رفتن به مطلب

چشماتون رو ببندید


ارسال های توصیه شده

من اینجوری چیزی جلو چشمم نمیاد چون دارم به موضوع فک میکنم باید بدون اطلاع و یه دفعه ای باشه که چیزی روتو تصوراتم ببینم:w16:

  • Like 7
لینک به دیدگاه
  • پاسخ 49
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

الان چشامو بستم.حس ميكنم كنار دريا هستم.. واي صداي دريا مياد.. باتمام وجودم حسش ميكنم دمپايامو دراوردم. يخ بودن اب دريا رو حس ميكنم. كه به ارامي روي سينه پامو داره نوازش ميده و صداي برگشت اب روي سنگهاي كنار دريا واي خيلي دلنشينه.. حس بودن و تنها بودن با خدات. حس به اسمون نگاه كردن و دريا و ستاره .. يه جو اروم و سرد هوا و اب ...بي اختيار خودتو جمع ميكني كه كمي گرم بشي .. كسي از پشت يه چيزه گرمي روت بندازه و يه ليوان نسكافه داغ دستت بده و باتمام وجود برگردي رو به اسمون بگي خدايا شكرت.. شكرت به داده و ندادت..... ولي انصافا درياب مارو...

بعد بشيني كنار ساحل و دستتو بزني به اب دريا و دعا ني. و اب دريا رو بريزي رو صورتت بگي.. نعمتتو شكر... ولي چقدر سوره هاااا:ws3:

بعد دوتا سنگ برداري و نيت كني بندازي تو اب دريا .. واي حسش خيلي قشنگه.. خدايي هم انگار همونجا بودم/باجون و دل بخون .. حسمو درك ميكني.:a030:

  • Like 6
لینک به دیدگاه
الان چشامو بستم.حس ميكنم كنار دريا هستم.. واي صداي دريا مياد.. باتمام وجودم حسش ميكنم دمپايامو دراوردم. يخ بودن اب دريا رو حس ميكنم. كه به ارامي روي سينه پامو داره نوازش ميده و صداي برگشت اب روي سنگهاي كنار دريا واي خيلي دلنشينه.. حس بودن و تنها بودن با خدات. حس به اسمون نگاه كردن و دريا و ستاره .. يه جو اروم و سرد هوا و اب ...بي اختيار خودتو جمع ميكني كه كمي گرم بشي .. كسي از پشت يه چيزه گرمي روت بندازه و يه ليوان نسكافه داغ دستت بده و باتمام وجود برگردي رو به اسمون بگي خدايا شكرت.. شكرت به داده و ندادت..... ولي انصافا درياب مارو...

بعد بشيني كنار ساحل و دستتو بزني به اب دريا و دعا ني. و اب دريا رو بريزي رو صورتت بگي.. نعمتتو شكر... ولي چقدر سوره هاااا:ws3:

بعد دوتا سنگ برداري و نيت كني بندازي تو اب دريا .. واي حسش خيلي قشنگه.. خدايي هم انگار همونجا بودم/باجون و دل بخون .. حسمو درك ميكني.:a030:

 

 

:ws49::ws50::ws41:

  • Like 3
لینک به دیدگاه

من یاده اون روزی افتادم که برا تفریح رفته بودیم بیرون.. من از رو درخت خودمو پرت کردم تو آب...:ws3:

البته تعادلم رو از دست دادم.. :icon_pf (34):ولی زیادم بد نشد چون بعده من همه اومدند توی آب :w58:

  • Like 5
لینک به دیدگاه
  • 3 هفته بعد...

چشمامو میبندم ولی از ترسم زود باز میکنم چون در یک لحظه تمام چیزهای رو که میخوای نبینی میان جلوی چشمات یک لحظه تصور کنید

  • Like 3
لینک به دیدگاه

والا الان چشمام رو که می بندم خوابم می گیره

ولی معمولا خیال هایی رو تجسم می کنم که 100 درصد مطمئن هستم امکان ناپذیره

  • Like 3
لینک به دیدگاه
والا الان چشمام رو که می بندم خوابم می گیره

ولی معمولا خیال هایی رو تجسم می کنم که 100 درصد مطمئن هستم امکان ناپذیره

 

 

سعی کن از خواب بیدار شودی چشمات رو ببنیدی شوخی بود ها داداش

  • Like 4
لینک به دیدگاه
سعی کن از خواب بیدار شودی چشمات رو ببنیدی شوخی بود ها داداش

 

به جای شوخی بود از علامت جهانی:ws3: استفاده کن:ws3:

  • Like 3
لینک به دیدگاه

×
×
  • اضافه کردن...