masi eng 47046 ارسال شده در 29 مرداد، 2015 لطفا در اين تاپيك چيزي ننويسيد.. نميدونم تاپيك رو درست زدم يانه.. ميخوام دلنوشته هامو اينجا بنويسم.. 5
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 روزگارم را سیاه کردند آن وقت می گویندشب است. خنده دار است !!! اینجا تا پیراهنت را سیاه نکنی نمی فهمند چیزی را از دست داده ای !!!!! 4
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 نه حوصله دوست داشتن دارم ؛ نه میخواهم کسی دوستم داشته باشد. این روزها سردم . مثل "دی " ، مثل "بهمن " ، مثل "اسفند" مثل "زمستان" . نه به آمدنی دلخوشم و نه از رفتنی غمگین ! این روزها پرم از سکوت... 4
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 غمگینی آدم هایی که دوستشان دارم غمگینم می کند گاهی دلم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم شاید خنده یادشان بیاید اینکه کاری از دستم بر نمی آید اینکه زورم به دنیا نمی رسد تلخ است،خیلی تلخ… چرا كسي نميتونه منو بخندونه..!!!يعني واقعا اوناهم باور كردن به نبودنم 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 سکوت می کنیم.... به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند ! سکوت می کنیم... به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند ! سکوت می کنیم... برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . . و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست ! سکوت می کنیم ! آخ ! دیدی چه شد ؟! من با همین کلمات سکوتم را شکستم...... باهم بودن كنار خانوادم 3
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 ســـرم را نـه ظلــم مـی تـوانـد خــم کنـد نـه مــرگ نـه تـرس ســرم فقــط بـرای بــوسیـدن َ دســت های ِ تــو خـــم مـی شــود...... براي پدرم براي مادرم... كاش باشمو هرروز دستاشونو ببوسم... من نباشم كي دستاشونو ميبوسه.. 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 این شـب ها چقدر دلـــــــم می خواهد کســی آرام بــهم بگویـد:" بـمیـری انشاالله " و من فـریــــاد بـــزنم: " آمـــــــــــیـن " 3
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 دلی که می خواد بمونه تنی که باید بره حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره بی خیال حرفایی که تو دلم جامونده ديشب به اين نتيجه رسيدم بعضي اوقاتم داري از غم ميتركي نبايد حرف بزني.. شايد كسي دلش بگيره خوب حق دارن ديگه 3
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 نگران دلتنگی هایم نباش اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد پس بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی ... 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 فقط برای خودم هستم " مـــن...! " خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ ... نه زیبایم و نه نه محتــــــاج نگاهی...! 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 بو می کشم می خوای بباری دل دل نکن سخت نیست به خدا نترس من اینجام می گیرمت بپر همه چیز آماده است گلها دست های خواهش زمینند ببار این همه اشتیاق چه چیزی تو رو تشویق می کنه که بباری؟ التماس........ 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 زندگی به مرگ گفت: چرا آمدن تو رفتن من است؟ چرا خنده تو گریه من است؟ مرگ حرفی نزد! زندگی دوباره گفت: من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه. من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی. مرگ ساکت بود. زندگی گفت: رابطه من و تو احمقانه است! زنده کجا، گور کجا؟ دخمه کجا، نور کجا؟ غصه کجا، سور کجا؟ اما مرگ تنها گوش می داد. زندگی فریاد زد: دیوانه، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم؟؟؟ و مرگ آرام گفت: تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت چه بیهوده اید.... 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 اینجا دیگه آخره خطه،آخره آخرش نمی دونم بعده رفتنم چی میشه 1
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 باور کن......! باور کن میشود گریه کرد بدون اینکه کسی بفهمد.......! میشود دل شکست بدون اینکه صدایی بیاید....! میشود خندید،وقتی در غمگین ترین لحظاتی.....! میشودگفت دوستت دارم،بدون اینکه سخنی بگویی....! میشود عاشق شد، حتی وقتی بچه ای بیش نیستی.....! و میشود فریاد زد.....! حتی وقتی سکوت کرده ای......! سـکـــوت...............! 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 بهار.........! بهار را دوست دارم چون مثل بال های پروانه رنگارنگ است.......! باران ......! باران را دوست دارم........! چون می شود زیر آن گریه کرد......! و کسی متوجه اشک هایت نشود........! و باران برای همین زیباست.......! درد......! درد را از هر طرف بنویسی درد است......! 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 همیشه راهی هست..... همیشه خیابانی برای عبور حتی یک طرفه در حوالی تنهایی هست همیشه دری نیمه باز برای تو هست که بیایی و دل بسپاری به حرفهای من 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 مثل کبریت کشیدن در باد... زندگی دشوار است... من خلاف جهت آب شنا کردن را،مثل یک معجزه باور دارم... آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد... هرچه باداباد!... 2
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 عمق فاجعه را دلقکـــی فهمید که به زور جلوی گــریه اش را گرفت تا گـریم خــنده اش پاک نشود.. 1
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 يه وقتايي هست خيلي فكر ميكني زرنگ روزگاري ولي ميبيني نه روزكار از تو زرنگ تره.. اون موقع است به زانو ميشيني دست ميكشي به زمين ميگي يعني حقيقت داره.. ميتوني بلند شي يانه.... حس خيلي بديه .. كه تجربه ايشالله نكني 1
masi eng 47046 سازنده ارسال شده در 29 مرداد، 2015 کمی عوض شدم دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم به کسی تکیه نمیکنم از کسی انتظار محبت ندارم خودم بوسه میزنم بر دستانم سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم چقدر بزرگ شدم ........ 1
ارسالهای توصیه شده