رفتن به مطلب

نمایشگاه کتاب 93 به روایت نواندیشان :دی


پست های پیشنهاد شده

کرمانشاه خیلی مهمون نوازن:gnugghender:

شوخی کردم باشه معتاد خودمم:icon_gol:

 

بقیه دوستانی که رفتن میتینگ خاطره ندارن بنویسن بخندیم؟:w02:

 

خدا نکنه منم شوخی کردم جیگرتو:w16::icon_gol:

لینک ارسال
  • پاسخ 261
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

اتفاقا با مینا(مینی) گفتیم نیمدی چرا:ws38:

یهو داغ دلش سر جشن فارغ التحصیلیشون تازه شد:ws3:

 

 

 

w58.gif

 

دمت گرم:ws3:

 

 

 

آره بابا

دو تا رو هم شوهر دادیم:w02:

 

 

 

 

کی خرید پس؟w58.gif

منظور از دو دسته چیه؟:ws38:

 

باید بهت جایزه بدن واسه کار خیری که کردی

از این به بعد مشاور ازدواج شو:ws28:

لینک ارسال
اصن من میخوام از مدیریت استعفا بدم :|

 

محمد یه ناهار ورشکستت میکرد :|

 

خودت داری میگی یه ناهارا. کم نیست که. اسمش یه ناهاره :ws3: این جماعت نواندیشانو بالاخره شناختم دیگه تو این قرارا. :ws3: واسه همین حتی جعفرم زنگ زد یه بار گفت بچه ها کسی ناهار میخواد بگیرم بیارم. میدونستم بخواد بیاره، هیشکی رحم نمیکنه :banel_smiley_4: گفتم نه کسی نمیخواد خودت بخور :ws3:

قبلشم حرفی از ناهار اینا نزده بودم و تو انجمنم بهت گفتم دیگه :w02:

لینک ارسال
اتفاقا با مینا(مینی) گفتیم نیمدی چرا:ws38:

یهو داغ دلش سر جشن فارغ التحصیلیشون تازه شد:ws3:

 

 

 

w58.gif

 

دمت گرم:ws3:

 

 

 

آره بابا

دو تا رو هم شوهر دادیم:w02:

 

 

 

 

کی خرید پس؟w58.gif

منظور از دو دسته چیه؟:ws38:

 

 

کیا شوبل دادی

لینک ارسال
اتفاقا با مینا(مینی) گفتیم نیمدی چرا:ws38:

یهو داغ دلش سر جشن فارغ التحصیلیشون تازه شد:ws3:

 

 

 

w58.gif

 

دمت گرم:ws3:

 

 

 

آره بابا

دو تا رو هم شوهر دادیم:w02:

 

 

 

 

کی خرید پس؟w58.gif

منظور از دو دسته چیه؟:ws38:

 

منظورش اینه زحمت خریدش با میلاد بود. زحمت پولش با خود حمید بود :ws28:

لینک ارسال
اتفاقا با مینا(مینی) گفتیم نیمدی چرا:ws38:

یهو داغ دلش سر جشن فارغ التحصیلیشون تازه شد:ws3:

 

 

w58.gif

 

دمت گرم:ws3:

 

 

 

آره بابا

دو تا رو هم شوهر دادیم:w02:

 

 

 

 

کی خرید پس؟w58.gif

منظور از دو دسته چیه؟:ws38:

 

من خشنود فک میکردم که این هفته هست :دی!!

 

بعد یهو تاپیک خاطرات رو دیدم هنگ کردم!!

 

توی تاپیک تاریخ هم دیدم و اینکه بچه ها میکن چطوره نمایشگاه و اینا اما باز هم گفتم اینا چه خوشالن میتینگ که هفته دیگس:w58:

 

اوه اوه فارغ التحصیلی:icon_pf (34):

لینک ارسال
خودت داری میگی یه ناهارا. کم نیست که. اسمش یه ناهاره :ws3: این جماعت نواندیشانو بالاخره شناختم دیگه تو این قرارا. :ws3: واسه همین حتی جعفرم زنگ زد یه بار گفت بچه ها کسی ناهار میخواد بگیرم بیارم. میدونستم بخواد بیاره، هیشکی رحم نمیکنه :banel_smiley_4: گفتم نه کسی نمیخواد خودت بخور :ws3:

قبلشم حرفی از ناهار اینا نزده بودم و تو انجمنم بهت گفتم دیگه :w02:

 

حالا چرا میزنی؟:sigh:

 

:sigh:

لینک ارسال

ببنید یه بختیاری رو ناراحت کردیدددددددددددددددددددددددددددددددددد:banel_smiley_4:

 

 

وقتی با اجر کرد دنبالتون ن ن حالتون جا میادددددددددددددددددددددددددددددددددددد:ws3:

لینک ارسال
دستتون درد نکنه :icon_gol:استارت خوراکی با شما بود دیگه:w02: .. شکلات دادید بچه ها امضا و خاطرات بنویسند :ws3:

 

 

 

 

وقتشم کم نبود ... بچه ها مثل اینکه غریبی میکردن ... :ws38::ws3:

هرکدوم دسته های چند نفره شده بودن زیر سایه درخت برای هم خاطره تعریف میکردن :ws3:

مدیونین اگه منظورتون ما بوده باشیم:ws3:

 

 

 

من دوست داشتم بیام حتی قرار هم شد بیام

بخاطر مسافرت چند روز مرخصی گرفتم. و مدیر دیگه مرخصی بهم نمیداد. :ws37:

خیلی خیلی دوست داشتم بیام.

