masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 ﺍﺷﻚ ﻫﺎ ﻗﻄـﺮﻩ ﻧﻴﺴﺘﻨـﺪ ! ﺑﻠﻜﻪ ﻛﻠﻤـﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨـﺪ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻓﺘﻨـﺪ .... ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃـﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ : پیـﺪﺍ ﻧـﻤﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﻌﻨــﻰ ﺍﻳﻦ ﻛﻠﻤـﺎﺕ ﺭﺍ ﺑــﻔﻬﻤـﺪ ... !!! 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 اگر عمر دوباره داشتم برای دروغ هایی که به من میگفتند قهرهای بلندمدت نمی کردم. اعصابم را خرد نمی کردم. به جایش سرم را پایین میگرفتم و آرام می گذشتم. از اشتباه خودم می گذشتم. از اشتباه آفرینش می گذشتم. از "آدم" می گذشتم. 3
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 آدمها شبیه شمع هستند, هرلحظه ممکن است نسیمی خاموششان کند, پس تا زمانی که هستند ار نورشان لذت ببر... 3
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 اگر عمر دوباره داشتم به اتفاقهای ساده عمیقتر، و به برخوردهای جدی سطحی تر، نگاه میکردم. 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 نفس مي کشم ، تا به جاي مرده ها خاکم نکنند ! اينگونه است حال من ، چيزي نپرس . . . 3
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 دلَـــــم یکـــــ کــوچــــه میخـــــواهَــــد بـــی بــــن بَستــــ . . . وَ بــــارانـــی نَــــم نَــــم . . . وَ یکـــــ خـــــدا ، کـــــه کَــــمی بــــا هَــــم راه بــــرَویـــــم !! هَـمـیــ ـن . . . . 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 آدم هــا بـراي هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد، امــا نـه وقتــي کــه در ميانشــان هســتي، نــــــــه..، آنجــا کــه در ميــان خـاک خوابيــدي، "سنـــگِ تمــام" را ميگذارنـد و مــي رونــد !!! 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 29 مرداد، 2015 چـه مـیـشـد اگــر روزِ تـولـدم … مــامــا بـه پـدرم میـگـفـت : مــتـاســفـم 2
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 1 شهریور، 2015 ديروز همچين بادوچرخه خوردم زمين درست مثل يه كرم رو زمين ميلوليدم از درد و دنبال يه نفس ميگشتم كه نفس بكشم.. و چه حس بدي بود هيچ وقت صحنه اسمون رو كه نگاه ميكردم و از خدا درخواست ميكردم بهم نفس بده رو فراموش نميكنم ... بعداز اينكه اورژژانس اومد بالا سرم و يه مقدار گذشت حالم جا اومد.. نشستم با برادرم كلي خنديدن.. بين مرگ و خنده و زندگي و تمام لحظات سخت خدا و لحظات خوب خدا فاصله اي وجود نداره والا 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 4 شهریور، 2015 زنگ زدم به دكترم.. ازم خيلي شاكي... اينكه ديگه نرفتم و شاكي شده.. وگفته ديگه هراتفاقي برات بيفته من مسئول نيستم.. ومن گفتم باشه مسئول نباش.. ولي قبول نكرد بايد بهش دست خط بدم .. اينو ديگه نديده بودم كه بايد دست خط بدي به دكتر.. نميدونم در هرصورت ديگه من ادامه درمانمو نميرم.. يا اينورم يا اونور.. ميخوام همينجوري پيش برم... خداروشكر فعلا خوبم.. 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 خودت باش .. کسی هم اگر خوشش نیامد نیامد ..! اینجا کارخانه مجسمه سازی نیست ... 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 امروز درختی را بعد از یکسال دیدم خشکیده بود ... گفتم چرا خشکیدی؟ گفت بعد از آن روز که تو رفتی ... یارت را با دیگری دیدم زیر سایه ام می نشست و به تو میخندید ... 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 یعقوب به من آموخت وقتی زندگیت كنارت نیست.....كوری بهتراست. 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 ای دزدان دریایی بیایید من دل به دریا زده ام همه دار و ندارم برای شما این همه تنهایی حلالتان باشد 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 خسته از روزهای تکراری افسرده از بازی روزگار دل زده از مردم دنیا آزرده خاطر از همه شکست های پی در پی و .... و .... و .... و .... و اینها همه تاوان است تاوان یک نگاه یک نگاه و لرزش دل کاش فرصت برای امتحان کردن وجود داشت 1
masi eng 47044 مالک ارسال شده در 6 شهریور، 2015 گفتم دلــم از شیشه است میشکنه ! گوش نکردی فشارش دادی هم دل من شکست هم دســت تو برید ... 1
ارسال های توصیه شده