پخش هم هستن: Modern family The walking dead ( البته یم افت کرده اخیرا) Game of thrones (اردیبهشت فصل جدیدش شروع میشه)
- 62 پاسخ
-
- 2
-
-
بله ولی این شبکه ها کابلی هستن و پولی
- 62 پاسخ
-
- 1
-
-
درود بر شما والا من که خودم دانلود کردم ولی این سریال تموم شده. کلا 8 قسمت بود از ژانویه 2014 شروع شد و مارس تموم شدش میتونید دانلود کنید اگر میخواید
- 62 پاسخ
-
- 1
-
-
اینگونه / شاهین نجفی
-
سریال True Detective محصول 2014 در ژانر جنایی/درام خودم تازه شروع کردمش کلا 8 قسمته، من رو میخکوب کرد، فوق العاده ست، البته یه مقدار بار فلسفیش بالاست و ریتمش هم تند نیست، شاید هر کسی نپسنده این سبک کارها رو من که دارم لذت میبرم، قوی و بشدت خوش ساخته. محصول شبکه HBO هم هست. اصلن بیننده تیتراژ ابتداییش رو میبینه متوجه میشه با چه کار تر و تمیزی طرفه. بازی متیو مک کانهی خیره کننده ست اینجا.... علاقه مندان به این سبک از دست ندن
- 62 پاسخ
-
- 1
-
-
انیمیشن Caroline محصول 2009 کار جالبیه، ژانر ترسناک تو انیمیشن ندیده بودم که دیدم علاوه بر داستان جذاب و گیرا، فضا سازی بسیار خوبی داره، من رو یاد بعضی از کارای تیم برتون انداخت. تعلیق خوبی هم داره Still Alice (هنوز هم آليس) کارگردانان : Richard Glatzer, Wash Westmoreland نویسندگان : Richard Glatzer, Wash Westmoreland بازیگران : Kristen Stewart, Julianne Moore, Kate Bosworth برگرفته از رمان "هنوز هم آلیس" به قلم: لیزا جنوا خلاصه داستان : آلیس یک استاد فوق العاده زبان شناسی است که در مبارزه با بیماری ای که گریبان گیر بیش از ۳۶ میلیون نفر در سراسر جهان است، به آرامی در حال زوال است و روی ازدواج اش نیز تاثیر گذاشته، اما او را به جوان ترین دخترش نزدیک تر کرده است و… درام ساده و خوش ساختیه، بیش از هر چیز بازی درخشان و تماشایی جولین مور خودنمایی میکنه در این فیلم. بازی ای که به هیچ عنوان اغراق نداره. فکر میکنم این نقش یه نامزدی اسکار براش داشته باشه
- 3176 پاسخ
-
- 3
-
-
- فیلم
- لیست فیلم های هالیوودی
- (و 5 مورد دیگر)
-
پیشنهاد میکنم فرندز رو تو اولویت اولتون بزارین. فوق العاده ست البته چندتاشون ارزش وقت گذاشتن ندارن مثل سوپرنچرال و arrow
- 62 پاسخ
-
- 1
-
