رفتن به مطلب

!...

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    132
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط !...

  1. متاسفانه تدرسی اکادمیک ما خیلی مشکل داره! اساتید هم واحد درسی به درستی انتخاب نمیشن!و قبل از اینکه علم و طریقه تدریس اون فرد مورد بررسی قرار بگیره,روابط اون فرد برای تدریس لحاظ میشه! اساتید ما اکثرا قدیما یه یه زبان برنامه نویسی رو اونهم در حد چند برنامه کوچیک بلد بودن! و پیشرفت هم نکردن!!!! و حالا بخوان خودشون رو با برنامه نویسی OOP سازگار کنن,وافعا نمیتونن..... هنوز اونا هم مفهوم یک کلاس تو برنامه نویسی رو نفهمیدن!چجوری میخوان به دانشجو بفهمونن؟ اکثر استادا شنیدن که #C خوبه!!!! و میگن فقط #C باید یاد بگیرین! و در حال حاضر #C یه جور کلاس شده!!!!! که کسی که کار میکنه,باکلاسه!!!! یا خیلی از کسانی که حتی شرکت هایی دارن, قبل از اینکه برنامه و توانایی های یه برنامه رو ببینن, میپرسن با چه زبانی نوشتی؟؟؟؟؟؟ اگه بگی VB.NET میگن برنامه به درد نمیخوره!!!!!!!!!!!!! و میگن باید با #C باشه!!!! در حالی که نمیدونن VB.NET با C#.NET در خروجی هیچ فرقی نمی کنن!چون هردوتاشون Net. هستن! به نظر من شاخه به شاخه پریدن واقعا اشتباهه! شما ببینین میخواین با مایکروسافت کار کنین یا مثلا یه شرکت دیگه! بعد از اون تصمیم میگیرین که کدوم زبون رو استفاده کنین!!!! شما باید خیلی مسائل دیگه رو مد نظر قرار بدین! مثلا اینکه برنامتون میخواین رو هر ویندوزی کار کنه؟ و نیازی به برنامه ی دیگه نداشته باشین؟ یا اینکه میخواین فلان امکاناتی رو داشته باشه و ...... مثلا میخواین گرافیکی کار کنین؟ مثلا یه تیپ برنامه های خاص کار میکنین؟؟؟ یا برنامه نویسی هوش مصنوعی دارین؟ برنامه نویسیتون رابطه ای هستش؟؟؟؟؟ خیلی مسائل برامون روشن بشه,راهمون خیلی روشن تر میشه... بعدش یه رشته و برنامه نویسی خاص رو انتخاب و پیشرفت میکنیم! البته در کنارش باید همیشه به روز باشیم... اینم مشکل استاداس! که واقعا درک نمیکنن در واقع اینا یه چیز هستن!یکی سطحش یکم بالاتره,یکی سطحش پایین تره! یادم میاد با Assmbly یه کامپایلر نوشتیم...! شما سعی کنین الگوریتم رو یاد بگیرین! و مفهوم رو! به نظرتون اگه برنامه نویسی نمیتونه حرفه ی اصلیتون باشه,میتونین وارد عالم شبکه یا... بشین..! و هیچ ایرادی نداره! مرسی! اگه دوستان برن دنبال یه رشته و فقط اینجا رفع اشکال کنن,بهترین راه حل هستش! البته از اون بهتر اینه که تو گوگل سرچ کنین! و دنبال زبان فارسی نباشید! چون بهترین منبع هست...!
  2. سیلام دوستان...! سال نو مبارک باشه! امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین,و بهتر به پایان برسونین! چندتا از پست ها رو خوندم! نمیدونم کار درستی هست یا نه! برای آموزش این تقسیم بندی,فک نکنم تقسیم بندی درستی باشه! مثلا این نظر سنجی,یه جورایی اشتباهه! امروزه وقتی میگیم asp منظورمون asp.net هستش!و عمومیت خوبی داره, و ... اما کد نویسی asp.net چجوری انجام میشه؟؟؟؟؟ کسی که بخواد یک web Application بنویسه, با کمک یکی از زبان های Net. (مثلا #C) مینویسه!!!! که باید این زبان رو بلد باشه! البته برای ظاهر و Interface برنامه هم باید Html و JavaScript و Css بلد باشه! پس اینها لازم و ملزوم هم هستن! و نمیشه به اون شکل از هم جداشون کرد! البته,شیوه آموزش هم فک نکنم جواب بده! چون کتاب تو این زمینه ها خیلی نوشته شده! که Ebook هم به زبان های مختلف زیاده! به نظرم تاپیکی باشه که دوستان کتاب های مختلف رو برای داونلود بذارن!که همه بتونن داونلود کنن و مطالعه کنن! فقط اینجا جایی باشه که به پرسش و پاسخ اختصاص داده بشه!و هر کس تو زمینه ای مطالعه داشته باشه,اگه به مشکلی برخورد,اینجا مطرح کنه و بقیه پاسخش رو بدن!هم باعث میشه اون فرد بهتر یاد بگیره, و هم نکته آموزشی برای بقیه باشه! یا بعد از مدتی که میشه پروژه های گروهی رو گذاشت,که هر بخشی رو یک نفر انجام بده! که هم دوستان با کار گروهی آشنا بشن,و هم یه پروژه ی خوب رو انجام داده باشن...!
  3. ممنون دوست عزیز... اگه اسم نویسنده ها(و مترجمین) رو هم داری,ممنون میشیم که اضافه کنی! تا بچه هایی که دنبال یه کتاب خاص هستن,راحتتر به هدفشون برسن... بازم ممنون...!
  4. !...

