رفتن به مطلب

raypuor

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    173
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط raypuor

  1. raypuor

    در مورد gis بپرس؟

    سلام دوست عزیز این مشکل احتمالا به این دلیله که مختصات جغرافیایی لایه ها یکسان نیست. برای اصلاح این مشکل با استفاده از دستور projection مختصات همه لایه ها را تعیین کنید. فکر میکنم به این ترتیب مشکل حل بشه.
  2. سلام دوست عزیز دو کتاب نگاشته هنریک مجنونیان و علی اصغر درویش صفت که عنوانشون مناطق حفاظت شده ایران هست رو نگاه کردم. البته کتاب مجنونیان با دقت نخوندم ولی کتاب درویش صفت خیلی خلاصه در حد 200 کلمه هست و خیلی کلی....کتابی هم که شما درباره البرز مرکزی معرفی کردید باید کتاب خوبی باشه ولی هر چی جستجو کردم برای خرید یا امانت پیدا نشد... گمانم این بود شاید این مناطق دارای طرح تفصیلی باشند که احتمال دسترسی برای اونها وجود داشته باشه اما حتی تو سایت سازمان حفاظت محیط زیست هم یه اطلاعات بسیار کلی بدون منبع و ماخذ اومده... از محبت شما بسیار سپاسگزارم...امیدوارم بتونم حداقل این کتاب نوشته الهام صفرپور پیدا کنم. سپاس
  3. با سلام و احترام درباره دو منطقه حفاظت شده البرز مرکزی و انگوران اگر کسی مقاله یا کتاب معتبر و مستندی سراغ داره، به من معرفی کنه...از لطف دوسان بسیار سپاسگذارم
  4. سلام درباره تاثیر اینگونه از حمل و نقل بر توسعه پایدار به نظرم بهترین منبع کتابهای یان گل هست، دو پروژه در استرالیا رو به صورت کتاب چاپ کردن، چند کتاب دیگر هم دارن که همگی درباره آمدوشد غیرموتوری و تاثیر آن بر توسعه پایدار هست. در ایران نمونه های این کار بسیار اندک هست، به طور جدی ما در ایران تنها چند طرح با این مشخصات (البته در مقیاس کوچک) داریم که شما باید اونها رو تحلیل کنید. یه مطلب مهم که تو بسیاری از پایان نامه های ایرانی مکررا به صورت اشتباه تکرار میشه این هست که فکر میکنن تو پیشینه تحقیق باید یه لیست کتابشناسی یا مقاله شناسی درباره موضع ارائه بدن...در حالیکه تو ماهیت خودش اصلا نباید چنین کاری صورت بگیره...اما به هرحال صورت میگیره...و کسیهم نیست که جلوشو بگیره... شما دقت کنید دچار این قضیه نشید. موفق باشید
  5. بله قاعدتا بخشی از انرژی صرف این فرایند خواهد شد، اما نتیجه بسیار مهمی به دست خواهد آمد که زندگی انسان را تامین می کند...فراموش نکنیم اگر این سازگارپذیری فراهم نمیشد، شاید الان هیچ موجود زنده ای بر روی کره زمین زندگی نمیکرد.
  6. سلام نظرات کاملا درست و منطقی هستند، اما یه چیز من به این مطالب اضافه میکنم که با وجود این که ممکن هست همه سختیها، انواع آلودگیها، بیماریها و استرسها منجر به اختلال در سیستم بدن شوند، اما بدن انسان دارای یک قابلیت بسیار بزرگه ... سازگارپذیری به عبارتی به تدریج بدن با قابلیتهای بسیاری که در خود نهفته دارد، می تواند با شرایط موجود (انواع نابسامانیها و..) سازگار شود، اگر غیر از این بود باید الان هیچ انسانی بر روی کره زمین زندگی نمی کرد...اما برخورداری انسان از این قابلیت درونی نباید باعث شود که به نظم درونی بدن بی توجه باشد...
  7. سلام محمدجان والله راستشو بخای من هم عجیب گرفتار شدم که یادم رفته چیزایی رو که قول دادم بزارم رو سایت...اما درباره طراحی معابر منظورم دقیقا همین موضوعاتی هست که بهشون اشاره کردی؟ موفق باشی
  8. سلام دوست عزیز به نظر من درسنامه یا سرفصل دروس هر سه رشته بگیر، رو اینترنت به راحتی پیدا میشه....علاوه بر یه سری کلیات درباره رشته، دروس اصلی و تخصصی و ...به تفکیک شرح میده...اینطور دید بهتری نسبت به هر سه پیدا خواهی کرد.
  9. از نظر مفهومی تفاوتی بین فضای عمومی و فضای جمعی وجود نداره...تنها واژه تغییر کرده، اما همون معنا و مفهوم رو در خودش داره... درباره فضاهای عمومی و شهری کتابها و مقالات بسیار زیادی به زبانهای لاتین و فارسی نوشته شده...تقریبا میشه گفت اشتراک نظر قطعی و پذیرفته شده ای درباره معنا و مفهوم، کیفیات عینی، ذهنی و...وجود نداره. هر اندیشمندی از دیگاه خود (اجتماعی، معمارانه، رفتاری، و...) به این گونه فضاها پرداخته...اما هر کدام یک ویژگیهاییی رو برای فضاهای خوب و باکیفیت عمومی معرفی کردن...به عنوان نمونه میتونی به نظریات استفن کر، یان بنتلی و همکارهاش، بنرجی، اپلیارد و ...مراجعه کنی.