مخصوصا اینکه محمد بهم گفته بود تو بیا ناهار هم با خودش... البته من شک کردم ... تقریبا مطمئن بودم که این محمد نیست و بدل اونه.

 

نشد بیام ولی هر کی بود نوش جونش :ws3:

از محمد یک تار مو کندن غنیمت نیست.... معجزه اس :ws3:

اتفاقا حرفت شد، بعد یه بچه ها نشونه ازت داد، کلی خندیدم:ws3:

آقا محمد مگه چیزی داد؟:ws38:

 

 

 

دوستانی که بعد از رفتن ما بستنی خوردن کوفتشون نشه ولی دارم براشون...این دومین بار هست که بمن خیانت بستنی شده

ما که برگشتیم، نه شما بودین، نه شیرینی:|hanghead.gif

 

 

100% تایید میکنم:ws3::ws28:

 

 

توم رفته بودی جعفر خان؟:sigh:

 

ممد یه عکس میگرفتی خو:icon_razz: (خانومارو توش راه نمیدادی حرصشون بگیره:ws28:)

عمرا ما وایسیم عکس بگیریم:w02:

 

 

 

تو کهزود رفتی گندم جون

منظورم اونایی بودک ه ازول تا آخر بودن و تحویل نگرفتن:|

ما که یه گندم بیشتر نداریم :)

:|

 

 

 

باید بهت جایزه بدن واسه کار خیری که کردی

از این به بعد مشاور ازدواج شو:ws28:

اتفاقا من هیچ کاره بودم:ws3:

 

 

 

کیا شوبل دادی

میخوای از لیست خطشون بزنی؟:ws3:

 

 

 

منظورش اینه زحمت خریدش با میلاد بود. زحمت پولش با خود حمید بود :ws28:

:banel_smiley_4:

گیرت نیارم خوش فکر....

ممنون آقا حمید:icon_gol:

 

 

 

 

من خشنود فک میکردم که این هفته هست :دی!!

 

بعد یهو تاپیک خاطرات رو دیدم هنگ کردم!!

 

توی تاپیک تاریخ هم دیدم و اینکه بچه ها میکن چطوره نمایشگاه و اینا اما باز هم گفتم اینا چه خوشالن میتینگ که هفته دیگس:w58:

 

اوه اوه فارغ التحصیلی:icon_pf (34):

:banel_smiley_4:

لینک ارسال
مدیونین اگه منظورتون ما بوده باشیم:ws3:

 

 

 

 

اتفاقا حرفت شد، بعد یه بچه ها نشونه ازت داد، کلی خندیدم:ws3:

آقا محمد مگه چیزی داد؟:ws38:

 

 

 

 

ما که برگشتیم، نه شما بودین، نه شیرینی:|hanghead.gif

 

 

 

عمرا ما وایسیم عکس بگیریم:w02:

 

 

 

 

:|

 

 

 

 

اتفاقا من هیچ کاره بودم:ws3:

 

 

 

 

میخوای از لیست خطشون بزنی؟:ws3:

 

 

 

:banel_smiley_4:

گیرت نیارم خوش فکر....

ممنون آقا حمید:icon_gol:

 

 

 

 

 

:banel_smiley_4:

 

 

ن اما ماجرا جالب شددددددددددددددددددددددد:ws3:

لینک ارسال
ببنید یه بختیاری رو ناراحت کردیدددددددددددددددددددددددددددددددددد:banel_smiley_4:

 

 

وقتی با اجر کرد دنبالتون ن ن حالتون جا میادددددددددددددددددددددددددددددددددددد:ws3:

 

الان این دلداری بود؟ تهدید بود؟

همدردی بود؟

:banel_smiley_4:

لینک ارسال
الان این دلداری بود؟ تهدید بود؟

همدردی بود؟

:banel_smiley_4:

این قابل توجه بقیه بود که دو تا پا دارن دو تا هم قرض بگیرن و فرارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر:hapydancsmil: کنن

لینک ارسال
این قابل توجه بقیه بود که دو تا پا دارن دو تا هم قرض بگیرن و فرارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر:hapydancsmil: کنن

 

اصن تو این انجمن هیشکی منو دوس نداره منم نمیام دیگه:sigh:

لینک ارسال

جریان چیه الان نن :banel_smiley_4:

 

 

 

شنیده شده عده ای سود جوو و و و شکلات های که کمک مردمی بود رو اونجا در بازار ازاد با تخفیف نمایشگاه باز به بچه ها میفروختن :banel_smiley_4:

لینک ارسال

ما که برگشتیم، نه شما بودین، نه شیرینی:|hanghead.gif

 

 

عزیزم منظورم شما نبودین...اتفاقا سعادت نداشتم ببینمتون:hanghead:

 

منظورم دوستانی هست که در صحنه حضور داشتن...شیرینی ام خوردن اما یه ندا ندادن که بمونیم واسه بستنی:whistles:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...