    وصف حالتان با زبان شعر

    صدای پای او که میروی... صدای پای مرگ که می آید... دیگر چیزی نمیشنوم...! (زنده یاد حسین پناهی...)
  5. متاسفانه ایشون رو نمیشناسم... ولی از برخورد بچه ها معلوم هست که از دوستان گل انجمن هستن...!
  6. چون معنی این تعبیر رو میدونسته!
  7. گاهی سعی کردن در انجام کاری, بالاتر از انجام آن کار است...!(دکتر شاخ...!)
  8. چنا تک بعدی نیگا میکنیم؟ شاید از زندگی روزمره این کلمه وارد اون قضیه شده! و اول مردمان از این کلمه استفاده میکردن,بعدا این کلمه تو بحث گاو و گوسفند هم وارد شده!
  9. !...

    وصف حالتان با زبان شعر

    تلخی لبانم از تلخی غذایم نیست... از تلخی روزگارست...!
  10. قول مردونه؟
  11. شاید اسم اون گاو یا گوسفنده, قسر بوده باشه!
  12. !...

    وصف حالتان با زبان شعر

    هر چقدر به خودت تلقین کنی که حالت خوب نیست,بدتر میشی... ولی اگه, تظاهر به شادی بکنی(حتی اگه حالت خوب نباشه) همه چی روبراه میشه... و خوشانسی و خوبی و خوشی,جای بدی و... رو میگیره... امتحانش ضرر نداره...!
  13. !...