  10. با سلام روند تقسیمات کشوری در ایران از دوره قاجار تا الان، مسیر بسیار نادرستی را در پیش گرفته است؛ حال ارتقا بسیاری از روستاها به شهر نیز یکی از این اشتباهات کلان هست، که به گمان من تا سالهای سال بعد از این هم به دلایلی ادامه خواهد یافت....نکته غم انگیز ماجرا آنجاست که با شعار ایجاد سکونتگاهی بهتر (با تبدیل شدن به شهر) این مراکز را به شهر تبدیل می کنند، اما حقیقت چیز دیگریست...به مراتب سطح و شیوه زندگی بسیاری از روستاهای امروزی بهتر، سالم تر و سازمند تر از بسیاری از شهرهاست. اما جواب سوال دوم؛ به نظر من برای توسعه روستا ضرورت دارد تا ما روستاهایمان را به دلیل وجودیشان یعنی مکانی برای تولید نزدیک کنیم. تقریبا بسیاری از روستاهای امروزی قابلیت تولیدی خود را به دلایل مختلف از دست داده اند؛ راهکارهای مختلف و متنوعی قطعا در این زمینه وجود دارد تا بتوان ماهیت تولیدی روستاها را شکوفا کرد...
  11. سلام محمدجان، توضيحات بسيار كاملي درباره چگونگى تهيه طرح محبت كردى، اگر ضوابط و مقررات چگونگى طراحى معابر پيشنهادى را هم لطف كنى، ديگه هيچ كم و كاستى نخواهد داشت. خودم هم در حد توان يه سرى ضوابط و مقررات درباره تغيير كاربريها به ويژه تبديل باغ و زمين زراعي به مسكونى در آينده قرار ميدم. Sent from my iPhone using Tapatalk
  12. سلام به همه دوستان شرح خدمات طرح هادی روستا به زودی تغییر خواهد کرد. ظاهرا دگرگونیهای اساسی در شرح خدمات جدید این گونه طرحها اعمال شده است...پس خودتان را برای تغییر شیوه تهیه طرحها آماده کنید.
  13. با سلام بر حسب این که از چه دیدگاهی ه شهر نگاه کنی، این دو مفهوم بالاشهر و پایین شهر معانی متفاوتی خواهند داشت. به طور کلی بالاشهر و پایین شهر در طی زمان به وجود خواهند آمد و عامل جغرافیا نقطه شروع برای تمایز بین دو ناحیه است. تهران نمونه خوبی در این زمینه هست، اگر تاریخ شهر تهران رو خوب نگاه کنی چگونگی شکل گیری این دو مفهوم را به خوبی مشاهده میکنی، به هر حال عوامل جغرافیایی شروع کننده این بحثند، اما در ادامه عوامل دیگری چون عوامل اجتماعی، اقتصادی و روانشناسانه هم وارد بحث میشه و نتیجه رو شکل میده.
  14. با سلام به طور کلی به نظر من تفاوتهای ساختاری زیادی با هم ندارند و تقریبا هم معنی شمرده می شوند، اما بر حسب اینکه متن تخصصی شما در چه ارتباطی باشد ممکنه ترجیح داده بشه از یک کمه خاص استفاده کنید. مثلا اگر بحثهای بوم شناختی و زیستی باشه بیشتر از واژه Inhabitant استفاده میشه...اما اگر درباره سکونت در نواحی شهری و روستایی باشه احتمالا بهتره از Resident استفاده بشه...اما در بسیاری از متون در کنار هم به کار برده شده اند. اگر بسیار به کشف تفاوت آنها هستید ضرورت دارد با دیدگاه پدیدارشناسانه به آ«ها نگاه کنید.
  15. به نکته خوبی اشاره کردید، من درباره واقعیات و قطعیات حرف میزنم؛ این که یک کشور بدون حکومت در دنیا وجود نداره، یک واقعیته؛ حالا دیوید میلر اون گوشه بزار حرفش رو بزنه، ایراد نداره، نظریه پردازی ایراد نداره، ولی با واقعیت فرسنگها تفاوت داره. به نظر من حتی اگر نظرات دیوید میلر کاربست اجرایی پیدا بکنه، به ساختار پیچیده تری از حکومتهای امروزی خواهیم رسید. بحث برنده و بازنده حتی برای کودکان امروزی هم مفهومی نداره، ما که جای خودمون داریم. به نظر من شما برنده اید، چون بحث میکنید. اما بحثها باید به مستندات و منابع مطمئن باشه.
  16. سلام احساس میکنم دوربین مخفیه و بیهوده حرفهای من رو رد میکنی و بعد خودت دوباره اونها رو تایید میکنی!!!!! از یک طرف حرف من رو که میگم مردم در تعیین حکومتها نقش اساسی دارند رو رد میکنی، از طرف دیگه خودت قیامهای مردمی بزرگی رو که به دگرگونی حکومتها منجر شدند رو مثال میزنی!!؟؟ بالاخره موضع شما چیست؟ درباره بحث مربوط به دستور زبان هم من به بیان دیگاههای زبانشناسان بزرگ پرداختم...لزومی به توضیح بیشتر نداره. درک و فهم نظریه شیوه تولید آسیایی ویتفوگل نیازمند آن هست که شما اشراف کاملی بر نظریات مارکس، انگلس و نیز تاریخ ایران، چین، بین النهرین و آسیای مرکزی داشته باشی...اتفاقا ویفوگل در کتابش به نقش مردم خیلی خوب اشاره کرده!!!!کجای کتاب ویتفوگل نقش مردم را هیچ انگاشته؟؟ در مورد بحث حکمروایی و مثال وال استریت رو هم که زدید باید بگم معترضان خواهان پس گرفتن قدرت از حکومت نبودند...بحث یه چیزای دیگه ای بود، شعارها و پلاکاردهاشون دوباره نگاه کنیم، کجا خواهان پس گرفتن قدرت بودن؟؟؟؟ خواهشا دوباره در پستهای بعدی شیوه بحثتون رو عوض کنید، خواهشا البته...اول حرف من رو رد میکنید، بعد خودتون با چند مثال دیگه اونها رو تایید میکنید. بحث علمی تعارف ندارد، اما بیهوده نیز نباید بحث کرد، هر زمان که احساس کنم طرف دیگر بحث، دلایل منطقی دارد، بلافاصله بدون هیچ ترسی نظراتش را تایید میکنم. تایید نظر درست دیگران را هم مایه شرمساری خودم نمیدانم. واقعا اینگونه ام دوست من.
  17. دوست عزیز، نگاه من هم به این بحثها مثل شماست، یعنی دوست دارم بحث کنم البته با ذکر دلیل، تا نتیجه ای به دست بیاد... پس میریم سر بحثمون: اول اینکه صرف افعال در عربی دقیقا همان اشتقاق کلمات هست!!! یعنی به نظر شما صرف کلمات در عربی با انشقاق کلمات منافات دارد؟ بحث پیشوند و پسوند دوست عزیز جدای از بحث اشتقاق کلمات هست...خیلی بدیهی هست که اگر به اول می خورم یک نون بچسبونی، معنی متفاوتی خواهد داشت. در دستور زبان این پسوند و پیشوندها جدا بحث می شوند. درباره نقش مردم در تعیین حکومتها میتونی کتاب تاریخ هرودت، تاریخ گزنفون یا تاریخ طبیعی پلینی رو بخونی، البته باید با جون دل بخونی تا بتونی تحلیل کنی و گرنه روخونی فایده ای نداره. دوست من اگه تاریخ بین النهرین رو بخونی میبینی بر سر حکومت چه مناقشات طولانی صورت گرفته و چه تاریخ پر فراز و نشیبی رقم خورده...این درست که پادشاه از مقامی خداگونه برخوردار بود، اما همین پادشاه ها توسط مردم به زیر کشیده می شدند و شخص دیگری بر سریر قدرت نشانده می شد. تاریخ رو باید خوب خواند. اگر نظر شما را بپذیریم که حکمروایی به معنای واگذاری قدرت به مردم باشه، در این صورت به نظر شما دولت و حکومتی باقی خواهد ماند، در دمکرات ترین کشورهای جهان هم قدرت را به مردم واگذار نمی کنند، واگذاری شکلی محلی داشته و وظایف تصدی گرایانه دولت را تحت الشعاع قرار نمی دهد. بیان نظریات مختلف هم اصلا اشکالی ندارد، اما باید قدری درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن آنها تامل نمود، باید درستی یا نادرستی آنها را در دنیای واقعی سنجید.
  18. از آقای دیوید میلر بپرسید آیا در جهان سرزمین بدون حکومتی را می شناسد؟؟ شما ظاهرا به مرز نظریه پردازی و واقعیت توجهی ندارید...سالهاست درباره موضوعات مختلف نظریه پردازی میشود، اما تنها آنهایی که به یاری تجربه مورد آزمون و اثبات قرار می گیرند، به قانون تبدیل می شوند. حتی اگر یک درصد این حرفها درست بود باید حداقل یک کشور بدون حکومت وجود می داشت دوست عزیز...
  19. سلام دوست عزیز؛ شما دقیقا با نوشته هایتان، نظرات من را تایید کردید، برای نمونه در زیر به برخی از آنها اشاره میکنم. اشتقاق کلمات مختص زبانهای هندواروپایی نیست؛ در همه زبانها انشقاق کلمات وجود دارد. دو کلمه ای را که به عنوان مثال ذکر کردید، بهتر بود در فرهنگ لغت معانیشان را نیز دوباره دقیق تر می دیدید، چرا که دو واژه هم معنا هستند و به دعوی شما اصلا با هم معنی متفاوتی ندارند. درباره معنی حکومت نیز، شما دقیقا نوشته من را تایید کردید، اشاره به یک ساختار ... اما در مورد نقش مردم در تعیین حکومتها...اگر کتابهای تاریخی باستان را مطالعه کرده باشید، دقیقا به این نتیجه خواهید رسید...