    وصف حالتان با زبان شعر

    همه چی آرومه... من چقدر خوشحالم! :دی
  14. و البته خانم ها...!
  15. این همه مطلب! شما مادر شوهر رو برداشت کردین؟؟؟؟؟ امان از دست شما جوونا!!! :دی
  16. من كه فكر مي كردم به زن جماعت نبايد رو داد در جوابش مي گفتم: چرا موقعيت حساس شغلي ام را درك نمي كني؟با لبخندي شماره تلفن را از دوستم گرفتم و به آن زنگ زدم. تازه مي خواستم دل بدهم و قلوه بگيرم اما با روشن شدن حقيقتي تلخ، دنيا روي سرم خراب شد. ... وقتي فهميدم زني كه گوشي را جواب مي دهد همسر خودم است تا چند ساعت به بالاي پشت بام رفتم و فقط گريه كردم. واقعا راست مي گويند از مكافات عمل غافل مشو، گندم از گندم برويد، جو، زجو! مرد جوان در حالي كه اشك مي ريخت نفس عميقي كشيد و در دايره اجتماعي كلانتري آبكوه مشهد قصه تلخ زندگي اش را تعريف كرد تا درس عبرتي باشد براي زوج هاي جواني كه از كاروان زندگي عقب مانده اند و در صحراي ناآگاهي به بيراهه مي روند! جلال گفت: ۵ سال است كه با دختر يكي از اقوام ازدواج كرده ام و يك پسر قندعسل دارم. من كارمند شركتي بزرگ هستم و در اين مدت تنها تفريح و سرگرمي ام كارم بوده است. متاسفانه با اين بينش غلط از زن و فرزندم غافل ماندم و همسرم هميشه شاكي بود و مي گفت چرا ما مثل زن و شوهرهاي ديگر نبايد پسر خود را در آغوش بگيريم و يك روز بعدازظهر به خيابان برويم و قدم بزنيم و...؟ من كه فكر مي كردم به زن جماعت نبايد رو داد در جوابش مي گفتم: چرا موقعيت حساس شغلي ام را درك نمي كني؟ اين پول و اين هم ماشين، برو و با خواهرانت هرچقدر مي خواهي تفريح كن! اختلافات ما سر اين موضوع از حدود يك سال پيش تشديد شد و مدام جر و بحث مي كرديم. متاسفانه در اين ماجرا مادرم نيز آتش بيار معركه شد و هر وقت صحبتي به ميان مي آمد به مليحه مي گفت: پسرم بهترين موقعيت ها را براي ازدواج داشت اما ما تو را انتخاب كرديم. پس بايد قدر اين زندگي و شوهر زحمت كش خودت را بداني و او را با اين حرف هاي بيهوده خسته نكني! جلال آهي كشيد و افزود: من حاضر نبودم در برابر همسرم كوتاه بيايم و حكايت قهر و آشتي هاي مان هم چنان ادامه يافت. هفته قبل يك روز غروب دوباره جر و بحث مان شد و هرچه خواستيم به هم ديگر گفتيم. به خاطر اين مسئله از مليحه دل چركين شده بودم و حوصله هيچ كس را نداشتم تا اين كه ديروز يكي از دوستانم به ديدنم آمد. او از من پرسيد چرا اين قدر دمق هستي؟ برايش تعريف كردم كه با همسرم اختلاف دارم. او با لبخندي گفت: اين زن ها همه مثل هم هستند، جوش نزن و خودت را پير نكن. بيا اين شماره زن جواني است كه چند روز است مزاحمم مي شود و صداي بسيار قشنگي هم دارد. مي تواني خودت را با او سرگرم كني و...!مرد ۲۸ ساله دستي به موهاي پريشان خود كشيد و افزود: با خوشحالي شماره را گرفتم و به آن زنگ زدم. اما باورم نمي شد مليحه گوشي را جواب بدهد او هم مثل من تحت تاثير حرف هاي يكي از دوستان قديمي اش سيم كارت اعتباري تهيه كرده بود و به باوري غلط قصد داشت خودش را به اين شكل سرگرم كند!ما هر ۲ مقصر هستيم و افسوس كه در اين ۵ سال زندگي مشترك هنوز هم ديگر را پيدا نكرده ايم. بايد قدر اين همه نعمت، سلامتي و فرزند خوشگلي كه خدا به ما عنايت كرده است را بدانيم.حالا كه با خودم فكر مي كنم به خاطر فرصت هايي كه در سال هاي اول زندگي مان از دست داده ايم حسرت مي خورم. اميدوارم بتوانيم سنگ هاي بدبيني و شك را از سر راه زندگي مان برداريم و از اين به بعد آگاهانه، عاشقانه، دوستانه و محترمانه زندگي كنيم.من در پايان به تمام مردهاي جوان توصيه مي كنم در تنظيم وقت خود عدالت را رعايت كنند و به قول مليحه گاهي اوقات با خانواده بيرون بروند و قدم بزنند و از زيبايي ها و مشكلاتي كه حل آن ها زندگي را قشنگ مي كند صحبت كنند. همچنين به زنان جوان هم مي گويم اشتباه را با اشتباه و خطا پاسخ ندهيد چون زن ايراني مظهر صداقت، وفاداري، حجب و حيا و معرفت و هميشه تكيه گاه و پشتوانه مرد خود است.
  17. اگر از بازار تهیه کنند و به سراغ فیلم های کپی و رایتی نروند,سود آور است!
  18. هر چی بیشتر توجه میکنم,بیشتر به این نتیجه میرسم که دهنش گشادتر از کمرشه!!!!!!
  19. خدا به دور... شبیه معلولا میمونه... جلالخالق!!!!!
  20. پشت کار رو درونش دیدم!
  21. !...

    وصف حالتان با زبان شعر

    انتهای راه خوشبختی هم تهیست...!
  22. !...

    شیخ و مریدان

    :w00:اینا که جوک نیست آمی جان! اینا همش پند و اندرز هست که از لابلاش چیزای جدید یاد بگیری! اینم نکته ی آموزشیش این بود که با پای پچ بری تو دشوویی!!!(نه با سر!:jawdrop:)
  23. کامل خوندم خیلیم دوسش داشتم! مث تو نیستم که...... بگذریم! لو ندم!
×
×
  • اضافه کردن...