نه تنها مردم ایران باستان، بلکه همه مردم جهان در شکل گیری حکومت کشورشان نقش داشته اند؛ این نقش به چند گونه است، یا بی اعتنا و بی تفاوت، و یا موثر و فعال؛ در هر دو صورت قطعا این مردم در شکل گیری حکومت تاثیر داشته اند. موارد گوناگونی در تاریخ ایران باستان از هر دو گونه وجود دارد. دلیل وجودی حکومت نیز لازم به توضیح ندارد، شاید شما اولین نفری هستید که بر عدم ضرورت حکومت تاکید میکنید.!!!!! از افلاطون و ارسطو و فارابی و نظام الملک همگی بر وجود دولت و حکومت برای تسهیل امور تاکید کرده اند...حال شما با کدام منطق این نظریه را مطرح میکنید؟ با نظر ابن خلدون هم موافقم، در نوشته قبلی هم بر سقوط حکومتها اشاره کرده ام. معنای حکمروایی کاملا مشخص هست...خواهشا شما مشخص کنید چگونه سطح آن را بیشتر از واگذاری اختیارات به مردم می دانید!!!مگر به غیر از واگذاری چیز دیگری باقی خواهد ماند...فرض کنید شما یک سیب دارید و آن را به کس دیگری واگذار میکنید....آیا چیز دیگری باقی خواهد ماند؟؟؟؟؟ نردبان مورد اشاره نیز درباره مشارکت مردم هست که بالاترین سطح آن به مشارکت فعال مردم اختصاص دارد...در کجای این نردبان مفهوم مورد اشاره جنابعالی (بیشتر از واگذاری) نهفته است؟
  20. سلام حکومت و حکمروایی (Goverment و Governece) هر دو واژه هایی هستند که از یک ریشه مشتق می شوند، پس اصلا با یکدیگر هیج تناقض یا همپوشانی ندارند، اما معانی آنها اندکی با یکدیگر تفاوت دارد. حکومت به ساختار، و حکمروایی به شیوه اجرا اطلاق می گردد. مقیاسهای متفاوتی هم دارد، از سطح جهانی گرفته تا سطوح منطقه ای، ملی، شهری و روستایی. حال اگر این منطق را بپذیریم پس باید سوالات را دوباره طرح کرد تا پاسخی به آنها داده شود. اما به طور کلی ساختار هر حکومتی و چگونگی هر حکمروایی را مردم تعیین می کنند. بر خلاف نظر برخی دوستان به نظر من این مردم هستند که حکومت را شکل می دهند و شیوه اجرای امور را مشخص می کنند. موارد نادری در همه جای دنیا هست که گروهی نظر خود را به زور به مردم دیکته می کنند، اما این موارد در بلندمدت قطعا دچار مشکل خواهند شد. وجود جکومت هم قطعا لازم و ضروریست و بالطبع هر حکومتی یک شیوه حکمرانی را خواهد داشت. از دوران باستان تا به امروز نیز همواره به همین شکل بوده است. اما در سالهای اخیر جنبشی برای واگذاری برخی از وظایف حکمرانی به مردم و با مشارکت آنها آغاز شده که به حکمرانی محلی (نمونه شوراها و انجمن های شهر و روستا) معروف هست.
  21. آی گفتی.... این مساله کمک کردن به هم فراموش نشه خیلی مهمه...علی الاصول هدف هر انجمنی به اشتراک گذاری تجربیات، ایده ها، داشته ها و همکاری هست.....اما متاسفانه...اما متاسفانه در بسیاری از این انجمنها این اهداف فراموش میشه و اهداف و نیات دیگری پیدا میشه که با اساس و زیربنای وجودی پیدایش انجمنها متناقضه....برای نمونه میشه مثلا تعداد پستهای برخی از کاربران را بررسی کرد. ممکنه به قول عمو پورنگ هزار و شصت و شونزده تا پست داشته باشه...اما هزار و شصت و پونزده تای اونها حرفهای خاله زنکی و اسپم و نظایر این باشه...جالبتر این هست که خوانندگان این پستها نیز الکی الکی از اونها تشکر میکنند...بعضی وقتها میمونم واقعا برای چی تشکر باید کرد وقتی یه اپسیلون به بار علمی انجمن کمکی نمیکنه...واقعا چرا... امیدوارم روز به روز معنای واقعی انجمن و هدف از تشکیل اون رو بهتر بفهمیم....هممون.
  22. سلام در جایی که ما زندگی میکنیم اصلا واژه های تعامل، مشارکت، همکاری و...فقط کلمه هستند، به عبارتی فعلیتی وجود ندارد در حال حاضر و گرنه در قرون گذشته به هبهترین وجه در ابعاد اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی و از جمله معماری و شهرسازی تعامل وجود داشته است. این که چرا تعامل وجود ندارد، داستان مثنوی 70 من کاغذ هست؛ بحث درباره آن بسیار بیهوده (چون اصلا فرصت کافی برای جمعبندی وجود نداره)؛ اما یک نکته هم وجود داره و اون این هست که اندک تعاملاتی که میان این دو به ظاهر برقراره رعایت نمیشه. مثلا بر خلاف نظر محمد که میگه درباره نماها ضوابطی وجود نداره؛ اتفاقا شواریعالی ضوابطی در این زمینه برای شهرهای بالای 50 هزار نفر مصوب کرده، ولی کجا اعمال میشه...چه کسی باید نظارت کنه...و سوالات بیشماری که پاسخگویی به آنها هم زمان بسیار زیادی را لازم دارد.
  23. raypuor

    نظر سنجی لوگوی برتر

    سلام به دوستان من نوشته های خودم و برخی دیگر از دوستان رو که انتقاد داشتند، نگاه کردم...الله وکیلی (با تاکید) منصفانه بود و هیچ نیت و منظورسوئی هم در اون دیده نمیشد؛ اتفاقا در هر بحث علمی باید چالش و بحث جدی (بدون توهین) وجود داشته باشه و گرنه هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد. اینکه یه کاری انجام بشه و همه دورشو بگیرن و الکی دست بزنن و بگن دمت گرم که درست نیست......منصفانه باید ضعفها را گوشزد کرد (در حد توان علمی)....انتظار میره حالا هر کس به این نقدها ایراد داره جواب منصفانه بده و از طرحها دفاع کنه....شاید منتقدین هم قانع شدند. به نظرم این بهترین راهه....
  24. raypuor

    نظر سنجی لوگوی برتر

    به نظر من: یک اشتباه بسیار رایج ایرانیها درباره مساله لوگوسازی این هست که اکثرا با الفبا دست و پنجه نرم میکنند و به مفهوم اصلا کاری ندارند؛ در حالیکه این دو باید در کنار هم دیده شوند. درباره لوگوی انجمن به نظرم باید به مفاهیمی چون اندیشه نو، فکر جدید و ...توجه شود. ایده خلاق و نوآورانه تنها به پیچ و تاب حروف الفبا محدود نخواهد شد.
  25. سلام ایده اصلی این تفکر به نظریات والتر کریستالر آلمانی برمیگرده. لازم هست که نظرات کریستالر را به دقت بخونید...بقیه همه کپی پیس حرفهای کریستالره...یه کتابی به نام سطح بندی سکونتگاههای روستایی در ایران نوشته دکتر عباس سعیدی انتشارات بنیاد مسکن وجود داره که تو مقدمش هر آنچه بخواهی خواهید یافت. بهترین منبع فارسی هست بدون شک.
×
×
  • اضافه کردن...